تبليغاتX
اخبار صوفیه
آيت الله العظمي صانعي: اخلال و اغتشاش کار انسان هاي سبک مغز است

خرداد ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۱۱ , ۱۶
خبرگزاري انتخاب : حضرت آيت الله العظمي صانعي با ابراز انزجار شديد از اخلال در سخنراني آيت الله هاشمي رفسنجاني در مراسم بزرگداشت 15 خرداد42 که در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها برگزار شد، فرمودند:  «در زماني که کشور دچار مشکلات عديده اقتصادي و اجتماعي و سياسي است، اخلال و اغتشاش در سخنراني آيت الله هاشمي که از معدود چهره هاي ارزشمند نظام و انقلاب است، کار انسان هاي سبک مغزي است که حتي راه و رسم مبارزه و مخالفت را هم بلد نيستند.»

ایشان با اشاره به تأثيرگذاري منش و روش و اصول فکري بزرگان جامعه بر افراد افزود:  «ما نمي توانيم يک مکتب فکري و برنامه تربيتي داشته باشيم و اين مکتب آدم هاي بدي تحويل جامعه بدهد و ما هم هيچ مسئوليتي در قبال آن نداشته باشيم.»

ايشان تاکید کرد: «وجود اين افراد نشانه اين است که بافتِ مکتب، تربيت و ساخت روحيه ها به نحوي است که اين افراد بدين گونه بار آمده و تربيت شده اند. لذا بايد به برخي مراکز تربيتي متذکر شد که اگرچه ممکن است اين جماعت به شما وابسته نباشند و شما هم قبلا براي اين کار تصميم نگرفته باشيد، اما بايد بافت مکتبتان را جوري قرار بدهيد که افراد اينگونه فکر نکنند و اينگونه حرکات را در سطح جامعه مرتکب نشوند.»

معظم له در پايان با تقدير از عملکرد نيروي انتظامي در برخورد و دستگيري مسببين اين حادثه گفت: «من حرکت اخير شما را در ايجاد نظم و امنيت به فال نيک مي گيرم و به همان ميزان که کار اخلال گران بد بود کار شما در ايجاد نظم و دستگيري اغتشاش گران خوب و ارزنده بود و اميدوارم نيروي انتظامي در آينده هم بتواند با قدرتي که از طرف خدا و ملت به آنها عطا شده در مسئوليت خطير خود  به احسن وجه انجام وظيفه کند و کار آنها در قم الگويي باشد براي ساير شهرستانها.»

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 و ساعت 16:52 |

گزارش سالانه انجمن دفاع از حقوق زندانيان درباره وضعيت زندان‌هاي كشور در سال 1384

مقدمه
براي توسعه، رعايت حقوق بشر و حقوق شهروندي شاخص‌هاي عديده‌اي برشمرده‌اند. يكي از شاخص‌ها، چگونگي وضعيت زندانيان و رفتار با آنان است. از سوي ديگر دامنه مسائل اجتماعي چنان پيچيده و گسترده است كه به تجربه مسلم گرديده دولت‌ها به تنهايي و بدون ياري جامعه مدني قادر به حل مشكلات نيستند.

نقش نظارتي نهادهاي مدني مي‌تواند احساس مسئوليت و حمايت اجتماعي و احساس امنيت فردي و نيز انگيزه مشاركت و حس تعلق اجتماعي و در يك كلام سرمايه اجتماعي را ارتقاء بخشد. نهادهاي مدني مشاركت عمومي را افزايش داده و روحيه بي تفاوتي و احساس تنهايي و بدبيني افراد و در نتيجه افسردگي، خودمحوري، و تنش‌ها و آسيب‌هاي ناشي از آن را مي‌كاهند. علاوه بر اين، نهادهاي مدني مي‌توانند ناهنجاري‌ها و راه‌حل‌هايي را كه از چشم مسئولان و مديران معمولاً پنهان مي‌مانند آشكار ساخته و زبان مردم براي بيان نارسايي‌ها گرديده‌ و چشم مسئولان را به روي حقايق مكتوم مانده بگشايند.
انجمن دفاع از حقوق زندانيان از آغاز فعاليت خويش اقدامات گوناگوني را توسط كميته‌هاي مختلف انجمن سامان داده است. خدماتي چون حمايت از خانواده زندانيان، تعيين وكلاي معاضدتي، مشاوره‌هاي رايگان حقوقي، برگزاري همايش‌هاي مختلف در خصوص طرح حقوق زندانيان و آشنا نمودن جامعه با اين حقوق، انتشار كتاب‌ها، برگزاري كلاس‌هاي آموزشي، انتشار خبرنامه، اطلاع‌رساني مسايل زندانيان، انتشار بيانيه‌ها و موضعگيري‌ها در هنگام ضرورت و ... كه مشروح آنها در «كتاب‌هاي كارنامه انجمن دفاع از حقوق زندانيان» در سال‌هاي 1384 و1383 مندرج است.
يكي از اقدامات بايسته انجمن كه نقش نظارتي آن‌ را تحقق مي بخشد انتشار گزارش سالانه درباره وضعيت زندانيان و زندان‌هاي كشور است و شايد بتوان گفت از مهم‌ترين مسئوليت‌هاي انجمن به شمار مي‌آيد كه مسئوليت اجراي آن بر عهده كميته رفاهي‌، بهداشتي، درماني انجمن بوده و ساير كميته‌هاي انجمن موظف به همكاري در تهيه آن هستند.
پيشينه: انجمن دفاع از حقوق زندانيان نخست در سال‌هاي 83 و 84 گزارشات موردي وضعيت زندانيان و زندان‌هاي كشور را به مثابه پيش در‌آمد گزارش جامع ساليانه انتشار داد. اين گزارش‌ها در سلسله سمينارهاي موضوعي انجمن ارائه شد. در سمينار مربوط به تغذيه زندانيان در كنار مباحث نظري و حقوقي، گزارش وضع تغذيه در زندان‌ها ارائه گرديد و در نشست‌هاي بعدي به همان ترتيب گزارش‌هاي بهداشت و درمان، مرخصي و ملاقات، وضعيت فرهنگي و اشتغال ارائه شد. از اين رو شايد نتوان گفت آنچه در زير مي‌آيد نخستين گزارش انجمن است اما مي‌توان گفت «نخستين گزارش جامع ساليانه درباره وضع زندانيان و زندان‌هاي كشور» است كه كوشيده‌ايم با اسلوب «تحقيقي»، «استنادي»، «حقوقي» و رويكرد «اصلاحي» تدوين و تنظيم گردد. از آنجا كه اين نخستين گزارش نظارتي يك نهاد مستقل مدني در ايران است كه درباره زندان‌ها انتشار مي‌يابد، طبعاً كاستي‌هايي دارد و اميدواريم كه منتقدان آن را به مثابه نخستين تجربه به ديده اغماض بنگرند و با تذكرات خويش در بهبود و تكميل و جامعيت گزارشات بعدي ياريگر انجمن باشند.
منابع: منابع اين گزارش عبارتنداز: زندانيان، خانواده‌هاي زندانيان، وكلا، برخي زندانبانان و كاركنان زندان‌ها، مطبوعات، سايت‌ها (و از جمله سايت سازمان زندان‌ها و اقدامات تاميني و تربيتي كشور) و در يك مورد بازديد غير رسمي. بدون شك در صورتي كه قوه قضاييه همانگونه كه گهگاه به نهادها و سازمان‌هاي بين‌المللي بارها اجازه بازديد از زندان‌هاي كشور را داده است، به نهادهاي مدني شناخته‌شده داخلي نيز اجازه بازديد از زندان‌ها را مي‌دادند، چه بسا بهبود شرايط زندانيان سريع‌تر حاصل مي‌گرديد و بازتاب داخلي و جهاني مثبت، سازنده و اميد بخش‌تري داشت. زيرا بازديد كنندگان، شهروندان شناخته شده همين كشور و در پيگيري و رفع نقايص و مشكلات جاري زندان‌ها فعال‌تر و كوشاتر و پرانگيزه‌تر هستند. متاسفانه هنوز چنين بلوغي تحقق نيافته است و اميدواريم در گزارشات آينده از همكاري نهادها و سازمان‌هاي ذي‌ربط بهره‌مند گرديم.
روش:
الف: شيوه اصولي تهيه گزارش اين است كه ما بتوانيم گزارشات ساليانه خويش را بر اساس فهرست زندان‌هاي هر استان يا شهر و از طريق بازديد هر زنداني كه خواستار مراجعه به آن هستيم، و به صورت جداگانه تنظيم كنيم، زيرا وضعيت هر زندان در شئون مختلف از استان و شهري به استان و شهر ديگر بسيار متفاوت است و نمي‌توان حكم واحدي درباره زندان‌هاي كل كشور ارائه داد. محتمل است در يك زندان وضعيت مرخصي و ملاقات ايده‌آل، در زنداني ديگر متوسط و در زنداني هم نامناسب باشد. همچنين است وضع رفتار با زندانيان، تغذيه، اشتغال، امكانات فرهنگي و ساير نيازمندي‌ها و امور زنداني و زندان.
ب: اما از آن رو كه در حال حاضر امكان بازديد مستقيم از زندان‌ها و تهيه گزارش‌هاي جداگانه درباره وضعيت هر زندان به تفكيك وضع تغذيه، مرخصي، ملاقات، چشم‌بند، دستبند، اشتغال ، امكانات فرهنگي، وثيقه و .... ميسر نيست ناگزير گزارش كلي خويش را درباره مجموع زندان‌هاي كشور به تفكيك همان موضوعات تنظيم كرده‌ايم. دسترسي ما به اطلاعات مربوط به بسياري از زندان‌ها ميسر نبوده و بر اساس گزارش‌هايي كه درباره برخي از مسايل در برخي از زندان‌ها مانند اوين (تهران) ، رجايي شهر (كرج)، قزلحصار (كرج)، خورين، (ورامين) زندان مشهد، ‌عادل آباد (شيراز)، زندان سنندج و زندان بندرعباس واصل گرديده اند مبادرت به تهيه گزارش كرده‌ايم .
ج: كوشيده‌ايم به تبيين اطلاعات رسيده پرداخته و به هر خبري بي دليل اعتماد نكنيم، در عين حال اين اصول را مد نظر داشته‌ايم:
1- زنداني مقهور قدرت است لذا در تعارض ميان اظهارت زنداني كه محروم از آزادي است با صاحبان قدرت، اگر قرينه‌اي ديگر نباشد و امر داير شود ميان اختيار كردن قول يكي از آن دو ترجيح با قول زنداني است. زيرا اصل بر دفاع از حق ناتوان در برابر توانمند است مگر آنكه امكان مراجعه مستقيم و بررسي مسئله توسط نهادهاي بيطرف و غير حكومتي وجود داشته باشد.
2- منابع خويش را متنوع ساخته و اخبار واصله از خود زندانيان را نيز تا حد امكان مورد بررسي و دقت نظر و گزينش قرار داده‌ايم.

1ـ گزارش وضعيت بازداشت:
دراصل 32 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آمده است: هيچكس را نمي‌توان دستگير كرد مگر به حكم و ترتيبي كه قانون معين مي‌كند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام بايد با ذكر دلايل بلافاصله كتباً به متهم ابلاغ و تفهيم شود و حداكثر ظرف مدت بيست و چهار ساعت پرونده مقدماتي به مراجع صالحه قضايي ارسال و مقدمات محاكمه، در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات مي‌شود.
همچنين در ماده 112 در قانون آيين‌دادرسي كيفري آمده است: احضار متهم به وسيله احضارنامه به عمل مي‌آيد. احضار نامه در دو نسخه فرستاده مي‌شود ، يك نسخه را متهم گرفته و نسخه ديگر را امضاء كرده به مامور احضار رد مي‌كند و در ماده 113 مي‌گويد: در احضارنامه اسم و شهرت احضار شده و تاريخ و علت احضار و محل حضور و نتيجه عدم حضور بايد قيد شود. يكي از معاذير عدم ارسال احضاريه در همين ماده اين است كه گاه محل اقامت يا شغل وكسب متهم معين نبوده و اقدامات قاضي براي دستيابي به متهم به نتيجه نرسيده باشد. پس از طي همه اين مراحل اگر چاره‌اي جز جلب باقي نبود، طبق ماده 121 بايد جلب متهم به استثناي موارد فوري، در روز به عمل آيد.
مواد نهم اعلاميه جهاني حقوق بشر و کنوانسیون بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسي نيز مي‌گويد : احدي را نمي‌توان خودسرانه توقيف، حبس يا تبعيد نمود.
1ـ1 ـ بازداشت بدون رعايت ضوابط قانوني
رواج شيوه بازداشت بدون احضاريه مي‌تواند امنيت شهروندان را به خطر ‌افكند و چنانكه مطبوعات ايران بارها ‏خبر داده‌اند اين‌قبيل بازداشت‌ها موجب شده است آدم‌ربايان با سوءاستفاده از اين شيوه از طريق ‏استفاده از كارت‌هاي جعلي و يا لباس ماموران انتظامي اقدام به ربودن افراد و اخاذي از آنها ‏كنند كه در مواردي منجر به آسيب‌هاي جاني و نيز خسارات مالي و حيثيتي گرديده است.‏
اين قبيل بازداشت‌ها كه در سال‌هاي گذشته رواج داشت، به نظر مي رسيد اخيراً كاهش يافته است؛ اما هنوز موارد و مصاديق متعددي از آن مشاهده مي‌شود. آخرين نمونه آن در اواخر سال 1384 مربوط به دانشجويي است كه پس از دو روز تعقيب و مراقبت در مسير خانه و محل كار سرانجام در تاريخ پنج‌شنبه 27 بهمن 84 شبانه در
خيابان با متوقف كردن اتومبيلش بازداشت مي‌كنند. اين در حالي است كه وي پيش از آن هيچ احضاريه‌اي از سوي دادگاه دريافت نكرده است. (احسان كمالي)
جمعه 31 تير84 تعدادي از افراد به اتهام فعاليت مذهبي دستگير شدند كه يكي از آنان نويسنده و پژوهشگر اسلامي مصطفي حسيني طباطبايي بود. بازداشت آنها پس از هجوم به خانه‌اي كه محل برگزاري نماز جمعه آنها بود و ممانعت از برگزاري نماز صورت گرفت كه اين مورد مي‌تواند از مصاديق بازداشت بدون احضاريه باشد.
مواردي نيز مشاهده شده است كه متهم عليرغم داشتن اتهام سبك و توان پرداخت وثيقه ياكفالت بازداشت شده است. بازداشت زنداني ضيايي‌پور بخاطر چهارصد هزار تومان بدهي كه پس از يك هفته با سقوط از طبقه سوم تخت به كوما رفت و در اوايل سال 84 جان باخت (شرق 25 و 31 فروردين 84). درنمونه ديگر مدير مسئول نشريه نسيم خوزستان مي‌گويد: بازپرس پرونده با اينكه مي دانست توانايي ارائه وثيقه و كفالت را دارم، هنگام ورود تلفن همراه مرا گرفت و اجازه هر گونه ارتباط با همراهانم را كه بيرون از محل بازپرسي بودند سلب و مرا به سرعت روانه زندان كرد. (كيهان 17/1/85 ص 2)
2ـ1ـ لزوم اطلاع رساني درباره بازداشت
از نظر موازين حقوق بشر و قوانين داخلي بايد به محض اينكه فردي بازداشت مي‌شود بتواند با خانواده خود تماس گرفته و آنان را از موقعيت خويش مطلع سازد. اين در حالي است كه موارد زيادي مشاهده شده است كه زنداني پس از بازداشت ، در روز بعد يا روزهاي بعد توانسته است به خانواده خود اطلاع دهد و در اين فاصله موجبات نگراني و فشار روحي رواني شديدي براي خانواده بي‌اطلاع از وضعيت فرد فراهم شده است.
3ـ1ـ طولاني بودن دوران بازداشت موقت و انفرادي
مطابق اسناد بين‌المللي و قوانين داخلي، رسيدگي به وضعيت افراد بازداشت شده بايد در اسرع زمان ممكن صورت پذيرد. اين در حالي است كه بلاتكليفي از بدترين مسائل زندان‌هاي ايران است. به كرات ديده شده كه زندانيان ـ اعم از سياسي و غير سياسي ـ مدت‌هاي مديدي را در بازداشتگاه‌هاي موقت يا سلول انفرادي گذرانيده‌‌اند. يكي از اين زندانيان منصور اسانلو دبير سنديكاي كاركنان اتوبوسراني است كه از تاريخ 1/10/84 به دليل اعتراضات صنفي بازداشت شده و تاكنون به صورت بلاتكليف بدون ديدار با وكيل در بازداشت بسر برده است.
زنداني مالي (اميرزاده ) 14 ماه در سلول انفرادي بدون تماس با دنياي خارج و برخورداري از حق ملاقات با خانواده و وكيل و بدون پذيرش وثيقه بسر برده است.
و نيز زنداني ديگر (غلامرضا مكيان) طي 5 سال گذشته در سلول انفرادي يا بند 209 بسر برده است.

4ـ1ـ عدم امكان حضور وكيل در مراحل دستگيري و شكل‌گيري پرونده
بر اساس اطلاق اصل 35 قانون اساسي و بند 3 قانون حقوق شهروندي حضور وكيل در كليه مراحل بازپرسي و محاكمه ضروري است.
طبق مقررات بين المللي حقوق بشر حق دسترسي به وكيل بايد شامل حق گفتگوي خصوصي با او باشد و در همه بازجويي‌هايي كه توسط پليس از افراد انجام مي‌شود وكيل نيز حضور داشته باشد.
اين حق در زندان‌هاي ايران رعايت نمي‌شود. برخي از افراد به دليل عدم تمكن مالي در گرفتن وكيل بدون وكيل محاكمه شده‌اند گرچه در جرائم سنگين براي افراد فاقد توانايي مالي، وكيل تسخيري توسط دادگاه براي متهم گرفته مي‌شود. در مورد زندانيان مالي، در صورت برخورداري از تمكن مالي، تنها در زمان ارائه پرونده به دادگاه مسئله حق داشتن وكيل مطرح مي‌گردد و با وجود وكلاي معاضدتي و وكلاي داوطلب (معرفي شده از سوي نهادهاي مدني مانند انجمن دفاع كه به رايگان به وكالت مي‌پردازند) اجازه دفاع يا حتي حضور وكيل در مرحله بازپرسي و تحقيقات مقدماتي داده نمي‌شود. در حالي كه دقيقاً همين مرحله است كه اساس پرونده را شكل مي‌دهد و حضور در اين مرحله ضروري‌تر از ساير مراحل است و عدم حضور وكيل ناقض فلسفه پذيرش وكالت است.
در مورد زنداني ديگري كه قبلاً بدان اشاره شد مسئله عدم حق برخورداري از وكيل نيز در طي 14 ماه بازداشت براي فردي غير سياسي نيز مشاهده ‌شده است.
در سال گذشته دو حادثه و همراه آن بازداشت‌هاي گسترده رخ داد. يكي از آنها بازداشت ده‌ها تن از كاركنان اتوبوسراني بود كه در رشته اعتراضات صنفي كه داشتند بازداشت گرديدند. اغلب آنها گرچه طي چند هفته آزاد شدند اما 8 تن از آنان تا پايان سال بدون هيچگونه اجازه ملاقات با وكيل در زندان ماندند.
حادثه ديگر بازداشت بيش از 1200 تن از دراويش گنابادي در قم بود كه اكثريت آنها در فاصله دو ـ سه روز آزاد و تعدادي نيز پس از چند هفته آزاد گرديدند. شيوه بازداشت و رفتارهاي صورت گرفته با آنان در مدت بازداشت منطق با هيچيك از موازين قانوني نبوده است.
همچنين زنداني در طي گزارش خود به انجمن، عنوان نموده كه در طي5 سال گذشته در انفرادي بوده و از حق داشتن وكيل نيز برخوردار نبوده است. (مكيان)
اين مسئله حتي در مورد افرادي كه خود وكيل بوده و زنداني شده‌‌اند، مصداق يافته و رعايت نشده است ( سلطاني)
2ـ رفتار با زندانيان
آنچه در اين بخش مورد توجه است شرايط و وضعيت زندانيان و زندان‌ها پس از بازداشت مي‌باشد.
نظارت بر شرايط حبس به دلايل محروميت فرد زنداني از آزادي، وابستگي كامل امنيت و امكانات زنداني به مسئولين و زندانبانان و قرار گرفتن زندانيان در معرض خطر سوء رفتار و حتي شكنجه از اهميت بسيار برخوردار است.
از سوي ديگر نظارت بر شرايط حبس به عنوان بخش لازمي از سيستم حمايت از كليه افراد محروم از آزادي در سطح ملي كاري عظيم است كه مستلزم برخورداري از امكانات قابل توجه نيز مي باشد. به رغم همه اين مشكلات، هدف انجمن دفاع از حقوق زندانيان نظارت بر شرايط حبس در كليه مراحل و تمامي شرايط و براي كليه افراد محروم از آزادي فارغ از جنسيت، قوميت، مذهب، سن و نوع محروميت از آزادي در سراسر ايران مي‌باشد.
مكان‌هاي حبس همواره احتمال بروز مخاطرات شكنجه و سوء رفتار با زندانيان را پديد مي‌آورد. در نتيجه نظارت بر بخش‌هاي مختلف سيستم نگهداري زندانيان و نحوه رفتار با آنها توسط ناظران بسيار مهم و ضروري است.
اما گزارشات رسيده به انجمن نشان دهنده نقض آشكار اين اصول بديهي مي باشد.
1ـ2ـ بازجويي، چشم‌بند، دستبند و پا بند
درقانون احترام به آزادي‌هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي آمده است: از تاريخ تصويب اين قانون، كليه محاكم عمومي، انقلاب و نظامي دادسراها و ضابطان قوه قضائيه مكلفند در انجام وظايف قانوني خويش موارد ذيل را به دقت رعايت و اجراء كنند. متخلفين به مجازات مندرج در قوانين موضوعه محكوم خواهند شد. در بند 6 و 7 اين قانون چنين آمده است:
6 - در جريان دستگيري و بازجويي يا استطلاع و تحقيق، از ايذاي افراد نظير بستن چشم و ساير اعضاء، تحقير و استخفاف به آنان، اجتناب گردد.
7 - بازجويان و ماموران تحقيق از پوشاندن صورت و يا نشستن پشت سر متهم يا بردن آنان به اماكن نامعلوم و كلا اقدام هاي خلاف قانون خودداري ورزند.
عليرغم صراحت اصل 32 قانون اساسي و ماده 24 آيين‌دادرسي مبني بر اينكه بازجويي بايد كتبي و با ذكر دليل باشد و همچنين طبق ماده 124 آيين‌ دادرسي بدون داشتن دلايل كافي (نه لازم) نمي‌توان متهمي را احضار يا جلب كرد موارد متعددي مشاهده شده است كه بيشتر اوقات به بازجويي شفاهي سپري مي‌شده و با وجود ممنوعيت پرسش خارج از موارد اتهامي، سوالاتي بي ارتباط با اتهام مطرح گرديده و اتهاماتي مطرح شده كه دلايل آنها پيش از بازداشت تدارك نشده و دلايل را از خلال بازجويي‌هاي افراد يا هم پرونده‌اي‌‌هاي آنان فراهم كردهاند.
گزارش آخرين نمونه‌هاي واصله به انجمن مربوط به سه زنداني با اتهام سياسي در اواخر سال 1384 است كه بدون در نظر گرفتن موقعيت و شخصيت آنان بازجويي آنان با چشم‌بند بوده است. كه يكي از آنها (سلطاني) با اعلام اينكه اين عمل مخالف قانون حقوق شهروندي است از پاسخ به سوالات استنكاف مي‌كند. علاوه بر اين به هنگام انتقال به خارج از بند نيز اين افراد چشم‌بند داشته‌اند ( سلطاني، افصحي، كمالي و نیز گزارش یک زندانی از تبریز)
استفاده از دستبند و پابند درباره‌ي مجرمان خطرناك و آنانكه بيم آسيب رساندن به ماموران يا ساير زندانيان در مورد آنها وجود دارد، بلامانع و لازمه دفاع از حقوق و امنيت ديگران است اما استفاده از آن درباره‌ي زندانياني كه داراي شان و منزلت هستند و يا درباره‌ زندانيان عقيدتي، سياسي و مطبوعاتي كه شائبه خطرناك بودن، فرار يا آسيب رساني به ديگران درباره‌ي آنها وجود ندارد غيرقانوني و غيرمنطقي است. (فريد مدرسي در زندان قم)
در رابطه با استفاده از چشم‌بند، دستبند و پا بند از 25 فرد بازداشت شده و زنداني در يك سال سوال شده و بررسي پاسخ‌ها نشان مي‌دهد كه در مورد تمام 25 نمونه مورد بررسي، چشم‌بند، در مورد 20 نفر از آنها دستبند و در مورد 8 نفر از آنها پابند به كار رفته است كه عملي تحقير آميز و فاقد توجيه است.
اين آمار فقط مربوط به زندانيان سياسي و مطبوعاتي است.

ره‌آورد نهايي: استفاده از دستبند و پابند معلول كثرت زندانيان است. هنگامي كه تعداد زيادي زنداني به دادگاه اعزام مي‌شوند و لازم است حداقل دو مامور در معيت هر زنداني باشد، فقدان وسايل نقليه كافي و فقدان نفرات كافي ماموران سبب مي‌‌شود چند زنداني به همراه تعداد كمي مامور اعزام شوند كه ناچار از كاربرد دستبند و پابند به منظور افزايش ضريب ايمني و پيشگيري از فرار مي‌گردد. راه حل اين است كه با افزايش زندانيان، ماموران را افزايش دهيم.

مشاهده مواردي از بدرفتاري
بر مبناي گزارشات رسيده به انجمن، گفته مي‌شود پس از ناآرامي‌هاي كردستان در سال 84 و دستگيري تعدادي از فعالان سياسي و مطبوعاتي، برخوردهاي خارج از ضوابط انساني و قانوني با متهمان در دوران بازداشت موقت آنان صورت گرفته است از قبيل: انداختن در سلول‌هاي انفرادي، خشونت گفتاري به مفهوم به كار بردن الفاظ ركيك تا ضرب و شتم متاسفانه امكان حضور در زندان‌ها و گفتگو با مسئولان براي ارزيابي صحت و سقم اظهارت فوق تاكنون حاصل نشده است.
هر چند به ندرت اخبار اين حوادث در رسانه‌ها انعكاس مي‌يابد در حالي كه انعكاس آن در رسانه‌ها مي‌تواند از عوامل بازدارنده بوده و در كاهش آن به قوه قضاييه كمك كند. در عين حال آخرين موردي كه در رسانه‌ها انعكاس يافت مربوط به جوان كيف قاپي بود كه در اثر شكنجه توسط افسر اداره آگاهي به قتل رسيد و خود دستگاه قضايي و پليس شاكي اين مامور بودند ( ايران، همشهري و اعتماد ملي 16/1/85)
نقض حقوق شهروندي در دوران بازداشت موقت
در گزارشي كه از سوي يك زنداني در سال 84 خطاب به ديوان عالي كشور و افكار عمومي منتشر گرديد به شرح موارد نقض حقوق شهروندي در دوران بازداشت موقت اشاره شده است. لازم به ذكر است كارهاي انجام شده در مورد قاضيان در سال 81 صورت گرفته اما گزارش او به ديوان عالي كشور در سال 84 در رسانه‌هاي عمومي انعكاس يافت. هر چند نمي‌‌توان اين موارد را تعميم داد اما در گزارش آقاي عباسعلي عليزاده رييس دادگستري پيشين تهران در تاريخ 15 مرداد 84 كه در مطبوعات منتشر شد نمونه‌هاي ديگري ذكر شده كه حاكي از تعدد و تكرار اين موارد است.
آنچه در اين گزارش آمده عبارت است از:
ـ بازجويي توسط قاضي قبل از تفهيم اتهام كه در نيمه شب‌ها تا اذان صبح ادامه مي‌يافته است.
ـ ضرب و شتم در دوران بازداشت و انتقال به زندان
ـ كاربرد چشم بند و دستبند
ـ وادار نمودن به حركت به صورت چهار دست و پا و به مانند حيوانات از سلول تا اتاق بازجويي راه رفتن.
ـ كوبيدن مشت بر روي ناحيه پشت و وارد آوردن ضربات متعدد با مشت و لگد و ارنج و كوبيدن سربه ديوار
ـ سر پا نگهداشتن، بي خوابي دادن، قرار دادن در معرض هواي سرد با لباس نازك، عدم اجازه براي استفاده از سرويس بهداشتي و حمام و ندادن لباس و غذاي مناسب.
ـ كاربرد انواع تهديد‌‌ها و ارعاب ها جهت اجبار به پذيرش اعمال غير ارتكابي و تهديد به دستگيري اعضاي خانواده.
ـ تهديد به اعدام
سلب حق دفاع و ممانعت از برخورداري از وكيل در دوران بازداشت موقت (حسين قاضيان)
نكات عمده و قابل توجهي كه در گزارش آقاي عباسعلي عليزاده رييس سابق دادگستري تهران در ارتباط با موارد نقض حقوق شهروندي وجود داشته است، خود به نوعي تاييد كننده رسمي بخش‌هايي از گزارشات واصله توسط انجمن دفاع مي باشد. اين نكات عبارتند از :
ـ وجود شكنجه و سلول انفرادي
ـ استفاده از چشم بند
ـ ضرب و شتم متهمان توسط نيروي انتظامي ـ كه به زنان نيز تسري يافته است
ـ بازداشت بدون مجوز
ـ بازداشت بدون هيچ‌گونه سابقه قضايي و مجرميت
ـ بلا تكليفي زندانيان و طولاني شدن مدت محكوميت
ـ تعارض در مديريت بازداشتگاه‌ها
ـ فقدان شرايط كنترل و پيشگيري از خودكشي زنان (خودكشي در زندان رجايي شهر)
ـ وجود بازداشتگاه‌هاي جداگانه توسط نهادهاي مختلف
ـ فضاي ناكافي براي افراد ( ا متر به جاي 12 متر)
ـ دستگيري اعضاي خانواده‌ به جاي فرد متهم
ـ استنكاف و مقاومت اطلاعات سپاه در برابر بازديد و نظارت بر بازداشتگاه‌ها
ـ نگهداري افراد زير 18 سال در بندهاي عمومي (بازداشت نوجوان 13 ساله به خاطر دزديدن يك مرغ و بازداشت او به مدت 6 روز در بدترين بازداشتگاه ورامين)
ـ وجود افراد مسن در زندان‌ها
( ايسنا 15 مرداد 1384)

3ـ طبقه بندي و جدا كردن گروه‌هاي زندانيان
الف ـ جدا كردن متهمان از محكوم شدگانبخش 2 آيين نامه سازمان زندان‌ها (فصل اول ، مواد 47 الي 69) به تشخيص و طبقه‌بندي زندانيان اختصاص دارد كه در آن بر ضرورت وجود طبقه‌بندي در رابطه با زندانيان تاكيد شده است.
هر چند كه طبقه‌بندي در اغلب زندان‌هاي عمومي ايران رعايت نمي‌شود و زنداني خواه متهم، خواه مجرم (حال با هر نوع جرمي) بعد از انتقال به زندان عمومي، با ساير زندانيان در يك جا قرار داده مي‌شود. متهم كه بنا به تعريفي ديگر از او به عنوان بلاتكليف نام برده مي‌شود گاه تا مدت زيادي با همان وضعيت بلاتكليف در كنار زندانيان مجرم (با جرائم متفاوت) بسر مي‌برد. و از آسيب‌هاي ناشي از پديده زندان برخوردار مي‌گردد.
علاوه بر زندانيان عادي كه مدير كل زندان‌هاي استان تهران در طي مصاحبه‌اي عنوان نمودد كه از حدود 130 هزار نفر زنداني، 40% آنها در وضعيت بلاتكليف بسر مي‌برند يعني به عبارتي اتهام و صدور حكم آنها قطعي نشده است (اعتماد 14/12/84 ) از زندانيان سياسي نيز مي توان نام برد كه گاه سال‌هابا وضعيت بلاتكليف در زندان بسر برده و بعضاً در تمام اين مدت در كنار ساير زندانيان محكوم بسر برده و مي‌برند.
ب ـ عدم جداكردن گروه‌هاي مختلف با توجه به جنسيت، سن، سابقه كيفري و علت حقوقي / فقدان كانون اصلاح و تربيت دختراندر زندان‌هاي ايران جداكردن زندانيان مرد و زن كاملا اجرا مي‌گردد اما در رابطه با جدايي ساير گروه‌هاي مختلف زندانيان، بايد عنوان كرد كه اين مسئله‌اي است كه در بسياري از زندان‌هاي ايران رعايت نمي‌شود. در رابطه با زندانيان نوجوان بايد عنوان كرد كه كانون اصلاح و تربيت كه مخصوص نگهداري زندانيان زير 18 سال مي‌باشد در همه زندان‌هاي كشور وجود ندارد و تازه‌ آن مراكزي كه از كانون اصلاح و تربيت برخوردارند نيز شامل نوجوانان مذكر است و اكثر قريب به اتفاق زندان‌هاي كشور فاقد كانون اصلاح و تربيت مخصوص دختران مي‌باشند. در نتيجه دختران زير 18 سال كه اكثراً با جرائم سطح پايين دستگير و به زندان سپرده شده‌اند، عملاً در معرض آسيب پذيري بسيار قرار مي‌گيرند.
نكته مهمي كه بايد به آن اشاره كرد اين‌كه حتي اين مسئله يعني جدايي زندانيان نوجوان مذكر از بزرگسالان مذكر چه در سطح اتهام و چه در سطح جرائم نيز به صورت دقيق مورد توجه مسئولين قضايي در زندان‌ها قرار نمي‌گيرد. بر طبق اخبار منتشره در رسانه‌ها، در تاريخ 7/9/84 در زندان عادل آباد شيراز نوجواني 17 ساله كه به دليل تعطيل كردن بند جوانان به بند بزرگسالان منتقل شده بود بر اثر تجاوز پي‌درپي 5 نفر از زندانيان شرور جان مي‌بازد.
بر طبق گزارش ارسالي ديگر از زندان مشهد، نوجوانان اگر جرمي را حتي در حد سيگار كشيدن مرتكب شوند، از بند كانون اصلاح و تربيت به بند عادي فرستاده خواهند شد.
اين مشكل به نوعي در گزارش نقض حقوق شهروندي توسط عليزاده رييس سابق دادگستري تهران نيز انعكاس يافته است.
در گزارش رسيده به انجمن از زندان مشهد آمده است كه زندانيان كليه جرائم به همراه متهمان بلاتكليف همگي با هم بسر مي برند. در حالي كه زندان مشهد به عنوان يكي از زندان‌هاي برخوردار از استاندارهاي بين‌المللي معرفي شده است و براي حفظ امتياز خود بايد بر اجراي مقررات و استانداردها كنترل بيشتري اعمال نمايد. همچنين از زندان رجايي‌شهر گزارش رسيده كه انواع محكومان اعم از مواد مخدري، قتلي، سياسي، مالي و ... به علت عدم رعايت تفكيك جرائم در يك جا نگهداري مي‌شوند. هر چند بنابر گزارشاتي ديگر از نيمه‌هاي سال 84 با مديريت جديد زندان رجايي شهر، به امر تفكيك زندانيان توجه بيشتري شده است. در عين حال لازم به يادآوري است كه طبق تفكيك و طبقه‌بندي زندانيان، زندان رجايي شهر به محكومان مواد مخدر اختصاص يافته است. به همين دليل در زندان رجايي شهر، اكثر زندانيان براي حفاظت از خود داراي تيزي، خنجر و شمشير بوده و هر هفته يا هر ماه نيز چند تن زخمي شده و به بهداري زندان فرستاده مي‌شوند و حتي در مواردي نيز جان خود را از دست مي‌دهند. در اكثر چاقوكشي‌ها زندانيان ضعيف‌تر مورد تعرض و تجاوز قرار مي‌گيرند.
افراد متهم به قتل يا داراي حكم قصاص، با كشتن زندانيان ضعيف، فقير و بي كس و كار، اجراي حكم خود را به تعويق مي اندازند. آنان در اكثر جرائم داخل زندان از جمله خريد و فروش مواد مخدر نيز دست دارند. گزارش ديگري از همين زندان به عوارض ناشي از عدم طبقه بندي و تفكيك جرائم اشاره شده و آمده است:
«افراد خسته و عصبي شده و به درگيري با هم و چاقو‌كشي پرداخته و به مرز خودكشي رسيده‌اند.»
اما واقعيت اين است كه مشكل فوق در زندان رجايي‌شهر نه ناشي از عدم طبقه‌بندي بلكه از قضا برآيند تفكيك و طبقه‌بندي زندانيان است. زيرا كليه زندانيان داراي جرائم قتل، شرارت، سرقت مسلحانه و مواد مخدر را در آنجا گرد آورده‌اند. و براي مهار آن بايد به راه‌هاي ديگري تمسك جست. اما مشكل ديگر آن است كه تعدادي از زندانيان سياسي هم در چنين زنداني نگهداري مي‌شوند. اين امر در مواردي زندانيان را وادار به اعتصاب غذا نموده تا حق برخورداري از تفكيك جرائم درباره آنها رعايت شود كه در نيمه دوم سال 84 عده‌اي از آنها به اوين انتقال يافته و عده اي ديگر در سالن جداگانه‌اي در رجايي شهر نگهداري مي شوند. زنداني (مجتبي سميع‌نژاد)، به عدم امنيت جاني خود در انتقال به زندان قزل‌حصار اشاره نموده و اين كه در شرايط نامساعد با 20 تبعه افغان در بند 2 اين زندان نگهداري مي‌شود وي نيز به وجود اين شرايط و عدم طبقه بندي جرايم اعتراض نموده است. مادر وي در تماسي كه با انجمن داشت از انتقال فرزند جوانش در كنار زندانيان سابقه‌دار دچار اضطراب و وحشت شديد شده بود و حتي عليرغم پيگيري‌هاي فراوان براي‌ آزادي فرزندش مي‌گفت ما آزادي او را نمي‌خواهيم مسئولان هر چند زودتر فرزندمان را از خطر قرار گرفتن در كنار مجرمين خطرناك برهانند.
لازم به ذكر است كه مواردي از تهديد افراد معترض، به تبعيد به زنداني ديگر و يا تهديد به اعزام افراد براي بيگاري در زندان نيز به انجمن گزارش شده است.
و در مواردي نيز اعتصاب غذاي زندانيان را نيز جهت اعتراض به مشكلات رايج در زندان‌ها رقم زده است. (از جمله اعتصاب زنداني‌هاي كردستان و رجايي‌شهر)

4ـ گزارش تغذيه زندانيان
برخورداري از تغذيه سالم، از حقوق اساسي و اوليه هر زنداني محسوب مي‌شود. به طوري که اسناد بين المللي
SRMT و نیز آيين نامه اجرايي سازمان زندان‌هاي كشور اين حقوق را به رسميت شناخته و مسئولين زندان‌ها را موظف به اجراي آن دانسته اند.
آنچه مواد 93 تا 96 آئین نامه اجرایی و مقررات سازمان زندان‌های ایران درباره غذای زندانی پیش‌بینی شده با توجه به شرایط اجتماعی ما نسبتاً قابل قبول است. اداره بهداشت و درمان سازمان زندان‌ها نیز برهمین اساس تفصیل برنامه غذایی برای زندانیان سنین مختلف را مشخص کرده است که در صورت اجرا، شرایط مطلوبی از جهت تغذیه را درزندان‌ها خواهیم داشت. اما آنچه عمل می شود با مصوبات فوق فاصله دارد.

