تبليغاتX
اخبار صوفیه
نشر اکاذيب و افترا توسط فاضل لنکرانی از علائم نقشه های جديد

فاضل لنكراني : تصوف با روح اسلام كاملا مباينت دارد

چندي قبل عده اي از مقلدين در اعتراض به فعاليت هاي آشكار و وسيع فرقه هاي مختلف و متعدد تصوف نامه اي به حضرت آيه الله العظمي فاضل لنكراني مدظله العالي ارسال كردند و معظم له نيز فتواي صريحي را در اين زمينه صادر فرمودند كه بازتاب گسترده اي هم به دنبال داشت . و به دنبال اين فتوا نامه اي از طريق اينترنت از طرف يك صوفي به سايت معظم له ارسال گرديد كه در ذيل سئوال و جواب معظم له آورده مي شود.
با عرض سلام
من يك ايراني صوفي و شيعه هستم . مي خواهم بگويم فتواي شما مرا بسيار نااميد كرد. اميدوارم شما راجع به فتواي خود تجديدنظر كنيد. شما به علل و اسباب واقعي انحراف بيگانگي و دوري مردم از اسلام نگاه كنيد چرا آنها بيش از پيش به معنويت و تصوف علاقه مند مي شوند اين گونه فتاوا فقط مي تواند مردم را از اسلام دور كند چرا كه از اين ها براي اهداف و مقاصد سياسي استفاده مي شود. تصوف روح و قلب اسلام است . تصوف به ما كمك مي كند كه انسان هاي بهتري باشيم .
خانم آ . ن 51 ساله از آمريكا
بسمه تعالي
با سلام و تحيت
هيچ مقصود سياسي قطعا در اين فتوا نبوده است و چنين تصوري بي جاست . آيا مي توان گفت ائمه معصومين عليهم السلام كه شديدا از فرقه صوفيه گلايه و ابراز انزجار نموده اند مقصود سياسي داشته اند آيا فقها بزرگ اسلام كه از ابتدا تاكنون نسبت به اين فرقه اظهارات و فتاواي بسيار تندي داشته اند مقصود سياسي داشته اند شما در طول تاريخ اسلام كدام مرجع تقليد و مجتهد معتبري را سراغ داريد كه نسبت به اين فرقه تاييدي داشته باشد
شما خانم محترم هيچ از خود سئوال نموده ايد كه اگر اين فرقه صحيح است چرا منجر به جايي مي شود كه ضروريات اسلام را ناديده گرفته و حتي نماز و روزه را به بهانه وصل شدن به خدا ترك كنند مگر اميرالمومنين عليه السلام كه به ادعاي اين فرقه مورد توجه شديد آنان است در هنگام شهادت فرزندان خود را به نماز و عمل به قرآن توصيه نفرمود
مدعيان تفكيك طريقت از شريعت در كدام يك از متون ديني از قرآن و كلمات پيامبر(ص ) و ائمه طاهرين شاهدي بر آن دارند آيا شريعت و دين جز عمل نمودن به قرآن و سنت پيامبر و عترت اوست اگر مقداري مطالعه دقيق و بدون تعصب در اسلام نماييد به اين نقطه خواهيد رسيد كه تصوف نه تنها روح اسلام نيست بلكه با روح اسلام كاملا مباينت دارد و قادر برسيراب كردن انسان هاي تشنه معنويت نيست و سرابي است كه گروهي را فريقته و به سوي خود جذب كرده است .
در خاتمه توجه شما را به برخي از روايات صادره از ائمه معصومين عليهم السلام جلب مي نمايم . اين روايات را مرحوم شيخ حر عاملي در كتاب اثني عشريه و مقدس اردبيلي در حديقه الشيعه و ميرزا حبيب الله خويي در جلد سيزدهم شرح نهج البلاغه گردآوري نموده اند :
1 ـ از امام هشتم عليه السلام به سند معتبر رسيده است : كسي كه در نزد او از صوفيه سخن به ميان آيد و با زبان و يا قلب به انكار و اعتراض برنخيزد از پيروان ما نيست و فردي كه آنان را مورد نكوهش و اعتراض قرار دهد مانند كسي است كه در ركاب رسول خدا با كفار مي جنگد.
2 ـ مردي به امام صادق عليه السلام عرض كرد در زمان ما گروهي به نام صوفي هستند شما چه نظري داريد فرمود آنان دشمنان ما هستند و افرادي كه به آنان تمايل نشان مي دهند از آنان به شمار مي آيند و با آنان محشور مي شوند... من از چنين افرادي بيزار هستم .
3 ـ امام هادي عليه السلام با عده اي در مسجد نشسته بودند جماعتي از صوفيه داخل مسجد شده و حلقه وار نشستند و شروع به لااله الاالله نمودند حضرت فرمود : به اين فريب كاران توجه ننماييد كه جانشينان شيطان و ويران گران پايه و اركان دين مي باشند و در دنباله همين روايت حضرت فرمودند والصوفيه كلهم مخالفونا و طريقتهم مغايره لطريقتنا. تمام فرقه هاي صوفيه مخالف با ما هستند و راه و روش آنان با راه و روش ما مغايرت دارد.
براي آگاهي بيشتر به كتبي كه اشاره شد مراجعه نماييد.
من براي شما و همه فرزندان ديني خود دعا مي كنم كه در سايه رعايت تقوي بتوانيم از سرچشمه زلال شريعت محمدي سيراب گرديم .

+ نوشته شده توسط در جمعه سی و یکم شهریور 1385 و ساعت 13:29 |
انتشار «راهكارهاي عملي ديدار امام زمان» توسط استاد اخلاق هيأت وزيران

استاد اخلاق هيأت دولت كه قرار بود، هر هفته براي جمع وزيران، سخنراني اخلاقي ‌كند، كتابي با عنوان سوداي روي دوست (راهكارهاي عملي ديدار با حضرت ولي‌عصر (ع)) درباره ديدار با امام زمان(عج) و راهكارهاي آن منتشر كرده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، كتاب حجت‌الاسلام مرتضي آقا تهراني، جديدترين كتابي است كه در اين باره نوشته مي‌شود.
در اين كتاب در چند فصل به اين مبحث پرداخته شده است.

فصل نخست كتاب با عنوان مقدمات و كليات درباره تعريف لغوي مهدي و بحث ارتباط پرداخته و از امكان ديدار در دو بخش امكان ديدار عام و ديدار خاص سخن مي‌گويد.

فصل دوم درباره علل و عوامل زمينه‌ساز ديدار است. بخش يكم، عواملي كه در ارتباط با خداوند بايد مراعات شود. بخش دوم، عواملي كه در ارتباط با امام زمان (عج) بايد رعايت شود.
در بخش دوم به تشرف مكرر به جمكران، مسجد سهله، عريضه نويسي به محضر امام زمان (ع)، تقديم هديه به پيشگاه ايشان اشاره شده است.

فصل سوم كتاب در باره موانع ديدار امام زمان (ع) است. در اين بخش، به برخي از گناهان پرداخته شده است. عنوان فصل چهارم، سالكان مخلص و عنايات خاص ولي عصر (ع) است.


بخش عمده اين كتاب، داستان‌هايي است كه درباره رويت امام زمان (ع) از اشخاص گوناگون نقل شده است.
اين‌گونه كتب و مجلات، پيش از اين، توسط سيد حسن ابطحي و شاگردان وي همچون عليرضا نعمتي و سيد جعفر رفيعي نوشته شده است.

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه سی ام شهریور 1385 و ساعت 3:36 |
(درحاشيه يادداشت "پرتو" درباره مسجد مقدس جمكران ) حسين عليزاده

دردا كه اين "معما "شرح و بيان ندارد

خبرگزاري انتخاب : مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش
کو  به تاییدنظر حل معما می کرد
گفت ان یار کزوگشت سرداربلند
جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد



یکم :سخن در اصالت" مسجد جمکران" و صحت آنچه در باره تاریخ ساخت و ارتباط ساخت و زیارت و امثال آن ، با وجود مقدس حضرت نورالانوار،خاتم الاوصیا ، بقیه الله فی الملک والملکوت ،حجه بن الحسن العسگری ، امام زمان " روحی لتراب مقدمه الفدا" از گذشته های به نسبت دور ، وجود داشته ، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به ویژه پس از رحلت حضرت امام خمینی (قدس الله نفسه الزکیه )- به تبع گستردگی و تفصیلی که از هرجهت یافته – بر کم و کیف  این مباحث هم افزوده شده است .

گو انکه به دلیل تبلیغ وسیع آن در همین یکی دو دهه گذشته و اقبال بسیار شیفتگان حضرت مهدی موعود ( عج ) به زیر سوال بردن اصالت آن ، از ضرورتی چندان برخوردار نبوده است . به اضافه آن که ورود به این حوزه به دلایل گفته شده وگفته نشده " ورود به وادی ای بس  پرخطر و به سان پا نهادن درمیدانی مالامال از مین و تله های انفجاری است که با ریسک خطر فراوان همراه است . بنا بر این به این عرصه درمنظر عموم کمتر پا گذاشته شده است.

دوم : روزنامه جمهوری اسلامی ، اخیرا در یادداشتی ، با جسارتی تمام پا به این میدان نهاده ، و اندکی از بسیار را گفته و نوشته است . این روزنامه ضمن تجلیل از مسجد جمکران به عنوان خانه خدا و محل پرستش ذات لایزال او ، در برخی از اغراق گویی ها و تاریخ سازی ها در خصوص ان تشکیک کرده ،براین همه تبلیغ وترویج وتوسعه و... نقد ارام وبه نسبت متینی هم ضمیمه کرده است.

خداوندا نگه دارش که برقلب سواران زد

نگارنده با شناختی که از تدین و مراتب فضل اقای مسیح مهاجری دارد و هم بر سوابق انقلابی و مراتب شیدایی اش  نسبت به ساحت مقدس آقا ججه ابن الحسن المهدی (عجل الله تعالی فرجه  الشریف ) و وفاداری بی چونش به راه امام  و مقام معظم رهبری (لازال مویدابروح القدس )  وقوف دارد ، تردید ندارد که ورود او به این بحث ،تنها و تنها  برای صیانت  از حریم شیعه و انقلاب اسلامی  و هم حفاطت از جایگاه بی بدیل ولایت است . هشدار دادن نسبت به  خطرات خطیری  است، که از ناحیه این تبلیغات بی رویه و لجام گسیخته ، تشیع ، اندیشه وراه امام (قده) و رهبری ( مدظله) را تهدید می  کند و هم توجه دادن بزرگان انقلاب  و زعمای حوزه مقدسه ، به نیات ناخالص ونامیمون و توطئه و نقشه های کسانی است که در پشت و در پوشش این اقدامات ،  مقاصد ضد انقلابی  خویش را جستجو می کنند .

والا هرجا ومکانی که " نام مبارک اقا امام زمان ( ارواحنا له الفدا ) در آن برده شود ، مقدس است . اما آنچه امروز به مثابه زنگ خطری برای اهل انقلاب و ولایت و روحانیت شیعه به صدا در امده است ، عمده کردن شگفت آور و دامن زدن به بدعت های شریعت سوزی است ، که در این ماهها و روزها هرلحظه تشدید می شود.

سوم : هفته نامه پرتو ، در شماره اخیر خود ، ضمن انتقاد شدید از روزنامه جمهوری اسلامی ، به خاطر"هشدار به موقعش " اقای مهاجری را هدف تهاجمات شدید خود قرار داده است ، و در مقام اثبات اصالت ارتباط این مسجد با امام زمان (عج) ادله ای آورده  است که نشان از اندازه بهره نویسنده نقد است.

مقاله نویس "پرتو "  دلیل محکم و برهان قاطع  ادعای ساخت این مسجد به  امر مبارک اقا امام زمان(عج) را سخن محدث قمی در مفاتیح الجنان دانسته و به سان پژوهشگری که به دلیلی بدیع دست یافته ، اقای مهاجری را به خاطر عدم دسترسی به این دلیل سرزنش کرده است.در حالی که اهل فن و فضلای حوزه بر سستی چنین دلیل و ادله ای وقوف کامل دارند.چرا که و"فیه مافیه "

نویسنده پرتو  به رغم عمده کردن نمازگذاردن برخی از اعاظم ( که برای خود دلایل شخصی قابل احترامی دارند،) ازاین نکته که کسی سفر حضرت امام خمینی (قده) به این مسجد را در طول سالهای عمرشریفشان ازمیان سالی تازمان ارتحال آن فقیه عارف را به یاد ندارد وروایت نکرده است ، به سادگی گذشته است ، امام و مرجعی که یک شب زیارت "روضه شریفه علوی " یک شب نماز شب را ترک نگفته ، هماره بر زیارت بی بی حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها )مداومت کرده است.

با این  همه نگارنده هرگز قصد ندارد دلیلی برعدم اصالت ان مسجد شریف بیاورد ، بله تنها  خواسته تا به نویسنده مقاله" پرتو " گوشزد کند ، که بد دفاع کردن  ، بدتر است و...

ای دل طریق رندی از محتسب بیاموز
مست است ودرحق او کس این گمان ندارد

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 و ساعت 23:52 |
جاهل و عالم، جدل و برهان

خبرگزاري انتخاب : حضرت آیت الله مصباح یزدی در آخرین اظهار نظرشان فرموده اند که مردم نسبت به انتخاب فقیه جامع الشرایط جاهل می باشند و لذا گروهی عالم را انتخاب می کنند تا علمای انتخاب شده نسبت به یافتن و انتصاب فقیه جامع الشرایط اقدام نمایند و در ادامه در خصوص جدل و برهان به گونه ایی سخن گفته اند که گویی این دو کلمه به مانند دو بال یک پرنده می باشند و در نبود جدل برهان قادر به ادامه راه نیست و در نبود برهان جدل قادر به بیان خود نمی باشد. با این مقدمه کوتاه نخست تا اندازه که برای بحث ما کافی باشد باید بیان کنیم که جدل- برهان- عالم و جاهل را به چه معنایی به کار می بریم و انگاه با توجه به معنی کلمات یاد شده در خواهیم یافت که آیا جاهل قادر به انتخاب عالم می باشد و یا جدل در موازات برهان است و یا همراه برهان است.

جدل: بدین معنی است که من جواب حقیقت را نمی دانم و قادر نیستم تا سوال را پاسخ گویم ولی دلیل ترا هم باطل می کنم که در ماتریالیسم دیالکتیک نیز به جای اثبات نظریه خود از طریق منطق و برهان به جدل روی اورد و با مغالطه که همان برهان غلط است و با سواستفاده از کلمات و علم ریاضیات سعی در اثبات نظریه خود داشت بدین معنی که با بیان اینکه به شرطی هر حاصل جمعی مساوی می شود که دو طرف معادله مساوی باشند در حالیکه این چیز تازه ایی نیست و وانگهی هیچگاه یک کیلو طلا و یک کیلو خاک از نظر ارزش مساوی نیستند ولی از نظر وزنی در شرایط مساوی قرار دارند.

برهان: شروع منطق است و از طریق تجربیات و محسوسات و مشاهدات  در جهت رسیدن به یقین و رفع موانع و مشکلات گام بر می دارد و با تبدیل شدن احتمالات به یقینات موضوع مورد بحث روشن می گردد و مجهولات را به معلومات می رساند. مانند اینکه در قران برهان است و قران می فرمایدتحقیقات کن و سپس مرا قبول کن و باز قران می فرمایدمرا چشم بسته قبول نکن.

عالم: به فردی گفته می شود که در خصوص مسایل جهان و آنچه که در حال رخداد است اشراف کامل دارد و به تناسب و میزان علم و اطلاعاتی که عالم دارد اشراف او نیز کاملتر است در عین حال عالم می تواند از علم خود در جهت تخریب جامعه نیز استفاده کند به دلیل اینکه انان که با اتکا به جدل در پی اثبات نظریه خود هستند عالم به حقیقت هستند اما به علت اینکه مغرض می باشند از پذیرش حقیقت که همانا برهان و منطق است خودداری می کنندو با روی آوردن به فرم استدلال در مبالغه برهان و منطق را مورد سو استفاده قرار می دهند.

جاهل: فرد و یا افراد را می گویند که نسبت به رخدادها و مسایل اطراف خود نادان و بی اطلاع هستند و قادر به یافتن حقیقت نیستند و پیوسته در جهل خود زندگی می کنند مانند اینکه قادر نباشند مضرات و فواید آتش را درک کنند.

