تبليغاتX
اخبار صوفیه

هو

121

 

« يريدُونُ أَن يطفِوُا نُورَ اللهِ بِأَفواهِهِم وَ يأتِي اللهُ إِلّا أَن يتِمَّ نُورَهُ وَلَو کَرِهَ الکافِروُن »

مي خواهند نور خدا را با سخنان خويش خاموش کنند و خدا جز به کمال رساندن نور خود نمي خواهد ، هر چند کافران را خوش نيايد

 

چراغي را که ايزد برفروزد      هر آن کو پف کند ريشش بسوزد

رياست محترم کانون وکلاي دادگستري مرکز

با سلام ، حضرتعالي قطعاً ، واقعه تأسّف بار حمله به حسينيّه شريعت قم و يورش به دراويش سلسله نعمت الّلهي سلطانعليشاهي گنابادي و ضرب و شتم و شکنجه و آزار روحي و جسمي و دستگيري و بازداشت آنان توسّط عدّه اي خود سر و ناشناس و ذي نفوذ امّا نفوذي و معاند نظام اسلامي تحت لواي مأمورين امنيّتي و سپس تشکيل محاکمه عقيدتي و صدور حکم بر مجازاتهاي اصلي و تتميمي دراويش را با عناوينی مجرمانه چون اخلال در نظم عمومي و تمرّد نسبت به مأمورين دولت ، رصد نموده و از اقدامات صورت گرفته مطّلع مي باشيد .

من باب ايضاح به استحضار مي رساند در اين حکم صادره بدوي عليه دراويش ، دو تن از همکاران ارجمند به نامهاي آقايان فرشيد يدالّلهي و اميد بهروزي نيز که به عنوان وکلاي محترم متولّي موقوفه و دراويش سلسله به قم عزيمت و به دفاع از حقوق حقّه موکّلين خود پرداختند ، مورد بازجوئي و محاکمه شعبه 112 دادگاه عمومي جزائي قم قرار گرفته و محکوم به « يک سال حبس و 74 ضربه شلّاق تعزيري و پرداخت ده ميليون ريال جزاي نقدي و 5 سال محروميّت از اشتغال به امر وکالت و معرّفي ماهيانه خود به ستاد خبري اطّلاعات شهرستان محلّ سکونت به مدّت 2 سال » شدند که البتّه اين دادنامه صادره بدوي خلاف موازين ومقرّرات شرعي و قانوني بوده و محکوم به نقض است و تقاضاي تجديد نظر از آن نيز با دلايل موجّه و جهات قانوني ، تقديم دادگاه تجديد نظر استان قم خواهد شد . امّا لازم است مواردي را با شخص جنابعالي در ميان گذارم :

در سفالين کاسه رندان به خواري منگريد    کاين حريفان خدمت جام جهان بين کرده اند

آقاي رئيس ، وکيل دادگستري به منزله نورافکني است که اطراف و جوانب قضيّه را روشن تر مي سازد و ابعاد مختلف قضيّه را براي قاضي مشخّص تر مي کند و وي بهتر مي تواند حقيقت را ببيند که در اين راستا و در موضع دفاع از تأمينات شغل قضاء برخوردار است . امّا متأسّفانه همکاران محترم ما در اين پرونده بلادليل و بر خلاف تأمينات شغلي ، در مقام دفاع از حقوق موکّلين خود ، مورد بازجوئي و محاکمه غيرقانوني آنها که اجتهاد خويش را در مقابل نصّ معتبراً اجرا مي کنند ، قرا گرفته و اينگونه به مجازات سنگيني محکوم گرديده اند .

آقاي رئيس ، در نظامهاي قضائي سابق همواره کانون وکلاي دادگستري نه تنها مأمن وکلاء بلکه مأمن مردم نيز بوده و همواره وکيل از شأن و منزلت والائي برخوردار بوده است . امّا امروز قاضيان نيم قاضي به راحتي به حيثيّت و شرافت شغلي وکيل اهانت نموده و او را به پاي ميز محاکمه کشانده و مجازات مي کنند و کانون وکلاء نيز موضعي منفعلانه در خصوص اينگونه جنايات ، اتّخاذ مي نمايد .

آقاي رئيس ، من در اسفند ماه 1384 ، پس از وقايع شرم آور قم عليه دراويش ، با کانون وکلا مکاتبه نمودم که اين درخواست طي نامه شماره 22961 در دبيرخانه کانون به ثبت رسيد امّا با دستور رياست وقت کانون به کميسيون حمايت ، عملاً به بايگاني سپرده شد . آيا معناي امنيّت وکيل در حين انجام وظيفه اين است ؟ آيا مأمن بودن کانون براي وکلاء و مردم بايد فداي فشارها و اعمال سلايق شخصي و تعصّبات غير معقول عدهّ اي نفوذي در کشور شود ؟

آقاي رئيس ، فرزندان اين مملکت با ذوق و شوق در دانشکده هاي حقوق تحصيل نموده و دائماً در حال بحث و جدال پيرامون شأن ومنزلت وکيل هستند و در پايان تحصيل با علاقه وافر به حرفه وکالت رو آورده و مي کوشند تا در لباس وکالت به خلق خدا خدمت کنند . امّا اگر در اين راه ، لحظه اي قاطعانه خواستار اجراي عدالت باشند ، به راحتي مورد بي احترامي و اهانت قرار گرفته و چه بسا در چنگال مجازات غير قانوني گرفتار مي آيند . اي کاش به عنوان رئيس کانون وکلاي دادگستري به دانشجويان و فرهيختگان علم حقوق اعلام مي نموديد که اين شأن و منزلت و تحصيل علم در خصوص تأمينات شغلي وکيل ، درحدّ نوشته ها و کلمات و براي اتلاف وقت در دانشکده هاي حقوق است و در عرصه عمل علماي حقوق بر آن وقعي نمي نهند .

آقاي رئيس ، شما خود را امين وکلاي ايران مي دانيد امّا امانت شما فقط در حدّ ساختمان شيک سازي و برگزاري سمينار و اجلاس براي گراميداشت روز وکيل و جلسات سخنراني پيرامون موضوعات خاصّ علمي است و ساليانه نيز با دريافت مبالغي ، مهري به پروانه هاي وکلاء مي زنيد و وکيل را به حال خود رها مي سازيد . آيا کانون فقط براي اين امور تشکيل يافته است ؟ بيائيد بيش از اين اجازه تجاوز به حريم وکالت را  ندهيم و حيثيّت شغل وکالت را حفظ کنيم .

آقاي رئيس ، شما خود را مدافع حقوق جامعه وکالت مي دانيد امّا نداي مظلوميّت وکيل را مي شنويد و به راحتي به اين ندا پاسخي نمي دهيد تا مبادا پشت ميله هاي زندان قرار بگيريد ! امّا غافليد که اين مواضع انفعالي در ارتباط با اينهمه جنايت عليه وکيل و هتک حرمت و حيثيّت همکاران خود ، شما را به زودي به گردابي مبتلا خواهد ساخت و استقلال خود را که متفکّران و مبارزاني با صرف هزينه هاي گزاف آن را کسب نمودند ، به راحتي از دست خواهيد داد .

آقاي رئيس ، دستگاه قضائي ايران مزيّن به نام قضّات ابر مرد و مرداني چون عبدالحسين علي آبادي ، علي اکبر خان داور ، منصور السلطنه عدل ، محمّد عبده ، سروري و ساير عزيزاني است که هنوز بوي شرافتشان و عطر نفسهاي پاکشان کاخ دادگستري ايران را عطر آگين نگهداشته و حقوقدانان جوان را حياتي دوباره مي بخشد . نگذاريد سيماي زيباي حقّ و عدالت فداي قباي وکالت شود . چرا که شکسته باد قلمي که با جوهر ننگين مصلحت ، سيماي زيباي حقّ و عدالت را بپوشاند .

آقاي رئيس ، در چنين نظام قضائي ، شايد عدّه اي تحصيل حقوق را جنون مطلق دانند امّا بايد بدانيد که ما چون مجنون مطلقيم تحصيل حقوق نموده و با شمشير برّنده و شاهين ترازوي عدالت دادخواهي مظلومان مي کنيم و قطعاً بخاطر داريد که استقلال خودرا نيز مديون مجاهدتها وتلاشهاي ديوانه وار يک حقوقدان ديوانه ايد .

آقاي رئيس ، نگارش اين نامه ، نه استمداد که اتمام حجّت با شما و کانون وکلاست و لبّيک شما به نداي مظلوميّت اين مجانين عاشق ، قلّاده افتخار و سرفرازي برگردن شما خواهد بود چراکه فرموده اند :

روضه خلد برين خلوت درويشان اســت           مايه محتشمي خدمت درويشان است

دولتي را که نباشد غـــم از آسيب زوال          بي تکلّف بشنو ، دولت درويشان است

خسروان قبله حاجات جهانند ولـــــي      سببش بندگي حضرت درويشان است

حافظ ار آب حيات ازلي مي خـــواهي          منبعش خاک در خلوت درويشان است

 

رَبَّنا اَفرِغ عَلَينا صَبراً وَ ثَبِّت اَقدامَنا وَ انصُرنا عَلَي القَومِ الکافِرين

مصطفي دانشجو ـ وکيل و مشاور حقوقي قوّه قضائيه

 

 

رونوشت اين نامه براي کلّيه کانونهاي وکلاي دادگستري سراسر ايران و مراجع و مقامات عالي رتبه  قضائي ايران ارسال شده است .

 

نشانی : کرج ـ صندوق پستی 759-31585

+ نوشته شده توسط در شنبه سی ام اردیبهشت 1385 و ساعت 13:22 |

 

معجزه هزاره سوم

 

به نوشته روزنامه «اسرار»۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۵،  كتاب «احمدي نژاد، معجزه هزاره سوم» به قلم فاطمه رجبي همسر غلامحسين الهام رئيس دفتر رئيس جمهور   در حال آماده سازي و اخذ مجوز از وزارت ارشاد است و در روزهاي آينده وارد بازار كتاب خواهد شد. 
فاطمه رجبي در اين كتاب  احمدي‌نژاد را معجزه هزاره سوم كره زمين بيان كرده است.

 

+ نوشته شده توسط در شنبه سی ام اردیبهشت 1385 و ساعت 13:21 |

زنگ خطر

 

1385/02/29/خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران ايسنا سرويس: مجلس

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران  سرويس: سياسي

حجت‌الاسلام والمسلمين رسول منتجب‌نيا قائم‌مقام دبيركل حزب اعتماد ملي در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا، آيت‌الله كروبي را يك شخصيت ريشه‌دار، انقلابي و خدمتگزار و دلسوز مردم معرفي كرد و  گفت:

وقتي آيت‌الله كروبي حرف مي‌زند بايد احساس كنيم زنگ خطر به صدا درآمده است. آن زمان بعد از انتخابات رياست‌جمهوري نهم كروبي احساس كرد حقوق و آراي مردم تضييع شده و حيثيت كانديدا‌ها مورد خدشه قرار گرفته است، لذا در قالب نامه‌اي به افشاگري پرداخت و همان‌طور كه شاهد بوديم در جريان قضيه دراويش قم هم ايشان واكنش نشان داد و مطرح كرد كه حق شهروندي اين قشر نبايد تضييع شود.

اگر هم مسوولان به حرف‌هاي آيت‌الله كروبي توجه نكنند و هشدارهاي وي را جدي نگيرند باز هم بخشي از اهداف وي محقق خواهد شد، كروبي مي‌خواهد به تاريخ بگويد آن‌چه از سوي برخي در تريبون‌ها مطرح مي‌شود همه‌ي اسلام نيست بلكه يك برداشت از اسلام است و يك برداشت هم آن است كه من مي‌گويم. البته برداشت‌هاي ديگري هم وجود دارد و ديدگاه‌ها متفاوت است. اگر آيندگان قضاوت منفي كنند، قطعا نظر كروبي و كروبي‌ها را در مسائل مشابه اين قضيه‌ ارج خواهند نهاد.

نامه‌ي آقاي آيت‌الله كروبي به آيت‌الله جنتي و انتقاد از وي به دليل اظهارتش در خطبه‌هاي نماز جمعه يك بحث و نامه شخصي نيست.  كاري به محتوا و زمان ارسال نامه‌ي اخير محمود احمدي‌نژاد به جورج بوش نداريم .  شاهد بوديم كه خطيب جمعه‌ي تهران به صراحت اين نامه را به عنوان الهام خدايي معرفي مي‌كند و آن را در رديف نامه‌اي قرار مي‌دهد كه معمار كبير انقلاب به گورباچف مي‌نويسد. بسيار متاسفم كه برخي برخي از دانشمندان، دلسوزان و ارادتمندان حضرت امام در برابر چنين تعابيري ساكت مي‌نشينند و جرأت و جسارت لازم را براي واكنش در مقابل چنين لغزش‌هايي ندارند.

وقتي آيت‌الله كروبي حرف مي‌زند بايد احساس كنيم زنگ خطر به صدا درآمده است. مسوولان و مردم بدانند چنين شخصي از روي دلسوزي حرف مي‌زند و اگر چيزي مي‌گويد به معني آن است كه قطعا احساس درد و نگراني كرده است. آقاي كروبي از لحاظ اخلاقي احساس كرد كه از طريق تريبون‌هاي مقدس بازار تملق و چابلوسي غلو و اغراق براي مسوولان رواج پيدا كرده و در حال رسميت يافتن است. نبايد به همه‌ي مقدسات كشور چوب حراج زده شود. نبايد اجازه داد برخي خدا، پيغمبر، امام زمان(عج)، وحي، امام، الهام ،انقلاب و همه چيز و كس را فداي مسووليت چند روزه‌ي خود و ديگران كنند

   آقاي كروبي ويژگي‌هاي منحصر به فردي دارند و البته بر روي يك سري مباحث، تعرض به اسلام و مفاهيم ديني، هم‌چنين تعرض به حقوق ملت و ساحت حضرت امام خميني و تعرض به انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي فوق‌العاده حساس هستند؛ چنان‌كه هرگاه اين موارد مورد خدشه قرار گيرد، بلافاصله واكنش نشان مي‌دهند و برخورد مي‌كنند. آقاي كروبي زماني كه مسائل ديني و مذهبي ابزار رسيدن به قدرت قرار گيرد و هرگاه احساس كند حريم دين مورد تعرض قرار گرفته، واكنش نشان مي‌دهد. البته ايشان هر زمان كه حس كند افرادي قصد دارند حقوق ملت را ضايع يا براي مردم مضيقه ايجاد و راي آنها را خدشه‌دار كنند، ساكت نمي‌نشيند. امام خميني بنيانگذار نظام و شخصيتي است كه در عصر حاضر اسوه و الگو است؛ از اين رو هر وقت كه ساحت مقدس ايشان مورد تعرض قرار گيرد، چه در قالب توهين و جسارت و چه تحريف خط امام ، يا در قالب استفاده ابزاري يا سوءاستفاده از ايشان براي رسيدن به اهداف سياسي، آقاي كروبي سكوت را جايز نمي‌داند. هر گاه كه به جمهوريت و اسلاميت و ماهيت انقلاب كه محصول ده‌ها سال تلاش و مجاهدت است تعرض شود كروبي به ميدان مي‌آيد و كنار نمي‌نشيند، بر همين اساس ايشان در آستانه انتخابات رياست‌جمهوري خطاب به يكي از دوستان خود كه كانديدا بود نامه نوشت، چرا كه احساس مي‌كرد حق مردم و كانديدا‌ها تضييع شده است.

1385/02/29/خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران ايسنا سرويس: مجلس

دكترعماد افروغ عضو فراكسيون اصولگرايان و رييس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با اشاره به نامه‌ حجت‌الاسلام والمسلمين كروبي به آيت‌الله جنتي، گفت

اصل نامه آقاي كروبي نامه‌ي درستي است كه از نظر من نيز قابل قبول است. محوراصلي اين نامه، به رغم تاييد نسبي مضمون نامه رييس جمهور،مربوط به تفاسير اغراق‌آميز از مقامات كشور است، لذا آن را يك نامه‌ بجا و مؤثر مي‌دانم. علماي ما بايد درتعريف خود از افراد خيلي هوشيار باشند،  چرا امام جمعه موقت تهران صحبتهايي را كه نسبت به نامه رييس جمهور انجام دادند، حتي نسبت به نامه‌ي امام به گورباچف ايراد نكردند؟ نامه حضرت امام نه تنها به سقوط ماركسيسمي كه در برابر خدا و معنويت مي‌ايستاد كمك كرد، بلكه به نشر خداگرايي و معنويت‌گرايي نيز كمك كرده است. چرا امام جمعه موقت تهران در خصوص نامه‌ي امام (ره) اين تذكر را ندادند كه بايد در كتابهاي درسي گنجانده شود؟

 

+ نوشته شده توسط در شنبه سی ام اردیبهشت 1385 و ساعت 2:38 |

ظهور نايب دروغين، اين بار از عراق!

 

بنا بر برخي روايات رسيده از معصومين(ع)، در آستانه ظهور حضرت وليعصر(عج)، شخصي به نام سيدحسني قيام مي‌كند و به آن حضرت مي‌پيوندد.

بنا بر گزارش‌  خبرنگار «بازتاب» / ۲۳ خرداد ۱۳۸۳

7 نفر عراقي كه لباسي سرتاپا مشكي در بر داشتند و شال سبز به گردن آويخته و به صورت پراكنده در ميان نمازگزاران جمعه مستقر شده بودند/ در يك حركت هماهنگ  در نماز جمعه شهرهاي قم، قزوين، همدان، تهران / پس از پايان مراسم نماز، با صداي بلند و لهجه عربي فرياد زدند، واي مؤمنين، سيد يماني ظهور كرده، به ياري ما بشتابيد. سيد حسين يماني  به گفته آنان نايب امام زمان(عج) مي‌باشد.

مأموران اكثر اين افراد را دستگير كرده‌اند.بنا بر تحقيقات به عمل آمده، تعداد اين افراد به چندصد تن مي‌رسد كه حدود يك ماه پيش با انگيزه تبليغ براي سيد حسني يماني به ايران آمده‌اند.بر اساس اطلاعات به دست آمده توسط خبرنگار «بازتاب»، سيديماني مورد ادعاي اين افراد، احتمالا شخصي به نام «سيد محمود الحسني الصرخي» ـ ساكن عراق ـ است كه خود را نايب امام زمان(عج) معرفي كرده و هواداراني نيز داشته است. اين شخص چندي پيش 3 آمريكايي را در شهر كربلا كشته و سپس ناپديد شده است كه پس از آن هوادارانش ادعا كرده‌اند، او در غيبت به سر مي‌برد.

آيت‌الله جوادي آملي: بساط مدعيان رؤيت امام زمان (عج) بايد برچيده شود

به گزارش مهر/۵ مهر ۱۳۸۳/ در ديدار با اعضاي برگزاري کنگره گفتمان مهدويت/

آيت‌الله جوادي آملي با بيان اينکه ما در مبحث معرفت‌ شناسي امام عصر(عج) هنوز در ابتداي راه هستيم، طي سخناني در ديدار با اعضاي برگزاري کنگره گفتمان مهدويت در قم، خواستار برچيده شدن بساط مدعيان رؤيت امام زمان(عج) شد.
 آيت‌الله جوادي آملي ضمن تأکيد بر لزوم ژرف ‌نگري و انجام مطالعات عميق در خصوص بحث مهدويت، تصريح کرد: بايد حقايق مربوط به وجود مبارک حضرت ولي‌عصر(عج) بر همگان روشن شود و همچنين بساط مدعيان رؤيت امام زمان(عج) برچيده شود.  با توجه به روند رو به افزايش توجه و علاقه عموم مردم به امام زمان(عج) ضروري است پژوهشگران و محققان در خصوص رفع شبهات پيرامون مبحث مهدويت بيش از پيش تلاش کنند.
جريان مهدويت همانند موضوع ربوبيت، نبوت، امامت و روحانيت در قرآن است که همواره عده‌اي به اعراض و اعتراض و سپس مقابله و معارضه با آنها برخاسته‌اند.منتظران واقعي حضرت مهدي(عج) بايد علاوه بر اميد داشتن و انتظار ظهور، با مراقبت از اعمال و گفتار خود، زمينه ايجاد رابطه نزديکي ميان خود و حضرت براي کسب فيوضات و بهره‌گيري از انوار لطف ايشان را برقرار سازند.

ناگفته‌هايي از پيچيده‌ترين مدعي ارتباط با امام زمان

 

«بازتاب»/ ۲۷ آذر ۱۳۸۴

خبرنگار «بازتاب» در گزارشي، اطلاعات تازه‌اي را از شخصي به نام «سيد حسني»، از پيچيده‌ترين مدعيان ارتباط با امام زمان(عج)، منتشر كرد.

بنا بر اين گزارش، اندكي پس از حمله آمريكا به عراق و سقوط صدام، تعدادي از اتباع عراقي، كه وارد ايران شده بودند، در حالي كه لباس‌هاي بلند مشكي و شال سبز به تن داشتند، در نماز جمعه برخي شهرها همچون تهران، قم و قزوين، شعارهايي در حمايت از سيد حسني سر دادند.بنا بر اطلاعات رسيده، اين شخص مدعي است، در زمان غيبت امام زمان(عج)، نماينده ايشان بوده و مسئوليت شناسايي و آماده‌سازي ياران آن حضرت را بر عهده دارد.
وي از مدتي پيش، فعاليت‌هايي را به ويژه در كرج آغاز و با شناسايي چند تن از بانوان ساده‌لوح، به آنان دستورات و رهنمودهاي خاصي ارائه كرده است. سيد حسني در چندين شهر ايران به فعاليت پرداخته و هواداران و شاگرداني دارد، اما شاگردان وي ماه‌ها موفق به ديدار او نمي‌شوند و تنها از راه سرشاخه‌ها و به طور غيرمستقيم با او ارتباط پيدا مي‌كنند. آنان به مرور و پس از گذراندن مراحل ويژه عرفاني! سرانجام اجازه ملاقات با سيد را دريافت كرده و در نشست‌هاي جمعي يكي از شهرها حضور مي‌يابند.

يكي از شگردهاي جذب شاگردان، اين است كه بانوان مذهبي را نشان كرده و با دريافت مشخصاتشان طالع آنان را ديده و برايشان به نام هر يك از چهارده معصوم (ع) ستاره و نوري را در نظر گرفته و دستورهايي را بنا بر آن ارائه مي‌كند. اين دستور در ايام و مناسبت‌هاي مذهبي داراي رنگ و بوي بيشتري بوده و شاگردان در شبانه‌روز ساعت‌ها بايد به عبادت و ... بپردازند. در يكي از نمازها كه به نام «قائم آل محمد(عج)» شهرت دارد، توصيه شده شاگردان پس از نماز، سر بر سجده گذارده و پس از اذكار «يا الله»، «يا كريم» و «يا رب»، 351 مرتبه ذكر «الهي بحق سيد» را بيان كنند.
آنان همچنين ملزم هستند از افشاي ارتباط خود با مرتبطان با سيد نزد ديگران و حتي همسر خود به طور جدي پرهيز كنند. به شاگردان چنين القا شده كه سيدحسني با امام زمان (عج) در ارتباط است.

گسترش ادعاهاي عجيب ارتباط با امام دوازدهم(عج)،

«بازتاب»/۲۷ آذر ۱۳۸۴

امام جمعه جديد تهران حجت‌الاسلام سيداحمد خاتمي در گفت‌وگو با «بازتاب» اظهار داشت:

تعبير ملاقات كه از نظر علما تنها براي بندگان ويژه خدا امكان دارد، نادر است و كساني هم كه با امام زمان(عج) ملاقات مي‌كنند، اظهار نمي‌كنند. «آن‌كه را اسرار حق آموختند، مهر كردند و دهانش دوختند». اين ادعايي كه به تازگي در سطح كشور مطرح شده است و افرادي ادعاي ملاقات مداوم با امام زمان(عج) دارند و مي‌خواهند در آن سوءاستفاده كنند، جريان منحرفي است و همه مراجع در مقابل آن موضع دارند.  علماي شيعه بنا بر روايات مكرر رسيده از اهل بيت، اين‌گونه ادعاها را دروغ و باطل مي‌دانند.

آيت‌الله سيستاني، كساني را كه مدعي ملاقات‌هاي مرتب با امام زمان هستند، «دجّال» مي‌داند.

آيت‌الله تبريزي نيز مي‌گويد: كساني كه اين‌گونه ادعاها را مي‌كنند، مردم در جلساتشان شركت نكنند تا جلسات آنان تعطيل شود.

 

 

تلاش‌هاي مشكوك يك روحاني با سوءاستفاده از روايات اهل بيت

«بازتاب»/۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۵

بنا بر برخي روايات رسيده از معصومين(ع)، در آستانه ظهور حضرت وليعصر(عج)، شخصي به نام سيدحسني قيام مي‌كند و به آن حضرت مي‌پيوندد.

تلاش‌هاي مشكوك يك روحاني عراقي، مشهور به «سيدحسني»، ابعاد تازه‌اي يافته است.
اين روحاني كه چند سال پيش، همانند ديگر طلاب در قم زندگي فقيرانه‌اي داشت، در آستانه اشغال عراق به لبنان  رفت
.
وي پس از سقوط صدام و اشغال عراق به دست نيروهاي آمريكايي به عراق نقل مكان كرد و از آن هنگام، خود را سيد حسني موعود معرفي مي‌كند.گفته مي‌شود، وي از آن سفر مقادير زيادي تلفن ماهواره‌اي و پول‌هاي هنگفت با خود به عراق آورده است و از چندي پيش نيز در قالب سايتي به تبليغات گسترده براي خود مي‌پردازد.
اين فرد به نام «سيد محمود الحسني الصرخي»، به رغم بي‌مايگي علمي، چندي است اعلام مرجعيت كرده. وي  به رغم كم‌مايگي علمي، به ابراز مخالفت با آيت‌الله سيستاني، مرجع تقليد شيعيان عراق و نيز به طرح برخي مسائل نادر به عنوان فتوا پرداخته است. هواداران او تلاش مي‌كنند، او را همان «سيد حسني موعود» معرفي كنند كه در آستانه ظهور حضرت مهدي(عج) در عراق قيام خواهد كرد. وي  توانسته است شماري از شيعيان را به خود جذب كند. بيشتر پيروان وي در کربلا، کوفه و العماره سکونت دارند و به تازگي، تصوير ديواري بزرگي از سيد حسني بر يکي از ديوارهاي يکي از ميادين اصلي شهر العماره نقاشي شده است.

 

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:0 |
آيت‌الله صانعي: راه تبليغ اسلام حقوق بشر است

دبير كل و تني چند از اعضاي حزب جوانان ايران اسلامي در شهر قم با آيت‌‏الله صانعي، از مراجع تقليد، ديدار و گفت‌‏وگو كردند.

به گزارش ايلنا، در اين ديدار، آيت‌‏الله صانعي با بيان اين‌كه دغدغه اصلي حزب جوانان بايد در مسير انسانيت و اسلاميت باشد، اظهار داشت: از اين‌كه مي‌‏شنويم دغدغه حزب جوانان ايران اسلامي در جهت اسلام، قرآن و انسانيت است، بسيار خوشحالم و اين فضاي موجود در ميان جوان‌‏ها به بركت حركت امام (ره) است.

وي در ادامه با اشاره به تلاش برخي جريان‌‏ها كه درصدد از بين بردن تاثيرگذاري انديشه امام(ره) در جامعه هستند، افزود: برخي تلاش مي‌‏كنند الگو بودن امام(ره) را زير سوال ببرند و اين امري جديد نيست، آنها زماني الگوهاي غلطي را به نام امام(ره) ترويج كردند ولي متوجه شدند كه اين گونه الگوهاي غلط را نمي‌‏توان به امام(ره) نسبت داد و حال به اين فكر افتاده‌‏اند تا با ظرافت خاصي الگو بودن امام(ره) را زير سوال ببرند.

وي ادامه داد: برخي درصدد مقايسه امام(ر) با ديگران هستند اما اگر ما بخواهيم تقوا و زهد امام(ره) را با كسي مقايسه كنيم، با شيخ انصاري مقايسه مي‌‏كنيم، در فلسفه با ملاصدرا و در فقه و آزادي با ميرزاي قمي و... اگر جايي ديديم اين مقايسه نابجاست، بايد اعتراض كنيم و سوال كنيم كه علت اين مقايسه چيست و چرا اين ظلم در حق امام(ره) صورت مي‌‏گيرد.

آيت‌‏الله صانعي همچنين با اشاره به حقوق بشر اسلامي و جهاني، گفت: راه تبليغ اسلام حقوق بشر است؛ البته نه حقوق بشر شناسنامه‌‏اي بلكه حقوق بشري كه اسلام و دنياي امروز بدان معترف است.
وي در پايان خطاب به اعضاي حزب جوانان ايران اسلامي تاكيد كرد: شما در مطالعات نامه‌‏ها, بيانيه‌‏ها, مواضع و كنگره‌‏هاي خود حقوق بشر را مطرح و آن را تبليغ كنيد و توصيه من به شما دو چيز است؛ اول دفاع از امام(ره) و دوم دفاع از حقوق بشر.

پيش از بيانات آيت‌‏الله صانعي، مهدي عليخاني، دبيركل حزب جوانان ايران اسلامي ضمن ارائه گزارش فعاليت‌‏هاي اين حزب، از اين ديدار به عنوان خاطره‌‏اي شيرين براي اعضاي اين حزب نام برد و به بيان ديدگاه‌‏ها و دغدغه‌‏هاي اين حزب پيرامون مسائل جاري كشور پرداخت.

عليخاني موانع پيش روي تحزب و روند حذف احزاب و اعضاي آنان، نگاه منفي نسبت به جوانان، برداشت‌‏هاي خرافي از دين و انتساب برخي رخدادها به خداوند و دين در دفاع از برخي عملكردها را از جمله نگراني‌‏هاي اعضاي اين حزب عنوان كرد.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:54 |
نامه اعتراض كروبي به جنتي

خبرگزاري فارس: مهدي كروبي در نامه‌اي به احمد جنتي، امام جمعه موقت تهران، سخنان وي در نماز جمعه 22 ارديبهشت‌ در خصوص نامه احمدي نژاد به بوش را مورد انتقاد قرار داد.