1ـ4ـ وضعيت تغذيه
کیفیت و کمیت غذا در زندان‌های مختلف کاملاً با هم متفاوت است و نمی‌توان حکم کلی درباره آنها صادر کرد. در برخی زندان‌ها مثل زندان قزوین که غذای زندانيان با پرسنل یکی است و در ظروف یکبار مصرف به زندانی داده می شود وضع نسبتاً مطلوبی وجود دارد. همچنین در بند 209 اوین نیز که غذای زندانی و پرسنل یکی است کیفیت غذا مطلوب است. اما در برخی زندان‌ها زندانیان از کمیت و کیفیت غذا شکایت دارند. ( گزارش‌هايي از زندان مشهد – یاسوج – مریوان- بندرعباس به انجمن رسيده است).
اما آنچه بطور عام می توان در این مورد گفت كمبود مواد لبنی مثل شیر و ماست و همچنين سبزیجات تازه و میوه در جیره غذایی روزانه زندان‌هاست. درحالی که این مواد در سلامت انسان اهمیت و نقش ویژه دارند كه در آئین نامه زندان و برنامه اداره بهداشت و درمان سازمان زندان‌ها هم بدان تصریح شده است. برای یک زندانی بزرگسال بطور روزانه مصرف 250 گرم شیر یا ماست، 250 گرم سبزیجات و 200 گرم میوه ضروری دانسته شده است. این اهمیت در باره سنین خاص مثل نوزادان، زنان باردار و پیرمردان دو چندان می شود. گر چه مسئولین مربوطه عموماً از کمبود بودجه در این مورد گلایه دارند، اما باید توجه داشت که مصرف روزانه این مواد خود در کاهش بیماری های زندانیان نقش مهمی دارد و هزینه درمان را کاهش می‌دهد. ضمن آن که می‌توان با صرفه جویی از طریق تغییر در نوع مواد مصرفی، اقلام مزبور را در جیره غذایی زندانیان گنجاند. ناگفته نماند که اغلب زندانیان از سوء هاضمه، یبوست و مواد نفاخ درون غذاها رنج برده و اظهار شكايت می‌کنند. انتظار می رود مسأله کمبود میوه و سبزیجات تازه و مواد لبنی در سال 1385 با برنامه ریزی مسئولین مربوطه برطرف شده و شاهد حل این معضل در همه زندان‌ها باشیم.

2ـ 4ـ بهداشت تغذيه
از موارد قابل توجه در این موضوع مسأله بهداشت تغذیه است. با توجه به تأکید آئین نامه اجرایی سازمان زندان‌ها بر رعایت ضوابط بهداشتی پیش بینی شده، زندانیان نقاط مختلف از عدم رعایت این اصول شکایت دارند. اغلب از مشاهده حیوانات موذی در محل نگهداری مواد اولیه یا آلودگی ظروف و .. سخن می‌گویند که قضاوت در این مورد نیاز به بازدید مستقیم از این اماکن دارد.

3ـ 4 ـ توزيع غذا
در برخی زندان‌ها، زندانیان از کم بودن مقدار غذا و یا کمبود گوشت در غذا شکایت می‌کنند، طبق بررسی به عمل آمده یکی از مسائلی که موجب بروز این مشکل شده است، نحوه تقسیم غذا در زندان‌هاست. چون غذا به صورت کلی وارد زندان شده و توسط مسئول مربوطه بین اتاق ها تقسیم می‌شود، اتاق‌های اول مواد گوشتی و مقدار غذای بیشتری دریافت می‌کنند و اتاق‌های آخر در تقسیم غذا معمولاً مغبون می‌شوند. گذشته از این که فرد مقسم خود نیز رعایت عدالت را نکرده و اعمال سلیقه می‌کند. در زندان‌هایی که غذا در ظرف‌های یکبار مصرف توزیع می‌شود این مشکل کمتر به چشم می خورد. به نظر می آید چنانچه سیستم توزیع غذا اصلاح شود برخی نارسائیها از جمله مشکل یادشده و نیز مسأله آلودگی ظروف برطرف مي‌گردد. توزيع غذا به شكل تقسيم و بسته‌بندي از مبدأ آشپزخانه زندان، به روش كترينگ که هم اکنون در زندان کرمان انجام می‌شود، بسیاری از نارسائی‌های موجود را برطرف می‌کند. زندان اوین نیز از دوسال پیش درپی راه اندازی این سیستم بوده است.

نان معمولاً به صورت فله‌اي داده مي‌شود و از نظر مقدار محدوديت ندارد ولي به لحاظ كيفيت پايين است و به سختي خورده مي‌شود.
چاي نيز به صورت بسته‌بندي داده مي‌شود ولي چون از كيفيت بسيار پاييني برخورداراست اكثر كساني كه توانايي دارند براي خودشان چاي خريداري مي‌كنند. تنها كساني اين چاي را مصرف مي‌كنند كه توانايي مالي ندارند.
قند درروز به هرنفر حدود20 الي 30 حبه مي‌رسد.

5 ـ گزارش وضعيت بهداشت و درمان جسمي و رواني زندانيان
خدمات بهداشتي و درماني ارائه شده براي زندانيان از زبان مسئولان
بر طبق گزارشات رسمي سال گذشته اقدامات خوبي جهت بهبود و پيشرفت خدمات بهداشتي و درماني براي زندانيان صورت گرفته است: در حال حاضر 17 بيمارستان و مركز جراحي، 2200 درمانگاه عمومي، 108 مركز دندانپزشكي با 2700 نيروي بهداشتي و درماني در 230 زندان وابسته به سازمان زندان‌هاي كشور فعال مي‌باشند. بنابر اظهارات مدير كل بهداشت و درمان سازمان زندان‌ها، اجراي برنامه‌هاي آموزشي و مشاوره‌اي براي زندانيان و خانواده‌هاي آنان از طريق كلينيك‌هاي مثلثي (مشاوره‌اي رفتاري)، درمان نگهدارنده با متادون براي معتادان تزريقي، راه اندازي اتاق‌هاي ملاقات خصوصي براي زندانيان متاهل به همراه وسايل بهداشتي، پيشگيري در دسترس گذاشتن تيغ‌هاي يكبار مصرف با محافظ پلاستيكي، ايجاد خطوط مشاوره تلفني، برنامه مدون براي مبارزه با بيماري هاي عفوني و واگيردار مانند ايدز، هپاتيت و سل و آموزش روش‌هاي پيشگيري از بيماري‌هاي مسري و ساير رفتارهاي پر خطر از جمله اقدامات انجام شده بوده است.
زندان رجايي‌شهر به عنوان يكي از بزرگترين زندان‌هاي استان تهران در زمينه درمان و كاهش آسيب‌ به زندانيان آسيب ديده مطرح است . مركز درمان اعتياد زندان به عنوان مرجع بين المللي درمان اعتياد از سوي دفتر مركز مواد مخدر و جرائم سازمان ملل انتخاب شده است. گزارش‌هاي رسمي در روش‌هاي كنترل ايدز و اعتياد در زندان‌ها خبر از پيشرفت‌هاي مطلوبي مي‌دهند به طوري كه زندان‌هايي كه قبلاً كانون اصلي انتشار ايدز و بيماري‌هاي واگير دار از راه خون بود، اكنون وضعيتي نزديك به جامعه بيرون از زندان پيدا كرده است. هر چند دسترسي به اخبار و آمار لازم در اين زمينه دشوار و گاه ناممكن است اما توزيع سرنگ و سوزن يكبار مصرف، استفاده از متادون درماني و نيز غربالگري همه زندانيان از نظر بيماري‌هاي واگيردار در حال انجام است و در زندان‌ها با كاهش شاخص‌هايي چون مرگ و مير ، سل و بيماري‌هاي رواني مواجه بوده‌ايم.
با وجود آنچه از زبان مسئولان گفته شد مسايل عديده‌اي در زمينه بهداشت و درمان وجود دارد كه نيازمند توجه، رسيدگي و رفع مشكل است. در زير به برخي نمونه‌ها اشاره مي‌شود:

1ـ 5ـ عوارض ناشي از عدم تفكيك زندانيان بيمار
زندانيان علاوه بر اينكه بايد طبقه‌بندي شوند كه در بخش پيش اشاره شد هر گروه زنداني نيز بايد بلحاظ بيماري‌هاي پر خطر از يكديگر تفكيك گردند.مجرمان سابقه‌دار و زندانيان مبتلا به بيماري‌هاي عفوني و واگيردار از قبيل ايدز، هپاتيت و سل و يا افراد داراي اختلالات رفتاري و شخصيتي و ساير بيماري‌هاي رواني معمولاً خطري براي ساير زنداني‌ها محسوب مي‌شوند. ماده 116 آئين‌نامه اجرايي سازمان زندان‌ها و اقدامات تأميني و تربيتي كشور نيز تأكيد مي‌كند: زندانيان مبتلا به بيماري‌هاي رواني، واگيردار و پرخطر بايد با لحاظ نظر پزشك متخصص، و نيز سياست‌هاي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي به‌صورت مجزا نگهداري و معالجه شوند. اين امر مهم در برخي از زندان‌هاي كشور مورد توجه لازم قرار نمي‌گيرد و گاهي زندانيان عادي در ميان افراد مبتلا به بيماري‌هاي رواني، عفوني و صرعي نگهداري مي‌شوند.
(گزارش‌هايي از مشهد ـ اراك‌ ـ شيراز ـ سنندج وكرج)

2ـ 5ـ استعمال مواد مخدر در زندان
زندان‌ها تعداد زيادي از معتادان را در برگرفته و توزيع و مصرف موادمخدر به‌صورت امري رايج در زندان‌ها درآمده است. شيوع مصرف موادمخدر در زندان‌ها مي‌تواند اثرات مخربي بر سلامتي جسمي و رواني زندانيان داشته باشد. طبق آخرين آمار سال 1384 از 142851 زنداني در كل كشور 08/45 درصد آنها در گروه جرائم مواد مخدر هستند. بنابر نقل قول مديركل بهداشت و درمان سازمان زندان‌ها بيش از 70 درصد موادمخدر مصرفي در زندان‌ها توسط خود زندانيان (زندانيان جديد يا از مرخصي آمده) تامين مي‌گردد كه با شيوه‌هاي مختلف مانند بلعيدن مواد مخدر (كه اين عمل منجر به مسموميت و حتي مرگ مي‌شود) به زندان وارد و در اختيار زندانيان ديگر قرار مي‌گيرد.
در سال 81 و 82 بيش از 564 گرم از انواع مواد مخدر از 18 هزار نفر زنداني هنگام بر گشت از مرخصي كشف و ضبط شد (عملكرد پنج ساله نخست قوه قضائيه ص 202)، اين آمار در سال 83 و 84 افزايش يافته است. واقعيت اين است كه قسمت عمده مواد مخدر وارد شده به زندان كشف نمي‌شود و در ميان زندانيان توزيع مي‌گردد.
طبق گزارش‌هاي واصله بسياري از زندانيان از شيوع توزيع و مصرف انواع مواد مخدر و روانگردان (از قبيل ترياك، هروئين، حشيش، اكستازي، شيشه و ...) در زندان‌هاي مختلف گزارشات تكان‌دهنده‌اي داده‌اند در عين اينكه مقامات و مديران سازمان زندان‌هاي كشور نيز به اين واقعيت تلخ معترف هستند. گفتني است كه در سال‌هاي 84 – 83 در زندان رجايي‌شهر معتادان تحت درمان با متادون قرار گرفتند كه طرحي موفقيت‌آميز بود و متاسفانه بواسطه كمبود بودجه اين طرح نيمه كاره رها شد.
3ـ 5ـ اقدام به خودكشي توسط برخي زندانيان
در زندان، خودزني و تلاش براي خودكشي رواج دارد. اين رفتارها عموماً نتيجه مشكلات رواني، ذهني و اجتماعي و فرهنگي جامعه زندانيان است كه با اين رفتارها بايد با احتياط كامل برخورد نمود. شناسايي زندانيان آسيب‌پذير، انگيزه‌هاي خودكشي و شناخت علائم تمايل به آن، مصاحبه و مشاوره‌هاي روانپزشكي و كمك از طريق مددكاري اجتماعي بايد مورد توجه قرار گيرد و علاوه بر آن ابزار خودزني و خودكشي نيز بايد از دسترس زندانيان دور باشد. سال گذشته بخش مسمومين بيمارستان لقمان، پذيراي تعدادي از زندانياني بود كه با استفاده از قرص، موادمخدر يا روان‌گردان و يا داروي نظافت حاوي آرسنيك اقدام به خودكشي كرده بودند كه در موارد معدودي منجر به فوت زنداني نيز گرديد.

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه سی ام خرداد 1385 و ساعت 2:41 |

عضو كميسيون اصل 90 مجلس:
اغتشاش‌گران در برنامه آقاي هاشمي افراد كج سليقه و ناراحتي بوده‌اند/اين اغتشاش مخالفت با فرموده مقام معظم رهبري بود

عضو كميسيون اصل 90 مجلس اغتشاش‌گران در مراسم سخنراني هاشمي رفسنجاني را افراد كج سليقه و ناراحت توصيف كرد.

علي عسگري به ايرانيوز گفت: علي القاعده بحث اغتشاش در مراسم سخنراني آقاي هاشمي رفسنجاني بايد توسط دادگاه ويژه روحانيت بررسي شود.

وي با بيان اين كه جلسه سخنراني وي،‌ جلسه پرسش و پاسخ نبوده است، گفت: اغتشاش‌گران در جلسه سخنراني ايشان در حرم حضرت معصومه (س)، حرمت حريم كريم اهل بيت را شكسته و علاوه بر اخلال در نظم عمومي، باعث تهمت به شخصيت والاي آقاي هاشمي شدند.

عسگري با اشاره به فرمايشات مقم معظم رهبري در يك روز قبل از اين اتفاق گفت: اين اغتشاش مخالفت با فرمايش مقام معظم رهبري در مزار حضرت امام (ره) بود كه فرمودند: هر كس نداي تفرقه دهد، عامل بيگانه است.

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 و ساعت 22:40 |

سرمقاله رسالت و توصیه امیر محبیان به هاشمی و کارگزاران

زمان: ۲۳/۳/۱۳۸۵

خبرگزاری آریا-امیر محبیان، در سرمقاله امروز رسالت، یک توصیه به هاشمی و کارگزاران داشت.

به گزارش سرویس رسانه آریا، محبیان می نویسد:

هاشمي، کارگزاران و يک توصيه

“هاشمى رفسنجاني” شايد به دليلى تصويرى پيچيده که از او در ذهن توده‌هاست، همواره شاخصه‌هاى يک “پديده سياسي” را داشته است.

دست کم مطالعه تاريخ سى‌ساله اخير حيات سياسى اخير هاشمى رفسنجانى نشانه آن است که او توانسته از گردنه‌هاى سياسى سخت با روش‌هاى خاص خود عبور کند و عملا سبکى ويژه از سياستمدارى را در تاريخ معاصر ايران به نام خود ثبت کند.

اما “هاشمي” به همان ميزان که هواداران جدى را پشت سر خود مى‌يابد، در برابر خويش مخالفان استوار نيز مى‌بيند.

نگارنده قصد ندارد که در ميان موافقان و مخالفان هاشمى محکمه‌اى برپا کرده و خود به قضاوت نشيند ولى بر اين باورم به دليل نزديک‌شدن به انتخابات خبرگان از يک سو و تجربه در انتخابات پيشين براى هاشمى از سوى ديگر، نکاتى چند را متذکر گردم.

1- معمولا چهره‌هاى کليدى و تاثيرگذار مى‌کوشند در ميان دو کفه ترازوى چالش‌هاى سياسى به جاى قرارگرفتن در يک “کفه” در حکم “شاهين ترازو” بوده و به عنوان “مقياس قضاوت” يا “قاضي” نقش ايفا کنند و نه آنکه به موضوع قضاوت تبديل شوند.

هاشمى در رفتار سياسى خود همواره کوشيده بود که به چهره اى اجماعى تبديل شده و على‌رغم گرايش روشن سياسى و اقتصادى خود به موضوع نزاع تبديل نگردد. اما به گمان صاحب اين قلم پس از آنکه “حزب کارگزاران سازندگي” تاسيس گرديد، عملا خواسته يا ناخواسته هاشمى نه تنها به مقتداى اين حزب از منظر افکار عمومى تبديل شد بلکه اجازه داد که مخالفان او که عملا به دلايل متعدد- يا توان يا قصد حمله مستقيم به او را نداشتند- از حمله به حزب کارگزاران به مثابه حمله از حاشيه به متن يا مبارزه با ادبيات “کنايه” عليه او بهره جويند.

طبعا در اين حالت، هاشمى مى‌بايست با نوعى مرزبندى ظريف با حزب کارگزاران عايقى در مقابل انتقادات وارده به اين حزب براى خود پديد بياورد، هاشمى البته چنين کرد اما تلاش سنگين حزب کارگزاران براى مصادره يکپارچه هاشمى و تقويت چسبندگى به او کوشش‌هاى هاشمى را خنثى کرد.

اين اقدام حزب کارگزاران باعث “رشد بدنه اجتماعي” اين حزب نشد ولى بى‌گمان در افول جايگاه هاشمى تاثيرى بسزا داشت.

پس در گام نخست، به هنگام تاسيس حزب کارگزاران سازندگي، هاشمى دو واقعه را تجربه کرد:

اول: از سطح بازى ملى به سطح بازى حزبى تنزل يافت.

دوم: آنکه پذيرفت مخالفانش به بهانه حمله به حزب کارگزاران و نقد رفتار سياسى آنان عملا او را نشانه بگيرند.

2- در جريان دوم خرداد، فضايى پارادوکسيکال حول هاشمى پديد آمد از يک طرف هاشمى مورد تهاجم افراطيون دوم خرداد قرار گرفت و از سوى ديگر، پرچمداران هاشمى (حزب کارگزاران) خود به عضويت تيم دوم خرداد درآمدند. اين رفتار متناقض از يک سو، هاشمى را از ريشه‌هاى قدرتمندش يعنى روحانيت سنتى جدا ساخت و از سوى ديگر، هيچ نفعى را حداقل در انتخابات (به شکل راى) براى هاشمى به ارمغان نياورد.

يک ارزيابى ساده نشان مى‌دهد که راى هاشمى در انتخابات سوم تير، شامل هيچ راى صاحب اثرى از طرف دوم خرداديان نبود و هاشمى اگر بدون تبليغات به ظاهر حاميانه دوم خرداديان وارد صحنه مى‌شد، بعيد نبود رايى بيش از اين به‌دست آورد.

پس نتيجه نزديکى ظاهرى هاشمى به جريان دوم خرداد چه شد؟ از دست دادن راى حاميان سنتي، در جناح اصولگرا، تيزتر کردن تيغ بعضى از مخالفانش در جناح اصولگرا، ريخته نشدن راى دوم خردادى‌ها به سود هاشمى در عمل (زيرا اگر دوم خردادى‌ها مى‌توانستند پيروزى به ارمغان آورند بدون شک آقاى معين يا حتى کروبى را بر هاشمى ترجيح مى‌دادند.)

لذا اگر در گام اول، هاشمى از سطح يک سياستمدار ملى توسط کارگزاران به سطح سياستمدار حزبى تنزل يافت در گام دوم، “کارگزاران” کوشيدند با برگ هاشمى با دوم خردادى‌ها معامله کنند و عملا پرستيژ هاشمى در ميان حاميان استوارش را به بازى گرفتند.

3- واقعيت آن است که نوع عملکرد “کارگزاران” نسبت به هاشمى و براى مصادره اعتبار وى هرچند زيرکانه بود ولى صادقانه و منصفانه نبود.

هاشمى بر اعتبار خود با دشوارى زيادى و در مسيرى پرچالش افزوده بود لذا جوانمردانه نبود که اين “اعتبار” با بازى ضعيف سياسى به ظاهر هوادارانه با کمترين رقم “نقد” گردد.

اکنون به انتخابات خبرگان نزديک مى‌شويم و مجددا همان پروسه يا بهتر بگوييم پروژه آغاز شده است، حزب کارگزاران فعال شده و مى‌کوشد “هاشمي” را به گمان خود در نقطه اجماعى جبهه دوم خرداد بنشاند، اين روش به روشنى غلط است، اولا به دليل آنکه “هاشمي” سنخيتى با بخش مهمى از جريانات تشکيل‌دهنده دوم خرداد ندارد (هم هاشمى اين نکته را به خوبى مى‌داند و هم دوم خردادى‌ها) دوم آنکه، اين روش حداقل در دو انتخابات گذشته بدترين نتيجه ممکن را داده است پس تکرار آن خردمندانه نيست.

4- بر اين باورم، “هاشمى رفسنجاني” على‌رغم انتقاداتى که به سياست‌ها و نتايج عملکرد او در سال‌هاى پيشين- نظير ساير سياستمداران- هست، “سرمايه‌اى ملي” است و نبايد او را درون بازى‌هاى سياسى قدرت‌گرايانه انداخت که هم اعتبار او را کاهش مى‌دهد و هم از سرمايه‌هاى نظام مى‌کاهد، هاشمى همواره مشاور قدرتمند و هوشمندى بوده است لذا چون است که اين مشاور آنگاه خود موضوع بحث مى‌شود، از کسب نتيجه‌هاى مطلوب باز مى‌ماند، پاسخ ساده است، مشاوران هاشمى چه بسا به هوشمندى او نيستند و بيش از آنکه براى او منفعت به ارمغان آورند، صحنه را پيچيده‌تر و گنگ‌تر مى‌کنند. پس بگذاريد هاشمى با انديشه تيز خود همراهان خود را در اين صف‌بندى برگزيند. در آن صورت “هاشمي” به نيکى درخواهد يافت که همواره “متن مهمتر از حاشيه” حامى دايم بهتر از هواداران مقطعى و استراتژى مهمتر از تاکتيک است. در اين صورت، هم هاشمى به جايگاه و شان واقعى خود باز خواهد گشت و هم نظام از اين سرمايه ارزشمند بهره خواهد برد. پس گام آخر آن است که کارگزاران، که قصدى براى ترديد در علاقه‌شان به هاشمى ندارم، اگر مى‌خواهند علاقه‌اى حقيقى به هاشمى را به نمايش گذارند فقط او را در انتخاب ياران و مسيرش آزاد گذارند، اين نهايت دوستى و خدمت کارگزاران براى هاشمى خواهد بود.

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 و ساعت 22:37 |

سرمقاله کیهان/ بازى در دو نقش

زمان: ۲۲/۳/۱۳۸۵ | ۱۲:۰۱:۰۶ بعدازظهر

خبرگزاری آریا- سرمقاله امروز کیهان، به قلم مدیر مسئول این روزنامه، حسین شریعتمداری است.

بازى در دو نقش

عابدى گيسو بلند كرده و در حفظ آن اهتمام فراوان داشت تا آنجا كه به هنگام نماز دست بر گيسو كشيده و پريشانى آن به سامان مى آورد، روزى ندايى شنيد كه اى عابد! دست از گيسو بدار و دل در نماز به خداى خويش مشغول دار. عابد در پى اين ندا، گيسو به تيغ سپرد و از بن تراشيد و براى اطمينان به هنگام نماز دست بر سر مى كشيد كه مبادا به بلندى روييده باشد. بار ديگر ندا آمد؛ اى عابد!... بازهم كه در همان كارى و دل به خداى خويش نمى سپارى!

روز دوشنبه هفته قبل، هنگامى كه آقاى هاشمى رفسنجانى در جوار حرم مطهر حضرت معصومه«س» پيرامون قيام 15خرداد سخنرانى مى كرد، عده اى به بهانه طرح سؤال از ايشان مراسم سخنرانى را به تشنج كشيدند و با اين اقدام زشت و ناپسند خود، علاوه بر اهانت به يكى از شخصيت هاى پرسابقه و برجسته انقلاب، كوشيدند از نمايش اقتدار نظام تصويرى وارونه ارائه دهند. تصويرى كه دشمنان بيرونى به شدت محتاج آن بودند و روز قبل از ماجرا، رهبر معظم انقلاب با هشدارى عالمانه همگان را از آن نهى فرموده بود. كيهان بلافاصله طى يادداشتى با عنوان «چه كسى در پس اين معركه است» ضمن تقبيح اين حركت به آثار شوم و دشمن پسند آن اشاره كرده و درباره هويت عوامل تشنج آفرين سه احتمال را پيش كشيده بود؛ عوامل دشمن بيروني، برخى از جريانات سياسى مخالف آقاى هاشمى كه در لباس دوستى به ايشان دشمنى مى ورزند و يا، افراد كج فهم و كم دانى كه اختلاف سليقه هاى سياسى خود را تا مرز تشنج آفرينى پيش برده اند. در آن يادداشت كه امروز هم بر سطر سطر آن تاكيد مى ورزيم، آمده بود، تشنج آفرينان هريك از سه هويت ياد شده را داشته باشند، نتيجه كارشان يكسان است و غير از يك حركت ضدانقلابى و دشمن پسند نمى توان هيچ نام ديگرى بر آن نهاد. حركت ياد شده بلافاصله از سوى جامعه مدرسين، علما و مراجع، طلاب، احزاب و گروهها و بسيارى از شخصيت هاى حقيقى و حقوقى ديگر محكوم گرديده و همگان خواستار پى گيرى ماجرا و كشف هويت تشنج آفرينان شدند.

در پى موج گسترده اى كه در محكوميت و تقبيح آن حركت زشت و مشكوك پديد آمد، انتظار اين بود- و هست- كه آتش فتنه فرو نشيند و راه بر سوءاستفاده بيشتر دشمنان بيرونى و دنباله هاى داخلى آنان كه همزمان در شيپور و تنور تفرقه مى دمند، بسته شود، اما برخى از افراد و گروههاى سياسى بى آن كه كمترين ارادتى به آقاى هاشمى و انقلاب و نظام داشته باشند، به ميدان آمدند و دقيقاً همان اهدافى را كه تشنج آفرينان دنبال مى كردند، در پوشش حمايت از هاشمى رفسنجانى پى گرفتند و برخى از دوستان غفلت زده نيز بى آن كه بخواهند و يا بدانند با مواضع و عملكرد نسنجيده خويش آتش بيار اين معركه شدند و در اين باره گفتنى هايى هست.

1- تشنج آفرينان در سخنرانى 15خرداد، به آقاى هاشمى رفسنجانى كه يكى از شخصيت هاى برجسته اسلام و انقلاب است اهانت كردند. بنابراين كسانى كه به بهانه حمايت از آقاى هاشمي، برخى ديگر از شخصيت هاى برجسته اسلام و انقلاب را زير سؤال مى برند و مخصوصاً در پوشش اين حمايت انگشت اتهام خويش را بدون ارائه كمترين دليل و يا شاهد و قرينه به سوى بخشى از حوزه علميه دراز كرده و يا به گونه اى تلويحى جريان عظيم اصولگرايى را نشانه مى روند، دقيقاً و بدون كم و كاست، همان حركت زشت تشنج آفرينان در مراسم 15خرداد را تكرار مى كنند.

2- تبديل نمايش اقتدار نظام اسلامى به تصويرى از اختلاف و تفرقه از جمله ابعاد زشت و ضدانقلابى اقدام تشنج آفرينان در مراسم سخنرانى 15خرداد آقاى هاشمى بود. آنان در حالى كه كشور به اقتدار و يكپارچگى مسئولان و مردم در مقابل توطئه هاى آشكار و پنهان دشمنان بيرونى نياز داشت، با اقدام مشكوك خود تلاش كردند تصويرى از تفرقه و ضعف و چند پارچگى را ارائه دهند. آيا كسانى كه در پوشش حمايت از آقاى هاشمي، توهم چند دستگى و يا حداقل دو دستگى ميان «مردم- مردم» و «مسئولان- مسئولان» را به نمايش مى گذارند، دقيقاً با تشنج آفرينان آن روز، همسو و همراه نيستند؟! مگر اقدام زشت اينان با حركت پلشت آنان به لحاظ نتيجه و پى آمدهاى سوء آن عليه نظام چه تفاوتى با يكديگر دارد؟ كه اولى محكوم و دومى ممدوح تلقى شود؟!

3- برخى از افراد و گروهها در تفسيرها و تحليل هاى خود به گونه اى ظريف- بخوانيد موذيانه- اصرار دارند كه حركت تشنج آفرينان در سخنرانى آقاى هاشمى را به بخشى از حوزه علميه نسبت دهند. اين عده بى آن كه ارادتى به آقاى هاشمى داشته باشند در پى القاء اين توهم هستند كه آقاى هاشمى در حوزه علميه پايگاه مستحكمى ندارد! و تعجب آور- بلكه مضحك- آن كه اين توهم را در پوشش حمايت از آقاى هاشمى رفسنجانى مى پراكنند!... از جريان ياد شده انتظارى نيست ولى برخى از دوستان بايد توجه داشته باشند كه آيت الله هاشمى رفسنجانى فرزند حوزه و يكى از افتخارات آن است و القاى اين توهم كه بخشى از حوزه علميه با ايشان مخالف است، يكى از زشت ترين انواع تبليغات مسموم عليه آقاى رفسنجانى خواهد بود كه البته كسى آن را باور نمى كند.

و يا اين كه تشنج آفرينى را به بخشى از اصولگرايان نسبت مى دهند كه اين نيز يكى از موذيانه ترين تبليغات عليه آقاى هاشمى است چرا كه بارزترين ويژگى اصولگرايان، وفادارى به اسلام، امام، رهبرى و نظام است، بنابراين كسانى كه دست به تبليغ ياد شده مى زنند، در پى آنند كه آقاى هاشمى رفسنجانى را بيرون از حلقه وفاداران به اسلام و امام و رهبرى معرفى كنند و... اين حركت نيز با اقدام تشنج آفرينان همسو و همراه است هرچند پوشش متفاوتى براى آن ساخته باشند.