حال با تعریفی که از این چهار کلمه نمودیم باید از خودمان سوال کنیم ایا جاهل قادر به انتخاب عالم می باشد و آیا کسی که جاهل است می تواند عالم را انتخاب کند و تشخیص دهد که چه کسی عالم است و یا نسبت به دیگران اولا است که با توجه به جهل جاهل انتخاب عالم از طرف جاهل نه تنها امکان پذیر نمی باشد بلکه امری محال است و انکه  می خواهد گروهی عالم را انتخاب کندباید انقدر فهم و اسنباط داشته باشد تابفهمد ان اشخاصی را که می خواهد بر گزیند مومن و متقی و عالم هستند و یک فرد نادان و جاهل نمی تواند به پایه علمی افرادی که می خواهد انتخاب کند پی ببرد علاوه بر ان در مذهب شیعه وظیفه ایی بزرگتر از مردم عادی برای عالم در نظر گرفته شده است و عالم بایدحقیقت مذهب شیعه رابفهمد تا بتواند بفهماند و اگر حس کند بیان حقیقت ممکن است تولید فتنه کندباید لب را بر آن قسمتی که ممکن است تولید فتنه کند ببندد. همانطور که جانشینی پیامبر بزرگ اسلام(ص) حق مسلم حضرت علی (ع) بود اما به دلیل اینکه بیان این موضوع و پیگیری ان از جان مولای متقیان ممکن بود در بین مسلمانان ان روزگار فتنه ایجاد کند از بیان و درخواست حق خود صرف نظر کرد و مدت 25 سال خانه نشینی را برای جلوگیری از هرگونه فتنه احتمالی برگزید و یا حضرت امام حسین (علیه اسلام) که از طرف مردم کوفه دعوت شده بود به سمت ان دیار عزم سفر نمودند و وقتی که خبر شهادت مسلم بن عقیل را شنیدند و اطلاع یافتند که مردم کوفه به صورت یک جانبه بیت و عهد خود با ان امام بزرگوار را شکسته اند همراهان و یاران خود را که نزدیک به پنج هزار نفر بودند در انتخاب  تصمیم درراه بازگشت به خانه و کاشانه خود و یا ماندن در کنار ان امام بزرگوار ازاد و مختار گذاشتند.اگر نقش مردم صرفا نقشی جاهل است پس چگونه است از صدر اسلام تاکنون حتی در دوران خلافت خلفای مورثی بیت با مردم یک اصل انکار ناپذیر بوده است و اساس خلافت در اسلام بدون بیت و کسب نظر مردم باطل و مردود است اما متاسفانه بعد از رحلت رسول بزرگ اسلام(ص) بیت گرفتن از مردم به زور شمشیر و دادن باج به روسای قبایل بوده است و یگانه فردی که مردم از روی میل و رضای خود او را به عنوان خلیفه خود برگزیدند حضرت علی(ع) بود که وقتی مردم برای بیت به سوی ایشان امدند فرمودند از امروز حجت بر من تمام است و من مولا و خلیفه شما هستم وگرنه بعد از رحلت رسول بزرگ اسلام(ص) خلافت حق مسلم و انکار ناپذیر مولای متقیان حضرت علی ابن ابیطالب بود پس از صدر اسلام تاکنون نقش مردم در انتخاب و تعیین خلیفه و رهبر و فقیه جامع الشرایط نقشی اولا و ممتاز است و بدون رای و نظر مردم اساس خلافت باطل و مردود است.

* احمد علیپور

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 و ساعت 23:49 |
واکنش سه مرجع تقلید به «هاله نور»، «الهام از سوی خداوند» و «اظهارات رییس دیوان محاسبات»

خبرگزاري انتخاب : در پی اظهارات مبالغه آمیز رئیس دیوان محاسبات کل کشور، ادعای اظهارات دکتر احمدی نژاد در مورد هاله نور و نیروهای غیبی و سخنان آيت الله جنتی در مورد  «الهام به رییس جمهور در نامه به بوش»، چندی پیش «محمد ارغنون» خبرنگار خبرگزاری «انتخاب» در تماس با دفتر برخی از مراجع تقلید، نظرات حضرات آیات عظام صانعی، مکارم شیرازی و موسوی اردبیلی حفظهم الله را در این مورد، جویا شد.

در بخشی از نامه ارسالی «انتخاب» به مراجع عظام تقلید، آمده است: در طي ماههاي اخير كه رييس جمهوري به امريكا (نيويورك) سفر كرده بودند بعد از بازگشت ادعا شده که ایشان در خدمت ايت الله جوادي املي سخناني راجع به «هاله نوری» مطرح کردند كه ايشان را در موقع اغاز سخنراني در ميان گرفته بود و «نيرويي كه همه حضار را در جاي خود نشانده بود که حتي حضار پلك هم نمي زدند و به سخنراني ايشان گوش مي دادند» (كه فيلم اين اظهارات موجود است) گرچه این اظهارات از سوی ایشان، رد شده است.

در ادامه این نامه آمده است: همچنین سخناني آيت الله جنتي از تريبون مقدس نماز جمعه که نامه رئيس جمهوري به بوش را «الهامي از سوي خداوند» دانسته بودند. از سوی دیگر، اظهارات اخير رييس ديوان محاسبات كل كشور كه گفته اند،  «در سوريه در شهر تاريخي بصرا كه اسم آن را بعضا ممكن است نشنيده باشيد، يكي از مسلمانان به من گفت كه من معتقدم اگر بنا بود بعد از پيامبر، پيامبري بيايد، آن احمدي‌نژاد بود و اين ابراز احساسات براي ما افتخار بزرگي است»

در پایان این نامه آمده است: از شما درخواست دارم كه نسبت به اينگونه اقدامات واكنش نشان دهيد كه اگر جلوي اين اقدامات گرفته نشود ضربه سختي بر دين اسلام وارد مي شود كه جبران آن بسيار مشكل خواهد بود . اميدوارم با اقدام سنجيده همه مردم و شما علماي گرانقدر و توفيق الهي دين اسلام از گزند افات بدور باشد.

انشالله
والسلام من اتبع الهدي

پاسخ برخی مراجع تقلید به سوال «انتخاب»، در پی می آید:

00 پاسخ حضرت ایت الله العظمی صانعی به «انتخاب»: اينگونه اظهار نظرها در بين مردم ايران جايگاهي ندارد و لذا در غالب موارد اظهار شد كه مطالب كذب بوده و يا آن را توجيه كرده اند . معلوم مي شود با استفاده ابزاري از مقدسات نمي توان مردم را براي هميشه فريب داد . بهرحال شما اگر احساس وظيفه نموده ايد امر به معروف نمائيد البته شرائط امر به معروف را نيز مد نظر داشته باشيد .  بهر حال اگر در دين بدعتي حاصل شود و مردم نتوانند آن را تشخيص دهند وظيفه علماء مي باشد كه از آن جلوگيري نمايند . و به نظر ما اولا بدعت نيست و ثانيا اگر هم باشد مردم نسبت به آن آگاه مي باشند و فريب نمي خورند .

00 پاسخ حضرت ایت الله العظمی مکارم شیرازی به «انتخاب»: نگران نباشيد اين گونه بلند پروازيها تدريجاً از نظرها محو مي شود و اعتدال جانشين آن مي گردد.

00 پاسخ حضرت ایت الله العظمی موسوی اردبیلی به «انتخاب»: احساس مسوولیت شما  نسبت به دین امری مطلوب است وعلما ومراجع به وظیفه شرعی  خود عمل کرده وخواهند کرد ونسبت به امور دینی ومملکتی توجه زیادی دارند.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 و ساعت 23:46 |

وبلاگ درويش خرسند توسط عوامل اطلاعاتي فعال در وبلاگ خرقه پشمينه هك شد

وبلاگ درويش خرسند كه بعد از هجوم عناصر امنيتي و اطلاعاتي به حسينيه شريعت قم در آدرس زير فعاليت خبري در جهت تنوير افكار عمومي .داشت پس از دريافت نامه‌هاي تهديدآميز و تلفنهاي مكرر از جانب عوامل اطلاعاتي فعال در وبلاگ خرقه پشمينه هك شد. گفتني است موسسه وبلاگ بلاگفا با ارتباط تنگاتنگي كه با وزارت اطلاعات دارد پسورد پانل كنترل اين وبلاگ را در اختيار وزارت اطلاعات و وبلاگ خرقه قرار داده است.

وبلاگ خرقه پشمينه توسط عوامل اطلاعاتي فعال در تخريب حسينيه شريعت و با دريافت كمك مالي مستقيم از اداره اطلاعات قم تأسيس گرديد تا جو وبلاگ نويسان را به سمت توجيه تخريب حسينيه شريعت بكشاند. در وبلاگ خرقه پشمينه نرم افزارهاي جاسوسي همانند 450mb نصب شده كه با وارد شدن در وبلاگ خرقه اين نرم افزار جاسوسي همراه با برخي ديگر از اسكريپتهاي مضر و جاسوس بر روي كامپيوتر بازديدكننده نصب ميشود.

غصب كنندگان وبلاگ درويش خرسند توبه نامه‌هاي جعلي از قول درويش خرسند مبني بر اينكه من ديگر صوفي نيستم را در اين وبلاگ نصب كرده‌اند.

قابل توجه وبلاگ نويسان:
اكثريت سرويسهاي وبلاگهاي فارسي فعال در ايران نظير پرشين بلاگ و بلاگفا و ميهن‌بلاگ و پارسي‌بلاگ و سرويسهاي خدماتي مرتبط نظير وبگذر و پارسيك با اهداف امنيتي و با حمايتها و منابع مالي وزارت اطلاعات براي رديابي افكار و اشخاص فعال در زمينه‌هاي مختلف سياسي و اجتماعي ساخته شده‌اند. براي مثال سرويسهاي مجاني وبگذر در مورد آمار سايت و يا شمارشگر وبلاگ و همچنين سرويسهاي ارسال پروكسي فيلترشكن وبگذر و خدماتي كه اين سايت در ارتباط با مسنجر ياهو درباره فيلترشكنها ميدهد همه از اينگونه خدمات متعلق به وزارت اطلاعات ايران ميباشد. لذا به وبلاگنويسان بالاخص سياسي و امنيتي توصيه ميشود از وبلاگهاي ايراني استفاده ننمايند و در اولين فرصت از وبلاگهاي خارجي استفاده كنند. براي حفظ بازديدكنندگان قبلي وبلاگ كافي است فقط لينك وبلاگ خارجي جديد خود را در وبلاگ فارسي قبلي قرار دهيد.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 و ساعت 15:19 |

محاكمه شريعت به جرم تصرف عدواني حسينيه خودش

 

پس از تخريب حسينييه شريعت در قم ملك موروثي سيد احمد شريعت از مشايخ دراويش گنابادي در تاريخ 25 بهمن 1384 نامبرده همراه با دو تن ديگر جدا از 54 نفر دراويش محكوم شده به دادگاه خوانده شدند.

روز يكشنبه 26 / 6 / 85  دادگاه آقاي سيد احمد شريعت به همراه دو تن ديگر از دراويش به نامهاي غلامرضا هرسيني و ابوالحسن بهرامي دو متهم ديگر پرونده حسينيه شريعت قم در قم تشكيل گرديد.

وكيل آقاي شريعت در اين روز آقاي امير اسلامي و وكيل آقايان هرسيني و بهرامي آقايان احدي و يگانه خواه به همراه تني چند نيز در اين روز ايشان را همراهي مي‌كردند.

پرونده كه طي كيفرخواست دادسرا از شعبه بازپرسي اينك به شعبه 101 دادگاه عمومي جزايي قم فرستاده شده بود اين بار نيز به رياست قاضي پورموسوي كه قبلا رياست شعبه 112 دادگاه عمومي جزايي قم را داشته و شعبه صادر كننده رأي 54 نفر از دراويش بوده برگزار گرديد.

قبلا اتهام اين سه نفر معاونت در اخلال در نظم عمومي و تمرد نسبت به مأمورين انتظامي و تصرف عدواني ملك اوقاف بوده و شاكي پرونده نيز علاوه بر مدعي العموم اداره اوقاف بوده كه در اين روز اتهام تفهيم شده به آنها به قرار زير مي‌باشد:

1- آقاي سيد احمد شريعت (شريعتي) به جرم مباشرت در اخلال در نظم عمومي و تمرد نسبت به مأمورين انتظامي

2- آقاي غلامرضا هرسيني به  جرم مباشرت در اخلال در نظم عمومي و تمرد نسبت به مأمورين انتظامي

3-   آقاي ابوالحسن بهرامي به جرم معاونت در اخلال در نظم عمومي

 لازم به ذكر است كه در همين كيفرخواست صادره آقاي بهرامي از جرم انتسابي تمرد نسبت به مأمورين انتظامي تبرئه شده است.

بعد از اينكه قاضي پورموسوي به تفهيم اتهام هر يك ازمتهمين پرونده پرداخته وكلا آنها و هرسيني هر يك به دفاع از موكلين و خود پرداختند.

در ضمن معاون دادستان كه در مرحله دادگاه ديگر نقشي به عنوان مدعي العموم بودن در پرونده ندارد نيز در اين دادگاه حضور داشت و به محكوم بودن متهمين اصرار مي ورزيده كه با برخورد و اعتراض وكلا روبرو و كار به مشاجره كشيده شد.

قابل ذكر است كه در اين پرونده كه قبلا نيز در اختيار وكلا براي خواندن و اطلاع از تمام جزييات قرار گرفته بوده مدارك و اسنادي اعم از بولتنهاي محرمانه وزارت اطلاعات، صورتجلسات مختلف شوراي تأمين استان قم و نامه‌هاي مختلف دادستان و ديگر مقامات شهر كه در آن دستور تخريب حسينيه شريعت صادر شده بود و قبلاً به آنها استناد مي‌شده وجود داشته ولي در جلسه امروز كه پرونده دوباره به رؤيت وكلا و موكلين آنان درآمده ديگر اثري از هيچكدام از آنها نبوده و فقط و فقط در پرونده، صورتجلسه دادسرا موجود بوده و همه ادله و مدرك ديگر از پرونده خارج شده بود لذا وكلا در دفاعيات خود ايرادات شكلي زيادي به پرونده و حتي كيفرخواست گرفتند كه هر بار با مخالفت از سوي قاضي پورموسوي مواجه شدند و گويا اينكه قاضي اصلاً گوشش به اين حرفها بدهكار نبود.

نكته قابل ذكر اينكه اين پرونده شاكي نداشت (حتي مدعي العموم) و ملاك عمل قاضي فقط همان صورتجلسه شعبه بازپرسي بود.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 و ساعت 15:15 |
پيامدهاي اغراق در افكار عمومي درباره مسجد جمكران

در حالي كه با تبليغات گسترده صداوسيما و دستگاه‌هاي دولتي و بسياري از مداحان، نيمه شعبان سال جاري، بيش از يك ميليون نفر در مسجد جمكران قم حضور يافتند، برخي علماي ديني و كارشناسان فرهنگي، نسبت به پيامدهاي اين‌گونه اغراق در پديده‌هاي ديني، هشدار مي‌دهند.
تبليغات بي‌رويه كه از نظر ديني و شرعي، كاملا بي پايه و به لحاظ اجتماعي با ترديدهاي بسياري روبه‌روست، در حالي درباره مسجد جمكران، صورت مي‌گيرد كه بسياري از زائران اين مسجد، به دليل ناآگاهي از ميزان واقعي بودن اين تبليغات به رغم مسافرت به شهر قم، تنها به حضور در مسجد جمكران بسنده كرده و از زيارت حرم حضرت معصومه(س) كه مورد سفارش مؤكد ائمه معصومين(ع) است، خودداري مي‌كنند.

اين در حالي است كه اساس بناي مسجد جمكران، نقل مكاشفه يا روياي كشاورزي به نام «حسن بن مثله جمكراني» است و در هيچ يك از روايات ائمه معصومين(ع)، سخني از آن به ميان نيامده و بسياري از فضايل تبليغ شده درباره مسجد جمكران، از جمله نماز چهل سه‌شنبه پياپي در آن، از فضايل مربوط به مسجد «سهله»، واقع در شهر كوفه است.

در اين حال، تبليغات رسانه‌اي و دامن زدن به آن از سوي برخي دستگاه‌هاي دولتي همراه با اغراق از سوي بسياري از مداحان، باعث شده است تا اين مسجد از سوي عوام‌‌الناس به عنوان حرم امام زمان(عج) تلقي شود.

موج به وجود آمده تبليغات درباره مسجد جمكران كه در چند سال اخير شدت يافته، موجب شده است تا بسياري از مردم با اعتقادات غير واقعي چون ملاقات امام زمان(عج)، با بيتوته كردن سه ، پنج يا هفت روز در مسجد جمكران، در اين مسجد حضور يابند كه موجب بروز بسياري از مشكلات بهداشتي، فرهنگي و اجتماعي براي مسجد جمكران و شهر قم شده است.

ايجاد بناهاي گسترده در مسجد جمكران، در حالي انجام مي‌شود كه بسياري از اماكن زيارتي تشيع، كه مرقد فرزندان و نوادگان ائمه شيعه است، در ايران و عراق مهجور مانده و نسبت به آنها از سوي دولت، صداوسيما و رسانه‌ها بي‌توجهي كامل صورت مي‌گيرد.

روزنامه «جمهوري اسلامي» نيز در سرمقاله امروز خود، با انتقاد از اين پديده نوشته است: وقتي ما مسجد جمكران را تا آنجا از نظر تقدس بالا مي‌بريم كه از مساجدي مثل مسجدالحرام، مسجدالنبي، مسجد قبا، مسجدالاقصي، مسجد كوفه و مسجد سهله نيز با فضيلت‌تر جلوه مي‌كند و بر مشاهده مشرفه نيز تقدم مي‌يابد و اعلام مي‌كنيم كه حدود سه ميليون نفر در شب و روز نيمه شعبان به زيارت اين مسجد آمده‌اند و با تبليغات بي‌سابقه، خيل مردم تشنه معنويت را از نقاط مختلف كشور به جمكران مي‌كشانيم و سخنان مداحاني را مي‌شنويم كه به مردم وعده مي‌دهند در اينجا امام زمان، عليه السلام را زيارت خواهند كرد و از اينجا، حاجت روا برخواهند گشت و البته مي‌دانيم كه نه زيارتي در كار است و نه اتفاق ديگري مي‌افتد، انتظار داريم در دراز مدت اين مردم چقدر به اين تبليغات معتقد بمانند و پايه‌هاي فكري آنان دچار لرزش و پوكي نشود؟

مسجدي كه بر اساس يك خواب ساخته شده، حداكثر اين است كه مثل ساير مساجد محترم است، اما بر چه مبنايي اين همه تبليغات و معجزه و كرامت براي آن مي‌سازيم و به خورد خلق‌الله مي‌دهيم؟ براي آشنايي با عواقب اين كارها، به پرونده افرادي كه با سوءاستفاده از عوام‌زدگي مردم، خود را رابط امام زمان يا ملاقات كننده با ايشان و يا حتي خود امام زمان معرفي كرده‌اند و چه اعتقادات ديني را كه از بين برده‌اند و چه خانواده‌ها را متلاشي كرده‌اند و چه وهن‌ها كه براي دين به وجود آورده‌اند، مراجعه كنيد و نسبت به خطر عوام‌زدگي هشيار باشيد.