متن كامل نامه به شرح زير است:

بسم الله الرحمن الرحيم

جناب آقاي حاج شيخ احمد جنتي
خطيب محترم جمعه تهران

سلام عليكم
سالياني است كه ترجيح مي‌دهم از راه دور و از طريق نطق و نامه با شما سخن بگويم و مردم را هم در جريان اين گفت و گو قرار دهم به‌خصوص آن‌كه شما خطيب جمعه تهران هم هستيد و به اتكاي اهميت و قداست اين جايگاه رفيع مي‌توانيد دايره مخاطباني وسيع بيابيد و هماوردان شما از چنين نعمتي محروم هستند. فاش‌گويي آن‌چه قصد بيان آن را دارم نيز بدان جهت است كه خطبه‌هاي نماز جمعه تهران چه بخواهيم و چه نخواهيم يكي از تريبون‌هاي نيمه‌رسمي نظام جمهوري اسلامي است و من براي نشان دادن اين‌كه آن‌چه در برخي خطبه‌ها و خطابه‌ها ارايه مي‌شود، الزاما بيانگر مواضع نظام و دوستداران آن نيست، ناگزيرم نامه‌هايي صريح و سرگشاده بنويسم. از جمله اين خطابه‌ها يكي هم آخرين خطبه‌ي شما درباره‌ي نامه‌ي آقاي دكتر محمود احمدي‌نژاد به آقاي جورج بوش است. نامه‌اي كه براي اولين بار در جمهوري اسلامي به قلم يكي از مقامات ايراني خطاب به مقامات آمريكايي نوشته شده و اين‌جانب فارغ از انگيزه‌ي نوشتن اين نامه يا محتواي آن اميد دارم كه اين نامه فتح بابي شود تا همه‌ي دلسوزان نظام بتوانند راه برون‌رفت از چالش‌هاي سياست خارجي را بجويند و حاصل كار گشودن باب گفت و گو به سود ملت شريف ايران باشد.
اما آن‌چه سبب شگفتي اين‌جانب شد، اظهارات شما در خطبه‌ي نماز جمعه 22 ارديبهشت ماه بود. آن‌جا كه گفته‌ايد: «اين نامه الهام خداوند است. خداوند به مردم و اين مملكت عنايت دارد و ما بايد قدر اين عنايت را بدانيم. اين حركت در تاريخ سابقه نداشته و ادامه‌ي راه امام (ره) در اين راستا است. همان‌طور كه امام هم در نامه‌ي خود به گورباچف اشاره كرد كه قدرت شوروي رو به افول است. حال چه كسي جرأت دارد به آمريكا بگويد كه قدرتش رو به افول است. آغازگر اين حركت امام بودند و آن نامه را به گورباچف نوشتند. رييس‌جمهور به همتاي خود نامه نوشتند و اين نامه واقعا نامه‌ي عجيب و غريبي است. به نظر من بايد اين نامه را بچه‌ها همه بخوانند. در مدارس و دانشگاه‌ها خوانده شود، صدا و سيما مكرر بخواند و در آينده نيز در كتاب‌هاي درسي قرار داده شود. اين نامه چيز ساده‌اي نيست ... اين مرد (آقاي احمدي‌نژاد)‌ واقعا مردي شجاع، متدين و مقتدر است كه به حرف خود ايمان دارد. اين مرد آبروي مملكت و اسلام است. همان‌طور كه گفتم اين نامه، الهام است و خداوند لطف دارد و مي‌خواهد قدرت اين مملكت را زياد كند و به اين نحو الهام مي‌كند. در داخل و خارج كجا چنين نامه‌اي نوشته شده است كه اين‌گونه همه را مبهوت كرده باشد».
اما جناب آقاي جنتي! به همان اندازه كه شما از نامه‌ي آقاي احمدي‌نژاد مبهوت شديد، من از سخنان شما مبهوت شدم! از شما كه شاگرد امام (ره) بوديد و حداقل انتظار آن بود كه بنا به آموزه‌هاي ديني و حوزوي حرمت استاد خويش را نگه داريد و از قياس نادرست بپرهيزيد. سبحان‌الله از اين شيربازار كه كار انقلاب و بنيان‌گذار آن به جايي رسيده كه شاگرد امام از سر مصلحت، اشتراك در حروف را براي تشبيه «شير» به «شير» كافي مي‌داند. من بسيار متاسفم كه نه تنها اين جفا به امام (ره) از جانب يكي از شاگردان وي صورت مي‌گيرد، بلكه علاقه‌مندان امام، فضلاي حوزه، روحانيان انقلابي و روزنامه‌هايي كه خود را اصول‌گرا مي‌خوانند، در برابر سخنان شما سكوت كرده‌اند. هرچند كه برخي از همين روزنامه‌هاي اصول‌گرا ترجيح دادند تعبير «الهام الهي» را از سخنان پخش شده شما از صدا و سيما سانسور كنند.
امام راحل بنيان‌گذار نظام جمهوري اسلامي بود، نه كارگزار آن و موسس گونه‌اي از حكومت بود كه در آن جمهوريت و اسلاميت همپاي هم حركت مي‌كردند نه چنان كه برخي مي‌خواهند جداي از هم. امام راحل فقيه و فيلسوف و عارف و رهبري بي‌نظير بود كه بر اساس درد و دغدغه دين و بنا به وظيفه و جايگاه عاليه ديني و سياسي خود، نامه‌اي به ميخاييل گورباچف رهبر اتحاد شوروي نوشت تا او را از بيراهه الحاد به سوي راه توحيد رهنمون شود و با او بنا به دانش و بينش خود از فلسفه الهي و اسلامي سخن گفت و به خوبي زبان محاجه با گورباچف را به عنوان ماركسيستي ملحد مي‌دانست، هر چند كه پاره‌اي از اهل ظاهر از امام انتقاد كردند كه چرا به جاي دعوت رهبر شوروي به مباني كلامي امام صادق (ع) از فلسفه ملاصدرا سخن مي‌گويند. غافل از آن‌كه آن فقيه فقه جعفري به خردمندي مي‌دانست، دعوت به حقيقت را بايد از كجا آغاز كند.
امام (ره) حتي براي ارسال نامه و ابلاغ پيام خويش به جاي اعزام گروهي از ديپلمات‌هاي وزارت امور خارجه هياتي به رياست فقيه و فيلسوفي مهذب يعني آيت الله جوادي آملي تعيين كرد. يعني كتاب كريم و نامه حكمت آميز امام را حكيمي از همان تبار تا مقصد همراهي كرد. هنگامي كه گروهي به رياست وزير امور خارجه وقت اتحاد شوروي راهي ايران شدند تا پاسخ نامه را دهند و از مناسبات ديپلماتيك دو كشور سخن گويند امام بر مي‌خيزند و مي‌گويند مقصود من روابط سياسي نبود، بلكه گشودن دريچه‌اي از معنويت بر روي شما هدف من بود. بدين ترتيب امام از موضع يك حكيم الهي نه مسوول اجرايي آن نامه تاريخي را نوشتند. شما در واقع بدون توجه به " مشبه " و "مشبه به" نامه امام به گورباچف را با نامه اخير آقاي احمدي نژاد به بوش شبيه سازي كرده‌ايد. اما نامه‌اي كه شما آن را با نامه امام مقايسه كرده‌ايد در كجاي تاريخ قرار دارد؟
نامه‌ي مورد اشاره شما به قلم مدرسي از مدرسان دانشگاه علم و صنعت با تحصيلاتي در سطح دوره دكتراي مهندسي عمران _با گرايش ترافيك_نوشته شده است. اينجانب هيچ اشاره‌اي به انتخابات سال گذشته رياست جمهوري نمي‌كنم. اما معتقدم جايگاه مقام رييس جمهوري چنان نيست كه جناب عالي توصيف مي‌كنيد. به راستي درباره كدام يك از روساي جمهور گذشته ايران در مقام رياست جمهوري چنين اوصافي به كار رفته است؟ در ميان روساي جمهور گذشته ما افرادي با سوابق درخشان انقلابي و سياسي، دانش آموخته حوزه‌هاي علميه و نيز شهيد بلند مرتبه‌اي داشته‌ايم كه هرگز به صفت الهام الهي توصيف نشده‌اند اما شما اين وصف را در حق يك مهندس عمران به كار مي‌بريد و نامه امام به گورباچف _رهبر حكومتي مادي كه با همه اديان الهي مي‌جنگيد_را با نامه‌اي قياس مي‌كنيد كه خطاب به فردي نوشته شده كه دست كم در ظاهر مومن به تعاليم حضرت مسيح است و حداقل ملحد نيست و بنا به دين و آيين خود عمل مي‌كند و حتي حرمت پاپ به عنوان رهبر كاتوليك‌هاي جهان را حفظ مي كند و زانوي او را مي‌بوسد، البته مي‌توان بلكه بايد رفتار‌هاي دور از تعاليم مسيح و جنگ طلبي جورج بوش را به نقد كشيد و ظاهرا نويسنده نامه چنين قصد و هدفي داشته اما نمي‌توان آقاي احمدي نژاد را با امام خميني و جورج بوش را با ميخائيل گورباچف قياس كرد كه اين جفايي بزرگ به امام و خطايي آشكار در فهم جهان معاصر است.
از سوي ديگر متاسفانه جناب عالي در غلو جايگاه نامه مورد اشاره عملا ملت ايران را تحقير كرده‌ايد. اسلام و ايران انديشمندان بسياري دارند كه هر يك بر تارك گوشه‌اي از قطعات تاريخ اين سرزمين مي‌درخشند و آموزه‌هاي آنان در كتاب‌ها و رسانه ها مورد تدريس و تحقيق دانش آموزان و دانشجويان قرار مي‌گيرد. كشور ما حافظ و سعدي و فردوسي كم ندارد كه مسوولان اجرايي در مقام متفكران الهي قرار گيرند. مسوولان كشور هر اندازه كه انديشمند و محقق و متفكر هم باشند آموزگار ملت نيستند چرا كه ظهور و خروج آنان از حكومت بر اساس معادلات قدرت صورت مي‌گيرد، نه تحولات حوزه معرفت.
بر اين اساس در كداميك از كتاب‌هاي درسي و دانشگاهي متوفي را مقامات سياسي و اجرايي كشور به عنوان متن درسي چاپ شده است؟ كداميك از روساي جمهور گذشته به صفت رياست جمهوري خود انديشمند و متفكر خوانده شده‌اند؟ ميزان راي كدام منتخب ملت به عنوان ميزان انديشه ملت معرفي شده است؟
آيا چنين سخنان غلوآميزي در تاريخ ايران به دولتمردان و شهروندان كم آسيب زده است؟ و مگر آموزش كرده‌ايم كه علماي اسلام چگونه با غلو برخورد كرده‌اند؟
روايت شده است كه وقتي خطيبي در محضر آيت الله بروجردي مرجع عام شيعيان كار خود را راحت مي كند و براي امام زمان (عج) و آيت الله بروجردي يك صلوات مشترك از جماعت مي‌طلبد آن مرجع دقيق يادآوري مي‌كند مرز‌ها را بر هم نزنيد و ما را همسايه امام زمان (عج) نكنيد. مگر از ياد برده‌ايم كه امام خميني در توصيف چگونگي شكل گيري استبداد گفته بودند كه « ديكتاتور از مادر ديكتاتور زاده نمي‌شود؟ » مگر از ياد برده‌ايم كه آن فقيه موسس نظام جمهوري اسلامي چگونه با غلو مبارزه مي‌كرد و حتي هنگامي كه دو برادر عزيزمان جناب آيت‌الله مشكيني و جناب آقاي فخرالدين حجازي از امام ستايشي كردند كه ممكن بود غلو تلقي شود. ايشان چگونه با اين ستايش‌ها در همان جلسه مخالفت كردند و اجازه ندادند دامنه غلو حتي به جلسه‌اي ديگر كشيده شود؟ در موردي ديگر هنگامي كه در يكي از جلسات مجلس شوراي اسلامي آيات و رواياتي خوانده شد كه ممكن بود در تطبيق با شخصيت امام خميني به نظر برسد ايشان بلافاصله توسط مرحوم حاج احمد خميني به رييس وقت مجلس جناب آقاي هاشمي رفسنجاني ابلاغ كردند از چنين قياس‌هايي بپرهيزند.
اين همه از آن رو بود كه امام خميني به خوبي مي‌دانستند غلو مي‌تواند حتي انسان‌هاي شايسته را به تدريج به اشتباه اندازد و يا تملق و چاپلوسي آنان را تا مرز ادعاي خدايي و الهام الهي پيش برد.

جناب آقاي جنتي
چند سال پيش كه براي اولين بار به صورت علني از شما گله و گلايه كردم فرزند گرامي‌تان جناب آقاي علي جنتي از شب سختي گفت كه گذرانديد و مرا شرمنده خود ساخت كه چرا چنين شبي را براي شما ساختم. اكنون اما ديگر از جناب آقاي علي جنتي شرمنده نيستم؛ چرا كه از سخنان اخير شما به راستي براي حفظ جمهوريت نظام و حرمت روحانيت و حفظ باورهاي ديني مردم احساس خطر مي‌كنم. شما به عنوان فردي معتقد آيا نگران نيستيد كه غلو و اغراق درباره‌ي رابطه‌ي خدا و بندگانش پايه‌هاي ايمان مردم را سست سازد؟
سخن گفتن شما در جايگاه يكي از شاگردان امام و حوزه‌هاي علميه آن هم از نهاد نماز جمعه ممكن است همه را به اين گمان برساند كه روحانيت در صف غلوگويان و مسحوران قدرت قرار گرفته است. من براي اولين بار اين نامه را به نام شيخ مهدي كروبي امضا مي‌كنم تا مردم حرف‌هاي من و شما را به پاي روحانيت ننويسند يا اگر حرف يكي از ما دو نفر را به حساب روحانيت مي‌نويسند سخن ديگري را نيز به حساب روحانيت بگذارند. اين نامه‌اي است كه از شيخ مهدي كروبي به شيخ احمد جنتي كه هيچ‌كدام معيار و نماينده‌ي همه‌ي اسلام و روحانيت نيستند و هريك با استناد به سنت پيامبر و مكتب اهل بيت گوشه‌اي از معارف ديني را ارايه مي‌كنند يكي بر مدار غلو مي‌چرخد و ديگري از غلو پرهيز مي‌كند. يكي حتي امام راحل را با محك عقل مي‌پذيرد و ديگري حتي مقامات اجرايي و عرفي را به مدد الهام الهي تقديس مي‌كند. يكي به استناد ميراث امام خميني به ميزان بودن راي ملت براي همه مقامات معتقد است و ديگري بي‌توجه به ميراث آن امام حتي عرفي‌ترين مقامات اجرايي را قدسي مي‌خواند. يكي از جمهوريت غنوده در دل اسلام سخن مي‌گويد و ديگري بر طبل الوهيت بندگان خدا مي‌كوبد و اين دو راه است و دو مقصد. حتي اگر رهپويان آن راه فرزندان يك انقلاب باشند.
بنابراين پيشنهاد مي‌كنم با انجام نظرسنجي مشخص شود كدام‌يك از اين دو راه مطلوب نظر مردم است. نظرسنجي‌ كه در دو سوي آن اين دو طرز تفكر به راي گذاشته شود.
اميدوارم در آينده اگر آقاي احمدي‌نژاد قصد نگارش نامه‌اي ديگر براي سران جهان و دعوت آنان كردند دست كم اين نامه را به دست فردي چون شما بسپارد تا حضرت‌عالي بتوانيد اين"الهام الهي" را از نزديك دريابيد.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:49 |

آخوندهاي دربار جمهوري اسلامي

امام خميني (ره) در اصلاح حوزه‌هاي روحانيت مي‌نويسد:
بايد آخوندهاي درباري، كه دين را به دنيا مي‌فروشند، از اين لباس خارج و از حوزه‌ها طرد و اخراج شوند ... اشكال سر آنهاست كه عمامه بر سر گذاشته و چهار كلمه هم اينجا يا جاي ديگر خوانده يا نخوانده، و براي شكم يا بسط رياست به اين دستگاهها پيوسته‌اند. در اين روايت است كه از اين اشخاص بر دين بترسيد؛ اينها دين شما را از بين مي‌برند. اينها را بايد رسوا كرد، تا اگر آبرو دارند در بين مردم رسوا شوند؛ ساقط شوند. اگر اينها در اجتماع ساقط نشوند، امام زمان را ساقط مي‌كنند؛ اسلام را ساقط مي‌كنند. بايد جوانهاي ما عمامة اينها را بردارند. عمامة اين آخوندهائي كه به نام فقهاي اسلام، به اسم علماي اسلام، اين طور مفسده در جامعة مسلمين ايجاد مي‌كنند بايد برداشته شود. من نمي‌دانم جوانهاي ما در ايران مرده‌اند؟ كجا هستند؟ ما كه بوديم اين طور نبود؟ چرا عمامه‌هاي اينها را برنمي‌دارند؟ من نمي‌گويم بكشند؛ اينها قابل كشتن نيستند؛ لكن عمامه از سرشان بردارند. مردم موظف هستند، جوانهاي غيور ما در ايران موظف هستند كه نگذارند اين نوع آخوندها، جلّ جلاله گوها در جوامع ظاهر شوند و با عمامه در بين مردم بيايند. لازم نيست آنها را خيلي كتك بزنند؛ ليكن عمامه‌هايشان را بردارند؛ نگذارند معمم ظاهر شوند. اين لباس شريف است، نبايد بر تن هركسي باشد. امروز جامعة مسلمين طوري شده كه مقدّسين ساختگي جلو نفوذ اسلام و مسلمين را مي‌گيرند، و به اسم اسلام به اسلام صدمه مي‌زنند. ريشة اين جماعت، كه در جامعه وجود دارد، در حوزه‌هاي روحانيّت است. در حوزه‌هاي نجف و قم و مشهد و ديگر حوزه‌ها افرادي هستند كه روحية مقدّس نمائي دارند؛ و از اينجا روحيه و افكار سوء خود را به نام اسلام در جامعه سرايت مي‌دهند.
كتاب ولايت فقيه، مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1373؛ ص 136 -125.

دولت جمهوري اسلامي هزينه‌هاي زيادي صرف توليد و پرورش گروه فشار ميكند. كارخانه‌هاي توليد اين گروههاي فشار مدارس حوزه علميه، پايگاههاي بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و موسسات مختلف وزارت اطلاعات ميباشد كه تحت عناوين و تابلوهاي مختلف نظير سازمان تبليغات اسلامي يا حوزه‌ها و مدرسه‌هاي علميه و مؤسسات فرهنگي بي‌محتوا و هزاران تابلوي ديگر فعالند.
منابع درآمدي اين تشكيلات از محلهايي نظير رهبري قاچاق كالا و مواد مخدر و بودجه‌هاي ساليانه دولت تأمين ميشود. بنابر اظهارات مهدي حائري در شرح باندهاي فساد اقتصادي در جمهوري اسلامي مينوسد فقط آيت الله حسين نوري همداني و آيت الله فاضل لنكراني مبلغ يك ميليارد تومان مقرري از اين محل دريافت ميكنند:
http://mehdis.com/tablu/article.php?sid=29
وي در همين گزارش پسران نوري همداني و پسر فاضل لنکراني و پسر مکارم شيرازي كه صاحب کارخانه نيشکر هفت تپه در خوزستان و وارد کننده انحصاري وسايل دستگاههاي چاپ در قم ميباشد را نيز از جملة همكاران آنها ميشمارد.
در اخبار ديگر آمده است كه احمدي نژاد در ديداري كه با آيت الله نوري همداني در قم داشت از او ميزان پرداخت شهريه را سوال كرد و سپس معادل يكسال شهريه پرداختي از سوي وي را طي يك فقره چك پرداخت نموده است:
http://sebghat.30morgh.org/archives/003651.html#comments

دكتر عليرضا نوري زاده كه تحقيقات وسيعي در قتلهاي زنجيره‌اي دارد فرد اخير الذكر يعني آيت الله نوري همداني را از صاحبان فتوا در قتلهاي زنجيره‌اي معرفي ميكند و مينويسد: آيت الله نوري همداني فتاوي صريح مكتوب بر جايز و لازم بودن قتل فروهرها و مختاري و پوينده و پيروز دواني را صادر كرد و اكبر گنجي صورت دو فتوا را به دست آورده بود:
http://www.nourizadeh.com/archives/000088.php
وي در كتاب سوناي زعفرانيه مي‌نويسد: دو عامل مجموعه روحانيون مرتبط با اطلاعات است كه از طريق حجت الاسلام خزائي يكي از معاونان دري نجف آبادي زمينه سازي براي قتلها و تأمين احكام را عهده‌دار بوده است و يك سر آنها به مثلث فلاحيان-پورمحمدي-حجازي وصل ميشود و سر ديگرش به مربع محسني اژه‌اي-نوري همداني-علي رازيني-محمدتقي مصباح يزدي است. ص 34-33 نشر نيما.

نزديكان امام راحل نيز نقل ميكنند كه نوري همداني درزمان حيات امام به ايشان مراجعه ميكند تا پست بگيرد ولي امام به وي ميگويد كه با توجه به مسائل خانوادگي تو (...) مصلحت نيست كه به تهران بيايي و در قم اقامت كن. و به اين طريق از او خود را بري نمودند.

بسياري از اعضاي جامعه مدرسين قم نظير نوري همداني، مكارم شيرازي، صافي گلپايگاني، جواد تبريزي، فاضل لنكراني و احمد خاتمي از مهره‌هاي مهم وزارت اطلاعات در حوزه ميباشند كه اقدامات آنها همواره حاكميت كشور را تحت الشعاع قرار ميدهد.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:46 |
 

ماهواره يك واقعيت است، نياز مردم يك اصل!

گفت‌وگوي بازتاب با سعيد ابوطالب

۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۵

گفت‌وگوي اختصاصي بازتاب با سعيد ابوطالب، نماينده مجلس و عضو كميسيون فرهنگي در مورد طرح جديد مجلس براي استفاده از ماهواره و تاسيس شبكه‌هاي خصوصي

 بيش از يك دهه است كه مردم ايران به دلايل مختلفي با ماهواره و برنامه‌هاي آن نزديكي زيادي پيدا كرده‌اند و نيازهاي فراغتي و تفريحي خود را از آن تامين مي كنند. در دهه 70 ديدگاه به ماهواره با برخوردهاي غير علمي همراه بود اما به مرور ديدگاه هاي نمايندگان مجلس و كارشناسان دولت در اين مقوله رنگ و بوي واقعيت به خود گرفت. چندي است سعيد ابوطالب نماينده مجلس و يكي از چهره‌هاي رسانه اي مجلس هفتم به دنبال طرحي براي سامان دادن به قانون قديمي ماهواره است و طرح جديدي را طراحي كرده است.
او به اين طرح خوشبين است و هدف از طراحي آن را پاسخگويي به نياز جامعه است و بي قيد مي‌گفت اگر اين طرح و يكي دو طرح ديگر اجرايي شود ديگر كاري به شغل سياسي ندارم و مي روم دنبال كار خودم.
بي شك در اين گفت‌وگو براي اولين بار نكاتي را خواهيد خواند كه در اين سالها درد دل مردم و مخاطبان رسانه‌ها بود ولي مورد توجه كسي قرار نمي‌گرفت يا به صورت كامل نفي مي‌شد.


«بازتاب»: چرا در اين ده سال گذشته كسي براي دو مداري كه دكتر حسابي براي ايران رزور كرده، كار خاصي براي ارسال ماهواره نكرده كه الان در شرف از دست دادن هستيم ؟!
ابوطالب: ببينيد ما يك بار از دست داديم، در مورد اين نقطه 26 درجه، 15 ماه است مهلت ما تمام شده. ولي خوب كاري كه قبلا كرده بوديم اين بود كه در اين مدت 10 سال ماهواره مرده و مستعمل زهره را آنجا قرار داديم. يعني يك ماهواره خريديم در فضا جابه‌جا كرديم و گذاشتيم در اين مدار و گفتيم اين فضا را اشغال كرديم. ولي مشخص است كه سازمان ارتباطات بين‌المللي ITU متوجه مي‌شود كه اين ماهواره سيگنال نمي‌فرستد.

يك موضوع مهم است كه ماهواره عرب‌ست تقريبا در همين نقطه قرار گرفته و اين بهترين نقطه براي پوشش منطقه ماست. البته ما مدار 47 درجه شرقي را هم داريم ولي اين مزيتي كه در 26 شرقي است، در 47 درجه شرقي وجود ندارد. بالاخره در اين سال‌ها انجام نشده و بحث همواره سر اين بوده كه به مخابرات تعلق داشته باشد يا صداوسيما ! هزينه آن بايد تأمين مي‌شد، بالاخره ندادند و من معتقدم، اگر بخواهم از حالت انفعالي رسانه‌اي خبري دربياييم، حتما بايد ماهواره داشته باشيم و از پوشش فرامنطقه‌اي و مزيت آن استفاده كنيم. مزيت آن اين است كه الان با خيلي از كشورهاي همسايه نزديكي فرهنگي داريم، زبان يكسان و مذهب يكسان داريم. شرايط اقتصادي، سياسي و تاريخي مشابه داريم. بنابراين مي‌توانيم خيلي از كشورهاي منطقه را از كشورهاي عربي گرفته تا كشورهاي آسياي ميانه، تحت پوشش رسانه‌اي خودمان قرار دهيم. اين همه برمي‌گردد به يك موضوع بسيار مهم. چون ما در حال حاضر در عرصه جهاني مزيت اقتصادي نداريم. اصلا ما در عرصه اقتصاد حرفي براي گفتن نداريم. بودجه ساليانه ما 195 هزار ميليارد تومان است كه بعيد به نظر مي رسد نصف بودجه يكي از ايالت‌هاي فقير آمريكا باشد ! اصلا ما در عرصه اقتصادي حرفي نداريم و نمي‌توانيم هم‌آوردي كنيم با دشمنان يا ديگران! در عرصه نظامي هم باز ما مزيت نداريم حالا موقعيت ژئواستراتژيك داريم ولي ابزاري براي اعمال قدرت نداريم. قدرت هم ملموس است و در حد شعار و حرف زدن نيست و بايد ملموس باشد. مزيت ما در ايدئولوژي و فكرمان است. هرجا كه ما در اين سال‌ها توانستيم مقاومت و حتي پيشروي كنيم، مثل لبنان يا جاهاي ديگر به خاطر مزيت ايدئولوژي‌مان بوده است. اين هم ارزش رسانه است. وقتي ما بتوانيم واقعيت مان را منتشر كنيم ديگر لازم نيست به خاطر آن در جهان بدويم! چون كفايت مي‌كند. اين حرفي است كه مشتري و مخاطب پيدا مي‌كند و اين در نهايت در عمق ملت‌ها و دولت‌ها دوستان زيادي براي ما جذب مي كند و چون بالاخره متخصصان و توده‌ها تأثيرگذار هستند در تصميم‌گيري دولت‌ها هم تاثير مي گذارد چون به واقع ديگر دولت‌ها، دولت ملت هستند. من معتقدم ما بايد ازاين وضعيت عقب‌نشستگي در حوزه فرهنگي در بيابيم و به سمت هجوم فرهنگي برويم. اين كار يك سري ابزار مي‌خواهد مثل ماهواره و نيروي انساني متخصص. ما در حال حاضر فاكتور دوم را داريم كه قابليت دارند فكر كنند و پيشينه فرهنگي، تاريخي و مذهبي ما را تبديل به متريال فرهنگي و محصول رسانه اي كنند. هم انگيزه هست هم علاقه. منتهي ما ابزار را از مردم گرفته‌ايم. اين به جهت آن است كه فرهنگ در جامعه ما دولتي بوده و دولت هميشه فكر مي‌كرده صاحب فرهنگ است و اگر قرارست پيام فرهنگ پياده شود بايد از طرف او اين كار بشود، چون كسي بيش از او صاحب فرهنگ و انديشه نيست. من معتقدم دولت مردان ما از معدل جامعه كوتوله‌تر هستند در عرصه فرهنگ و انديشه. ولي چون خودشان سعي كردند جلودار باشند، مردم را كوتوله نشان مي‌دهند. هر چقدر ما كانال دولتي را از فرهنگ بر داريم موفق‌تر هستيم، به همين جهت معتقدم كه ما هر طوري شده به سمت راه‌اندازي شبكه‌هاي خصوصي برويم. من نمي‌گويم قانون اساسي را نفي كرده يا دور بزنيم، راه‌هاي مختلفي وجود دارد. من بعضي را به مسئولان صداوسيما پيشنهاد كردم ولي انگيزه در آنان وجود ندارد.

«بازتاب»: اما در مورد اين ماهواره جديد كه قرار است خريداري شود توضيحاتي بفرماييد.
ابوطالب:
وقتي ما مي‌خواهيم ماهواره بخريم اول بايد مشخصات و مختصات ماهواره را به ITU توضيح دهيم. اسم اين ماهواره IRAN-DBS2 است. كه درواقع ماهواره پخش مستقيم تلويزيوني است. حداقل به 300 شبكه تلويزيوني سرويس مي دهد. خاصيت اين ماهواره اين است كه ما شبكه‌هاي ملي، استاني و بين‌المللي كه بيش از 30 كانال مي شود را روي آن قرار مي‌دهيم تا به پوشش فرا منطقه‌اي و منطقه‌اي برسيم. ضمن اين‌كه ما مي‌توانيم پوشش 100 درصدي به وجود بياوريم تا همه مردم ايران همه شبكه‌ها را با بهترين كيفيت نگاه كنند. يك نكته مهم‌تر اين‌كه وقتي ما ماهواره داريم و ديگران را تحت پوشش فرامنطقه‌اي قرار مي‌دهيم كشورهاي ديگري كه ما را تحت پوشش فرامنطقه‌اي قرار داده‌اند مجبور به يك تعامل رسانه اي مي شوند. معاهده بين‌المللي اين‌گونه است كه اگر كسي شما را تحت پوشش فركانسي قرار بدهد بايد با آن كشور هماهنگ كند. ولي كسي اين كار را نمي‌كند نه اروپايي‌ها نه آمريكايي ها و نه حتي عرب‌ها! به جهت اين‌كه ما ابزار مقابله به مثل نداريم ولي اگر ماهواره داشته باشيم مي‌توانيم شبكه‌هاي آنان، شبكه‌‌هاي كشورهاي ديگر، شبكه هاي دوست و شبكه‌هايي را كه مي‌پسنديم به آن ماهواره وارد كنيم.

«بازتاب»: اين چه ربطي به طرح شما دارد؟
ابوطالب: ما احتياج به ماهواره داريم و همه اصرار مي‌كنند و به‌به و چه‌چه مي‌كنند، رئيس مجلس و رئيس سازمان صداوسيما قبول دارند و در حال حل مسائل مالي آن از صندوق ذخيره ارزي هستيم كه از كدام جدول برداشت شود تا مشكل حل شود. اما حالا وقتي ماهواره خريديم قانون استفاده از ماهواره در كشور را نداريم! شما در منزلتان نشسته‌ايد حق نداريد ماهواره داشته باشيد، خوب خيلي اسف‌انگيز است. خوب همه ما هم نمي‌توانيم بگوييم از اين به بعد آزاد هم استفاده كنند. اين موضوع را مي‌خواهم بگويم تحقيق كردم. توسعه يافته، مسلمان، غيرمسلمان تقريبا هيچ كشوري نيست كه ماهواره در آن 100 درصد آزاد باشد و هيچ كشوري هم نيست كه 100 درصد ممنوع باشد. يعني اصلا صفر و يك با ماهواره برخورد نمي‌كنند. اين بستگي به شرايط فرهنگي، جغرافيايي و خيلي موارد ديگر دارد.

ما پيشنهاد كرديم چيزي بين اين موقعيت كه نه كاملا آزاد، نه كاملا محدود. چون من معتقدم از اين 1000 شبكه در حال دريافت، دست‌كم 100 شبكه به هيچ عنوان قابل استفاده نيست و به هيچ دردي نمي‌خورد. نه جريان آزاد اطلاعات رساني است و نه فرهنگ‌سازي مي‌كند، هنجارشكن است و به هيچ دردي هم نمي‌خورد و كساني كه آنها را راه‌اندازي كردند اهداف تجاري داشته و از ابزار فرهنگي براي اين روش اقتصادي استفاده مي‌كنند. بنابراين اين 100 كانال حتما بايد فيلتر شود يعني من معتقدم حتي بايد فيلترينگ را داشته باشيم كه همه جاي دنيا دارند، از سوئد كه كشور اروپاي غربي پيشرفته‌تر نداريم؟ سوئد داشتن ديش را ممنوع كرده و در حال انجام اين قانون است و استفاده از شبكه كابلي اجباري شده است. شبكه كابلي دو مزيت دارد: هم بحث اقتصادي و هم مزيت فرهنگي، به نحوي كه بتوانند فرهنگشان را كنترل كنند. بالاخره همه كشورها خط قرمز دارند ولي ممكن است خط‌قرمزها به هم منطبق نشوند ولي بالاخره همه خط قرمز دارند. آمريكا هم دارد. يعني اين جوري نيست خيلي از سايت‌هايي كه ما در كشور فيلتر مي‌كنيم، آنان فيلتر نمي‌كنند. من معتقدم خيلي از شبكه‌ها هستند كه احتياجي به فيلتر ندارند و قابل استفاده هستند و معتقدم حداقل 100 شبكه وجود دارد كه قابل استفاده هستند. بدون هيچ فيلترينگ يا اعمال كمترين محدوديت!

من معتقدم شبكه‌هايي هست كه از شبكه‌هاي داخلي ما هنجاري‌تر و ارزشي‌تر است. برنامه اين شبكه ها به لحاظ فرم و شكل در برنامه‌هاي داخلي ما بهتر است. شبكه فيلم داريم، مستند، علمي، آموزشي داريم. حالا به خاطر اين‌كه حاكميت حق دارد بلكه وظيفه دارد آن 100 شبكه مضر را فيلتر كند، آيا حق دارد مردم را از ديدن اين 900 شبكه هم منع كند؟ به نظر من حق اين كار را ندارد. اينجا يك قضيه وجود دارد. يك واقعيت و يك ايده‌آل كه ما مي‌خواهيم به سمتش حركت كنيم. واقعيت اين‌است كه اغلب مردم برنامه‌هاي ماهواره‌اي را تا سرحد امكان به آن دسترسي دارند. آمار مي‌گويد جوانان شهري در كل كشور امكان دسترسي به تصاوير ماهواره را تا 70 درصد دارند اين به معناي داشتن ديش نيست، بلكه مي‌توانند به آن دسترسي پيدا كنند. اين آمار عجيب و غريب به نظر نمي‌رسد. ناجا 50 درصد در كل كشور پذيرفته كه اصلا ديش وجود دارد. چون ما مشكل پوشش داريم و يكي از دلايلي كه انگيزه مي‌شود مردم حتي در روستاها به ماهواره روي بياورند، نبود پوشش تلويزيوني در مناطق زندگي آنهاست.

«بازتاب»: در مورد اين سه كانالي كه قرار است راه بيفتد و تصاوير ماهواره را بدون واسطه پخش كند، بحث كپي‌رايت و خط قرمزهايي كه الان صداوسيما اجرا مي‌كند، چه مي‌شود؟
ابوطالب:
يك واقعيت را بايد بپذيريم كه مردم به ماهواره مراجعه مي‌كنند و يك دروغ بزرگ هست كه مديران قبلي صداوسيما مي‌گفتند كه تعداد بيننده‌هاي ماهواره خيلي كم است و حتي من يادم مي‌آيد آقاي كردان در جلسه‌اي كه من نشسته بودم و صورت جلسه هم دارد، مي‌گفت: مردم الان 1 درصد بيشتر ماهواره نگاه نمي‌كنند. ولي الان معلوم شده چقدر از مردم ماهواره نگاه مي‌كنند. اين يك واقعيت است. اما يك بحث ديگر است كه آيا همه مردم دارند از ماهواره برنامه‌هاي غيراخلاقي مي‌بينند؟ من مي‌گويم نه! اين دو فرض اگر پذيرفته شود، معلوم مي‌شود ما نتوانستيم تقاضاي آنان را در شبكه‌هاي داخلي جبران كنيم. اما آيا اين تقاضا در شبكه‌هاي ماهواره‌اي پاسخ داده مي‌شود؟ اگر مردم برنامه‌‌هاي غيراخلاقي نمي‌بينند پس اين تقاضا در حال پاسخ دادن است. بنابراين مي‌بينيم هر روز مراجعه به ماهواره بيشتر مي‌شود. اين به معني آن نيست كه مردم بي‌دين مي‌شوند، اصلا اينجوري نيست چون ما نمي‌توانيم تقاضاي مردم را پاسخ بدهيم آنها به ماهواره روي مي آورند. ببينيد الان آقاي ضرغامي مي‌گويند ما در حال توليد برنامه رقابتي هستيم. ولي قبول كنيد ما به آنان نمي‌رسيم.