4- در تب و تاب اين ماجرا، برخى از افراد و گروهها نيز كه در خيال خام خود براى سوءاستفاده از شخصيت برجسته آقاى هاشمى نقشه كشيده اند، تلاش مى كنند با استناد به تشنج آفرينى آن روز، هرگونه انتقاد منطقى و دلسوزانه به عملكرد و مواضع آقاى رفسنجانى را با تشنج آفرينى مساوى و برابر جلوه دهند. در حالى كه آنچه مذموم و ناپسند است، تشنج آفرينى و اخلال است و انتقاد منطقى و دلسوزانه نه فقط ناپسند نيست بلكه برپايه آموزه هاى اسلامي، يك هديه نيز هست.

به نظر مى رسد افراد و گروه هاى ياد شده در پى آنند كه اگر بار ديگر مانند گذشته قصد چسباندن دروغين خود به آقاى هاشمى را داشته باشند، هيچيك از دلسوزان انقلاب و ارادتمندان واقعى آقاى هاشمى جرأت انتقاد به ايشان را نداشته باشند! و اين، به يقين مطلوب آيت الله هاشمى نيز نبوده و نخواهد بود.

5- برخى از افراد و گروه هايى كه اين روزها به بهانه حمايت از آقاى هاشمي، فتنه انگيزى مى كنند همان ها هستند كه در جريان انتخابات مجلس ششم با سنگر گرفتن در كنار شخصيت آقاى خاتمي، بدترين و زشت ترين اهانت ها و هتاكى ها را نسبت به آقاى هاشمى روا داشتند و همان ها بعد از پايان دوره آقاى خاتمى با يك چرخش يكصد و هشتاد درجه اى پرچم حمايت از آقاى هاشمى را برافراشتند و كينه اى كه از انقلاب داشتند را اين بار در پوشش حمايت از هاشمى عليه انقلاب و نظام و به بهانه مخالفت با نامزد رقيب ايشان بيرون ريختند.

نكته درخور توجه اين كه، جريان ياد شده، چه در مخالفت و چه در حمايت از هاشمى يكسان عمل كردند. با اين توضيح كه در مخالفت با آقاى هاشمي، ايشان را در جايگاه فرماندهى جنگ، يارى امام، دفاع از اسلام و انقلاب نشانده و عليه امام، انقلاب، اسلام، دفاع مقدس و... فحاشى كردند و در جريان انتخابات رياست جمهوري، زير پرچم حمايت از آقاى هاشمي، شعارهاى اسلامي، انقلابي، خط امامى و ارزشى رقيب ايشان را به باد فحش و ناسزا گرفتند. يعنى در هر دو حالت موافقت و مخالفت با آقاى هاشمي، به اسلام و مبانى ارزشى آن حمله كردند و آقاى رفسنجانى براى آنان فقط يك بهانه بود... آيا اينگونه نبود؟! به يقين جناب هاشمى به اين جريان اجازه سوءاستفاده نخواهد داد، چرا كه اولاً سوابق آنها نشان مى دهد كه سوداى ديگرى در سر دارند و ثانياً؛ حمايت از آقاى هاشمى با قد و قواره سياسى آنها سازگار نيست. مگر مى توان پذيرفت كسانى با امام مخالفت بورزند و در همان حال به آقاى هاشمى ارادت داشته باشند؟

ادعاى اين عده در ابراز نگرانى از تشنج آفرينى در سخنرانى آيت الله هاشمى نيز پوچ و مضحك است. چرا؟!... مگر در جريان برخى از آشوب ها نظير 18 تير 78، غائله آفرينان نسبت به امام راحل«ره»، انقلاب، اسلام و بسيارى از ارزش ها بدترين و زشت ترين اهانت ها را روا نداشتند؟ و همين افراد وگروهها نه فقط كمترين اعتراضى نكردند بلكه با قلم و قدم و زبان خويش از غائله آفرينان حمايت نيز كردند ، بنابراين جريان ياد شده كه امروز سنگ مخالفت با تشنج آفرينى و اهانت به هاشمى را به سينه مى زند، نه مخالف تشنج آفرينى است و نه موافق هاشمى.

6- و بالاخره، با توجه به نكات فوق، بعيد نيست كه تشنج آفرينان در سخنرانى آقاى هاشمى و برخى از مدعيان مخالفت با آن، در پس معركه دست هاى به هم پيوسته اى داشته باشند، بنابراين وظيفه نيروهاى اطلاعاتى و قضايى است كه ماجراى تشنج آفرينى در آن سخنرانى را به دقت پيگيرى و هويت واقعى آنان را تحت هر پوششى كه بوده اند برملا كنند و از سوى ديگر دلسوزان اسلام و انقلاب و ارادتمندان واقعى جناب آقاى هاشمى نيز وظيفه دارند به افراد و گروه هاى بدسابقه و بدنام كه در پوشش حمايت از شخصيت برجسته و قابل احترام آيت الله رفسنجانى ساز بد صداى خود را كوك مى كنند، اجازه سوءاستفاده ندهند.

حسين شريعتمدارى

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 و ساعت 22:32 |
آزادی شماری از دستگير شدگان ميدان 7 تير
انتقام از دوران اصلاحات
سردار ذوالقدر حاكم/موسوی خوئينی بازداشت

شماری از دستگير شدگان تجمع اعتراضی ميدان 7 تير كه با خواست لغو قوانين زن ستيز در جمهوری اسلامی برگزار شده بود از زندان اوين آزاد شدند و همچنين قرار است موسوی خوئينی دبيركل ادوار تحكيم وحدت و نماينده مجلس ششم نيز آزاد شود. موسوی نيز در محل اين تجمع دستگير شده است.

احتمال قريب الوقوع بودن آزادی موسوی خوئينی در نشست مشترك ادوار تحكيم و دفتر تحكيم وحدت اعلام شد و خبر آزادی برخی دستگير شدگان، از جمله شهلا انتصاری كه در ارتباط با همين تجمع در محل كارش دستگير شده بود نيز در همين نشست مطرح شد.

احمد زيدآبادی عضو شورای سياست‌گذاری ادوار تحكيم وحدت در اين نشست اعلام داشت:

ايران با مشكلات زيادی در ابعاد بين‌المللی روبرو است و به همين دليل ما خواستار حل اين نوع مشكلات و يا حداقل نيافزودن مشكلی به آن مشكلات بزرگ هستيم. البته به نظر می‌رسد عده‌ای تفسير درستی از اوضاع بين‌المللی ندارند.

حق برگزاری تجمعات مسالمت‌آميز برای تمام شهروندان به رسميت شناخته شده است اما متاسفانه وزارت كشور به ندرت مجوزی برای تجمعات صادر می‌كند. به همين دليل افرادی كه تقريبا هيچگاه امكان گرفتن مجوز برای تجمعات خود را پيدا نمی‌كنند برای پيگيری خواسته‌ها و مطالبات خود ميتينگ برگزار می‌كنند.

آنها كه در ميدان 7 تير تجمع كرده بودند مگر چه می گفتند و می گويند كه دستگير شدند؟ آنها نسبت به عدم تاييد حق تابعيت فرزندان از طريق مادر كه نه جنبه شرعی و نه فقهی دارد معترض بودند. آنها نه قصد آشوب داشتند و نه می‌خواستند امنيت كشور را به خطر بيندازند.

طبيعتا حساسيت خاصی بر روی افرادی مثل مهندس موسوی خويينی به عنوان دبيركل ادوار تحكيم وحدت و كسی كه در مجلس ششم و جريان دانشجويی فعاليت‌ داشته است و همچنين تلاش بسياری برای آزادی زندانيان سياسی انجام داده وجود دارد. ( اشاره زيدآبادی به كميته ايست كه برای بازرسی و درواقع كشف بازداشتگاه های اختصاصی و پنهان در مجلس ششم تشكيل شد و تلاش بسيار توانست از اين بازداشتگاه ها و برخی زندان ها بازديد كرده و گزارشی را تهيه كند كه بخش هائی از آن درمجلس ششم قرائت شد و بخش اصلی آن دراختيار مقامات مربوطه قرار گرفت تا اقدام كنند. اشاره مستقيم به بند ويژه سپاه پاسداران در زندان اوين از موارد خشم برانگيز جناح سركوبگر سپاه و حاكميت بود و رفتاری كه در روزهای گذشته گفته می شود چه هنگام بازداشت و چه در طول زندان با موسوی خوئينی شده نشان دهنده خشم سركوبگران از آن گزارش و نوعی انتقام از آن كميته و گزارش مجلس  ششم است. از جمله چهره های خشمگين از آن گزارش و كميته مجلس ششم سردار ذوالقدر جانشين فرمانده كل سپاه پاسداران است كه اكنون قائم مقام وزير كشور شده و نيروی انتظامی زير نظر او قرارگرفته است. همه فعالان سياسی داخل كشور يقين دارند كه سركوب ها و خشونت های اخير همگی تحت هدايت و رهبری ذوالقدر انجام ميشود- پيك نت)

در جلسه مشترك خبری ادوار تحكيم و تحكيم وحدت عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانش‌آموختگان ايران اسلامی نيز گفت:

سوالی كه منتقدان سياسی و اجتماعی همواره از مسوولان كشور دارند اين است كه اگر عده‌ای از مردم قصد اعتراض و مخالفت با وضع موجود را داشته باشند بايد از چه ساز و كاری اين اعتراض را بروز دهند.

در هر كشوری راه‌ حل‌هايی برای اعتراض مدنی و مسالمت‌آميز در نظام سياسی آن كشور به رسميت شناخته شده است.

به نظر می‌رسد موسوی خويينی تاوان عملكرد خود در دفاع از زندانيان و انتقاد و اعتراض به وضع موجود را در زمان نمايندگی مجلس را پس می‌دهد. پس چطور انتظار می‌رود كه با وجود چنين برخوردی با يك نماينده سابق مجلس با ساير شهروندان به درستی برخورد شود.

مجتبی بيات عضو شورای مركزی دفتر تحكيم وحدت نيز گفت:

من به عنوان نماينده تحكيم لازم می‌دانم تا اعلام كنم كه ما قدردان شجاعت، صراحت و عملگرايی موسوی خويينی نماينده مجلس ششم هستيم و برای آزادی او از هيچ كوششی فروگذار نمی‌كنيم.

بهاره هدايت، دبير كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت نيز از جمله دستگير شدگان تجمع زنان در ميدان 7 تير است.

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 و ساعت 22:24 |
تشبيه جريان مصباح يزدي به جريان "خلق مسلمان"

اوج گيري اختلاف ميان هواداران مصباح و هاشمي

حميد احدي

۲۴ خرداد ۱۳۸۵

در حالي که مصباح يزدي حاضر نشده است به صراحت از جمعي از نزديکان تندرو خود که اغتشاش هفته گذشته در سخنراني هاشمي رفسنجاني را طراحي کردند فاصله بگيرد، يک روزنامه نزديک به محافل امنيتي به اين استاد تندرو حوزه علميه قم تذکر داد که ممکن است به سرنوشت آيت الله شريعتمداري و آيت الله منتظري گرفتار آيد.

روزنامه جمهوري اسلامي در متني به عنوان "جريان شناسي جريان هاي اخير قم و هشدار به بزرگان" با يادآوري مخالفت هميشگي مصباح يزدي با همفکران آيت الله خميني و عصبيت وخشونت طلبي وي، تاکيد کرد که موسسات مرکز پژوهش هاي امام خميني، دفتر پرتو سخن و پويا - سه مرکزي که زير نظر آيت الله مصباح يزدي اداره مي شوند - مي توانند به سرنوشت حزب جمهوري خلق مسلمان و باند مهدي هاشمي دچار شوند. اين دو گروه که در دهه اول انقلاب توسط دفاتر آيت الله کاظم شريعتمداري و آيت الله حسنعلي منتظري ايجاد شده بودند، سرانجام در فاصله نه سال، موقعي منحل شدند که اين دو مرجع را نيز از اريکه قدرت به زير کشيده بودند.

نکته مشترک آن دو جمعيت و رهروان فعلي آيت الله مصباح يزدي در مخالفت آنان با هاشمي رفسنجاني است، چنان که بازماندگان آن هر دو گروه در نوشته هاي خود هاشمي رفسنجاني و احمد خميني را علت اصلي ماجراهائي مي دانند که بر سرشان آمد و به حذف کامل آن ها از صحنه سياسي کشور منجر شد.

جريان شناسي حوادث اخير قم، سابقه را به سي سال پيش برده است که آيت الله مصباح يزدي روشي تند در مقابله با دکتر شريعتي به کار گرفت و تا دادن نسبت کفر و الحاد به وي پيش رفت. در آن زمان آيت الله بهشتي بعد از نصيحت مصباح يزدي اين نوع نگرش را براي تعليم و تربيت ناشايست و خطرناک خواند و در يک سخنراني گفت "مدرسه اي كه بخواهديك مشت انسان لجوج، پرخاشگر بي جا، متعصب تربيت كند كه نتوانند با همه، دو كلمه حرف بزنند، چه ارزشي دارد در اين صورت چه خدمتي به اسلام و به حق كرده اند به چه انگيزه اي" اولين رييس قوه قضاييه جمهوري اسلامي [با عنوان رييس شوراي عالي قضائي] در آن زمان خطاب به طلاب و روحانيون گفته بود "آقاي مصباح در بحثي كه با ايشان داشتيم، فرمودند: من به عنوان اتمام حجت مي گويم، گفتيم: برادر! اتمام حجت چيست قبل از اتمام حجت، هدايت مطرح است، اگر هدايت آسيب ديد، چه اتمام حجتي" و با اين هشدار راه خود را مدرسه حقاني جدا کرد.

جمهوري اسلامي نوشته: "اين نوع برخوردها اختصاص به ماجراي شريعتي نداشت در ساير موارد و پديده ها نيز كم و بيش به چشم مي خورد و ادامه داشت. پس از پيروزي انقلاب اسلامي با فراگير شدن طرز تفكر شهيد آيه الله بهشتي، روحيه و مكتب پرخاشگري و لجاجت در انزواي كامل قرار گرفت و در كنج موسسه "در راه حق" محبوس شد. اين وضع بيش از يك دهه [يكي دو سال پس از رحلت امام] ادامه پيدا كرد تا اين كه موسسه آموزشي امام خميني به مديريت و هدايت استاد مصباح شروع به كار كرد. از بدو تاسيس اين مركز، دوباره طرز تفكر پرخاشگري و جار و جنجال در مرحله شكل گيري مجدد قرار گرفت و به رشد و حيات خود ادامه داد. اين نوع تعليم و تربيت افراطي طي يك دهه به طور نامرئي در لايه هاي مختلف موسسه امام خميني تحت مديريت آيه الله مصباح ريشه دواند و به سازماندهي خود پرداخت و در آستانه انتخابات مجلس نهم، ناگهان خود را به طور علني وارد صحنه سياسي كشور كرد."

مطلب چاپ شده در روزنامه جمهوري اسلامي با تاکيد بر اين که "آن چه در انتخابات رياست جمهوري گذشته اتفاق افتاد يك توطئه از پيش برنامه ريزي شده بود" از برخي وابستگان جريان مصباح ياد کرده که قبل از سخنراني پانزده خرداد امسال شوراي تبليغات اسلامي قم و توليت حرم حضرت معصومه را تهديد کرده بودند: "اينان در موسسه امام خميني و دفتر پرتو سخن و پويا به سراغ افراد زيادي رفتند تا اين ماموريت تخريبي را برعهده آنها بگذارند و خود در پشت صحنه باشند ولي آنان به دلايلي از اين كار برائت جستند و هرگز حاضر نشدند در اين مجلس حاضر شوند بناچار فرد سرشناس ديگر اين جريان افراطي به نام علي ابوترابي، خود رهبري تشنج و اخلال در جلسه مزبور را برعهده گرفت و آن را به مرحله عمل رساند."

گزارش "جريان شناسي..." با اشاره به اين که هواداران مصبح به نوعي تكبر و غرور و خود بزرگ بيني فاحش دچار هستند و هنگام بحث به كوچكترين اصول اخلاقي پايبند نمي باشند و به راحتي تهمت، افترا به "شخصيت هاي محترم" مي بندند و به آساني سخن دروغ مي گويند نوشته "به رغم همه اينها، هميشه ژست اخلاقي و عرفاني به خود مي گيرند و با مخاطب طوري حرف مي زنند و غيرمستقيم به وي القا مي كنند كه گويا هم اينك از محضر حضرت ولي عصر و رهبر معظم انقلاب آمده اند و بدين ترتيب هيچ احتمالي خطا و اشتباه در رفتار، كردارو گفتارهاي خود نمي دهند و خودشان را "قسيم الجنه والنار" تصور مي كنند كه اينها اوصاف مشترك رهبران وهابيت، بهائيت، گروه فرقان، منافقين و... در طول تاريخ بوده است."

ناصر اقدم فيضي تهيه کننده گزارش در پايان آن به مراجع تقليد، اساتيد حوزه، به خصوص از آيت الله مصباح خواسته زودتر و پيش از اين كه عملكردهاي اين كانون نامتعادل در حوزه و موسسه امام خميني به مرحله خطرناك برسد به چاره انديشي اساسي اقدام كنند و تا دير نشده به كالبدشكافي اين جريان مشكوك بپردازند تا خداي ناكرده، دوباره شاهد تكرار تلخ تاريخ از قبيل غائله حزب خلق مسلمان و باند مهدي هاشمي معدوم در حوزه و كشور نباشيم.

تحليل گزارش

يک کارشناس مسائل سياسي با اشاره به تلاش هايي که براي کاهش تنش ها بين گروه هوادار مصباح يزدي و هاشمي رفسنجاني تشکيل شده و نتوانسته آتش را فروبنشاند، به روز گفت: مصباح يزدي که حاضر به پذيرش هشدار ها و توصيه هاي چهره هاي قديمي نشده است، از آن جا که شخصيت جذابي نيست در ميان مراجع روحاني و بزرگان حوزه هواداري ندارد اما در مقابل به داشتن هواداراني در دولت و مراکز نظامي و امنيتي متکي است.

در پاسخ اين سئوال که آيت الله مصباح يزدي مورد تائيد رهبر جمهوري اسلامي است که وي را يک بار علامه و جانشين به حق آيت الله مطهري خوانده اند، چطور ممکن است که بتوان وي را از صحنه دور کرد، اين کارشناس مسائل سياسي گفت نه جايگاه مصباح يزدي بلندتر از جايگاه آيت الله منتظري است که عنوان "فقيه عاليقدر و نايب رهبري" را به عهده داشت ولي زماني که مصلحت نظام اقتضا کرد کنار نهاده شد، و نه نفوذ و اعتبار وي در ميان مقلدانش بيش تر از آيت الله شريعتمداري که در سال اول انقلاب از قدرتي بي چون و چرا برخوردار بود.

به نظر اين کارشناس آن چه جدال فعلي را به مرحله غيرقابل بازگشتي رسانده، تاکيد مدام هاشمي رفسنجاني بر ايجاد اتفاق و حساسيت زمان است که در مقابل با لجاجت و تندروي مصباح يزدي و هواداران وي روبه رو بوده است. از سوي ديگر گروه هايي که در روزهاي اخير تلاش کرده اند تا با ميانجي گري بزرگان حوزه و حکومت هاشمي رفسنجاني و مصباح يزدي را به حضور در فهرست مشترکي در انتخابات مجلس خبرگان ترغيب کنند، عملا به خاطر تندروي جناح مصباح موفق به اين کارنشده اند. چنين پيداست که گروه هاي تندرو با استفاده از فرصتي که در اختيارداشتن دولت و مجلس در دست آن ها قرار داده قصد دارند مجلس خبرگان را هم از رقيبان خالي کنند و در انحصار درآورند، که در آن صورت بايد گفت دوره تازه اي ازحيات حکومت ديني ايران آغاز مي شود. دوره اي که هفته گذشته محمود احمدي نژاد با اشاره به "از ميان بردن شاهک ها" پيشاپيش زمينه هاي اجرائي آن را اعلام داشت.

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و ششم خرداد 1385 و ساعت 0:15 |
برگزاري دادگاه متهمان اغتشاش سخنراني هاشمي

۲۴ خرداد ۱۳۸۵

اولين جلسه رسيدگي به پرونده متهمان ايجاد تشنج در سخنراني هاشمي رفسنجاني در 15 خرداد قم روز سه‌شنبه در دادگاه ويژه روحانيت اين شهر تشكيل شد.

به گزارش فارس در اين جلسه كه به رياست قاضي ابراهيمي، قاضي دادگاه ويژه روحانيت قم برگزار شد 6 تن از متهمان اين پرونده پس از آنكه در جايگاه قرار گرفتند نسبت به فقدان وكيل مدافع اعتراض كرده و خواستار برخورداري از وكيل شدند كه مسئولان قضايي جلسه دادگاه را تا زمان تعيين وكيل براي متهمان پرونده به تعويق انداختند.

يكي ديگر از متهمان اين پرونده نيز گفت: به نظر مي‌رسد قاضي دادگاه راي به تبرئه مي‌دهد چرا كه دفاع از يك طلبه كه مورد ضرب و شتم عده‌اي قرار گرفته‌ جرمي نيست كه بخواهيم بخاطر آن محكوم شود .

وي گفت: مرحله تحقيقات اين پرونده به پايان رسيده و به نظر مي‌رسد با توجه به ابلاغ قرار وثيقه نگهداري بيشتر متهمان جايگاه قانوني نداشته باشد.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385 و ساعت 14:53 |
چشم یاری داشتیم

روزنامه اعتماد ملي پنجشنبه 18 خرداد 1385 شماره 101 صفحه 16

 

سید احمد شریعت

 

چندی بعد از غائله 15 خرداد وبعد از بازداشت وسپس آزادی رهبر انقلاب و مراجعت ایشان به قم روزی در خدمت پدرم مرحوم سید محمد شریعت وآقایان اشراقی و بروجردی دامادهای حضرت امام (ره) حامل نامه ای از جانب رهبر سلسله گنابادی بودیم برای رهبر انقلاب که درآن ضمن تایید حرکت 15خرداد پشتیبانی خود و دراویش سلسله را از معظم له اعلام نموده بودند. آنها که آن روزها را درک کرده و به یاد دارند منصفانه تصدیق دارند در آن ایام که با وجود سُلطه حکومت پلیسی و تا دندان مسلّح حمایت علنی از رهبر انقلابی که به ظاهر سرکوب شده بود و مردم حتی نام رهبر آن را با ترس و  احتیاط بر زبان می آوردند کاری بود کارستان که جز معدودی از مراجع تقلید و یا عاشقان راستین و حقیقی انقلاب کسی به آن مُهم اقدام نکرد.

این پشتیبانی و حمایت  عملا نیز در طول سالها تا پیروزی انقلاب به انحای مختلف توسط بزرگان سلسله گنابادی ادامه داشته و تبعات ناگزیر و قابل پیش بینی آن نیز تحمل گردید.

در جریان پیروزی انقلاب و جنگ تحمیلی دراویش این سلسله فعالانه شرکت داشته، جانفشانی ها کرده، شهدا و معلولین بسیاری به ساحت انقلاب نوپا تقدیم کردند.

بعد از استقرار حکومت و آرامش نسبی این سلسله ادّعای طلبکاری نکرده و ترجیح دادند در کسوت شهروندی دعاگو جزو ذخیره های انقلاب آماده و منتطر بمانند.

این انتظار زیاد هم طول نکشید که متاسفانه از جانب بعضی ها مبادرت به تخریب کاشی کاری و تغییر نام بیمارستان صالحیه و دبیرستان صالح بیدخت شد که بیدخت مدفن چهار نفر از اقطاب این سلسله و مورد علاقه و زیارتگاه افراد سلسله که در تمامی ایران  و جهان پراکنده اند قرار دارد و بسیاری اعمال از این دست که نه از حکومت مورد علاقه خود انتظار داشتیم و نه دلیلی برای آن رفتار می بینیم. اکنون با فرا رسیدن15 خرداد و یادآوری آن حمایت ها و همبستگی های آن سالها شاهد بودیم که برخی در زمستان گذشته باحامیان و یاران چهل وچند ساله در قم چه کردند . حسینیه ما را در قم تخریب کردند و دست آخر به جرم تصرف عدوانی، آن هم در ملک قانونی و ثبتی خود به دادگاه کشانده و تحت تعقیب قراردادند.وعجیب تر آن که اظهارات یکی ازمسئولان استان در روزنامه ای مبنی بر پرداخت خسارت ناشی از تخریب حسینیه و منازل مسکونی به این جانب است که در همان موقع تکذیب شد و حال نیز ضمن توصیه به مقامات مسئول نسبت به رعایت سطح اظهارات خود برای اطمینان مردم که لازمه هر حکومتی است اعلام می دارم هیچ کس، از ما حتی عذرخواهی نیز نکرد!

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385 و ساعت 16:43 |
تولیت آستانه حضرت معصومه خبر داد: تماسهای تلفنی تهدیدآمیز قبل از سخنرانی هاشمی


۳ ۲خرداد ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۵۱ , ۰۲
خبرگزاري انتخاب
:
آيت الله مسعودي خميني،توليت آستانه مقدسه حضرت معصومه ،براي جلوگيري از تحريف آنچه در مراسم 15 خرداد قم و اغتشاش و اخلال در سخنراني آيت الله هاشمي رفسنجاني رخ داد،جزئيات اين واقعه را منتشر کرد. روز 15 خرداد سخنرانی هاشمی رفسنجانی در قم با اغتشاش برخی افراد بهم ریخت و عده ای بر آن بودند که این مراسم را برهم بزنند. این افراد بازداشت شدند. با این حال از سوی تولیت آستانه حضرت معصومه توضیحاتی برای شفافیت موضوع منتشر شد.

متن كامل اين مطلب در پی می آید.
     
در رابطه با جريان 15 خرداد 85 كه در سخنراني حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام در شبستان بزرگ امام خميني (ره ) كنار حرم مطهر حضرت معصومه (س ) اتفاق افتاد و هركس مطلبي را بيان داشت , مي توان گفت با مختصري تفاوت مطالب را ارائه نموده اند. لكن دقيق تر و واضح تر به سمع مبارك مردم شرافتمند قم و ساير هموطنان گرامي مي رسانم .

شوراي مراسم حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س ) با عده اي فضلا و آقايان هر هفته در آستانه مقدسه تشكيل مي شود و مراسم حرم مطهر مورد بررسي قرار مي گيرد و با اكثريت آرا مورد اجرا گذاشته مي شود . لذا براي سه روز 13 و 14 و 15 خرداد 85 حضرات آيات استادي , خزعلي و هاشمي رفسنجاني براي سخنراني اين سه روز و دو شب در نظر گرفته شد و چون روز 15 خرداد روز انقلاب بود مناسبت اقتضا مي كرد كه جناب آقاي رفسنجاني سخنران جلسه باشد.

از اين رو از ايشان دعوت بعمل آمد و ايشان پس از چند روز قبول كردند و نكته قابل توجهي كه ايشان پذيرفتند در قم صحبت كنند اين بود كه روز 15 خرداد مي بايد در قم از هر جهت مورد توجه قرار گيرد و براي ساير مراكزي كه اين روز را گرامي مي دارند الگو و نمونه باشد همانطوري كه در 15 خرداد 42 مردم جان نثار قم براي ساير مراكز الگو شدند .

از اين رو عازم قم شدند و صبح روز 15 خرداد براي عيادت حضرت آيت الله مشكيني به منزل ايشان رفتند و بعد از آن از حضرت آيت الله فاضل لنكراني در منزل عيادت كردند و حدود ساعت ده و نيم صبح براي سخنراني به شبستان بزرگ امام خميني وارد شدند چون ساعت سخنراني يك ربع به يازده بود براي تجديد وضو به اتاق پذيرائي حرم آمدند و يك ربع تا بيست دقيقه بعد به جايگاه رفتند و بعد از چند جمله خير مقدم كه بنده عرض كردم , ايشان به سخنراني پرداختند.

اغتشاش در سخنراني هاشمي(کلیک کنید)

شبستان از نظر جمعيت تماما پر بود و راهپيمايي مردم كه به شبستان ختم گرديد، بر جمعيت افزود. مردم براي شنیدن مطالب ايشان آماده بودند آقاي رفسنجاني حدود 25 دقيقه صحبت كردند كه يك معمم از ته مجلس بلند شد و صدا زد «هاشمي دروغگو» كه مردم آن آقا را گرفتند و با قهر و غلبه از مسجد بيرون بردند.

سپس مردم آرام گرفتند و آقاي رفسنجاني به صحبت ادامه داد. پس از چند دقيقه فرد معمم ديگري از گوشه ديگر ندا سر داد كه باز مردم ايشان را هم از مسجد اخراج كردند و شعار «خامنه اي زنده باد هاشمي پاينده باد» و «مرگ بر منافق» از گوشه و كنار مسجد به گوش مي رسيد كه باز آرام شد و بعد از چند دقيقه فرد ديگري از گوشه ديگر ندا سر داد كه اين مرتبه مردم يكپارچه شعار دادند:«خامنه اي زنده باد هاشمي پاينده باد» و «مرگ بر منافق».

آقاي هاشمي چند دقيقه اي صحبت كرد و گفت:«امروز كشور ما به انسجام نياز دارد اين تفرقه افكني براي نظام مضر است» و خداحافظي كردند و از جايگاه پائين آمدند و با خداحافظي مجدد با مردم به اطاق مهماني حرم رفتيم و نماز ظهر را خواندند و ناهار صرف شد و حدود 400 نفر هم از سفره كريمه اهل بيت اطعام شدند و بعد از آن حدود يك ساعت استراحت كردند و پس از آن جلسه اي با آقايان دفتر تبليغات داشتند كه انجام شد و پس از حدود بيست دقيقه با حاضرين صحبت كردند و احوال پرسي نمودند و پس از آن به حرم مطهر حضرت معصومه (س ) رفتيم و پس از زيارت،بالاي سر قبر والده شان نشسته و فاتحه خواندند و پس از آن دو ركعت نماز خواندند و حدود ساعت چهار بعد از ظهر به طرف تهران حركت نمودند.

اما واقعه اخلال در سخنراني ايشان را عرض كنم:
دو شب قبل از 15 خرداد ساعت 9 شب شخصي با من تماس گرفت و گفت : «تو مسعودي خميني هستي؟» گفتم بله،بفرمائيد. گفت : «تو دعوت كردي كه فلاني براي سخنراني بيايد؟» گفتم:«بله،چطور؟» جسارتي كرد و گفت:«حالا مي بيني كه چه خواهد شد».پرسيدم:«تو چند سال داري؟» گفت:«18 سال». چند دقيقه بعد شخص ديگري تماس گرفت و جسارتي كرد و گفت:«به حسابت خواهيم رسيد». براي سومين بار با من تماس گرفتند و گفتند:«چرا دعوت كردي حالا ببين چه خواهد شد». گفتم:«تو فلاني هستي؟» گفت:«نه خير».گفتم:«تو فلاني هستي». گفت:«نه خير». گفتم:«من تو را و صداي تورا و باند تو را مي شناسم و تو فلاني هستي».گفت:«استغفرالله بيا و حالا دعوت را پس بگير و بگو نيايد». گفتم:«اگر خودت بودي دعوت را پس مي گرفتي؟» گفت:«استغفرالله نه خير» و ديگر تلفن نشد.