متأسفانه ساير جشن‌ها و عزاداري‌هاي ديني ما نيز اكنون گرفتار عوام زدگي و سوءاستفاده سوداگران و فرصت‌طلبان است و فرياد رهبر معظم انقلاب و مراجع عظام نيز از تحريفات و خرافات و سطحي‌نگري‌هايي كه در جشن‌ها و عزاداري‌ها دامن زده مي‌شود بلند است، اما آيا از اين نوشتن‌ها و آن فريادها اگر يك نهضت فكري متكي بر پشتوانه‌هاي عملي آنها را همراهي نكند، كاري ساخته است؟ پاسخ قطعا منفي است؛ بنابراين، دلسوزان دين و نخبگان فكري و علمي بايد وارد صحنه شوند و با خطر عوام‌زدگي مبارزه‌اي سخت را آغاز كنند و البته تا رسيدن به نتيجه قطعي از پاي ننشينند.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385 و ساعت 19:9 |
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 و ساعت 16:35 |
ادعای مصباح یزدی: هیچ فقیه شیعی نگفته حاکم اسلامی با رای مردم حق حکومت پیدا می کند/ خاتمی به من گفت چرا با من بی مهری می کنی؟!

خبرگزاري انتخاب : حجت الاسلام و المسلمین محمد تقی مصباح یزدی رییس یک موسسه آموزشی در قم ادعا کرد: هیچ فقیه شیعی نگفته است حاکم اسلامی با رای مردم حق حکومت پیدا می کند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «انتخاب»، وی که با نزدیکی به انتخابات مجلس خبرگان، بیش از پیش به مصاحبه روی آورده در گفت و گو با نشریه وابسته به خود می گوید: ولی فقیه به صورت عام از سوی امام معصوم (ع) نصب شده، از میان افراد محدودی که به عنوان عام توسط امام معصوم (ع) نصب شده اند، ولی فقیه را شناسایی و معرفی می کنند.

مصباح يزدي نظریه دموکراسی در محافل فلسفی سیاسی جهان را مورد نقد جدی توصیف و تصریح کرد : یکی از اشکالات این است که اگر پنجاه درصد مردم به اضافه ی یک نفر به فردی رای دهند، اطلاعات از او بر همه لازم است،. چرا این فرد بر پنجاه درصد منهای یک نفر باید حکومت کند؟ با این حال آنان می گویند پاسخی بهتر از این نداریم.

وی اضافه کرد: این نظریه به شدت لرزان چگونه می تواتد سرنوشت ملل را تعیین کند؟ جالب اینجاست که برخی لیبرال دموکراسی را اوج تمدن بشر می دانند.

حجت الاسلام مصباح یزدی تصریح کرد: اما ما مسلمانان از پاسخ به این سوال درمانده نیستیم ؛ زیرا به خدا باور داریم. خدایی که حق دارد بگوید : «اطیعوا الله . اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» اگر این آیات در قرآن نیامده بود، اصاله البرائه جاری می کردیم، اما با وجود این همه آیات درباره اداره حکومت، نمی توانیم مانند لیبرال دموکرات ها ساز و کار حکومت را تعیین کنیم. اگر تورات یا انجیل جای قرآن بود، شاید می توانستیم چنین کنیم.

وی ویژگی مهم دوران کنونی را دسترسی نداشتن بشر به امام معصوم بر شمرد و گفت: خدای متعال بشر را برای برای هزاران سال بی تکلیف رها نمی کند. طبق تحقیق از صدراسلام تاکنون من ندیده ام هیچ فقیه شیعی گفته باشد حاکم اسلامی با رای مردم حق حکومت پیدا می کند، مگر یک نفر که این اواخر با احتمال و تردید گفته است. با وجود چنین اتفاق و اجتماعی در میان فقهای شیعه، آیا باید اسلام را از رییس جمهور آمریکا یا ازنظریه پرداز غربی فراگیریم؟!

* مصباح يزدي همچنین در جلسه پرسش و پاسخ برخي از فعالان فرهنگي و سياسي سراسر كشور در سالن اجتماعات خانه شهيد مشهد گرد هم آمده بودند، در پاسخ به اين سؤال كه در انتخابات آينده مجلس خبرگان رهبري، به كدام فهرست انتخاباتي رأي ‌دهيم، گفت: معيارهاي اصلح را مقام معظم رهبري، علما و سياسيون گفته‌اند.

به گزارش خبرگزاری «انتخبا» به نقل از رسا، وي افزود: بر رأي دادن طبق ليست معتقد نيستم. زيرا آن را فاقد حجيت شرعي مي‌دانم. هر داوطلبي را از هر ليستي باشد اگر اصلح دانستيم بايد به او رأي دهيم. مي‌توان چند نفر از يك ليست و چند نفر از ليست ديگر يا افراد مستقل را انتخاب كرد. حجت شرعي ملاك است. بايد احراز كنيم به كسي كه رأي مي‌دهيم، برتر و اصلح از ديگران است. رأي دادن طبق ليست با مباني شرعي سازگاري و حجيت ندارد.

مصباح يزدي با بيان اين كه مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) فهرستي براي انتخابات مجلس خبرگان رهبري نمي‌دهد، تصريح كرد: به عنوان يك مسلمان اگر از ما پرسيدند، كسي را كه اصلح مي‌دانيم، معرفي مي‌كنيم. اگر از اين شهادت‌ ما اطمينان يافتيد كه اين فرد اصلح است، به او رأي مي‌دهيد. معرفي اصلح به ديگران لازم است تا غير اصلحان پست‌ها را اشغال نكنند.

عضو مجلس خبرگان رهبري درباره ديدار خود با رييس مجمع تشخيص مصلحت در اجلاسيه اخير مجلس خبرگان رهبري در تهران اظهار داشت: اين چه اهميتي دارد كه رسانه‌ها اين‌قدر با آب و تاب آن را دنبال كردند؟ در اجلاسيه اخير خبرگان، همه آقايان بودند و همديگر را ديدند.

وي افزود: بنده هم در راهروي مجلس به طور اتفاقي با ايشان ملاقات كردم. من با ايشان از پنجاه و چهار سال پيش، دوستي و رفاقت داريم. همكاري‌هايي داشتيم. رفاقت ما احتياج به اين حرف‌ها ندارد. ايشان از قديمي‌ترين دوستان من است. از زمان فعاليت در مجله مكتب تشيع و مسايل سياسي بعدي همكاري داشتيم. ما از سال 1332 تا كنون با همديگر رفيق هستيم، ولي از جهت فكري و مشي عملي، اختلاف‌هايي داريم. رفاقت ديرين ما، به اين معنا نيست كه در همه مسايل، افكارمان همسو است. در پاره‌اي از مسايل پس از انقلاب اختلاف نظر داريم. منشأ آن، گاه مسايل فقهي و گاه اجرايي است. در مسايلي از ولايت فقيه و مشي عملي در برخي امور، ديدگاه‌هاي ايشان را نمي‌پسندم. هرچه وظيفه شرعي داريم عمل مي‌كنيم؛ رفاقت حجت‌آور نيست.

رييس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) اختلاف ديدگاه را چه از نظر حكم و چه موضوع تعجب‌آور ندانست و ادامه داد: در اجلاسيه قبلي مجلس خبرگان رهبري هم آقاي خاتمي كنار من نشستند و گفتند چرا با ما بي‌مهري مي‌كني؟ گفتم من بر اساس وظيفه شرعي خود عمل مي‌كنم، شما هم بر اساس وظيفه عمل كنيد. هر كس بايد حجت شرعي نزد خداي متعال داشته باشد.

وي در پاسخ به اين پرسش يكي از حاضران كه آيا مبناي حجيت نمايندگان مجلس خبرگان رهبري، رأي مردم است يا اجتهادشان، اظهار داشت: تقليد از مرجع تقليد به خاطر تعبد نيست، بلكه عقل تنها راه كسب علم لازم را مراجعه جاهل به عالم مي‌دانند. بر همين اساس، مردم به مراجع تقليد مراجعه مي‌كنند. انتخاب ولي‌فقيه توسط مجلس خبرگان رهبري، همان رجوع جاهل به عالم است، ولي براي نظام‌مند كردن انتخاب رهبر، آيين‌نامه و ضوابطي نوشته شده كه در آن اختلاف پيش نيايد. نمايندگان مجلس خبرگان رهبري، ولي فقيه را مشخص مي‌كنند تا در مسايل حكومتي كه خود براي رفع اختلاف است، اختلاف راه نيابد.

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم، در پاسخ به اين پرسش كه با توجه به نظريه نصب، فرمايشات حضرت امام خميني(ره) در بهشت زهرا (س) در 12 بهمن سال 1357 كه «من به پشتوانه مردم، دولت تعيين مي‌كنم» چگونه توجيه مي‌شود، اظهار داشت: ايشان مي‌فرمايند به «پشتوانه» مردم، اما آنچه از سوي خدا مطرح است، «نصب» حاكم مي‌باشد.

وي افزود: شيعه معتقد است پس از رحلت رسول خدا (ص) اميرمؤمنان حضرت علي (ع) امام و خليفه بودند اما تا 24 سال اقدامي نكردند. در نهج‌البلاغه هم آمده است كه هنگام پذيرش خلافت، آن حضرت فرمودند «چون مردم حاضر شدند به من كمك كنند، حجت بر من تمام شد وگرنه هرچند حق من بود و جانشين پيامبر خدا (ص) مي‌باشم اما قدرتي نداشتم». حضرت امام خميني(ره) هم فرمودند اگر مردم همراهي نمي‌كردند، وظيفه‌اي نداشتم اما به «پشتوانه» مردم، تكليف بر من تمام است.

رييس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) ادامه داد: دو شيوه براي بحث وجود دارد؛ برهان و جدل. در منطق، بهترين راه، اقامه برهان است. اما بيشترين راه، جدل است. جدل يعني بحث كردن با كسي كه مقدمات را خودش قبول دارد، چه مقدمات برهاني باشد يا غيربرهاني. جدل قانع كنند‌تر است تا برهان. زيرا مقدمات را طرف بحث قبول دارد. قرآن خطاب به مشركان مي‌فرمايد شما براي خودتان قائل به پسر هستيد ولي براي خدا، دختر؟ حال اين اگر به صورت برهاني مطرح شود، معنايش اين است كه اگر مشركان براي هر دو پسر قايل بودند، مانند مسيحيان، بايد درست باشد! اما اين درست نيست. زيرا جدل است.

وي با اشاره به اين كه بايد در برابر امريكا و غرب، منطقي داشته باشيم كه خودشان هم قبول كنند، تاكيد كرد: رهبر كبير انقلاب اسلامي (ره) در برابر افرادي كه مي‌گفتند «دموكراسي» اوج تفكر بشر است، مي‌فرمايند كه آيا شاه را ما انتخاب كرديم يا غربي‌ها بر سر كار آوردند؟ يا آن‌كه من به پشتوانه اين مردم، دولت تعيين مي‌كنم. اين در مقام جدل است. ولي وقتي حضرت امام خميني(ره) در مقام برهان، سخن مي‌فرمودند، از نصب سخن مي‌گفتند. ايشان در احكام صادره، عبارت نصب يا انتصاب مي‌آورند. در قانون اساسي، امام راحل (ره)، هم به «جدل» ، طبق شيوه مرسوم جهان، رفراندوم و مراجعه به آراي عمومي را آوردند و هم طبق «برهان» ، ولايت فقيه را قرار دادند.
رييس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در پاسخ به اين پرسش يكي از حاضران كه در تصميم‌گيري‌هاي مهم، مانند جهاد ابتدايي، عصمت لازم است، پس چگونه ولي فقيه كه غير معصوم است، داراي اختيار صدور حكم جهاد مي‌باشد؟ بيان كرد: در «حوزه حكومتي»، ولي‌فقيه اختيارات امام معصوم (ع) را دارد. يعني آنچه براي «امام معصوم» در مسايل اجتماعي و حقوقي ثابت است، براي «ولي‌فقيه» هم ثابت است. البته حضرت امام خميني(ره) جهاد ابتدايي را از اختصاصات معصوم (ع) مي‌دانند. برخي از فقها مانند سيد محمد باقر صدر(ره) قائلند كه فقيه مي‌تواند حكم جهاد ابتدايي صادر نمايد.

وي در پاسخ به سؤال از مبناي شوراي رهبري در اسلام، خاطرنشان كرد: يك ديدگاه اين است كه مديريت را مي‌توان به صورت گروهي انجام داد. اين ديدگاه رسما در اتحاد جماهير شوروي سابق به كار گرفته شد كه رهبري، به دست شورا بود و يك مجموعه‌ تصميم‌گيري مي‌كرد. ولي عملا خود آن شورا يا هيأت رييسه، مقامي به نام «صدر هيأت رييسه» درست كردند. به هر حال در برخي موارد حكومت‌داري، بايد يك نفر تصميم بگيرد.

مصباح يزدي، مديريت را با سيستم شورايي سازگار ندانست و اظهار داشت: در مواردي بايد صريحا تصميم گيري كرد و نمي‌توان منتظر نظر موافق و مخالف بود. در جهان، حكومتي سراغ نداريم كه به صورت گروهي اداره شده باشد. اگر مراد از شوراي رهبر، اين است كه تمام اختيارات رهبر، به شورا داده شود، اين شيوه، شكست خورده است. در اسلام، شخص ائمه اطهار (ع) امام بودند نه شوراي آنها. شوراي رهبري نه توجيه شرعي دارد و نه توجيه عقلايي.

وي در ادامه تاكيد كرد: در اسلام، اصلي به نام «شورا» يا «مشورت» داريم كه از زمان پيامبر اكرم (ص) عمل مي‌شد. با آن كه در حكومت نبوي (ص)، خود پيامبر خدا (ص) تصميم مي‌گرفتند اما خداي متعال به پيامبر خطاب كرد: «و شاورهم في الامر».

وي افزود: اصل مشورت كردن در اسلام وجود دارد. اما پس از دريافت نظرات مشورتي، مي‌فرمايد: «اذا عزمت» يعني هنگامي كه به تصميم رسيدي. نمي‌فرمايد «اذا عزمتم»، يعني نهايتا تصميم، تصميم رهبر است. البته پيامبر خدا (ص) و ائمه اطهار (ع) نيازي به نظر مشاوران نداشتند؛ بلكه مصالح ديگري در كار بود. مثلا وقتي مردم در كاري دخالت داشته باشند و ابراز نظر كنند، از جهت رواني براي اجراي آن آماده‌تر هستند.

رييس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) درباره اين پرسش كه «در انتخابات مجلس خبرگان رهبري، رأي يك عالم و غير عالم مساوي است، آيا اين مورد قبول شماست» اظهار داشت: در اسلام، هر فردي در هرچه صلاحيت دارد اظهار نظر مي‌كند. براي انتخاب رهبر، افراد صلاحيت‌دار بايد نظر بدهند؛ يعني كساني كه خبره، متقي و داراي ساير صفات باشند. براي انتخاب خبرگان، بايد صلاحيت افراد احراز شود. اين را مردم نمي‌توانند بلكه كارشناسان بايد نظر بدهند. يكي از مصاديق كارشناسان در اين امر، فقهاي شوراي نگهبان هستند يا مصاديق ديگري مانند مراجع تقليد.

وي با اشاره به اين كه مردم، فقيه مورد اعتمادشان را انتخاب مي‌كنند، افزود: چه بسا يك فرد عادي افراد خبره را بهتر از ديگران بشناسد، زيرا با آنها معاشرت دارد. در رأي دادن و انتخابات مجلس خبرگان رهبري، مجتهد يا حقوق‌دان با سايرين يكسان هستند. پس از آن، نمايندگان خبرگان رهبري، فرد اصلي يعني ولي‌فقيه را مشخص مي‌كنند.

حجت الاسلام مصباح يزدي درباره ورود بانوان در مجلس خبرگان رهبري بيان داشت: حضور بانوان مجتهده‌اي كه واجد ساير شرايط خبرگان باشند، از لحاظ حقوقي طبق اظهارنظر شوراي نگهبان، بلامانع است. از لحاظ فقهي، در اظهارنظر كارشناس، مرد بودن شرط نيست. اگر پزشك ماهر زني در امور پزشكي اظهار نظر كرد، حجت دارد. ملاك اين است كه افرادي كه شرايط بيشتري دارند، اولي هستند.

وي افزود: اگر مردم تشخيص دادند خانمي از جهت فقاهت و ساير شرايط اصلي از مجتهد مردي برتر است، همان عمل مي‌شود. خبرگان بايد ولي فقيه منصوب از سوي خدا را شناسايي كنند. اگر شأن نمايندگان مجلس خبرگان رهبري از شؤون مديريتي باشد، طبق ديدگاه انتخابي، زنان نمي‌توانند حضور يابند ولي طبق نظريه انتصابي كه ديدگاه ما هم همين است، حضور بانوان در خبرگان اشكالي ندارد.

گفتني است هفتمين همايش دفتر پژوهش هاي فرهنگي كه با عنوان «خواص؛ رسالت‌ها و مسئوليت‌ها در تحقق اهداف اسلامي و گام هاي پيش رو» در سالن اجتماعات خانه شهيد مشهد و با حضور شماري از نخبگان فرهنگي و سياسي سراسر كشور برگزار شد، با ارايه گزارش دبيران كميسيون‌هاي سه گانه «راهكارهاي فرايند تحقق اهداف اسلامي در مرحله تشكيل دولت اسلامي»، «نقش انتخابات در تحقق اهداف اسلامي» و «اصولگرايي؛ مباني، شاخصه‌ها، لوازم و موانع» به كار خود پايان داد.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 و ساعت 16:27 |
وزير اطلاعات گفت: دستگاه قضايي و وزارت اطلاعات، مكمل يكديگرند و كارها و نتايج اقدامات آنها بر روي يكديگر اثر دارد و اين ويژگي، لزوم همكاري را صد چندان مي كند كه نيازمند وجود اعتماد متقابل ميان مسئولان قضايي و امنيتي است.

محسني اژه اي كه درهمايش سالانه دادستان هاي عمومي، انقلاب و نظامي سراسر كشور سخن مي گفت، ضمن تبريك ماه شعبان و اظهار اميدواري براي آمادگي قلوب براي ورود به ماه مبارك رمضان اظهار داشت: اگر جلساتي كوچكتر و دوستانه در طول سال برگزار شود در روند تسريع كارها اثر بيشتر خواهد داشت. چرا كه همايش هاي به اين وسعت هم زمان كمي دراختيار سخنرانان قرار مي دهد و هم روند اقدامات كند خواهد شد.