ما الان در كل 10 شبكه ملي داريم با اين امكانات فني و هزينه نمي‌توانيم رقابت داشته باشيم باز هم 10 به 1000 است، اگر ما 20 اثر توليد كنيم آنان 2000 اثر توليد مي‌كنند و هيچ‌وقت شما در رقابت به آنان نخواهيد رسيد. يك مزيت داريم و آن مزيت زبان است چند شبكه دارند برنامه‌هايي را با زيرنويس فارسي پخش مي‌كنند. پس مزيت زبان را هم از دست مي‌دهيم. بنابراين ما بايد يك فكري بكنيم و تقاضاي مردم را جواب بدهيم. آيا اين بدين معناست كه مردم تقاضاي خود را از راه‌هاي غيرقانوني به دست بياورند، من مي‌گويم نه! ما بايد يك قدم بگذاريم جلو و تقاضاي مردم و ببينيم و باور كنيم و سعي كنيم آن را جبران كنيم منتهي از روش‌هاي قانوني. اين پيشنهاد نوعي نگاه به آينده است. حالا ممكن است شما با سه ديش و چند تا ال‌ام‌بي700 تا 1000 كانال را بگيري كه حالا خيلي از آنان با كيفيت نيست و مقداري هم كارتي است و اگر امروز با سه تا ديش داري مي‌گيري ممكن است چند سال ديگر مجبور باشي با پنج ديش بگيري.

ما بياييم خدمتي به مردم بكنيم و بگوييم لازم نيست چند تا ديش بگذاريد ما سرويس مناسب به شما مي‌دهيم و در كنارش 3000 كانال را به شما سرويس مي‌دهيم البته حقوق كپي‌رايت را بايد رعايت كنيم و به آن احترام بگذاريم چون اين حقوق معنوي دوطرفه است و البته حقوق كپي‌رايت را بايد رعايت كنيم و به آن احترام بگذاريم چون اين حقوق معنوي دوطرفه است و البته روي شبكه‌هايي كه همه اشتراك نظر دارند فيلترينگ انجام دهيم كه معتقدم مردم از اين‌كه اين شبكه‌هاي مضر فيلتر بشود، احساس نارضايتي نمي‌كنند. بعد از اين‌كه فيلترينگ اخلاقي شد، انتخاب‌ها كيفي‌تر مي‌شود چون انتخاب به خيلي مسائل مثل علايق فردي، تقواي خانوادگي مرتبط است و موجب مي‌شود مردم خودشان انتخاب مي‌كنند و بايد به مردم اعتماد كرد. اينگونه تقاضاي مردم جواب داده مي‌شود.

ببينيد بحث ماهواره تنوع‌طلبي است. يعني اين جوري نيست كه هزار تا شبكه را ببيني يا صبح تا شب پاي ماهواره باشي. اگر شما قدرت انتخاب داشته باشي و صد تا كانال زير دستت باشد تنوع‌طلبي از بين مي‌رود. معتقدم اين طرح يك مزيت ديگر دارد كه حرص و ولع بي‌جهت را از مخاطب مي‌گيرد. پژوهش‌ها هم ثابت كرده هيچ خبري نيست و مردم روي يك انتخاب ثابت مي‌شوند. من خانه‌اي را سراغ دارم كه دائم شبكه‌هايشان روي «المنار» بود. اينقدر «المنار» گوش داده بودند، عربي هم ياد گرفتند! خيلي‌ها مستند نگاه مي‌كنند، خيلي‌ها فيلم و سريال نگاه مي‌‌كنند. البته دقت كنيد سليقه‌هاي مردم هم عوض مي‌شود و پنج سال ديگر اين سليقه‌ها تغيير مي‌كند.

«بازتاب»: بحث نظارت صداوسيما و قوانين پخش چگونه است؟ اين سه شبكه چگونه قرار است كنترل شوند؟
ابوطالب:
اين شبكه‌ها حتما محدوديت‌هاي كمتري نسبت به شبكه‌هاي ملي ما دارند. مثل اين كه گاهي سريال خارجي نشان مي‌دهيم و يك موقع سريال توليد مي‌كنيم. وقتي سريال توليد مي‌‌كنيم، مثلا در شب‌هاي برره محدوديت‌هاي عجيب و غريب داريم، اما موقعي كه سريال يا فيلم خارجي مي‌‌خريم و پخش مي‌كنيم محدوديت ما كمتر است. چون ما توليد نكرده‌ايم و ربطي به ما ندارد. ما با واقعيت كار داريم.

«بازتاب»: روش پخش اين شبكه‌ها چگونه است؟
ابوطالب:
هم ADSL هم كابل و هم پخش‌هاي متمركز داخلي، براي مثال در شهرك اكباتان روي هر ساختمان 50 تا ديش است، بخشي به نام دريافت ـ مديريت ـ پخش (د.م.پ) تأسيس مي‌كنيم كه بخش خصوصي مي‌آيد مجوز مي‌گيرد و ديش حرفه‌اي مي‌‌گذارد و برنامه‌هاي ماهواره اي را به صورت داخلي به مردم مي‌دهد.

«بازتاب»: بخش خصوصي با چه جذابيتي بايد در اين پروژه سرمايه گذاري كند؟
ابوطالب:
بخش خصوصي وقتي اين سرويس را راه‌اندازي كند آبونمان در قبال آن مي‌گيرد و همچنين امكان پخش تبليغات بازرگاني دارد.
«بازتاب»: مراكز د.م.پ چقدر طول مي‌كشد تا راه‌اندازي شوند؟
ابوطالب:
شايد شش ماه تا يك سال
«بازتاب»: براي فاصله زماني حال تا راه‌اندازي اين طرح هم فكري خواهد شد؟
ابوطالب:
بله براي فاصله زماني هم برنامه ريزي خواهد شد.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 3:3 |

تلاش آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی، سلطان شکر ایران، برای جلوگیری از تولید در داخل کشور (متن کامل)

برخی از مقامات جمهوری اسلامی گفتند مانع اصلی واردات شکر برطرف شده است و قاعدتا باید بهای این کالا کاهش یابد. یکی از وارد کنندگان عمده شکر به ایران، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی است، و تعدادی از کارخانجات تولید شکر در ایران از سوی دولت جمهوری اسلامی به فرزند وی واگذار شده است. به گفته سایت بازتاب، این پسر و پدر عملا سلطان شکر ایران به شمار می‌روند. از سوی دیگر، گزارشها حاکی است که به اصرار آیت الله ناصر مکارم شیرازی و آیت الله العظمی محمد تقی مصباح یزدی دولت از پرداخت یارانه ما به التفاوت قیمت شکر وارداتی با شکر تولید داخلی به کارخانجات قند و شکر کشور امتناع کرد و تولیدکنندگان قند وشکر در ایران مجبور شدند هزاران کارگر خود را اخراج کنند. با این حال، یک کارشناس در ایران به رادیوفردا گفت توانائی تولید در ایران بیشتر از نیاز داخلی است ولی آیات عظام و واردکنندگان شکر مانع ار کار کارخانه های داخلی می شوند.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 16:50 |
متن کامل بیانیه اتحادیه اروپایی در باره موضوع هسته ای ایران

سه شنبه 26 اردیبهشت 1385

 شورای اتحادیه اروپا همچنین از وضعیت حقوق بشر در ایران عمیقاً نگران است ، حقوقی که با اصول جهانشمول و تعهدات خاص ایران مغایرت دارد همچنین شورا نگرانی خود را از افزایش تعداد اعدام ها، بازداشت های خودسرانه ، افزایش محدودیت های در دسترسی به اطلاعات ، محدودیت در آزادی بیان و مذاهب به ویژه در قبال جامعه صوفی ها و همچنین ارعاب و ایجاد دردسر برای مدافعان حقوق بشر و به طور کلی گروههای اقلیت اعلام می دارد. شورا همچنین به شدت از بازداشت فیلسوف ایرانی دکتر "رامین جهانبگلو" نگران است و ازمقامات ایران می خواهد شهروندان خود را به علت ارتباط با اروپائی ها ازجمله سفارتخانه ها، دانشگاهها و مؤسسات فرهنگی تنبیه و مجازات نکند.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:55 |
 

يكي از وكلاي مدافع برخي دراويش گنابادي: بخشي از مدارك پزشكي شاكيان به دادياري دادسراي قم تحويل شد، ايسنا

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران      دوشنبه 25 اردیبهشت 1385
سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي

يكي از وكلاي مدافع برخي دراويش گنابادي، گفت: بخشي از مدارك پزشكي افرادي كه در حادثه حسينيه گنابادي‌ها زخمي شده بودند را به دادياري شعبه‌ي سوم دادسراي قم تحويل داديم.

محمد سيف‌زاده، در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت: ما از داديار درخواست كرديم تا صورت جلسه‌ي شوراي تامين استان، دفاتر و كارت‌هاي معاينه اين افراد را در تاريخ‌ها‌ي 24 و 25 بهمن‌ماه سال 84 از زندان مطالبه كند.

وي، افزود: تعدادي از عكس‌هاي رنگي و سي دي‌هايي كه از صحنه گرفته شده است ظرف 48 ساعت آينده به داديار تحويل خواهيم داد تا تحقيق از موكلان و شهود واقعه هرچه زودتر آغاز شود.

سيف‌زاده، گفت: با توجه به وضعيت وخيم اين افراد و نپذيرفتن اين افراد توسط بيمارستان، بايد هرچه سريع‌تر دلايل جمع‌آوري شود و متهمان تحت تعقيب قرار گيرند

 

جلسه بازپرسي پرونده شكايت دراويش گنابادي در دادسراي قم برگزار مي‌شود، ايسنا

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران        یکشنبه 24 اردیبهشت 1385
سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي

يكي از وكلاي مدافع برخي از دراويش گنابادي قم، گفت: فردا به همراه ديگر وكيل اين پرونده، درباره‌ي شكايت از برخي ماموران نيروي انتظامي و افرادي با لباس شخصي كه دراويش گنابادي را در حسينيه‌ي شريعت قم مورد ضرب و شتم قرار دادند، در دادسراي عمومي و انقلاب قم حاضر مي‌شويم. محمد سيف‌زاده، با بيان اين خبر به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: در پي اعلام شكايت دراويش گنابادي عليه برخي ماموران نيروي انتظامي و افرادي با لباس شخصي كه آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند، شكايتي در دادسراي قم مطرح شد كه فردا صبح اين موضوع در دادسراي عمومي و انقلاب قم مورد رسيدگي قرار مي‌گيرد.

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت 23:19 |
 

امنيت حرفه اي وکلاي مدافع

۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۵

مهرانگيز کار

وکيل مدافع بدون امنيت حرفه اي نمي تواند از حقوق افرادي که به او مراجعه مي کنند دفاع کند. وکلاي مدافع ايران سال هاست بي آنکه از امنيت حرفه اي بي بهره بوده و با اين وصف، در حوزه پرخطر دفاع از پا ننشسته اند.

اخيراً اعلام شده است در پرونده درويشان گنابادي دو وکيل مدافع به نام هاي فرشيد يداللهي و اميد بهروزي در يک حکم دسته جمعي که توسط دادگاهي در شهرستان قم صادر شده است نه تنها به حبس و تحمل شلاق محکوم شده اند، بلکه محروميت از شغل وکالت به مدت پنج سال ديگر از محکوميت هايي است که عليه شان در نظر گرفته اند و در همان حکم دسته جمعي آن را گنجانده اند.

سال هاست چنين مي کنند و در رفتار قضايي همواره ميخواهند توجه بدهند که براي دست آوردهاي پيش از انقلاب مردم ايران ارزش قائل نبوده و آنها را به رسميت نمي شناسند. حال آنکه تاريخ ايران از روز 22 بهمن سال 1357 شروع نشده و پيش از آن ايرانيان متناسب با شرايط سياسي مبارزه کرده و ثمراتي کسب کرده اند. ايرانيان اين ثمرات را آسان به دست نياورده اند. يکي از دست آوردهاي برباد رفته ملت ايران "استقلال کانون و کلاي دادگستري" است. آن را در هجوم نخستين تندروي هاي دهه اول انقلاب به يک باره از کف داديم. اينک بخشي از آن را پس گرفته ايم، اما نه تمام آن را. استقلال کانون وکلا ابتدا با حبس هيأت مديره کانون فنا شد و با انتصاب يک مدير دولتي تا سال ها کمتر کسي را زهره آن بود تا دادخواهي کند و بگويد چند دهه پيش از انقلاب کانون وکلا استقلال به دست آورده و به اين اعتبار توانسته است دست قواي سه گانه مقننه، مجريه و قضاييه را از مداخله در امور وکلا کوتاه سازد.

يکي از تبعات استقلال کانون وکلا اين بوده و هست که وکيل دادگستري به اعتبار عضويت در کانون وکلاي دادگستري که يک نهاد قديمي از گونه مدرن و نوين است، در صورتي اعتبار پروانه وکالتش مخدوش مي شود که بر طبق ماده 17 قانون استقلال کانون وکلا و در پي کيفر خواست از سوي دادسراي انتظامي وکلا و صدور حکم قطعي از سوي دادگاه انتظامي وکلا حکم بر تعليق از حرفه وکالت درباره اش صادر شده و از ادامه وکالت ممنوع شده باشد.

بنابراين مراجع قضايي حق ندارند راساً در اين باره حکم صادر کنند. چنانچه کانون وکلاي دادگستري تمام و کمال مستقل بود، مراجع قضايي نمي توانستند با اين صراحت استقلال آن را زير پا بگذارند. اما افسوس که دفاع جانانه از موکل به حبس و حذف وکلا از عرصه دفاع منجر مي شود. در حقيقت، مرجع صالحه اي مانند دادسرا و دادگاه انتظامي وکلا که نمادي است از استقلال ديرينه سال کانون وکلاي دادگستري در پيشگيري از وضع موجود فاقد نقش تأثير گذار است و به شرح ايضاً استقلال کانون وکلا موضوعي است که تاحدودي روي کاغذ باقي مانده و در عمل معنا و مفهوم خود را از دست داده است.

در شرايطي که از وکلاي مدافع امنيت حرفه اي سلب شده واصل برائت درباره آنها به سهولت زيرپا گذاشته مي شود، چگونه مي توان از حقوق شهروندي سخن گفت؟ به کدام اعتبار و بر پايه کدام تجربه؟

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت 23:8 |
 

متن شكایت از امام جمعه سمنان

هو
۱۲۱

« هیهات هیهات لما توعدون »
سوره مؤمنون آیه ۳۶

« یریدون ان یطفؤا نور الله بافواههم و یابی الله الا ان یتم نوره و لو کره الکافرون »
سوره توبه آیه ۳۲

چراغی را که ایزد بر فروزد / هر آن کو پف کند ریشش بسوزد

ریاست محترم شعبه دوم دادگاه ویژه روحانیت تهران

با سلام ، توقیرا در خصوص پرونده کلاسه ۸۵/۱۱۲۱۳/و/۲ مطروحه در آن شعبه پیرامون شکایت اینجانبان علیه حجت الاسلام و المسلمین شاهچراغی « امام جمعه سمنان » مطالبی را به استحضار می رساند :

الف : مروری بر حقانیت تصوف از دیدگاه علماء اعلام « کثر الله امثالهم » .

« قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم » سوره آل عمران آیه ۶۴
« و من تو را ای برادر عزیز سفارش می کنم که به این عارفان و حکیمان که از شیعیان خالص علی بن ابیطالب و اولاد معصوم او علیهم السلام هستند و در راه آنان قدم بر می دارند و به ولایت و دوستی آنان متمسکند گمان بد مبر ومبادا که درباره آنان سخن ناپسندی برانی و یا به آنچه در باره آنان گفته می شود گوش فرا دهی که می افتی به آنجا که باید بیفتی »
آیت الله خمینی ؛ مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه ؛ صفحه ۷۳

کسانی که گمان می کنند تصوف و عرفان پدیده‌ای متفاوت از اسلام است و با راه انداختن غائله و فتنه و سر و صدا و آشوب حسینیه صوفیه را به آتش می کشند و تخریب می کنند لازم است از جهت اعتلای اسلام و ایجاد وحدت و اتحاد مسلمین کمی بیشتر تامل و تحقیق نمایند و با عدم اطلاع و آگاهی از عرفان اسلامی و عدم آگاهی از سیر و سلوک الی الله بر اثر اغواء و تحریک نادانان و مغرضان و معاندین عرفان و خدا ناشناسان از حقیقت بی خبر نه تنها به مسلمانان بلکه به مراجع تقلید و علمای اعلام ، اهانت روا داشتند . نظیر آنچه در سمنان رخ داد و امام جمعه شهرستان سمنان « متشکی عنه » بدون توجه و آگاهی ، درباره تصوف اینگونه سخن پراکنی نموده و موجب هتک حیثیت روحانیت شدند . در حالی فرقه دراویش را ضاله خطاب نموده و حسینیه آنها را همان مسجد ضرار معرفی و از تخریب و به آتش کشیده شدن آن حمایت می نمودند که حضرت ختمی مرتبت (ص) الفقر فخری فرمودند و حضرت آیت الله خمینی در کتاب آداب الصلوه صفحه ۱۶۷ در اخطار به منکرین اهل عرفان و تصوف و قانعین به شریعت مقدس می نویسند : « و کسانی که دعوت به صورت محض می کنند و مردم را از آداب باطنیه باز می دارند و می گویند شریعت را جز این صورت و قشر معنی و حقیقتی نیست ، شیاطین طریق الی الله و خارهای راه انسانیت اند و از شر آنها باید به خدای تعالی پناه برد که نور فطرت الله را که نور معرفت و توحید و ولایت و دیگر معارف است در انسان منتفی می کنند و حجاب های تقلید و جهالت و عادت و اوهام را به روی آن می کشند و بندگان خدای تعالی را از عکوف به درگاه او و وصول به جمال جمیل او باز می دارند و سد طریق معارف می نمایند و قلوب صافی بی آلایش بندگان خدا را که حق تعالی با دست جمال و جلال خود تخم معرفت در خمیره آنها پنهان فرموده و انبیاء عظام و کتب آسمانی را فرستاده برای تربیت و تنمیهء آن ، به دنیا و زخارف آن و جهات مادی و جسمانی و عوارض آن متوجه می کنند و از روحانیات و سعادات عقلیه منصرف می کنند و حصر عوالم غیب و جنت های موعوده را می نمایند به همان ماکولات حیوانیه و مشروبات و منکوحات و دیگر از مشتهیات حیوانی . اینها گمان می کنند که حق تعالی این همه بسط بساط رحمت فرموده و با این همه تشریفات کتاب ها نازل فرموده و ملائکه الله معظم فرو فرستاده و انبیاء عظام مامور فرموده برای اداره کردن بطن و فرج ، غایت معارفشان این است که بطن و فرج را در دنیا حفظ کن تا به شهوات آن در آخرت برسی . آن قدری که اهمیت به جماع پانصد ساله می دهند به توحید و نبوات نمی دهند و تمام معارف را مقدمه تعمیر بطن و فرج می دانند و اگر حکیمی الهی یا عارفی ربانی به روی بندگان خدا بخواهد دری از رحمت باز کند و ورقی از حکمت الهی بخواند از هیچ نسبت و بد گویی و فحش و تکفیری به او خودداری نمی کنند . اینها به طوری منغمر در دنیا شدند و به شهوات بطن و فرج اهمیت می دهند که میل ندارند سعادت دیگری در دار تحقق موجود باشد جز شهوات حیوانی با آن که اگر سعادت عقلیه هم در عالم باشد به بطن و فرج آنها ضرری نمی رساند » .
سید حیدر آملی صاحب تفسیر بحر الابحار کتابی به قرب هفتاد هزار بیت از دلایل و احادیث اهل بیت علیهم السلام تصنیف نموده در بیان آنکه شیعه ای که صوفی نباشد شیعه نیست وصوفی که شیعه نباشد صوفی نیست .
مرحوم مجلسی اول در رساله تشویق السالکین در صفحات ۲۰ - ۱۸ می نویسند : « پس اگر جمعی از نادانان که در میان عوام خود را به طالب علم شهرت داده اند مذمت این طریقه می نمایند ، معلوم است که از کمال نادانی یا محض حسد و اغراض فاسده نفسانی خواهد بود و عاقل باید که فریب این شیاطین را نخورد و از این سعادت عظمی که مقصد اقصی و طریقه انبیا و ائمه هدی و شیوه اولیا و مردان راه خداست محروم نماند . هر چند این کاری است دشوار و شربتی است بر اکثر طبایع ناگوار و جهاد اکبر و میدان ترک سر است و موقوف بر همتی عالی است و تایید ازلی و حاصل سخن آن که بدانی که اصل تصوف صافی نمودن باطن است از زنگ ماسوی و متخلق شدن به اخلاق الله و تحصیل کمالات روحانی و رسیدن به مقام قرب و معرفت عیانی ، نه چنان که نادانان گمان می برند که تصوف محض لهو و لعب است ، بیهوده یا دکانی است در بازار هوی به زرق و ریا چیده و طریقت مخالف شریعت مصطفوی (ص) و مبانی طریقت مرتضوی (ع) که « کلا انهم عن ربهم يومئذ لمحجوبون »
به هر حال تهمت نفاق به مسلمین و مومنین متعهد و اهل طهارت دایم و صلوه پیوسته ، تهمت نابخشودنی است . اگر تخریب مسجد ضرار بر محمد بن عبدالله (ص) وحی شد ، جناب امام جمعه سمنان نیز باید صریحا اعلام نماید که تخریب حسینیه شریعت قم به عنوان مسجد ضرار و پایگاه نفاق و فتنه بر چه کسی وحی شده است ؟ و یا چه کسی ادعای پیغمبری و نزول وحی بر وی را در این عصر و زمان دارد ؟ آیا سزاوار است که در لباس روحانیت ، اینگونه تهمت به پیروان مخلص علی ابن ابیطالب و شیعیان خاص وی و آل اطهارش زده شود ؟ این همه آیت الله خمینی در وحدت و اتحاد اسلام کوشیدند و تفرقه اندازان را منافق می دانند ، اینگونه تفرقه اندازی و تکه تکه کردن اسلام آن هم در تریبون نماز جمعه که می بایست مبلغ احکام دین رسول گرامی اسلام باشد ، را چه می توان تعبیر کرد ؟ و کسانی را که ایشان در آثار خود به آنها متوسل می شوند و در روز حشر به شفاعت آنان امید فرج دارند ، مورد اهانت قرار دادن ، آیا ضدیت با ولایت ائمه هدی نیست ؟
بزرگان اهل عرفان بالاخص این سلسله جلیله علیه ، دل شکسته و تن خسته می خواهند و پی مرید هم نمی گردند . تبلیغ اینان به عمل و بندگی است . زیرا اصول دین فقط منوط به بیداری جان است که آن را یقظه می نامند .
ذکر این نکته نیز لازم است که آنچه بیان شد من باب ایضاح بود چرا که درویشی از هر دلیل و برهانی مبری است و نیازی به اثبات آن نمی باشد و فقر و درویشی به وجود علمای درویش افتخار نمی ورزد بلکه این افتخاری برای علماست چرا که محمد (ص) فرمود : الفقر فخری .

 

ب : تحلیل حقوقی سخنرانی امام جمعه سمنان و بررسی عناوین مجرمانه قابل انتساب به آن :

۱. افترا ؛ موضوع ماده ۶۹۷ قانون مجازات اسلامی ایران :
افترا عبارت است از انتساب امر مجرمانه به دیگری . در سخنرانی امام جمعه سمنان اعلام شده است که حسینیه شریعت قم ، پایگاه نفاق و یا به تعبیری مسجد ضرار بوده و حضور دراویش سلسله نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی را جهت مراسم ذکر و فکر فقری و عزاداری سیدالشهدا و احیای فتاوی علمای اسلام و تامین نظر واقف ، تعبیر به توطئه علیه نظام نموده اند . صرف نظر از مطالبی که در باب عرفان و تصوف فوقا عرض شد ، حسینیه شریعت قم به موجب سند رسمی وقف خاص تنظیمی دفتر اسناد رسمی ۷۲ تهران وقف خاص دراویش این سلسله بوده و به قبض متولی منصوص در آن در آمده است که حال جناب امام جمعه سمنان می بایست صحت این اسناد را ثابت نماید .

۲. نشر اکاذیب ؛ موضوع ماده ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی ایران :
طرح مطالبی بی اساس با علم به دروغ بودن آنها و انتساب اعمالی بر خلاف حقیقت به اشخاص به قصد تشویش اذهان عمومی ، اشاعه اکاذیب بوده و قابل تعقیب کیفری است که سخنرانی امام جمعه سمنان در خطبه های نماز جمعه مصداق بارز اشاعه اکاذیب است .

۳. اهانت به دین اسلام و مقدسات مذهبی ؛ موضوع ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی :
اهانت به باورهای مذهبی و یا جریحه دار نمودن احساسات عمومی یا بدبین کردن مردم نسبت به مبانی مذهبی علاوه بر اینکه کاری خلاف اخلاق سلیم و وجدان بشری است می تواند موجب اخلال در امنیت داخلی و حتی خارجی کشور شود . سخنرانی امام جمعه سمنان در خطبه های نماز جمعه اهانت صریح به دین اسلام و مقدسات مذهبی شیعیان بوده و می بایست برخورد مناسبی با توهین کننده به عمل آید تا بلکه موجبات تنبه فراهم شود .

۴. تقصیرات مقامات و سوء استفاده از مقام :
بنا بر مطالب معروضه در بند الف این لایحه و مداقه و امعان نظر در آثار حضرت آیت الله خمینی (ره) و ارادت ایشان به بزرگان اهل عرفان و نامه حاکم شرع وقت ایران مبنی بر اعلام به برادران سپاه پاسداران و قوای انتظامی و ماموران و ضابطین ارگانهای قضایی که : متعلقان این سلسله در سایه دولت علیه جمهوری اسلامی مامون و مصون از هرگونه تعرض می باشند و باید کوشید تا چهره نورانی رحمت للعالمین به همه اقشار بشریت معرفی شود ، و هم چنین نامه محرمانه ریاست محترم وقت جمهوری اسلامی ایران جناب آقای خاتمی به وزرای اطلاعات و کشور در خصوص تعطیلی مجالس پیروان این سلسله در حسینیه محبوب سمنان و نامه اداره کل سیاسی وزارت کشور به استانداری سمنان مبنی بر تامین امنیت و نظم جلسات متشکله برادران دراویش گنابادی در سمنان ( تصاویر تقدیمی ضمیمه شکوائیه ) ، و مقررات مندرج در فصل دوم قانون ثبت اسناد و املاک کشور در خصوص آثار ثبت اسناد ، این سخنرانی مصداق سوء استفاده از مقام و استنکاف از اعتبار دادن به سند ثبت شده رسمی وقف خاص بوده و با توجه به حسن نظر امام راحل به بزرگان و محترمین این سلسه سخنرانی امام جمعه سمنان را حتی می توان از مصادیق اهانت به بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و عناد و مخالفت با سیاستها و خط مشی‌های نظام دانست .

۵. نقض قانون اساسی و نقض پیمان های بین المللی حقوق بشر :
اعلام حمایت امام جمعه سمنان از جنایت علیه دراویش سلسه نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی در قم و تخریب و به آتش کشیدن حسینیه موقوفه خاص شریعت قم و بازداشت غیر قانونی دراویش ، خود از مصادیق بارز نقض اصول و مبانی قانون اساسی ایران و نقض پیمانهای بین المللی در خصوص رعایت حقوق اساسی بشر است . چرا که قانون اساسی ، دین رسمی کشور را اسلام و مذهب رسمی را شیعه اثنی عشری اعلام می نماید و اینگونه جنایت ها به نام اسلام بر شیعیان خاص علی ابن ابیطالب و اظهار حمایت امام جمعه خطه‌ای از مملکت اسلامی از این اقدامات وقیحانه ، خود نقض مبانی قانون اساسی است و قابل تعقیب کیفری می باشد .

۶. هتک حیثیت روحانیت ؛ موضوع تبصره ماده ۱۸ آیین نامه دادسراها و دادگاه های ویژه روحانیت :
برابر تبصره ماده ۱۸ آیین نامه دادسراها و دادگاه های ویژه روحانیت اصلاحی ۱۳۸۴ ، اعمالی که عرفا موجب هتک حیثیت روحانیت و انقلاب اسلامی باشد ، برای روحانیون جرم تلقی می شود .

بنا بر آنچه که در بند الف و قسمت چهارم بند ب این لایحه مذکور است ، سخنرانی امام جمعه سمنان در خطبه های نماز جمعه و اعلام اینکه حسینیه موقوفه خاص شریعت قم مسجد ضرار و پایگاه نفاق بوده و تشکیل مجالس ذکر و فکر فقری دراویش را توطئه ای علیه نظام معرفی نموده اند مصداق بارز هتک حیثیت روحانیت و انقلاب اسلامی است چرا که تعیین ائمه جمعه از سوی مقام معظم رهبری در هر استان و شهرستانی در مملکت اسلامی ، برای تبلیغ احکام واقعی اسلام و معرفی چهره نورانی رحمت للعالمین برای همگان است نه اینکه چماق طعن به دست گرفته و مجالس تذکر آل عبا توسط شیعیان علی و سالکین طریق الی الله را توطئه‌ای علیه نظام اعلام و موجبات بدبینی مردم را نسبت به باورهای مذهبی ایجاد و سد طریق معارف نمود.

من حیث المجموع ابراز و اظهار این مطالب از سوی امام جمعه سمنان به عنوان نماینده مقام معظم رهبری در سمنان مستوجب تعقیب کیفری است تا ملبسین به لباس روحانیت در مقام اهانت به مسلمین برنیایند چرا که تضعیف جمهوری اسلامی سبب آسیب به کلیه مسلمین بالاخص شیعیان و به ساحت مقدس نبی اکرم و دوازده جانشین بر حقش علیهم السلام است .

با سپاس
شکات پرونده

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت 22:55 |

اعتقاد در معنای حقیقی یعنی احترام گذاشتن به تمام و هر نوعی از حیات است. اعتقاد، ارتباط درونی آگاهانه، و آزادی دراعمال با یکدیگر اتصال و ارتباط دارند. وقتی که از اعتقاد برای تحت فشار قرار دادن  مردم با تخریب خانه آنها و یا زندانی کردن و شلاق زدن وجریمه مالی آنها استفاده می شود، اعتقاد از مبدا خود دور می گردد و به ابزاری در خدمت قدرت و سیستمی برای بازی قرار دادن جانها تبدیل می شود. لذا ما مراتب تاسف خود را ازموقعیت دراویش در ایران اعلام می کنیم وبا پاسخ خود از اعتراض شما حمایت می نماییم.   

 

 ارادتمند

 

دکتر جان ویلم کرپشتاین 

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385 و ساعت 0:47 |
 

۱۹ اردیبهشت ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۳۵ , ۱۶
خبرگزاري انتخاب
 
پورمحمدي  در پاسخ به سوالي مبني بر نگراني مردم از عدم امنيت  گفت: آنچه موجب ايجاد احساس ناامني  مي‌شود، فضاسازي رواني دستگاه‌هاي خبري ، تبليغي ، سايت ها،ماهواره‌ها و پخش شبنامه‌ها و سي دي‌ها است.

پورمحمدي با تاكيد بر نقش رسانه‌ها در جامعه گفت: مقابله با اين فضا در اختيار اصحاب رسانه است ، خانواده بزرگ رسانه رسالت سنگيني در مقابل اين فرافكني ، سم پاشي‌ها و تضعيف رواني موجود دارند.

وي تاكيد كرد: اقدام تبليغي پادزهر اين موج است
 
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:59 |
 

 تبليغات جديد کتاب هزار دروغ 'در کوی صوفيان' دروب سايت های دشمنان عرفان وتصوف

کتاب درکوی صوفیان  کتابی است بسیار مستند وجالب. هم اکنون درنمایشگاه بین المللی درغرفه شماره ۶ این کتاب وآثار دیگری درنقد صوفیه فروش میرود.
شما چرا دنبال شخصیت نویسنده میروید ?مطالب را ببینید .این کتاب توسط مرحوم سید محمد تقی واحدی مشهور به صالح علی شاه نوشته شده است. نویسنده این کتاب درسنی بالای نود سال فوت کرد وباتوبه وخیال راحت ازدنیا رفت..
کتاب درکوی صوفیان  هجمه شدید صوفیان گنابادی را در پی داشت. اگر این کتاب دروغ بود یا غیر مستند بود چرا صوفیه  گنابادی  به جای پاسخ دادن به موارد مستند درکتاب سعی درتخریب نویسنده آ ن کردند وداستانهایی برای او ساختند و مسئول انتشارات را صدها بار تهدید به مرگ کردند .
شهرام پازوکی صوفی گنابادی چرا با آیت الله مصباح یزدی همکاری میکند و چرا درموسسه امام خمینی آیت الله مصباح درس میدهد.
پس از چند روز شانتاژ خبری ودروغ سازی صوفیه در تماسی که توسط چند تن از طلاب قم با روابط عمومی وزارت اطلاعات گرفته شد وزارت مذکور خبر تشکیل کمیته تحقیق صوفیه را خبر جعلی دانست وآنرا ساخته وپرداخته ذهن صوفیه بر شمرد.
 