در اين جريان پنج خلاف انجام شد كه قابل جبران نيست:
1 ـ شكستن حرمت حرم كريمه اهل بيت حضرت معصومه (س ) كه حضرت آيت الله بهجت فرمودند فلاني , اين بارگاه , محل رفت و آمد ملائكه است صدا را بلند نكنيد.
2 ـ اخلال در نظم عمومي.
3 ـ توهين به يك شخصيت بالاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران.
4 ـ برهم زدن جلسه روز تاريخي 15 خرداد .
5 ـ مخالفت با فرموده هاي مقام معظم رهبري كه در روز قبل تاكيد داشتند هركس نداي تفرقه سر بدهد عامل بيگانه است.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385 و ساعت 15:43 |
۲۱ خرداد ۱۳۸۵
حجه الاسلام والمسلمين آقاي دعاگو امام جمعه شهرستان شميرانات شهادت صديقه كبري فاطمه زهرا سلام الله عليها را تسليت و تعرض هرج ومرج طلبانه سياسي به آقاي هاشمي رفسنجاني را محصول همگرائي واشتراك مساعي متحجران نادان وسكولارهاي دشمن اسلام وايران دانست و در پايان خطبه اول خطر سازترين پديده شوم سياسي براي استمرار وافزايش اقتدار واعتبار جمهوري اسلامي را عدول از شايسته سالاري به جناح مداري وپاسخگوئي به آزمندي هاي سياسي دانسته تاكيد كرد:
از آغاز پيروزي انقلاب اسلامي تا امروز ملت مسلمان ايران در عرصه هاي فرهنگي وسياسي اجتماعي سه جريان ويژه وسه گروه برجسته را تجربه كرده اند

-جريان وگروه اول اصول گرائي واصول گرايان انقلابي با شاخصه هاي وفاداري به اسلام ،خط امام ،ارزشهاي نظام ،جمهوري اسلامي وقانون اساسي،مردم داري وعشق خدائي وآرماني به افزايش اعتبار واقتدار ايران اسلامي.
-
جريان وگروه دوم واپسگرائي و واپسگرايان ليبرال وسكولار با شاخصه هاي ميثاق شكني،هرج ومرج طلبي،بحران سازي جاسوسي ووطن فروشي ،فاجعه آفريني فرهنگي واقتصادي ونقش آفريني ابزاري در پيشبرد كودتاي سياسي وبراندازي نظام جمهوري اسلامي .
-جريان وگروه سوم تحجر گرائي ومتحجران افراطي وفريب خورده هاي سياسي با شاخصه هاي سطحي نگري، بي ادبي، بد انديشي وكج سليقگي در عرصه هاي تبيين ودفاع از آئين مدني وفرهنگ ديني وبهانه سازي پيوسته سياسي براي جوسازي ليبرالها وسكولارهاي مخالف و معاند عليه خط امام وساختار خدامردمي نظام .
متاسفانه متحجران غالباً به دليل ناداني وخود بيني افراطي ،اندازه ناشناس ،دشمن ناشناس،زمان ناشناس ومغرور وناسپاسند،به ابزار توطئه گري گروه دوم تبديل مي شوند به تصور دفاع از اسلام ونظام و وفاداري به خط امام و رهبري در برابر انقلاب اسلامي و ارزشهاي ديني وانقلابي مي ايستند .
با تعرض جاهلانه به سازندگان اعتبار واقتدار ايران اسلامي جبهه اصول گرائي وچهره اصول گرايان راتخريب مي كنند ، در سنگرهاي دفاع از انقلاب و اسلام ناب به تخريب چهره دين ودينداري وتضعيف چهره اصول گرائي مي پردازند وناخواسته به پيشبرد هدف دشمن وتحقق توطئه هاي اهريمن عليه ملت وكشور كمك مي كنند.
رهبري وآيه الله هاشمي رفسنجاني از شاگردان ممتاز امام خميني واستوانه ها وشناسنامه هاي انقلاب اسلامي اند،سكولارهاي ملي نما وبيگانه گرا براي ساختار شكني وتعرض خصمانه به رهبري ديني از هاشمي آغاز كردند.
روزنامه هاي زنجيره اي وكانونهاي تهمت پراكني و شايعه سازي به گونه اي گسترده وبي سابقه بسيج شدند وپس از تخريب هاشمي رفسنجاني، گستاخ وبي باك ساختار شكني وتعرض مستقيم به رهبري ديني را سازمان دهي نمودند.
سكولارها در دوران سياه هشت سال حاكميت بر سرنوشت ملت هاشمي رابه جرم دفاع منطقي و قوي از ولايت مورد تعرض مستقيم وغير مستقيم قرار دادند ودرانتحابات رياست جمهوري با ناهنجار آفريني در پوشش حمايت از هاشمي افكار عمومي را مسئله دار كردند وبا جفا كاري وشيطنت سياسي به ستمي سازمان دادند كه هرگز از پيامدهاي اين جهان وآن جهانيش نجات نمي يابند.  دين ستيزان ارزش سوز وبحران ساز به انگيزه تخريب اذهان پاكيزه وباور شخصيتهاي وارسته تا مرز القاء وجود تفابل وتعارض بين اين دو ركن حقيقي انقلاب اسلامي پيش رفتند،عيار دوستي وهمگرائي آرماني وانقلابي بين قهرمانان جانباز عرصه هاي مديريت نظام واستحكام خط امام را نمي شناختند وامروز ملت ايران مقام معظم رهبري وهاشمي رفسنجاني اركان جدائي ناپذير انقلاب واحيا كنندگان راستين اسلام ناب مي داند.
در هشت سال گذشته سكولارهاي دين ستيز ومتحجران منطق گريز با دو انگيزه متفاوت يك هدف را نشانه گرفتند وآگاهانه وناآگاهانه به حاميان راستين اسلام وامام واعتبار واقتدار نظام مغرضانه وجاهلانه يورش بردند . متاسفانه متحجران در شرائطي كه كشور بيش از هر زمان ديگر به نمايش وحدت و موج آفريني شكوهمند از درياي محبت وصميميت نياز دارد با اهريمن ودشمنان داخلي وخارجي ميهن هماهنگ ،همراه وهم ساز شدند ودر مراسم يوم الله 15 خرداد شهر مقدس قم ارزش سوزي وساختار شكني كردند ومنش و روش ارتجاع را در برابر فرهنگ انقلاب ، طرفداران اسلام ناب وملت انقلابي ايران به نمايش گذاشتند. حوزه هاي علميه كه از افتخار تضارب افكار وتبادل برداشتهاي علمي ودريافتهاي كارشناسانه در بستر هاي مطالعه وتحقيق برخوردارند وفرهنگ ارزشمند مباحثه وايراد اشكال بين همدرسان واساتيد وشاگردان به سنتي نهادينه ، يادگار وماندگار تبديل كرده اند وبه ياري خدا هميشه پيشگام آزادي خواهي ومنطق گرائي هستند بايد زنگ خطر را براي مهار تحجر فرهنگي وآناريشم استبدادگراي سياسي بصدا در آوردند. نظام ديني وعرصه هاي حاكميت ملي را ازنقش آفريني متحجران بد انديش، كج سليقه وفريب خورده پاكسازي نمايند و هرگز روا ندارند كه چهره درخشان انقلاب با غرض ورزي متحجران عامل اهريمن مخدوش شود.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385 و ساعت 15:39 |
احمدی نژاد در واکنش به اظهارات «رحیمی» لبخند زد

۲۲ خرداد ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۳۵ , ۰۲
خبرگزاري انتخاب :
يكي‌ ازمسلمانان‌ به‌ من‌ گفت‌ كه‌ من‌ معتقدم‌ اگر بنا بود بعد از پيامبر، پيامبري‌ بيايد، آن‌ احمدي‌نژاد بود و اين‌ ابراز احساسات‌ براي‌ ما افتخار بزرگي‌ است‌.

در حلب‌ ما افتخار مي‌كرديم‌أ چرا كه‌ در اين‌ شهر وقتي‌ راه‌ مي‌رفتيم‌ همه‌ به‌ ما احترام‌ مي‌گذاشتند و به‌ بركت‌ وجود شما، ما را مورد نوازش‌ و احترام‌ قرار مي‌دادند و حتي‌ در جاهايي‌ ما را به‌ چاي‌ و بستني‌ دعوت‌ مي‌كردند و مي‌گفتند دكتر احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور ماست‌«

جملات‌ بالا را يك‌ بار ديگر مرور كنيم‌. اين‌ها بخشي‌ از سخنان‌ رئيس‌ ديوان‌ محاسبات‌ كشور است‌. ديواني‌ كه‌ مهم‌ترين‌ ابزار نظارتي‌ مجلس‌ بردولت‌ است‌ و بايد عملكرد مالي‌ دولت‌ و دستگاه‌هاي‌ اجرايي‌ را با قانون‌ مطابقت‌ دهد. رياست‌ محترم‌ ديوان‌ حتي‌ ضرورتي‌ براي‌ ارائه‌ گزارش‌ نيافته‌ است‌ و با تعريف‌ و تمجيد نقشي‌ فرودستي‌ براي‌ ديوان‌ و نقش‌ نظارتي‌ آن‌ ترسيم‌ كرده‌ است‌. اينكه‌ كار نظارت‌ گذاشته‌ شود وسخن‌ از پاكدامني‌ و كارداني‌ همكاران‌ آقاي‌ احمدي‌نژاد گفته‌ شود و در تعريف‌ همه‌ مرزها درهم‌ ريخته‌ شود بدعتي‌ است‌ آشكار. نمي‌توان‌ تنها به‌ دليل‌ پاكدامن‌ بودن‌ كارگزاران‌ كار نظارت‌ را تعطيل‌ كرد و نمي‌توان‌  اين‌ امر را به‌ دليل‌ دوستي‌ با دولتمردان‌ از ياد برد. شايد اگر هم‌ در گذشته‌ با دقت‌ نظر، برخي‌ از تخلفات‌ مورد پيگيري‌ و بررسي‌ قرار مي‌گرفت‌ امروز شاهد چنين‌ موضعگيري‌ها و اظهارنظرهايي‌ نبوديم‌. گسترده‌ كردن‌ دامنه‌ تعريف‌ و دادن‌ حالت‌ قدسي‌ به‌ انسان‌هاي‌ دربند زندگي‌ فريب‌ بزرگتري‌ است‌ كه‌ خود نمايي‌ مي‌كند.  

فروكاستن‌ جايگاه‌ و شان‌ پيامبر بزرگ‌ اسلام‌ در قالب‌ تمجيدهاي‌ بي‌پايه‌ كاري‌ است‌ ناپسند و ناپسندتر آن‌ است‌ كه‌ كساني‌ اينگونه‌ سخن‌ گفتن‌ را تاب‌ بياورند و فرياد برنياورند. سكوت‌ معنادار كساني‌ كه‌ در آن‌ جلسه‌ سخنان‌ آقاي‌ رحيمي‌ را شنيدند و فرياد برنياوردند هم‌ جايي‌ براي‌ تامل‌ باقي‌ مي‌گذارد. اين‌ پرسش‌ از آقاي‌ احمدي‌نژاد هم‌ وجود دارد كه‌ چرا بر سر كساني‌ كه‌ اينگونه‌ سخن‌ مي‌گويند فرياد نمي‌زند و تنها لبخندي‌ را بدرقه‌ راهشان‌ مي‌كند.  اينكه‌ در شهري‌ گمنام‌ فردي‌ گمنام‌تر سخني‌ ناروا بگويد وآقايان‌ به‌ جاي‌ برحذر داشتن‌ گوينده‌ از اين‌ خطاي‌ آشكار آن‌ سخن‌ ناصواب‌ را دليل‌ بر درستي‌ خود دانسته‌ و با شادماني‌ آن‌ را در هر كوي‌ و برزن‌ فرياد مي‌كنند چه‌ چيزي‌ را مي‌رساند* مگر نه‌ اين‌ است‌ كه‌ با اين‌گونه‌ تقدس‌ مابي‌ها سعي‌ درپوشانيدن‌ خطاهاي‌ آشكار خود داشته‌ و براي‌ فهم‌ مردم‌ نيز سهمي‌ را قائل‌ نمي‌شوند* با گسترده‌ كردن‌ چتر تقدس‌مابي‌ راه‌ را بر هر نقد و نظر بستن‌ هم‌ گام‌ ديگري‌ است‌ كه‌ آقايان‌ برخواهند داشت‌.

آقاي‌ رحيمي‌ به‌ گونه‌اي‌ گفته‌ است‌ كه‌ گويا آنچه‌ كه‌ درگذشته‌ بوده‌ است‌ همه‌ برخطا بوده‌ و امروزه‌ همه‌ چيز در كمال‌ انصاف‌ و عدل‌ و پاكدامني‌ است‌. نمي‌توان‌ گفت‌ درگذشته‌ امور همه‌ درست‌ و بي‌اشتباه‌ بوده‌ است‌ ولي‌ به‌ كارهاي‌ گذشته‌ هاله‌ قدسي‌ پوشانيده‌ نمي‌شده‌ است‌. ولي‌ اينك‌ به‌ مدد تبليغات‌ بر همه‌ ناروايي‌ها و پنهانكاري‌ و ريخت‌وپاش‌ها پرده‌ مي‌كشند. و گمان‌ مي‌برند كه‌ چشم‌ تيزبين‌ و واقع‌نگر مردم‌ نيز با اين‌ پرده‌پوشي‌ها و تبليغات‌ دروغ‌ افسون‌ مي‌شود. انحرافات‌ از آنجا آغاز مي‌شود كه‌ با گمان‌ پاكدامني‌ امور زميني‌ و نظارت‌ها و حسابرسي‌ها و پرسش‌ها از ميان‌ برداشته‌ شود. اين‌ گمان‌ سبب‌ بهبود امور نخواهد شد بلكه‌ براي‌ كساني‌ اين‌ توهم‌ پديد خواهد آمد كه‌ هر چه‌ مي‌كنند درست‌ است‌ و تاب‌ شنيدن‌ سخن‌ درست‌ را هم‌  از دست‌ خواهند داد. دامنه‌ تعريف‌ و تمجيد چنان‌ گسترده‌ است‌ و چنان‌ در بوق‌ تبليغات‌ دميده‌ مي‌شود كه‌ آدمي‌ درمي‌ماند چگونه‌ كاستي‌ها را در پرده‌ مي‌پيچند. بررسي‌ گزارش‌ها نشان‌ مي‌دهد كه‌ قانون‌ در دولت‌ جديد جايگاه‌ آنچناني‌اي‌ نيافته‌ است‌. خوب‌ است‌ گزارش‌ها با دقت‌ مورد بررسي‌ قرار گيرد تا خود آقايان‌ با گفتن‌ سخنان‌ مبالغه‌ آميزخود به‌ باور رفتارهاي‌ نادرست‌ عادت‌ نكنند. اگر آقايان‌ مي‌گويند امن‌ و امان‌ است‌ چند پرسش‌ به‌ ميان‌ مي‌كشم‌ خوب‌ است‌ كه‌ پاسخ‌ مناسب‌ داده‌ شود.  بسيار پرسيده‌ مي‌شود كه‌ در پس‌ افزايش‌ تعرفه‌ تلفن‌هاي‌ همراه‌ چه‌ نهفته‌ است‌* كدام‌ شركت‌ و يا گروه‌ براي‌ به‌ دست‌ آوردن‌ سود بيشتر وارد اين‌ بازي‌ و كارزار اقتصادي‌ شده‌ است‌* وزير صنايع‌ چه‌ جايگاهي‌ در اين‌ تصميم‌گيري‌ها داشته‌ و دارد*

بايد از چرايي‌ واگذاري‌ پروژه‌ هاي‌  نان‌ و آب‌دار و بزرگ‌ نفت‌ و گاز  با ترك‌ تشريفات‌ مناقصه‌ پرسش‌ به‌ عمل‌ آيد* آيا اين‌ كار در راستاي‌  تامين‌ منافع‌ كشور است‌* منافع‌ چه‌ گروه‌ و يا كساني‌ در پي‌ اين‌ تصميمات‌ نهفته‌ است‌* بخش‌ خصوصي‌ نوپا دچار چه‌ زيان‌هايي‌ مي‌شود* و دلال‌ بازي‌ها چگونه‌ رونق‌ مي‌گيرد* مروري‌ بر عملكرد اقتصادي‌ دولت‌ و مطابقت‌ تصميات‌ با قوانين‌ و مصوبات‌ مجلس‌ اين‌ نكته‌ را دربرابر ما مي‌گذارد كه‌ اگر بنا بر رعايت‌ قانون‌ بود بايد  ديوان‌ محاسبات‌ گزارشي‌ پرمايه‌ را ارائه‌ مي‌داد و به‌ دولتيان‌ براي‌ عمل‌ بر مدار قانون‌ و جلوگيري‌ از هرزروي‌ منابع‌ تذكرات‌ لازم‌ را مي‌داد. و مطابق‌ قانون‌ برخي‌ نارسايي‌ها را مورد پيگيري‌ قرار مي‌داد.  آيا مي‌توان‌ تنها به‌ اين‌ بسنده‌ كرد كه‌ چون‌ گروهي‌ پاكدامن‌ اداره‌ امور را برعهده‌ دارند پس‌ هر چه‌ مي‌كنند رواست‌ وهر پرسشي‌ از آنان‌ و كارشان‌ ناروا و نادرست‌ است‌*از سخنان‌ آقاي‌ رحيمي‌ اين‌ جور برداشت‌ مي‌شود كه‌ در گذشته‌ چشمان‌ تيزبين‌ چيزي‌ را از نظر دور نمي‌داشته‌اند و امروزه‌ بر هر چيز چشم‌ بسته‌اند.  وگرنه‌ نياز به‌ اين‌ همه‌ گزافه‌گويي‌ نيست‌. اگر كار دولت‌ درست‌ و بر مدار قانون‌ است‌ مي‌توان‌ همين‌ امر را با مدد آمار و ارقام‌ به‌ اطلاع‌ مردم‌ رسانيد. در آن‌ صورت‌ مردم‌ نيز پذيرش‌ بهتري‌ خواهند داشت‌.
آيا  از اين‌ گفته‌ها برداشت‌ نمي‌شود كه‌ در گذشته‌ از سوراخ‌ سوزني‌ چشم‌ نپوشيده‌اند و امروز برگذر شتري‌ از دروازه‌ هم‌ چشم‌ بسته‌اند*

اگر همه‌ به‌ اين‌ باور مي‌رسيدند كه‌ راه‌ گذر از تنگناها و از ميان‌ برداشتن‌ مشكلات‌ نه‌ پناه‌ بردن‌ به‌ تملق‌ بلكه‌ عمل‌ به‌ قانون‌ و ترويج‌ و تبليغ‌ قانون‌گرايي‌ است‌ گامي‌ به‌ پيش‌ برداشته‌ مي‌شد. گامي‌ كه‌ امروز هم‌ از برداشتن‌  آن‌ دريغ‌ مي‌شود.    

یدالله اسلامی - دبيركل‌ مجمع‌ نمايندگان‌ ادوار مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌

*روزنا

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 و ساعت 16:31 |
نام برخی از معترضین در سخنرانی هاشمی

۲۲ خرداد ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۳۰ , ۰۲
خبرگزاري
انتخاب :
قاسم روانبخش سردبیر هفته نامه پرتو که متعلق به موسسه آیت الله مصباح یزدی است گفت: عکسها و تصاویری که سایتها، خبرگزاری ها و روزنامه ها از دستگیرشدگان منتشر کرده اند مربوط به سه روحانی جوانی است که یکی از آنها آقای علي ابوترابی از چهره های فاضل، مبارز، رزمنده و انقلابی است...

دیگری طلبه جوان 18ساله ایست که انگشت خود را بلند کرده و از آقای هاشمی فرصت سؤالی را می طلبد و فرد سوم طلبه ایست با چفیه بسیجی که اين فرد سوم آقاي شفيعي كياست. به گفته وی این افراد در زندان لنگرود قم به سر می برند .

پیش از این اعلام شده بود که علي ابوترابي مسئول گزينش موسسه امام خميني است. وي از شاگردان آيت الله مصباح يزدي و از نويسندگان نشريه پرتو سخن می باشد.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 و ساعت 16:20 |
رئيس دفتر مصباح يزدي: مصباح يزدي در جريان بيانيه جامعه مدرسين نبوده است، برای او این بیانیه جالب بود

۲۲ خرداد ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۳۸ , ۰۲
خبرگزاري
انتخاب :
حسين جلالي گفت: آيت‌الله مصباح يزدي به عنوان عضو جامعه مدرسين در جريان بيانيه جامعه درخصوص محكوميت حادثه 15 خرداد قم نبوده است.

حسين جلالي رئيس دفتر محمد تقي مصباح يزدي در گفت‌وگو با فارس درخصوص نظرات مصباح يزدي درباره حادثه 15 خرداد قم، گفت: آيت‌الله مصباح يزدي مصاحبه خبرگزاري فارس را با اينجانب ،پس از مطالعه به عنوان نظرات رسمي دفتر تلقي نمودند.

جلالي با اشاره به اينكه مصباح يزدي در اين خصوص اظهار نظري نكرده است، خاطرنشان كرد: ايشان معتقد است چون در كشور اتفاقات فراواني رخ مي‌دهد، نمي‌شود درخصوص هر رويدادي اظهار نظر كرد.

وي خاطرنشان كرد: آيت‌الله مصباح يزدي معتقد است كه ديگران خيلي مسائل را به وي نسبت مي‌دهند؛ لذا تصميم گرفته‌اند در اين خصوص هيچ اظهار نظري نداشته باشند.

رئيس دفتر محمد تقي مصباح يزدي با بيان اينكه انتشار بيانيه مشترك جامعه مدرسين، شوراي عالي و مديريت حوزه علميه قم درخصوص مسئله‌اي خاص ظرف هشت سال گذشته سابقه نداشته است، افزود: براي آقاي مصباح اين بيانيه بسيار جالب بود؛ چرا كه هيچكدام از اعضاء از تهيه چنين بيانيه‌اي اطلاع نداشته‌اند و اين بيانيه باعث اختلاف ميان اعضاء گرديده و در حال نامه‌نگاري هستند كه چرا هيات رئيسه بدون مشورت با اعضا دست به انتشار چنين بيانيه‌اي زده است.

وي گفت: آيت‌الله مصباح يزدي كه عضو شوراي مركزي جامعه مدرسين، دفتر مديريت حوزه و شوراي عالي مديريت حوزه علميه قم است به هيچ وجه در جريان صدور چون بيانيه‌اي نبوده است.

 

در همين رابطه :

امام جمعه شهرستان شميرانات: تعرض به هاشمي حاصل همگرايي متحجران نادان است

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 و ساعت 16:12 |
ابراز نارضايتي آيت‌الله مصباح يزدي از حادثه اخير قم

۲۰ خرداد ۱۳۸۵

آيت‌الله مصباح يزدي در جمع شاگردان و نزديكان خود، از حادثه اخير قم و بر هم زدن سخنراني آيت‌الله هاشمي رفسنجاني، ابراز ناراحتي كرده است.

اين در حالي است كه در محافل، گفته مي‌شود، عاملان تشنج در سخنراني هاشمي رفسنجاني، از وابستگان مؤسسه تحت مديريت آيت‌الله مصباح هستند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب» از قم، پس از بازگشت محمدتقي مصباح يزدي از سفر و تماس‌هاي حضوري و شفاهي شاگردان و نزديكان وي، رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، درباره تشنج به وجود آمده در سخنراني هاشمي، مخالفت و ناراحتي شديد خود را ابراز كرده است.

اكنون نزديكان آيت‌الله مصباح در پاسخ به پرسش‌هايي كه از آنان مي‌شود، با اعلام اين مطلب اظهار مي‌كنند: چنين اقداماتي در قاموس اين استاد حوزه علميه نيست و ايشان به شدت با اين‌گونه موارد مخالف است.

در اين حال، يكي از فضلاي حوزه علميه قم به خبرنگار «بازتاب» گفت: با توجه به اخبار مطرح‌شده درباره وابستگان مؤسسه آقاي مصباح، اين پرسش مطرح است كه چرا اين مؤسسه، از صدور بيانيه و اعلام رسمي موضع ايشان خودداري مي‌كند و مانع لطمه خوردن وجهه ايشان در ميان مردم و متدينين نمي‌شود؟

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 و ساعت 16:10 |
اگر بنا بود بعد از پيامبر، پيامبري بيايد، آن احمدي‌نژاد بود!

روزنا: محمدرضا رحيمي، رييس ديوان محاسبات كشور طي سخناني در همايش سراسري مديران ديوان محاسبات كشور با ابراز خشنودي از حضور محمود احمدي‌نژاد در اين همايش به ذكر دو خاطره اخير خود در سفر به تركيه و سوريه پرداخت و گفت: در سوريه در شهر تاريخي بصرا كه اسم آن را بعضا ممكن است نشنيده باشيد، يكي از مسلمانان به من گفت كه من معتقدم اگر بنا بود بعد از پيامبر، پيامبري بيايد، آن احمدي‌نژاد بود و اين ابراز احساسات براي ما افتخار بزرگي است.


وي افزود:در حلب ما افتخار مي‌كرديم؛ چرا كه در اين شهر وقتي راه مي‌رفتيم همه به ما احترام مي‌گذاشتند و به بركت وجود شما، ما را مورد نوازش و احترام قرار مي‌دادند و حتي در جاهايي ما را به چاي و بستني دعوت مي‌كردند و مي‌گفتند دكتر احمدي‌نژاد رييس‌جمهور ماست. در اين كشورها حال و هواي ديگري حاكم بود. در يكي از سفرها كه آقاي جعفري نيز همراه من بود، شاهد بوديم كه آن‌جا مردم به وجود شما افتخار مي‌كردند و حتي در يك جا و محله به بركت وجود شما به ما هديه دادند و گفتند رييس‌جمهور شما كسي است كه يك تنه، در برابر استكبار و آمريكا ايستاده است.

 

+ نوشته شده توسط در جمعه نوزدهم خرداد 1385 و ساعت 15:38 |

هاشمي: دستور رهبري براي برخورد با عاملان حادثه قم

 

۱۸ خرداد ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۷:۸

روزنامه «جمهوري اسلامي» نوشت: آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر انقلاب، اخلال در سخنراني آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در مراسم بزرگداشت قيام 15 خرداد در حرم حضرت معصومه(س) در قم را اقدامي خطرناك دانستند و معتقدند بايد با عوامل اين جريان برخورد قاطعانه شود. اين مطلب را ايشان به آقاي هاشمي رفسنجاني گفته‌اند.

واكنش برخي مراجع به اغتشاش در سخنراني هاشمي رفسنجاني

 

اغتشاش در مراسم سخنراني رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام كه هفته گذشته در قم انجام شد، با واكنش‌ عده‌اي از مراجع تقليد در محكوم كردن اين قبيل اغتشاشات مواجه شد.

 

به گزارش خبرگزاري ايرانيوز، آيت‌‏الله صانعي در ديدار فرمانده جديد ناحيه انتظامي استان قم با ايشان با ابراز انزجار از اخلال در سخنراني هاشمي رفسنجاني در مراسم بزرگداشت 15 خرداد 42 كه در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) برگزار شد، گفت: در زماني كه كشور دچار مشكلات عديده اقتصادي، اجتماعي و سياسي است، اخلال و اغتشاش در سخنراني آيت الله هاشمي كه از معدود چهره‌‏هاي ارزشمند نظام و انقلاب است، كار انسان‌‏هاي سبك‌‏مغزي است كه حتي راه و رسم مبارزه و مخالفت را هم بلد نيستند.

اين مرجع تقليد با اشاره به تأثيرگذاري منش و روش و اصول فكري بزرگان جامعه بر افراد، افزود: ما نمي‌‏توانيم يك مكتب فكري و برنامه تربيتي داشته باشيم و اين مكتب آدم‌‏هاي بدي تحويل جامعه بدهد و ما هم هيچ مسووليتي در قبال آن نداشته باشيم.

وي افزود: وجود اين افراد نشانه اين است كه بافتِ مكتب، تربيت و ساخت روحيه‌‏ها به نحوي است كه اين افراد بدين گونه بار آمده و تربيت شده‌‏اند لذا بايد به برخي مراكز تربيتي متذكر شد كه اگرچه ممكن است اين جماعت به شما وابسته نباشند و شما هم قبلا براي اين كار تصميم نگرفته باشيد اما بايد بافت مكتبتان را جوري قرار بدهيد كه افراد اين‌‏گونه فكر نكنند و اين‌‏گونه حركات را در سطح جامعه مرتكب نشوند.

آيت الله صانعي در پايان با تقدير از عملكرد نيروي انتظامي در برخورد و دستگيري مسببين اين حادثه، گفت: من حركت اخير شما را در ايجاد نظم و امنيت به فال نيك مي‌‏گيرم و به همان ميزان كه كار اخلال‌‏گران بد بود كار شما در ايجاد نظم و دستگيري اغتشاش‌‏گران خوب و ارزنده بود و اميدوارم نيروي انتظامي در آينده هم بتواند با قدرتي كه از طرف خدا و ملت به آنها عطا شده در مسووليت خطير خود به احسن وجه انجام وظيفه كند و كار آنها در قم الگويي باشد براي ساير شهرستان‌‏ها.

‌آيت‌الله موسوي اردبيلي : عده‌اي در قم سازمان يافته مراسم‌ها را به هم مي‌زنند

در همين رابطه آيت‌الله موسوي اردبيلي گفت: تعرض به شخصيت‌هاي بزرگ مانند تعرض به آقايان هاشمي رفسنجاني و خاتمي كه اخيرا در قم اتفاق افتاد ، به نفع نظام نيست.

اين مرجع تقليد چهارشنبه شب در ديدار فرمانده جديد منظقه انتظامي استان قم با وي تاكيد كرد: متاسفانه در كشور بويژه در قم عده‌اي به صورت تشكيلاتي و سازمان يافته مراسم سخنراني شخصيت‌هاي ارجمند را به هم مي‌زنند. تعرض به شخصيت‌هاي برجسته كشور دليل قدرت حكومت نيست، بلكه اين نشانه ضعف حكومت است

موسوي اردبيلي تصريح كرد: به دليل اهميت اجتماعي و سياسي شهر قم لازم است كه شخصيت‌هاي برجسته هر از چندگاه در اين شهر به ايراد سخن بپردازند، ولي بايد ديد چه كسي از اغتشاش در سخنراني اين نوع افراد لذت مي‌برد؟

وي ضمن اظهار تاسف ،گفت: امروز در قم ، تحمل شنيدن سخنان يكديگر را نداريم و حتي اجازه زدن حرف‌هاي خوب را هم نمي‌دهند وعده‌اي با فرياد و نعره كشيدن مراسم را به هم مي‌زنند

پس از حمله به هاشمی٫ حوزه علميه قم نيز سرانجام از خواب بيدار شد


گفته می شود: هاشمی يك نامه خطاب به رهبر تهيه كرده

سخنرانی هاشمی رفسنجانی در قم و جلوگيری از ادامه آن، همانگونه كه پيش بينی می شد با اعلام محكوميت های مختلف همراه شد. مهم ترين واكنش در جمع واكنش های دو روز گذشته دراين ارتباط، واكنش جامعه مدرسين حوزه علميه قم است كه برای نخستين بار به جمع محكوم كنندگان اين نوع تهاجم ها به سخنرانی ها پيوست. درحقيقت، روحانيت حكومتی و رسمی قم نيز به اين نتيجه رسيده است كه نيروهای نظامی نيم گامی بيشتر با پائين كشيدن روحانيون از قدرت حكومتی فاصله ندارند! اين كه عده ای روحانی وابسته به مصباح يزدی جلو انداخته شده اند تا تقابل روحانی با روحانی را تلقين كنند، يك شوخی است، چرا كه وقتی دانه درشت هائی نظير هاشمی را بتوانند اينگونه از راس به زير بكشند، مصباح يزدی كه محلی از اعراب ندارد.

در تمام اعلاميه هائی كه طی دو روز گذشته صادر شده و يا اظهار نظرهائی كه شده( از جمله مجمع مدرسين حوزه علميه قم، سازمان مجاهدين انقلاب و...) يك نكته محوری وجود دارد، و آن اينكه اگر برهم زنندگان سخنرانی رفسنجانی پشتشان به قدرت نبود و در واقع با اشاره قدرت نبود، چنين جراتی نمی كردند. اين قدرت، نيست مگر سپاه و بيت رهبری! و اين همان اشاره ايست كه در محافل سياسی ايران گفته می شود، هاشمی در جريان بازگشت از قم به آن اشاره كرده و گويا يادداشتی نيز با ذكر مستندات در همين زمينه و خطاب به رهبر تهيه كرده است.

 

+ نوشته شده توسط در جمعه نوزدهم خرداد 1385 و ساعت 15:28 |

هو

121

تهديد و ارعاب آقاي امير اسلامي وكيل مدافع جناب آقاي شريعت

در تاريخ سه‌شنبه 16/3/85 عده‌اي لباس شخصي در ساعت 8 صبح به دفتر آقاي امير اسلامي وكيل آقاي شريعت واقع در بخش كوار استان فارس مراجعه كرده و خود را مأمورين ادارة اطلاعات معرفي مي‌نمايند و با توجه به اينكه آقاي اسلامي در دفتر كار خود حضور نداشتند آنها تا ظهر آنروز در منطقه اقدام به جمع‌آوري اطلاعات از كسبه و همسايگان ايشان مي‌نمايند. حتي در گفتگو با يكي از وكلاي همكار ايشان كه از فقرا نمي‌باشد براي اسلامي پيغام مي‌گذارند كه سريعتر خود را به آنها معرفي نمايد و اينكه اگر مراجعه ننمايد برايش مشكل ايجاد خواهيم كرد. و آقاي اسلامي با كاري كه انجام داده است مي‌خواهد خود را مطرح و عرضه نمايد و ما قصد داريم زهر چشمي از او بگيريم. گفتني است كه آنها به دستور ادرة اطلاعات استان قم به آنجا آمده‌اند و حتي اظهار داشتند كه با رئيس ادارة اطلاعات استان فارس هم براي اين موضوع هماهنگيهاي لازم را انجام داده‌اند. خاطر نشان مي شود كه آقاي اسلامي داراي دو دفتر كاري مي باشد كه يكي در شيراز واقع و ديگري در بخش كوار استان فارس مي باشد.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 و ساعت 15:23 |

آيت‌الله حسين جلالي، رئيس دفتر محمد تقي مصباح يزدي در قم   با فارس / ۱۶ خرداد ۱۳۸۵   / گفت‌وگو  كرد. رئيس دفتر مصباح يزدي در پاسخ به اين سؤال كه آيا عاملين تشنج روز گذشته قم از دانشجويان موسسه امام خميني هستند يا خير، گفت:

 گروه‌هايي از دانشجويان حاج آقاي مصباح يزدي درموسسه امام خميني  دست به چنين كاري زده اند. ولي هيچ ارتباطي تشكيلاتي ميان موسسه و تشنج آفرينان ديروز وجود ندارد . اينكه يك دانش‌ پژوه از موسسه‌اي كه بيش از دو هزار دانشجو دارد، در يك محفلي حضور يابد و به صورت سرخود براساس اراده و استقلال خود دست به چنين كاري زند دليلي بر ارتباط ارگانيكي و سازمان يافته با دفتر آيت‌الله مصباح يزدي نيست.  احتمال دانشجو بودن آنها در موسسه  درست هست ولي هيچ ارتباطي تشكيلاتي ميان موسسه و تشنج آفرينان ديروز وجود ندارد ، هيچ برنامه‌ريزي براي جريان روز گذشته قم وجود نداشته و ارتباط سازمان يافته هم ميان ما و تشنج آفرينان ديروز وجود ندارد. من روز گذشته در زرند كرمان سخنراني داشتم و 12 شب گذشته به قم بازگشتم و حاج آقاي مصباح يزدي هم در جهرم حضور داشتند و 12 ظهر امروز سه‌شنبه به قم بازگشتند. همچنين درحالي كه از نقش يك عضو شوراي شهر در حادثه ديروز نام مي‌برند، ايشان هم روز گذشته در يزد حضور داشتند و امروز ظهر وارد قم شدند. جلالي افزود: حاج آقاي مصباح يزدي هنوز در جريان جزئيات حادثه ديروز قم قرار نگرفته‌اند !!! و بايد پس از آگاهي از نظرات ايشان، نظرات دفتر به طور رسمي اعلام شود

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 و ساعت 15:21 |
روزنامه همبستگی
چهارشنبه ۱۷ خرداد صفحه ۱۱

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385 و ساعت 15:32 |

+ نوشته شده توسط در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 و ساعت 16:11 |