وي ادامه داد: همه ما از نقش دستگاه قضا و امنيت درهر نظام و كشوري درجمهوري اسلامي واقف هستيم و درخصوص جايگاه اين دستگاه نيز مطلعيم. به ميزان همين اهميت، مسئوليت و وظيفه هم سنگين است. دستگاه قضايي و قاضي براساس شرع اسلام و قانون اساسي ما براي اثر بخشي نياز به استعلال دارد.

محسني اژه‌اي گفت:‌استعلال دستگاه قضايي هيچ منافاتي با اينكه از نظر صاحب نظران استفاده كنيم و درامر قضا تدبير كنيم، هيچ منافاتي ندارد. ما دربحث قضا، بحث هاي مختلفي داريم كه شامل ديات، تعزيرات و احكام بازدارنده و غيره مي شود.

قاضي درميدان تعزيرات، ميدان بسيار وسيعي دارد در تعزيرات دست قاضي در ميدان حداكثر يا حداقل مجازات بسيار باز است. مواد مختلفي هم در قانون هست مثل ماده 22 و 25 قانون تعزيرات كه دست قاضي را بسيار باز مي گذارند در تناسب بين جرم و مجازات.

وي درادامه با مظلوم خواندن دستگاه قضايي كشور ما درميان ديگر دستگاه هاي كشور گفت: قوانين دستگاه قضا و قوانين وزارت اطلاعات و ساختارهاي وظايف آنها از هم مستقل هستند ولي در بسياري از موارد وظايف اين دو دستگاه مكمل هم هستند و مي توانند يكديگر را هم پوشي كنند.
در بسياري از موارد اين دو دستگاه كارشان و نتايج كارشان به هم مربوط است و بر هم اثر دارد.

محسني واژه‌اي اضافه كرد: اين ويژگي هاي باعث مي شود كه هماهنگي وهمكاري ميان اين دو دستگاه ضروري باشد و هماهنگي هم مستلزم اعتماد متقابل ميان مسئولان اين دو دستگاه است.

وزير اطلاعات افزود: وقتي همه مي دانيم و مي گوييم كه پيشگيري مقدم بر درمان است. حرف دانستن و گفتن اين تقدم و اهميت، مسايل را حل نمي كند بلكه بايد لوازم و مقدمات پيشگيري فراهم شود. اگر احياناً هم كار به درمان كشيد و جرمي اتفاق افتاد، عقل سليم حكم مي كند كه ما در مقام تعقيب مجرم و متهم و درچگونگي رسيدگي به اتهام او و مجازات او بايد كاري كنيم كه هزينه رسيدگي به اتهام او كم شود و عبرت بيشتري به ديگران بياموزد.

وي ادامه داد: اگر در رسيدگي به جرم يك مجرم، جنبه هاي اجتماعي، خانوادگي، جهاني و منطقه اي را مورد توجه قرار ندهيم، ممكن است هزينه زيادي خرج كنيم و درعين حال عوارض زيادي را مبتلا به جامعه كرد، بدون هيچ گونه اثر بخشي.

وزير اطلاعات گفت: امروز كل نظام و دستگاه قضايي از تجربه گذشته هاي دور و تجربه 27 ساله بعد از انقلاب استفاده مي كند و قصد دارد دراين مسير حركت كند تا هزينه ها كاهش يابد و اثر بخشي ها بالا برود. توفيق دراين مسير نياز به تبادل اطلاعات و همكاري نزديك با يكديگر و شناخت درست و صحيح از موضوعات و شرايط است.

وي ادامه داد: اگر موضوع را درست تشخيص ندهيم و شرايط را درست نفهميم و اقدامي نابجا انجام دهيم، اقدام ما نتيجه عكس خواهد داشت.

وي اظهار داشت: اسلام ناب درجهان روز به گسترش است و جمهوري اسلامي روز به روز به اقتدار و عزت ونفوذش دردنيا، با وجود همه دشمني ها ، درحال افزايش است. اگر كسي اين را انكار كند، در واقع روز را انكار كرده و بديهيات راانكار كرده است.

محسني واژه‌اي ادامه داد: آنچه كه دوست و دشمن درگذشته نسبت به جمهوري اسلامي مي انديشيد، با نگاه امروز آنها به ما بسيار متفاوت است. در مساله عراق، هر دو طرف درگير يعني تجاوزگران و مردم عراق هر دو دستشان به سوي ايران دراز است و از ايران كمك مي خواهند براي حل مسائل پيش آمده.

در افغانستان هم كه فكر مي كردند به سرعت مي توانند همه چيز را بر وفق مراد خود كنند، وضع به همين منوال بود. در لبنان هم امروز كشورهاي اروپايي مي گويند تا ايران به ميدان نيايد، قضيه قطعنامه حل و فصل نخواهد شد.

امروز يك مقام ايراني وقتي به هر جاي دنيا برود، با استقبال گرم ملت ها قرار مي گيرد اين اقتدار و عزت جهان اسلامي و شيعيان و انقلاب اسلامي براي دشمنان ما به ويژه شيطان بزرگ قابل تحمل نيست و براي جلوگيري از رشد نظام و تضعيف و نابودي انقلاب اسلامي از هيچ دشمني و اقدام خصمانه اي دريغ نمي كنند.

وي اضافه كرد: امروز دشمن براي ايجاد اختلاف از هر طريقي وارد شده، از راه ماهواره، اينترنت، وبلاگ و از طريق مسئول پنجم و گهگاه از راه افراد غافل و بي اطلاع، دربرنامه مسلم دشمن ايجاد ناامني قرار دارد، ايجاد نا امني از راه ترور و ارعاب و يا نا امني از راه اغتشاش.

وي گفت‌: دشمن به طور جدي درحال جاسوسي در كشور ما است. دشمن هميشه تلاش كرده كه به اسناد و مطالب طبقه بندي ما دسترسي پيدا كند. اما اين يكي از هداف جاسوسي است. كار ديگر دشمن، شناسايي افراد است و فكر خود را به آنها القا مي كند و از آنها اطلاعاتي هم نمي خواهد حتي به آنها اطلاعات مي دهد و تنها آنها را شستشوي مغزي مي كند و آنها را اموزش مي دهد تا در كشور به عنوان عامل دشمن كار كنند و حرف دشمن را در داخل كشور بيان كنند.

محسن واژه‌اي ادامه داد:‌دشمن قصد دارد بين مسئولان نظام ما اختلاف ايجادكند. دراين زمينه دستگاه قضايي و وزارت اطلاعات مي توانند اقدامات مثبتي را براي پيشگيري از اقدامات دشمن انجام دهد.

وي افزود:لازمه اين كار هوشياري است و بايد از ترفندهاي مختلف دشمن آگاه باشيم. دشمن را نبايد ضعيف و كوچك شمرد. بايد با دشمن و عوامل او برخورد قاطع داشت. يكي از جنود ابليس، اسرائيل است و ما نبايد آنها را دست كم بگيريم. ما اگر اشراف اطلاعاتي بر برنامه هاي دشمن نداشته باشيم نمي توانيم برخورد قاطع داشته باشيم.

وزير اطلاعات افزود: دراين ميان وظيفه دستگاه قضايي و قضات اين است كه در شرايط كنوني براي مسائل موجود، راهكارهاي قانوني پيدا كند و از سوي ديگر بايد نوعي مودت و همكاري جدي ميان دستگاه قضايي و دستگاه امنيتي ايجاد شود.

محسني واژه‌اي با اشاره به ماجراي كاريكاتور روزنامه ايران گفت:‌يك كاريكاتور ناپسند توانست در كشور آن همه خرابي و اغتشاش ايجاد كند.

تنها عده اي هستند كه به قصد اعتراض به آن كاريكاتور تحصن مي كنند درحاليكه عده اي هستند كه با هماهنگي با خارج از كشور و به قصد ايجاد اغتشاش در اعتراض ها حضور مي يابند.

وي اضافه كرد: امروز بحمدالله اعتماد بسيار خوب و همكاري بسيار نزديك بين وزارت اطلاعات مسئولين قضايي وجود دارد.

امروز با همه برنامه هايي كه دشمن دارد، وزارت اطلاعات اشراف خوبي دارد. شما نمي دانيد دشمن چه برنامه هايي براي استانهاي جنوبي و شرقي و حتي براي تهران داشته اند و بحمدالله وزارت اطلاعات توانسته مانع از اجرايي شدن آنها شود و دست دشمن را رد كند و اتفاقاتي هم كه رخ داده با هزينه كمتر باشند.

محسني واژه‌اي از دستگاه قضايي خواست كه كارشناسان خود را در اختيار وزارت اطلاعات قرار دهد و همكاري هاي خود را با دستگاه امنيتي كشور تقويت كند.

وي اضافه كرد: خوشبختانه دولت نگاه بسيار خوبي به رفع مشكلات دارد و خوشبختانه برخي از كساني كه قبلاً در دستگاه قضايي بوده‌اند، امروز در دستگاه امنيتي دولت جديد كار مي كنند و اين يك اقدام و اتفاق بسيار مبارك است و اميدواريم با دستان همديگر مشكلات جامعه را حل كنيم.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 و ساعت 16:25 |
نامه به شريعتمداري

خبرگزاري انتخاب : یکی از بینندگان «انتخاب»، با ارسال پیامی که حاوی نامه به حسین شریعتمداری مدیر مسئول «کهیان» است، آورده است:

بسمه الله الرحمان الرحيم
جناب آقاي حسين شريعتمداري

دست نوشته شما را مطالعه كردم و آنچه متوجه شدم بهانه هاي كودك خردسالي است كه مداد خود را گم كرده و گريه مي كند.من نمي دانم تا چه زماني به اين دعواهاي سياسي مي خواهيد ادامه بدهيد تا چه زماني براي خود شيريني ياران ديرين انقلاب را محكوم مي كنيد.

جناب آقاي شريعتمداري بيست و هفت سال از زمان انقاب اسلامي ايران گذشته و ببينيد در كجاي اين دهكده جهاني قرار داريد. تا چه زماني اين تعصبات بي ارزش زمان جاهليت مانع پيشرفت ايران شود تا چه زماني فرزندان اين مرز و بوم به خاطر جاه طلبي عده اي بايد رنج و مشقت بكشند.

جناب شريعتمداري آيا به محلات پائين شهر تهران رفتيد آيا فقر را آنجا ديديد آيا شب گرسنه خوابيدن را لمس كرديد فكر نمي كنم اگر چنين مي كرديد ملت امروز با اين همه بد بختي و بيچارگي دست و پنجه نرم نمي كردند.من نميدانم چرا وقتي كه مي خواهيم حرفهايمان را اثبات كنيم در پشت سره امام پناه ميگيريم وصحبتهائي كه موافق صحبتهايمان است بازگو ميكنيم و جملات امام را به نفع خويش مصادره مي كنيم.از زماني كه يادمان مي آيد در جواب پرسشمان كه پرسيديم چرا كشور ما پيشرفت نمي كند كه جوابش را چنين شنيديم كه  كشور ما در حال جنگ بوده است اما سردبير محترم  مگر زاپن هم جنگ نداشت.پس چرا امروز تبديل به غول صنعتي شده است و ما هنوز در هزاره سوم در قرن بيست و يكم  ودر سال يك هزارو سيصد و هشتادو پنج به فكر اين هستيم كه ايا هلوكاست وجود دارد يا ندارد.

جناب آقاي حسين شريعتمداري در قسمتي از دست نوشته شما چنين آمده است : خبرنگار روزنامه واشنگتن پست از آقاي خاتمي مي پرسد: «اين نخستين سفر شما به واشنگتن است، نظرتان درباره كشوري كه شيطان بزرگ خوانده شده است چيست؟» و آقاي خاتمي پاسخ مي دهد؛ «من هرگز نمي گويم شيطان بزرگ!»... و بلافاصله تناقض ميان اظهارات خود با نظر صريح حضرت امام(ره) را به نفع خويش! پر كرده و مي گويد «حتي امام خميني(ره) كه اين عبارت از ايشان است به سياست هاي آمريكا اشاره داشتند نه مردم آمريكا يا خود آمريكا كه كشوري بزرگ و پهناور است» در اينجا لازم است نكاتي را يادآور شوم .

اينكه امام فرمودند شيطان بزرگ امريكا جايه هيچ بحثي نيست و لذا به خوبي ميدانيد نام بردن از يك كشور يعني تمام مالكيت ارضي و مردم داخل آن كشور را شامل شدن پس منظور حضرت امام هم كشور آمريكا را شامل مي شود و هم  مردم آمريكا . اما همانطور كه مستحضر هستيد  دستورات مراجع تقليد نصبت به زمان قابل تعقيرند براي مثال در قسمتي  از زمان استفاده از تنباكو توسط ميرزاي شيرازي حرام اعلام شود. آنروز به صلاح مملكت بود و انروز كه پير جماران آمريكا را شيطان بزرگ خواندند .

پس آنروز بر اساس زمان و مكان آمريكا و مردم آمریكا شيطان بودند امروز مسئوليني كه در راس حكومتند نه كشور آمريكا و نه مردم آمريكا .در قسمت بعدي نامه به موضوعات ديگر اين دست نوشته مي پردازم.

موفق و زنده باشيد
مرتضي ابدالي تكلو
22/6/85

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 و ساعت 16:23 |
واکنش تند کيهان به اظهارات خاتمي در آمريکا

روزنامه کيهان در يادداشت روز خود در واکنش به اظهارات محمد خاتمي رئيس جمهور سابق ايران در آمريکا نوشت :

جرج بوش كه- به گفته خود- شخصاً با ويزاي ورود آقاي خاتمي به آمريكا موافقت كرده است در مصاحبه با روزنامه «وال استريت ژورنال» انگيزه خويش از صدور ويزا براي رئيس جمهور سابق ايران را اينگونه توضيح مي دهد؛ «مايل بودم درباره ايران سخناني غير از سخنان احمدي نژاد بشنوم...»
بايد صادقانه اعتراف كرد كه اين آرزوي بوش تا اندازه اي كه او و دارودسته اش را خشنود كند، برآورده شده و از آقاي خاتمي - همانگونه كه آرزو داشت- سخناني متفاوت و در مواردي متناقض با سخنان احمدي نژاد شنيده است و از آنجا كه بخش قابل توجهي از مواضع آقاي احمدي نژاد، ترجمان نظرات حضرت امام(ره) است مي توان حدس زد كه خشنودي بوش از برخي اظهارات آقاي خاتمي خيلي بيشتر از آن است كه هيئت حاكمه آمريكا انتظار داشتند... و در اين باره گفتني هايي هست؛

1- آقاي خاتمي اگرچه در سخنراني ها و مصاحبه هاي پي درپي خود در آمريكا، از برخي مواضع نظام و انقلاب دفاع كرده است ولي مروري گذرا بر اظهاراتي كه ايشان در نفي نظرات صريح حضرت امام(ره) و مواضع منطقي و استقلال طلبانه مردم ايران داشته اند، به هيچ زبان و قلم خداجوي و مردم دوستي اجازه چرخش در تقدير از آنچه آقاي خاتمي به عنوان دفاع از برخي مواضع نظام و انقلاب بيان داشته، نمي دهد. چرا كه وقتي جناب خاتمي اساسي ترين و بنيادي ترين مواضع تعريف شده امام راحل(ره) را نفي مي كند، تقدير از برخي اظهارات مثبت ايشان، ماجراي «نقش ايوان» بر خانه اي است كه جناب خاتمي در نگاه دور از انصاف و البته خيال پردازانه خود، آن را از بيخ و بن، «ويران» به تصوير كشيده است!
شرح اين ماجرا، هرچند مفصل و مصداق «مثنوي هفتاد من كاغذ» است ولي از ميان آن همه اظهارات سؤال برانگيز، به بازگو كردن چند نمونه بسنده مي كنيم... بخوانيد؛

2- خبرنگار روزنامه واشنگتن پست از آقاي خاتمي مي پرسد: «اين نخستين سفر شما به واشنگتن است، نظرتان درباره كشوري كه شيطان بزرگ خوانده شده است چيست؟» و آقاي خاتمي پاسخ مي دهد؛ «من هرگز نمي گويم شيطان بزرگ!»... و بلافاصله تناقض ميان اظهارات خود با نظر صريح حضرت امام(ره) را به نفع خويش! پر كرده و مي گويد «حتي امام خميني(ره) كه اين عبارت از ايشان است به سياست هاي آمريكا اشاره داشتند نه مردم آمريكا يا خود آمريكا كه كشوري بزرگ و پهناور است»!
بايد از آقاي خاتمي پرسيد؛ يعني حضرت امام(ره) به اندازه جنابعالي- نستجيربالله- درك سياسي نداشتند؟! و يا به اندازه شما از توان لازم براي بيان مقصود خويش برخوردار نبودند؟!
كودكان دبستاني هم مي دانند كه منظور حضرت امام(ره) از «شيطان بزرگ»، مردم آمريكا نبوده است و ايشان وجود كشوري به نام آمريكا را هم نفي نفرموده اند، بلكه با توجه به ساختار حاكميت در اين كشور، آمريكا را «شيطان بزرگ» ناميده اند و همواره نيز بر همين واژه با همين صورت تاكيد ورزيده اند. بنابراين حضرتعالي با كدام منطق عقلي و توجيه قابل قبول، نظر حضرت امام را نه فقط «نفي» بلكه تحريف هم مي كنيد؟! امام راحل(ره) آمريكا را يك قدرت استكباري، زورگو، غارتگر، ضد بشر و دشمن انسانيت و در يك كلمه «شيطان بزرگ» مي ناميدند و معلوم است كه مقصود از اين واژه نمي تواند سياست هاي اين يا آن دولت در آمريكا باشد، بلكه ساختار حاكميت در آمريكا را شامل مي شود و ربطي به دولت هاي ريگان و كلينتون و بوش و كارتر ندارد. گفتني است كه آقاي خاتمي در يكي از اظهارات خويش از كارتر به عنوان «شخصيتي كه گذشته و جايگاهش در راه مبارزه با فقر و كاهش تنش صرف شده» ياد كرده اند!