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:57 |
 

خبرگزاری مهر

حداد عادل در مراسم افتتاحیه هشتمین مجمع عمومی حزب موتلفه:

موتلفه حزبی اصیل با مواضع روشن و ریشه دار است/ احزاب سیاسی درخصوص "تحزب" به یک نقطه مشترک دست یابند(متن کامل)

تهران:۱۰:۳۴ ,  ۱۳۸۵/۰۲/۲۱

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:41 |
 

وقتی تلویزیون تبلیغ می‌کند!

سه شنبه، 19 ارديبهشت 1385 - 14:03

شبكه دو سیمای جمهوری اسلامی ایران به محل تبلیغات گروه‌های صوفی  تبدیل شد.

به گزارش خبرنگار «شریف‌نیوز»، شبكه دو در اقدامی تامل‌برانگیز، اقدام به پخش گزارشی از زندگی و فعالیت‌های دكتر گنجویان، قطب «فرقه‌ی ذهبیه احمدیه»  كه اكنون در انگلستان ساكن است، نمود.

این برنامه (اسما) برای معرفی خیرین مدرسه‌ساز تهیه شده بود، اما محور اصلی‌اش، بر معرفی دكتر گنجویان قرار گرفت. در این برنامه كه به مدت ۴۵ دقیقه پخش شد، از صحبت‌های دکتر عصاریان، جانشین گنجویان در ایران و قطب بعدی فرقه‌ی ذهبیه احمدیه در معرفی شخصیت گنجویان به كرات استفاده شد.

این اقدام شبكه دو در حالی صورت می‌گیرد كه این فرد با اتهام عضویت در لژ فراماسونری مواجه است و  در نمایشگاهی كه سال گذشته  یكی از نهادهای امنیتی در قم برگزار كرده بود، اسناد بسیاری در این زمینه ارائه شد. 

فرقه‌ی ذهبیه احمدیه از فرقه‌های صوفی فعال در ایران است و بسیاری از مراجع تقلید آن را ضاله قلمداد می‌كنند. این فرقه پیش از این مركز فعالیتش در شیراز بوده، اما در صدد است تا با دفن گنجویان در دزفول و همچنین ساخت خانقاه بزرگی در ورودی شهر، دزفول را به عنوان مركز جدید فعالیتش در ایران معرفی كند.

اقدام شبكه دو در پوشش تبليغاتي اين فرقه در حالی صورت می‌گیرد كه بسیاری از نهادهای فرهنگی برای انعكاس اخبار فعالیت‌هایشان با مشكل مواجه هستند

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:53 |
 

ابراهیم یزدی بازداشت شد

روز چهارشنبه بیستم اردیبهشت ماه دکتر ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی ایران که به همراه چند تن از دوستانش در نمایشگاه کتاب تهران حضور داشت، هنگام خروج از نمایشگاه، توسط چند نفر که خود را حراست نمایشگاه معرفی می کردند باز داشت شد. ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
چهارشنبه  ۲۰ ارديبهشت ۱٣٨۵ -  ۱۰ می ۲۰۰۶

http://barkhord.blogfa.com/post-22.aspx
امروز چهارشنبه بیستم اردیبهشت ماه دکتر ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی ایران که به همراه چند تن از دوستانش در نمایشگاه کتاب تهران حضور داشت، هنگام خروج از نمایشگاه، توسط چند نفر که خود را حراست نمایشگاه معرفی می کردند باز داشت شد.
این نیروها که از ابتدای حضور ایشان با فاصله کم از آقای یزدی و همراهان در حرکت بودند، هنگامی که آقایان از ورود به غرفه دوم مطبوعات باز ماندند و در حال ترک نمایشگاه بودند، به ایشان نزدیک شده و خواستار همراهی آنان برای رفتن به ساختمان حراست شدند و هنگامی که ایشان و یکی از همراهان از ماموران خواستار دیدن مدارک مدارک شناسایی و مستندات این بازداشت شدند با تهدید و ارعاب ماموران مواجه شدند که ایشان و همراهانشان را تهدید به بازداشت توسط نیروهای نیروی انتظامی مستقر در نمایشگاه کردند.
در هنگام تهدید گروه به استفاده از پلیس یکی از همراهانشان که احتمالاً آقای صباغیان بودند از نداشتن ترس از این تهدیدات سخن گفتند که این امر باعث رفتار خشن تر مامورین شد تا جایی که در ادامه در حرکتی بسیار زشت و زننده و تحریک آمیز اقدام به بازرسی وسایل همراه گروه کردند و سپس کل گروه را به ساختمان حراست نمایشگاه منتقل کردند.
به گفته مامورین مستند بازداشت جزوه یا کتابچه ای بود که در نمایشگاه توزیع شده بود ولی به نظر ایشان و گروه همراه و چندتن از حاضرین دلیل اصلی بازداشت مصاحبه هایی بود که ایشان و همراهانشان با چند خبرگزاری مستقر در نمایشگاه انجام داده بودند.

منبع خبر: وبلاگ "از روزگار رفته، حکایت

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:46 |
 

اسلام‌ و حقوق‌ بشر در گفت‌وگو با شيرين‌ عبادي‌ ؛ تفسيرها بايد متحول‌ شوند - نرگس‌ محمدي‌

شيرين‌ عبادي‌ سا ل‌ 2003 ميلادي‌ برنده‌ جايزه‌ صلح‌ نوبل‌ شد و اكنون‌ بخشي‌ از فعاليت‌ خود را در سازمان‌ ملل‌ متحد متمركز نموده‌ است‌. سال‌ 2005 به‌ نمايندگي‌ از هزار ج‌پج بين‌المللي‌ در كنفرانس‌ سران‌ براي‌ خة‌ در تونس‌ پس‌ از سخنراني‌ كوفي‌عنان‌، سخنراني‌ كرد و اين‌ در حالي‌ بود كه‌ خود، اولين‌ انجمن‌ حمايت‌ از حقوق‌ كودكان‌ و اولين‌ كانون‌ مشاركت‌ براي‌ پاكسازي‌ مين‌ و نهادي‌ حقوق‌ بشري‌ به‌ نام‌ كانون‌ مدافعان‌ حقوق‌ بشر را به‌ اتفاق‌ دوستانش‌ در ايران‌ تاسيس‌ كرده‌ بود.
پس‌ از اهداي‌ جايزه‌ نوبل‌، دانشگاه‌هاي‌ آمريكا، اروپا، كانادا و استراليا، 17 دكتراي‌ افتخاري‌ را به‌ پاس‌ فعاليت‌ صلح‌طلبانه‌ بشردوستانه‌اش‌ به‌ وي‌ تقديم‌ كرده‌اند و جالب‌ آنكه‌ كتاب‌ خاطرات‌ عبادي‌ به‌ دليل‌ تحريم‌ آمريكا عليه‌ ايران‌ مجوز چاپ‌ در آمريكا نگرفت‌ و اين‌ خود بهانه‌اي‌ براي‌ طرح‌ شكايت‌ عبادي‌ در دادگاه‌ نيويورك‌ عليه‌ آمريكا شد كه‌ پيگيري‌ او و وكلايش‌ در آمريكا منجر به‌ لغو تحريم‌ فرهنگي‌ عليه‌ اتباع‌ ايران‌، كوبا و سودان‌ شد و كانون‌ نويسندگان‌ كوبا ضمن‌ تقدير، تاج‌ گلي‌ را به‌ پاس‌ اين‌ تلاش‌ و يمن‌ اين‌ موفقيت‌ به‌ وي‌ تقديم‌ كرد. عبادي‌ تاكنون‌ حدود 12 كتاب‌ به‌ زبان‌ فارسي‌ و انگليسي‌ در زمينه‌ حقوق‌ كودك‌، حقوق‌ زن‌، تاريخچه‌ اسناد حقوق‌ بشر در ايران‌، حقوق‌ پزشكي‌، حقوق‌ تطبيقي‌ كودك‌، حقوق‌ ادبي‌ و هنري‌، حقوق‌ معماري‌ و شهرسازي‌، سنت‌ و تجدد در سيستم‌ حقوقي‌ ايران‌ با همكاري‌ دكتر محمد ضيمران‌، حقوق‌ پناهندگان‌، حقوق‌ كارگران‌ خردسال‌، حقوق‌ جنايي‌ )جلد 2( زير نظر استاد دكتر عبدالحسين‌ علي‌آبادي‌ و دموكراسي‌ و حقوق‌ بشر و اسلام‌ در ايران‌ را به‌ رشته‌ تحرير درآورده‌ و چندين‌ كتاب‌ ديگر نيز به‌ زبان‌ انگليسي‌ در دست‌ انتشار در خارج‌ از كشور دارد. كاروكالت‌ نيز بخشي‌ ديگر از فعاليت‌هاي‌ اوست‌. او وكالت‌ قربانيان‌ قتل‌هاي‌ زنجيره‌اي‌، زهرا كاظمي‌، مضروبان‌ دراويش‌ گنابادي‌، زنان‌ مضروب‌ در گراميداشت‌ هشت‌ مارس‌ سال‌ 2006 در تهران‌ و عبدالفتاح‌ سلطاني‌ را برعهده‌ دارد. از همين‌ روي‌ وقت‌ مصاحبه‌ را صبح‌ زودهنگام‌ شانزدهم‌ فروردين‌ تنظيم‌ مي‌كنيم‌ تا پس‌ از مصاحبه‌ براي‌ دفاع‌ از موكل‌ خود )سلطاني‌( روانه‌ شعبه‌ 26 دادگاه‌ انقلاب‌ در خيابان‌ معلم‌ گردد.
پس‌ از دريافت‌ جايزه‌ صلح‌ نوبل‌ در سال‌ 2003 ميلادي‌ شما در سخنراني‌هاي‌ خود به‌ ويژه‌ در غرب‌ بر همخواني‌ اسلام‌ و حقوق‌ بشر تاكيد داشته‌ايد. به‌ عبارتي‌ پيام‌ برنده‌ صلح‌ نوبل‌ سال‌ 2003 براي‌ جهانيان‌ »سازگاري‌ اسلام‌ و حقوق‌ بشر« بود. هرچند شايد طرح‌ اين‌ ديدگاه‌ از سوي‌ شما مطابق‌ ميل‌ و خواسته‌ افراطيون‌ دو طيف‌ بنيادگرا و مخالفان‌ اسلام‌ در شرق‌ و غرب‌ نباشد. متاسفانه‌ اين‌ ديدگاه‌ شما كه‌ در جامعه‌ ايران‌ و بسياري‌ جوامع‌ ديگر به‌ شكل‌ يك‌ واقعيت‌ اجتماعي‌ و عيني‌ در ميان‌ روشنفكران‌ و صاحبنظران‌ وجود دارد، هنوز فرصت‌ و امكان‌ مناسبي‌ جهت‌ طرح‌ در كشورمان‌ نيافته‌ است‌. تا جايي‌ كه‌ بنده‌ اطلاع‌ دارم‌ علي‌رغم‌ طرح‌ بحث‌ شما در دانشگاه‌ها و مراكز علمي‌ جهان‌ بويژه‌ در آمريكا واروپا، متاسفانه‌ دانشگاه‌ها و مراكز علمي‌ و رسانه‌هاي‌ جمعي‌ و افكار عمومي‌ در ايران‌ هنوز ميزبان‌ طرح‌ و بحث‌ شما پيرامون‌ اين‌ ايده‌ نبوده‌اند، لذا از آنجايي‌ كه‌ رفته‌ رفته‌ چنين‌ ديدگاهي‌ مخاطبان‌ خاص‌ خود را گردهم‌ مي‌آورد لازم‌ ديديم‌ تا  در اين‌ مورد توضيحات‌ مفصل‌تر شما را براي‌ خوانندگان‌ محترم‌ روزنامه‌ جويا شويم‌.
قبل‌ از فروپاشي‌ اتحاد جماهير شوروي‌، آمريكا تمامي‌ مساعي‌ خود را صرف‌ جلوگيري‌ از پيشرفت‌ سوسياليسم‌ در جهان‌ مي‌كرد و در اين‌ راه‌ از ابزارهاي‌ گوناگوني‌ استفاده‌ مي‌كرد. يكي‌ از اين‌ ابزارها مذهب‌ بود و در ميان‌ مذاهب‌، اسلام‌ بيشتر مورد توجه‌ ايالات‌ متحده‌ بود، چرا كه‌ به‌ زعم‌ سردمداران‌ آمريكا اسلام‌ مي‌توانست‌ با سوسياليسم‌ مقابله‌ كند. به‌ همين‌ دليل‌ مي‌بينيم‌ كه‌ بزرگترين‌ متحد عربستان‌ سعودي‌ كشور آمريكا بود و يا وقتي‌ افغانستان‌ از سوي‌ شوروي‌ اشغال‌ نظامي‌ شد آمريكا براي‌ مقابله‌ با اتحاد جماهير شوروي‌ از طريق‌ حمايت‌هاي‌ مالي‌ به‌ واسطه‌ پاكستان‌ گروه‌هاي‌ بنيادگرا )القاعده‌ و مجاهدين‌ افغان‌( را تاسيس‌ و تقويت‌ كرد.
براساس‌ آمارهايي‌ كه‌ در خود آمريكا منتشر شده‌ است‌ - آماري‌ كه‌ مربوط‌ به‌ بودجه‌ آمريكا است‌- دريك‌ سال‌ حدود 4 ميليارد دلار به‌ گروه‌هاي‌ بنيادگراي‌ افغاني‌ كمك‌ شد. اين‌ كمك‌ها را آمريكا نه‌ براي‌ آخرت‌  مي‌كرد و نه‌ عاشق‌ چشم‌ و ابروي‌ اسلام‌ و مسلمانان‌ بود. اين‌ كمك‌ها به‌ خاطر جلوگيري‌ از توسعه‌ اتحاد جماهير شوروي‌ در منطقه‌ بود. در اؤر عواملي‌ كه‌ در خارج‌ از بحث‌ ماست‌ اتحاد جماهير شوروي‌ فروپاشيد كه‌ البته‌ به‌ طور خيلي‌ مختصر بايد بگويم‌ كه‌ در اين‌ راستا باز هم‌ مداخلات‌ آمريكا را بي‌تاؤير نمي‌دانم‌. به‌ هر حال‌ اتحاد جماهير شوروي‌ خيلي‌ سريع‌تر از آنچه‌ تصور مي‌شد فرو ريخت‌ و ناگهان‌ سردمداران‌ آمريكايي‌ متوجه‌ شدند كه‌ يك‌ خلا بوجود آمده‌ است‌ چرا كه‌ به‌ قول‌ بسياري‌ از فلاسفه‌ سياسي‌- كه‌ عمدتا آمريكايي‌ هم‌ هستند- جامعه‌ براي‌ آنكه‌ متحد بماند احتياج‌ به‌ دشمن‌ دارد اين‌ حرفي‌ بود كه‌ »لوي‌ اشتراوس‌« مي‌زد و بعد از آن‌ پيروان‌ زيادي‌ داشت‌، از جمله‌ هانتينگتون‌. او حتي‌ مي‌گفت‌ اگر جامعه‌ دشمن‌ نداشته‌ باشد براي‌ اينكه‌ متحد بماند بايد برايش‌ دشمن‌ خلق‌ كرد. نبود دشمن‌، آمريكا را با چند مساله‌ مهم‌ مواجه‌ كرد. اول‌ اينكه‌ چگونه‌ هزينه‌هاي‌ سنگين‌ نظامي‌ و توليد سلاح‌هاي‌ انبوه‌ را مي‌توانست‌ توجيه‌ كند. دوم‌ اينكه‌ سيادت‌ و سروري‌ آمريكا در جهان‌ غير سوسياليست‌ تا حدودي‌ بسته‌ به‌ وجود شوروي‌ بود. يعني‌ اروپاي‌ آزاد - به‌ تعبير خودشان‌- هرگاه‌ با خطري‌ مواجه‌ مي‌شد به‌ دامن‌ آمريكا پناه‌ مي‌برد. همچنين‌ كشورهايي‌ مثل‌ ايران‌ كه‌ هر زمان‌ با تهديد مستقيم‌ يا غير مستقيم‌ از طرف‌ شوروي‌ روبه‌رو مي‌شد بلافاصله‌ به‌ دامن‌ آمريكا پناه‌ مي‌برد و از رقابت‌ بين‌ دو ابرقدرت‌ تا حدودي‌ مي‌توانست‌ نفس‌ بكشد.
پس‌ با اين‌ ترتيب‌ در عدم‌ وجود دشمن‌ 1- هزينه‌هاي‌ سنگين‌ نظامي‌ در آمريكا توجيه‌ ناپذير مي‌شد 2- سيادت‌ و آقايي‌ ايالات‌ متحده‌ در جهان‌ زير سوال‌ مي‌رفت‌ و 3- انسجام‌ داخلي‌ از بين‌ مي‌رفت‌. اينها موارد مشخصي‌ است‌ كه‌ مستندات‌ آن‌ نيز وجود دارد. مستنداني‌ كه‌ من‌ در كتاب‌ جديد خودم‌ كه‌ سال‌ آينده‌ چاپ‌ خواهد شد آنها را آورده‌ام‌. پس‌ آمريكا احتياج‌ به‌ دشمن‌ داشت‌. به‌ دنبال‌ اين‌ نظريه‌ برخورد تمدن‌ها به‌ تدريج‌ شكل‌ گرفت‌. ابتدا در مجله‌ مطالعات‌ خارجي‌ آمريكا و سپس‌ به‌ صورت‌ يك‌ كتاب‌. در آن‌ مقاله‌ برخورد تمدن‌ها با علامت‌ سوال‌ بود اما وقتي‌ كه‌ اين‌ نظريه‌ مورد قبول‌ سردمداران‌ كاخ‌ سفيد قرار گرفت‌ به‌ صورت‌ كتاب‌ منتشر شد. در اين‌ كتاب‌ پيش‌بيني‌ مي‌شود كه‌ بين‌ تمدن‌غرب‌ و شرق‌ چون‌ به‌ صورت‌ بنيادي‌ اختلاف‌ وجود دارد برخورد صورت‌ خواهد گرفت‌ و اين‌ برخورد اجتناب‌ناپذير است‌. در اين‌ تئوري‌ بر دموكراسي‌ و حقوق‌ بشر تاكيد زيادي‌ شده‌ است‌. مي‌گويند حركت‌ دنيا به‌ سوي‌ دموكراسي‌ است‌. دموكراسي‌ نقطه‌ تكامل‌ دنياست‌، حقوق‌ بشر يك‌ استاندارد بين‌المللي‌ است‌. بگذريم‌ از اين‌ كه‌ خود حكومت‌ آمريكا هم‌ به‌ دموكراسي‌ معتقد نيست‌ زيرا كه‌ فقط‌ دو حزبي‌ است‌ و اين‌ سيستم‌ دوحزبي‌ آنقدر قدرتمند است‌ كه‌ به‌ هيچ‌حزب‌ سومي‌ امكان‌ پا گرفتن‌ نمي‌دهد و از طرفي‌ حقوق‌ بشر هم‌ در اين‌ كشور چندان‌ مورد احترام‌ نيست‌ و زندان‌ گوانتانامو نمونه‌اي‌ از اين‌ مدعاست‌. اما به‌ هر حال‌ در اين‌ نظريه‌ مبنا و كارت‌هاي‌ بازي‌، دموكراسي‌ و حقوق‌ بشر بود و عنوان‌ شد چون‌ زادگاه‌، دموكراسي‌ و حقوق‌ بشر غرب‌ است‌ بنابراين‌ نمي‌تواند با تمدن‌هاي‌ شرقي‌ بويژه‌ اسلام‌ همخواني‌ داشته‌ باشد و برخورد بين‌ اينها اجتناب‌ ناپذير است‌ چون‌ غرب‌ به‌ تكامل‌ فكري‌ يعني‌ دموكراسي‌ رسيده‌ و شرق‌ نمي‌تواند اين‌ را قبول‌ كند. در ميان‌ تمدن‌هاي‌ شرقي‌ هم‌ هانتينگتون‌ به‌ هفت‌تمدن‌ اشاره‌ مي‌كند كه‌ در اين‌ تقسيم‌بندي‌، تمدن‌ چين‌ و ژاپن‌ را از يكديگر جدا مي‌كند و تمدن‌ كره‌ را دركنار تمدن‌ چين‌ قرار مي‌دهد. حال‌ آنكه‌ از نظر او خصيصه‌تمدن‌ها مذهب‌ است‌ يعني‌ ويژگي‌ مهم‌ تمدن‌ها مذهب‌ مي‌باشد، اما او كره‌ و چين‌ كه‌ مذهبي‌ جداگانه‌ دارند را در كنار هم‌ قرار مي‌دهد. يعني‌ چين‌ و ژاپن‌ را از يكديگر جدا مي‌كند. يكي‌ از اين‌ تمدن‌ها كه‌ مهمترين‌ آنهاست‌ تمدن‌ اسلامي‌ است‌ كه‌ زادگاه‌ آن‌ در شرق‌ است‌ و عمدتا كشورهاي‌ اسلامي‌ هم‌ در شرق‌ هستند و برحسب‌ اتفاق‌ اكثر منابع‌ نفتي‌ هم‌ در كشورهاي‌ اسلامي‌ است‌. بنابراين‌ اين‌ نظريه‌ به‌ شدت‌ مورد استقبال‌ سياستمداران‌ قرار گرفت‌ و به‌ وسيله‌ رسانه‌هاي‌ آمريكايي‌ كه‌ سهام‌ عمده‌ آنها در اختيار يك‌ يا چند گروه‌ محدود با تفكر خاص‌ است‌، اشاعه‌ پيدا كرد.
هانتينگتون‌ عنوان‌ مي‌كند تمدن‌ غرب‌ روزي‌ با تمدن‌ شرق‌ برخورد خواهد كرد و از همين‌ جا مبناي‌ حمايت‌ بي‌قيد و شرط‌ آمريكا از كشورهاي‌ اسلامي‌ از بين‌ رفت‌. نكته‌ بسيار جالب‌ اين‌ است‌ كه‌ اگر قرار است‌ تمدن‌ غرب‌ با شرق‌ برخورد پيدا كند، تكليف‌ تمدن‌ يهودي‌ چه‌ مي‌شود. اگر اسلام‌ به‌ عنوان‌ يك‌ تمدن‌ شرقي‌ مورد بحث‌ است‌ تمدن‌ يهودي‌ چه‌ مي‌شود در حالي‌ كه‌ تمدن‌ يهودي‌ هم‌ زادگاهش‌ در شرق‌ است‌.
هانتينگتون‌ از آنجايي‌ كه‌ نمي‌خواست‌ آمريكا را رودر روي‌ اسرائيل‌ قرار دهد معتقد بود اصلا تمدن‌ يهودي‌ وجود ندارد و واژه‌ تمدن‌ يهودي‌ - مسيحي‌ را به‌ كار مي‌برد. تمدن‌ يهودي‌ - مسيحي‌ از نظر او اين‌ گونه‌ معرفي‌ و توجيه‌ مي‌شود كه‌ يهوديان‌ در هر كشوري‌ كه‌ ساكنند به‌ همان‌ كشور پايبند هستند. يعني‌ از آنجا كه‌ يهوديان‌ عمدتا در غرب‌ هستند پس‌ تمدن‌ يهودي‌ها، غربي‌است‌ كه‌ اين‌ البته‌ آنقدر اشتباه‌ است‌ كه‌ احتياج‌ به‌ توضيح‌ زياد ندارد. شش‌ ميليون‌ يهودي‌ در اسرائيل‌ زندگي‌ مي‌كنند و براساس‌ نظرسنجي‌ها و آماري‌ كه‌ گرفته‌ شده‌ - كه‌ حقيقت‌ هم‌ همين‌ است‌- يهودي‌ها در هر كجاي‌ جهان‌ كه‌ باشند نوعي‌ تعلق‌ خاطر به‌ اسرائيل‌ دارند. بنابراين‌ يك‌ نظر غلط‌ علمي‌ است‌ كه‌ بخواهيم‌ روي‌ تمدن‌ يهودي‌ خط‌ بطلان‌ بكشيم‌ و بگوييم‌ تمدن‌ يهودي‌ وجود ندارد. تاريخ‌ هم‌ خلاف‌ حرف‌هانتينگتون‌ را ؤابت‌ كرده‌ است‌. يهوديان‌ همواره‌ توسط‌ مسيحيان‌ مورد آزار و اذيت‌ قرار گرفته‌اند. هولوكاست‌ كه‌ به‌ نظر من‌ بزرگترين‌ حادؤه‌ دردناك‌ تاريخ‌ است‌ و مظلوميت‌ قوم‌ يهود را نشان‌ مي‌دهد، به‌ وسيله‌ مسيحيان‌ اتفاق‌ افتاده‌ اما هانتينگتون‌ بر همه‌ اينها خط‌ بطلان‌ مي‌كشد و تمدن‌ يهودي‌ را از خاورميانه‌ بيرون‌ مي‌آورد و در غرب‌ در كنار تمدن‌ مسيحي‌ مي‌گذارد
و مي‌گويد اينها ) تمدن‌ يهودي‌ - مسيحي‌( با تمدن‌ اسلامي‌  در ستيزند. براي‌ اؤبات‌ اين‌ ادعا بنيادگراياني‌ كه‌ دست‌ به‌ ترور مي‌زنند بسيار مقيد هستند. واقعه‌اي‌ كه‌ در 11 سپتامبر اتفاق‌ افتاد و حوادث‌ تروريستي‌ كه‌ بعدها به‌ وقوع‌ پيوست‌ همگي‌ ظاهرا نظريه‌هانتينگتون‌ را به‌ اؤبات‌ مي‌رساند و به‌ همين‌ دليل‌ اين‌ نظريه‌ رشد يافت‌ تا حدي‌ كه‌ در حال‌ حاضر بيش‌ از 20 درصد از دانشگاه‌هاي‌ آمريكا اين‌ تئوري‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ نظريه‌فلسفي‌ تدريس‌ مي‌كنند. حال‌ فكر كنيد اگر اين‌ وضعيت‌ ادامه‌ يابد بر سر جهان‌ اسلام‌ چه‌ خواهد آمد. اين‌ افكار به‌ تدريج‌ از طريق‌ دانشگاه‌ها و رسانه‌هاي‌ گروهي‌ در آمريكا به‌ ميان‌ مردم‌ رفت‌ و متاسفانه‌ يك‌ نفرت‌ و ناباوري‌ نسبت‌ به‌ مسلمانان‌ هم‌ در آمريكا و هم‌ در اروپا شكل‌ گرفت‌. از سوي‌ ديگر اكثر مهاجران‌ اسلامي‌ به‌ اروپا فقير بودند و كارهاي‌ دست‌ دوم‌ و سوم‌ )كارهاي‌ سياه‌( انجام‌ مي‌دادند و هيچ‌ وقت‌ جذب‌ جامعه‌ اروپايي‌ نشده‌ بودند و تحقير مي‌شدند.
نسل‌ اول‌ مهاجرين‌ به‌ اروپا اين‌ ظلم‌ و ستم‌ را تحمل‌ مي‌كردند. براي‌ اينكه‌ از دست‌ حكومت‌هاي‌ غير دموكراتيك‌ اسلامي‌ فرار كرده‌ بودند اما نسل‌ دوم‌ و سوم‌ كه‌ در اروپا به‌ دنيا آمده‌ بودند، شناسنامه‌ اروپايي‌ داشتند و در مدارس‌ اروپا تحصيل‌ كرده‌ بودند، نمي‌توانستند اين‌ ظلم‌ را تحمل‌ كنند و مي‌گفتند چه‌ فرقي‌ است‌ بين‌ ما و مثلا فرانسوي‌ها كه‌ ما بايد فقط‌ جاروكش‌ خيابان‌ها شويم‌ و او از بالا به‌ ما دستور بدهد* همين‌ مساله‌ يك‌ فاصله‌اي‌ را بين‌ مسلمانان‌ مهاجر و اروپايي‌ها بوجود آورد. جالب‌ است‌ كه‌ ترورهايي‌ كه‌ در اروپا به‌ وقوع‌ پيوست‌ تقريبا توسط‌ نسل‌ دوم‌ و سوم‌ مهاجرين‌ بود و نه‌ نسل‌ اول‌. يعني‌ نسلي‌ كه‌ در اروپا بزرگ‌ شده‌ و درس‌ خوانده‌ است‌، اقدام‌ به‌ ترور مي‌كند، نه‌ نسلي‌ كه‌ در كشور اسلامي‌ تربيت‌ شده‌ است‌.
اما در كشورهاي‌ اسلامي‌ چه‌ مي‌گذرد* جهان‌ اسلام‌ متاسفانه‌ بنا به‌ دلايل‌ بسياري‌ از جمله‌ كثرت‌ بي‌سوادي‌ و عدم‌ آگاهي‌ از دموكراسي‌ پيشرفته‌ محروم‌ مانده‌ است‌. اين‌ كشورها با توجه‌ به‌ منابع‌ نفتي‌ كه‌ داشتند خود را بي‌نياز از پيشرفت‌هاي‌ صنعتي‌ ديدند وخيلي‌ راحت‌ فكر مي‌كردند هر چيزي‌ را مي‌شود خريد و اين‌ وضع‌ تا ابد ادامه‌ دارد. در نتيجه‌ عمدتا حكومت‌هاي‌ وابسته‌ به‌ درآمد نفت‌ و غير دموكراتيك‌ روي‌ كارآمدند كه‌ ساليان‌ سال‌ از طرف‌ آمريكا كه‌ مي‌خواست‌ از طريق‌ اين‌ كشورها با سوسياليسم‌ مقابله‌ كند، حمايت‌ مي‌شدند. اين‌ حكومت‌ها مستبد، زورگو و غير دموكراتيك‌ بودند و طبيعي‌ است‌ كسي‌ كه‌ زور مي‌گويد شهامت‌ اين‌ را ندارد كه‌ بگويد من‌ زور مي‌گويم‌ چون‌ آدم‌ قلدري‌ هستم‌ و مستبد و قوي‌تر هستم‌. اينها وقتي‌ متهم‌ مي‌شدند به‌ اينكه‌ چرا حقوق‌ بشر را نقض‌ مي‌كنيد* چرا زنداني‌ سياسي‌ را اعدام‌ مي‌كنيد* چرا مجازات‌هاي‌ شكنجه‌آور داريد* چرا حقوق‌ زنان‌ را رعايت‌ نمي‌كنيد* يك‌ حرف‌ داشتند. مي‌گفتند ما مسلمان‌ هستيم‌ و تابع‌ دين‌ خود. مي‌ گفتند نمي‌توانيم‌ حقوق‌ بشر را رعايت‌ كنيم‌. اين‌ حرف‌ به‌ شدت‌ مورد علاقه‌ هانتينگتون‌  و طرفدارانش‌ بود و در حقيقت‌ آن‌ روي‌ سكه‌ بود. هانتينگتون‌ ادعا مي‌كرد كه‌ تز مورد نظر من‌ يعني‌ تضاد بين‌ تمدن‌ها به‌ شكل‌ واقعي‌ و بنياني‌ وجود دارد و شاهد آن‌ هم‌ همين‌ اظهارات‌ مسلمانان‌ است‌. از همين‌ جاست‌ كه‌ لزوم‌ ادامه‌ تفسير صحيح‌ از دين‌ اسلام‌ كه‌ با حقوق‌ بشر و دموكراسي‌ سازگار باشد به‌ وجود مي‌آيد و وظيفه‌ ما مسلمانان‌ در شرايط‌ كنوني‌ در اين‌ است‌ كه‌ از اسلام‌ تفسيري‌ ارائه‌ دهيم‌ منطبق‌ با دموكراسي‌ و حقوق‌ بشر. ما مي‌توانيم‌ نكاتي‌ را از تاريخ‌ اسلام‌ يادآور شويم‌ كه‌ به‌ ما كمك‌ كند. به‌ عنوان‌ مثال‌ حتي‌ الان‌ هم‌ در ايران‌ برخي‌ افراد معتقدند كه‌ اسلام‌ با دموكراسي‌ همخواني‌ ندارد. حال‌ آنكه‌ ما برگرديم‌ به‌ تاريخ‌.  مگر خوارج‌ چگونه‌ بوجود آمدند. وقتي‌ كه‌ حضرت‌ علي‌ )ع‌( با معاويه‌ مي‌جنگيد و سربازان‌ معاويه‌ قرآن‌ به‌ سر نيزه‌ كردند، حضرت‌ علي‌ )ع‌( دستور داد بجنگيد كه‌ اين‌ خدعه‌اي‌ بيش‌ نيست‌ اما فرماندهان‌ نظامي‌ قبول‌ نكردند و شوراي‌ جنگي‌ تشكيل‌ شد. در اين‌ شوراي‌ جنگي‌ علي‌ )ع‌( گفت‌: من‌ مي‌دانم‌ اين‌ خدعه‌است‌. بر سر حرفش‌ نيز اصرار داشت‌ اما شوراي‌ جنگي‌ حرف‌ او را قبول‌ نكرد. علي‌ )ع‌( گفت‌ هرچند كه‌ موافق‌ نيستم‌، اما به‌ احترام‌ جمع‌ تصميم‌ شما را قبول‌ مي‌كنم‌ و حكميت‌ را پذيرفت‌. اين‌ يعني‌ چه‌* از ديد ما ايشان‌ علم‌ لدني‌ دارد، جانشين‌ پيامبر)ص‌( و امام‌ است‌ و ضمنا اطمينان‌ دارد كه‌ حرفش‌ هم‌ درست‌ است‌، اما حرف‌ غلط‌ كثريت‌ را مي‌پذيرد. پس‌ ما چطور مي‌توانيم‌ در قرن‌ بيست‌ و يكم‌ بگوييم‌ اسلام‌ با دموكراسي‌ همخواني‌ ندارد. خوارج‌ از همين‌جا ايجاد شدند. يعني‌ گفتند علي‌ اشتباه‌ كرد كه‌ حكميت‌ را پذيرفت‌ و تا آنجا پيش‌ رفتند كه‌ ايشان‌ را به‌ شهادت‌ رساندند. چرا* فقط‌ و فقط‌ به‌ اين‌ خاطر كه‌ علي‌ حرف‌ اكثريت‌ را گوش‌ كرد. منابع‌ فقه‌ اسلامي‌ پس‌ از قرآن‌، سنت‌ است‌ يعني‌ روش‌ و سيره‌ پيامبراكرم‌)ص‌( و ائمه‌ اطهار. اگر قرار باشد سنت‌ را جزو منابع‌ قانونگذاري‌ در فقه‌ بدانيم‌ چرا پذيرش‌ حكميت‌ را نمي‌آوريم‌ و فراموش‌ مي‌كنيم‌. هرجا به‌ سنت‌ مي‌رسيم‌ يك‌ حديثي‌ را كه‌ به‌ نفع‌ ما باشد قبول‌ مي‌كنيم‌ و آنچه‌ كه‌ بخواهد عقايد ما را رد كند، رد مي‌كنيم‌. خيلي‌ از احاديث‌ وجود دارد كه‌ ؤابت‌ مي‌كند دموكراسي‌ در اسلام‌ بايد وجود داشته‌ باشد و وجود هم‌ دارد در قرآن‌ مجيد بارها و بارها اشاره‌ شده‌ است‌ كه‌ مشورت‌ كنيد. مشورت‌ كنيد يعني‌ چه‌* آن‌ زماني‌ كه‌ انتخابات‌ و راي‌گيري‌ نبود، مشورت‌ معناي‌ عرف‌ زمان‌ خودش‌ را دارد. به‌ هر حال‌ ضرورت‌ انطباق‌ اسلام‌ با دموكراسي‌ و حقوق‌ بشر از اينجا ناشي‌ شد كه‌ هم‌ جوابي‌ باشد براي‌ جنگ‌افروزان‌ آمريكايي‌ خصوصا هانتينگتون‌ و هم‌ اينكه‌ راه‌حلي‌ باشد براي‌ مسلمانان‌. متاسفانه‌ روشنفكران‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ اكثرا مرتكب‌ يك‌ خطاي‌ بزرگ‌ مي‌شدند و آن‌ اينكه‌ روي‌ اسلام‌ و دين‌ يك‌ خط‌ بطلان‌ قرمز مي‌كشيدند و به‌ نوعي‌ حرف‌ حكومت‌هاي‌ غيردموكراتيك‌ را تكرار مي‌كردند. مي‌گفتند اسلام‌ همين‌ است‌ ديگر.  
مذهبتان‌ را به‌ خانه‌هايتان‌ ببريد و حكومت‌ بايد لائيك‌ باشد و هيچ‌ آشتي‌ بين‌ اسلام‌ و حقوق‌ بشر وجود ندارد. نمي‌خواهم‌ از لحاظ‌ فلسفي‌ بحث‌ كنم‌ كه‌ درست‌ است‌ يا نه‌، اما اين‌ حرف‌ باعث‌ مي‌شد كه‌ روشنفكران‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ در خلا صحبت‌ كنند و توده‌هاي‌ مردم‌ را بدنبال‌ نداشته‌ باشند. هر كسي‌ كه‌ مخالف‌ اين‌ مساله‌ است‌ كافي‌ است‌ به‌ تاريخ‌ نگاه‌ كند. كدام‌ روشنفكر غيرديني‌ توانست‌ راه‌ بيافتد و توده‌ ميليوني‌ را دنبال‌ خود راه‌  بياندازد، اما مي‌بينيد كه‌ وقتي‌ گروه‌هاي‌ بنيادگرا در كشورهاي‌ اسلامي‌ بوجود مي‌آيند ميليون‌ها انسان‌ از آنها حمايت‌ مي‌كنند. اين‌ يعني‌ چه‌* يعني‌ اينكه‌ آن‌ روشنفكر نتوانسته‌ است‌ پايگاه‌ خود را در ميان‌ مردم‌ ايجاد كند. من‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ معتقد نيستم‌ كه‌ يك‌ روشنفكر الزاما بايد مسلمان‌ هم‌ باشد تا حرفش‌ شنيده‌ شود. روشنفكر مي‌تواند لائيك‌ هم‌ باشد، مسيحي‌ هم‌ باشد. اما اگر قرار است‌ با توده‌هاي‌ مسلمان‌ سخن‌ بگويد و حرفش‌ شنيده‌ شود بايد از اين‌ روش‌ غلط‌ دست‌ بردارند كه‌ خط‌ قرمز روي‌ اسلام‌ بكشند و بگويند كه‌ اسلام‌ اصلا و ابدا دموكراسي‌ را قبول‌ ندارد و نمي‌تواند دموكرات‌ باشد و نمي‌تواند حقوق‌ بشر را رعايت‌ كند و اسلام‌ همين‌ است‌ كه‌ حكومت‌هاي‌ اسلامي‌ مي‌گويند و اسلام‌ همين‌ است‌ پس‌ يا مسلمان‌ باشيد يا زندگي‌ بهتري‌ بخواهيد. در اين‌ صورت‌ توده‌هاي‌ مسلمان‌ جذب‌ نمي‌شوند چنان‌كه‌ تاكنون‌ نشده‌اند. بنابراين‌ بايستي‌ روش‌ ديگري‌ براي‌ مسلمانان‌ ابداع‌ شود و آن‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ وسيله‌ تفحا و جست‌وجو و اجتهاد پويا بتوانيم‌ همسويي‌ و سازگاري‌ اسلام‌ با دموكراسي‌ و حقوق‌ بشر را نشان‌ دهيم‌ و قوانيني‌ مناسب‌ با اين‌ دو مورد داشته‌ باشيم‌.
پس‌ از دريافت‌ جايزه‌ صلح‌ نوبل‌ شما سفرهاي‌ متعددي‌ به‌ نقاط‌ مختلف‌ جهان‌ داشتيد كه‌ اين‌ امر جهت‌ كسب‌ تجارب‌ ارزنده‌ فرصتي‌ مغتنم‌ بوده‌ است‌. حال‌ با توجه‌ به‌ تجارب‌ خود، ضرورت‌ طرح‌ »سازگاري‌ اسلام‌ و حقوق‌ بشر« را در كشورهاي‌ اسلامي‌ بويژه‌ ايران‌ چه‌ مي‌دانيد*
كشورهاي‌ اسلامي‌ همان‌گونه‌ كه‌ گفتم‌ از دموكراسي‌ محروم‌ هستند و به‌ همين‌ دليل‌ سانسور هم‌ در اين‌ كشورها زياد است‌. روزنامه‌ها آزاد نيستند كه‌ هر آنچه‌ را كه‌ مي‌خواهند بنويسند. سخنراني‌ها آزادانه‌ برگزار نمي‌شود يا به‌ هم‌ ريخته‌ مي‌شود و كار به‌ تنش‌ كشيده‌ شده‌ و كلام‌ حق‌ در اين‌ ميان‌ گم‌ مي‌شود. بنابراين‌ شايد بهتر باشد كه‌ منشا اين‌ فكر با مردم‌ غرب‌ بيشتر در ميان‌ گذاشته‌ شود كه‌ آنها فريب‌ افرادي‌ چون‌ هانتينگتون‌ را نخورند و به‌ مسلمانان‌ مقيم‌ كشورشان‌ به‌ ديده‌ تحقير نگاه‌ نكنند و به‌ حكومت‌ها فشار آورند كه‌ جلو جنگ‌ به‌ بهانه‌ برخورد تمدن‌ها را بگيرند.
اما در كشورهاي‌ اسلامي‌ اين‌ تاؤير را نمي‌بينم‌ به‌ عنوان‌ مثال‌ چند بار من‌ را به‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ دعوت‌ كردند. مي‌دانستم‌ حرف‌هايي‌ كه‌ مي‌زنم‌ در سطح‌ سران‌ كشورهاست‌ و فقط‌ عده‌اي‌ اين‌ را خواهند شنيد و در هيچ‌ روزنامه‌اي‌ چاپ‌ نخواهد شد و مردم‌ عادي‌ هم‌ اجازه‌ ندارند كه‌ به‌ اين‌گونه‌ جلسات‌ بيايند. بنابراين‌ فكر كردم‌ تا زمان‌ مناسب‌ اين‌ افكار در كشورهاي‌ غربي‌ پخش‌ شود تا كشورهاي‌ اسلامي‌. ضمن‌ اينكه‌ به‌ علت‌ غيردموكراتيك‌ بودن‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ از من‌ خيلي‌ كم‌ دعوت‌ مي‌شود. به‌ اندونزي‌ سفر كردم‌، آنجا نسبت‌ به‌ ساير كشورها آزادي‌ بيشتر است‌ و دموكراسي‌ بهتري‌ دارند. تقريبا 10 روز تمام‌ در جلسات‌ و مصاحبه‌هاي‌ گوناگون‌ حرف‌هايم‌ را زدم‌ اما آيا فكر مي‌كنيد اين‌گونه‌ حرف‌ها در عربستان‌ سعودي‌، كويت‌، اردن‌ و بحرين‌ قابل‌ درج‌ در نشريات‌ باشد* آيا اين‌ كشورها اينقدر آزادي‌ دارند كه‌ فردي‌ مثل‌ من‌ برود بگويد حكومت‌ شما به‌ نام‌ اسلام‌ به‌ شما ظلم‌ مي‌كند و اسلام‌ اين‌ نيست‌ كه‌ حكومت‌ مي‌گويد* طبيعتا نه‌. به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ من‌ بيشتر حرفم‌ را با غرب‌ مي‌گويم‌ البته‌ نه‌ با حكومت‌ها بلكه‌ با مردم‌ غرب‌ و كتاب‌ تحقيقي‌ مفصلي‌ هم‌ كه‌ در اين‌ زمينه‌ نوشته‌ شده‌ سال‌ آينده‌ و به‌ زبان‌ انگليسي‌ چاپ‌ خواهد شد. براي‌ اينكه‌ مي‌دانم‌ امكان‌ چاپش‌ در كشورهاي‌ اسلامي‌ نيست‌.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 0:19 |
 