هو

121

چند روز قبل از شروع ماجرا قم و حمله و تصرف حسينيه در اواخر برج ده 84 آقايان تلفني با بنده [ آقاي حاج مسعود وحدت، مجلس دار خرم آباد ورييس اسبق بانك ملي خرم آباد ] تماس گرفته و گفتند : كه بايد براي پاره اي مسائل به اداره اطلاعات بياييد، وقتي از فرد تلفن زننده پرسيدم كه شما كي هستيد ؟ درجواب گفت : وقتي به اينجا آمديد مي فهميد من كي هستم. لذا به آنجا رفتم بعد از ورود آن يك نفر به دو نفر و دو نفر كم كم به سه نفر افزايش پيدا كردند. ظاهراً خيلي مؤدبانه و محترمانه سر صحبت ها باز شد و ابتدا گفتند : كه آيا مي دانيد كه ده يازده سال است كه با شما كاري نداشتيم (كه منظورش همان دوره رياست جمهوري خاتمي بود ) و دنبال شما نيامديم . در جواب گفتم: منظور؟ گفتند حالا اوضاع فرق كرده و الآن يك سري مسايلي هست . شما با ما همكاري كنيد . گفتم : همكاري من چي هست ؟ گفتند : اسامي ريز فقراء ( دراويش اينجا ) را مي خواهيم ، افرادي را عشريه مي دهند و مشايخ كه مسافرت مي كنند به ما بگوييد كي مي آيند ، چند روز مي مانند و ساعات مجالس و . . . كه ما در عوض وسايل رفاهي شما را فراهم مي كنيم و در اختيار شما قرار مي دهيم . من گفتم : نه مي دانم و نه مي توانم بگويم . آنها در جواب گفتند : ما در مجلس شما را مي بنديم . در جواب گفتم : اگر قانون به شما اجازه مي دهد ، مي توانيد ببنديد . گفتند :چون شما اسم اينجا را گذاشتيد حسينيه، لذا بايد مدارك دال بر اينكه اينجا حسينيه هست را داشته باشيد . گفتم : مدارك چي هست ؟ ظاهراً گفتند : مثل ساير مساجد و غيره كه دارند و صحبت هايي از اين قبيل . من در جواب گفتم : من كه تا به حال نمي دانستم حسينيه بايد مدارك داشته باشد و به شما تسليم كنم ولي به دنبال اين كار مي روم ، در حالي كه مي دانستم حرف آنها منطقي نيست . در آخر آنها گفتند : كه ما تا پس فردا به تو  مهلت مي دهيم كه موارد و مداركي كه خواسته ايم را فراهم كني . گفتم : كه چون مشغول كار و تهيهْ بيلان شركت و حسابرسي آن مي باشم نمي رسم ولي بلافاصله به شما جواب مي دهم كه اين كارها براي من مقدور نيست . سپس به نصيحت كردن من پرداختند وشروع كردند به گفتن مسائلي دربارهْ بهائيون و مسيحييون و . . . كه ديديد ما با آنها چه كرديم و چه شد و . . . از احسان طبري و . . . گفتند . كه من گفتم ما كه از اين دسته ها نيستيم و سلسلهْ ما مشخص است . ولي آنها قبول نداشتند و گفتند : ما در هر صورت منتظريم كه با ما همكاري كني.  و سپس به شاه نعمت الله ولي و مولوي و غيره پرداختند كه اينها سني هستند و از اين حرفها. خلاصه جلسه بعد از چهار ساعت و نيم به اتمام رسيد و من بيرون آمدم. ولي چون آنها منتظر جواب من بودند ( البته جواب را همانجا صراحتاً گفته بودم ) يكي دو بار نيز زنگ زدند تا يك روز ساعت ده يازدده صبح به محل كارم زنگ زدند ( البته تلفن آنها طوري است كه وقتي زنگ مي زنند شمارة تلفنشان بر روي نمايشگر تلفن ثبت نمي گردد ) و گفتند : آيا قصد مسافرت داري؟ گفتم : نه، چطور مگه؟ مثلاً كجا؟ گفتند : مثلا ً بري قم. گفتم :‌ شايد هم بروم براي زيارت، شايد جاي ديگر، حتي گفتم : مگر سفر كردن در كشور خودم بايد با اجازه باشد؟ گفت : در هر صورت ما به شما گفتيم مسافرت داشتي اطلاع مي دي و گوشي را قطع كرد. سپس در حاليكه ظهر مشغول ناهار خوردن بودم دوباره زنگ زدند و گفتند :‌ بلند شو بيا اطلاعات . رفتم داخل حياط شدم دو نفر بودند گفتم : امرتون؟ گفتند : منتظريم : سيد بيايد. نشستم تا سيد آمد و يك كاغذ جلوي دستم گذاشتند و گفتند : اينو بخوانيد امضاء كنيد. در آن كه يك نوع تعهد نامه بود نوشته بود : من مسافرتي به قم نمي كنم و اگر دراويش نيز خواستند بروند جلوي آنها را مي گيرم و ... گفتم : اين كاغذ كه قانوني نيست. گفتند : قانون از چه لحاظ؟ گفتم شما داريد مرا مجبور مي كنيد كه سفر نروم يا اگر درويشي رفت به من چه ربطي دارد؟‌ من كه از طرف كس ديگري نمي توانم تعهد بدهم و ... كه گفتند : يك تغيير و تحولاتي مي خواهد در مملكت اتفاق بيفتد. شما بايد اين را امضاء كنيد. دوباره امضاء نكردم. گفتند : مي خواهي از خودت قهرمان بسازي؟ گفتم : نه، شما داريد از من قهرمان مي سازيد. من قهرماني به دردم نمي خورد. گزارشاتي آوردند و دوباره تهديدات سري اول رو كردند و منجر به اين شد گفتند : بفرستينش بازداشت . يكي از آنها شروع كرد به واسطه گري و گفت : اين مرد بزرگيست ، مرد عاقليست ، حيف است برود زندان ، اذيتش مي كنند . من در جواب گفتم : آقا شما ميشه بگين چرا دلتون براي من ميسوزه ، در حاليكه من ميخواهم بازداشت بشوم ؟ خلاصه شكنجه روحي و فكري آغاز شد . يكي گفت : من ضامن اين آقا ميشوم ، اصلاً اين برگ را امضاء نكند ، مانعي ندارد ، برود . آن يكي گفت : نه ، اهانت به مصالح مملكت شده ، توهين به نظام مقدس جمهوري اسلامي شده و بايد برود زندان و بازداشتش كنيد . كه يك پيكان سفيد آمد و با لهن خيلي بد و توهين آميزي مرا سوار كرده و سرم را زير صندلي كردند تا نفهمم كه مرا كجا مي برند ( ولي احتمالاً پشت ساختمان اطلاعات بردند ) و يك چشم بند كه خود آنها به آن عينك مي گفتند به من داده و گفتند : در همين زير صندلي اينرا به چشمانت بزن ، ولي با دستان بسته كه نمي شد . بالاخره خودشان آن را به چشمم زدند و وقتي از ماشين پياده ام كردند  دو نفر در دو طرفم مرا بردند و داخل ساختماني روي يك صندلي نشاندند و ظاهراً با ايجاد صداي پا رفتند و سكوتي كه حاكي از شروع يك سري شكنجهء روحي و بازي كردن با اعصاب من بود همه جا را فرا گرفت . يك نفر از پشت سر يك فرم به من داد و گفت : عينك را كمي بالا بزن و اين فرم را پركن ( فرم مشخصات فردي ؛ نام ، نام خانوادگي ، سن، مريضي هايي كه داري ، نفرات خانواده ، نشاني و غيره ) زير اوراق امضاء و اثر تمام انگشتان و كلاسه آثار و . . . بعد لباسها و وسايل شخصي را گرفتند وسپس مرا به اتاقي كه همان سلول انفرادي تاريك و ظلمات بود بردند. درب بسته شد و از دريچه اي كه روي آن بود چشم بند را گرفتند . احساس كردم كه مقارن مغرب است . از يكي پرسيدم اذان شده ؟ اگر شده قبله كجاست ؟ دريچهْ سلول باز شد و دوباره چشم بند را به من داد وگفت عينك را بزن ، سپس خود او نيز آمد داخل و من را از پشت گرفت و چرخاند و با دست اشاره كرد كه اين قبله است و صبر كن و تكان نخور تا من بيرون بروم سپس از همان دريچه عينك را بده و مهر را بگير . بعد از اداي فريضه و گذشت نيم ساعت با لحني بد و با اسم كوچك مرا صدا زد و بيا غذاتو بگير . گرفتم و نخوردم . چايي آورد، گرفتم و نخوردم و كنار غذا در گوشهء سلول گذاشتم . سپس از فرط خستگي بر روي همان پتوي سربازي موجود در آنجا خوابم برد . با سرو صدايي كه از باز و بسته كردن در هاي آهني بوجود آوردند ، بيدار شدم . دوباره چشم بند را به من دادند و از اتاق بيرون آمدم بعد از گذر از چند راهرو و سالن مرا در اتاقي بر روي يك صندلي نشاندند. ( بماند كه در طول مسير چون جايي را نمي ديدم مرتب به در و ديوار مي خوردم و . . . ) بازجويي كه فقط صداي او را مي شنيدم با لحني بسيار زشت و ناپسند با اسم كوچك مرا صدا زد و با لهجه اي كردي ، كرمانشاهي ، بروجردي ، لري به من گفت : خوب مسعود جان بگو ببينم مرا مي شناسي ؟ من هم يك روز و روزگاري مثل تو اغفال بودم، سال 76 كرج با هم بوديم پيش اون مرداني . گفتم : نه ، نمي شناسم گفت : خوب هيچ مي داني حسين صورت كل فقراء را به ما داده و با ما همكاري مي كرد . حسين چكار مي كنه ؟ من كه منظور او را مي دانستم ، گفتم : حسين كيه ؟ شما حاج سلطانحسين تابنده را مي گوييد ؟ گفت : خوب ديگه، اين القاب براي خودتونه، آره، همونكه گزارش به ما مي داد و ... گفت : بردار بنويس گه نخور! و توهين هايي از اين قبيل گفتم : چشم مي نويسم. (ولي ننوشتم) خلاصه گفت و گفت . بالاخره من گفتم : حالا كه اينطور شد تا براي من ننويسي پاسخ نمي دهم ( شكنجة روحي به طوري بود كه فرد ديگري كه پشت سر من نشسته بود صداهاي عجيب  و غريبي از خود در مي آورد و يكي از من پرسيد شما مشكل اعصاب نداريد؟ كه من گفتم : بحمد الله خير ) خلاصه شروع كرد به نوشتن يك متن كه در آن نوشته بود خانة تيمي. گفتم : اين به اين معني است كه من خانة تيمي دارم و امثال اينها را نوشت كه من در نهايت به او گفتم كه شما مي دانيد كه اگر اعترافي هم از من بگيريد دادگاه اينها را قبول ندارد / پس براي چه مي نويسيد؟ و الآن هم داريد زور مي گوييد. خلاصه گفتم : نمي دانم شما قرآن مي خوانيد يا نه؟ يك آيه از اين قرآن هست كه مي گويد : « ولا تصب الذين يدعون من دون الله .... » گفت : پس قرآن هم مي داني چيه؟‌ گفتم : خوب برو معناشو ببين بعد. بعد از اين حرف يك مقدار تغيير موضع داد و گفت : شنيدم شما شبها زود مي خوابيد! و يك ساعت هم قبل از اذان صبح بيداريد! و ... خلاصه دوازده سيزده برگ آ.چهار مشتمل بر خالت كيه؟ عمت كيه؟ پدر بزرگت كيه؟‌ پدر بزرگم را گفتم گفت باباش كيه؟ گفتم نمي دانم. گفت چطور شجرة خودتو نمي داني؟ و خيلي حرفهاي ديگه. دوباره شروع كرد و گفت : شما يك برگ را امضا نكردي براي اين امضا نكردن اينهمه بدبختي داري مي كشي. ما حاضريم  اينهمه اوراق را پاره كنيم و آن برگه را بياوريم امضا كني. چندين برگة جعلي ديگر جلوي من گذاشت مبني بر تعهدات فقراي ديگر كه به ما تعهد داده اند و تو نيز بايد بدهي. گفت : كرج مي روي، منزل كي مي روي؟ گفتم : حسن، حسين، تورج و... شروع كرد به فحاشي و گفت : يعني اينها فاميلي ندارند؟ گفتم : ما فاميلي نمي دانيم و فقط به اسم مي شناسيم و من منزل كسي نمي روم و هتل مي روم. گفت : آن هتلي را كه مي روي بگو. گفتم از اين مسافرخانه ها كه شناسنامه را برمي گردانند. چند برگ ديگر را پر كرد و گفت حاضري با هم بحث كنيم؟ گفتم : بله، ولي نه به اين صورت چون من نمي دانم كي هستيد.

و گفت چون مي خواهم به مسافرت بروم بعداً هم را مي بينيم. من هم گفتم : من بلافاصله حاضر مي شوم ولي چون حالا مي خواهيد به مسافرت برويد من يك كادو به شما مي دهم. گفت : چيه؟

گفتم : اينكه تورا بخشيدم كه در راه اتفاقي برايت نيفتد. ضمن اينكه مي دانستم مسافرتي در كار نيست. دوباره مرا به سلول انفرادي بردند و بعد از مدتي دوباره با همان وضعيتها مرا خواستند و بردند داخل اتاق جديدي. داخل كه شدم آن فرد گفت : عينكت را دربياور. عينك را كه برداشتم ديدم ساعت 20/2 نيمه شب است. گفت : خدا خيري بهت بدهد من مراسم عروسي داشتم، ديدي چه مزاحمتي براي ما بوجود آوردي؟ حالا خوشت آمد اينهممه كاغذ پر كردي؟ گفتم : نه هيچ نگران نيستم. كه در همانجا سه پرونده اي كه برايم ساخته بودند را ديدم و شروع كرد به بازجويي . با اين تفاوت كه اين دفعه بازجو را مي ديدم و دانه دانه شروع كرد به بازخواني اوراق موجود در آنها. كه اين كاغذ مال تو است؟‌اوراق زمان حضرت رضاعليشاه اعلي الله مقامه و غيره و غيره و جرم جديدي بنام توهين به مقام شامخ روحانيت .خلاصه به من گفت : شما مي توانيد به خانه برويد . گفتم : من تا تكليفم روشن نشود به منزل نمي روم . گفت : اخه ما نمي تونيم نگهت داريم و نميشع و . . . گفتم : اگر نمي شود اصلاً چرا مرا آورديد ؟ اگر هم آورديد مرا به جايي ديگري تحويل دهيد و همچنين شما از من خواسته ايد كه مجلس را ببندم ، نمي بندم ، شما از من خواسته ايد كه در را باز نكنم ، در را باز نمي كنم ولي ببينيد كه در باز مي شود . يعني فقراء خودشان براي برگزاري مجلس مي آيند . ( و همين طور هم شد و ازدهام زيادي در مقابل مجلس صورت گرفت و بحمدا لله مجلس آن شب طبق معمول به خوبي برگزار شد ) بالاخره به آن آقا گفتم : مرا منزل خودت ببر. خنديد و گفت آخر من مهمان دارم و . . .  . گفتم : هر كاري بكني ،من منزل خودم نمي روم .كه در آنجا ماشين مرا كه به آنجا آورده بودند، به من نشان دادند . گفت : پس يك كاري مي كنيم كه شما تحت نظر باشيد و به خانه ات نروي . گفتم يك مأمورتان را با من بفرستيد تا مرا تحت نظر گيرد . گفت ما نمي توانيم مأمور به شما معرفي نكنيم و اگر شما به خانه ات نروي ما متوجه مي شويم . شما كه حركت بكني ما شما را در نظر داريم . گفتم : حالا كه تحت نظر داري ، پس مأمورت هم بيايد و من مي روم در محل كارم مي خوابم . خلاصه تا بيرون امدم نزديك اذان صبح شده بود. ماشينم را تحويلم دادند سوار شدم. بع از صد متري ك هدور شدم ديدم تعقيبم مي كنند. البته در آخر گفتند كه ( چون عيد مبعث حضرت رسول نزديك بود ) تهرا ن هر وقت خواستي بروي ما را در جريان مي گذاري. كه بك بار هم مراجعه كردم و به سرباز دم در گفتم : فلاني آمد و مي خواست به تهران برود. و بعداً كه به منزلم زنگ زده بودند و همسرم گوشي را برداشته بود به او نيز همان جملات را گفته بودند كه تو هم مي خواهي مثل شوهرت قهرمان بشوي. شما همه قهرمان هستيد و با لحني خيلي زشت و ناپسند با يك زن صحبت كرده و گفته بودند كه شوهر شما در قم تير اندازي كرده و آدم كشته و به او بگوييد بيايد. كه ايشان نيز در جواب گفته بود كه مگر آدم نكشته است، پس او را با حكم دادگستري جلب نماييد. كه آنها در جواب گفته بودند : چشم. با حكم مي آييم! با حكمي كه خودت بفهمي چه حكمي است. و تا 10/3/85 ظاهراً كاري نداشتند.                             

+ نوشته شده توسط در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 و ساعت 16:2 |

یک درویش سلسله گنابادی در ایران در حمله افراد ناشناس با 25 ضربه چاقو جان خود را از دست داد: مصاحبه با مصطفی آزمایش
حمله های گروه های سازمان یافته به مراکز اجتماع درویشان در ایران از سوی مقامات قضایی و انتظامی با سکوت روبرو می شود و در عوض اشخاصی که مورد حمله واقع می شوند، به دادگاه ها احضار می شوند و از آنها خواسته می شود شکایت های خود را پس بگیرند و اعتراضی به ضرب و شتم و غارت خانه ها و مراکز تجمعشان نکنند. زیرا روحانیان سرشناس مانند آیت الله همدانی و ناصر مکارم شیرازی فتوای حمله به خانه ها و حسینیه های ایشان را صادر کرده اند. دکتر مصطفی آزمایش، سخنگوی درویشان گنابادی در خارج از کشور در مصاحبه با رادیو فردا می گوید در آخرین مورد از این حملات روز یکشنبه یکی از درویش ها به نام اصغر بیک محمدی در باب منزل خود مورد هجوم عده ای چاقو کش قرار گرفت و با 25 ضربه چاقو که به شکمش وارد آمد جان باخت. دکتر مصطفی آزمایش در مصاحبه با رادیو فردا درباره آخرین قربانیان حملات سازمان یافته به درویشان می گوید:

مصطفی آزمایش: اصغر بیک محمدی در هشتگرد زندگی می کردند و روز یکشنبه مورد حمله اشخاص ناشناس قرار گرفتند و با 25 ضربه کارد به حالت سلاخی شده متاسفانه از پا درآمدند و چشم از جهان فروبستند و این ماجرای اول نیست. بخصوص در استان لرستان در شهر خرم آباد و درود اخیرا حملات بسیار زیادی علیه دراویش صورت گرفته. منزل آقای حاج مسعود وحدت که هفته ای دو بار دراویش گنابادی آنجا جمع می شوند و مجلس هفتگیشان را دارند، مورد حمله قرار گرفت و غارت شد و خود آقای مسعود وحدت را بازداشت کردند و به اداره اطلاعات بردند و آقای جمشید لک که در منزل ایشان در شهر درود مجلس به طور هفتگی تشکیل می شد، حمله کردند، منزل ایشان را هم غارت کردند. خود ایشان را بازداشت کردند و یازده روز در بازداشت بود و بعد از این که با فشار مردم و شکایاتی که شد، او را آزاد کردند، سلامتیشان اصلا خوب نبود و به همین دلیل به مقامات عالیه مملکتی شکایت کردند برای بررسی این که این عواملی که حمله می کنند، چه کسانی هستند و دلیل بازداشت چیست و با کدام حکم این کارها را می کنند.

علی سجادی (رادیو فردا): یعنی به خانه اینها حمله کردند، ولی ماموران دولتی به جای این که حمله کنندگان را بگیرند، صاحب خانه را گرفتند.

مصطفی آزمایش: بله یعنی اطلاعاتی که به دست ما رسیده، تردیدی نیست اشخاصی که حمله می کنند، چهره های شناخته شده برای اداره اطلاعات و ماموران دولتی هستند. ولی دستشان باز است، کسی با آنها کاری ندارد و وقتی علیه آنها شکایت می شود، متاسفانه خود شاکیان را بازداشت می کنند.

ع . س: آیا این فقط به استان لرستان محدود است یا در جاهای دیگری هم هست؟

مصطفی آزمایش: روز جمعه در نماز جمعه همین هفته در شهر کرج دفتر آیت الله ناصر مکارم شیرازی یک اطلاعیه ای را توزیع کردند متاسفانه و نمازگزاران را بر علیه دراویش گنابادی و به ویژه محل اجتماع هفتگی آنها یعنی حسینیه کرج تحریک کردند. نماینده آیت الله مکارم شیرازی در کرج بانام حجت الاسلام حیدر امانی فر اجازه دارد خمس و زکات جمع کند و بفرستد برای ایشان. از دفتر ایشان این اعلامیه ها بر علیه دراویش گنابادی و بخصوص علیه حسینیه آنها توزیع شده. عنوان این اطلاعیه بوده: «خانقاه یا مسجد ضرار» مسجد ضرار وقتی گفته می شود یعنی یک جایی که ظاهرا شکل دینی دارد، اما وجودش سبب ضرر به جامعه دینی می شود. یعنی باید تخریبش کرد. همین مقدماتی که همین اشخاص چیدند و حمله کردند حسینیه گنابادی ها را در قم تخریب کردند، حالا دارد برای کرج هم تمهید می شود. در شهرهای دیگر که حسینیه نیست و در منزل مردم تشکیل می شود، به خود مردمی که در منزلشان تشکیل می شود، شروع کردند فشار آوردن و آزار کردن.

ع . س: کسانی که از این وقایع لطمه دیدند، مطمئنا شکایت کردند به مراکز دولتی. آیا هیچ وقت به شکایاتشان رسیدگی شده آنطور که باید؟

مصطفی آزمایش: نخیر. آقای لک که شکایت کرده بود، چند روز پیش احضاریه فرستاد دادستانی برای بررسی شکایتی که ایشان کرده بود و جالب این است که اطلاعیه ای که از دادستانی برای ایشان آمده بود، توسط شخصی به ایشان ابلاغ شد که شکایت علیه خودش بود که معاون سازمان اطلاعات درود است. احضاریه را هم خود این آقا امضا کرده و ابلاغ کرده به آقای لک و احضارش کرده به دادگستری. زمانی که ایشان رفته به دادگستری، رئیس اطلاعات درود سیدهاشم موسوی و امین معاون اطلاعات درود در محل حاضر بودند و مامورین انتظامی هم بودند، چون می ترسیدند برخوردی صورت گیرد و بلافاصله شروع کردند به این آقا گفتن که شما باید شکایتتان را که در مجاری قانونی به نهادهای مختلف مملکتی کردید پس بگیرید و دست بکشید از این کار و نهایتا دست از پا درازتر این آقایان محل را ترک کردند. آقای لک با وکیل خودش رفته بوده آنجا، ولی وکیل را اصلا در اتاق راه ندادند. خود آقای لک را بردند داخل اتاق و به او تفهیم کردند که باید این شکایاتی را که کردید، پس بگیرید و امکان رسیدگی به آن نیست.

ع . س: آقای لک شکایتش را پس گرفتند؟

مصطفی آزمایش: نخیر پس نگرفتند، ولی تا آنجایی که ما اطلاع داریم اکنون جای مشحصی برای زندگی ندارد و می ترسند به منزل خودشان برگردند. زیرا چند بار به منزلشان حمله کردند، ایشان را بازداشت کردند. می ترسند مجددا این داستان تکرار شود.

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 و ساعت 15:50 |
پرسش های محمدجواد حجتى كرمانى در مورد نامه احمدی نژاد

زمان: ۱۶/۳/۱۳۸۵ | ۱۱:۰۷:۱۴ صبح

خبرگزاری آریا- محمدجواد حجتى كرمانى در سرمقاله امروز شرق پرسش هایی را در مورد نامه دکتر محمود احمدی نژاد به جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا مطرح کرده است.

به گزارش سرویس رسانه آریا، وی می نویسد: نامه محمود احمدى نژاد به عنوان رئيس جمهورى اسلامى ايران به بوش رئيس جمهور آمريكا در چند بعد شايان بررسى است كه در قالب چند پرسش مطرح مى شود:

۱ _ پرسش نخست اين است كه آيا ايده، طرح، تنظيم، نگارش و ارسال نامه مورد بحث، مسبوق به رايزنى هاى لازم و كافى با عالى ترين مقامات كشور از رهبرى انقلاب گرفته تا روساى جمهور پيشين و صاحب نظران و اهل علم و سياست بوده يا بدون اينها انجام پذيرفته است؟ اين سئوال از آن رو در ذهن خلجان مى كند كه پاره اى از تصميمات دولت جديد، چنان فوتى _ فورى اتخاذ مى شود كه از سوى سياسيون و اقتصاددانان و جامعه شناسان بى طرف و نيز طيف ها و جناح هاى سياسى از جمله شخصيت هاى جريان معروف به اصولگرا نقد و رد مى شوند.اگر فرض اول مقرون به واقعيت باشد، پرسش هاى اين نامه علاوه بر امضاكننده آن، متوجه همه كسانى است كه در رايزنى هاى اوليه و ثانويه اعم از شكلى و محتوايى آن نقش داشته اند.

و در فرض دوم، پرسش ها متوجه شخص آقاى احمدى نژاد است كه چگونه چنين نامه اى را بدون مشورت با ارباب نظر بنويسد و ارسال كند، هر چند اين فرض در نظر بسيارى از ناظران بعيد است.

۲ _ پرسش دوم اين است كه اين نامه به چه منظورى نوشته شده است؟ در پاسخ به اين پرسش دو وجه عمده متصور است كه در قبال هر پاسخ پرسش هايى مطرح است:

وجه اول، آن است كه اين نامه به منظور شكستن «تابو»ى مذاكره با آمريكا و دادن چراغ سبز براى گفت وگوى مستقيم با آمريكا نوشته شده است. مويد اين وجه اين است كه ايده گفت وگوى با آمريكا به رغم پيشينه سخت مردود آن، در شرايط بحرانى كنونى كه پرونده هسته اى ايران، سوژه تنش شديد ميان ايران و غرب و به خصوص آمريكا است از زبان دبيركل سازمان ملل و پاره اى از سياستمداران غربى و آمريكا اعم از حاكمان و رقيبان آنان و نيز در داخل كشور شنيده مى شود و نيز ايران اندكى پيش از آن، در مسئله عراق، اعلام آمادگى براى مذاكره محدود با عراق كرده بود.

پرسشى كه در اين فرض مطرح است اين است كه چرا در چنين فضاى متشنج و پرغوغايى كه آمريكا و غربيان حالت تهاجمى شديد بر ضد ايران دارند، رئيس دولت ايران مى خواهد سد مذاكره را بشكند!؟

سئوال ديگر در مورد لحن نامه است كه به نظر مى رسد محتواى آن كه حتى بدون حداقل تعارفات معمولى ديپلماتيك به رشته نگارش درآمده است، عكس مقصود را نتيجه دهد... سئوال اين است كه آيا راه و رسم فتح باب مذاكره، تكيه بر موارد اختلاف است يا تكيه بر مسائل مورد وفاق؟ طبيعى است كه مذاكره به منظور حل مشكلات فيمابين و پيدا كردن راه حل هاى مورد وفاق است وگرنه مذاكره با طرح دعواها و خصومت هاى ديرپا، بى معنى است. پرسش اين است كه آيا با مطرح كردن مسائلى كه هر چند حق است، اما در خور طرح در يك دادگاه بين المللى براى يك محاكمه سياسى است، راه درست افتتاح باب مذاكره است؟

اين پرسش از آن رو مطرح مى شود كه جمهورى اسلامى ايران، خود را عضو جامعه بين المللى و متعهد به اجراى تعهدات و پروتكل ها و آداب و رسوم و عرف ديپلماسى رايج جهانى مى داند و از آن پيروى مى كند و از اين رو است كه نه تنها به عقد قراردادها و موافقتنامه ها با دول ديگر اقدام مى كند بلكه به كليه قراردادهاى منعقده در رژيم گذشته، به جز موارد خاص متعهد است كه از همه بارزتر و واضح تر عضويت و حضور موثر و فعال در سازمان ملل متحد است و هم از اين رو است كه در مراسم استقبال و بدرقه از رئيس جمهور ما در كشورهاى ديگر و نيز روساى جمهور ساير كشورها در كشور ما و نيز در سلسله مراتب پايين تر، تشريفات جزيى و كلى حتى در طرز نشستن و كيفيت اداى احترام متقابل، پروتكل ها و عرف بين المللى را رعايت مى كنيم و اين آداب و رسوم عمدتاً مورد قبول نظام است. در نامه هاى متبادله بين مقامات كشورها على الخصوص عالى ترين مقامات، نيز رعايت اين عرف و آداب ضرورى است و البته اين همان ادب اسلامى مورد عمل بزرگان اسلام است. رمز رعايت اين آداب واضح است: زيرا زمانى ما براى كسى كه با او روابط خصمانه داريم، نامه مى نويسيم كه مى خواهيم با او از در مسالمت- و نه ستيز و خصومت _ وارد شويم. وگرنه نامه نوشتن با لحن محاكمه و يا تهديد، بيشتر به درد ادامه خصومت و تشديد عداوت مى خورد و نتيجه عكس خواهد داد. وقتى مخاطب يك نامه در نخستين برخورد با محتواى نامه، آن را فاقد رعايت آداب معمولى اخلاقى و سياسى بيابد، واكنش منفى او، طبيعى خواهد بود به خصوص اگر روحيه اى متكبرانه و حالتى خصمانه و شخصيتى معاند و كينه توز داشته باشد.

انتظار از يك نامه رسمى مهم و سنت شكن اين است كه به مسائل حقوقى _ سياسى و اقتصادى ميان دو كشور كه سال ها مورد مناقشه طرفين بوده است بپردازد و در هر مورد راه حل مشخص و معينى ارائه كند. آيا صحيح است يك نامه لاك و مهر شده «محرمانه» به مسائل عام فلسفى - سياسى و دينى اى بپردازد كه بارها و بارها از زبان عالى ترين مقامات مملكتى شنيده شده و صدها مقاله و سخنرانى درباره آنها ارائه شده است؟ انتظار از چنين نامه اى آن است كه پيشنهادهاى تازه عملى اى ارائه كند كه به اصطلاح توپ را در زمين دشمن بيندازد: چه اشكالى داشت اگر اين نامه ضمن اشاره به مظالم آمريكا نسبت به ايران در وقايع ۲۸ مرداد ۳۲ و حوادث پس از آن و نيز آنچه در انقلاب اسلامى از ناحيه آمريكا بر سر ايران آمده است يادآورى و تصريح مى كرد كه حاكمان پيشين آمريكا كه اكنون رقباى حاكمان كنونى آمريكا يند، زبان به عذرخواهى و اعتراف به تقصير گشوده اند يا چه اشكالى داشت اگر رئيس دولت ايران در يك اقدام تبليغاتى تهاجمى و از موضع ابتكارى رئيس آمريكايى را به ايران دعوت مى كرد كه بيايد از نزديك شاهد اوضاع ايران باشد تا با مقايسه با آنچه در ذهن دارد و براى دولت او ساخته اند يا او و دولت و هم پيمانان او، به خصوص اسرائيل براى جهانيان ساخته اند، واقعيت هاى موجود ايران را از نزديك بنگرد؟ و از همه مهمتر چه اشكالى مى داشت اگر به مسئله هسته اى ايران اشاره مى شد و مخاطب به گفت وگوى مستقيم و عادلانه در اين مقوله فراخوانده مى شد؟

وقتى يك رئيس جمهور به يك رئيس جمهور ديگر نامه مى نويسد از نظر عرف شناخته شده بين المللى كه مورد پذيرش عملى نظام ماست، آيا صحيح است، از موضع برتر در چهره يك حكيم و فيلسوف يا يك آيت الله و مرجع تقليد سخن بگويد؟

•••

وجه دوم _ اين است كه اين نامه به منظور دعوت خصم به رعايت حق و عدل به انگيزه دعوت به راه انبياى الهى نوشته شده است.

در اين فرض، تصور اين است كه نويسنده نامه براى خود رسالتى فراتر از مسئوليت هاى سياسى رايج دولتى كه ناشى از قانون اساسى و آراى عمومى اى است كه او را در اين مسند نشانده، قائل است؛ نظير همان رسالتى كه امام خمينى(ره) در نوشتن نامه به گورباچف براى خود قائل بودند.

مويد اين فرض اين است كه: رئيس دولت برآمده از انتخابات ۳ تير ۸۴ با طرد و نفى تقريباً كليه سياست ها و سياستگزارى ها و سياستگزاران دولت هاى پس از انقلاب، بر آن است كه بر دوران طولانى غفلت و ناكارآمدى و بى توجهى و نقض عدالت اجتماعى و سوءاستفاده ها و تسامح ها و روشنفكر نمايى ها خط بطلان كشد و به دوران اوليه انقلاب برگردد.

تو گويى او اين رسالت را نه تنها در داخل كشور بلكه در سراسر جهان براى خود قائل است.

- در اين فرض پرسش اين است كه آيا اين نامه در قالب يك دعوت اسلامى به رعايت حقوق ملت ها و پيروى از راه انبيا مى گنجد...؟

اين پرسش از اين اصل نشات مى گيرد كه به حكم آيات قرآن مجيد و سيره انبياى الهى، چنين دعوتى بايد با لحنى مهربانانه و نصيحت آميز با تكيه بر جنبه هاى مثبت طرف مقابل چه به لحاظ شخصى و چه به لحاظ شخصيتى و چه به لحاظ تاريخى و جامعه شناسى باشد.

مگر در قرآن نيامده است كه خدا به حضرت موسى و هارون مى فرمايد كه با فرعون به نرمى سخن بگويند: «فقولاله قولا لينالعله يتذكر اويخشى»؟

مگر در قرآن نمى خوانيم: «ادع الى سبيل ربك بالحكمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتى هى احسن»؟ سئوال اين است كه اين نامه با چه ميزانى مصداق «حكمت»، «موعظه حسنه» و «جدال بالتى هى احسن» است؟

مگر در قرآن نمى خوانيم: «قل يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمه سواء بيننا و بينكم الانعبد الاالله...»؟ نامه امام خمينى به گورباچف از موضع يك رهبر روحانى و پيشواى دينى در اين قالب مى گنجد؛ اما يك رئيس دولت كه به هيچ وجه در چنين شأن و مقامى نيست، چگونه در موقعيت يك داعى الهى است، به گونه اى نامه مى نويسد كه گويى در شأن و مقامى است كه بايد به موعظه و ارشاد رهبران جهان و جهانيان بپردازد؟ تو گويى او امام خمينى يا آيت الله خامنه اى يا مرجع بزرگى چون آيت الله العظمى سيستانى است كه به مقتضاى مقام والاى رهبرى انقلاب اسلامى و به مقتضاى شأن روحانيت و مرجعيت دينى، اين نامه را نوشته است!

مناسب مى دانم اين فرمايش حكيمانه حضرت على(ع) را در اينجا بياورم كه فرمود:

رحم الله امرء عرف قدره و لم يتعد طوره: رحمت خدا بر آن كس باد كه قدر خويش بشناسد و از اندازه خود گذر نكند.

•••

و اما پرسش ديگر در مورد كيفيت ارسال نامه است:

به طورى كه رسانه ها خبر دادند سفير سوئيس كه كشور حافظ منافع آمريكا در ايران است به وزارت خارجه فرا خوانده شده و نامه رئيس دولت ايران توسط وزير خارجه در يك پاكت لاك و مهر شده (محرمانه) تسليم سفير سوئيس شده است كه با طى مراحل معمول به آمريكا فرستاده شود.