3- آقاي خاتمي برخلاف نظر صريح حضرت امام(ره) و سياست منطقي و علمي جمهوري اسلامي ايران، در يكي از مصاحبه هاي خود موجوديت اسرائيل را به رسميت شمرده اند.
خبرنگاري از ايشان مي پرسد: «آيا شما تشكيل دو كشور براي حل مسئله فلسطين و اسرائيل را مي پذيريد؟» و آقاي خاتمي در پاسخ مي گويد «مخالفت من با اسرائيل مسئله اخلاقي است، راه حل صلح آميز براي مسئله فلسطين، شناسايي حقوق فلسطيني هاست.» و خبرنگار مي پرسد: «و ايجاد كشوري فلسطيني در كنار اسرائيل؟» و خاتمي پاسخ مي دهد «آري...»
بايد از آقاي خاتمي پرسيد؛ حضرتعالي با كدام منطق علمي، حقوقي و قانوني موجوديت اسرائيل را تائيد مي كنيد؟
اگر دليل و توجيه منطقي و علمي نداريد- كه نداريد- حداقل ادعاي پيروي از امام(ره) و دلبستگي به جمهوري اسلامي ايران كه داريد. بنابراين چرا با نظر صريح حضرت امام(ره) كه اسرائيل را يك غده سرطاني دانسته و خواستار محو آن از جغرافياي سياسي منطقه بوده اند مخالفت مي ورزيد؟ در سياست اعلام شده جمهوري اسلامي ايران كه برگرفته از نگاه علمي و حقوقي امام(ره) است نيز موجوديت اسرائيل نفي شده است،... پس شما چرا؟!... شما كه 8 سال متوالي رئيس جمهور همين نظام بوده ايد، آيا در آن هنگام نيز همين نظر و ديدگاه را داشته ايد؟
و اما، از سوي ديگر، مگر آقاي خاتمي فراموش كرده اند كه شعار مردم سالاري ايشان همه جا و همه وقت برفراز بود؟ مگر دولت حماس با رأي مردم فلسطين انتخاب نشده است و مگر اين دولت به خاطر آن كه حاضر نيست اسرائيل را به رسميت بشناسد، تحت شديدترين فشارها قرار ندارد؟ بنابراين اگر جناب آقاي خاتمي به شعار مردم سالاري خود اعتقاد دارند- كه انشاءالله داشته باشند - چرا با رأي و نظر صريح مردم مظلوم فلسطين مخالفت مي ورزند و - با عرض پوزش- ديدگاه صهيونيست ها را تبليغ مي فرمايند؟!

4- رئيس جمهور سابق ايران در مصاحبه خود با يك روزنامه آمريكايي از افسانه دروغين هولوكاست با عنوان «يك واقعيت مطلق تاريخي»! ياد مي كند و كمترين توضيحي نمي دهد كه نظر ايشان از كدام تحقيق تاريخي، كاوش علمي و... برخاسته است؟ اظهارنظر بي پايه و غيرعلمي آقاي خاتمي در حالي است كه بسياري از محققان برجسته اروپايي و آمريكايي با تحقيقات جامع و علمي خود ثابت كرده اند «هولوكاست» فقط يك افسانه است كه صهيونيست ها و آژانس بين المللي يهود با حمايت آمريكا و چند كشور اروپايي جعل كرده اند. تمامي محققان غربي- بدون استثناء- كه تحقيقات علمي و مستند آنان به نفي هولوكاست منجر شده بود در كشورهاي اروپايي به دادگاه كشيده شده و محاكمه و محكوم شده اند! بنابراين معلوم نيست آقاي خاتمي با كدام پشتوانه علمي و منطقي از اين افسانه به عنوان «يك واقعيت مطلق تاريخي»! ياد كرده است. آيا تحقيقات دانشمندان بلندآوازه اي نظير «روبر فوريسون»، «روژه گارودي»، «كريستوفرسون»، «ايروينگ» و ده ها دانشمند ديگر درباره دروغ بودن هولوكاست به گوش آقاي خاتمي نخورده است؟ اگر پاسخ منفي است كه بايد پرسيد چرا سخن غيرعلمي بر زبان مي آورند و اگر پاسخ مثبت است و ايشان از تحقيقات ياد شده باخبرند پرسش اين است كه چرا ميان نظر علمي و مستند دانشمندان اروپايي و ديدگاه جعلي سياستمداران اسرائيلي، نظر اسرائيلي ها را ترجيح داده اند؟! آيا عجيب نيست؟!
... بگذريم از اين كه در چالش اخير جهان اسلام با آمريكا و اسرائيل درباره هولوكاست آقاي خاتمي ناخود آگاه به طرفداري از اردوگاه مشترك آمريكا و اسرائيل برخاسته اند؟! انشاءالله رويكرد مردم به دولت اصولگرا و عدالت خواه احمدي نژاد باعث نشده باشد كه آقاي خاتمي در اعتراض به انتخاب مردم، جانب دوست رها كرده و خداي نخواسته، به خشم يا سياست بازي از افسانه پردازي دشمنان تابلودار مردم ايران حمايت كند!

5- آقاي خاتمي در پاسخ به اين سؤال كه؛ نظر شما درباره عقب نشيني نيروهاي آمريكايي از عراق چيست؟ مي گويد «اشغال عراق بايد هرچه سريعتر خاتمه يابد» و بلافاصله مي افزايد «اما به باور من نمي توان اين دولت دموكراتيك نوپا را در دستان تروريست ها، شورشيان و جويندگان خشونت رها كرد»! همانگونه كه ملاحظه مي كنيد جناب خاتمي از ادامه حضور اشغالگران آمريكايي در عراق حمايت مي فرمايند! و اين پرسش منطقي و مردمي را بي پاسخ مي گذارند كه مگر اشغالگران آمريكايي براي ايجاد امنيت و دموكراسي به عراق حمله كرده اند كه ادامه حضور آنان ضروري باشد؟! آقاي خاتمي در اين بخش از اظهارات خود نيز آشكارا به جانبداري از بوش برمي خيزد و تاييد مي كند كه اولا؛ هدف بوش از حمله به عراق- همانگونه كه خود او ادعا مي كند- گسترش دموكراسي در اين كشور بوده است؟ و ثانيا؛ عامل ناامني عراق و قتل عام مردم بي پناه و مظلوم اين كشور، شورشيان مخالف اشغالگري آمريكا هستند! و ثالثا؛ براي مقابله با اين شورشيان، ادامه اشغال عراق از سوي آمريكا ضروري است!! اين همه در حالي است كه همان دولت دموكراتيك عراق خواستار پايان اشغال عراق است. بنابراين اگر آقاي خاتمي به دموكراسي اعتقاد دارند و دولت عراق را برخاسته از راي مردم مي دانند چرا باز هم مانند ماجراي فلسطين ميان خواست مردم عراق و خواسته زورگويانه اشغالگران آمريكايي و انگليسي، حمايت از خواست اشغالگران را ترجيح داده اند؟!، هر چند به تلويح!

6- برشمردن اظهارات سؤال برانگيز آقاي خاتمي در مخالفت با نظرات صريح حضرت امام (ره) و همراهي آشكار ايشان با دشمنان تابلودار ملت هاي مسلمان، از جمله حمايت وي از سياست هاي آمريكا و اسرائيل و... به درازا مي كشد و بيرون از محدوده اين نوشته محدود است كه به همين اندازه بسنده مي كنيم، اما...

7- ممكن است آقاي خاتمي ادعا كند به عنوان يك فرد مستقل حق دارد ديدگاه ها و نظرات خويش را آزادانه مطرح كند! هرچند كه اين ديدگاه ها مخالف نظر صريح امام و در تاييد سياست هاي آمريكا و اسرائيل باشد!!... كه هست. در اين باره بايد- با عرض پوزش- خطاب به آقاي خاتمي گفت؛ شخصيت حقيقي حضرتعالي براي بوش و دار و دسته اش، ارزش و اهميتي بيشتر از يك شهروند معمولي ندارد و شما در كيسه شخصي خويش متاع درخور اهميتي نداشته ايد كه در اين سفر به حمايت- انشاءالله ناخواسته- از سياست هاي آمريكا و اسرائيل و در مخالفت صريح با نظرات حضرت امام (ره)، هزينه كنيد؟! اهميت شما براي آمريكا به خاطر رياست جمهوري هشت ساله جنابعالي در ايران اسلامي است و اگر غير از اين بود، به يقين بوش و دار و دسته اش براي فريب حضرتعالي كمترين زحمتي به خود نمي دادند. چرا...؟! پاسخ روشن است...
جناب آقاي خاتمي در اين سفر، شخصيت حقوقي خود به عنوان رئيس جمهور سابق ايران اسلامي را كه متعلق به مردم است، سخاوتمندانه! خرج كرده اند و اين ضمن آن كه از سوابق انقلابي ايشان بعيد و غيرمنتظره بود، بدون كمترين ترديدي يك رانت خواري سياسي است و مذموم و ناپسند... كه فعلا مي گذاريم و مي گذريم با اين اميد كه آقاي خاتمي به خود آيند و ضمن توبه در پيشگاه خداي سبحان، از مردم مظلوم و شريف ايران نيز عذرخواهي كنند و اين كمترين انتظار منطقي، شرعي و حقوقي از ايشان است.

8- مدتي قبل يكي از خواهران انقلابي و دلسوخته عليه آقاي خاتمي اظهارات ناپسندي داشت كه كيهان نيز اين اظهارات را غيرمنصفانه دانسته و به آن اعتراض كرد و در همان حال بسياري از گروه هاي مدعي اصلاحات با همه توان خود به حمايت از خاتمي برخاسته و خانم رجبي را به باد انتقاد گرفتند. اما تمامي آنان در برابر اظهارات آقاي خاتمي كه فقط چند نمونه از آن مورد اشاره قرار گرفت سكوت كرده اند!... چرا؟!
به عقيده نگارنده از برخي گروه هاي مدعي اصلاحات هيچ انتظاري نيست ولي از افراد و جمعيت هايي نظير مجمع روحانيون مبارز و شماري از شخصيت هاي ديگر مدعي خط امام تعجب آور است كه چرا در مقابل مخالفت هاي آشكار آقاي خاتمي با نظرات صريح حضرت امام (ره) و حمايت هاي غيرمنطقي ايشان از برخي سياست هاي آمريكا و اسرائيل سكوت اختيار كرده اند؟ آيا خداي نخواسته در نگاه اين آقايان، اهانت خانم رجبي به آقاي خاتمي غيرقابل تحمل است ولي تعريض صريح آقاي خاتمي به امام (ره) قابل اغماض است؟!... آن خواهر كه همگان به دلسوختگي او اذعان دارند و اهانتش به آقاي خاتمي را مذموم و ناپسند مي شمارند- و حق هم دارند- در يادداشت خود- و البته به خيال واهي خويش - از خاستگاه نظرات امام و انقلاب به آقاي خاتمي اهانت كرده بود، اما آقاي خاتمي برخي از نظرات خود حضرت امام را نفي كرده و از سياست هاي دشمنان امام و انقلاب- هرچند ناخودگاه و به تلويح- حمايت كرده است... انصاف بدهيد، كداميك بيشتر قابل انتقاد و اعتراض است؟! و آيا ميان اظهار نظر خانم رجبي عليه آقاي خاتمي و اظهارات آقاي خاتمي در نفي نظرات حضرت امام (ره) تفاوت از زمين تا آسمان نيست.

حسين شريعتمداري

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 و ساعت 16:21 |
هشدار دواني به رجبی درباره قطع رابطه پدر و فرزندی

علي دواني با انتشار نامه‌اي در واكنش به موضع گيري اخير دخترش فاطمه رجبي اعلام كرد: موضع‌گيري تند بر ضد دولتمردان گذشته خدمت به دولت مردمي و كاري جناب آقاي دكتر احمدي‌نژاد نيست.

به گزارش فارس، علي دواني با انتشار نامه‌اي افزوده است: متاسفانه مقاله اخير دخترم دستاويزي مناسب براي بدخواهان داخلي و خارجي دولت خدمتگذار جناب آقاي دكتر احمدي‌نژاد و تخريب آن در شرايطي شده است كه اين دولت به ويژه در عرصه سياست خارجي مي‌درخشد و اميدها در دل مسلمانان و مستضعفان جهان ايجاد كرده است.
وي در اين مقاله مي‌نويسد: در غياب اينجانب كه در سفر مشهد مقدس بودم، مقاله‌اي به قلم دخترم خانم فاطمه رجبي پيرامون سفر جناب آقاي خاتمي رئيس جمهوري سابق به آمريكا انتشار يافته است. از آنجا كه اينجانب مبتلا به كسالت‌هاي حاد هستم، فرزندانم اين گونه اخبار را به ملاحظه حالم به من نمي‌دهند؛ لذا مقاله مزبور و بازتاب آن را از من كتمان كرده بودند.

اخيرا به طور اتفاقي از آن باخبر شدم و به جهت كسالت نتوانستم آن را بخوانم فقط مضمون كلي آن را به من گفتند كه براي چندمين بار ناراحت شدم.

علي دواني در ادامه اين نامه يادآور شده است: هم‌اكنون چند نكته را لازم به توضيح مي‌دانم:
دخترم در زمان رياست جمهوري جناب آقاي خاتمي چند بار مقالاتي در انتقاد از عملكرد ايشان نوشته بود كه فقط يك بار آن را مطلع شدم و همان موقع به نشريه «يالثارات» به سبب چاپ آنها گلايه كردم و آن نشريه نيز گلايه مرا چاپ كرد.

چندي پيش هم اين دخترم طي مقاله‌اي بر ضد جناب آقاي هاشمي رفسنجاني، جناب آقاي خاتمي، و جناب آقاي كروبي و ديگران موضع گرفته بود كه آن را هم فرزندانم از من پنهان داشتند و پيامدي داشت كه قضيه مسكوت ماند.
همان موقع نامه‌اي خطاب به آقاي كروبي نوشتم ولي روزنامه ايشان (اعتماد ملي) آن را به ايشان نداد.

در آن نامه نوشته بودم و در اينجا نيز مي‌گويم قضاوت پيرامون عملكرد دولت‌هاي گذشته و كنوني و آينده را مردم فهيم و بيدار ايران اسلامي مورد نقض و ابرام قرار مي‌دهند، و نيازي به امثال ما كه دور از وقايع هستيم، ندارد. و براي يك زن باحجاب اسلامي (چادر) و از يك خانواده روحاني و مذهبي، ورود به اين عرصه چندان تناسب ندارد و يا لااقل در ديدگاه من اگر غير از دخترم هم بود اين نظر را داشتم و دارم.

بارها به فرزندانم (ذكورا و اناثا) گفته‌ام و سفارش اكيد كرده‌ام كه راضي نيستم به هيچ وجه در امور سياسي وارد جناح‌بندي‌ها شده و با طيفي يا كسي طرف شوند و از وي نام ببرند، و در گفتار و رفتار و نوشتار بر ضد آنها موضع‌گيري كنند، چون با مشي من منافات دارد و از آن رنج مي‌برم. از اين‌معني بسياري اطلاع دارند.

اين محقق و پژوهشگر تاريخ تاكيد كرده است: به حمدالله عملكرد فرزندانم از ابتداي انقلاب اسلامي تاكنون نيز چنين بوده است؛ چه آنها كه سوابق انقلابي و مبارزاتي و زنداني سياسي پيش از انقلاب داشته‌اند، و چه آنها كه در فضاي پاك انقلاب اسلامي نشو و نما يافته‌اند.

وي اضافه كرد: اما اين دخترم به واسطه احساسات فوق‌العاده و تعصب بسيار شديد كه به امام فقيد و خط آن بزرگوار و رهنمودهاي ايشان دارد، طوري است كه از حالت عادي هم فراتر رفته است، به گونه‌اي كه وقتي خبر ارتحال حضرت امام را شنيد با شيون و فرياد غش كرد و نقش بر زمين شد و روانه بيمارستان گرديد. وي از سال اول وفات آن بزرگوار تاكنون هرساله مراسم ارتحال امام را در خانه خود با دعوت از بسياري از مومنين و شخصيت‌ها برگزار مي‌كند و مراسم عزاداري و اطعام دارد. بارها به او گفته‌ام اين عرض ارادت براي همان دو سه سال اول كافي است، ولي او همچنان اين رويه را ادامه مي‌دهد.

علي دواني افزود: او در سخنراني‌ها و نوشته‌هايش روي همان احساسات شديد، به نظر خود احساس وظيفه مي‌كند كه در برابر آنچه به اعتقاد وي خطر انحراف از راه امام و انقلاب است موضع‌ بگيرد و به دفاع از مظلومان برخيزد، آن هم با آن حال و هوايي كه دارد. به همين جهت با همه سفارشي كه به وي كرده و مي‌كنم به راه خود ادامه مي‌دهد و تحمل ترك آن را ندارد. تصور مي‌كنم با شناختي كه از منش، خصوصيات و خلق و خوي پسنديده آقاي دكتر الهام دارم، ايشان هم از اين روش همسر خود راضي نباشد.

به اعتقاد علي دواني، نقد عملكرد دولتمردان گذشته و اقدامات فعلي آنها و موضعگيري تند بر ضد آنان نه تنها خدمت به دولت مردمي و كاري جناب آقاي دكتر احمدي‌نژاد نيست، بلكه ممكن است به زيان ايشان تمام شود؛ به ويژه پس از آنكه مقام رهبري به سبب شرايط فعلي و انتخابات مجلس خبرگان كه در پيش است، همگان را از اين امر برحذر داشته‌اند.