لایحه تجدید نظرخواهی دراویش به دادگاه نظرخواهی قم

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:53 |
 

غلامعلي رجايي

۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۵

با جمعي از بروبچه‌هاي قديم جنگ كه حالا جزو سرداران مطرح عرصه دفاع مقدس هستند، نزد سيدمحمد خاتمي رفتيم. جلسه با نماز ظهر به اقامت اين سيد نجيب ـ كه به ما تعارف مي‌كرد به جاي او امامت نماز را داشته باشيم ـ آغاز شد و شگفت اين‌كه قدرت، هنوز نتوانسته است، كم‌ترين تغييري در تواضع گذشته او ايجاد كند. نخست دوستان دغدغه‌ها و نگراني‌ها و پيشنهادهايي را كه به ذهنشان مي‌رسيد، مطرح كردند و سپس صندوق سينه خاتمي باز شد و در آن محفل خودماني، برگ‌هاي نانوشته‌اي از تاريخ معاصر را براي ما بازگو كرد.
ابتدا من گفتم چرا در برابر صداوسيما واكنشي نشان نمي‌دهيد كه اخبار منفي از شما پخش مي‌كند كه مثلا گفته‌ايد: «ما اشتباه كرده‌ايم»؟
خاتمي گفت: بايد تذكر داد كه از يك ساعت صحبت، نبايد چنين گزينشي ناصواب به جامعه انتقال داده شود.

سپس بحث را به قضيه اخير قم كشانيد و گفت: وقتي در آن شب من به حرم وارد شدم، از استقبال مردم، اوضاع حرم به هم خورد و عده‌اي كه بودند، با چه شور و صداقتي براي بوسيدنم ابراز احساسات كردند و به من نزديك مي‌شدند. در ميان آن جمع تقريبا هزار نفري، يك نفر از دور گفت: آقاي خاتمي خدا از سر تقصيرات شما بگذرد كه در دوران شما چقدر جوان‌هاي ما بي‌دين شدند. به او اشاره كردم، جلو بيايد و حرف بزند كه نيامد و رفت.

 دوستي به خاتمي گفت: خاطراتتان را بدهيد تا منتشر كنم و او گفت: خاطرات من تا بيست سال ديگر قابل نشر نيست! و بعد گفت: حداقل بيست سال! و اشاره‌اي به ناگفته‌هاي قتل‌هاي زنجيره‌اي كرد و من با خودم انديشيدم كه آنچه الان مي‌نويسيم و مي‌خوانيم، و مي‌خوانند و مي‌نويسند، همه تاريخ نيست، گزينش‌شده آن است!

خاتمي بحث را به مسئله حساسيت‌هايش كشاند و از اين‌كه برخي، امروز جمهوريت مطرح‌شده از سوي امام را به راحتي به حكومت تعبير و تبديل و امام را به فريب‌كاري متهم مي‌كنند و خاطره‌اي ناشنيده گفت كه در دوران مسئوليتش در مسجد و مركز اسلامي هامبورگ آلمان، عده‌اي از مسلمانان با وساطت او به پاريس رفته‌اند و با سفارش وي، مرحوم حاج احمد آقا به آنان وقت ملاقاتي با امام داده است. آنان در اين ملاقات به امام گفته‌اند، پول امكانات تبليغات و همه چيز شما با ما، به شرط اين‌كه شما مسئله احياي خلافت اسلامي را در عالم مطرح كنيد. امام نيز به درخواست آنان پاسخ منفي داده و فرموده بود: بلند شويد و برويد. ديدگاه من تنها جمهوري اسلامي است و آنان با دست خالي از پيش ايشان برگشته‌اند!

خاتمي نگران وعده‌ها و حرف‌هايي بود كه ممكن است در درازمدت بر دامنه نااميدي‌ها بيفزايد.
وي همچنان از سهم‌خواهي‌هاي بعضي جريانات اظهار نگراني مي‌كرد كه به او گفته‌اند، ما شما را سر كار آورديم. او با تعجب مي‌گفت: اين حرف‌ها را به من مي‌زدند، در حالي كه دو سال پس از انتخاب من، در سال 78 تشكلشان درست شد! او ادامه مي‌داد: حالا ايراد مي‌گيرند، جريان اصلاحات سر نداشت و به نمونه‌اي اشاره كرد كه به آنان گفتم، ادامه تحصن مجلس صحيح نيست، تا اينجا كافي است، به آن پايان دهيد،گوش نمي‌دادند.

خاتمي خبر ديگري هم داد و آن اين‌كه كادر حدود 150 نفره‌اي از وزيران و معاونان وزيران و ديگر مديران ارشد دو دوره مسئوليت او و برخي نخبگان را در هر ماه مي‌بيند و با آنان به تبادل نظر مي‌نشيند و من خوشحال شدم از اين‌كه در گوشه‌اي از شرق در مؤسسه‌اي كه نام باران بر آن نهاده است و چه پرمعني، قرار است به تجربه‌ها بها داده شود!

جلسه ساعت 2:30 بعدازظهر تمام شد

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 و ساعت 0:20 |
 

آخرین لایحه دفاع از دراویش

دوشنبه ۱۸ اردیبهشت

اگر متصرفین می‌توانند حسینیه‌ای را که توسط شهرداری پلمپ شده و پرونده در کمسیونهای ماده ۱۰۰ و دیوان عدالت اداری دارد متصرف شوند وشخصیتی متعرض آنها نشود !
اگر متعرضین می توانند در حسینیه وقفی ایجاد دیوار نمایند و نیازی به مجوز شهرداری ندارند !
دو مطلب را به اذهان تداعی می کند :
اول ) اینکه ساختمان مطابق با اصول و ضوابط احداث گردیده و شهرداری بی جهت آنرا پلمپ کرده است.
دوم ) اینکه اشخاص در مقابل قانون مساوی نیستند ، قانون برای عده‌ای پدر و برای عده‌ای دیگر ناپدری است

ریاست محترم شعبه ۱۱۲ دادگاه عمومی جزایی قم
موضوع : تقدیم آخرین دفاع در پرونده کلاسه ۸۴ / ۸۲۴

احتراما به استحضار می رساند : با مطالعه پرونده و صورتجلسات دادگاه و دفاعیات وکلای همکار و افراد یاد شده در کیفرخواست یقین حاصل کردم عده ای بی گناه و افرادی که در طول عمر با تقوا و دیانت زندگی کرده به محاکمه جلب شده اند و جرمی ندارند جز اینکه به منظور دستیابی به حقایق اسلام دست توسل به دامن حضرت علی مرتضی و ۱۱ فرزند بزرگوارش زده و مکتب عرفان و تصوف اسلامی را برگزیده‌اند.
قضیه از آنجا ناشی می شود که : محلی را که حداقل مدت ۸۰ سال محل برگزاری جلسات درویشان گنابادی بوده ، مالک آن وقف خاص نموده و بشرح سند رسمی شماره ۱۱۴۰۴۶ مورخ ۲۵/ ۹/ ۱۳۸۳ به این منظور قرار می دهد .
خداوند متعال در آیه ۱۸۱ سوره البقره می فرماید : « فمن بدّلهُ بعد ما سمعهُ فانّما اثمهُ علی الذین یبدلونه » . حضرت امام عسگری علیه السلام در باب وقف می فرمایند : « الوقوف علی حسب ما یوقفها اهلها » این حکم خداوند و سنت معصومین است اما دادگاهی بدلایلی بر خلاف کتاب و سنت رأی می دهد .
اگر حتی به « کتاب وقف » مندرج در تحریر الوسیله مراجعه کنیم خلاف بودن رأی اثبات می شود . اگرچه فقرای سلسله گنابادی از شیعیان خلص مرتضی علی (ع) هستند و از افتخارات آنها تشکیل حکومت شیعه در ایران و بلند کردن ذکر « اشهد انّ علیً ولی الله » در مأذنه هاست و همچنین دیانت و پایبندی خانواده محترم شریعت در قم به احکام و ضوابط اسلامی مشهور است ، معذالک واقف محترم حسینیه شریعت قم در وقف نامه به وحدانیت خداوند متعال و ارسال رسل و انزال کتب پرداخته و رسالت حضرت محمد بن عبدالله (ص) و امامت اوصیای ۱۲ گانه آن بزرگوار و همچنین یوم جزا و سایر ضروریات دین را مورد اقرار قرار داده تا جوابگوی نظریات بعض از علماء باشند . اما فقهای مشهوری نظیر : شهید اول در دروس با بیان: « الصوفیه المشتغلون بالعباده، المعرضون عن الدنیا » در کتاب وقف و آیت الله حاج شیخ محمد حسین كاشف الغطاء در كتاب وقف خود می نویسد : « لو وقف علی الصوفیه و کان عارفاً و رعاً نزل علی المعرضین عن الدنیا المشغولین بالعباده » نه اینکه وقف صوفیه را جایز می دانند ، بلکه وقف به جهت صوفیه و موقوف علیهم قراردادن را مورد تأ کید قرار می دهند .
حالا دادگاهی حکم خلاف قانون می دهد و بر خلاف آیات قرآنی و سنت معصومین علیه السلام و فقط به صرف نظر بعضی از علمای قم متولی : مسلمان ، شیعه ، عارف را فاقد صلاحیت تولیت اعلام می کند و جلسات تذکر و تفکر را در حکم صادره تخطئه می کند بطریقی گویا به آیات قرآنی آشنا نیست و این آیات را ندیده است :« الا بذکر الله تطمئن القلوب » یا« لمن کان یرجو الله الیوم الاخر و ذکر الله کثیرا » ، « فاذکرونی اذکرکم » . « و ذکر ربک فی نفسک تضرعاً وخیفةً و دون الجهر من القول بالعدوة الاصال و لا تکنّ من الغافلین » یا « قد افلح من تزکیّ و ذکر اسم ربه فصلی » ، « و ذکر ربک کثیراً و یسبّح بالعشی و الابکار » در مورد ذکر اما در مورد فکر « کذلک یبین الله لکم الآیات لعلکم تتفکرون » یا « الذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات والارض » ، « کذالک نفصل الآیات لقوم یتفکرون » و هزاران آیات دیگر اما در سنت « تفکر ساعتاً خیر من قیام لیله » یا « افضل العبادة ادیان التفکر فی آلاء الله » .
حالا رئیس دادگاه اسلامی بر خلاف کتاب و سنت مجلس ذکر و فکر را اعوجاج تلقی می کند و تأسف بارتر آنکه حکم قابل فرجام در مرحله فرجامخواهی توسط عده ای ناشناس قطعی تلقی می شود و حتی بر خلاف همین حکم خلاف مورد فرجامخواهی که اداره اوقاف را به عنوان ناظر تعیین کرده است و نظارت در محدوده برگزاری جلسات است. معذالک: بدون صدور مجوز از مرجعی ، بدون اینکه متولی و واقف را در جریان قرار دهند ملک موقوفه را متصرف می شوند .
تعدادی شهود در قضیه وجود دارند که ۵ نفر از وکلای دادگستری برای کسب اطلاع از چگونگی تصرف حسینیه شریعت بدواً به دادگاه عمومی و دادگاه تجدید نظر قم مراجعه کرده‌اند تا ببینند از ناحیه آنها حسینیه شریعت تصرف شده پاسخ اعلامی با توجه به مدارک پرونده منفی بوده است .
بعدا به دبیرخانه شورای تأمین استان قم مراجعه می شود و بطور مکتوب تصرف حسینیه مورد سوال واقع می شود که باز هم آن ستاد اظهار بی اطلاعی می کند .
سپس به ستاد پیشگیری جرائم آقای جعفری مراجعه می شود و آن ستاد هم اظهار بی اطلاعی می نماید .
آن مرجع مراجعه اداره اوقاف قوم اعم از: حراست ، قضایی ، اوقافی است که همه تصرف حسینیه را از ناحیه خود نمی دانند.
نهایتا : معلوم می شود آنانکه حسینیه شریعت را تصرف کرده هیچگونه مجوزی نداشته‌اند، لذا از آنها خواسته می شود به تصرف خود خاتمه دهند و هیئت فاطمیون که قطعاً مسلمان هستند و حتی نماز در ملک وقفی غصبی را جایز نمی دانند با توصیه مدیر و رئیس هیئت حجت الاسلام فاطمی محل حسینیه را ترک می کنند و اثاثیه و لوازم خود را تحویل می گیرند و کسری لوازم را به پرداخت بهای آن جبران می کنند.
غرض از بیان این مطالب که شاید با کیفرخواست هم زیاد نزدیک نباشد بدانجهت است که بالصراحت اعلام شود :
اولا ) اداره اوقاف قوم هیچگونه تصرفی در حسینیه نداشته است .
ثانیا ) حکم محاکم عمومی و تجدید نظر هم قطعی نبوده و در مرحله فرجام خواهی است .
ثالثا ) ناظر از دیدگاه وقف و قانونمندی و قانون تشکیل سازمان اوقاف حق نظارت دارد نه حق تصرف .
بنابراین شکایات بعدی اداره اوقاف قم و صدور دستور قضایی متعاقب آن پایگاه قانونی ندارد. افرادی که به محاکمه دعوت شده‌اند واقعاً بی گناه و جرم آنها در عالم واقع و حقیقت آنست که خواهان عدالت و اجرای قانون بوده و خواستار رعایت تساوی حقوق اشخاص شده‌اند .
اگر متصرفین می‌توانند حسینیه‌ای را که توسط شهرداری پلمپ شده و پرونده در کمسیونهای ماده ۱۰۰ و دیوان عدالت اداری دارد متصرف شوند وشخصیتی متعرض آنها نشود !
اگر متعرضین می توانند در حسینیه وقفی ایجاد دیوار نمایند و نیازی به مجوز شهرداری ندارند !
دو مطلب را به اذهان تداعی می کند :
اول ) اینکه ساختمان مطابق با اصول و ضوابط احداث گردیده و شهرداری بی جهت آنرا پلمپ کرده است.
دوم ) اینکه اشخاص در مقابل قانون مساوی نیستند ، قانون برای عده‌ای پدر و برای عده‌ای دیگر ناپدری است . پس ضرورت دارد که مسئولین را به این تبعیض صورت گرفته آگاه کنند و عمل آنها اخلال در نظم نبوده بلکه برای حفظ نظم و قانون و بعنوان موقوف علیهم در ملک موقوفه و بمنظور اجرای نیت واقف مجتمع شده و در چهاردیواری خود متعرض کسی نشده‌اند و حتی از اجتماع دوری گزیده‌اند . موکلین هنگام خروج از حسینیه دستگیر و بازداشت شده اند . بالنتیجه آنانی که به حسینیه حمله و به طرف و داخل حسینیه گاز اشک اور و گاز آتشزا شلیک کرده اند . آنان موجب و سبب اخلال در نظم شده‌اند و برخلاف مندرجات کیفرخواست : تشکیل هیئتهای مذهبی و برگزاری مراسم عزاداری نیازی به کسب مجوز از فرمانداری ندارد .
صادر کننده کیفرخواست عنایت نفرموده است تاریخ برگزاری مراسم روضه خوانی در دهه اول محرم بوده است و برخلاف مندرجات کیفرخواست : وقتی متولی موقوفه درخواست مهلت برای برگزاری عزاداری می کند و عده‌ای از مأمورین انتظامی نیز: سردار صالحی معاونت فرماندهی نیروی انتظامی استان قم، سرهنگ محمدی رئیس اداره اطلاعات ناجا ، سرهنگ سجادی رئیس حوزه انتظامی مستقر در محل و حد اقل ۷ نفر سرهنگ از نهادهای دیگر که دو نفر آنها مأمورین امنیتی هستند ، با این درخواست موافقت می کنند .
وقتی اداره اوقاف باصطلاح شاکی مهلت را کتباً تأیید می نماید دیگر نسبت اخلال در نظم و تمرد نسبت به مأمورین قابل انتساب به موکلین نمی باشد .
اصل ۲۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در آزادی انجمنهای دینی و اصل ۲۷ همان قانون در آزادی تشکیل اجتماعات و اصل ۲۳ در ممنوع بودن تفتیش عقاید ، دو نتیجه می دهد :
۱. تشکیل مراسم روضه خوانی و برگزاری مراسم سوگواری در ماه محرم اخلال در نظم تلقی نمی شود .
۲. آنانکه به این مراسم توهین و تفتین کرده اند در نظم اخلال نموده‌اند .
از دیدگاه مؤمنین و عاشقان ولایت عزاداری از اول محرم تا سوم شهدا که طایفه بنی اسد برای دفن اجساد مطهر به قتلگاه می آیند ادامه دارد و متأسفانه نیروی انتظامی و لباس شخصی در همان روز سوم شهدا حمله کرده اند .
موکلین از ابلاغ تصمیمات قضایی و انتظامی اظهار بی اطلاعی می کنند و می گویند هیچگونه ابلاغ و اخطار رسمی از ناحیه ضابطین دادگستری به آنها ابلاغ نشده است .
شهود و حاضرین در خیابان ارم اعلام کرده‌اند که فردی به نام شهشهانی بلندگو بدست با اهانت و توهین و با مباح اعلام کردن: جان و مال و ناموس درویشان دستور حمله به مراسم عزاداری عده‌ای افراد خاموش را صادر کرده و آقای شهشهانی از افرادی نبوده که مأمور تلقی و تمرد نسبت به فحاشی آن تمرد نسبت به مأمورین تلقی شود .
چه خوب بود مأمورین انتظامی مستقر در محل وقتی ۱۵۰۰ نفر درویش را دستگیر می کنند لااقل یک نفر از همین لباس شخصی‌ها را دستگیر می کردند تا عدالت اجتماعی رعایت شود .
موکلین هنگامی دستگیر شده اند که حسینیه آنها به آتش کشیده شد و بسوی آنها انواع گازها شلیک می‌شده و خروج از محل سبب دستگیری آنها شده لذا عناصر متشکله برای جرم اخلال در نظم و تمرد نسبت به مأمورین در قضیه مصداق ندارد ؛ موکلین بی گناهند و بایستی از اتهام انتسابی برائت حاصل کنند .
نظر به اینکه اینجانب در جلسه رسیدگی مطالبی را توضیح و لوایحی را تقدیم کرده‌ام. بلحاظ اینکه سایر وکلا و همکاران در طول رسیدگیها لوایحی تقدیم و مدافعاتی انجام داده که در صورتجلسه منعکس است لذا استدعای مراجعه و توجه به آنها را دارم .
در خاتمه عرض می کنم غیر از دادسرا و ریاست محترم دادگاه، تعداد بیشماری از مؤمنین و مسلمانان در سراسر دنیا قضیه و اتفاقات را قضاوت می کنند امیدوارم با اعلام برائت موکلین: ثابت نمایند که محاکم ایران به دور از جنجال سیاسی و تبعیض بین خودی و غیرخودی موضوع را رسیدگی کرده و حکم الله و حکم قانون را مورد رأی قرار داده اند .

با ادای احترام . وکیل آقایان

+ نوشته شده توسط در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 18:15 |
 

فرمانده ناجا خبرداد :

برخورد قانونى با استفاده کنندکان استفاده از ماهواره در منازل

زمان: ۱۸/۲/۱۳۸۵ | ۱۲:۵۸:۵۱ بعدازظهر

خبرگزاری آریا- فرمانده نيروى انتظامى با اشاره به اينکه طبق قانون ، استفاده از گيرنده‌ هاى ماهواره اى در منازل غير قانونى بوده و جرم محسوب مى‌شود، اظهار داشت: با افراد متخلف برابر قوانين برخورد خواهد شد.

به گزارش سرویس اجتماعی آریا به نقل از پايگاه اطلاع رسانى پليس، سردار سرتيپ« اسماعيل مقدم » فرمانده نيروى انتظامى روز گذشته در جمع خبرنگاران رسانه هاى گروهى استان مازندران با اعلام اين مطلب، افزود: در صورت مشهود بودن استفاده از گيرنده‌هاى ماهواره ‌اى در منازل ، طبق قانون ، تجهيزات مربوطه ضبط و متخلفان پس از تشکيل پرونده ، به مراجع قضائى معرفى مى شوند.

رييس پليس کشور اضافه کرد: سال گذشته تعداد زيادى از شبکه ‌ها و باندهاى وارد کننده ، سازنده و توزيع‌ کننده ديش و تجهيزات ماهواره ‌اى توسط نيروى انتظامى دستگير و تجهيزات زيادى از اين شبکه ‌ها به دست آمد.

فرمانده نيرو ى انتظامي، برقرارى نظم و امنيت اجتماعى ، مبارزه با مواد مخدر ، مفاسد اجتماعى ، سرقت‌ هاى مسلحانه و برخورد با افرادى که براى نواميس مردم مزاحمت ايجاد مى ‌کنند را از برنامه ‌ها و اولويت هاى ماموريت پليس در سال 85 عنوان کرد.

سردار مقدم، افزايش انضباط اجتماعى ، کاهش تصادفات در رانندگى ، تجهيز کلانتريها و گشت هاى انتظامى ، مبارزه جدى با تهيه و توزيع‌ کنندگان مشروبات الکلى و نوارهاى مبتذل و مستهجن و برخورد با ناهنجاريهاى اجتماعى را از ديگر ماموريت هاى نيروى انتظامى در سال جارى برشمرد.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 18:8 |
 

نظرات يك مرجع تقليد درباره برخورد با بدحجابي

بازتاب

 ارديبهشت ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۲:۵۹

آيت‌الله مكارم شيرازي ضمن سفارش به پرهيز از خشونت در ايجاد فرهنگ حجاب تأكيد كرد: نبايد با برخي از اقدامات بهانه به دست كسي داد. خشونت بي‌دليل نداشته باشيم. اما به خواهش هم اكتفا نكنيد زيرا به اين صورت مشكل حل نمي‌شود.