گويا ارسال نامه محرمانه كه متن آن فاش نشده بود، به تصور فرستندگان آن چند روزى زمان مى برده است تا به طور خصوصى به دست گيرنده برسد و پس از اطلاع ايران از واكنش مخاطب متن آن به اطلاع ملت ايران _ يعنى صاحب اصلى- برسد و بر اين اساس در رسانه ها سخن از آن مى رفت كه متن محرمانه نامه تا به دست مخاطب نرسد و واكنش او در قبال نامه معلوم نشود، منتشر نخواهد شد... ولى ناباورانه سفير مزبور نامه را از طريق پست الكترونيك به مقصد آمريكا ارسال داشته و ساعتى بعد نامه الكترونيكى در هواپيمايى كه بوش را به مقصد «فلوريدا» مى برده است به دست او مى رسد و پس از قرائت نامه و بى اعتنايى به آن بر روى سايت هاى اينترنتى به سراسر جهان مخابره مى شود و مردم دنيا از متن آن اطلاع مى يابند و ايرانيان كه بيشترين حساسيت را در قبال اين نامه داشته اند پس از گذشت بيش از ۲۴ساعت از پخش آن در جهان از متن آن مطلع مى شوند.

در اين مورد پرسش اين است كه نامه اى با اين محتوا كه هيچ مطلب محرمانه اى در آن نبوده است، چرا بايد طى تشريفات رسمى توسط يك مقام رسمى با لاك و مهر «محرمانه» ارسال شود؟ به ياد بياوريم كه نامه حضرت امام(ره) با پيك شخصى به رياست يك روحانى (آيت الله جوادى آملى) ارسال شد و همين كيفيت ارسال ، نامه امام را از رده نامه هاى معمول ديپلماتيك و سياسى خارج مى كرد. در واقع بسيار فرق است بين نامه امام(ره) به گورباچف يا سخنرانى رهبر كنونى انقلاب در زمان رياست جمهورى شان يا سخنرانى آقاى خاتمى رئيس جمهور پيشين در سازمان ملل با نامه آقاى احمدى نژاد به بوش. زيرا در موارد ذكر شده ما همه جا با افتخار و سربلندى زبانزد بوديم ولى در مورد اخير برعكس... پس نبايد دلمان را خوش كنيم كه نامه اى نوشته ايم كه در همه جا از آن سخن مى گويند...

من مى پرسم چرا ما بايد از انتشار غيرمنتظره و جنجالى نامه بر روى سايت هاى اينترنتى جهانى غافلگير شويم و به اصطلاح احساس كنيم سخت «رودست» خورده ايم؟ چرا ما پس از نشر جهانى نامه توسط آمريكائيان به سرعت و منفعلانه نامه به اصطلاح «محرمانه» را به اطلاع مردم خودمان رسانديم و پاره اى از سخنگويان ما در خطبه هاى جمعه و در مجلس و مطبوعات و راديو و تلويزيون به گفتارهاى مبالغه آميز و مدح و تمجيدهاى معمول پرداختند تا آنچه در داخل ايران چشم و دل مردم را پر مى كند، به كلى جدا و حتى متضاد با انعكاس واقعى جهانى آن و حتى ناهمساز با برداشت ها و تحليل هاى داخلى باشد؟

براى من از سر پى جويى اين پرسش مطرح است كه چرا روند شكلى ارسال نامه و تبعات آن پيش و پس از انتشار جهانى آن از كنترل ما خارج شد و اين مقامات كاخ سفيد بودند كه تا توانستند روى نامه «محرمانه» مانور منفى دادند و حتى در پخش و انتشار آن ما را دچار انفعال كردند؟ آيا نامه اى كه عملاً به شكل نامه «سرگشاده» به اطلاع جهانيان رسيده است بهتر نبود از اول به صورت «سرگشاده» نوشته مى شد نه به صورت محرمانه و لاك و مهر شده؟ جوهره اين پرسش اين است كه نامه محرمانه بايد محتواى محرمانه داشته باشد وگرنه محتواى كاملاً غيرمحرمانه نامه چه خصوصيتى داشته كه با تشريفات ديپلماتيك براى مخاطب ارسال شده است؟

تازه ما از مخاطب نامه كه بزرگترين دشمن ملت و نظام ايران خوانده شده و آنچه از اول انقلاب تاكنون به وقوع پيوسته نشان از تشديد دشمنى و كينه توزى ديرينه او دارد انتظار پاسخ هم داريم! و در يك كلام مگر دعوت به راه انبيا و نصيحت دولتمردان آمريكا نامه محرمانه و روش ديپلماتيك لازم دارد؟

•••

اين بود پرسش هايى كه حقير در مورد انگيزه، محتوا و شكل ارسال اين نامه به نظرم رسيد. اما نكته اى كه نبايد ناگفته بماند اين است كه نقد فوق به هيچ وجه به معناى نفى خلوص و دلسوزى و احساس مسئوليت نويسنده و طراحان احتمالى نامه نيست... نگارنده اين سطور نه در شمار كسانى است كه رئيس دولت جديد و كلاً جريان حاكم جديد را فاقد صداقت مى دانند و يا آنان را دست آموز سياست هاى پيچيده ديگران مى شمارند و او و آنان را مورد هتك حرمت و توهين قرار مى دهند و حتى از اشاره به چشم و ابروى افراد نمى گذرند و به طنز و سخريه دست مى يازند...

و نه چنان ساده و بى اطلاع است كه آمريكا و غرب و به خصوص اسرائيل را فاقد دشمنى هاى ديرينه نسبت به دنياى اسلام بشمارد و از ناحيه آنان به خصوص اسرائيل خطرى متوجه ايران و مسلمانان و ديگر مردم آزاده جهان احساس نكند... سخن من در شكل و محتواى مواجهه ما با قدرت هاى موجود جهانى به خصوص آمريكا است كه در اين مقوله نه تنها درخصوص نامه مورد بحث، بلكه در كل استراتژى و تاكتيك هاى ما حرف و حديث فراوانى است و تفصيل اين سخن را مجالى ديگر لازم است...

+ نوشته شده توسط در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 و ساعت 15:46 |
تشنج در مراسم سخنراني هاشمي رفسنجاني در قم

گزارش فارس از تشنج در مراسم سخنراني هاشمي رفسنجاني در قم  

به گزارش خبرنگار اعزامي خبرگزاري فارس به قم، همزمان با پانزده خرداد و سخنراني تاريخي امام خميني(ره) در مدرسه فيضيه، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در مراسمي به همين مناسبت كه در شبستان امام خميني حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (ص) برگزار ‌شد، شركت كرد و به ايراد سخنراني پرداخت.
در ميانه‌هاي سخنراني هاشمي رفسنجاني يكي از حاضران با بيان اينكه سؤالي مي‌خواهد بپرسد، نظم عمومي سالن را به هم زد و در ادامه اعتراضات پراكنده ادامه يافت كه با واكنش جمعي از حاضران روبرو شد.
در حالي كه رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام تلاش مي‌كرد با آرام كردن مردم به سخنان خود ادامه دهد، ناگهان شخصي كه به لباس روحانيت ملبس بود، با فرياد نظم مراسم را به‌هم زد كه اين امر با واكنش شديدي روبرو شد و منجر به درگيري‌هاي پراكنده فيزيكي در ميان حاضران شد.
در اين ميان عده‌اي با سردادن شعار «مرگ بر منافق» و «خامنه‌اي زنده باد هاشمي پاينده باد» و «هاشمي هاشمي حمايتت مي‌كنيم» مخالفت خود را با اين نوع حركات ابراز داشتند.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام كه در ابتداي سخنان خود بيان داشت مي‌خواهد درخصوص اوضاع سياسي جاري كشور نيز صحبت كند، در ادامه سخنان خود را نيمه كاره گذاشت و با پايان دادن به سخنان خود، به سرعت حرم حضرت فاطمه معصومه را ترك كرد و اين در حالي بود كه درگيري‌هاي پراكنده و سردادن شعار تا مدتي پس از پايان مراسم نيز ادامه داشت.
گزارش خبرنگار فارس از سطح شهر قم نيز حاكي از آن است كه به دليل پخش مستقيم مراسم از طريق شبكه‌هاي اول سيما و استاني قم كه با آغاز درگيري‌ها پخش اين مراسم از شبكه استاني قطع شد، برخي از شهروندان قمي خود را به حرم مطهر رساندند تا موضوع را جويا شوند كه اين باعث ازدحام جمعيت شد.
در عين حال سردار طاهري فرمانده ناحيه انتظامي قم در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي فارس، با اشاره به اينكه نيروي انتظامي تمام تلاش خود را براي حفظ امنيت به كار گرفته بود، تصريح كرد: با برهم زنندگان نظم عمومي به شدت برخورد مي‌شود، در عين حال ميرمحمدي نماينده قم در مجلس شوراي اسلامي در گفت‌وگو با خبرنگاران با اشاره به اينكه همزماني قيام 15 خرداد با حوادث امروز نشان مي‌دهد كه عده‌اي در تلاش هستند تا ميان روحانيت و مردم فاصله ايجاد كنند، گفت: اميدواريم تا با پيگيري‌هاي مستمر اين عناصر شناخته شده به مجازات برسند.
همچنين جعفري معاون امنيتي دادستان عمومي و انقلاب قم به خبرنگاران گفت: بي‌شك برهم زدن يك مراسم رسمي و توهين به شخصيت‌هاي سياسي بر خلاف قانون و جرم محسوب مي‌شود.
وي گفت: پس از آنكه گزارش حوادث امروز از طريق نيروي انتظامي به ضابطين قضايي ارجاع شد، پرونده بررسي و با متخلفين برخورد خواهد شد.
وي گفت: مطمئناً اين مسئله اگر اخلال در نظم عمومي باشد، نيازمند برخورد قاطع است كه اگر توهيني به مقامات كشوري روي داده باشد، با دقت و تامل بررسي و با عاملين آن برخورد مي‌شود.
يكي از مسئولان امنيتي نيز به خبرنگار فارس گفت: يكي از اعضاي شوراي شهر پيش از آغاز مراسم نسبت به تلاش عده‌اي براي برهم زدن مراسم امروز هشدار داده بود.
هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص نظام كه قرار بود عصر امروز در جمع مسئولان قرآني سازمان تبليغات اسلامي سخنراني كند، سفر خود را به قم نيمه تمام گذاشت و به تهران بازگشت.

عده ای در میان سخنرانی هاشمی رفسنجانی در قم اغتشاش ایجاد کردند: نظر یک تحلیلگر

امروز دوشنبه در مراسم بزرگداشت پانزده خرداد در قم، عده ای در میان سخنرانی اکبر هاشمی رفسنجانی اخلال و اغتشاش به راه انداختند. به نوشته سایت آفتاب این افراد از پیش سازماندهی شده و وابسته به یک موسسه در قم بودند. هرچند که سایت آفتاب نوشته سخنرانی آقای رفسنجانی ادامه یافت، اما خبرگزاری فارس گزارش داد هاشمی رفسنجانی سخنان خود را نیمه کاره گذاشت و به سرعت حرم حضرت معصومه را ترک کرد و حتی سفر خود رابه قم نیمه کاره گذاشت و به تهران بازگشت. دکتر اکبر کرمی تحلیلگر سیاسی در قم در مصاحبه با رادیو فردا می گوید:

دکتر اکبر کرمی: چنین اتفاق هایی در جمهوری اسلامی کم سابقه نیست، با توجه به سابقه ای که این گروه ها در قم دارند، فکر می کنم گروه هایی هستند که به موسسه امام خمینی که زیرنظر آقای مصباح یزدی کار می کند، وابسته باشند و با اهداف خاصی این کارها را انجام می دهند.

حمید فاطمی (رادیو فردا): با چه اهدافی این کارها را انجام می دهند؟

دکتر اکبر کرمی: ما در آستانه انتخابات مجلس خبرگان هستیم. با توجه به بیماری آقای مشکینی رئیس مجلس خبرگان و این که آقای رفسنجانی نیابت ریاست مجلس خبرگان را به عهده دارند، از چندی پیش زمزمه های این است که کاری کنند که آقای رفسنجانی در این انتخابات شرکت نداشته باشند. به همین علت شرایط خاصی را دارند سازماندهی می کنند که ایشان را از حضور در انتخابات منصرف کنند.

ح . ف: به چه دلیل می خواهند آقای رفسنجانی را از شرکت در انتخابات خبرگان منصرف کنند؟

دکتر اکبر کرمی: از دید اینها مجلس خبرگان اهمیت فوق العاده ای دارد. به نظر اینها اگر آقای رفسنجانی که هم صاحبنظر هستند و هم در مجلس خبرگان نفوذ قابل توجهی دارند، اینها براورد درستی دارند که اگر بتوانند آقای رفسنجانی را از مجلس خبرگان حذف کنند، به راحتی می توانند نبض مجلس خبرگان را در دست خودشان بگیرند.

ح . ف: امروز نظم مراسم سخنرانی آقای رفسنجانی به هم خورد. وظیفه دولت آقای احمدی نژاد در این میان چه می شود برای حفظ نظم؟

دکتر اکبر کرمی: دولت آقای احمدی نژاد بی شک خودشان وامدار این گروه های فشار هستند. ما فراموش نکردیم که در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری درواقع کارهای سازماندهی شده همین گروه های فشار بود که باعث شد ایشان بتوانند در مرحله اول جزو دو نفر انتخاب شوند و در مرحله دوم هم همین گروه های فشار با این که منافع انقلاب هم ایجاب نمی کرد، سعی کردند چهره ای از احمدی نژاد بسازند که در افکار عمومی و در گروه هایی که کم اطلاع تر هستند، به عنوان کسی که درواقع منادی تغییر است در برابر آقای رفسنجانی که نماینده شرایط موجود سعی کردند تصویرش کنند قرار داشت و از همین طریق بود که آقای احمدی نژاد توانست برنده انتخابات نهم شود. طبیعی است که آقای احمدی نژاد نه اراده لازم را دارد و نه این که توان آن را که با این گروه های فشار در بیفتد. بنابراین فکر می کنم دولت هیچ وقت تلاش نکند و اراده لازم را نداشته باشد برای این که با این گروه ها برخورد کند.

ح . ف: شما نقش آیت الله خامنه ای را در این میان چگونه ارزیابی می کنید؟

دکتر اکبر کرمی: به گمان من با توجه به شرایط موجود، اگر ایشان مخالف این مسائل باشند، قاعدا با این که قدرت برتر را در جمهوری اسلامی دارد و نبض نیروهای انتظامی، اطلاعاتی و امنیتی در دست ایشان است، به نظر می رسد اگر ایشان مخالف این جریان ها باشد، به راحتی بتواند جلوی اینها را بگیرد و جمع و جور کند.

نماینده قم: مصباح موافق حمله به هاشمی نیست

آفتاب: «علی بنایی» نماینده قم در مجلس هفتم گفت: مسلما آقای مصباح یزدی هم موافق برخوردهایی که در جلسات سخنرانی آقای هاشمی رفسنجانی صورت گرفت، نبودند. بنایی که در جلسه سخنرانی هاشمی رفسنجانی در قم حضور داشت، ‌درباره اغتشاش در این مراسم به خبرنگار پارلمانی آفتاب گفت: «اتفاق خاصی رخ نداد، ‌یک عده اعتراضاتی داشتند که مردم اجازه ندادند جلسه را این عده بر هم زنند. البته آقای هاشمی رفسنجانی با منش و رفتار بزرگوارانه خود به مردم گفتند که اجازه دهند آنها اعتراضاتشان را مطرح کنند ولی مردم شعار حمایت از هاشمی رفسنجانی را سر دادند.»

آزادي عاملان تشنج در سخنراني هاشمي در قم 

خبرنگار «بازتاب» از قم گزارش داد، پيش از ظهر امروز، زماني كه اكبر هاشمي رفسنجاني به مناسبت سالگرد قيام پانزده خرداد در حرم مطهر حضرت معصومه(س) سخنراني مي‌كرد، عده‌اي با شعارهاي پياپي و هياهو تلاش كردند سخنراني رئيس مجمع تشخيص مصلحت را به تشنج بكشانند.

اين عده كه به نظر مي‌رسيد حدود 10 تن و از نيروهاي تندرو و مخالف هاشمي بودند،و در گوشه و كنار حضور داشته و اقدامات آنها حكايت از برنامه ريزي از قبل داشت،تلاش مي كردند با تكرار شعارهايي جهت دار سخنراني وي را بر هم زده، جلسه را به اغتشاش بکشانند. با اين حال مردم و طلاب حاضر در حرم حضرت معصومه(س)، به مخالفت با اين گروه برخواسته و با شعارهاي نظير «مرگ بر ضد ولايت فقيه» و «خامنه‌اي زنده باد، هاشمي پاينده باد» آرامش را به مراسم سالگرد پانزده خرداد بازگرداندند.

گفتنی است، این سخنرانی که به صورت زنده از شبکه اول سیما پخش می‌شد، در سه مورد با تشنج و شعارهای غیر معمول همراه بود، اما شبكه اول سيما با وسعت نظر اقدام به پخش كامل اين برنامه كرد. شبكه استاني قم هم اين مراسم را پخش مستقيم مي‌كرد، اما در مقطعي براي چند دقيقه آن را قطع كرد.

يكي از طلاب حاضر در مراسم با اشاره به اين‌كه سه نفر آغازكننده تشنج توسط مأموران حرم به خارج از سالن منتقل شدند، گفت: مشخص بود آنان مي‌خواستند برخورد با آيت‌الله هاشمي رفسنجاني را به نام طلاب و مردم قم تمام كنند، اما با شعارهاي قاطع آنان در حمايت از هاشمي مواجه شدند كه منجر به تشكر وي از مردم قم شد.

لازم به ذكر است، دو ماه قبل در زمان ورود سيدمحمد خاتمي به حرم حضرت معصومه(س) نيز عده انگشت‌شماري تلاش كردند تا هنگام حضور وي در حرم، تنش ايجاد كنند.

تازه ترين اخبار رسيده حاكي از آن است كه 6 تن از برهم‌زنندگان مراسم امروز كه توسط ماموران بازداشت شده بودند، ساعتي پيش(18) با توصيه هاشمي رفسنجاني آزاد شدند. گفته مي‌شود تعدادي از اخلالگران برنامه امروز ، از وابستگان موسسه مربوط به يكي از چهره‌هاي مشهور بوده‌اند.

در همين رابطه:

روزنا: سخنراني هاشمي رفسنجاني در قم به تشنج کشيده شد

عيادت هاشمی از آيات فاضل و مشکينی

رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام صبح روز دوشنبه پس از ورود به استان قم، در بيت آيت‌الله علي مشكيني حضور يافت و با عيادت از وي در جريان آخرين مراحل درماني رييس مجلس خبرگان قرار گرفت.


به گزارش ايسنا حجت‌الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني هم‌چنين در بيت آيت‌الله العظمي فاضل لنكراني حضور يافت و از وي نيز عيادت كرد.


اين ديدارها بدون حضور خبرنگاران و عكاسان انجام شد و جزئيات آن منتشر نشده است.


+ نوشته شده توسط در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 و ساعت 15:44 |

هاشمی رفسنجانی و محوریت شهر قم

هاشمی رفسنجانی در جمع مردم قم گفت: نباید بگذاریم که دشمنان انقلاب وحدت و انسجام ملت را خدشه دار کنند.

به گزارش خبرنگار "مهر" در قم، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام صبح امروز در سخنرانی خود که در حرم مطهر حضرت معصومه و در جمع مردم قم انجام شد، انقلاب اسلامی را سرمایه ای عظیم برای دولت و ملت ایران بر شمرد و گفت : همراهی روحانیت با مردم موجب پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 شد. ما باید در شرایط کنونی این سرمایه ملی را حفظ کنیم و با انسجام و وحدت یکپارچه در برابر توطئه های دشمنان ایستادگی کنیم.

وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی با محوریت شهر قم، حوزه علمیه و مراجع عالیقدر به پیروزی نایل آمد اظهار داشت : همگان باید از این سرمایه گرانقدر تا ظهور امام زمان پاسداری کنند.

هاشمی رفسنجانی ضمن ابراز خرسندی از سخنرانی در جمع مردم قم در سالروز قیام 15 خرداد، گفت : قم خواستگاه انقلاب اسلامی و قیام 15 خرداد است و انقلاب اسلامی به برکت وجود حضرت معصومه (س) پیروز شد.

وی با تاکید بر نقش مهم مردم قم در خلق قیام 15 خرداد و پیروزی انقلاب اسلامی افزود : امام خمینی با توکل بر خدا و اتکا به مردم و حوزه علمیه قم مخالفت خود را با نظام شاهنشاهی آغاز کرد.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بر تبعید امام خمینی در دوران پیش از پیروزی انقلاب اشاره کرد و یادآور شد : در زمانی که امام خمینی خارج از ایران بودند این حوزه علمیه قم و نیروهای مبارز آن بود که در غیاب امام از این امانت بخوبی حمایت و هدایت کرد.

وی در پایان با بیان اینکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سطح آگاهی و رشد اجتماعی مردم بسیار ارتقاء پیدا کرده است، گفت : امیدواریم مردم همیشه در صحنه قم همچون گذشته پاسدار اسلام انقلاب و آرمان های امام خمینی باشند.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385 و ساعت 15:8 |
بازتاب: تشنج در سخنراني هاشمي در قم

۱۵ خرداد ۱۳۸۵

خبرنگار «بازتاب» از قم گزارش داد، پيش از ظهر امروز، زماني كه اكبر هاشمي رفسنجاني به مناسبت سالگرد قيام پانزده خرداد در حرم مطهر حضرت معصومه(س) سخنراني مي‌كرد، عده‌اي با شعارهاي پياپي و هياهو تلاش كردند سخنراني رئيس مجمع تشخيص مصلحت را به تشنج بكشانند.

اين عده كه به نظر مي‌رسيد حدود 12 تن و از نيروهاي تندرو و مخالف هاشمي بودند، تلاش كردند با تكرار شعارهايي مثل سخنراني وي را بر هم زده، جلسه را به اغتشاش بکشانند. با اين حال مردم و طلاب حاضر در حرم حضرت معصومه(س)، به مخالفت با اين گروه برخواسته و با شعارهاي نظير «مرگ بر ضد ولايت فقيه» و «خامنه‌اي زنده باد، هاشمي پاينده باد» آرامش را به مراسم سالگرد پانزده خرداد بازگرداندند.

گفتنی است، این سخنرانی که به صورت زنده از شبکه اول سیما پخش می‌شد، در سه مورد با تشنج و شعارهای غیر معمول همراه بود، اما شبكه اول سيما با وسعت نظر اقدام به پخش كامل اين برنامه كرد. شبكه استاني قم هم اين مراسم را پخش مستقيم مي‌كرد، اما در مقطعي براي چند دقيقه آن را قطع كرد.

يكي از طلاب حاضر در مراسم با اشاره به اين‌كه سه نفر آغازكننده تشنج توسط مأموران حرم به خارج از سالن منتقل شدند، گفت: مشخص بود آنان مي‌خواستند برخورد با آيت‌الله هاشمي رفسنجاني را به نام طلاب و مردم قم تمام كنند، اما با شعارهاي قاطع آنان در حمايت از هاشمي مواجه شدند كه منجر به تشكر وي از مردم قم شد.

لازم به ذكر است، دو ماه قبل در زمان ورود سيدمحمد خاتمي به حرم حضرت معصومه(س) نيز عده انگشت‌شماري تلاش كردند تا هنگام حضور وي در حرم، تنش ايجاد كنند.


+ نوشته شده توسط در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385 و ساعت 14:59 |

دفتر مكارم شيرازي اعلاميه‌هاي ضدصوفيه در كرج توزيع مي‌نمايد

 

در نماز جمعه 29 ارديبهشت 85 برگه‌اي با عنوان «خانقاه يا مسجد ضرار» به

تعداد انبوه در مراسم نماز جمعة كرج پخش گرديد. چند مغازه واقع در خيابان

امام زاده حسن كرج جنب دفتر نمايندة آيت الله ناصر مكارم شيرازي در كرج

اقدام به پخش اين برگه نموده‌اند. مغازه‌داران اعلام داشتند كه اين برگه‌ها

از دفتر مكارم به آنها داده شده تا پخش نمايند.

رئيس دفتر آيت الله مكارم در كرج «حجت الاسلام حيدر اماني فر داراي اجازه

از مكارم در امور حسبه» اعلام داشته است كه اداره اطلاعات كرج برگة مسجد

ضرار را در نماز جمعه پخش كرده است. و اصولا هر چيزي را كه بخواهيم توزيع

كنيم بايد با اطلاعات از قبل هماهنگ نماييم.

اين حركت كه بدون اطّلاع امام جمعة كرج حجت الاسلام كازروني بوده است سبب

شده است كه دراويش گنابادي كه سالهاست تحت ظلم دستهاي نفوذي در وزارت

اطلاعات و عالم نمايان هستند اعلام نمايند كه در صورت تكرار واقعه مشابه قم و

حمله اراذل و اوباش تحت هر نامي با شدت پاسخ داده خواهد شد.

دراويش اعلام كرده‌اند كه دفاع در مقابل مهاجم واجب شرعي است و قاعده دفاع

مشروع در قانون مجازات اسلامي به رسميت شناخته شده و خود را براي دفاع

آماده نموده‌اند كه در صورت حمله عوامل فريب خورده وزارت اطلاعات درس فرآموش

نشدني به مأموران خودسر و عوامل دنباله رو آنها بدهند.

گفتني است براساس ماده 628 قانون مجازات اسلامي هرگاه خوف آن باشد كه

عمليات نيروهاي انتظامي و ديگر ضابطين دادگستري حتي در موقعي كه مشغول انجام

وظيفه باشند موجب قتل يا جرح يا تعرض به عرض يا مال گردد در اين صورت دفاع

در مقابل آنها جايز است. 

ماده 629 همين قانون هعلام ميدارد كه قتل عمدي براي دفاع مجازات نخواهد

داشت.

برخي مقامات صالح امنيتي با اعلام به مقامات سياسي كشور اخطار كرده‌اند كه

در صورت ادامه ايذا دراويش نظم كشور به هم خواهد خورد و شهرها تبديل به

صحنه‌هاي زد و خورد خونين مبدل خواهد گشت.

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه چهاردهم خرداد 1385 و ساعت 13:49 |

روزنامه اعتماد

سوم جمادي الاول 1427 | چهارشنبه 10 خرداد ماه 1385 | 31 مه 2006 | 1127<-شماره روزنامه

 

 

 نهضت‌ آزادي‌ خط‌دهي‌ به‌ آيت‌الله‌ منتظري‌ را تكذيب‌ كرد

 

نهضت‌ آزادي‌ ايران‌ مطالب‌ منتشرشده‌ در خبرنامه‌ جامعه‌ مدرسين‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌ مبني‌ بر خط‌دهي‌ سياسي‌ اين‌ حزب‌ به‌ آيت‌الله‌ منتظري‌ و ارتباط‌ با دراويش‌ را تكذيب‌ كرد.

به‌ گزارش‌ ايلنا، نهضت‌ آزادي‌ ايران‌ در نامه‌يي‌ به‌ آيت‌الله‌ مشكيني‌، دبير جامعه‌ مدرسين‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌، ضمن‌ تكذيب‌ اين‌ خبر، آورده‌ است‌: شان‌ آيت‌الله‌ منتظري‌، فقيه‌ عاليقدر اجل‌ از آن‌ است‌ كه‌ از فرد يا گروهي‌ خط‌پذيري‌ كند. اعضايي‌ از نهضت‌ آزادي‌ در مسائل‌ شرعي‌ از ايشان‌ تقليد مي‌كنند و ممكن‌ است‌ كه‌ در ارتباط‌ با ايفاي‌ وظايف‌ شرعي‌شان‌ به‌ معظم‌ له‌ مراجعه‌ كرده‌ باشند، منع‌ شرعي‌ و قانوني‌ براي‌ اين‌ عمل‌ وجود ندارد. در ادامه‌ نامه‌ با اشاره‌ به‌ مطلب‌ خبرنامه‌ جامعه‌ مدرسين‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌ كه‌ مدعي‌ شده‌ است‌ يكي‌ از اعضاي‌ نهضت‌ آزادي‌ ايران‌ با دراويش‌ در ارتباط‌ است‌، بيان‌ شده‌ است‌: نهضت‌ آزادي‌ ضمن‌ احترام‌ به‌ صاحبان‌ عقايد متفاوت‌ از جمله‌ دراويش‌ شناسنامه‌دار ايران‌، با هيچ‌يك‌ از آنان‌ ارتباط‌ سياسي‌ سازماني‌ ندارد. سلسله‌ دراويش‌ گرايش‌ سياسي‌ ندارند اما خدمات‌ آنان‌ در ارتقاي‌ سطح‌ آگاهي‌ و توجهات‌ عرفاني‌ جامعه‌ قابل‌ احترام‌ است‌. اين‌ نامه‌ مي‌افزايد: حضور دو تن‌ از دراويش‌ در منزل‌ يك‌ عضو نهضت‌ آزادي‌ ايران‌ به‌ فرض‌ صحت‌ و دليل‌ همكاري‌ ميان‌ آنان‌ نيست‌، ضمن‌ آنكه‌ هيچ‌ قانوني‌ در ايران‌ فعاليت‌ دراويش‌ را ممنوع‌ اعلام‌ نكرده‌ است‌.

 

+ نوشته شده توسط در شنبه سیزدهم خرداد 1385 و ساعت 16:38 |

اقدامات اطّلاعات استان لرستان عليه دراويش گنابادي

 

متعاقب آزار و اذيت اداره اطلاعات دورود نسبت به يكي از دراويش گنابادي به نام جمشيد لك به جرم حضور در حسينيه شريعت قم و برخورد با عوامل اطلاعاتي فطميون و بازداشت و زنداني كردن يازده روزه وي و گروگانگيري همسر او در ستاد خبري اطلاعات دورود نامبرده از مقامات امنيتي و قضائي دورود به تمام مقامات رسمي كشور شكايت نمود.

پس از ابلاغ احضاريّه از طرف دادستاني دادسراي عمومي و انقلاب شهرستان دورود به جمشيد لك در تاريخ 12/2/85 مبني بر حضور وي جهت رسيدگي به پرونده و ارسال احضارية همان شعبه به وكيل متّهم، وكيل پرونده و موكّلش همراه تني چند از دراويش در ساعت 50 / 9 صبح مورخة 10/3/85  به دادگستري شهرستان دورود مراجعه نمودند.

برخلاف رويه قضائي و آئين دادرسي امين معاون اطّلاعات دورود كه خود متشكي عنه اين پرونده مي‌باشد اين احضاريه را ابلاغ نموده است!

براساس اظهارات حاضرين با هماهنگيهاي قبلي با عوامل اطلاعات دورود و نيروي انتظامي از صبح داخل ساختمان دادگستري برخلاف معمول مملو از مأمورين امنيتي و لباس شخصي با دستبند و بيسيم و نيروهاي انتظامي بود تا چنانچه دراويش با عوامل امنيتي برخورد كنند با آنها مقابله شود.

پرونده شكايت جمشيد لك از اداره اطلاعات دورود نزد دادستان نگهداشته شده بود و به شعبة خاصّي ارجاع نشده بود و معاون ادارة اطّلاعات شهرستان درود امين همراه با رئيس اطّلاعات درود سيّد هاشم موسوي به ساختمان دادگستري مراجعه و همچنان در محل حاضر بودند.

مأمورين نيروي انتظامي مستقر در محل افراد حاضر در سالن طبقة دوم كه اتاق دادستان در آنجا واقع شده بود را به طبقة اول و حياط دادگستري ميرانند و درصدد بودندكه ساختمان را از جمعيت خالي كنند تا شاهدي بر درگيري و بازداشت دراويش نداشته باشند. يكي از مأمورين هم پي در پي كپسول گاز اشك آوري را در سالن اسپري مي‌كرد تا حاضرين محل را ترك كنند!!!

دادستان ضمن تهديد و ارعاب لك و وكيل وي اعلام داشت كه شكايات شما به رهبري و ساير نهادهاي بازرسي سبب مشكلات شغلي براي پرسنل اطلاعات دورود و نهاد قضايي دورود شده و من از باب حفظ شأن همكاران خودم با شما برخورد "قانوني" خواهم كرد.

لك و وكيل وي به دليل وجود گازهاي اشك آور در محل دادگستري محل را ترك نمودند.

گفتني است از قبل اداره اطلاعات خرم آباد هماهنگ كرده بود تا با بازداشت لك و وكيل وي و تحويل آنها به اداره اطلاعات درس عبرتي براي دراويش خرم آباد مهيا سازد تا ديگر از عوامل اطلاعات شكايت نكنند.

 

مصادف با اين اقدامات تعداد 18 نفر از عوامل اطلاعات خرم آباد به منزل حاج مسعود وحدت يورش برده و ضمن تخريب اموال او عكسها و نوارها و كتب عرفاني را از منزل وي جمع آوري و با خود بردند. فرزند و همسر وي كه تنها در منزل بودند با پليس 110 تماس گرفته و كمك خواستند كه پليس 110 اعلام داشت كه اشخاص حمله كننده قبلا با آنها هماهنگ كرده‌اند. پس از شكايت وحدت نيروهاي پليس ابراز داشته‌اند كه مهاجمين حكم جعلي به آنها نشان داده‌اند ولي انتساب آنها به اداره اطلاعات دورود قطعي است و خودسرانه عمل نموده‌اند.

حاج مسعود وحدت در حال اقدام براي شكايت از عوامل اطلاعات خرم آباد ميباشد.

گفتني است منزل وحدت در خيابان علوي كوچه آموزش و پرورش محل تشكيل جلسات درويشي است و شبهاي جمعه و دوشنبه هزاران نفر زن و مرد در اين جلسه شركت ميكنند.  

+ نوشته شده توسط در شنبه سیزدهم خرداد 1385 و ساعت 16:23 |
حضرت آيت الله صانعي گفتند: اسلام آمد كه عقل و انديشه را به كار بگيرد و شما هيچ موردي پيدا نمي‌‏كنيد كه اسلام حرفي خلاف عقل و انديشه زده باشد.

به گزارش امور ارتباطات دفترحضرت آيت الله صانعي، ایشان در آستانه فرا رسيدن هفدهمين سالروز رحلت بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني(ره) طي سخنان مبسوطي كه در پايان درس خارج فقه خود ايراد فرمودند، به تبيين جايگاه عقل در دين اسلام و نقش امام خميني(ره) در ترويج اين مهم در جهان اسلام پرداختند وافزودند:اسلام همان گونه كه طرفدار صلح و عدالت است و با هر گونه خشونت و ظلم و آزار عليه بشريت مخالف است به همان اندازه طرفدار علم و فضيلت،عقل و خرد است و اصولا يكي از زيربناهاي ارزنده اسلام در كنار كتاب و سنت، عقل است و ما در برابر دنياي متمدن امروز افتخار مي‌‏كنيم كه طرفدار و پيرو ديني هستيم كه اساسش و زير بنايش عقل و خرد است.