وي تاكيد كرد: چنان كه شنيده‌ام متاسفانه مقاله اخير دخترم دستاويزي مناسب براي بدخواهان داخلي و خارجي دولت خدمتگزار جناب آقاي دكتر احمدي‌نژاد و تخريب آن در شرايطي شده است كه اين دولت به ويژه در عرصه سياست خارجي مي‌درخشد و اميدها در دل مسلمانان و مستضعفان جهان ايجاد كرده است.

علي دواني محقق و پژوهشگر تاريخ در پايان مقاله خود به دخترش هشدار داده است: در خاتمه ضمن عذرخواهي از آقايان محترمي كه در مقالات دخترم مورد انتقاد قرار گرفته‌اند، به عنوان پدري كه بيش از بسياري از كسان با بيان و قلم به انقلاب و خط امام خدمت كرده است، به دخترم تذكر مي‌دهم از اين گونه موضعگيري‌ها در گفتار و نوشتار خودداري نموده و طوري نشود كه خداي ناكرده رابطه پدري و فرزندي ما قطع شود.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 و ساعت 16:18 |
استاد فاطمی نیا: آیت الله بهجت قویاً موضوع خواب تولد قاتل امام زمان(عج) را رد كردند

۲۰ شهریور ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۵۶ , ۱۶
خبرگزاري
انتخاب :
استاد فاطمی نیا گفت: آیت الله العظمی بهجت قویاً موضوع  خواب تولد قاتل امام زمان(عج) را رد نمودند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «انتخاب» از تبریز، استاد فاطمی نیا از نزدیکان و شاگردان آیت الله العظمی بهجت طی سخنرانی در مسجد آیت الله انگجی تبریز  ضمن حمله به شایعاتی که در صدد خدشه دار ساختن اصل مهدویت است، اظهار داشت: بنده اخیرا در دیداری که با آیت الله العظمی بهجت داشتم مسئله خواب را پرسیدم وایشان قویاً موضوع خواب تولد قاتل امام زمان(عج) را رد نمودند.

وی در این سخنرانی از مردم خواست تا به شایعات یاوه گویان اهمیتی ندهند.

اخیرا تعدادی از موسسات فرهنگی با چاپ موضوعاتی در مورد علائم ظهور این چنین نقل قول نموده بودند که  چندی قبل ايت الله بهجت درحين وضو گرفتن بيهوش مي شوند که پس از بهوش آمدن علت را جويا مي شوند که در جواب مي فرمايند در همين لحظه قاتل امام زمان (عليه السلام)  در اصفهان متولد شده است!

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 و ساعت 16:15 |
اعتراض یک روحانی مرجع تقلید نسبت به اعمال فشار توسط حکومت: مصاحبه با آیت الله کاظمینی بروجردی  [ ۱۳۸۵ دوشنبه ۲۰ شهريور ]

آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی در اعلامیه ای که روز یکشنبه منتشر کرد از 40 روز فشار ماموران اطلاعاتی بر خود و اطرافیانش خبر داد. آیت الله بروجردی در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: یکی از نزدیکان ما را گرفتند که پلاک ترانزیت دارد این را بهانه قرار داده اند که او با این ماشین ارتباط برقرار می کرد با خارج و حرفهایی که ماهواره پخش می کند توسط او بوده است. اخوی مرا مورد تهدید قرار دادند با وجود اذیت و آزارها ما دیدار عمومی داشتیم با مردم. جمعیت زیاد بود. من الان چهل روز است که اجازه خروج ندارم از منزل. یک شیخ بنام احمدی آمد مرا تهدید کرد. من هم گفتم ما آماده ایم برای کشته شدن. دنیا ارزش ندارد که اینهمه ذلت بکشیم. او هم فشار آورده بود که دیدار عمومی لغو شود. در خانه نزدیکان من جاسوس گذاشته اند. شاید حدود 100 نفر از نزدیکان من فراری شده اند و سی چهل نفر را بازداشت کردند
 


 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385 و ساعت 16:15 |
مصباح يزدي: اختلاف نظرهای من با هاشمی با يك نشست حل نمي شود و گرنه مراجع با يک نشست تمام فتواهايشان يكي مي شد

خبرگزاري انتخاب : رئيس موسسه پژوهشي امام خميني گفت: اختلاف نظرهاي علمي كه با هاشمي دارم، نمي توان با يك نشست حل كرد...

حجه الاسلام و المسلمین مصباح يزدي در گفتگو با باشگاه خبرنگاران در پاسخ به اين سوال كه آيا براي رسيدن به يك اجماع در چارچوب منافع ملي حاضر به يك نشست مشترك با هاشمي هستيد گفت: اختلاف نظرات علمي را با يك نشست نمي توان حل کرد و گرنه مراجع با يک نشست تمام فتواهايشان يكي مي شود.

وي تصريح كرد: رفاقت من و هاشمي بسيار زياد است و اختلافات موجود اگر مي خواست حل شود، تا كنون حل مي شد.

حجه الاسلام والمسلمین مصباح يزدي در خصوص طرح پيشنهادي برخي از اعضا جامعه مدرسين حوزه علميه قم، مبني بر حل اختلافات و رسيدن به يك اجماع با هاشمي اظهار بي اطلاعي نمود و گفت: من دراين مورد چيزي نمي دانم.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385 و ساعت 16:12 |
مكارم شیرازی: ردپای دشمنان در كتاب های درسی

خبرگزاري انتخاب : آیت الله ناصر مكارم شیرازی در دیدار طلاب شركت كننده در اردوی اعتقادی از استان های جنوبی گفت: رد پای دشمنان اسلام در كتاب های درسی دانش آموزان ابتدایی به چشم می خورد. این مرجع تقلید افزود: ما شاهد رد پای واضح دشمنان اسلام در كتب درسی ابتدایی در جمهوری اسلامی ایران هستیم. طبق اطلاعاتی كه به من رسیده و خود نیز بررسی كرده ام در كتب ابتدایی مواردی به چشم می خورد مبنی بر نفوذ آشكار دشمنان دین مبین اسلام در این كتاب های درسی كه به طور مثال می توان به محجبه بودن دختر سال اول ابتدایی و بی حجاب بودن دختر سال پنجم ابتدایی اشاره كرد.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385 و ساعت 22:18 |
نبايد خود را در موضع سخنگوي امام زمان(عج) قرار دهيم

مجيد انصاري: امام زمان(عج) بسيار نزديكتر از اين است كه ما در چاه جمكران برايش نامه بفرستيم

خبرگزاري انتخاب : حجة الاسلام والمسلمين مجيد انصاري، عوام گرايي ديني را آفتي كه دستگاهها بايد به صورت جد مراقب آن باشند برشمرده و با هشدار نسبت به اينكه امروز روي ديگر سكه انجمن حجتيه به ميدان مبارزه با انديشه اسلام ناب آمده است، تأكيد كرد: «امام زمان(عج) بسيار نزديكتر از اين است كه ما در چاه جمكران برايش نامه بفرستيم.»

حجة الاسلام والمسلمين مجيد انصاري در گفتگو با ايسنا، اصل موضوع مهدويت را مسأله اي كه در باور و اعتقاد مسلمانان ريشه دارد، معرفي كرد و افزود: قاعده  لطف اقتضا مي كند كه هيچ گاه، جامعه  انساني بدون راهنما و راهبر نباشد، بعد از ختم نبوت هدايت انسان به وسيله  ائمه  هدي ادامه پيدا كرد تا بر اساس حكمت الهي و فلسفه  خاصي كه در غيبت نهفته است امام دوازدهم ما حضرت مهدي ارواحنا الفداء براي مدتي كه خداوند زمان آن را مي داند در پرده  غيبت قرار گرفتند. چند دهه از اين غيبت به عنوان غيبت صغري معرفي شد كه در آن دوران 4 نفر نيابت خاص امام زمان(عج) را عهده دار بودند و مردم از طريق آنها با امام زمان(عج) مرتبط بودند بعد از چهارمين آنها دوران غيبت كبري آغاز شد و مردم براي مسايل فقهي و شرعيشان به عالمان برجسته و فقيه و دين شناس واجد شرايط احاله شدند.
وي ادامه داد: انسان هيچ زماني بي نياز از امام و هادي نيست. چه امام ظاهر و چه در پرده  غيبت باشد بر اين اساس غيبت امام به معناي بي نيازي از هدايت و تأثيراتي كه پار ه اي از آنها براي ما ناشناخته است، نيست.
اين عضو مجمع روحانيون با استناد به آيات و رواياتي كه در زمينه  مهدويت وجود دارد، اظهار داشت: در برخي از كتب الهي پيشين از مكاشفاتي سخن گفته شده كه در آن براي برخي انبياء دوران زيباي ظهور حضرت مهدي(عج) ترسيم شده است و آنها آرزوي بودن در آن دوران را كرده اند كه خداوند هم به آنها مژده اين را داده است كه در آن زمان باشند و بيشتر ما مسلمانان هم معتقد هستيم كه همه آن وعده ها مربوط به آخرالزمان و امام زمان(عج) است. هم اكنون هم يهوديان منتظر دوران ظهور مصلح جهاني هستند. مسيحيان منتظرند كه مسيح برگردد و اصلاح گري جهاني را انجام دهد. حتي در ميان گروهها و مذاهب ديگر و نحله هاي ديگر مسأله  اميد به آينده  روشن و ظهور مصلح جهاني مورد قبول همه قرار دارد.
اين عضو مجلس خبرگان با بيان اينكه خداوند زمان ظهور را تعيين نفرموده است، تأكيد كرد: خود امام عصر(عج) فرموده است: «دروغ گفته اند كساني كه وقت تعيين مي كنند»، اگر كسي تعيين وقت كرد و گفت، فلان روز و سال امام زمان(عج) خواهد آمد او را تكذيب كنيد. او دروغگو است. خداوند خواسته است زمان فرج امام عصر(عج) نامعلوم باشد تا هر لحظه اي انسانهاي منتظر احساس كنند ممكن است كه يك ساعت ديگر امام زمان (عج) ظاهر شود.
وي همچنين تأكيد كرد: جامعه اي مي تواند امام زمان(عج) را تحمل كند كه عدالت اسلامي و ارزشهاي اسلامي به گوشش خورده باشد و عاشق اين ارزشها باشد. انسانها بايد داوطلبانه و آگاهانه به سمت زندگي ايده آل و زيباي دنياي فرج نگاه كنند.
انصاري افزود: طي يكي دو قرن اخير استعمار و در رأس آن انگلستان به كمك بعضي از عالمان ديني سطحي و خشك مقدس و به تعبير امام(ره) احمق كه دين را در پوسته  ظاهري آن مي ديدند سعي كردند عامل انتظار را كه عامل محرك اجتماعي است، خنثي كنند و در مرحله  بعد از اين عامل محرك اجتماعي علل تخديري بسازند، لذا پا به ميان گذاشتند و تعبير هايي از انتظار فرج ارايه دادند كه به عامل تخدير تبديل شود.
وي در ادامه با اشاره به برخي تفسير هاي انحرافي در زمينه  ظهور امام زمان(عج) گفت:  اين نگاه كه فساد در جامعه زياد شود و براي اصلاح حكومتها و جامعه نبايد كاري انجام داد تا ظهور امام زمان(عج) نزديكتر شود در تضاد و آشكار با تماميت اسلام و قرآن است، زيرا قرآن دستور امر به معروف و نهي از منكر و جهاد مي دهد.
وي ادامه داد: با به ميدان آوردن مهدي هاي دروغين سوء استفاده هاي ديگري از اين بحث شده است. تاريخ پر از اين افراد است. مدعيان دروغيني كه بعضاً ابزار استعمار براي تفرقه افكني ميان مسلمانان شدند كه نظاير آن در فرقه هاي گمراه بابيت و بهائيت مشاهده مي شود.
اين عضو مجلس خبرگان همچنين گفت: در حدود 50-40 سال گذشته نگاه انحرافي به انتظار فرج در قالب انجمن حجتيه به وجود آمد. آنها محافلي داشتند و دعاي ندبه برگزار مي كردند و اساس كار مبارزه خود را با بهائيت گذاشته بودند و همزمان به ساواك تعهد سپرده بودند كه به سياست و شاه كاري نداشته باشند، از هر كسي وارد انجمن حجتيه مي شد تعهد مي گرفتند كه در سياست دخالت نكند.
وي گفت: امام(ره) به طور شفاف افشاگري كردند، انجمن حجتيه را رد و مبارزه با رژيم شاه را واجب اعلام كردند و مكتب انقلاب پوياي انتظار فرج را ارايه فرمودند كساني كه از روي علاقه جذب انجمن شده بودند انجمن را رها كردند و به صفوف انقلابي مردم پيوستند. ماهيت انجمن حجتيه افشا شد. انجمن حجتيه به عنوان يك تفكر انحرافي از اسلام و انتظار فرج مهدويت مطرح شد.
انصاري ادامه داد: امروز روي ديگر سكه انجمن حجتيه به ميدان مبارزه با انديشه  اسلام ناب آمده است. يعني اسلام خشونت طلب افراطي كه زباني جز طرد و لعن و تكفير و تخريب نمي شناسد و هر برداشت و انديشه اي غير از انديشه خود از اسلام را به مانند كفر مطلق و باطل محض مي پندارد.
وي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: اما اين روز ها شاهديم كه خيلي ها در پي سوء استفاده از علاقمندي مردم به امام زمان(عج) و مريد پروري هستند. يكي خواب ديدار با امام زمان(عج) را نقل مي كند و ديگري ادعاي ديدار علني با ايشان دارد. در جمكران كه مسجدي است همانند ساير مساجد چاه درست كرده اند كه شكايت در آن بيندازند. واقعاً اينها توهين به امام زمان(عج) و سوء استفاده از عواطف ديني مردم است. آدرس غلط امام زمان(عج) را دادن بزرگترين خيانت به مردم و احساسات پاك ديني آنها و به موضوع انتظار فرج است.
وي تأكيد كرد: امام زمان(عج) به يكي از نواب خاصشان فرمودند: «آگاه باشيد هر كس ادعاي مشاهده و ملاقات من را كرد كذاب و درغگو است.» امام زمان(عج) نمي فرمايد كسي من را ملاقات نمي كند، مي فرمايند كسي كه كه ادعاي مشاهده كرده است دروغگو است. ترديدي نيست كه عالمان بزرگ و افراد برجسته همانند حضرت امام خميني(ره) در دوران غيبت ارتباطات وثيقي با امام زمان(عج) داشتند، اما كساني كه به اين مرتبه رسيدند محال است سخني بر زبان بياورند. آنها اهل ادعا نيستند. مردم به دستور امام زمان(عج) هر كس كه ادعا كرد ارتباط ويژه اي با امام زمان(عج) دارد كه ديگران ندارند را تكذيب كنند. امام زمان(عج) بسيار نزديكتر از اين است كه ما در چاه جمكران برايش نامه بفرستيم، زيرا وجود مقدس ايشان مانند خورشيد تابان است.
وي در ادامه گفت: عوام گرايي ديني آفتي است كه دستگاهها بايد واقعاً مراقبت كنند. عالمان برجسته  ديني ما بايد بيشتر روشنگري كنند و با مردم حرف بزنند. دستگاههاي تبليغي ما به خصوص صدا و سيما كه رسانه  بسيار اثرگذاري است بايد متوجه رفتار و كردارش باشد. صدا و سيما غرضي ندارد. 6 شبكه تلويزيوني است كه در ايام مختلف مي خواهند برنامه پخش كنند. گاه افرادي سخنراني مي كنند كه در آن به برخي خرافات دامن مي زنند.
وي ادامه داد: چرا آدرس امام زمان(عج) در كنار مزار شهدا، مرقد امام، در جنوب لبنان در كنار سيد حسن نصرا... و رزمندگان مبارز حزب ا... عليه صهيونيستها را نمي دهند. چرا آدرس ايشان را در كتابخانه  دانشگاه اسلامي يا آسايشگاه جانبازان نمي دهند. آدرس امام زمان(عج) را بايد در محيط هاي خدمت به مردم و اسلام داد نه در كنج انزوا، اين با روايات ما منطبق است.
اين عضو مجلس خبرگان رهبري تأكيد كرد: امام زمان(عج) سخنگو ندارد. ما نبايد سعي كنيم خود را در موضع و جايگاه سخنگويي امام زمان(عج) قرار دهيم و نسبت به اينكه بگوييم امام زمان(عج) فلان چيز را امضا كرده يا مي كند و اينكه ايشان شخصي را تأييد كرده يا نكرده است سخن بگويم. امام زمان(عج) امام همه عصر ها و مظهر فيض خدا در عالم وجود است. حتماً ايشان نسبت به جمعيت عظيمي كه در محيطي زندگي كرده اند كه آيين آنجا اسلامي نبوده، اما عشق به خدا، دين، معنويت و انسانيت دارند بي توجه نيست. نمي شود گفت «كه هر كسي كه ادعاي اسلاميت و شيعه گري كرد مورد تأييد و امضاي امام زمان(عج) است» چه بسيار افرادي كه اين ادعاها را دارند، اما ممكن است امام زمان(عج) از آنها متنفر باشد. شايد رمز اينكه حضرت مسيح(ع) همزمان با امام زمان(عج) ظهور مي كند و پشت سر حضرت نماز مي خواند اين باشد كه بيشتر جهان مسيحيت به غير از زورگويان به امام زمان(عج) ايمان خواهند آورد.
وي با اظهار تأسف نسبت به سخناني كه موجب وهن و مسخره كردن موضوع انتظار مي شود، گفت: دولت ها، مجلس ها و گروههاي سياسي مي آيند و مي روند،  آنجايي كه درست كار كردند بايد تشكر كنيم و منصفانه برخورد كنيم، اما اينكه بگوييم يك جريان سياسي ميهمان خصوصي امام زمان(عج) است و فلان جريان سياسي منفور ايشان، درست نيست. ما كي از نزد امام زمان(عج) آمده ايم كه اينگونه اظهار نظر كنيم؟ اينها لطمه مي زند البته معيار هايي داريم كه بر اساس آن كساني كه در قول و عمل به پاكي و درستي عمل مي كنند بيشتر مورد توجه امام زمان(عج) هستند.