به گزارش رسا، آيت‌الله ناصر مكارم شيرازي عصر يك‌شنبه در ديدار نمايندگان مردم شيراز در مجلس شوراي اسلامي و اعضاي كميسيون قضايي مجلس با اشاره به وضعيت فرهنگي كشور اظهار داشت: بسياري از افراد كه به ملاقات مي‌آيند از وضعيت فرهنگي جامعه نگران هستند. بايد با مسأله معضل فرهنگي به صورت ريشه‌اي كار كرد. با شعار و كارهاي غير معقول حل شدني نيست.
وي برنامه‌هاي فرهنگي را بهترين راه مقابله با ضد فرهنگ عنوان كرد و گفت: حجاب يك فرهنگ است. بايد فرهنگ حجاب در جامعه گسترش يابد. در گذشته حجاب خيلي مورد توجه غرب نبود ولي امروز حجاب به عنوان نماد و دروازه ورود به اسلام شناخته شده است. تا حدي كه در به اصطلاح مهد آزادي ! يعني كشور فرانسه يك روسري را تحمل نمي‌كنند و از آن مي‌ترسند.

اين مرجع تقليد افزود: اگر خداي نكرده روزي در داخل كشور موفق بشوند جلو حجاب را بگيرند به عقيده بنده پنجاه‌درصد نظام به خطر مي‌افتد. ما لازم است بيش از يك مسأله اسلامي روي حجاب سرمايه‌گذاري كنيم.

آيت‌الله مكارم شيرازي در ادامه جوانان ايران را افرادي با استعداد و خوش‌فكر ارزيابي كرد و خاطر نشان ساخت: مسؤولين كشور مي‌بايست از نظر تسهيلات اشتغالي و رفع مشكلات و به خصوص مسايل فرهنگي توجه ويژه‌اي به جوانان داشته باشند.

وي اختصاص بودجه به امور فرهنگي در جامعه را بسيار ضروري عنوان كرد و توضيح داد: ما هنوز متوجه نشديم چرا مسؤولان كشور براي فعاليت‌هاي فرهنگي و حوزه‌هاي ديني سرمايه‌گذاري جدي نمي‌كنند.

من خدمت رهبر معظم انقلاب گفتم اگر يك دهم هزينه‌هاي تبليغاتي ديگر كشورهاي اسلامي كه صرف مي‌كنند ، سرمايه‌گذاري كنيم همه جا ابتكار عمل در دست ما قرار مي‌گيرد.

اين مرجع تقليد اضافه كرد: هزينه‌هاي فرهنگي و تبليغات اسلامي بايد در بودجه كشور گنجانده شود. علما و مراجع، حوزه علميه قم را با اندك پول‌هاي مردم متدين اداره مي‌كنند.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 17:58 |
 

طباطبایی ضمن مخالفت با دخالت مجلس در مسأله حجاب:

کسانی که نمی خواهند حجاب را رعایت کنند، از کشور بروند

پنجشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۸۵

آفتاب: سیدمهدی طباطبایی، عضو ائتلاف آبادگران گفت: «در شأن نماینده مجلس نیست که در مد و لباس مردم تصمیم بگیرد.»

طباطبایی در گفت‌وگو با خبرنگار آفتاب تصریح کرد: «کار نماینده مجلس خیلی مهم تر از این است که آقایان برای مد و لباس مردم تصمیم بگیرند.»
عضو فراکسیون اصولگرایان با بیان این که «اسلام دین عطوفت و رأفت است» در این باره خاطرنشان کرد: «در هیچ کجای اسلام نیامده که حجاب مردم چگونه و چه رنگ باشد. فقط دستور آمده که این حجاب باید به چه نحو رعایت شود.»
وی افزود: «روش های ارشادی باید در مورد حجاب به کار گرفته شود وگرنه روش های دیگر نتیجه عکس به جای می گذارد.»
طباطبایی در عین حال،‌ به کسانی که حاضر نیستند حجاب را رعایت کنند، توصیه کرد که از کشور بیرون روند چون در کشور اسلامی مثل ایران جایی برای آنها نیست.»

+ نوشته شده توسط در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 17:52 |
 

تظاهرات زنان قم در اعتراض به بدحجابی

دوشنبه 18 ارديبهشت 1385

آفتاب: صدها نفر از زنان قم عصر دیروز (یکشنبه)در یک تظاهرات آرام ،نسبت به گسترش بدحجابی و بی توجهي برخي مسوولان برای مقابله با این موضوع ،اعتراض کردند

این زنان که پلاكارهايي با مفاهيم حمايت از عفاف ، حيا و حجاب ، در دست داشتند،تظاهرات خود را با سکوت برگزار کردند .در پایان این تظاهرات آرام ،قطعنامه‌اي درهشت بند قرائت شد كه زنان قمی با تكبير،حمایت خود را از آن اعلام کردند.

در بخشي از اين قطعنامه با تاكيد بر نهادينه کردن فرهنگ حجاب در بين جوانان ،از حوزه‌هاي علميه خواسته تا شاخصه‌هاي پوشش اسلام و رابطه اجتماعي زن و مرد را براساس دستور اسلام هر چه زودتر مشخص و تبيين کنند . همچنین از شوراي عالی انقلاب فرهنگي نيز خواسته شده تا تصميمات لازم را در جهت بسط فرهنگ عفاف در جامعه اتخاذ کند .

درپایان اين قطعنامه ،دفاع از حق مسلم ملت ايران در رسیدن به چرخه سوخت هسته ای ،مورد تاكيد قرار گرفته است

+ نوشته شده توسط در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 17:41 |
 

دولت تجدید نظر می‌کند:

رهبر حکومت با حضور زنان در ورزشگاه ها مخالفت کرد

 رهبر حکومت اسلامی، با حضور زنان در ورزشگاه ها مخالفت کرد. غلامحسین الهام سخنگوی دولت روز دوشنبه اعلام کرد مقام رهبری در این خصوص گفته است نظر مراجع عظام محترم شمرده شود و در این خصوص تجدید نظر شود. احمدی نژاد نیُز تاکید کرد: طبق نظر مقام معظم رهبری عمل خواهد شد ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
دوشنبه  ۱٨ ارديبهشت ۱٣٨۵ -  ٨ می ۲۰۰۶  

آیت الله علی خامنه ای رهبر حکومت اسلامی، با حضور زنان در ورزشگاه ها مخالفت کرد. به گزارش ایرنا، غلامحسین الهام سخنگوی دولت روز دوشنبه درباره سرنوشت مساله حضور بانوان در ورزشگاهها گفت که مقام رهبری در این خصوص فرموده‌اند که نظر مراجع عظام محترم شمرده شود و در این خصوص تجدید نظر شود.
وی گفت: رییس جمهوری نیز تاکید کرده است که در این خصوص طبق نظر مقام معظم رهبری عمل خواهد شد.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 17:7 |
 

عکس دردسرساز

آفتاب:انتشار عکس رئیس فرقه دراویش گنابادی درکنار کروبی درصفحه اول روزنامه اعتماد ملی باواکنش های متفاوتی روبرو شده است.

گویا درهمین زمینه یک نهاد نظارتی کتبا به این موضوع اعتراض و تذکر داده است.

به منظور اخذ اطلاعات بیشتر به http://www.sufinews.blogfa.com/8501.aspx 

مراجعه فرمایید

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 21:40 |
 

وكيل دراويش گنابادي: شكايت موكلانم را به دادسراي عمومي و انقلاب قم ارائه كردم، ايلنا

یکشنبه 17 اردیبهشت 1385

تهران- خبرگزاري كار ايران

وكيل دراويش گنابادي كه در ماجراي حسينيه شريعت قم موجب ضرب و جرح قرار گرفته بودند، از ارايه شكايت موكلان خود به دادسراي عمومي و انقلاب قم خبر داد.

محمد سيف‌‏زاده در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب گفت: به دنبال اعلام شكايت دروايش گنابادي عليه تعدادي از مامورين نيروي انتظامي و لباس شخصي‌‏هاي قم داير به ايراد ضرب و جرح با اسلحه سرد و گرم ساچمه‌‏اي در حسينيه دراويش قم، شكايتي را به دادسراي قم تقديم و خواستار تعقيب كيفري مباشرين، ‌‏عاملين و مسببين ورود ضرب و جرح عمدي به موكلان خود شديم.
وي افزود: با توجه به اينكه افراد مجروح كه بعضا داخل بدن آنها ساچمه بوده و به مداواي فوري نياز داشتند، به لحاظ عدم ثبت واقعه شكايت تا به حال بيمارستان‌‏ها از پذيرش و درمان افراد مذبور خودداري كرده‌‏اند كه جا دارد دادسراي قم دستور رسيدگي را صادر و بازپرس مربوطه در تحقيق از شكات و شهود و متهمين اقدام قانوني معمول دارند.
سيف‌‏زاده تصريح كرد: گرچه بنا به گزارش همكارم خانم مشوق، عابديني معاون دادسراي قم به بهانه اينكه در دو وكالت‌‏نامه اشتباهي امضا خانم عبادي درج شده است، از اخذ وكالت نامه خودداري و كپي دو نسخه آن را اخذ و ضمميه شكايت كرده‌‏‌‏اند، حال با توجه به قانون آيين دادرسي كيفري صرف اعلام شكايت هم از جانب فرد يا افراد براي پيگيري موضوع كافي بوده و از خانم عبادي خواسته شده است به صورت فكس موضوع امضا اشتباهي به دادسراي قم اعلام كنند.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 4:1 |
 

آيت‌الله مصباح يزدي:

عطش فزاينده‌ي ملت‌ها به شناخت آموزه‌هاي اسلامي را بايد پاسخ داد

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي

آيت‌الله مصباح يزدي گفت: متاسفانه ما، آن‌گونه كه دشمنان، وجود شهيد مطهري را درك كردند، او را نشناختيم.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا، رييس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) كه عصر شنبه با جمعي از معلمان شهر قم ديدار مي‌كرد، افزود: شهيد مطهري، الگوي برجسته معلمان در عصر حاضر است. ايشان كتاب‌هاي فراواني از ساده‌ترين سطح به صورت داستان و تا سطوح عاليه علمي تاليف كرده‌اند، كه خدمت بسياري بزرگي به فرهنگ اسلامي و كمك ارزنده‌اي به پيشبرد اهداف اسلامي كرده‌اند.

وي افزود: اگر شهيد مطهري و كتاب‌ها و درس‌هاي او نبود، معلوم نبود جوانان ما، با تبليغات انحرافي كه ديگران داشتند، به چه سرنوشتي دچار مي‌شدند؛ به گونه‌اي كه امام راحل، تمام كتاب‌هاي شهيد مطهري را مفيد مي‌دانستند، ولي متاسفانه ما، آن‌گونه كه دشمنان، وجود ايشان را درك كردند، او را نشناختيم.

استاد حوزه علميه قم اظهار داشت: شكرانه چنين نعمتي اين است كه ديگران را به خواندن آثار ايشان تشويق كنيم و خود نيز از آنها بهره ببريم.

عضو مجلس خبرگان در بخش ديگري از سخنانس با اشاره به عطش فزاينده ملت‌ها به شناخت آموزه‌هاي اسلامي، گفت: در سفري كه چند سال پيش به آمريكاي جنوبي داشتيم، مسوولان دانشگاهي در شيلي به ما مي‌گفتند فرهنگ آمريكايي آن‌چنان جوانان ما را فاسد كرده كه ديگر هيچ اميدي به آينده آنها نداريم و تنها چيزي كه احتمال مي‌دهيم بتواند نسل آينده ما را نجات دهد، برنامه‌هاي تربيتي اسلامي است. از اين‌رو حاضريم اين دانشگاه را به طور كامل در اختيار شما به عنوان يك اسلام‌شناس قرار دهيم تا برنامه‌هاي فرهنگي وتربيتي را كه در نظر داريد اجرا كنيد تا جوانان ما نجات پيدا كنند.

مصباح يزدي، اسلام‌خواهي مردم در غرب و به ويژه در آمريكاي لاتين را مهم و قابل توجه برشمرد و اظهار داشت: يكي از فارغ‌التحصيلان همين موسسه كه از اوايل انقلاب، در كشور آرژانتين مستقر شده، نقل مي‌كرد، در اين كشور از بعد از انقلاب اسلامي و با استقرار نظام مقدس جمهوري اسلامي در ايران آن چنان موج اسلام خواهي در بين مردم فراوان شده كه به خاطر نبود مبلغان مسلمان، چند نفر يهودي در مقابل گرفتن پول از مردمي كه مسيحي هستند، اسلام را به آنها آموزش مي‌دهند.

وي در پايان سخنانش تاكيد كرد: ما داعيه رهبري فكري فرهنگي جهان اسلام و حتي كل دنيا را داريم و مدعي هستيم كه فرهنگ تشيع، غني‌ترين فرهنگ انساني است كه در جهان وجود دارد.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 3:47 |
 

محقق و پژوهشگر حوزه علميه :

 صهيونيسم به دست مردم قم نابود خواهد شد

رسا، سرويس فرهنگي ـ يك محقق حوزه علميه قم با اشاره به حديثي از امام صادق (ع)، از نابودي صهيونيسم به دست مردم اهل قم خبر داد.

به گزارش خبرنگار رسا، حجت‌الاسلام علي دواني، امروز در مراسم كنگره بزرگداشت شخصيت حضرت فاطمه معصومه (س) و مكانت فرهنگي قم با اشاره به نام‌گذاري امسال به نام پيامبر اعظم (ص) از سوي رهبر معظم انقلاب اظهار داشت:بنده از تمام علما و شخصيت‌ها دعوت مي‌كنم كه رسول خدا را با نام پيغمبر اسلام (ص) خطاب نكنند. زيرا ايشان پيغمبر همه عالم، رسول خدا و خاتم الانبياء (ص) است و فقط پيامبر اسلام نيست.
وي با بيان اين‌كه انقلاب اسلامي از شهر قم و توسط عالمي از تبار قم در جهان طنين افكن شد، افزود: مردي از ديار قم مردم را به پذيرش حق دعوت كرد و كساني دعوت او را قبول كردند كه مانند پاره‌هاي آهن محكم بودند. به گونه‌اي كه هشت سال شجاعانه از اسلام، كيان دين و كشور دفاع كردند. رهبر اين امت هم با شجاعت شعار نه شرقي و نه غربي سر داد.
استاد حوزه و دانشگاه با قرائت حديثي از امام صادق (ع)، ملت ايران را همانند آهن‌هايي دانست كه صهيونيسم را از بين خواهند برد و تصريح كرد: امام صادق (ع) فرموده است: روزي خواهد آمد كه اهل قم، صهيونيسم را از خانه‌هايشان بيرون مي‌كشد و آن‌ها را از بين خواهد برد. هنگام حمله اسراييل به فلسطين يك خاخام صهيونيستي بعد از مشاهده عكس امام خميني (ره) گفته بود، امام (ره) كسي است كه يهود را از بين خواهد برد. ما اميدواريم در آينده قيام امام راحل (ره) به اسراييل برسد و اين افراد را از روي زمين محو كند.
وي در ادامه وجود بارگاه ملكوتي حضرت معصومه (س)، حضور علما، مراجع و مراكز متعدد علمي در قم را نشانه اهميت و جايگاه بانوان در اسلام ارزيابي كرد و افزود: آيا كشورهاي مدعي حقوق بشر و حقوق زنان به اندازه ما به بانوان اهميت مي‌دهند و يا شخصيتي مثل بانوان اسلامي دارند؟

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 3:37 |
 

نماينده سمنان در نطق پيش از دستور مجلس: رئيس جمهور موضع خود را در برابر سخنان مشاور هنري‌اش مشخص كند

خبرگزاري فارس: نماينده مردم سمنان در مجلس با بيان اين كه سخنان مشاور هنري رئيس جمهور اهانت به علما و مراجع عظام است،از وي خواست كه موضع خود را در برابر اين سخنان مشاور هنري‌اش مشخص كند.

به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس هادي دوست‌محمدي نماينده مردم سمنان در مجلس به عنوان چهارمين ناطق جلسه علني امروز يكشنبه مجلس شوراي اسلامي گفت: امروز براي دفاع از ساحت مقدس مرجعيت و روحانيت اصيل و پوزش از محضر آنان به دليل مسائلي كه در اين چند روز اخير اتفاق افتاده است، نطق مي‌كنم.
دوست‌محمدي با بيان اين كه بي‌ترديد حمايت از دولت وظيفه شرعي، انقلابي و قانوني ماست،افزود:از راهكارهاي حمايت،نقد عالمانه و منصفانه است و تمجيد نابجا و سكوت ناصواب در مقابل خطا بزرگترين تضعيف دولت است.
وي با اشاره به اين كه هر چه يك نهاد تصميم‌گيري به راس هرم قدرت نزديك‌تر مي‌شود، بايد از جامع‌نگري، تامل و دقت بيشتر برخوردار باشد،اظهار داشت: تصميم رئيس جمهور مبني بر حضور بانوان در ميادين ورزشي مورد نقد و بررسي افراد گوناگون و از جمله مراجع عظام قرار گرفت،اما جاي تاسف است كه رئيس جمهور برخورد مناسب و شايسته‌اي در مقابل اين اعلام نظر مراجع كه هدفي جز حمايت از اسلام ندارند و اتفاقاً از حاميان وي نيز هستند،نداشت.
عضو كميسيون آموزش مجلس تصريح كرد: از برخورد رئيس جمهور تاسف‌بارتر عكس‌العمل و نظر مشاور هنري ايشان بود كه سخناني به زبان جاري كرد كه براي من خواندن آنها هم در حكم اهانت به مرجعيت است. وي گفته است كه اين حرف‌ها نشانه بروز نفاق است و امام زمان بايد گردن كساني كه اين حرف‌ها را مي‌زنند، بزند كه اگر اين سخن و خبر آن نادرست است بايد تكذيب شده و اشاعه كنندگان آن تنبيه شوند و اگر اين سخن و خبر آن درست است بايد بگوييم «انا لله و انا اليه راجعون».
دوست‌محمدي بيان داشت: اين سخن از مسندي برمي‌خيزد كه عنوان مشاور رئيس جمهور را دارد و حداقل پاسخ و برخورد مناسب در برابر آن عذرخواهي رئيس جمهور از مراجع عظام و بركناري اين فرد است. اگر اين فرد به اين دست سخنان خود اعتقاد دارد كه بايد گفت واويلا و يا اين كه اين سخنان را از سر احساسات بيان كرده كه در اين صورت وي شايسته مشاورت رئيس جمهور نيست.
وي با بيان اين كه اگر بزرگان اسلام و مرجعيت نبودند،امروز نه از اسلام اسمي بود و نه از تدين رسمي و نه از انقلاب اثري،خاطرنشان ساخت: مشاورين رئيس جمهور بايد به قول اميرالمؤمنين شخصيت‌هاي پخته، عاقل و به دور از توفان‌هاي احساسات باشند و لذا به رئيس جمهور عرض مي‌كنم كه شما به حق اميد همه ما هستيد ولي به چند نكته بايد توجه كنيد كه اولاً نگذاريد كوتوله‌هاي فكري بر مسندهاي بزرگ تكيه بزنند و تصميم‌گيري‌ها و اعلام نظرات از جانب شما و نزديكان شما با مشورت با بزرگان باشد تا احتمالاً شائبه عدول از شعارها را در اذهان تداعي نكند.
عضو فراكسيون اكثريت مجلس هفتم خطاب به رئيس جمهور تاكيد كرد: مراقب نفوذ كساني باشيد كه جاهلانه يا عامدانه در گفتار يا عمل خود عدم موفقيت شما را رقم مي‌زنند. دوستان خيرخواه و منتقد به عنوان مخالفين و معاندين معرفي نشوند و اين حرف مرا مصداق اين حرف حضرت علي بدانيد كه فرمودند هر كس تو را هشدار داد همانند كسي است كه به تو بشارت داد و ما خيرخواه اين دولت بوده و به آن اميد داريم.
دوست‌محمدي گفت: ما اميدواريم رئيس جمهور با پختگي و تديني كه ما از ايشان سراغ داريم و با تصميم به جا همچنان روحانيت اصيل و انقلابي را به عنوان پشتوانه اسلام و انقلاب و حكومت داشته باشد و براي ايشان و دولت خدمت‌گذار ايشان آرزوي موفقيت مي‌كنيم.

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 3:29 |
 

برنامه هاى دولت براى تعامل با حوزه

مشاور رئيس جمهورى در امور روحانيت از برنامه هاى آينده اين نهاد براى نشست هاى منظم با جامعه مدرسين به شكل فصلى، ماهانه و هفتگى خبر داد. به گزارش سايت خبرى رسا، حجت الاسلام سقاى بى ريا همچنين به آثار، بركات و خدمات مراجع عظام تقليد تصريح كرد و ابراز داشت: ما معتقديم كه راهنمايى هاى مراجع تقليد مى تواند دولت را راهنمايى و هدايت كند.از آن طرف هم بايد فعاليت هايى كه انجام شده است به اطلاع اين عزيزان برسد و از طرف ديگر ما هم بتوانيم از رهنمود هاى آن ها استفاده كنيم و اگر انتقادى هست، اين انتقاد منتقل شود

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 3:19 |

آخرين لايحة دفاعيه از 54 نفر از دراويش عمومي

 

 

بسمه تعالی

 

ریاست محترم شعبه 112 دادگاه عمومی جزایی قم

 

موضوع : تقدیم آخرین دفاع در پرونده کلاسه 84 / 824

 

احتراما" به استحضار می رساند: با مطالعه پرونده و صورتجلسات دادگاه و دفاعیات وکلای همکار و افراد یاد شده در کیفرخواست یقیّن حاصل کردم عده ای بی گناه و افرادی که در طول عمر با تقوا و دیانت زندگی کرده به محاکمه جلب شده اند و جرمی ندارند جز اینکه به منظور دستیابی به حقایق اسلام دست توسل به دامن حضرت علی مرتضی و 11 فرزند بزرگوارش زده و مکتب عرفان و تصوف اسلامی را برگزیده‌اند.

قضیه از آنجا ناشی می شود که: محلی را که حد اقل مدت 80 سال محل برگزاری جلسات درویشان گنابادی بوده، مالک آن وقف خاص نموده و بشرح سند رسمی شماره 114046 مورخ 25/ 9/ 1383 به این منظور قرار میدهد.

خداوند متعال در آیه 181 سوره البقره می فرماید : ((فمن بدّلهُ بعد ما سمعهُ فانّما اثمهُ علی الذین یبدلونه)). حضرت امام عسگری علیه السلام در باب وقف می فرمایند:  (( الوقوف علی حسب ما یوقفها اهلها)) این حکم خداوند و سنت معصومین است اما دادگاهی بدلایلی بر خلاف کتاب و سنت رأی می دهد.

اگر حتی به ))کتاب وقف)) مندرج در تحریر الوسیله مراجعه کنیم خلاف بودن رأی اثبات می شود. اگرچه فقرای سلسله گنابادی از شیعیان خلّص مرتضی علی (ع) هستند و از افتخارات آنها تشکیل حکومت شیعه در ایران و بلند کردن ذکر ((اشهد انّ علیً ولی الله)) در مأذنه هاست و همچنین دیانت و پایبندی خانواده محترم شریعت در قم به احکام و ضوابط اسلامی مشهور است، معذالک واقف محترم حسینیه شریعت قم در وقف نامه به وحدانیت خداوند متعال و ارسال رسل و انزال کتب پرداخته و رسالت حضرت محمد بن عبدالله (ص) و امامت اوصیای 12 گانه آن بزرگوار و همچنین یوم جزا و سایر ضروریات دین را مورد اقرار قرار داده تا جوابگوی نظریات بعض از علماء باشند. اما فقهای مشهوری نظیر: شهید اول در دروس با بیان: ((الصوفیه المشتغلون بالعباده، المعرضون عن الدنیا)) در کتاب وقف و آيت الله حاج شيخ محمد حسين كاشف الغطاء در كتاب وقف خود می نویسد : ((لو وقف علی الصوفیه و کان عارفاً و رعاً نزل علی المعرضین عن الدنیا المشغولین بالعباده)) نه اینکه وقف صوفیه را جایز می دانند، بلکه وقف به جهت صوفیه و موقوف علیهم قراردادن را مورد تأ کید قرار میدهند.

حالا دادگاهی حکم خلاف قانون می دهد و بر خلاف آیات قرآنی و سنت معصومین علیه السلام و فقط به صرف نظر بعضي از علمای قم متولی : مسلمان – شیعه – عارف را فاقد صلاحیت تولیت اعلام می کند و جلسات تذکر و تفکر را در حکم صادره تخطئه می کند بطریقی گویا به آیات قرآنی آشنا نیست و این آیات را ندیده است: ((الا بذکر الله تطمئن القلوب)) یا ((لمن کان یرجو الله الیوم الاخر و ذکر الله کثیرا))، ((فاذکرونی اذکرکم)). (( و ذکر ربک فی نفسک تضرعاً وخیفةً و دون الجهر من القول بالعدوة الاصال و لا تکنّ من الغافلین)) یا ((قد افلح من تزکیّ و ذکر اسم ربه فصلی))، ((و ذکر ربک کثیراً و یسبّح بالعشی و الابکار)) در مورد ذکر اما در مورد فکر ((کذلک یبین الله لکم الآیات لعلکم تتفکرون)) یا ((الذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات والارض))، ((کذالک نفصل الآیات لقوم یتفکرون)) و هزاران آیات دیگر اما در سنت ((تفکر ساعتاً خیر من قیام لیله )) یا ((افضل العبادة ادیان التفکر فی آلاء الله)).

حالا رئیس دادگاه اسلامی بر خلاف کتاب و سنت مجلس ذکر و فکر را اعوجاج تلقی می کند و تأسف بارتر آنکه حکم قابل فرجام در مرحله فرجامخواهی توسط عده ای ناشناس قطعی تلقی می شود و حتی بر خلاف همین حکم خلاف مورد فرجامخواهی که اداره اوقاف را به عنوان ناظر تعیین کرده است و نظارت در محدوده برگزاری جلسات است. معذالک: بدون صدور مجوز از مرجعی – بدون اینکه متولی و واقف را در جریان قرار دهند ملک موقوفه را متصرف میشوند.

تعدادی شهود در قضیه وجود دارند که 5 نفر از وکلای دادگستری برای کسب اطلاع از چگونگی تصرف حسینیه شریعت بدواً به دادگاه عمومی و دادگاه تجدید نظر قم مراجعه کرده‌اند تا ببینند از ناحیه آنها حسینیه شریعت تصرف شده پاسخ اعلامی با توجه به مدارک پرونده منفی بوده است.

بعداً به دبیرخانه شورای تأمین استان قم مراجعه می شود و بطور مکتوب تصرف حسینیه مورد سوال واقع می شود که باز هم آن ستاد اظهار بی اطلاعی می کند.

سپس به ستاد پیشگیری جرائم آقای جعفری مراجعه می شود و آن ستاد هم اظهار بی اطلاعی می نماید.

آن مرجع مراجعه اداره اوقاف قوم اعم از: حراست – قضایی – اوقافی است که همه تصرف حسینیه را از ناحیه خود نمی دانند.

نهایتاً: معلوم می شود آنانکه حسینیه شریعت را تصرف کرده هيچگونه مجوزی نداشته‌اند، لذا از آنها خواسته می شود به تصرف خود خاتمه دهند و هیئت فاطمیون که قطعاً مسلمان هستند و حتی نماز در ملک وقفی غصبی را جایز نمی دانند با توصیه مدیر و رئیس هیئت حجت الاسلام فاطمی محل حسینیه را ترک می کنند و اثاثیه و لوازم خود را تحویل می گیرند و کسری لوازم را به پرداخت بهای آن جبران می کنند.

غرض از بیان این مطالب که شاید با کیفرخواست هم زیاد نزدیک نباشد بدانجهت است که بالصراحت اعلام شود:

اولاً – اداره اوقاف قوم هیچگونه تصرفی در حسینیه نداشته است.

ثانیاً – حکم محاکم عمومی و تجدید نظر هم قطعی نبوده و در مرحله فرجام خواهی است.

ثالثاً – ناظر از دیدگاه وقف و قانونمندی و قانون تشکیل سازمان اوقاف حق نظارت دارد نه حق تصرف.

بنابراین شکایات بعدی اداره اوقاف قم و صدور دستور قضایی متعاقب آن پایگاه قانونی ندارد. افرادی که به محاکمه دعوت شده‌اند واقعاً بی گناه و جرم آنها در عالم واقع و حقیقت آنست که خواهان عدالت و اجرای قانون بوده و خواستار رعایت تساوی حقوق اشخاص شده‌اند.

اگر متصرفین می‌توانند حسینیه‌ای را که توسط شهرداری پلمپ شده و پرونده در کمسیونهای ماده 100 و دیوان عدالت اداری دارد متصرف شوند وشخصیتی متعرض آنها نشود!

اگر متعرضین می توانند در حسینیه وقفی ایجاد دیوار نمایند و نیازی به مجوز شهرداری ندارند!

دو مطلب را به اذهان تداعی می کند:

اول – اینکه ساختمان مطابق با اصول و ضوابط احداث گردیده و شهرداری بي جهت آنرا پلمپ کرده است.

دوم – اینکه اشخاص در مقابل قانون مساوی نیستند، قانون برای عده‌ای پدر و برای عده‌ای ديگر ناپدری است. پس ضرورت دارد که مسئولین را به این تبعیض صورت گرفته آگاه کنند و عمل آنها اخلال در نظم نبوده بلکه برای حفظ نظم و قانون و بعنوان موقوف علیهم در ملک موقوفه و بمنظور اجرای نیت واقف مجتمع شده و در چهاردیواری خود متعرض کسی نشده‌اند و حتی از اجتماع دوری گزیده‌اند. موکلین هنگام خروج از حسینیه دستگیر و بازداشت شده اند. بالنتیجه آنانی که به حسینیه حمله و به طرف و داخل حسینیه گاز اشک اور و گاز آتشزا شلیک کرده اند. آنان موجب و سبب اخلال در نظم شده‌اند و برخلاف مندرجات کیفرخواست: تشکیل هیئتهای مذهبی و برگزاری مراسم عزاداری نیازی به کسب مجوز از فرمانداری ندارد.

صادر کننده کیفرخواست عنایت نفرموده است تاریخ برگزاری مراسم روضه خوانی در دهه اول محرم بوده است و برخلاف مندرجات کیفرخواست: وقتی متولی موقوفه درخواست مهلت برای برگزاری عزاداری می کند و عده‌ای از مأمورین انتظامی نیز: سردار صالحی معاونت فرماندهی نیروی انتظامی استان قم، سرهنگ محمدی رئیس اداره اطلاعات ناجا – سرهنگ سجادی رئیس حوزه انتظامی مستقر در محل و حد اقل 7 نفر سرهنگ از نهادهای دیگر که دو نفر آنها مأمورین امنیتی هستند، با این درخواست موافقت می کنند.

وقتی اداره اوقاف باصطلاح شاکی مهلت را کتباً تأیید می نماید دیگر نسبت اخلال در نظم و تمرد نسبت به مأمورین قابل انتساب به موکلین نمیباشد.

اصل 26 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در آزادی انجمنهای دینی و اصل 27 همان قانون در آزادی تشکیل اجتماعات و اصل 23 در ممنوع بودن تفتیش عقاید – دو نتیجه میدهد:

1 – تشکیل مراسم روضه خوانی و برگزاری مراسم سوگواری در ماه محرم اخلال در نظم تلقی نمی شود.

2 – آنانکه به این مراسم توهین و تفتین کرده اند در نظم اخلال نموده‌اند.

از دیدگاه مؤمنین و عاشقان ولایت عزاداری از اول محرم تا سوم شهدا که طایفه بنی اسد برای دفن اجساد مطهر به قتلگاه می آیند ادامه دارد و متأسفانه نیروی انتظامی و لباس شخصی در همان روز سوم شهدا حمله کرده‌اند.

موکلین از ابلاغ تصمیمات قضایی و انتظامی اظهار بی اطلاعی می کنند و می گویند هیچگونه ابلاغ و اخطار رسمی از ناحیه ضابطين دادگستری به آنها ابلاغ نشده است.

شهود و حاضرین در خیابان ارم اعلام کرده‌اند که فردی به نام شهشهانی بلندگو بدست با اهانت و توهین و با مباح اعلام کردن: جان و مال و ناموس درویشان دستور حمله به مراسم عزاداری عده‌ای افراد خاموش را صادر کرده و آقای شهشهانی از افرادی نبوده که مأمور تلقی و تمرّد نسبت به فحاشی آن تمرد نسبت به مأمورین تلقی شود.

چه خوب بود مأمورین انتظامی مستقر در محل وقتی 1500 نفر درویش را دستگیر می کنند لااقل یک نفر از همین لباس شخصی‌ها را دستگیر می کردند تا عدالت اجتماعی رعایت شود.

موکلین هنگامی دستگیر شده اند که حسینیه آنها به آتش کشیده شد و بسوی آنها انواع گازها شلیک می‌شده و خروج از محل سبب دستگیری آنها شده لذا عناصر متشکله برای جرم اخلال در نظم و تمرد نسبت به مأمورین در قضیه مصداق ندارد؛ موکلین بی گناهند و بایستی از اتهام انتسابی برائت حاصل کنند.

نظر به اینکه اینجانب در جلسه رسیدگی مطالبی را توضیح و لوایحی را تقدیم کرده‌ام. بلحاظ اینکه سایر وکلا و همکاران در طول رسیدگیها لوایحی تقدیم و مدافعاتی انجام داده که در صورتجلسه منعکس است لذا استدعای مراجعه و توجه به آنها را دارم.