آيت الله صانعي با بيان اينكه آدم ابوالبشر(ع) نيز از ميان سه گزينه عقل و حيا و دين، كه جبرئيل امين بر ايشان عرضه كرد عقل را انتخاب كرد،افزود: اگر عقل باشد حيا و دين هم هست و اصولا اگر انساني صاحب خرد و‌‏ آگاهي باشد هم براي خودش ارزش قائل است و هم براي ديگران و لذا حيا دارد از اينكه سخني و عملي را كه به ديگران ضرر مي رساند مرتكب شود و يا معصيت خالق را مرتكب شود.

اين فقيه عاليقدر با بيان اينكه فلسفه تسليم تمام انبياي الهي در برابر دين اسلام، تسليم بودن در برابر حق و عدالت است،ادامه داد: انسان، زماني در مقابل حق و عدالت تسليم مي شود كه صاحب خرد و انديشه باشد و تنها در اين صورت است كه با حق و عدالت، متكبرانه برخورد نمي‌‏كند حتي اگر به ضرر منافع شخصي او باشد.

وي با بديهي و ضروري توصيف كردن جايگاه و نقش عقل در اسلام و تكثر راههاي دسترسي به اين موضوع، افزود:يكي از اين راهها مراجعه به كتب روايي شيعه از جمله كتاب شريف اصول كافي است كه از منابع معتبر شيعه با 15 هزار حديث است كه نظيري در شيعه و به اعتقاد برخي ها نظيري در اسلام ندارد.اولين بحثي كه در اين منبع روايي مطرح مي شود كتاب عقل و جهل است و اين خود گوياي اهميت بحث عقل در اسلام و در مكتب شيعه است گرچه با اينكه اين كتاب مربوط به قرن سوم هجري است.

وي در ادامه با ذكر روايت "العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان" به نقل از كتاب شريف كافي،تصريح كرد:ساده‌‏ترين مرحله‌‏اي كه مي تواند انسان را به بندگي خدا و اطاعت او برساند، اين است كه انسان درك بكند خدايي مهربان دارد حتي مهربان تر از پدر و مادر، درك بكند كه خداوند رحمتش وسيع و بر غضبش سبقت دارد. درك بكند كه خداوند همه اش لطف است و براي خودش چيزي نمي خواهد و تنها زماني كه انسان اين مرحله را درك بكند عقلش مي گويد بايد مطيع اينچنين خدايي شد. لذا مي بينيم انسان به سبب هدايت و راهنمايي عقل به اطاعت از خدا رو مي آورد.
آيت الله صانعي افزود: بنده معتقدم كسب بهشت هم براي انسان عاقل كه در روايت از ثمرات عقل ذكر شده، خدمت به جامعه و هدايت انسانهاست. قلذا بهشت انسانهاي صاحب عقل و بصيرتي مثل امام(ره) اين است كه نهضتي را به وجود بياورد كه زمينه حاكميت اسلام را در جامعه به وجود بياورد همانگونه كه جهنم انسان عاقل نيز زماني است كه فرياد ناله مظلومي را بشنود و ببيند كه انسانهاي مظلوم اسير درد و رنج زمانه شده‌‏اند.

اين فقيه مكتب اهل بيت عصمت و طهارت در ادامه با اشاره به سيره اميرالمومنين(عليه السلام) و بيان اوصاف زهد و شجاعت آن حضرتف اظهار داشت:امير المومنين(عليه السلام) با آنكه شجاعترين انسان روزگار زمانه خويش است و در جنگ هاي بزرگ از رقيبان سرسخت خود حتي براي لحظه‌‏اي نمي هراسد، اما زماني كه ناله مظلومي را مي شنود، رگ هاي گردنش آشفته مي شود و به خود مي لرزد كه حكومت من و مظلوميت يك زن!

وي افزود: طبيعي است كه اميرالمومنين(ع) از مظلوم واقع شدن يك زن در دوران حكومتش نگران مي شود و به خود مي لرزد، چرا كه ناراحتي مردم را جهنم مي داند و عذاب مي كشد چه رسد به اينكه خود بخواهد نعوذبالله ديگري را ناراحت كند.

آيت الله صانعي ادامه داد: بديهي است آنكه عقل ندارد از ناله مظلوم خوشحالي مي كند و از آزار و اذيت و شلاق زدن بر مظلوم لذت مي برد و از ذلت و خوار كردن انسانها منفعت مي برد والا اسلامي كه دين عقل است، انسانها را صاحب ارزش و كرامت مي داند كه هيچ كس حق ندارد آنها را خوار و ذليل و اسير و برده خود كند.

وي در ادامه با اشاره به اينكه فلسفه بعثت انبيا و رسولان الهي در طول تاريخ اجراي عدالت و گسترش قسط در جامعه است،تصريح كرد: اگر چه برپايي عدالت نيازمند اجراست، اما اساس دعوت انبيا براي گسترش قسط در جامعه بر پايه استفاده از شلاق و سرنيزه و شكنجه نبود، بلكه گسترش قسط نيازمند فرهنگسازي است و مردم خودشان بايد بفهمند كه به حق خودشان قانع شوند و حق ديگران را ضايع نكنند و اين امر قطعا مستلزم بهره گيري انسانها از عقل است كه طبق روايات ما در دوران ظهور به تكامل مي رسد و با قدرت الهي عقل مردم كامل مي شود.

وي افزود: اسلام آمد كه عقل و انديشه را به كار بگيرد و شما هيچ موردي نمي توانيد پيدا كنيد كه اسلام حرفي خلاف انديشه و عقل زده باشد. هر جاي فقه شيعه را بنگريد سخن از عقل است و زيربناي كل اصول هم عقل است حتي بعضا علمايي كه مسلك اخباري دارند به خطابات عقل استناد مي كنند و با عقل كشف حكم شرعي مي كنند.

آيت الله صانعي افزود: دنياي امروز در بحث احكام قضايي اصل را بر برائت متهم مي‌‏گذارد و مي گويند تا مي شود بايد افراد را تبرئه و مجازات را سبك كرد.اين همان مطلبي است كه در كتب اصولي ما تحت عنوان قاعده "قبح عقاب بلابيان" آمده است و اين همان عقل است. اين عقل است كه در باب معاملات بناي عقلا را پذيرفته و در بحث عبادات مي گويد عبادات توقيفي است و خلاصه اينكه اساسا فقه بر پايه خرد و عقل بنيانگذاري شده است.

شاگرد حضرت امام خميني(ره) در ادامه با اشاره به نهضت تاريخي امام امت(ره) و نقش خرد جمعي در پيش برد امورات انقلاب، گفت: امام(ره) انقلابش را از خرد جامعه و رشد خرد جامعه آغاز كرد. در دوران آغازين نهضت امام مشهور بود كه مي گفتند:" چو فرمان يزدان چو فرمان شاه "و اين يك فرهنگ شده بود. اما امام آمد اين فرهنگ را عوض كرد و گفت:"فرمان خدا فرمان خداست" و ديگران فرمانشان مال خودشان است. آن روز مي گفتند صلاح مملكت خويش، خسروان دانند و اين يك فرهنگ بود. يعني ديگران در اداره امور نقشي ندارند و فقط بايد ماليات بدهند و هرچه ديگران گفتند آنها انجام بدهند. اما امام(ره) آمد اين فرهنگ را عوض كرد و گفت: مردم همه كاره‌‏اند. گفت: "اسلام همراه با توده مردم" و در واقع رشد و تقويت خرد جمعي بزرگترين هدف امام(ره) و والاترين خدمت ايشان به بشريت امروز بود.

وي در بخش ديگري از بيانات خود امروز اساس حركت بشر بر پايه عقل است و هر كسي كه سخن از عدالت و آزادي و خردورزي مي گويد، محبوب بشر است و هر كس هم كه سخن از جنگ و آدم كشي مي زند منفور است، اما متاسفانه امروز برخي قدرتها با حمايت و ايجاد گروههاي تروريستي و با بيان اينكه اسلام مخالف حقوق بشر است و مخالف عقل است، در صدد صدمه زدن به اسلام هستند و اين مساله را هم سخت تبليغ مي كنند. لذا افراد بايد مواظب باشند كه به گونه‌‏اي سخن نگويند كه اين معنا و اين حرف را تاييد كنند و همه وظيفه داريم كه با مطالعه مباني اسلام اصيل و انتشار آن در سطح جامعه نگذاريم دشمن به اهداف خود برسد.

آيت الله صانعي با بيان اينكه حفظ حرمت بزرگان شيعه بر همه واجب است و براساس فرمايش امام امت اهانت به بزرگان و مراجع شيعه سبب قطع رابطه ولايي انسان و خدا مي گردد،گفت: ما چرا امروز كار را بر خودمان مشكل مي‌‏كنيم در حالي‌‏كه مي‌‏توان با استفاده از منابع غني فقه راهي براي برون رفت از مشكلات امروز جامعه پيدا كرد.

وي افزود: امروز نبايد شرايط به گونه‌‏اي باشد كه تا كسي حرفي مي زند، بگوييد خلاف اجماع است. اجماع و شهرت شرايطي دارد. اين حرف معنايش اين است كه جلوي انديشه را گرفته‌‏ايم و اين انسداد باب اجتهاد است.

ايت الله صانعي افزود: بزرگان ما ديروز فتاواي مشهور را گرفته و در قانون مدني آورده‌‏اند كه پاسخگوي نياز امروز جامعه نيست، لذا چه زن و مرد راه چاره‌‏اي پيدا كنيم؟ مگر نه اين است كه فقه ما از "جمل العقود" شيخ طوسي به صدها كتاب امروز رسيده؟ شما ببينيد امام چگونه جامعه را بارور كرد و جامعه را رشد فكري داد! درس امام(ره) هر روزش يك مطلب جديد داشت و قريب 9 سال كه بنده از مسجد سلماسي تا منزل امام(ره) بعد از درس، ايشان را همراهي مي كردم و از ايشان سئوال مي كردم، يك بار امام در مقابل سئوالات فراوان من بي اعتنايي نكردند و روي ترش ننمودند و امام(ره) اينگونه فرهنگ سازي مي نمود و حتي زماني هم كه نجف اشرف بودند، از راه دور بر امورات درسي شاگردانشان نظارت داشتند.

آيت الله صانعي با بيان اينكه برخي قوانين فعلي خصوصا در بحث حقوق زنان و حدود نيازمند بازنگري هستند، فرمودند: معيار تصويب قوانين بر اساس قانون اساسي اول كه در زمان امام امت (سلام الله عليه) و با اشراف و نظر فقاهتي ايشان و ساير فقها نگاشته شد، مطابقت با موازين اسلام است نه فتواي فلان فقيه.

وي افزودند: امروز دشمنان ما با استناد به برخي مسائل در بحث حدود و اجراي آن، عليه ما هجمه تبليغاتي به راه انداخته اند و اگر چه ملتها مي توانند بر اساس منشور حقوق بشر به قوانين خودشان عمل كنند اما آيا اين درست است كه حكمي را اعلام و بعد تعطيلش كنيم؟ اگر حكم اسلامي است كه حق نداريم تعطيلش كنيم و اگر اسلامي نيست، چرا تعطيلش نكنيم؟

وي افزود:من نمي گويم تحت تاثير غرب قرار بگيريم، اما همان گونه كه ائمه (عليهم السلام) فرمودند اسلام را جوري معرفي كنيم كه حربه را از دست دشمن بگيريم.


 

+ نوشته شده توسط در جمعه دوازدهم خرداد 1385 و ساعت 16:34 |
اخبار ویژه مجلس / ستون بهارستان اعتماد ملی
زمان: ۱۱/۳/۱۳۸۵ | ۹:۵۱:۰۴ صبح
خبرگزاری آریا- در ستون بهارستان اعتماد ملی امروز سه خبر از مجلس به چشم می خورد.
 
اعتراض‌ يك‌ جانباز
يكى‌ از جانبازان‌ استان‌ قم‌ در اعتراض‌ به‌ اينكه‌ كميسيون‌ پزشكى‌ بيمارستان‌ ساسان‌ بعد از 19 سال‌ بدون‌ معاينه‌ و به‌ شكل‌ غيابى‌ او را جانباز 10 درصد اعلام‌ كرده‌ است‌ در مقابل‌ مجلس‌ نشسته‌ بود و در پلاكاردى‌ كه‌ به‌ گردن‌ خود آويخته‌ بود، نوشته‌ بود: در شهرستان‌ قم‌ به‌ جانبازان‌ ظلم‌ مى‌شود و هيچ‌ حمايتى‌ از جانبازان‌ صورت‌ نمى‌گيرد. من‌ از مجلس‌ كمال‌ دادخواهى‌ را دارم‌. او منتظر بود تا با يكى‌ از نمايندگان‌ استان‌ قم‌ ديدار كند
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه یازدهم خرداد 1385 و ساعت 15:20 |
چهارشنبه 10 خرداد 1385 ساعت 13:49
 نشست قم و اوج گیری انتقادها از صدا و سیما

آفتاب- یونس زرتاک: آن طور که سخنگوي جامعه مدرسين حوزه علميه قم خبر داده، هفته گذشته مسوولان صدا و سيما و كميسيون فرهنگي این تشکل حوزوی جلسه ای در قم داشته اند که به گفته وی، طی آن برخي از معاونين و مسوولان شبكه‌هاي رسانه ملي به ارايه توضيحاتي از فعاليت‌هاي اين رسانه پرداخته اند و اعضاي جامعه مدرسين نيز دغدغه‌هاي خود را در ارتباط با عملكرد اين رسانه و وظايف آن بيان كرده‌اند.

هر چند «سید محمد غروی» دیدار انجام شده را «دوستانه» توصیف کرده، اما اخبار منتشر شده در این زمینه از آن حکایت دارد که برخي اعضاي جامعه مدرسين در اين جلسه‌ از برنامه ها و توليدات صدا و سیما انتقاد كرده اند. 
یکی از پایگاههای خبری اصولگرایان دراین باره خبر داده: «انتقادات به گونه اي بوده كه پس از توضيحات مديران صدا و سيما در دفاع از برنامه ها، سيد محمد غروي از اعضاي جامعه مدرسين با عصبانيت جلسه را ترك نموده و ادامه آن را بي فايده عنوان كرده است. ضمن آنکه برخي اعضاي جامعه مدرسين نيز از غیبت عزت الله ضرغامي رئيس سازمان در اين جلسه گلايه داشته اند». 

پیش از این هم، اعضای جامعه مدرسین در نامه ای تفصیلی به ضرغامی رییس سازمان صدا وسیما 16 مورد را به عنوان مسایل مغایر با شرع در برنامه های صدا و سیما اعلام کرده بودند که ظاهرا پس از آن احساس شد که رسانه ملی به دغدغه های علما و مدرسین حوزه بی توجه است و به همین دلیل (طبق گزارش سایت فردا) در اواخر سال گذشته، موضوع در جلسه اعضای جامعه مدرسین با مقام معظم رهبری مطرح شد.
از سوی دیگر، گروهها و جریاناتی چون انصار حزب الله هم در ماههای اخیر به اشکال مختلف در نشریات و محافل خود، انتقاد خویش از برنامه های صدا وسیما را ابراز کرده اند. در تازه ترین مورد، نشریه «یالثارات الحسین» ارگان انصار حزب الله در شماره اخیر خود از «ابراز ندامت» مسؤولان سیما به خاطر پخش برنامه ای با عنوان «آوای ایرانی» خبر داده است.

به نوشته این نشریه، در قالب این برنامه از «یک جانی رژیم سفاک پهلوی که در کارنامه فعالیتهای اجتماعی اش صدور حکم به شهادت رساندن شهید بزرگوار مدرس و دهها تن از فرزندان غیور ملت ایران را به ثبت رسانده و سالها در لژ اخوت فراماسونرها به خدمتگزاری مشغول بوده»، تجلیل شده است. 

ارگان انصار حزب الله پخش این برنامه را نشانه ای از اعلام موجودیت مجدد «مافیای پنهان» در صدا وسیما دانسته است. مافیایی که به نوشته این نشریه، پس از اعترافات «سیامک پورزند» در سال 81 موقتا بخش کوچکی از فعالیت خود را متوقف کرده بود. 

اگر به چنین انتقادات و پیگیری هایی، نقدهای گاه و بیگاه اصولگرایان در نهادهایی چون شهرداری تهران، مجلس هفتم و وزارتخانه های دولتی درباره نحوه پوشش اخبار خود را نیز بیافزاییم، خواهیم دید که صدا و سیما از زوایای مختلف مورد انتقاد قرار دارد

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه یازدهم خرداد 1385 و ساعت 15:19 |
مصباح: مردم اندونزي تشنه معارف تشيعند

۱۰ خرداد ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۲۰:۱۸

به گزارش خبرگزاري فارس محمدتقی مصباح يزدي كه در جمع دانش پژوهان، طلاب و دانشجويان از خاطرات سفر اخير خود به اندونزي و مالزي سخن مي‌گفت، افزود: بعضي از افراد منحرف و ضد انقلاب با سرمايه‌گذاري روي افكار انحرافي، آنها را به زبان‌هاي مختلف ترجمه كرده و به كشورهاي گوناگون ارسال مي‌كنند.

استاد حوزه علميه قم، كشور اندونزي را از افتخارات جهان اسلام برشمرد و گفت: اين كشور بزرگترين كشور اسلامي است كه بيش از 220 ميليون مسلمان دارد و كمتر از 10 درصد از جمعيت آن از اديان و مذاهب ديگر هستند كه البته جمعيت شيعه آن بسيار كم و عمدتاً بعد از انقلاب اسلامي ايران به مذهب تشيع گرويده‌اند.
وي افزود: در دورترين نقاط آسيا، به رغم دوري از مراكز علوم اسلامي و خصوصاً با پشت سر گذاشتن سه قرن سلطه استعمارگران،‌علاقه به معارف اسلامي به صورت فزاينده‌اي رو به رشد است و برخي آداب و سنت‌هاي اسلامي كه در آن كشور به پا داشته مي‌شود،‌در هيج جاي جهان اسلام نظير ندارد و همين اظهار علاقه حيرت انگيز به اسلام و اهل بيت است كه وظيفه ما را سنگين‌تر مي كند.

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم ادامه داد:‌حضور چشمگير دانشگاهيان در جلسات سخنراني و ابراز احساسات صميمانه آنها كه اكثراً هم شيعه نبودند،بسيار قابل توجه بود،به گونه‌اي كه احساس مي‌كردم در بين عده‌اي از بسيجيان هستم و خود مويد اين حقيقت است كه مودت به اهل بيت تنها منحصر به مردم ايران و يا قم نيست،مردمي كه به اين معارف نياز و علاقه دارند و با آغوش باز از آن استقبال مي كنند در جهان فراوانند.

مصباح يزدي در بخش ديگري از سخنان خود افزود: بنده بعد از انقلاب، سفرهاي زيادي به كشورهاي مختلف از جمله اندونزي و مالزي داشته‌ام ولي اين سفر بر بصيرت من به اسلام و تشيع و وضع مسلمان‌هاي دنيا بسيار افزود و از طرفي سنگيني بار مسئوليت بر دوش خود و امثال خودم را احساس كردم.

وي ادامه داد:‌ متاسفانه در اندونزي، كشوري با 220 ميليون مسلمان، حتي در ازاي هر يك ميليون مسلمان، يك نفر عالم صالح و كارآمد كه توان تبيين و دفاع از معارف اسلامي را داشته باشد، وجود ندارد.

عضو مجلس خبرگان، استقبال مردم، مخصوصا نخبگان از نشست‌هاي گفتمان ديني كه در رابطه با اين سفر ترتيب داده شده بود را بسيار عظيم و پرشور ارزيابي كرد و افزود: يكي از اساتيد دانشگاه،‌پس از سخنراني‌ام در يكي از كالج‌هاي اندونزي گفت: حقيقت اين است كه باور نمي‌كردم كه كسي با لباس روحانيت حرف هايي از فلسفه غرب بيان كند و به راحتي آنقدر نقد نمايد،‌در حاليكه من كه استاد فلسفه هستم تا به حال اين مطالب را نخوانده و نشنيده‌ام.

مصباح يزدي از برنامه‌هاي ديني عده‌اي از طلاب قم در اندونزي به عنوان يك حركت جهادي ياد كرد و گفت:‌ جمعي از طلاب با انگيزه، با فداكاري و اراده محكم در آنجا مقاومت كردند و با وجود بعضي از موانعي كه متاسفانه از خود ايران بر سر راه آنها گذاشته مي‌شد، يك مركز اسلامي را در اندونزي راه‌اندازي كرده و تعدادي از كتب شهيد مطهري و ديگر نويسندگان متعهد و انقلابي را به زبان آن سرزمين ترجمه كرده‌اند كه با استقبال زيادي روبرو شد، به طوريكه بعضي از اين كتاب ها در رديف كتب درسي قرار گرفته است.

رئيس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) در پايان سخنان خود، توجه به مسايل جزئي و بي ارزش در داخل كشور را موجب عقب ماندگي از كارهاي بزرگ و موثر ارزيابي كرد و خطاب به دانش پژوهان افزود: اطلاع شما از اين مسايل همت شما را بيشتر مي كند و افق‌هاي روشن تري را پيش روي شما و عالم اسلام خواهد گشود و باور داشته باشيد كه در راه نشر معارف حقيقي اسلام، مانع بزرگي در سر راه شما بخصوص در كشور اندونزي و كشورهاي مانند آن و حتي كشورهاي اروپايي و كشورهاي مخالف اسلام وجود ندارد و بايد با سعي و تلاش و توكل به خداوند و ائمه اطهار (ع) به وظيفه خود عمل كرد.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه یازدهم خرداد 1385 و ساعت 15:12 |
آغاز به کار دفتر توسعه وبلاگ ديني

۹ خرداد ۱۳۸۵ - قبل از ظهر ۱۱:۲۷

دفتر توسعه وبلاگ ديني با هدف بستر سازي فعاليتهاي ديني در اينترنت به وسيله وبلاگها در قم راه اندازي شد.

به گزارش رسا، مهندس سيد محمدرضا فخري، مدير دفتر توسعه وبلاگ ديني در جمع خبرنگاران با اعلام اين مطلب گفت: با توجه به اهميت جايگاه وبلاگ در عرصه اطلاع رساني و ارتباطات، دفتر توسعه وبلاگ ديني با همکاري برخي از نهادهاي حوزوي و فرهنگي در قم راه‌اندازي شد.
وي افزود: هدف از راه اندازي اين دفتر پژوهش، آموزش و توليد محتوا و حمايت‌هاي مادي و معنوي از وبلاگ‌هاي ديني است.

فخري با اشاره به فعاليتهاي يک ساله اعضاي اين دفتر گفت : اين دفتر طي سال گذشته با برگزاري جلسات پزوهشي با حضور اساتيد و صاحب نظران و نيز کلاسهاي مختلفي در حوزه علميه اقدام به آموزش بيش از پانصد نفر از طلاب و حمايت‌هاي مختلف از وبلاگ‌نويسان نموده است. با توجه به ضرورت اين طرح و گسترش آن از ابتداي سال 85 اقدام به راه‌اندازي دفتر توسعه وبلاگ ديني نموديم.

وي در پايان آمادگي اين دفتر را براي پزوهش، آموزش و حمايت‌هاي فني و محتوايي از طلاب وبلاگ نويس اعلام کرد و گفت: برنامه اصلي اين دفتر بسترسازي براي فعاليت‌هاي ديني در فضاي اينترنت است که در مرحله اقدام به گسترش وبلاگ نويسي ديني در حوزه علميه قم نموديم.
علاقمندان براي کسب اطلاع بيشتر مي‌توانند با شماره تلفن 7741166-0251 تماس حاصل نمايند.

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه نهم خرداد 1385 و ساعت 15:30 |
دبير كميسيون حقوق بشر اسلامي: در ایران صاحبان قدرت همواره در نفي حقوق متهمان صحبت مي‌‏كنند

- 8/3/85تاريخ و زمان ورود خبر : 09:35:55 

ایلنا:دبير كميسيون حقوق بشر اسلامي گفت: صحبت از حقوق بشر در برخي كشورها از جمله ايران انگيزه خاصي را ايجاد نمي‌‏كند كه يكي از اين بي انگيزگي‌‏ها اين است كه در اين كشورها و ايران صاحبان قدرت دائما در نفي حقوق متهمان صحبت مي‌‏كنند.
به گزارش خبرنگار ايلنا،"محمدحسن ضيايي فر"، در همايش "وكيل، دفاع، تحقيقات مقدماتي"با طرح اين سوال كه آيا حق بر دفاع يا دسترسي به مشاور حقوقي در موازين بين الملل به عنوان حقوق انساني به رسميت شناخته شده است،گفت: در هيچ يك از استانداردهاي لازم الاجراي بين المللي دسترسي به وكيل لحاظ نشده است.آنچه در اين اسناد پايه آمده است شناسايي حق دفاع متهم يا شناسايي دسترسي به وكيل است.
وي افزود: اسناد ديگر بين المللي به طور خاص مواردي را به ضرورت حضور وكيل در تحقيقات مقدماتي اختصاص داده است آئين نامه اروپايي امور زندانها نيز بر اين حق پافشاري كرده است.
ضيايي فر با برشمردن اقتضاحات موجود براي حضور وكيل در مجموع موازين بين المللي،گفت: حق بر انتخاب وكيل با بهره‌‏مندي از وكيل دلخواه، حق بهره‌‏مندي از وكيل رايگان، حق متهم در تماس هاي خصوصي و محرمانه با وكيل و مشاور حقوقي خود، حق بهره مندي از وكيل با مشاور حقوقي با تجربه،‌‏ ذيصلاح و موثر و ضرورت جلوگيري از هرگونه تعرض و بي احترامي به وكيل از جمله اين موارد است.
دبير كميسيون حقوق بشر اسلامي تاكيد كرد: ممكن است در برخي از موازين حقوق بشر، اين حقوق به رسميت شناخته شده باشد، اما منفذهايي وجود دارد كه اگر به غلط تفسير شود ممكن است موجبات سوءاستفاده را فراهم كند.
وي با اشاره به استثناهاي موجود در موازين بين المللي در جهت محدود كردن حضور وكيل در تحقيقات مقدماتي،گفت: عدم تمايل متهم در اختيار وكيل، اعلام عدم اهميت جرم از سوي مرجع قضايي، ذكر قيد عدم حضور وكيل براي مدت چند روز،‌‏ عدم دسترسي به وكيل براي مدت معقول، محروم كردن متهم از دسترسي به وكيل مگر در اوضاع و احوال استثنايي كه برابر ضوابط قانوني مشخص شده باشد و براي حفظ امنيت ضروري تلقي شود و نيز ذكر شرايط استراري در اختيار وكيل از جمله اين استثناهات است.
وي تاكيد كرد: اگر كشوري به طور ديپلماتيك اين حقوق را به رسميت نشناسد بايد توجه كند كه نمي تواند از زير نظارت هاي بين المللي فرار كند.
وي ابراز اميدواري كرد كه گوش شنوايي وجود داشته باشد تا آرا صاحب نظران را در طرحها و لوايح بگنجاند

+ نوشته شده توسط در سه شنبه نهم خرداد 1385 و ساعت 15:24 |

انتقاد از بهره‌برداري‌هاي اقتصادي از مهدويت؛ از وبلاگستان

۸ خرداد ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۲:۵۳

 

وبلاگ «در آرزوي تو» يکي از پرشمار وبلاگ‌هايي است که به مقوله انتظار و مهدويت مي‌پردازد. يادداشتِ اخير اين وبلاگ، نوشته‌اي است تحليلي ـ انتقادي که در سه بخش به آسيب‌هاي وارده بر اين باور مي‌پردازد. نويسنده در بخش اول مي‌نويسد: امروز موضوع مهدويت، از لفافه فرهنگ خاص مربوط به مکتب تشيع خارج شده و رواج بي قاعده آن در عرصه‌هاي مختلف بدون چشم داشت به خاستگاه اصلي آن، محملي براي توجيه افکار و عقايد ويژه شده است. تقليل اهداف و مباني فرهنگ اعلاي مهدويت تا سطح عوام گرايي و ترويج خرافات که تحت عنوان گسترش فرهنگ انتظار روي داده است، يک حرکت هدايت شده با مقاصد خاص است. به همين روال، وام گرفتن از اعتبار شخصيتي که هنوز غايب از نظرهاست، تبديل به طنز تلخ تاريخ امروز شده است. چگونه بعضي‌ها از اعتبار تخصيص نيافته، اين گونه وام مي‌گيرند؟ و چگونه امضاي ايشان را پاي برخي از احکام براحتي جعل مي‌نمايند؟

او در بخش دوم به زمينه‌هاي پيش از ظهور پرداخته و مي‌نويسد: حوادث پيش از ظهور، علي‌الاطلاق از جنس اتفاق بوده و پيش زمينه خاصي بر آن مترتب نيست، بدين معنا که تعيين يک سلسله رويدادهاي خاص و دنباله دار که همانند دانه‌هاي يک تسبيح به هم متصل نشان داده مي‌شوند، نمي توانند به عنوان عوامل اصلي ظهور معرفي گردند، چه بسا با لحاظ اين ديدگاه، پيش از اين نيز ظهور مي‌بايست اتقاق مي‌افتاد ؛ مثلا زمان حمله مغول به ايران ؛ اما چرا ظهور اتفاق نيفتاد؟ آيا ظلم و جنايت تاريخي مغول در آن برهه خاص به نسبت جمعيت آن زمان مسلمانان در تاريخ تکرار شده است؟ افرادي که پس از وقوع هر حادثه جهاني و البته غيرقابل پيش بيني، آهنگ ظهور سر مي‌دهند، به اين نکته پي نبرده اند که اين اتفاقات از جاري بودن سنن الهي بر روي زمين حکايت مي‌کند و نشانه گيري آنان بر روي موضوع ظهور، مبناي علمي خاصي ندارد و توسعه اين انديشه بيشتر از فقر حکمت در بساط شريعت آنها حکايت مي‌کند.

بخش سوم حاوي انتقادي است به بهره برداري‌هاي اقتصادي از باور مهدويت. او در اين زمينه به عنوان مثال به نحوه اداره مسجد جمکران اشاره مي‌کند و مي‌نويسد: "گسترش فيزيکي مسجد جمکران به منظور رفاه حال زايرين و تعيين اين محل به عنوان منطقه خاص گردشگري ( نه زيارتي ) و توجه ويژه به آن ظاهر قضيه است و ليکن بستن بيشتر دربهاي مسجد که برغم درتنگنا گذاشتن زايرين صورت مي‌گيرد و باز گذاشتن آن دسته از دربهايي که به اماکن تجاري منتهي مي‌شود، چه توجيهي دارد؟ آيا تبديل محراب مسجد جمکران به صندوق جمع اوري اعانه عوام فريبي نيست؟ توجه داشته باشيد که نمازگزاران در تمامي نقاط مسجد به طرف محراب و در نظر اقايان پول سجده مي‌کنند ؟ هر چند بساط اين موضوع با اعتراض يکي از علما برچيده شد و ليکن به جاي آن در دو طرف محراب با گذاشتن دو جعبه شيشه‌اي منور به نور سبز براي چشمگير کردن آن و نقل اين قول از خداوند کريم که بواسطه ريختن پول درون اين صندوق‌ها اجر عظيمي خواهيد برد، از چاله درآمده به چاه افتاده‌اند. به راستي خداوند تبارک و تعالي به کداميک از متوليان مسجد جمکران چنين قولي داده است؟ آيا بهره گيري اقتصادي از فرهنگ مهدويت تا اين حد مجاز است؟ فاين تذهبون؟

+ نوشته شده توسط در سه شنبه نهم خرداد 1385 و ساعت 15:18 |
تعيين سخنگوي جديد جامعه مدرسين

۸ خرداد ۱۳۸۵ - قبل از ظهر ۹:۴۴

حجت‌الاسلام سيدمحمد غروي، به عنوان سخنگوي رسمي جامعه مدرسين انتخاب شد.

به نوشته «همشهري» سيد محمد غروي، عضو هيات رئيسه جامعه مدرسين حوزه علميه قم به صورت رسمي از سوي اين تشكل به عنوان سخنگو انتخاب شد.

بنا بر اين گزارش، در جلسه اخير شوراي مركزي جامعه مدرسين بر اساس اكثريت آرا و تاييد آيت‌الله مشكيني، سيدمحمد غروي سخنگوي اين تشكل شد.

از سوي ديگر، اعضاي شوراي مركزي حزب مؤتلفه اسلامي به انتخاب مجدد اسدالله بادامچيان به عنوان قائم مقام دبيركل اين حزب رأي دادند.

حميدرضا ترقي، رئيس دفتر سياسي حزب مؤتلفه اسلامي، با بيان مطلب بالا افزود: همچنين در اين جلسه، محمد علي اماني به عنوان دبير اجرايي حزب انتخاب شد..

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه نهم خرداد 1385 و ساعت 15:11 |

خبرگزاری آریا  -۸/۳/۱۳۸۵

كمك ويژه دولت سابق به يك موسسه خصوصى در قم ( خبر ويژه )

سال گذشته براساس توافق وزير وقت ارشاد و معاون اول وقت رئيس جمهور، دويست ميليون تومان از حساب ذخيره ارزى كشور براى احداث «موزه مطبوعات ديني» در قم به حساب اداره كل ارشاد قم واريز شده است، اما اين اداره تحت فشار وزارتخانه و يكى از مسئولان سابق استان قم، امكانات خريدارى شده از اين مبلغ را در اختيار موسسه اى خصوصى و در عين حال فاقد مجوز تحت عنوان «تماشاگه مطبوعات ديني» قرار داده است.

سايت «رسا» با انتشار خبر فوق به نقل از مديركل كنونى ارشاد قم، افزود: ديوان محاسبات مجلس پس از اطلاع از موضوع به اداره ارشاد قم براى بازگرداندن اين وجوه به بيت المال تذكر داده است و متعاقب آن مسئولين فعلى اداره كل ارشاد قم براى بازپس گرفتن اموال بيت المال وارد عمل شده اند.

كمك ويژه دولت سابق به يك موسسه خصوصى در قم -كه برخى اعضاى دولت سابق در آن عضويت داشتند- درحالى صورت گرفته است كه ساير موسسات فرهنگى قم كه بيلان كار گسترده اى هم داشته اند، از هيچ حمايتى از سوى اداره كل سابق ارشاد قم بهره مند نبوده اند و مراجعات آنان بى پاسخ گذاشته شده است.