 

اخبار مرتبط :

مكارم شيرازي: برخي در لباس دفاع از امام زمان دكان هاي خطرناكي باز كرده اند

خبرگزاري انتخاب : آيةا... مكارم شيرازي در ديدار هيأت امناي هيأت خادم الرضا(ع) هدف افراد سودجو از ادعاي ارتباط با امام زمان(عج) را، تبديل كردن اين امام به خرافه دانست.
به گزارش انتخاب به نقل از رسا، آيةا... ناصر مكارم شيرازي، در ديدار هيأت امناي يكي از تشكلهاي ديني قم، با اشاره به ظهور منجي جهاني در بسياري از مكاتب و مذاهب جهان، مسأله ظهور حضرت مهدي(عج) را يك مسأله جهاني دانست و گفت: نوشته هاي زيادي دليل بر اين است كه تمام اقوام منتظر مصلح كلي هستند.
وي با مد نظر قراردادن جنبه هاي نقلي و عقلي پرداخته شده به ظهور امام عصر(عج) در كتاب «حكومت جهاني مهدي» نوشته وي و آياتي از قرآن، ابراز داشت: خداوند انسان را با هدف تكامل آفريده و سرانجام دنيا در اختيار بندگان صالح خدا قرار خواهد گرفت و از اين راه مي توان دريافت كه ظهور آن حضرت همراه با استدلال عقلي است.
اين مرجع تقليد، بسياري از مسايل مذهبي را در ميان قشرهايي از مردم تنها داراي جنبه پوسته و ظاهري عنوان كرد و افزود: مغز در مسايل ديني فراموش شده است و در بسياري از موارد مانند حج يا استفاده فرهنگي نمي كنند يا اجازه اين استفاده داده نمي شود. مسايل مربوط به حضرت مهدي(عج) هم نبايد اين گونه شود.
وي ادامه داد: علامه مجلسي و فيض كاشاني حدود سيصد و پنجاه سال پيش به مسجد جمكران مي آمدند. اكنون هم بايد دولت به وسيله صدا و سيما و مطبوعات و كتابهاي درسي از اول ابتدايي تا معارف اسلامي دانشگاه، در اين زمينه فرهنگ سازي كند. البته كارهاي انجام شده خوب اما اين فعاليتها كم است.
استاد دروس خارج حوزه علميه قم، از آفاتي جديد خبر داد و افزود: يك عده افراد از خدا بي خبر در لباس دفاع از حضرت ولي عصر(عج) دكان هاي خطرناكي باز كرده اند و سوءاستفاده مي كنند. گروهي از آنها به وسيله دستگاههاي اطلاعاتي و دادگاه ويژه تعقيب شدند ولي متأسفانه هنوز در گوشه و كنار پيدا مي شوند.
وي افزود: اينها يا به وسيله دشمنان يا به وسيله افراد سودجو تربيت مي شوند. تعداد  آنها كم نيست كه از اين نام مقدس سوءاستفاده مي كنند تا امام زمان(عج) را به يك خرافه تبديل كنند.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385 و ساعت 22:16 |
اعتراض شدید حسام الدین سراج به مسوولان موسيقي كشور

هوالعزيز
سخني با مردم
ارغنون ساز فلك رهزن اهل هنر است
چون از اين قصه نناليم و چرا نخروشيم؟
حافظ اين حال عجب با كه توان گفت كه ما
بلبلانيم كه در موسم گل خاموشيم

امروز (12/6/85) پس از يك ماه ترديد و بلاتكليفي، دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي كنسرت موسيقي بنده و گروه بيدل، مجوز صادر كرد! و اين در حالي ست كه سه روز بيشتر به تاريخ برگزاري كنسرت نمانده است!!!

قريب به سه سال است كه به انحاي مختلف با قرار دادن شرايط صعب و اما و اگرهاي ويژه توسط اماكن ذيربط، اين اجرا به تعويق افتاده و امسال كه برگزاركننده، از اوايل مرداد ماه تلاش خود را براي برگزاري كنسرت آغاز نموده پس از طي هفت‌خوان و بعد بيش از يك ماه تاخير و ترديد، مجوز به نحوي صادر مي‌شود تا بدون اطلاع رساني و تبليغ مردمي، چون «نوشداروي بعد از مرگ سهراب» باشد.

چند ماه پيش، زمان برگزاري مسابقات جام جهاني فوتبال، در تهران، از راديو شنيدم: «حسام‌الدين سراج و گروه بيدل و سه گروه موسيقي پاپ، هم‌اكنون در آلمان هستند و در كنار رود ماين، از شعب رودخانه راين، طي شب‌هاي متوالي به اجراي موسيقي خواهند پرداخت. دو نكته مهم برايم تعجب‌برانگيز بود؛ يكي خلط مبحث موسيقي پاپ و موسيقي ايراني و دوم اين‌كه من درآن واحد مي‌توانستم در دو نقطه بر روي كره زمين حضور داشته باشم!
خرقه زهد را باور كنم يا دم خروس سالوس را؟!

در اين خرقه بسي آلودگي هست
خوشا وقت قباي مي‌فروشان
بيا و ز غبن اين سالوسيان بين
صراحي خون دل و بربط خروشان

افتخار من اين است كه با همه بي‌بضاعتيم در عالم هنر اما، منادي حرف بزرگاني بوده‌ام كه سر بر آستانه ميخانه ي معرفت سوده‌اند و در مستي و راستي، خدمتگزار و دستگير مردم بوده‌اند اما گويي در چشم برخي، اين شيوه، حقير افتاده است.

مكن به چشم حقارت نگاه در من مست
كه نيست معصيت و زهد بي مشيت او
بر آستانه ميخانه گر سري بيني
مزن به پاي كه معلوم نيست نيت او

از يك سو مانع‌تراشي و سنگ‌اندازي و از سوي ديگر، تجليل‌هاي ظاهري از فرهنگ و هنر.
خدايش بيامرزاد استاد تاج اصفهاني را. در مجلسي به همراه دو يار وفادارش؛ استاد كسايي و استاد شهناز، اين بيت را در گلايه از دون‌صفتي‌هاي روزگار خوانده بود:

تاجم نمي‌فرستي تيغم به سر مزن
مرهم نمي‌گذاري زخم دگر مزن

آيا هنرمند حق ندارد با مردم آن‌گونه كه به نور حقيقت نزديك‌تر است، سخن بگويد و حتما مي‌بايست سازمان‌هاي مدعي و ادارات و اماكن ذيربط، چون محتسبي از هنرمند حساب بكشند و بين او و مردم حائل ايجاد كنند و تنها به دستور و مجوز آنان، مردم حق داشته باشند به پيام هنر گوش بسپارند ولاغير؟!




اين مطلب را به حضور اهل زهد منهاي معرفت عرض كنم كه موسيقي سنتي ايران، از ديرباز پيوند عميق با حكمت و معرفت داشته است و هم از اين روست كه رديف موسيقي ايراني با اشعار عرفا و بزرگان اين مرز و بوم،تبيين و تدوين مي‌شود.

اين نگرش و عملكرد برخلاف جريان فرهنگ ايراني كه همانا صبغه سنتي و گاه قدسي دارد، نه تنها خدمتي به ساحت دين ونظام اسلامي نيست بلكه آتشي در خرمن دين خواهد انداخت كه دير يا زود، در خرقه پشمينه زهد‌فروشان نيز در خواهد گرفت.

آتش زهد و ريا خرمن دين خواهد سوخت
حافظ اين خرقه پشمينه بينداز و برو

آيا تا به حال با خود انديشيده‌ايد كه: چرادر چنددهه اخير، جوانان به سوي فرهنگ غربي، گرايش بيشتري پيدا كرده‌اند؟
و چه قدر از اين گرايش، مرهون تلاش‌هاي فرهنگي كارناشناسان و مانع‌تراشي‌هاي مدعيان بوده است؟

و چرا برخي اهل هنر، به دلايل گوناگون حساب خود را از حساب دين جدا كرده‌اند؟ و چرا بازار سالوس و ريا گرم‌تر از بازار صدق و صفا شده است؟

كردار اهل صومعه‌ام كرد مي‌پرست
اين دود بين كه نامه من شد سياه از او

در شهرهاي بزرگ كشورهاي ديگر، كه خود را ملزم به حمايت از فرهنگ و هنر مي‌دانند نه مفتخر به مقابله با آن، سالن‌هاي آمفي‌تئاتر و كنسرت‌هال‌هاي چندهزار نفره به وفور وجود دارد و از آنها در جهت برگزاري كنسرت‌هاي موسيقي و برنامه‌هاي فرهنگي و هنري براي رشد و تعالي مردم و فرهنگ و هنر كشور خود بهره مي‌برند. اما امروز پس از گذشت 28 سال از انقلاب اسلامي و حاكميت جمهوري اسلامي، هنوز تنها سالن استاندارد تهران براي برگزاري كنسرت موسيقي، تالار وحدت است كه گنجايش آن فقط 800 نفر است و براي كنسرت‌هاي موسيقي با ظرفيت بيشتر، مي‌بايست از سالن‌هاي ورزشي يا زمين چمن كاخ موزه‌ها تنها در سه ماه تابستان استفاده كرد البته اگر رأي مديران بر آن تحقق گيرد.

ياد درددل رندانه آن فقير صاحبدل مي‌افتم كه گفت:
گر بدي پيه و پياز و هيمه همسايگان
پي پيازي مي‌زديم امشب اگر نان داشتيم

با توجه به اين‌كه تهران امروز نزديك به 20 درصد جمعيت ايران را در خود جاي داده است، تغذيه فرهنگي، هنري اين اجتماع، منوط به وجود آمفي‌تئاترهاي بزرگ و با برنامه‌ريزي هنري، فرهنگي مطلوب است.

اميدوارم خداوند به مسؤولان توفيق توجه به اين امر خطير را عنايت فرمايد.
و باز اميد آن دارم كه خداوند توفيق عاشقانه نگريستن به امور و دلسوزي به حال مردم را عنايت كند تا ديگر بين هنر و دين (و به ويژه موسيقي و مذهب) اين ديوار موهوم و اين مرزبندي جاهلانه باقي نماند و هنرواره جاي هنر را نگيرد و خزف با پوشش مزورانه ديني، جايگزين صدف نشود و حقيقت امر آن‌گونه كه هست براي مردم تبيين شود.

حقيقت آن نوري ست كه در دل نقش مي‌بندد، نه آنچه بر پايه عقل ظاهر و برهان ناقص صورت مي‌پذيرد كه فرموده‌اند: «العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء».

پس منع مردم و هنرمند از استقبال و اشتغال به هنر كه موسيقي هم شاخه‌اي از آن است، مورد قبول خداوندگار هنر و زيبايي نيست.

جهانيان همه گر منع من كنند از عشق
من آن كنم كه خداوندگار فرمايد

+ نوشته شده توسط در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385 و ساعت 22:14 |
جوابيه شهرداري قم درباره کاسبي ميلياردي و توضيح «بازتاب»

پس از انتشار خبر كاسبي ميلياردي با احداث خياباني در قم، شهرداري اين شهر، با فرستادن جوابيه‌اي كلي، سعي در پاسخ به مطالب مطرح شده در خبر «بازتاب» كرده است.

متن جوابيه به اين شرح است: احتراماً با توجه به درج مطلبي با نام «كاسبي ميلياردي با احداث خياباني در قم» در مورخه 1/6/85 در آن سايت، خواهشمند است برابر قانون مطبوعات و براي تنوير افكار عمومي، نسبت به درج جوابيه زير اقدام نمايند.
متأسفانه در تهيه مطلب مذكور از اطلاعات اندك، ناقص و غيركارشناسي استفاده شده كه حاصل آن، مطالبي غيرواقعي و به دور از انصاف مي‏باشد.

ـ فاز 4 پروژه عمارياسر با كاربري‌هاي مختلف؛ اعم از مسكوني، اقامتي، تجاري، آموزشي، درماني، مذهبي، پاركينگ و... با مطالعاتي جامع و اخذ مجوزات قانوني از مراجع ذيصلاح و در چهارچوب فرآيند قانوني به مرحله مناقصه و سپس اجرا رسيده و آن طور كه نويسنده مطلب، استنباط كرده است، پروژه يك مركز تجاري صرف نمي‏باشد.

ـ اجراي اين پروژه از اواخر سال گذشته و با مشاركت بخش خصوصي آغاز شده كه مطمئناً سرآغاز تحولي نوين در مديريت شهري و شهرسازي قم محسوب خواهد شد.

ـ احداث خياباني به طول 650 متر و عرض 55 متر با 8 بلوك ساختماني در طرفين با زيربنايي بالغ بر 183 هزار متر مربع كه تنها 48 هزار متر مربع آن به طور كامل در طرح تأمين شده، همچنين بهره‏برداري از آن طي مدت سه سال، بدون ترديد، مي‏تواند الگويي مناسب جهت اجراي ساير پروژه‏هاي بزرگ شهر قم محسوب شود تا ديگر شاهد اجراي پروژه‏هايي از اين دست در زماني طولاني و با عدم سنخيت در اجرا نباشيم.

ـ پروژه مذكور در سطحي حدود 9000 متر مربع (9 هكتار) در حال اجراست كه اراضي اين طرح طي چهار سال گذشته، با هزينه‏هاي ميلياردي تملك شده و تنها حقوق مالي متعلق به شهرداري بابت كليه عوارض مربوط به صدور پروانه ساختماني، رقمي حدود 170 ميليارد ريال مي‏باشد كه متأسفانه صرف اين‌گونه هزينه‏ها و نيز هزينه‏هايي كه جهت اجراي اين پروژه با توجه به نوع طراحي و استفاده از مصالح مرغوب و آخرين فناوري‏ها و سيستم‏هاي پيشرفته در نظر مي‏باشد، از نگاه نويسنده آن سايت (از روي غرض و يا عدم آگاهي) پنهان مانده است.

در مجموع به‌رغم مزيت‏هاي بي‌شمار اجراي اين پروژه كه در اينجا تنها به اندكي از آنها به صورت گذرا اشاره شده، فهم اين نكته كه چرا پس از گذشت 27 سال از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي، شهر قم به عنوان پايگاه انقلاب، هنوز از محروميت‏هاي زيادي رنج مي‏برد و نسبت به ساير شهرهاي بزرگ كشور كمبودهاي بسيار فاحشي دارد، دشوار نمي‏باشد... .
به راستي، چه كساني از عقب‌ماندگي شهر قم سود مي‏برند و چه كساني با تنگ نظري، بدسليقگي و غرض‌ورزي مانع پيشرفت رو به جلوي قم مي‏شوند؟

به هر حال مردم آگاه و دورانديش قم، همراه با مسئولان استان، بدون توجه به اين كارشكني‏ها، در پي دستيابي به اهداف خود كه همانا ارتقاي جايگاه اين شهر در زمينه‏هاي مختلف مي‏باشد، به تلاش خود ادامه مي‏دهند تا ديگر عده‏اي قليل با تفكراتي پوسيده نتوانند مانع رشد و توسعه ام‏القراي جهان تشيع شوند. بر همين اساس، بسترسازي مناسبي طي سال‌هاي گذشته جهت ورود سرمايه‏گذاران به منظور مشاركت در پروژه‏هاي مهم شهري به وجود آمده است كه با حمايت مسئولان ارشد استان و شوراي اسلامي شهر قم، اميدواريم طي سال‌هاي آينده، شاهد تسريع در عمليات اجرايي پروژه‏ها و تغيير و تحولات مثبت در پي آنها باشيم.

بدون ترديد، مشاركت با بخش خصوصي و جذب سرمايه‏گذاران مي‏تواند روند توسعه شهري قم را تسريع بخشيده و غبار محروميت را از چهره اين شهر بزدايد تا مردم فهيم آن از امكانات مطلوب‌تري بهره‏مند شوند.

در پايان خاطرنشان مي‏شود كه در حال حاضر شهرداري قم در پي مشاركت با بخش خصوصي و جذب سرمايه‏گذاران داخلي و خارجي به منظور عمليات اجرايي پروژه‏هاي ديگري در شهر قم مي‏باشد كه از آن جمله مي‏توان به احداث بزرگراه پيامبر اعظم ـ صلي ‏اله ‏و عليه ‏و آله ‏و سلم ـ (از حرم تا جمكران)، فاز 5 عمار ياسر، احداث مراكز اقامتي و مجتمع‏هاي اداري، تجاري و تفريحي، انبوه‌سازي مسكن، بازسازي و اصلاح بافت‏هاي فرسوده، احداث و تكميل بوستان‌هاي شهر و... اشاره كرد.
لازم به ذكر است كه حق شهرداري در پيگرد قانوني در خصوص مطالب مطرح شده محفوظ مي‏باشد.

توضيح بازتاب:
با توجه به اطاله ساخت پروژه‌هاي اين‌چنيني در كشورمان، «بازتاب» منكر الگوي مناسب بودن اين طرح در صورت اتمام به موقع براي طرح‌هاي ديگر نيست اما سخن اين است كه محور خبر «بازتاب» چيز ديگري است.
در جوابيه شهرداري محترم قم هيچ اشاره‌اي به هزينه‌هاي تمام شده، معضل ترافيكي، مبالغ دريافتي از مشتريان و سود خالص كه از همين راه نصيب شركت مزبور و شهرداري مي‌شود، نشده است.

+ نوشته شده توسط در جمعه هفدهم شهریور 1385 و ساعت 13:45 |
BBC: جمع آوری ماهواره، تقاضای پنهان

"اين قدر سرم شلوغ است که تا امروز چيزی در مورد جمع آوری ماهواره ها، نشنيده بودم. جمع هم بکنند فرقی به حال من ندارد، وقت نمی کنم تلويزيون ببينم." خانه علی و همسرش تنها دو ايستگاه با اولين مجتمعی که در دور جديد جمع آوری ماهواره ها، هدف اجرای قانون قرار گرفت، ‌فاصله دارد.