در خاتمه عرض می کنم غیر از دادسرا و ریاست محترم دادگاه، تعداد بیشماری از مؤمنین و مسلمانان در سراسر دنیا قضیه و اتفاقات را قضاوت می کنند امیدوارم با اعلام برائت موکلین: ثابت نمایند که محاکم ایران به دور از جنجال سیاسی و تبعیض بین خودی و غيرخودي موضوع را رسیدگی کرده و حکم الله و حکم قانون را مورد رأی قرار داده اند

 

 با ادای احترام . وکیل آقایان

 

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 3:24 |

كيفرخواست دادیار شعبه 2 دادسرای عمومی انقلاب قم

 

 

افراد مشروحه ذيل متهمند

 

              نام و نام خانوادگي             فرزند

1.                         رحیم آهنگ                      محمد                                 

2.                         سید جعفر آهو قلندری          مراد                                 

3.                         هاشم اجاقي                     محمدرضا

4.                         آذر نوش احمدی               علی                              

5.                         مهدی اکبری                    محمد                            

6.                         امید بهروزی                   خداکرم                           

7.                         محمود پیرهادی                مرادعلی                         

8.                         خان بابا ترک زاده             محمد                             

9.                         محمد رضا ثلاث               اسدالله                            

10.                     محمدعلي جان نثار            گودرزی                        

11.                     ايمان جان نثار                 گودرزی                         

12.                     علیرضا جان نثار              گودرزی                        

13.                     نبی حسن پور                  عيسی                              

14.                     صادق حیاتی زاده سگوندي  ماشاء اله                       

15.                     حسن حیدری                    محمد                             

16.                     مرتضی حیدری فارسانی     عبدالوهاب                   

17.                     علي خراساني                  محمد

18.                     امین دالوندي                    مراد                             

19.                     عنایت اله دانش پژوه          مهرعلی                          

20.                     علی کریمی                     عبدالرحیم                       

21.                     غلامعلي كريمي                محمد

22.                     مسعود محمد زاده              حسین                            

23.                     امیر علی محمدی لباف        ابو الفضل                     

24.                     علي مرتضائي                  صفدر

25.                     سید منصور مرعشی           علی محمد                      

26.                     محمود مرعشي نيا             عبدالحسين

27.                     مهرداد مصوری                 هوشنگ                         

28.                     علي معظمي                      هوشنگ

29.                     شهرام مقدسی                    اصغر                           

30.                     سيد نعمتي                        رضا

31.                     امیر حسین هلاوند              علی حسین                    

32.                     تيمور همايوني                  عوض

33.                     فرشید یداللهی                   گودرز                          

34.                     محمد يعقوبي                    محمد نبي

35.                     عبدالامير یکه شناس            مرتضی

36.                     محمد رضا دنیا ديده             غلامحسین

37.                     سعید رحیم زاده                   روحانی

38.                     امیر یوسف رضوانی            صمد

39.                     شبیر ریاحی قلعه تکی           رحمت الله

40.                     داور زیوردار                     حیدر

41.                     سخاوت سلیمی                    عباس

42.                     حسین سیامری                    طالب

43.                     علیرضا سیف                      اصغر

44.                     مرتضی شریفی                  صفرعلی

45.                     شهاب صیادی                    غلامحسین 

46.                     حسن ضيغمي                     رضا

47.                     محمد ضيغمي                     رضا

48.                     بیژن  ضيغمي                    عبدالرضا

49.                     ابوالحسن طاهریان               

50.                     عبدالرحیم علاف                ابراهیم

51.                     سید علی فاضلی مقدم          سید ناصر 

52.                     ایوب قائد رحمتی               شاه میرزا

53.                     علیرضا کاوندی                 اسماعیل

54.                     ناصر کردی                      عباس

 

متهمند:

الف – اخلال در نظم عمومی از طریق هیاهو و جنجال و تعرض به افراد

   ب- تمرد نسبت به مامورین در حین انجام وظیفه با علم و آگاهی موضوع مواد 618 و 620 و 607 قانون مجازات اسلامی

  ج- ایراد ضرب و جرح نسبت به مردم و مأمورین در حین انجام وظیفه.

توضیح اینکه در مورخه 5 / 11 / 84 عده ای از افرادی که منتسب به فرقه صوفیه بوده اند مبادرت به تصرف محلی که قبلاً از سوی اداره کل اوقاف استان قم به هیئت فاطمیون تحویل داده شده نمودند که متعاقب آن با توجه به اقدام این افراد اداره کل اوقاف قم مبادرت به طرح شکایت تصرف عدوانی علیه آنان نمود. که پس از ارجاع پرونده به این دادیاری و صدور دستور مبنی بر شناسائی و احضار متهمین آقای شریعت به همراه وکلاء ایشان تقاضای استمهال طی چند مرحله نمودند که آخرین آن به مدت یک هفته و بنا بر درخواست کتبی اداره شاکی بوده و مقرر شد در پایان مراسم عاشورا (دهم محرم) محل حسینیه تخلیه و کلید آن تحویل اداره شاکی گردد لکن در طی این مدت با توجه به فراخوان صورت گرفته از سوی سایر اعضاء این فرقه جمعیت این افراد در روزهای 23 و 24 / 11 /84 در محل حسینیه به بیش از 1500 نفر افزایش یافته و علیرغم تذکرات مکرر مأموران نیروی انتظامی به تجمع کنندگان در داخل و خارج حسینیه (در خیابان صفائیه قم) این افراد کماکان به تجمع خود که هیچ مجوزی نیز از فرمانداری اخذ ننموده اند ادامه داده اند و نهایتاً در بعد از ظهر روز 2 شنبه مورخ 24 / 11/ 84 این افراد با استقرار تعداد زیادی از نیروهای خود در بالا پشت بام حسینیه و منزل آقای سید احمد شریعتی و پرتاب سنگ و چوب و آجر و همچنین گاز اشک آور به سمت نیروهای مردمی که در خیابان صفائیه و خیابانهای اطراف حسینیه مستقر شده بودند ضمن تمرد از دستور مأمورین در حین انجام وظیفه و اخلال در نظم عمومی، مبادرت به ایراد ضرب و جرح عمومی تعداد زیادی از مردم و همچنین نیروی انتظامی در حین انجام وظیفه نموده اند که اتهام متهمین مارالذکر با توجه به بررسی فیلمهای تهيه شده از سوی مرجع انتظامی گزارش مأمورین انتظامی مبنی بر دستگیری متهمین در صحنه بزه و همچنین اظهارات اخذ شده از سوی نیروهای اداره اطلاعات استان قم و دفاعیات غیرموجه متهمین مبنی بر علت و استمرار حضور آنان بعد از مراسم تاسوعا و عاشورای حسینی در شهر مقدس قم که همگی آنها به قصد ایجاد چنین شرایطی در قم حاضر شده اند و همچنین با در نظر گرفتن سوابق کیفری و اظهارات سه تن از نیروهای انتظامی اداره اطلاعات قم مبنی بر اینکه بعضی از متهمین به عنوان محرک و مشوق سایر افراد فرقه با آنان همکاری مینمودند و همچنین با در نظر گرفتن سایر محتویات پرونده بر همکاری آنان در خصوص عناوین اتهامی الف و ب محرز و مسلم است. مستنداً به مواد 607 و 618 و 620 قانون مجازات اسلامی قرار مجرمیت آنان صادر و اعلام میگردد لکن در خصوص ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به مردم و مأمورین و همچنین در خصوص اتهام آقایان غلامرضا هرسینی سید احمد شریعتی و بهرامی دایر بر معاونت در اخلال نظم پرونده کماکان مفتوح میباشد.

 

دادیار شعبه 2 دادسرای عمومی انقلاب قم قنبرنیا

 

                                                       

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 3:21 |
 

عضو كميسيون فرهنگي مجلس: استفاده از ماهواره، نياز جامعه امروزي است

اردیبهشت ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۰۳ , ۰۰

خبرگزاري انتخاب : لاله افتخاري عضو كميسيون فرهنگي مجلس گفت: استفاده از برنامه هاي متنوع ماهواره در عصر كنوني ضروري به نظر مي رسد اما بايد تلاش شود از اين پديده عصر مدرن استفاده بهينه شود اما كميسيون فرهنگي مجلس نظر قاطعي در اين خصوص نمي تواند ارايه كند.

لاله افتخاري در گفتگو با مهر، اظهار داشت: از ابتداي تشكيل كميسيون فرهنگي مجلس، اعضا به دنبال ساماندهي اين امر بودند اما با توجه به بحث هزينه بر بودن و حساسيت ماهواره، تاكنون استفاده از ماهواره به تصويب نرسيده است.

عضو كميسيون فرهنگي مجلس با بيان اينكه مردم نيازمند برنامه هاي آموزنده و سرگرم كننده هستند اما بهره گيري از ماهواره براي سازمان صدا و سيما و يا ساير دستگاهها بايد كنترل شده باشد، تصريح كرد: طبق قوانين همه كشورها استفاده بي حد و حصر از ماهواره پذيرفته شده نيست و هيچ شخصي نمي تواند از همه امكانات آن به طور آزاد بهره
گيرد.

افتخاري افزود: طبق برنامه چهارم توسعه، صدا و سيما بايد به برنامه هاي فاخر بپردازد و در اين زمينه مي توان براي اين سازمان امكاناتي را فراهم كرد تا برنامه هاي مستند و ورزشي را پس از بازنگري در اختيار مردم قرار دهد.

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 3:4 |
 

نقشه های جديد برای مبارزه با آزادی عقيده

اخیرا یک گروه انحرافی که ملغمه ای از هندوئیسم و بودیسم می باشد، در تهران فعال شده است. این گروه که نام خود را "رام الله" گذاشته در هفته های اخیر اقدام به برپایی چند نشست و گردهمایی، حتی در اماکن عمومی و فرهنگی تهران نموده است. از سوی دیگر ، با اوج گیری فعالیت های چند گروه جعلی در قالب عرفان های وارداتی ، چهار نهاد سازمان تبلیغات اسلامی، صدا و سیما، شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت ارشاد ماموریت یافته اند برنامه هایی را در جهت افشای عوامل پشت پرده و نیات شوم گردانندگان این گروهها تدارک ببینند

+ نوشته شده توسط در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 23:33 |
 

اعتراض به اجرای احکام قانونی دخالت آشکار در امور داخلی کشورها است

تهران:۱۶:۵۱ ,  ۱۳۸۵/۰۲/۱۶

سخنگوی وزارت امور خارجه موضعگیری غیر منطقی و نامناسب اتحادیه اروپا در قبال وضعیت حقوق بشر در ایران را رد کرد.

به گزارش خبرگزاری "مهر"، حمیدرضا آصفی در واکنش به بیانیه اتحادیه اروپا پیرامون تحولات حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت: در قوانین کیفری جمهوری اسلامی ایران مجازات اعدام براساس موازین شرعی و منطبق با میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی برای شدیدترین جرائم پیش بینی شده و لذا مجازات یاد شده در مورد محکومین به جرائم شدید در قانون، ساری و جاری است.

بر همین اساس، حکم اعدام درخصوص افراد مذکور در بیانیه فوق، مطابق با قوانین و مقررات مربوطه و پس از طی مراحل قانونی شامل انجام محاکمه، صدور حکم، رسیدگی در دادگاه تجدیدنظر و نهایتا در دیوان عالی کشور صادر و به مرحله اجرا درآمده است.

سخنگوی وزارت امور خارجه گفت: صدور بیانیه های اعتراض آمیز نسبت به اجرای احکام قانونی در کشورها و به ویژه کشورهای اسلامی دخالت آشکار در امور داخلی و فرآیند قضایی آنها بوده و غیر قابل قبول است.

آصفی افزود: جمهوری اسلامی ایران عمیقا نگران موارد متعدد نقض حقوق بشر و آزادی های اساسی در کشورهای مختلف اروپایی است و به ویژه نسبت به وخامت وضعیت بدرفتاری، ضرب و شتم و نقض حقوق افراد متعلق به اقلیت های قومی و نژادی وهمچنین وجود بازداشتگاه های مخفی و انجام شکنجه در خاک اروپا اظهار نگرانی و تاسف شدید می نماید. وخامت رو به تزاید وضعیت نژاد پرستی، تبعیض نژادی، بیگانه ستیزی، اسلام ستیزی و برخورد نامناسب با مهاجرین و اقلیت ها در اروپا هشدار دهنده و مستلزم اتخاذ اقدامات فوری است.

سخنگوی وزارت امور خارجه در پایان تاکید کرد: سوءاستفاده از حق آزادی بیان و عقیده در توهین به مذهب و مقدسات مذهبی و بی عملی مقامات اروپایی در قبال این رویه خطرناک و خلاف عرف و مقررات بین المللی مورد نکوهش و انزجار جهانی می باشد.

+ نوشته شده توسط در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 23:25 |
 

حمله افراد ناشناس به دفتر روزنامه اعتماد ملي

شنبه ، 16  ارديبهشت 1385

مديرمسوول روزنامه‌ي اعتماد ملي از تعرض عده‌اي ناشناس به ساختمان اين روزنامه در صبح روز شنبه خبر داد.

محمدجواد حق‌شناس در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در تشريح اين حادثه، گفت:« صبح امروز حدود ساعت 4 و 30 دقيقه بامداد چند نفر با مواد آتش‌زا درب ورودي روزنامه را آتش زدند و وسعت اين حريق به اندازه‌اي بود كه تابلوي روزنامه كه در 4 متري بالاي درب قرار داشت نيز آتش گرفت

وي گفت:« ما اين موضوع را به كلانتري محل گزارش داديم. البته اين اولين باري نيست كه روزنامه و دست‌اندركاران آن مورد تعرض قرار مي‌گيرند و حدود چند هفته‌ي پيش نيز يكي از اعضاي شوراي سردبيري در خيابان مورد حمله قرار گرفته بود و دو تن از خانم‌هاي خبرنگار نيز چند روز گذشته از سوي برخي افراد ناشناس مورد حمله قرار گرفته بودند

مديرمسئول روزنامه‌ي اعتماد ملي همچنين از دستبرد به خودروهاي شخصي برخي از اعضاي شوراي سردبيري در روزهاي گذشته خبر داد و گفت:« اين قضايا باعث نگراني اعضاي تحريريه اعتماد ملي شده اما تاكنون مشخص نيست اين مسائل از طرف چه افراد يا گروههايي صورت مي‌گيرد

حق‌شناس اظهار داشت:« ما طي نامه‌اي اين قضايا را به استانداري تهران اعلام كرده‌ايم و رونوشت آن را براي وزير كشور و وزير ارشاد هم فرستاديم، اما متأسفانه هنوز هيچ پاسخي از سوي آن دريافت نكرده‌ايم

مديرمسئول روزنامه‌ي اعتماد ملي در پايان گفت‌وگوي خود با خبرنگار ايسنا افزود:« قطعا اين آخرين حادثه‌اي نخواهد بود كه براي اعتماد ملي و كاركنان آن پيش مي‌آيد

 

 

+ نوشته شده توسط در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 23:11 |
 

كنگره‌ي بزرگداشت شخصيت حضرت معصومه (س) با حضور مراجع، علما و استادان حوزه برگزار شد

خبرگزاري دانشجويان ايران - قم
سرويس: فقه و حقوق - فقه

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين مراسم آيت‌الله جعفر سبحاني وجود حوزه‌ي علميه قم را به بركت حضور حضرت معصومه (س) در قم دانست و گفت: قم در زمان حجاج شهر شد و از آن زمان اين شهر پيوسته پايگاه شيعه بوده است.

وي، وجود مدرسه فيضيه را نشان‌دهنده‌ي يك حوزه‌ي علميه‌ي بزرگ و از بركات وجود حضرت معصومه(س) ذكر كرد.

آيت‌الله سبحاني، با اشاره به وجود مرحوم آيت‌الله عبدالكريم حائري، خاطرنشان كرد: آن مرحوم با جمع كردن استادان از دور و نزديك، حوزه را در قم پايه‌گذاري كرد. مرحوم حائري با وجود خفقان آن زمان توانست شخصيت‌هاي بزرگي تربيت كند.

وي، قدرت روزافزون روحانيت را مرهون نظام انقلاب اسلامي دانست و به اهميت اينترنت در جهان اشاره كرد و افزود: انديشه شبهه‌افكن در جهان زياد است كه حوزه‌ي علميه بايد به آن پاسخ دهد. حوزه‌ي علميه يكي از پربيننده‌ترين سايت‌هاي جهان معرفي شده است و بر ماست كه در زمينه‌ي اطلاع‌رساني صحيح درخصوص مقام و جايگاه قم و حضرت معصومه(س) و پاسخ به شبهات تلاش كنيم.

آيت‌الله سبحاني، در پايان با اشاره به فعاليت حوزه‌هاي علميه‌ي خواهران، گفت: اين حوزه سنگر عظيمي براي اسلام است كه مي‌تواند در زمينه‌ي زنان تاثيرگذار باشد

 

+ نوشته شده توسط در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 23:5 |
 

اعتماد ملي در پي ديدار با رفسنجاني براي خبرگان

۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۷:۲۰

 

محمدجواد حق‌شناس با بيان اينکه اعضاي دفتر سياسي حزب اعتماد ملي به زودي با هاشمي رفسنجاني، سيدمحمد خاتمي و ميرحسين موسوي ديدار خواهند کرد، گفت: حزب اعتماد ملي در تلاش است با برگزاري ديدارهاي متفاوت با شخصيت هاي سياسي کشور بتواند به يک همسويي مشترک در خصوص مسائل سياسي، اجتماعي و بين الملل دست پيدا کند.

محمدجواد حق‌شناس با بيان اينکه اين ديدارها مي‌تواند در فعاليت‌هاي تمامي احزاب کشور از جمله حزب متبوع او بسيار مطلوب واقع گردد به مهر، گفت: حزب اعتماد ملي در ديدار با شخصيت‌هاي سياسي کشور ضمن اعلام مواضع سياسي و اجتماعي خود به در تلاش است تا بتواند با آنان به يک تعامل سياسي دست پيدا کند که اين امرمي تواند به قدرت احزاب براي حضور در صحنه سياسي، اجتماعي کشور بيفزايد.

عضو شاخص حزب اعتماد ملي افزود: ما از نظرات تمام شخصيت‌هاي سياسي در پيشبرد اهداف حزب استفاده خواهيم کرد، به طوريکه اگر نقاط مشترکي در دبدگاها وجود داشته باشد با آنان تعامل خواهيم کرد.

حق‌شناس ديدار اعضاي دفتر سياسي حزب اعتماد ملي با سيد حسن خميني را مثبت ارزيابي کرد و هرگونه دعوت از وي براي کانديدا شدن در انتخابات مجلس خبرگان را رد کرد و گفت: هيچ دعوتي از وي به عمل نيامده است.

وي ادامه داد: در اين ديدار اعضاي دفاتر سياسي حزب اعتماد ملي با سيد حسن خميني فقط مواضع حزب تشريح شد و سيدحسن خميني نيز ديدگاه‌هاي خود را مطرح کردند.

اين عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد در پايان ديدار با هاشمي رفسنجاني، سيد محمد خاتمي و مير حسين موسوي را از ديگر برنامه‌هاي آينده اعضاي دفاتر سياسي اين حزب برشمرد.

 

+ نوشته شده توسط در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 22:56 |

 

تصویر احظاریه آقای شریعت و احکام صادر شده برای ۵۲ نفر از دراویش

اخبار سلسله نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی

 

+ نوشته شده توسط در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 18:55 |

محکومیت وکلای مدافع درویشان گنابادی بازداشت شده به زندان، شلاق و محرومیت از وکالت: مصاحیه با دکتر سيد مصطفی آزمايش سخنگوی درویشان در پاریس (صدا)

دادگاه انقلاب قم دو تن از وکیلان مدافع درویشان گنابادی این شهر را بدلیل برعهده گرفتن وکالت درویشان به پرداخت جریمه نقدی زندان و پنج سال محرومیت از وکالت محکوم کرد. مصطفی آزمایش سخنگوی درویشان در پاریس در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: قدم تازه ای که نظام قضایی جمهوری اسلامی در تکمیل کارهایی که وزارت کشور بر علیه این درویشان انجام داد، برداشت این بود که علاوه بر اینکه 52 تن از کسانی را که مصدوم و مجروح شده بودند در ماجرای حمله به حسینیه دراویش قم، توسط نیروهای سرکوبگر محکوم به یک سال حبس و پرداخت جریمه نقدی کرد. اما افتضاح عجیبی که ببار آمده اینست که آقای فرشاد یداللهی و امید بهروزی به جرم مدافعه از حق این 52 تن محکوم به پرداخت جریمه نقدی، یک سال زندان و پنج سال تعلیق حق وکالت و مهمتر از همه 74 ضربه شلاق شدند. مساله دیگر اینست که چک هایی که مردم به عنوان کمک به حسینیه به این مرکز داده بودند در جریان حمله نیروهای انتظامی به سرقت رفت و کم کم از بانک ها سر درآورد که بدون ظهر نویسی نقد شده اند.

 

+ نوشته شده توسط در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:25 |

20:10 گرينويچ - چهارشنبه 03 مه 2006

بی بی سی: وکلای درويشان گنابادی از شغل وکالت محروم شدند

(صدا)

دو وکيل درويشان گنابادی به حبس تعزيری و محروميت پنجساله از شغل وکالت محکوم شدند و شماری از درويشان نيز به حبس تعزيری و جزای نقدی محکوم شدند.

فرشيد يداللهی يکی از دو وکيل درويشان در گفتگو با خبرگزاری کار ايران ايلنا گفته است که به دنبال ماجرای تخريب حسينيه شريعت در قم بنا به حکم دادگاه 52 نفر از درويشان گنابادی به اتهام اخلال در نظم عمومی و سرکشی از دستور پليس به شلاق و حبس تعزيری و پرداخت جريمه نقدی محکوم شده اند.

آقای يداللهی همچنين گفته است که خود او و اميد بهروزی وکيل ديگر اين پرونده نيز به يک سال حبس تعزيری و 74 ضربه شلاق و پرداخت ده ميليون ريال جزای نقدی و نيز پنج سال محروميت از شغل وکالت محکوم شده اند.

در بهمن ماه گذشته (چهاردهم فوريه) دو ماه پيش در پی نا آرامی بر سر بستن حسينيه دراويش نعمت اللهی گنابادی در شهر قم، حسينيه شريعت و دو منزل مسکونی مجاور آن که به دو تن از دراويش و خويشاوندان متولی حسينيه تعلق داشته به صورت شبانه به آتش کشيده و تخريب شد.

در آن زمان مقامات گفتند که طی اين نا آرامی يکهزار نفر بازداشت و دويست نفر، از جمله جانشين فرمانده انتظامی استان قم مجروح شده اند.

مصطفی آزمايش نماينده سلسله دراويش گنابادی در خارج از ايران در گفتگو با بی بی سی گفته که دراويش گنابادی در ايجاد درگيری نقشی نداشته و در عوض به دستور قطب (رهبر) سلسله ميان مردم گل و شيرينی توزيع می کرده اند.

نا آرامی پس از آن رخ داد که مسئولان شهر تلاش کردند حسينيه دراويش گنابادی را از کنترل دراويش خارج و فعاليت آن را متوقف کنند.

اين اقدام با مقاومت دراويش روبرو شد که با اجتماع در کوچه منتهی به حسينيه و نيز بام ساختمان حسينيه به اعتراض و تحصن پرداختند.

استاندار قم علت حمله نيروی انتظامی به حسينيه را ساخت "غيرقانونی" آن دانسته و گفته که سازمان اوقاف و امورخيريه متوليان حسينيه را غيرمشروع دانسته و برای خلع يد از آنان به دادگاه شکايت کرده بوده و نيروی انتظامی بر اساس رأی دادگاه اقدام به پلمب و توقيف ساختمان حسينيه کرده است.

اما مصطفی آزمايش نماينده سلسله گنابادی در خارج از ايران به بی بی سی گفت حسينيه را سيد احمد شريعت که از مشايخ اين سلسله است در زمين موروثی خود ساخته و خود متولی آن شده اما با اتمام ساخت حسينيه، شورای تأمين استان خواستار بسته شدن آن شده و گفته در اين محل اجازه اجتماع نمی دهد.

برخورد پليس با درويشان انتقاد شماری از روحانيون ارشد ايران را برانگيخت چنانکه آيت الله منتظری از مراجع شيعه تخريب حسينيه دراويش گنابادی در قم را محکوم کرد و از مسئولان خواست اشتباه خود را جبران کنند.

آيت الله منتظری در بيانيه ای در اين باره گفت: "تخريب منزل شخصی افراد و حسينيه و ضرب و شتم بندگان خدا به ويژه خواهران هيچ توجيه شرعی ندارد."

"اسلام دين رحمت است و درآن حقوق همه مردم حتی اقليت های دينی و اهل ذمه محترم است چه رسد به حقوق مسلمانان و شيعيان."

شهر قم مذهبی ترين شهر ايران به شمار می رود و با توجه به نزاع تاريخی صوفيه و اهل شريعت، فشار بر دراويش در اين شهر سابقه طولانی دارد و به سالهای قبل از انقلاب می رسد اما در يک سال گذشته با انتشار شماری از کتابهای ضدصوفی در قم که اين سلسله را به ضدشيعی بودن متهم می کند جو سنگينتری عليه آنها شکل گرفته است.

دراويش نعمت اللهی گنابادی پيرو نورعلی تابنده ملقب به مجذوبعلی شاه هستند که خود در تهران ساکن است.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:20 |
ميزان نيوز: دروايش گنابادي به جرم حضور در حسينيه خود به زندان و جزاي نقدي محكوم شدند

چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت

وكيل دراويش گنابادي از صدور حكم يك سال حبس تعزيري براي خود و يكي از وكلاي اين پرونده و همچنين 52 نفر از اين دراويش گنابادي كه پيش از اين در شعبه 112 دادگاه عمومي جزايي قم محاكمه شده بودند، خبر داد.

فرشيد يداللهي در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا" با اعلام اين مطلب، گفت: طبق رأي صادره از سوي شعبه 112 دادگاه عمومي جزايي قم، كليه 52 نفر دراويش گنابادي به اتهام اخلال در نظم عمومي و تمرض از دستور پليس به يك سال حبس تعزيري، 74 ضربه شلاق و پرداخت ده و پنج ميليون ريال جزاي نقدي محكوم شدند.
وي افزود: بنده و اميد بهروزي كه از وكلاي اين پرونده هستيم نيز به تحمل يك سال حبس تعزيري، 74 ضربه شلاق، پرداخت ده ميليون ريال جزاي نقدي و پنج سال محروميت از شغل وكالت محكوم شديم.
وكيل دراويش گنابادي تصريح كرد: موكلانم پيش از اين به مدت 15 روز در بازداشت موقت به‌‏سر بردند و سپس با قرار كفالت و وثيقه آزاد شدند.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:11 |
دفتر تبليغات اسلامي حوزه‌ي علميه‌ي قم برگزار مي‌كند؛ اجلاس بررسي مفهوم روشنفكري در حوزه

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فقه و حقوق - فقه

دفتر تبليغات اسلامي حوزه‌ي علميه‌ي قم، به منظور بررسي رهنمودهاي مقام معظم رهبري در جمع مسوولان اين دفتر، اجلاس بررسي مفهوم روشنفكري در حوزه (مولفه و كاركردها) را پنج‌شنبه، 16 ارديبهشت ماه برگزار مي‌كند.

به گزاري گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اين اجلاس در آستانه‌ي سال‌گشت تاسيس دفتر تبليغات اسلامي حوزه‌ي علميه‌ي قم و همزمان با سال ياد شهادت علامه شهيد استاد مطهري برگزار خواهد شد و نتايج مطالعات پيشين و مباحث اين اجلاس، زمينه‌ي تدوين منشور راهبردي روشنكفري حوزه‌اي را فراهم خواهد كرد.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 20:4 |
بی بی سی: علت سکوت احمدی نژاد چيست؟

 بی بی سی :رغم گذشت يک هفته از صدور دستور محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری مبنی بر دادن اجازه به زنان برای ورود به ورزشگاه ها و تماشای مسابقات فوتبال، انتقاد و اعتراض طيف تندرو جناحی که خود را اصولگرا می نامد، همچنان ادامه دارد.

در تازه ترين واکنش ها به دستور آقای احمدی نژاد، علی سعيدی، نماينده ولی فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفته است، اظهاراتاحمدی نژاد،در خصوص حضور زنان در استاديوم، موجب چالش و چند دستگی در درون جريان دينمدار و اصولگرايان شد.

وی تاکيد کرده که آقای احمدی نژاد، بايد اين مشکل را به شکل مناسب، منطقی و در چارچوب مبانی شرعی و مصالح جامعه حل کند.

در روزهای اخير، و به دنبال واکنش گسترده و بی سابقه شماری از روحانيون بلندپايه جناح محافظه کار از تصميم محمود احمدی نژاد، گروه تندرو انصار حزب الله که از حاميان اصلی احمدی نژاد،محسوب می شود، روز جمعه تظاهراتی را در اعتراض به اظهارات آقای احمدی نژاد برگزار کرد.

با وجود همه اعتراض ها و انتقادهای روزهای اخير، محمود احمدی نژاد تا کنون واکنشی از خود نشان نداده است و مشخص نيست که آيا وی مصمم به عملی ساختن دستور خود است يا اينکه ناگزير به خواسته منتقدان خود برای جلوگيری از حضور زنان در ورزشگاه ها تن خواهد داد.

سکوت آقای احمدی نژاد می تواند بيانگر موقعيت دشواری باشد که اکنون وی در آن قرار گرفته است.

وی اميدوار بود با چنين دستوری، هم به شکلی به يک خواسته مطرح در جامعه پاسخ دهد و هم درعين حال بر محبوبيت خود در بين اقشاری در جامعه که همسويی کمتری با گرايش های مذهبی و سياسی حاکم دارند، بيفزايد.

اما واکنش های پس از چنين اقدامی حکايت از آن دارد که محمود احمدی نژاد ظاهرا در رسيدن به اهداف خود چندان کامياب نبوده است.

در گرماگرم بحث های مربوط به پرونده هسته ای و در حالی که همه نگاه ها به نحوه مديريت اين بحران و خروج از آن با کمترين هزينه ممکن دوخته شده، صدور دستوری مبنی بر اجازه دادن به زنان برای حضور در ورزشگاه ها چندان مورد توجه و اقبال قرار نگرفت؛ به ويژه آنکه چنين دستوری در زمانی صادر شد که موج تبليغاتی تازه ای مبنی بر مبارزه گسترده تر با آنچه در جمهوری اسلامی بی حجابی يا بد حجابی خوانده می شود، جامعه و جوانان را هدف قرار داده بود.

در مقابل، هر اندازه که استقبال از تصميم احمدی نژاد،نمودی نه چندان پر رنگ داشت، انتقادها و اعتراضات مراجع مذهبی و طيف تندرو جناح اصولگرا صريح، نسبتا گسترده و شايد تا حدودی دور از انتظار آقای احمدی نژاد بود.

مراجع مذهبی و چهره های تاثير گذار بر طيف حاميان آقای احمدی نژاد، جايی برای مصالحه باقی نگذاشته اند و خواستار تجديد نظر قطعی احمدی نژاد،در تصميم خود و پس گرفتن آن شده اند.

اين انتقادها در عين حال تا حدودی با تهديدهای ضمنی و تلويحی نيز همراه بوده است. حاميان احمدی نژاد،که به نظر می رسد در جريان انتخابات نقشی اساسی در پيروزی وی ايفا کرده اند، به محمود احمدی نژاد هشدار داده اند که در صورت تبعيت نکردن از نظر مراجع مذهبی، حمايت خود را از وی سلب خواهند کرد.

علی سعيدی، نماينده ولی فقيه در سپاه پاسداران با تاييد اعتراضات صريح قبلی، گفته است:" طبقات متدين و مذهبی از حرکت احمدی نژاد،استقبال نمی کنند و ما نبايد به گونه ای تصميم بگيريم که اکثريت جامعه مذهبی و متدين با ما مساله دار شود."

وی افزوده:" مراجع تقليد و مدرسين حوزه علميه قم از اصولی تبعيت می کنند و با هيچ کس عقد اخوت ندارند. برای آنها فرقی نمی کند که يک روحانی در راس قوه مجريه باشد يا يک غير روحانی؛ بلکه تا زمانی که آن فرد به اصولگرايی پايبند است از او حمايت می کنند، اما اگر ديدند اشتباهی کرد يا زمينه اشتباهی فراهم شده است، به او هشدار می دهند."

اگرچه به نظر می رسد که در روزهای اخير برخی از نزديکان احمدی نژاد،در ديدارهای خود با مراجع تقليد، در صدد حل اختلاف پيش آمده بوده اند، اما سکوت محمود احمدی نژاد و عدم پاسخ صريح وی به خواسته های روشن حاميان معترض خود، نمونه ديگری از تعارض اداره جامعه و حفظ شعارها و آرمان های ايدئولوژيک را ديگر بار به نمايش گذاشته است.

 

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 20:2 |
 

محبیان: جريان‌ جديدي به نام نوانديشان‌ اصولگرا در حال شكل‌گيري است

مصباح رييس خبرگان مي شود (متن کامل)

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 18:45 |

علت حضور: در خصوص شكايت اداره اوقاف قم عليه شما دائر بر تصرف عدواني در وقت مقق جهت اخذ توضيح و تفهيم اتهام در اين شعبه حاضر شويد.