شنيده ها حكايت مى كند استاندار فعلى قم و مديركل فعلى ارشاد با غيرقانونى خواندن اين موسسه خصوصي، از حضور در آن خوددارى كرده اند. همچنين اطلاعات واصله حاكى است، اموال خريدارى شده از اين دويست ميليون تومان، به يك انبار اسقاطى منتقل شده و در طول يك سال گذشته بلااستفاده بوده است.

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هشتم خرداد 1385 و ساعت 17:6 |


خبرگزاري انتخاب : در پي بروز برخي شايعات مبني بر واكنش حضرت آيت الله مكارم شيرازي نسبت به بي‌پاسخ ماندن نامه ارسالي خود به دكتر احمدي نژاد، دفتر اين مرجع تقليد موضوع ارسال نامه به رييس جمهور را تكذيب كرد.

در اطلاعيه‌اي دفتر آیت الله مکارم شیرازی آمده است: متأسفانه اين ايام گاهي اخباري منتشر مي‌شود كه به هيچ وجه واقعيت ندارد و شايد منشأ آن هم معلوم باشد.

در ادامه این اطلاعیه با اشاره به این که «در جرائد نوشته بودند آیت الله مکارم شیرازی نامه‌اي براي رياست محترم جمهوري نوشته‌اند كه بلاجواب مانده. »، تاکید شده است: بدين وسيله اعلام مي‌دارد كه معظم له هيچ‌گونه نامه‌اي براي جناب رييس جمهور محترم مرقوم نداشته‌اند».

 

 

تلاش براي بهبود روابط مراجع تقليد با دولت احمدي‌نژاد

 

دفاتر برخي مراجع تقليد قم، در يك توافق نانوشته و جمعي با نپذيرفتن مقامات دولتي، ناراحتي خود را ابراز ‌كرده بودند. اما بر پايه آخرين اخبار رسيده به خبرنگار «بازتاب»، يك گروه شش، هفت نفره از علما و اساتيد برجسته حوزه، مدتي پيش، در ديدار با رئيس‌جمهور، گلايه مراجع را به احمدي‌نژاد منتقل كرده‌اند.

 

۷ خرداد ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۴:۴۴

رئيس‌جمهور در ديدار يك هيأت از علما و اساتيد برجسته، ضمن ابراز ارادت به مراجع تقليد، تأكيد كرده كه از آغاز كار دولت نهم، ارتباط مستمر با حوزه‌هاي علميه و مراجع تقليد، مبناي كار بوده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، وي اين سخنان را در ديدار گروهي از علما بيان كرده كه براي بهبود روابط تيره شده مراجع تقليد و دولت، از چند روز قبل، كار خود را آغار كرده‌اند.

شنيده‌هاي خبرنگار «بازتاب»، حاكي از آن است كه عملكرد و سخنان برخي اطرافيان رئيس‌جمهور، بيوت مراجع تقليد را از عملكرد دولت گله‌مند كرده است.

بنا بر اخبار موثق، دفاتر برخي مراجع تقليد قم، در يك توافق نانوشته و جمعي با نپذيرفتن مقامات دولتي، ناراحتي خود را ابراز ‌كرده بودند.

اين در حالي است كه به نظر مي‌رسد، دولت احمدي‌نژاد در آغاز كار، رابطه‌ بسيار صميمي با علماي قم داشته، به گونه‌اي كه تا يكي،‌ دو ماه پيش، تقريبا هر هفته، يكي از وزرا يا مقامات عالي‌رتبه دولت به قم سفر كرده و با مراجع ديدار مي‌كردند، اما سوءتدبير برخي اطرافيان رئيس‌جمهور در اين‌باره، خدشه ايجاد كرده است.

گفته مي‌شود، علت اصلي نارضايتي مراجع، اظهارات توهين‌آميز مشاور رئيس‌جمهور عليه علما و نيز اعلام موضع ناپخته سخنگوي دولت درباره تغيير تصميم ورود زنان به ورزشگاه بوده است.

برخي روحانيون ناآشنايي و نبود ارتباط نزديك حجت‌الاسلام بي‌ريا با دفاتر مراجع را از جمله عوامل بروز چنين مواردي مي‌دانند. حجت‌الاسلام بي‌ريا، مشاور امور روحانيون رئيس‌جمهور، كه مسئول اصلي ارتباط و ساماندهي برنامه‌هاي رئيس‌جمهور و مراجع تقليد و حوزه‌‌هاي علميه است، مدت نزديك به هشت سال در تگزاس، مشغول تبليغ بوده و سپس به اين پست گمارده شده است. شنيده مي‌شود، وي اظهار كرده كه اعتقاد چنداني به ملاقات‌ها و ارتباطات حضوري و سنتي با مراجع تقليد نداشته و در صدد ايجاد پژوهشگاه‌ها و مؤسساتي است كه خارج از روال سنتي و به شيوه‌اي جديد، پيوند دولت و حوزه‌هاي علميه را تعميق بخشند.

اما بر پايه آخرين اخبار رسيده به خبرنگار «بازتاب»، يك گروه شش، هفت نفره از علما و اساتيد برجسته حوزه، مدتي پيش، در ديدار با رئيس‌جمهور، گلايه مراجع را به احمدي‌نژاد منتقل كرده‌اند.

رئيس‌جمهور نيز با اشاره به اين‌كه عده‌‌اي، در پي ايجاد شكاف بين دولت و مراجع تقليدند، تأكيد كرده كه سوءتفاهمات را برطرف مي‌كند.

وي همچنين، ضمن ابراز ارادت به مراجع تقليد و علما، تأكيد كرده كه خود را موظف به تأمين نظر مراجع دانسته و خواهان ارتباط بيشتر با حوزه است.

گفتني است، هيأت مذكور همچنين انجام ديدارهايي را به همين منظور با مراجع تقليد آغاز كرده است


تفسير نيويورك تايمز:


وداع روحانيون با دولت بنام احمدی نژاد ثبت خواهد شد؟

 

نیویورک تایمز در یک مقاله تحلیلی‌ نوشت:

احمدی نژاد برای احیای اعتبار حکومت و روحانیت، می خواهد روحانیون را از مقامات دولتی کنار بگذارد. دولت وی به خاطر آنکه چاره ای جز برآورده کردن خواسته های اجتماعی مردم ندارد، علیرغم اعتقادات مذهبی خود، شاید غیرروحانی ترین دولت در تاریخ جمهوری اسلامی شود . تلاش احمدی‌نژاد، برای قبضه کردن قدرت در ایران از حمایت رئیس حکومت، آیت‌الله علی خامنه‌ای برخوردار است و سرانجام می تواند به تک صدائی شدن حکومت در ایران ختم شود. از نظر مایکل اسلکمن، خبرنگار نیویورک تایمز که از تهران مقاله را نوشته: در کشوری که تاکنون با صداهای چندگانه و اهداف مختلف سخن می‌گفت، یگانگی بی‌سابقه رهبری مذهبی و سیاسی در بالاترین سطوح، فرصت بی‌سابقه‌ای برای مذاکره مستقیم با آمریکا فراهم می‌سازد.

سردار بازنشسته علیرضا آخری، معاون سابق وزارت دفاع جمهوری اسلامی، به نیویورک تایمز می گوید اگر آمریکا با دولت اصلاح‌طلب رابطه برقرار می‌کرد، این رابطه هیچوقت کامل نمی‌بود، اما حالا مفهوم تشنج‌زدائی این است که همه کشور از رابطه با غرب حمایت می‌کند.

درعین حال احمدی‌نژاد در تلاش است حکومت روحانیت محافظه‌کار را که اعتبار خود را در میان مردم از دست داده است، تقویت کند، از طریق امتیاز گرفتن از غرب در برابر برنامه اتمی، تسهیل محدودیت‌های اجتماعی، گشودن باب مذاکره با آمریکا، سرکوب مخالفت سیاسی در داخل کشور و توسعه یک طبقه سیاسی جدید در کشور اما بدون روحانیت!

 احمدی‌نژاد با حمایت آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس حکومت، می‌خواهد روحانیون را از مقامات کلیدی کنار بزند، زیرا تشخیص داده است که حضور روحانیون به عنوان چهره‌های اصلی حکومت در انظار، هم روحانیت را بی‌اعتبار کرده است و هم حکومت را.

نیویورک تایمز می‌نویسد احمدی‌نژاد اگر نتواند به وعده خود برای بهبود زندگی فقرا عمل کند، با اقتصاد پریشان، افزایش بیکاری و گستردگی نارضائی‌های قومی روبرو است و از هم اکنون خیلی‌ها هم امیدی به موفقیت او ندارند.

 ناصر هادیان، دوست بچگی رئیس جمهوری اسلامی و استاد دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران می‌گوید مشکل این است که حالا دولتی داریم که نه در اداره امور داخلی تجربه دارد نه در روابط خارجی. یک تحلیلگر گفت احمدی‌نژاد چاره‌ای جز تسلیم شدن به خواسته‌های اجتماعی مردم نمی‌بیند. صاحبان این عقیده از جمله اشاره کردند که هنگام مخالفت با منع حضور تماشاگران زن در استادیوم‌های ورزشی، احمدی‌نژاد از مواضعی دفاع کرد که با مواضع روحانیون محافظه‌کار در داخل و خارج ایران تطبیق نداشت


+ نوشته شده توسط در دوشنبه هشتم خرداد 1385 و ساعت 16:41 |

صافي گلپايگاني: امتي كه در آن موسيقي و آلات موسيقي وجود داشته باشد، رستگار نخواهد شد

خرداد ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۰۵ , ۲۰ 

خبرگزاري انتخاب :اين مرجع تقليد، با اشاره به احاديث تصريح كرد: امتي كه در آن موسيقي و آلات موسيقي وجود داشته باشد، رستگار نخواهد شد. پيامبر از ما انتظار دارد فعاليت‌ها و برنامه‌هاي خود را ديني كنيم و سخاوت و برادري و رحم و انصاف را در ميان خود رواج داده و با دستورات الهي مخالفت نكنيم. 

اخبار صوفيه: نتيجه اينکه طبق نظر حضرت آية الله هيچ امت يا ملتی بلکه هيچ انسانی در طول تاريخ رستگار نشدند نمی شوند ونخواهند شد

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفتم خرداد 1385 و ساعت 16:30 |

فتواهای متفاوت آیت الله جناتی، كانديداي گروهها و احزاب دوم خردادي در انتخابات خبرگان در استان سمنان.


- «زناني كه حجاب شرعي را رعايت نمي كنند و امر به معروف و نهي از منكر در آنها نيز اثري ندارد، نگاه كردن به آنها در صورتي كه بگونه ريبه و لذت نباشد اشكال ندارد

- «تصدي مقام قضاوت و مقام هاي ديگر مانند مقامات اجتماعي، سياسي، علمي، فرهنگي، هنري، مديريتي، رياست ها و... توسط زنان در صورتي كه در انجام آنها توانايي داشته باشند و موازين شرعي از حيث پوشش و غير آن را حفظ كنند، اشكال ندارد

- «اذن پدر در ازدواج دختري كه به گونه كامل مصلحت و مفسده را درك مي كند و تحت تأثير احساسات قرار نمي گيرد، شرط نيست و اختيار با خود اوست

- «بيرون رفتن زن از منزل در صورتي كه با حق شوهر منافات داشته باشد، بايد از از او اذن بگيرد، وگرنه اذن او معتبر نيست. پس در اين صورت مي تواند بدون اذن او از منزل براي تعليم و تعلم و كارهاي اجتماعي و وظايف سياسي با حفظ حدود اسلامي و نيز براي ديدار پدر و مادر و فاميل بيرون رود و نيازي به اين نيست كه در ضمن عقد، آن را شرط كند

- «پيدايش بلوغ دختر به عادت ماهانه است و اگر بر اثر عوارض مزاجي عادت ماهانه ندارد بايد به عادت
ماهانه دختران بستگان و فاميل خود مراجعه كند و عادت آنها را زمان بلوغ خود قرار دهد

«ازدواج با زنان كتابي، چه آنكه به گونه موقت و چه به گونه دائم و هميشگي، جايز است

- «رقصيدن زنان براي زنان و مردان براي مردان در مجالس عروسي و مناسبت فرح و شادي اشكال ندارد و همچنين است رقصيدن زنان براي شوهرانشان

- «شنيدن آهنگ هايي مانند موسيقي كلاسيك در انسان احساس خوشايندي را پديدار مي سازد و در رفع خستگي و آرامش اعصاب مؤثرند اشكال ندارد

- «كافران از هر نوع و قسمي كه باشند از نظر جسمي و بدني پاك، ولي از نظر روحي و معنوي، پليد و ناپاك مي باشند

- «بازي كردن با آلات قمار از قبيل نرد، پاسور و شطرنج در صورتي كه به عنوان ورزش فكري، تقويت بنيه رياضي و يا سرگرمي باشد و در آن برد و باخت نباشد اشكال ندارد، حتي اگر چه عنوان آلت قماري از آنها زايل نشده باشد

- «مجسمه سازي كه امروزه به عنوان فن و هنر گرانقدر و ارزشمند به شمار مي آيد و از انگيزه هاي مذموم و ناپسند و از آلودگي، شرك و قصد تشبه به خالق، مبرا است و با تحول زمان و شرايط آن، ملاك حرمت و يا كراهت آن متحول شده، اشكال ندارد

«استعمال مواد مخدر مانند ترياك، هرويين، مرفين، مارى‏جوانا، چه بگونه خوردن و آشاميدن باشد و چه بگونه دود كردن و شياف نمودن، به ملاحظه مضرات گوناگونى كه دارد شرعا حرام است. مگر در صورتى كه پزشك آن را تجويز كرده باشد و نيز حرام است استعمال مواد سكرآور، مگر در صورت ضرورت و انحصار علاج به آن، كه در اين فرض مانعى ندارد»

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفتم خرداد 1385 و ساعت 13:46 |
+ نوشته شده توسط در شنبه ششم خرداد 1385 و ساعت 13:55 |

نورى همدانى: رنگ هاى مهيج حرام است، موسيقى هاي به واسطه آهنگ حرام است....

۴ خرداد ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۴۰ , ۰۲
خبرگزاري انتخاب :
آيت الله نورى همدانى تاكيد كرد: شهروندان قمى فضاى اين شهر را با موازين اسلامى منطبق كنند.

وى در پاسخ به سئوال شهردارى قم، درباره فرهنگ اسلامى شهر قم اظهار داشت: از آنجا كه شهر مقدس قم در جوار مبارك كريمه اهل بيت(ع) واقع شده و اكنون ام القراى جهان اسلام و خاستگاه انقلاب اسلامى و الهام بخش حركت هاى اسلامى است، لازم است اهالى متعهد اين شهر و زوار محترم، فضاى اين شهر مقدس را با موازين اسلامى از همه جهت منطبق كنند.

سايت «رسا» همچنين گزارش داد كه وى با سفارش به شهروندان قمى و زائران حضرت فاطمه معصومه(س) بر لزوم حفظ شئونات اسلامى، آورده است: بانوان محترم حجاب اسلامى را با پوشاندن تمام بدن به جز چهره و دست ها تا مچ مراعات كنند و پوشيدن جوراب هاى نازك و لباس هايى كه حجم بدن را نشان مى دهد و رنگ هايى كه مهيج است، حرام است و بايد توجه كنند چادر كه حجاب اهل بيت(ع) است، بهترين حجاب براى بانوان اسلامى است.

اين مرجع تقليد با اشاره به پخش موسيقى در سطح شهر افزود: موسيقى هايى كه به واسطه لحن و آهنگ يا كلمات و عبارات خود فسادانگيز است و موجب انحطاط اخلاقى است، حرام است.

 

گلایه مکارم شیرازی از احمدی نژاد

فردانیوز:آیت الله مکارم شیرازی از مراجع تقليد حوزه علميه قم در درس خارج فقه خود از محمود احمدی نژاد به خاطر بی پاسخ گذاشتن نامه اش گلایه کرد.
پس از دستور محمود احمدی نژاد براي گشودن ورزشگاهها به روي زنان، آيت الله در نامه ای به محمود احمدی نژاد ، از وی در باره اين طرح توضیح خواست اما تاکنون محمود احمدی نژاد به نامه ایشان پاسخ نداده است. این امر منجر به اعتراض آیت الله مکارم شیرازی و طرح علنی گلایه از محمود احمدی نژاد در درسهای خارج فقه چند روز پيش شده است.

در همين حال گفته مي شود احمدي نژاد اگرچه تحت فشارهاي سنگين مراجع تقليد و گروههاي مذهبي دستور خود به رئيس سازمان تربت بدني را پس گرفته است، اما همچنان به ورود زنان اعتقاد دارد و حتي به اطرافيان خود گفته است بايد آقايان سري به خيابانها بزنند تا ببينند وضعيت چگونه است.

 

+ نوشته شده توسط در جمعه پنجم خرداد 1385 و ساعت 14:56 |

آيا آنان كه مساجد خدا را ويران كنند از مسلمانانند؟

 

نماز جماعت به اقامه حجت الاسلام سيد حسين خميني فرزند سيد مصطفي خميني و نوه امام راحل حضرت آيت الله روح الله موسوي خميني

 

مكان: حسينيه شريعت قم

 

زمان: شب پنجشنبه 9 محرم 1427 مطابق با 19 بهمن 1384 درست 3 روز قبل از حمله مهاجمين مسؤلين امنيتي و سياسي قم به حسينيه شريعت

 

پيشنماز: سيد حسين خميني نوه امام

صف اول: سمت چپ پيشنماز سيد احمد شريعت واقف و متولي حسينيه شريعت

سمت راست پيشنماز: حجت الاسلام رحماني و ثقة الاسلام كشفي سرخدام حضرت معصومه عليها السلام 

 

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سوم خرداد 1385 و ساعت 16:8 |
سفر احمدى نژاد عين فرمان حضرت على (ع) است!

خبرگزاري انتخاب : پس از آیت الله جنتی، که در نماز جمعه دو هفته پیش، نامه احمدی نژاد به بوش را «الهام الهی» دانسته بود، این بار یک نماینده مجلس در نطق پیش از دستور خود، با تاكيد به اينكه «اگر متهم به قياس نشوم» گفت: سفرهاى «محمود احمدى نژاد» رئيس جمهورى عين فرمان حضرت اميرالمومنين(ع) است.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوم خرداد 1385 و ساعت 23:54 |
وكيل مدافع برخي از دراويش گنابادي: پرونده به دادسراي ويژه روحانيت ارسال شد، ايسنا

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي

وكيل مدافع برخي از دراويش گنابادي، گفت: پرونده‌ي رسيدگي به شكايت دراويش گنابادي قم به دليل روحاني بودن يكي از متهمان به دادسراي ويژه‌ي روحانيت قم ارسال شد.

محمد سيف‌زاده در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت: روز گذشته مدارك پرونده‌ي شكايت دراويش گنابادي قم از افرادي كه آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند تقديم دادسراي قم كرديم، اما به لحاظ اينكه يكي از متهمان روحاني است اين پرونده كلا به دادسراي ويژه‌ي روحانيت فرستاده شد.

وي، ادامه داد: با وجود اين كه مدتي از اين حادثه مي‌گذرد و هنوز داخل بدن اين افراد ساچمه‌ها وجود دارد، اين افراد به پزشكي قانوني فرستاده نشده‌اند.

وكيل مدافع برخي از دراويش گنابادي قم، خاطرنشان كرد: وظيفه‌ي دادسرا، تحقيق، بررسي اوليه و احقاق حق افراد است كه اميدوارم بررسي‌ها دقيق و به درستي انجام شود و اين افراد هرچه سريع‌تر براي معاينه به پزشكي قانوني فرستاده شوند.

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوم خرداد 1385 و ساعت 23:23 |

۱ خرداد ۱۳۸۵ - قبل از ظهر ۹:۵۷

تعداد بازديد: 4409

كد خبر: ۳۹۵۰۸

 

در پي انتشار گزارشي درباره تحركات طلبه‌اي به نام سيدمحمود حسني الصرخي، كه خود را مجتهد و صاحب فتوا و نيز «سيد حسني موعود» معرفي مي‌كند، دفتر آيت‌الله سيدكاظم حائري، با صراحت اعلام كرد كه اعتمادي به او نيست.

گفته مي‌شود، اين طلبه مشكوك كه با سوءاستفاده از روايات اهل بيت(ع) به جمع‌آوري هواداراني براي خود پرداخته است، ضمن ادعاي اجتهاد و توان صدور فتوا، خود را از شاگردان آيت‌الله سيدمحمدباقر صدر معرفي كرده بود.

وي همچنين با تحركات نامتعادل شعاري عليه اشغالگران تهران، زمينه اقدامات تلافي‌جويانه و پرهزينه عليه شيعيان عراق را فراهم كرده بود.

آيت‌الله سيدكاظم حسيني حائري، كه هم‌اكنون در قم سكونت دارد، برجسته‌ترين شاگرد شهيد آيت‌الله سيدمحمدباقر صدر به شمار مي‌رود و نزديك ميليون‌ها شيعه عراقي كه بيشتر آنان از طيف صدري‌ها به شمار مي‌روند، از ايشان تقليد مي‌كنند.

دفتر آيت الله سيد کاظم حائري از مراجع تقليد شيعيان عراق در قم در مورد خبر مندرج در سايت «بازتاب»، اعلام کرد: از نظر آيت الله حائري، سيد محمود الحسني الصرخي، مجتهد نيست و ايشان به وي اعتمادي ندارند.

متن کامل اين بيانيه که به زبان عربي منتشر شده، به اين شرح است:
مكتب المرجع الديني سماحة آية الله العظمى السيد كاظم الحسيني الحائري دام ظله الوارف
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
لا نعتقد باجتهاد السيد الحسني ولا نعتمد عليه.
المكتب - قم المقدسة

 

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه یکم خرداد 1385 و ساعت 16:10 |
بايد نسبت‌ به‌ عوام‌گرايي‌ ديني‌ هشدار داد

اعتماد ملي‌: به‌ دنبال‌ نوشته‌ شدن‌ نامه‌ از سوي‌ رئيس‌جمهور كشورمان‌ به‌ همتاي‌ آمريكايي‌اش‌ موضعگيري‌هاي‌ مختلفي‌ نسبت‌ به‌ اين‌ مساله‌ از تريبون‌هاي‌ متفاوت‌ مطرح‌ شد.
از آن‌ جمله‌ آيت‌ا... احمد جنتي‌ خطيب‌ جمعه‌ تهران‌ بود كه‌ در نطقي‌ نامه‌ احمدي‌نژاد را الهام‌ الهي‌ خواند در اين‌ خصوص‌ گفت‌وگويي‌ را با مجيد انصاري‌ عضو مجمع‌ تشخيا مصلحت‌ نظام‌ و مجلس‌ خبرگان‌ رهبري‌ انجام‌ داديم‌ كه‌ مشروح‌ آن‌ در پي‌ مي‌آيد:
به‌ نظر شما ضرورت‌ نگارش‌ نامه‌اي‌ سرگشاده‌ و علني‌ از جانب‌ مهدي‌ كروبي‌ به‌ آيت‌ا... احمد جنتي‌ درخصوص‌ اظهاراتش‌ در نمازجمعه‌ تهران‌ چيست‌*
متاسفانه‌ عوام‌گرايي‌ ديني‌ به‌ عنوان‌ يك‌ آسيب‌ بزرگ‌ فضاي‌ جامعه‌ را فرا گرفته‌ و حتي‌ دامن‌ برخي‌ از بزرگان‌ و نخبگان‌ را نيز گرفته‌ است‌ و اين‌ موضوعي‌ بسيار خطرناك‌ است‌ و من‌ از آقاي‌ كروبي‌ به‌ خاطر هشدار نسبت‌ به‌ اين‌ خطر جداص تشكر مي‌كنم‌ و به‌ شدت‌ از برخي‌ مطبوعات‌ گلايه‌ دارم‌ كه‌ ادعاي‌ دفاع‌ از اصول‌ و ارزش‌ها را دارند اما در برابر يك‌ حركت‌ انقلابي‌ و اسلامي‌ و تعصبي‌ كه‌ بجا از ناحيه‌ آقاي‌ كروبي‌ نشان‌ داده‌ شده‌ است‌ واكنش‌ منفي‌ از خود نشان‌ دادند.
اقدام‌ كروبي‌ نشان‌ بارزي‌ از نهي‌ از منكر بود كه‌ جلوه‌هاي‌ منطقي‌ دارد زيرا كه‌ يكي‌ از منكرات‌، فكري‌ و عقيدتي‌ است‌. ممكن‌ است‌ تصور شود كه‌ اين‌ مساله‌ چندان‌ اهميت‌ ندارد اما واقعيت‌ اين‌ است‌ كه‌ تاؤيرات‌ مخربي‌ كه‌ بر اعتقادات‌ ديني‌ و مباني‌ فكر اسلامي‌ از رهگذر نگاه‌هاي‌ عوام‌ وارد مي‌شود غيرقابل‌ جبران‌ است‌ و موجب‌ ترديد و تزلزل‌ اعتقادات‌ در ميان‌ نسل‌ جوان‌ خواهد شد.
 البته‌ براي‌ آيت‌ا... جنتي‌ احترام‌ قائل‌ هستم‌ و قطعا ايشان‌ خودشان‌ در مورد شرايط‌ ويژه‌اي‌ كه‌ اؤرات‌ مخرب‌ تعبيري‌ كه‌ درخصوص‌ نامه‌ رئيس‌جمهور داشتند اقدام‌ خواهند كرد و اين‌ اشتباه‌ را جبران‌ مي‌كنند.
قدسي‌ جلوه‌ دادن‌ امور جاري‌ سياسي‌ چه‌ ضرباتي‌ بر تفكرات‌ مذهبي‌ جامعه‌ و اعتقادات‌ راستين‌ مردم‌ وارد مي‌كند*
به‌ نظر من‌ نمي‌تواند طبيعي‌ باشد در شرايطي‌ كه‌ مبارزه‌ با اسلام‌ اصيل‌ و انديشه‌هاي‌ ناب‌ امام‌)ره‌( به‌ عنوان‌ منادي‌ اسلام‌ راستين‌ و آشتي‌ بين‌ دين‌ و سياست‌ از سوي‌ رسانه‌هاي‌ صهيونيستي‌ و مراكز استعماري‌ هر روز دامنه‌ وسيع‌تري‌ پيدا مي‌كند و اسلام‌ بدلي‌ طالبان‌، القاعده‌، خشونت‌گرايي‌ و ديگر جلوه‌هاي‌ زشت‌ اسلام‌ گريز را به‌ نام‌ اسلام‌ در عرصه‌ جهاني‌ ترويج‌ مي‌كنند در داخل‌ مراكز چاپ‌ و نشر نويسندگاني‌ باشند كه‌ عملاص خوراك‌ تبليغاتي‌ لازم‌ و در حقيقت‌ اسناد لازم‌ را براي‌ مستندسازي‌ آن‌ بنگاه‌هاي‌ ضددين‌ فراهم‌ كنند. در چنين‌ فضايي‌ شخصيت‌هايي‌ مانند آقاي‌ جنتي‌ بايد بيشتر به‌ عواقب‌ برخي‌ اظهارنظرهايشان‌ در حوزه‌ مسائل‌ دين‌ دقت‌ كنند.
روزنامه‌هاي‌ اصولگرا نسبت‌ به‌ آنچه‌ سكوت‌ كروبي‌ در سال‌هاي‌ گذشته‌ در مورد اقداماتي‌ از اين‌ دست‌ مي‌خوانند انتقاد كرده‌اند ارزيابي‌ شما از اين‌ ادعاها چيست‌*
روزنامه‌هاي‌ مدعي‌ اصولگرايي‌ به‌ شخصيت‌ برجسته‌ و انقلابي‌ معاصر، آقاي‌ كروبي‌ جفا كردند و نوعاص جواب‌ نقضي‌ دادند كه‌ چرا در فلان‌ مورد كه‌ بر انديشه‌ امام‌ اعتراض‌ كردند بر فرض‌ كه‌ اشكال‌ وارد باشد به‌ حق‌ فرياد نزدند. اما بايد گفت‌ كه‌ اگر ايشان‌ سكوت‌ مي‌كردند و در برابر اين‌ مساله‌ اعتراض‌ نمي‌كردند آيا در آينده‌ به‌ اين‌ سكوت‌ انتقاد نمي‌شد به‌ هر حال‌ آنطور كه‌ خود اين‌ روزنامه‌ ازجمله‌ آقاي‌ شريعتمداري‌ مطرح‌ كردند هر دو موضوع‌ را در اظهارات‌ آقاي‌ جنتي‌ رد كردند. پس‌ بايد به‌ خاطر حساسيت‌ آقاي‌ كروبي‌ از او تشكر كرد نه‌ اينكه‌ تهمت‌ تسويه‌ حساب‌ شخصي‌ را در پيش‌ بگيرند.
به‌ نظر من‌ هيچ‌ كس‌ در پايبندي‌ آقاي‌ كروبي‌ به‌ آرمان‌هاي‌ حضرت‌ امام‌ )ره‌( و تعصب‌ آگاهانه‌ او به‌ امام‌ )ره‌( در كشور شكي‌ ندارد ضمن‌ اينكه‌آقاي‌ كروبي‌ بارها و بارها در مجلس‌ ششم‌ با صلابت‌ و صلاحيت‌ در برابر برخي‌ اظهارات‌ دوستانش‌ و جريانات‌ بيروني‌ كه‌ ادعاي‌ دوستي‌ داشتند، ايستادند و آنجايي‌ كه‌ با انديشه‌هاي‌ امام‌ )ره‌( سازگاري‌ نمي‌ديدند با صراحت‌ از اين‌ انديشه‌ها و مباني‌ ولي‌فقيه‌ دفاع‌ كرده‌اند.
چه‌ حساسيت‌هايي‌ موجب‌ اعتراض‌ به‌ تشبيه‌ نامه‌ محمود احمدي‌نژاد با نامه‌ امام‌ خميني‌ )ره‌( شده‌ است‌*
اين‌ است‌ كه‌ حقيقتاص مقايسه‌ نامه‌ احمدي‌نژاد به‌ بوش‌ با نامه‌ امام‌  )ره‌( به‌ گورباچف‌ ظلم‌ آشكار است‌.اين‌ امر درستي‌ نيست‌ كه‌ افراد عادي‌ و معمولي‌ را با امام‌  )ره‌(  مقايسه‌ كنيم‌ زيرا كه‌ در هيچ‌ افقي‌ قابل‌ قياس‌ نيستند. حتي‌ بزرگان‌ و علما هم‌ بعضاص قابل‌ مقايسه‌ نيستند.
ما نبايد با اين‌ نوع‌ مقايسه‌ها اولا جايگاه‌ رفيع‌ امام‌ راحل‌ را به‌ افراد عادي‌ تنزل‌ دهيم‌ و ؤانياص حرف‌هايي‌ بزنيم‌ كه‌  در جامعه‌ باور شود. خوب‌ است‌ بزرگان‌ طوري‌ سخن‌ نگويند كه‌ مسائلي‌ كه‌ واقعيت‌ ندارد در ذهن‌ جامعه‌ جاي‌ گيرد.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه یکم خرداد 1385 و ساعت 16:4 |
آخرين‌ دفاع‌ از سيد احمد شريعت‌ اخذ شد

ايلنا:سيداحمد شريعتي‌ )شريعت‌( صبح‌ ديروز به‌ همراه‌ وكلاي‌ خود در شعبه‌ سوم‌ دادياري‌ دادسراي‌ عمومي‌ و انقلاب‌ قم‌ حاضر و آخرين‌ دفاعيات‌ خود در رابطه‌ با اتهامات‌ انتسابي‌ داير بر تصرف‌ عدواني‌ حسينيه‌ شريعت‌، اخلال‌ در نظم‌ و تمرد از دستور ماموران‌ را ارائه‌ كرد.
قرار است‌ بازپرس‌ پرونده‌ در مهلت‌ قانوني‌ نسبت‌ به‌ صدور قرار خود اقدام‌ كند.پيش‌ از اين‌ شعبه‌ 112 دادگاه‌ عمومي‌ جزايي‌ قم‌ 52 تن‌ از دراويش‌ گنابادي‌ را به‌ اتهام‌ اخلال‌ در نظم‌ عمومي‌ و تمرد از دستور پليس‌ به‌ تحمل‌ يك‌ سال‌ حبس‌ تعزيري‌، 74 ضربه‌ شلاق‌ و پرداخت‌ ده‌ و پنج‌ ميليون‌ ريال‌ جزاي‌ نقدي‌ محكوم‌ كرده‌ است‌. دادگاه‌ همچنين‌ فرشيد يداللهي‌ و امير بهروزي‌ از وكلاي‌ مدافع‌ اين‌ افراد را ضمن‌ تحمل‌ مجازات‌هاي‌ ذكر شده‌، به‌ پنج‌ سال‌ محروميت‌ از شغل‌ وكالت‌ محكوم‌ كرده‌ است‌.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه یکم خرداد 1385 و ساعت 16:3 |

قضاوت با شما

عضو هيئت رئيسه مجلس:

اقدام رئيس جمهور در ارسال نامه به بوش عملي در مشي پيامبر بود

خبرگزاري فارس:عضو هيئت رئيسه مجلس گفت: اقدام رئيس جمهور در ارسال نامه به بوش عمل به مشي پيامبر در ارسال نامه به قدرتهاي بزرگ آن زمان بوده است.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس موسي قرباني عضو هيئت رئيسه مجلس شوراي اسلامي كه امروز شنبه از سوي دفتر سياسي سازمان عقيدتي سياسي ارتش جهت سخنراني در جلسه آگاه‌سازي سياسي نيروهاي اين سازمان دعوت شده بود،با اشاره به نامگذاري امسال به نام پيامبر اعظم (ص) گفت:امسال وظيفه و تكليف سنگيني بر دوش ماست و تاسي و پيروي از سيره پيامبر(ص) را بايد سرلوحه كار خود قرار دهيم.
وي با اشاره به فرمايشات مقام معظم رهبري و فرماندهي كل قوا در اين رابطه افزود:ايشان فرمودند كه ما اين سال را به نام پيامبر اعظم (ص) نامگذاري كرديم،اما اين وظيفه مسئولان است كه دستورات و سيره آن حضرت را عملي سازند.
نماينده مردم قائنات در مجلس در خصوص ارسال نامه احمدي نژاد به بوش اظهار داشت:اين اقدام رئيس جمهور در راستاي عمل و تاسي به مشي پيامبر (ص) در ارسال نامه به قدرتهاي بزرگ آن زمان بوده است.

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه یکم خرداد 1385 و ساعت 16:1 |


Powered By
BLOGFA.COM