دادسراي عمومي و انقلاب شهرستان قم- دادياري شعبه سوم

 

اين سند از اين بابت جالب است كه آقاي شريعت را به جرم تصرف عدواني منزل و حسينيه خودش به دادگاه احضار نموده‌اند. آنهم منزل و حسينيه‌اي كه با بولدوزر صاف كردند!

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 15:30 |

خبرهای مهم که حاکی است از شکاف عميق بين دولت و آقايان علمای قم (مسببان اصلی حمله و تخريب حسينيه دراويش نعمت الهی در قم)

         

به ترتيب تاريخ خبر:

 مصباح یزدی: احمدی نژاد هر چه سریع تر حرف خود را پس بگیرد!/ احمدی نژاد: عقب نشینی نمی کنم(متن کامل)

مشاور رئیس جمهور: حجاب را آزاد کنید (متن کامل)

نظر هاشمی رفسنجانی در مورد حضور زنان در ورزشگاه ها(متن کامل)

مشاور هنری احمدی‌نژاد: همه می‏دانیم که شمشیر امام زمان چقدر گردن علما را می‌زند (متن کامل)

 غرويان درباره ورود زنان به ورزشگاهها خبر داد: احمدي نژاد نظر مقام معظم رهبري را جويا مي شود(متن کامل)

قدرداني حزب مؤتلفه از مواضع مراجع تقليد:احمدی نژاد از تأييد هر اقدامي كه با شرع مطهر اسلام مغايرت داشته باشد خودداري خواهد نمود(متن کامل)

 دولت خود را به رعايت نظرات علما و مراجع ملتزم مي داند(متن کامل)

بی بی سی: ولايت فقه يا ولايت فقيه؟با گذشت چند روز از فتوای بعضی از مراجع تقليد ساکن قم در مخالفت با دستور محمود احمدی‌ نژاد رييس جمهوری ايران برای اختصاص جايگاهی به زنان در ورزشگاه ها، وی هنوز از تصميم خود عدول نکرده است.(متن کامل)

معاون پارلمانى رئيس جمهورى: اجراى دستور رئيس جمهورى در مورد ورزشگاهها به فراهم شدن شرايط منوط شده است(متن کامل)

 اخبار ویژه جمهوری اسلامی/ مشاور هنری احمدی نژاد به قول معروف خواست «ابرو را درست کند، زد چشمش را هم کور کرد»(متن کامل)

عضو شوراي مركزي حزب موتلفه:تاخير رييس‌‏جمهوري درخصوص بازپس‌‏گيري طرح حضور زنان در استاديوم پذيرفتني نيست(متن کامل)

الهام: تذكرات مراجع براي دولت ارزشمنداست(متن کامل)

نامه نمايندگان قم به رييس جمهوري درباره حضور زنان در ورزشگاهها (متن کامل)

الهام: زنان بدون هیچ نگرانی به استادیوم ها بروند/ مردم دارند پولدار مي‌شوند/ پول نفت در زندگي مردم جاري شده است (متن کامل)

 

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 15:1 |
پيشنهاد آيت الله صافي به جامعه مدرسین حوزه

اعضاي جامعه مدرسين در این دیدارگفتند:«طلاب حوزه علمیه قم سرمایه حضرآت آیات مراجع عظام می باشند و ضروری است از ناحیه مراجع عظام تقلید بیشتر مورد عنایت قرار گیرند تا با فراغ بال بتوانند در مقابله با دنیای کفر به ستیزه بر خیزند . بدین منظور به وضعیت زندگی و معیشت طلاب توجه بیشتری شود.

 همچنین حوزه های علمیه در شهرستانها توسط بیوت مراجع تقویت شود تا در مواقع حساس بتوانند برخی از مشکلات استانها و مناطق را خودشان هر چه سریعتر حل نمایند».

در ادامه آیت الله  صافی گلپایگانی گفت : «جامعه مدرسین با این مواضعی که گرفته مدافع اسلام بوده است . فلسفه تشکیل جامعه مدرسین در آن زمان این بود که آن رژیم فاسد را از بین ببرد , در حال حاضر هم باید این باشد که نظام جمهوری اسلامی را از انحرافات نگه دارد و رضایت امام زمان ( عج ) را فراهم کند».

ایشان افزود: توقع از جامعه مدرسین این است تا درباره مسائلی که بیشتر مربوط به اسلام و امر به معروف و تغییر هویت جامعه اسلامی است اقدام نماید که در حال حضار جامعه اسلامی ما در حال تغییر هویت است .

ايشان توضيح داد:الان وقتی شما جراید و روزنامه ها  را نگاه می کنید . می توان گفت که تا ده سال دیگر اگر اینگونه جلو برویم شخصیت و هویت جامعه و کشور ما عوض می شود . در حال حاضر معروف دارد منکر می شود و منکر دارد به معروف تبدیل می شود . من از تغییر هویت جامعه خیلی نگرانم ؛ از صدر مشروطه تا به حال روی این مطلب کار می کردند که هویت جامعه اسلامی را از جامعه بگیرند اینها را باید حوزه و جامعه مدرسین پیگیری کند.جامعه مدرسین باید خیر خواه باشد و مستقل عمل کند , یعنی جامعه مدرسین تنها برای ایران نباشد.جامعه مدرسین باید طوری عمل کند که مردم ببینند اینها دارند دین را نگه می دارند , هر کجا خللی دارد اینجا می شود اینها هستند . جامعه مدرسین مستقل است و باید نسبت به هر چیزی موضع بگیرد». .

ایشان افزودند :«الان برخی مجلات و روزنامه ها وجود دارد که هر چه دلشان می خواهد می نویسند , گاهی در اینها مطالبی را می نویسند و تشویق می کنند که من با خواندن آنها خوابم نمی برد. جامعه مدرسین باید خودشان حرفشان را بزنند؛هر جایی که لازم می دانند بگویند و تذکر بدهند و محکم بایستند».

ايشان پيشنهاد داد:«جامعه مدرسین باید یک کمیسیون هایی داشته باشد برای بررسی و مطالعه همین روزنامه ها،همین مجلات،مطالب ملی گرایان و ملی- مذهبی ها. جامعه مدرسین باید نسبت به اینها و مسائل سیاسی موضع بگیرد».

ایشان در پایان افزودند:«ما باید انشاءالله امام زمان را از خود راضی و خشنود بگردانیم . و ما باید ایشان را از خودمان راضی کنیم تا این غصه ها دیگر بر دل امام زمان ( عج ) وارد نشود».

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 14:14 |
آیت الله صانعی :در طول تاريخ هر كس از اسلام خوب دفاع نكرده باعث انزواي اسلام شده است

ایسنا:تعدادي از اعضاي شوراي مركزي و شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي و دانشكده‌هاي اين دانشگاه به مناسبت ميلاد پيامبر اكرم (ص) ضمن حضور در شهر قم، با برخي از علما و مراجع تقليد از جمله صانعي، بيات زنجاني و منتظري ديدار كردند.

در اين ديدار آيت‌الله العظمي يوسف صانعي با تاكيد بر لزوم كسب علم و دانش‌اندوزي دانشجويان، گفت: «در شرايط كنوني، انجمن اسلامي تنها تشكلي است كه مي‌تواند در دانشگاه اسلام روشنفكرانه را تبليغ كند. انجمن اسلامي بايد در مقابل جريان‌هاي غير اسلامي بايستد و دين رحماني را تبليغ كند.»
وي با اشاره به موسسين انجمن اسلامي دانشجويان و پيشينه فكري انجمن‌هاي اسلامي، خاطرنشان كرد: «بزرگواراني همچون آيت‌الله شهيد مرتضي مطهري، شهيد بهشتي، مرحوم شريعتي و امام خميني (ره) از الگوهاي فعالان انجمن اسلامي بودند و امروز هم بايد مد نظر دانشجويان باشند.»
صانعي با تاكيد بر لزوم شناخت شهيد مطهري، ادامه داد: «مسوولان تنها در ايام خاصي از شهيد مطهري و شهيد بهشتي ياد و از آنها استفاده مي‌كنند. سيره و تفكر اين دو شهيد از ميان رفته است.»
وي با اشاره به برگزاري انتخابات مجلس خبرگان رهبري، تاكيد كرد: «انتخابات خبرگان بايد بر طبق قانون اساسي و اسلام برگزار شود.»
آيت‌الله بيات زنجاني نيز با اشاره به تقارن ميلاد حضرت رسول و امام صادق (ع) اين امر را مظهر تقارن عقل و وحي دانست و افزود: «در ميان ائمه كسي كه بيش از همه توانست پيامبر را به صورت علمي و عقلاني معرفي كند و شرايط به او اجازه داد، امام صادق (ع) بود.»
وي افزود: «فلسفه‌ وجودي انجمن اسلامي اين بود كه با زبان علمي از دين دفاع كند؛ چون ساير گروه‌ها اين توان را نداشتند و از ابزار علمي بي‌بهره بودند. اگر از اسلام متناسب زمان و متناسب با عقل و خرد و مبادي علمي و برهاني دفاع نشود، خود دفاع از اسلام به دفاع از غير اسلام تبديل مي‌شود.»
بيات زنجاني خاطرنشان كرد: «در طول تاريخ هر كس از اسلام خوب دفاع نكرده باعث انزواي اسلام شده است. بنابراين مهمترين رسالت انجمن اسلامي، دفاع از اسلام با زبان علمي است.»
اعضاي شوراي مركزي و شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي همچنين آيت‌الله منتظري نيز ديدار گردند.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 14:10 |
افروغ:احمدى نژاد انحصارطلب است/مى توانيم از مقام معظم رهبرى بخواهيم كه به احمدی نژاد توصيه هاى لازم را بكنند

 ايسنا: عماد افروغ رئيس كميسيون فرهنگى مجلس گفت: زنگ خطر را براى دولت احمدى نژاد به صدا درمى آورم.
وی با انتقاد از ايجاد شرايطى در كشور كه منجر به گوشه نشينى روشنفكران شده است، گفت: بايد با شكل گيرى دولت نهم اين زنگ خطر را به صدا درآورم كه اتفاقاتى در حال رخ دادن است كه اين جريان روشنفكرى بنا به دلايلى، گوشه عزلت كرده و نوميدانه كناره گيرى مى كند. افروغ گفت: «بار ديگر فضاى احساسى، هيجانى، اقتدارگرايانه، سياست زده و بعضاً اقتصادزده در حال غالب شدن است و من اين زنگ خطر را به صدا درمى آورم.» افروغ با بيان اين نكته كه جامعه ما واقعاً نياز به تفوق و غلبه فرهنگ بر سياست و اقتصاد دارد، گفت: «اگر جامعه ما مى خواهد تداوم و بقا داشته و نيز بازگشت به خويشتن خويش او تداوم داشته باشد، راهى جز غلبه فرهنگ نداشته و بايد بدانيم كه راه سختى پيش رو داريم.» وى در بيان دلايلى كه با شكل گيرى دولت نهم، روشنفكران گوشه عزلت اختيار كرده اند اظهار داشت: «ممكن است روشنفكران بگويند كه با شكل گيرى دولت نهم، وظيفه ما تمام شده، ما به نمود سياسى دلخواه خود رسيده و ديگر تكليف از دوش ما ساقط است. دسته ديگرى از اين روشنفكران ممكن است احساس كنند كه اين دولت، اصلاً به جريان روشنفكرى وقعى نمى نهد، ظاهراً تمام مطالب روشنفكرى را مصادره كرده و براى اين نوع آگاهى بخشى اعتبارى قائل نيست.» وى در عين حال افزود: «احساس مى شود كه دولتى را روى كار آوردند، يا در واقع دولتى به خاطر اين روشنگرى ها روى كار آمده كه يك نوع انحصارطلبى در تمام مسائل در او ديده مى شود. يعنى دولتى مستغنى از هرگونه مشورت، استفاده از تجربه و تخصص ديگران. گويى در اتفاقات جديدى كه رخ داده اين روشنفكران هيچ نقشى نداشتند، درحالى كه اين طور نيست.» افروغ بار ديگر با بيان اينكه زنگ خطر را براى دولت نهم به صدا درمى آورم، گفت: «خدا مى داند اگر اين روشنفكران عقب نشينى كنند، اولين ضربه آن را دولت نهم و آقاى احمدى نژاد خواهد خورد.
آقاى احمدى نژاد بايد متوجه اين معنا باشد، بايد خود را وامدار اين جريان روشنفكرى بداند، فكر نكند كه اگر شرايط به گونه اى رقم خورده كه ايشان آمده و رئيس جمهور شده اينها همه مربوط به مؤلفه ها و تدبيرها و زمان سنجى ايشان است.» افروغ تصريح كرد: «اين طور نشود كه نخبگان ما اين گونه احساس كنند كه احمدى نژاد مى خواهد به تنهايى و انحصارطلبانه، كانون توجهات سياسى، اقتصادى و حتى فرهنگى شود.» وى مصداق سخن فوق خود را در اقدامات شتابزده، تصميم گيرى هاى عجولانه، كابينه نه چندان قوى، بى توجهى نسبت به مشورت با فقها و مراجع و كارشناسان، بارز دانست و گفت: «اصولاً امكانپذير نيست كه يك نفر به تنهايى بتواند جامعه را اداره كند و اصولاً اين موضوع نبايد به مخيله هيچ فردى خطور كند.»
وى خاطرنشان كرد: «روشنفكر بايد همراه با راه حل توصيه كند و احمدى نژاد بايد گوش شنوا داشته و توجه نمايد. اگر پس از مدتى برخى روشنفكران ببينند كه به نصايح و توصيه هاى آنها توجهى نمى شود يا گوشه عزلت اختيار مى كنند و ساكت مى شوند و يا زبان به مخالفت مى گشايند.»
عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس ادامه داد: «شخص آقاى احمدى نژاد مى خواهد يكه تاز تصميم گيرى هاى سياسى، اقتصادى و حتى فرهنگى كشور باشد.» نماينده مردم تهران با بيان اينكه دولت اصولگرا يعنى دولت قانونمند اظهار داشت: «صندوق مهررضا كه احمدى نژاد در هر استانى كه در آن حضور مى يابد آن را تبليغ مى كند، در مجلس شوراى اسلامى هنوز تصويب نشده است و حتى به دليل اشتباهات و اشكالات فراوان آن، از يك فوريتى خارج شده است.» رئيس كميسيون فرهنگى گفت: «صندوق اندوخته ازدواج جوانان كه مربوط به طرح تسهيل ازدواج جوانان است و پيشنهاد كميسيون فرهنگى بود به تصويب مجلس رسيد، در شوراى نگهبان تاييد شد و به دولت ابلاغ گرديد. دولت موظف بود كه اساسنامه آن را جهت تصويب مجلس، تهيه كند، اما بلافاصله ديديم كه شوراى عالى ادارى اين صندوق ازدواج را در چند صندوق ديگر ادغام كرد. يعنى يك عمل غيرقانونى انجام داد.» وى اين نوع اقدامات خلاف قانون را مصداق بار كجى دانست كه به مقصد نمى رسد و افزود: « آقاى احمدى نژاد فكر مى كند منجى عالم بشريت است در حالى كه اين طور نيست و اين در حالى است كه حتى بزرگان ما هم چنين تصورى نداشتند.» وى با بيان اينكه اگر امروز اين سخنان را نگوييم فردا دير است، برخى عملكردها و تصميم گيرى هاى دولت احمدى نژاد را از زواياى مختلف قابل نقد دانست و گفت: «بايد مصرانه بر نقد خود پاى بفشاريم و قوياً از ايشان بخواهيم كه تجديدنظر كنند و اگر تجديدنظر نكردند ما راه هاى ديگرى را چه به عنوان نماينده و چه به عنوان يك معلم در دستور كار خود قرار مى دهيم.» افروغ در بيان اين راهكارها و راه ها گفت: «يكى از راه ها اين است كه ما به توصيه و نصيحت كردن بپردازيم. يكى ديگر از راه ها اين است كه از اهرم هاى قانونى خود در مجلس استفاده كنيم. راه ديگر آن است كه مى توانيم از مقام معظم رهبرى بخواهيم كه به احمدی نژاد توصيه هاى لازم را بكنند.» وى در پايان نگاه حاكم به مديريت اجرايى كشور را نگاهى انحصارجويانه و منجى گرايانه دانست و گفت: «من اين تفكر منجى گرايانه را به صلاح و زيبنده كشورى كه ۲۷ سال از عمر انقلاب اسلامى اش مى گذرد و نخبگان صاحب تخصص و تجربه و درايت دارد، نمى دانم.»

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 14:6 |
نماينده ولي فقيه در سپاه: دام‌هاي سياسي بر سر راه هر اصول‌گرا پهن شده است/ مردم به قانونگذاران حكومت ديني فعليت مي‌بخشند اما مشروعيت نمي‌دهند

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي

نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در مراسم گراميداشت شهادت آيت‌الله مطهري، از وي به عنوان شهيد جبهه فكر و عقيده ياد كرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) آيت‌الله علي سعيدي معنويت، بصيرت، فهم سياسي و ولايت‌ مداري را جزو شاخص‌هاي حياتي و ضروري براي پاسداران عنوان كرد.

وي معنويت را از عوامل نرم‌افزاري موفقيت عنوان كرد و گفت: اگر كسي حقايقي را باور داشت، به آن اعتراف كرد و در رفتار و كردارش به آن پايبند بود، به فرموده قرآن موفق است.

سعيدي درباره بصيرت و فهم سياسي هم گفت: در بصيرت و فهم سياسي بايد مباني اعتقادي و نظري فرد مستحكم باشد علت سقوط و شكست در برخي مواقع در ميان مسلمانان ضعف در مباني اصلي نظام ديني و اسلامي است.

در ادامه وي با اعتقادي خواندن اختلافات اصول‌گرايان و اصلاح طلبان گفت: آيا آن‌چه مردم راي دادند قانون است يا قانون اگر ممهور به مهر تاييد شرعي نباشد، مشروعيت ندارد؟ اگر براي اصول‌گرايي جا نيفتاد كه فردي كه به مشروعيت مردمي اعتقاد دارد با كسي كه به مشروعيت الهي اعتقاد دارد تفاوت دارند، ما نمي‌خواهيم نقش مردم را تضعيف كنيم، مردم به قانونگذاران حكومت ديني فعليت مي‌بخشند اما مشروعيت را نمي‌دهند.

سعيدي افزود: آيا ولايت فقيه ولايت است يا وكالت؟ آيا مردم به فردي وكالت مي‌دهند يا به ولايت فعليت مي‌بخشند، پيامبر اكرم(ص) خطاب به اميرالمومنين(ع) مي‌فرمايد، خداوند من را نبي انتخاب كرد و تو امام، منكر امامت تو، نبوت مرا انكار كرده است، اين به ولايت فقيه هم سرايت مي‌كند، چون رابطه بين ولايت فقيه و امامت رابطه اقل و اكثر ارتباطي است نه استقلالي، به عبارتي روايات مي‌گويد انكار يك جزء منجر به انكار كل مي‌شود.

وي گفت: مساله بعدي محدوده اختيارات رهبري است. ولايتي كه از مردم نشات گرفته باشد در چارچوب قانون اساسي است، اگر از مردم نشات نگرفته باشد، قانون اساسي بخشي از وظايف رهبري را تعيين مي‌كند اما همه‌اش اين نيست.

سعيدي در بخش ديگري از سخنان خود بر شم سياسي و قدرت تحليل سياسي براي جريان شناسي، دشمن شناسي راه‌يابي و حركت سياسي تاكيد كرد و گفت: دام‌هاي سياسي بر سر راه هر اصول‌گرا پهن شده، از صوفي‌گري منحط تا تهديدات كلان دين و مسلك‌سازي ايجاد شده است.

نماينده ولي فقيه در سپاه در ادامه سخنان خود بر ولايت‌مداري پاسداران تاكيد كرد و گفت: اگر معنويت و بصيرت بود، ركن سوم به خوبي شكل مي‌گيرد، فلسفه ولايت براي چيست؟ اعتقاد و ولايت‌مداري پايه‌ي اعتقادي است، چون ولايت فقيه تنها كانال تحقق توحيد ربوبي است. يكي از سرشاخه‌ها توحيد ربوبي است و اتصال سازماني به ولايت ائمه و پيامبر است. بدون اتصال به آن نمي‌توان خط اتصال را به امامت و نبوت رساند.

وي با طرح اين سوال كه " چرا ولايت مداري از اركان سپاه است" گفت: چون سپاه رسالت محور و مسوول پاسداري از انقلاب است، اين مسووليت الهي است و انبيا، ائمه و فقها ولايت فقيه مسووليت پاسداري از اسلام و نظام را برعهده دارند و سپاه مجراي تحقق يكي از وظايف بلند رهبري است، اين جا همگرايي مطلق و كامل ضروري است.

وي درباره‌ي تبعيت محوري از سلسله مراتب گفت: مقام معظم رهبري فرمانده كل قواست و ما تابع هستيم و بايد در اين زمينه كمال ارتباط را داشته باشيم.

وي درباره همراهي با جهت‌گيري‌ها و شعارها تصريح كرد: بايد همراهي شود و همسويي در راي دادن، از مصاديق مهم در نظام‌هاي دموكراسي مثل نظام‌ما همين مساله است. اگر پاسداري بخواهد ولايت‌مدار باشد، بايد در راي دادنش ولايت‌مدار بروز و ظهور يابد و از مواضع، دفاع و حمايت كند.

وي در پايان گفت: ولايت مدار بايد با جريان‌هاي خنثي و بي‌تفاوت، و جريان‌هاي موازي و رقيب، مخالفت و با معاند و محارب مرزبندي داشته باشد.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 14:0 |
مصباح يزدي: احمدی نژاد اشتباه کرد/ اگر سند بياوريد با «انجمن حجتيه» و «فردید» ارتباط دارم، از تمام حرف‌هايم دست مي‌کشم

 اردیبهشت ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۲۹ , ۱۳
خبرگزاري انتخاب : رييس موسسه‌ي امام خميني(ره) در قم هرگونه سوالي مبني بر اين كه وي عضو انجمن حجته هست يا خير را از پايه غلط و بي‌اساس دانست.

به گزارش خبرگزاری «انتخاب» به نقل از ایسنا، آيت‌الله مصباح يزدي در جلسه‌اي که به مناسبت گرامي‌داشت روز معلم و در روز هفتم ارديبهشت ماه در محل دانشگاه آزاد اسلامي کرمانشاه برگزار شد، دراين‌باره توضيح داد: من تنها فردي به نام حاج محمود حلبي را مي‌شناختم و شنيده بودم که تفکرش با اصل انقلاب مخالف بود و بعدها امام(ره) دستورانحلال اين گروه را صادر کرد و بس، ديگر اطلاعي از اين فرقه ندارم.

وي در پاسخ به سوالي مبني بر ميزان اطلاعش از تفکر سيداحمد فرديد و مارتين هايدگر اظهار داشت: نام وي را به عنوان فردي که در آلمان درس خوانده و به اگزيستانسياليسم گرايش دارد، شنيده‌ام و دليلش اين بود که در دانشگاه فلسفه خوانده و اين مطلب را از هايدگر آموخته است، جز اين، حتي يک کتاب و يا مقاله از فرديد نخوانده‌ام، بعد اشخاصي پيدا مي‌شوند و در رسانه‌ها اعلام مي کنند که مصباح مبلغ افکارو فلسفه فرديد است، در صورتي که هيچ نوع آشنايي با او ندارم.

وي تاكيد كرد: اگر يک نفر پيدا شود و سندي بياورد که من ارتباطي با انجمن حجتيه يا فرديد داشته‌ام از تمام مواضع و حرف‌هايم دست بر مي‌دارم.

مصباح يزدي ادامه داد: تنها مي‌دانم که فرديد از کساني بود که تفکر ضدغربي داشت و در داخل کشور کساني همچون دکترداوري استاد فلسفه و عضو ثابت شواري عالي انقلاب فرهنگي از شاگردان وي بوده‌اند و به نقل از همين شاگردان مي‌گويند تفکر ضدغربي داشته است. حالا چرا بعضي مي‌گويند من اين‌چنين گرايشي دارم، نمي دانم، يک ايراني بايد عارش بيايد که اين‌گونه حرف بزند.

پس از آن مصباح در پاسخ به پرسشي درباره‌ي مقبوليت و مشروعيت نظام و حاکم اسلامي گفت: در حکومت اسلامي حقانيت فوق مقبوليت مطرح مي‌شود؛ تفاوت حکومت ولي فقيه و دموکراسي ليبرال در همين است، معتقديم که خدا خلافتش را به پيامبر داده، او نيز اين را به ائمه و آن‌ها اين حق را به فقها و دين‌شناسان دادهاند که به غير از مقبوليت به نظر ما به حق هم نياز است.

رييس موسسه‌ي امام خميني(ره) در قم هم چنين به بيان ديدگاه خود در ارتباط با دستور اخير رييس‌جمهور در مورد حضور بانوان در ورزشگاه‌ها پرداخت و گفت: رييس‌جمهور خادمي ارزشمند و قابل احترم است، به نظر من مرتکب اشتباهي شده است که منشاء آن اين تصور بوده که اگر به طرقي خاص بتوان از ختلاط زن و مرد در ورزشگاه‌ها جلوگيري کرد و زنان و شوهران‌شان به اتفاق در محل خاصي حضور يابند، احتمال فساد از بين مي‌رود و لذا چنين دستوري را صادر کرده است. فکر کرده است که مشکل علما در اين مورد که تا به حال چنين اجازه‌اي را نداده‌اند حل مي‌شود، حال غافل از اين موضوع که مراجع صرفا به اين علت نبوده که تا به حال اجازه نداده‌اند، بلکه مساله حکمي است در اسلام که مرد نبايد به بدن زن نگاه کند، چه پير باشد چه جوان يا مجرد باشد و متاهل، موجب فساد مي‌شود. زن نيز به همين صورت نسبت به مرد.

مصباح يزدي در اين جلسه که به مناسبت گرامي‌داشت روز معلم در محل دانشگاه آزاد اسلامي کرمانشاه برگزار شد، شهيد مطهري را نماد معلم در عصرما دانست و در وصف مقام او همين جمله را کافي دانست که امام خميني( ره) فرمودند، مطهري حاصل عمر من است.

وي اظهار داشت: مطهري احيا کننده ميراث پيغمبر در زمان ما بود و جزاين‌که او يک عالم ديني بود، دين شناسي به معناي واحد کلمه بود که موقعيت شناسي و زمان شناسي او سبب برتري‌اش نسبت به ساير علما شده است.
 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:54 |
دیدار جبهه مشارکت با هاشمی رفسنجانی و کروبی

۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۱۸ , ۱۴
خبرگزاري انتخاب :
جبهه مشاركت ايران اسلامي با «اكبر هاشمي‌‏رفسنجاني» و «مهدي كروبي» ديدار و پيرامون مساله انرژي هسته‌‏اي مذاكره كردند.

«سعيد شريعتي» رئيس كميته اطلاع‌‏رساني جبهه مشاركت ايران اسلامي با بيان اين مطلب به ايلنا، در مورد جلسه شب گذشته دفتر سياسي اين حزب گفت: «در اين جلسه پس از تبادل اخبار سياسي داخلي و خارجي، گزارش ديدار دبيركل و تني چند از اعضاي شوراي مركزي با آقاي كروبي دبيركل حزب اعتمادملي و رايزني‌‏هاي صورت گرفته با ايشان پيرامون موضوع پرونده هسته‌‏اي انجام شد.»

بنابراين گزارش، رايزني‌‏هاي جبهه مشاركت با شخصيت‌‏ها و گروه‌‏هاي سياسي در هفته گذشته و هفته جاري ادامه داشته است. به گفته شريعتي، در هفته گذشته اعضاي حزب براي دومين‌‏بار طي در ماه گذشته در مورد پرونده هسته‌‏اي با اكبر هاشمي‌‏رفسنجاني ديدار كردند و اين هفته نيز با «مصطفي معين» ديدار خواهند كرد. شريعتي تصريح‌‏كرد كه دفتر سياسي جبهه مشاركت در ادامه مباحث پايداري و نظري در جلسه شنبه‌‏شب خود، موضوع مباني نظري ائتلاف و چشم‌‏انداز ائتلاف‌‏هاي سياسي در آينده را مورد بحث قرار داد.

به گفته وي،‌‏ در اين جلسه همچنين مقرر شد كه دبيركل در نامه‌‏اي به «سيدمحمود هاشمي‌‏شاهرودي» رئيس قوه‌‏قضائيه مراتب اعتراض حزب را به صدور احكام قضايي عليه افراد سياسي به ويژه اعضاي جبهه مشاركت اعلام كند. شريعتي افزود كه در هفته‌‏هاي اخير احكامي عليه «رجبعلي مزروعي» و «علي شكوري‌‏راد» از سوي محاكم قضايي صادر شده است كه مبتني بر شكايت‌‏هاي نهادهاي خاص از نمايندگان مجلس ششم در دوره نمايندگي است كه نقض حق مصونيت نمايندگان در انجام وظايف نمايندگي محسوب مي‌‏شود.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:52 |

دبير جامعه مدرسين حوزه علميه قم:

دولتها مي آيند و مي روند، اما روحانيت هميشگي است

خبرگزاري فارس: دبير جامعه مدرسين حوزه علميه قم گفت: مرجع تشخيص احكام اسلام مراجع معظم هستند و دولتها مي آيند و مي روند، اما روحانيت تشكيلات ثابت و هميشگي است.

/ 08/02/85/ خبرنگار خبرگزاری فارس از كرمانشاه

 

رييس سابق قوه قضائيه و دبير جامعه مدرسين حوزه علميه قم آيت الله محمد يزدي كه عصر روز پنجشنبه در اجلاس سوم اين جامعه با علماي غرب كشور سخن مي گفت با  موضعگيری نسبت به گفته های اخير رياست جمهوری در مورد حجاب بانوان و شرکت نسوان در ورزشگاه ها گفت:

امروز  خدا اين نعمت را به ما داده كه فقيهي حكومت مطلقه تشكيل بدهد، اما ما "حكومت  اسلامي " داريم ؛ نه "اسلام حكومتي" ! حکومت کنندگان حقيقی روحانيت و مراجع معظمند؛ دولتها می آيند و می روند. آنها فقط مجريان احکام اند.شناخت اسلام بر عهده روحانيت و مراجع معظم است؛ نه کارگزاران حکومتی و دولتی. 

بر اساس مقررات اسلامي و قانوني همه از جمله سازمانها و دستگاه ها موظفند در چارچوب اسلام حركت كند يعني اسلامي باشند و اسلامي عمل نمايند وبرای اين کار بايد از نظريات مراجع تقليد پيروی کنند. مجلس موظف است قوانين خود را در چارچوب احكام اسلام قانونگذاري كند و شوراي نگهبان در واقع نگهبان سلامت شرعي و قانون اساسي است.

اگر دولت، مجلس و قوه قضاييه اشتباه كنند؛ اين مراجع و علما هستند كه مرجع تشخيص اسلامي بودن يك مسئله يا قانون هستند.  علما و حضرات آيات دو وظيفه دارند:

الف)- اول تبيين احكام الهي و تشريح آن براي مردم

ب)-  دوم اجراي احكام الهي در كشوري كه اسلام حاكم است و حكومت دارد.  

 

موضعگيری آيت الله محمديزدی به عنوان دبير جامعه مدرسين حوزه علميه قم نشانگر آن است که مرتجعان می کوشند پايه های کودتای خزنده خود را بر عليه تمامی نهادهای دولتی و مملکتی تثبيت نمايند. مرتجعان کودتاچی در حوزه علميه قم بصراحت شهر قم را پايتخت جهان اسلام اعلام نموده و با بيرون نهادن قرآن و عقل به عنوان دو پايه استنباط اصول و احکام روش آخوندهای اخباری برگزيده و به روايات مجعول و تقلبی پناه برده اند.

زعما و زمامداران اين کودتای خزنده چنانچه همه می دانند عبارتند از :

حضرات آيات عظام محمدتقی مصباح يزدی, ناصر مکارم شيرازی, حسينعلی نوری همدانی, محمدفاضل لنکرانی, صافی گلپايگانی. اين اشخاص/ در برابر تهران به عنوان پايتخت جمهوری اسلامی/  قم را مرکز جهان اسلام و تشيع و ايران معرفی کرده و حقيقتاً با تشکيل دولتی در  دولت و حکومتی در حکومت و قدرتی در قدرت موی دماغ آقايان آيت الله سيدعلی خامنه ای و حجت الاسلام رفسنجانی و اصولگرايان و اصلاح طلبان گشته اند.

کار اختلاف در سر حکومت اسلامی رو در تزايد و افزايش فزاينده دارد.

 

در همين رابطه به گزارش خبرگزاری مهر، پنج شنبه، 7 ارديبهشت 1385 - جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در خصوص دستور ریاست جمهوری مبنی بر حضور بانوان در ورزشگاه‌ها‌ اطلاعیه‌ای صادر کرد.

 

"در این اطلاعیه آمده است: به دنبال صدور دستور ریاست محترم جمهوری در ارتباط با حضور بانوان در اس