عده ای معتقدند جمع آوری ماهواره ها قرار بود به ايجاد يک "جو روانی" منجر شود تا بتوان طرح "استفاده مديريت شده از ماهواره ها" را در مجلس تصويب کرد. طرحی که به موجب آن ماهواره، تحت مديريت يک يا چند شرکت خصوصی، قانونی می شود. اما هنوز خيلی از ساکنان تهران، اين موضوع را جدی نگرفته اند.

محمدرضا، تازه پدرش را که از مذهبی های قبل از انقلاب است راضی کرده که برای خريد و نصب ماهواره اقدام کند: "تلفن چند نفر را گرفته ام تا قيمت ها دستم بيايد و اقدام کنم".

او که در شمال تهران ساکن است، درمورد طرح جمع آوری ماهواره هم معتقد است: "خودشان هم نمی دانند چه می خواهند. يک بار می گويند با هليکوپتر شناسايی می کنيم و بعد اقدام به جمع آوری می کنيم. بعد اعلام می کنند اول تذکر می دهيم و بعد بدون آن که وارد حريم شخصی افراد شويم، ‌فقط ديش ها را جمع می کنيم. اخيرا هم گفتند که اگر کسی شکايتی در اين رابطه داشته باشد،‌ اقدام به جمع آوری می کنيم."

"فوقش يک ديش ديگر"

"به نظر من جنجال جمع آوری ماهواره، بيست روز ديگر بيشتر طول نمی کشد. در اين فاصله هم اگر سراغ شما بيايند، فوقش ديش را می برند، آن هم که قيمتی ندارد. پس جمع نکنيد."

اين جملات را پژمان، نصب کننده تجهيزات ماهواره ای می گويد. برای او نصب مجدد ماهواره،‌ فقط ۱۰هزار تومان درآمد دارد.

مدير ساختمان يکی از مجتمع های کوچک شهرک غرب هم تا به حال چندين بار تصميم به جمع آوری ديش های ساختمان تحت مديريت اش گرفته، اما با وجود دريافت اخطار توسط بسياری از مجتمع های منطقه،‌ هنوز اقدامی برای اين کار انجام نداده است.

در يکی از جلسات هيات مديره ساختمان، ‌از فرشاد، نصب کننده تجهيزات ماهواره ای خواسته شد تا نظرش را در مورد جمع آوری ماهواره هايشان بگويد: "به ساختمان هايی مراجعه می کنند که تجهيزات ماهواره شان در معرض ديد باشد. اول هم به خودشان تذکر می دهند و در صورتی که اقدامی انجام ندادند، ديش هاشان را جمع می کنند. ديش های ساختمان های ابتدای شهرک را برای اين جمع کردند که از داخل اتوبان معلوم بود. اما ساختمان شما، پشت بامش از چهار طرف ديوار کشی شده است و ديش ها هم وسط قرار گرفته اند. پس مشکلی برای تان به وجود نخواهد آمد".

مرتضی که با برادرش در شرق تهران ساکن است، هنوز اقدامی برای جمع آوری ماهواره شان انجام نداده: "هنوز جمع نکرده ايم، فعلا هم قصد نداريم جمع کنيم. هنوز از غرب تهران جلوتر نيامده اند. تازه دليلی ندارد سراغ آپارتمان چهارطبقه ما که در يک محله شلوغ واقع شده، بيايند".

در مقابل، شهروز که شاهد جمع آوری ماهواره بلوک همسايه شان بوده، می گويد: "فکر نمی کنم تب جمع آوری ماهواره، بيشتر از يک ماه طول بکشد، اتفاقی نمی افتد اگر در اين مدت ماهواره نداشته باشيم. ما که ماهواره مان را خودمان جمع کرديم."

چرا مردم ماهواره هايشان را جمع نمی کنند؟

"سراغ ما که نمی آيند. می آيند؟ جايی می روند که مجتمع بزرگ باشد و بتوانند خوب پول بگيرند ... اما ستارخان و نازی آباد هم رفته بودند ... خب، جايی می روند که از خيابان قابل ديدن باشد؟ ولی با هليکوپتر که می توانند ببينند و شناسايی کنند. ولی ... آخه تفريح ديگری نداريم چه کنيم؟"

مهتاب، که با همسر و دو فرزند دخترش در محدوده ستارخان زندگی می کند، پشت سر هم اين جملات را پيش خود می گويد و جواب خودش را هم خودش می دهد. او نمی تواند خودش را برای برداشتن ديش ماهواره شان، حتی به صورت موقت راضی کند.

پژمان معتقد است اين بلاتکليفی برای خيلی ها وجود دارد: "تا الان حداقل بيست نفر به من زنگ زده اند که بپرسند چه کار کنيم؟ به همه می گويم يک مدت جمع کنيد تا آب ها از آسياب بيفتد. بعضی هاشون عمل کرده اند. برخی شون هم نه."

فرشاد هم در اين باره می گويد: "عده ای که بيشتر مسن تر ها را شامل می شود، ترسيده اند و تماس می گيرند که مشورت کنند. اما باز هم دلشان نمی آيد ماهواره شان را جمع کنند. تنها تفريحی است که دارند و سعی می کنند حفظش کنند".

او درباره نتيجه تصميمات اخير نيروی انتظامی برای جمع آوری ماهواره ها می گويد: "در کشور ما قوانين مقطعی و دارای طول عمر مشخصی است؛ ضمانت اجرايی هم ندارد ۱۰ سال است به اين کار مشغولم، تا حالا مشکلی نداشته ام و فکر هم می کنم اين جنجال می خوابد و خيال همه راحت می شود".

بود و نبود ماهواره؟

"فرصت نداشتم نگاه کنم. فرزندانم هم همين طور، هر کدوم سرشان به کار خودشان گرم است." بنفشه، زن چهل ساله ای که اين جملات را می گويد، اخيرا به دليل جمع آوری ديش های بلوک همسايه شان در شهرک غرب، ناچار شده ماهواره خودشان را جمع کند که چندان هم فرقی برايش نمی کند. فقط شايد همسرش از ديدن کانالی که در مورد حيوانات است، محروم شود.

زهرا از ساکنان شهرک غرب هم که هنوز مدير ساختمانشان برای جمع آوری ديش ها تصميمی نگرفته،‌ نظر مشابهی دارد: "فرصت نداريم نگاه کنيم. خيلی از کانال ها هم در اين منطقه کيفيت خوبی ندارند و هميشه قابل گرفتن نيستند. دخترم هم از دانشگاه که می آيد، چند بار اين کانال و اون کانال می کند، بعد هم می رود دنبال کارهای خودش. تا الان که بيشتر از يک ماه می شود ماهواره مان را نصب کرده ايم، کانالی نبوده که يک ساعت بنشينيم و نگاه کنيم".

اما برای نادر که زبان انگليسی خوبی هم دارد، بود و نبود ماهواره فرق می کند: "حتی آخر شب هم که بيايم خونه و بخوام تلويزيون را روشن کنم، کانال های ماهواره را باز می گذارم. برنامه های تلويزيون خودمان، کسل کننده است و اصلا نمی تونم بدون ماهواره بودن را تصور کنم".

برای سپيده و همسرش هم که روز عاشورای سال گذشته، اقدام به خريد ماهواره کرده بودند، نبودن ماهواره سخت است: "ديدن فيلم های شبکه MBC 2 در تعطيلات، گاهی هم شنيدن اخبار VOA، تفريح گاه به گاه ما با تلويزيون است".

اين زن و شوهر جوان که اخيرا خانه شان را عوض کرده اند، درست در بحبوحه جمع آوری ماهواره ها، ديش شان را در پشت بام آپارتمان تازه نصب کردند.

چه برنامه هايی،‌ چه کسانی؟

"گاهی شوهای ايرانی،‌ گاهی هم صدای آمريکا، Multivisionها ، اگر مثل الان بسته نباشند، و بيشتر از همه MBC 2 نگاه می کنيم. خانه مان در محدوده وزارت اطلاعات است، برای همين اغلب کانال های ايرانی و خارجی ماهواره را با کيفيت خوب می توانيم ببينيم".

سپيده که در ديدن کانال های ماهواره ای، اشتراک نظر زيادی با همسرش دارد، اخيرا به محدوده خيابان عراقی نقل مکان کرده است.

مرتضی هم در مورد کانال هايی که نگاه می کند،‌ می گويد: "MBC 4 ،MBC 2 و ‌Chanel One، کانال هايی هستند که بيشتر نگاه می کنم. برادرم هم به جز اين کانال ها، صبح ها کانال های موسيقی را می بيند. الان کانال های ورزشی قطع شده اند، ولی در کل به آن ها هم علاقه دارم".

محمدرضا با اشاره به اين که حداقل جلوی پدرش بايد مواظب کانال های پورنو باشد، در مورد کانال هايی که بيشتر علاقه مند به ديدن آنهاست می گويد: "ديسکاوری، HPO‌، که مطمئن نيستم روی Hot Bird هست يا نه، Multivision ها و RTL 9 که به صورت ۲۴ ساعته فيلم دارد، کانال هايی هستند که اگر ماهواره بگيرم حتما می خواهم ببينمشان. از ميان کانال های ايرانی هم اگر فيلمی را که قبلا نديده باشم، پخش کنند، بدم نمی آيد ببينم".

زبان خارجی

اشکان، ساکن يکی از مناطق شرقی تهران هم RTL ،VOX ‌و ZDF و Multivision ها را اگر باز باشند، جزو کانال هايی معرفی می کند که بيشتر نگاه می کند. برای او زبان آلمانی يا فرانسوی اين کانال ها، مانع زياد بزرگی برای ديدن برنامه های متنوع آنها نيست.

شهلا هم همين نظر را دارد و از برنامه های ZDF و VOX بيشتر خوشش می آيد: "در برنامه هايی که من می بينم مثل آشپزی يا طراحی دکوراسيون، بلد بودن زبان نقش مهمی بازی نمی کند".

او در مورد علاقه های همسر و فرزندانش هم می گويد: "همسرم آخر شب ها، ‌آنهم نه هر شب، ماهواره می بيند و بيشتر هم به ديدن برنامه های تلويزيون فارسی صدای آمريکا علاقه دارد. يک دخترم فيلم می بيند، دختر کوچکم کارتون دوست دارد و پسرم هم کانال های موسيقی نگاه می کند. با اين که برنامه های مورد علاقه هر کس کاملا با ديگری فرق دارد، چون ساعت برنامه هايی که می بينند، تداخل ندارد، دعوايشان نمی شود. تازه برنامه هايی را هم که می بينند دنبال نمی کنند، پس اگر وسط يک برنامه کانال عوض شود، کسی ناراحت نمی شود".

برای فاطمه که شصت سال دارد و آلمانی هم نمی داند، فقط وجود ماهواره مهم است. نوه اش از توضيحات مادربزرگ در مورد برنامه های اين کانال ها تعريف می کند: "هر بار که به خانه اش می رويم، از برنامه يکی از کانال های آلمانی که دادگاه های آنجا را نشان می دهد برای ما تعريف می کند و تو خيال می کنی به اين زبان تسلط دارد".

او که سواد چندانی ندارد، کانال ها را از روی شماره های رسيور (گيرنده ماهواره) خودش حفظ می کند. فيلم و شو نگاه نمی کند، اما جای شوهای عربی را روی دستگاهش می داند و کانال های مد را هم می شناسد.

عده ای از جوان ها هم به کانال های تلويزيونی ايرانيان مقيم خارج علاقه دارند. حميد رضا بيشتر کانال شب خيز را نگاه می کند.

ماهواره با نصب، چند؟

محمود، نصب کننده تجهيزات ماهواره ای، ‌۸ هزار تومان برای نصب مجدد اين تجهيزات و برای نصب اوليه هم ۱۲ هزار تومان می گيرد.

او درباره مارک های معروف رسيور موجود در بازار می گويد: "Hightack و Starbox با قيمت حدود ۲۳۰ تا ۲۵۰ هزار تومان در بازار موجود اند. اين رسيورها با يک ديش و ال ان بی اضافه می تواند شبکه های قفل داری چون شو تايم، چند کانال هند، +Chanel ها و ۲۰ کانال پورنو اروپايی را باز کنند. شرکت سازنده اش می گويد کد ها را از روی ماهواره می گيرد و هميشه باز نگه می دارد. اما ما که فروشنده ايم می گوييم تضمينی وجود ندارد".

"دستگاه های معمولی موجود Starsat است که اخيرا سری های جديدش X5 به بازار آمده و ۸۵ هزار تومان قيمت دارد. Strong 4652 هم اگر پيدا شود همين حدود قيمت دارد. موارد ديگری هم هست که از ۷۵ تا ۸۵ هزار تومان معامله می شوند."

فرشاد هم بيشتر Starsat X5 می بندد و ۹۰ هزار تومان می فروشد: "معمولا يک ديش و دو ال ان بی عرب و اروپا نصب می کنم که مقرون به صرفه هم هست. مدل هايی که قيمت بالاتر دارند، تنها مزيت شان، باز کردن کانال های قفل دار است که تضمينی هم به ماندگاری اش نيست".

تقاضای پنهان

قيمت ال ان بی حدود ۱۰ هزار تومان است و ديش هم همين حدود قيمت دارد.

اگر از اشکان به عنوان استفاده کننده از ماهواره بپرسید چه مارکی را به عنوان رسيور پيشنهاد می دهد،‌ می گويد: "Starsat معمولی با ۷۰، ۸۰ هزارتومان قيمت، کارت را راه خواهد انداخت. همين مارک،‌ مدل های گران ترش هم هست که مثلا ۲ مگی است و در زمان کمتری کانال هايش را به روز می کند. مدل کارتی هم دارد که باز گران تر است".

سپيده و همسرش هم برای رسيورشان ۹۰ هزار تومان و برای ساير تجهيزات مورد نياز همراه با اجرت نصب ماهواره در دو جهت، ۴۴ هزار تومان هزينه کرده اند.

"ممکن است تقاضا بعد از خوابيدن تب جمع آوری ماهواره ها، زياد هم بشود، چون ديش های عده ای را برده اند و عده ای هم خودشان جمع کرده اند. اين تقاضای پنهان،‌ با آرام تر شدن شرايط آشکار می شود". فرشاد، در حالی از تقاضای پنهان حرف می زند که الان هم مشتری هايش را از دست نداده است.

اما پژمان چندان راضی به نظر نمی رسد: "شايد بعد از خوابيدن تب ماجرا، متقاضيان ماهواره و در نتيجه مشتری های ما هم زياد شود. اما فعلا بر اثر اين اقدام،‌ بازار کار ما خراب شده است".

 
+ نوشته شده توسط در جمعه هفدهم شهریور 1385 و ساعت 13:42 |
 
نوانديش- بخش "حقوق زنان" سايت آيت الله العظمي صانعي از مراجع عظام تقليد مشمول فيلترينگ مخابرات شده است.

به گزارش "نوانديش" در حالي كه صفحه اصلي و ساير بخش هاي اين سايت در دسترس كاربران اينترنتي مي باشد ، بخش "حقوق زنان" سايت آيت الله العظمي صانعي از سوي isp   هاي متعددي از جمله سپنتا و ... فيلتر شده است.
+ نوشته شده توسط در جمعه هفدهم شهریور 1385 و ساعت 13:34 |
عطريانفر: اختلاف هاشمي و مصباح كار ما را جذاب تر مي‌كند

عطريانفر در باره بازتاب ديدار هاشمي و مصباح، گفت: گسترش اختلاف ميان هاشمي و مصباح كار حرفه اي ما را جذاب تر مي كند.

محمد عطريانفر رئيس شوراي سياستگذاري روزنامه شرق در گفت و گو با فارس درباره واكنش روزنامه شرق در خصوص اخبار مربوط به ديدار مصباح يزدي و اكبر هاشمي رفسنجاني در حاشيه اجلاس خبرگان رهبري توسط رسانه‌هاي مختلف، در پاسخ به اين سئوال كه «برخلاف تاكيد سرمقاله روز دوشنبه روزنامه شرق مبني بر اين كه فقط رسانه‌هاي جناح خاصي اين خبر را پوشش داده بودند، آيا اين به منزله كم اهميت دانستن اين خبر از سوي رسانه‌هاي جناح رقيب است، در حالي كه اين خبر را عموم رسانه‌ها و از جمله شرق منتشر كرده بودند . آيا اين خبر واقعا براي روزنامه شرق اهميت نداشته است؟» گفت: چه كسي گفته است اين خبر اهميت ندارد!؟
عطريانفر در ادامه با طرح اين سئوال كه شما مي‌خواهيد موضع مرا بدانيد يا روزنامه شرق را؟ در برابر اين گفته خبرنگار فارس كه به هر حال شما رئيس شوراي سياست گذاري روزنامه شرق هستيد و مطالب روزنامه به خصوص در صفحه اول و تيتر اول روزنامه با مشورت و نظر شما منتشر مي‌شود؟ اظهار داشت: اولاً به نظر من اين ملاقات مهم نبوده است، كما اين كه در مطالب نويسندگان، مطالبي كه در روزهاي يكشنبه و دوشنبه در روزنامه شرق در اين مورد منتشر شد،آمده بود كه اين ديدار مي توانست بين همه اعضاي مجلس خبرگان صورت گيرد، اما موقعيت سياسي آقاي هاشمي و موضع‌گيري‌هاي آقاي مصباح و به خصوص اتفاقات اخير، طبيعتاً اين ملاقات را مهم مي‌كند و من هم با شما در اين قضيه هم عقيده هستم.
وي با تاكيد بر اين كه اين ملاقات چيزي نيست كه بتوان از كنار آن بي‌توجه گذشت، اظهار داشت:نفس تكذيب اين ديدار كه به عنوان تيتر اول روزنامه ما(شرق) مطرح مي‌شود نيز دليل بر اهميت مسئله دارد. در واقع اين موضوع ما را به پيشينه مسايل مابين اين دو نفر مي‌برد و ما را به خاستگاه انديشه‌ها و تفكرات اين دو بزرگوار بر مي‌گرداند و لذا من با شما مخالف نبوده و هم عقيده هم هستم و ظاهراً روزنامه شرق هم با ديدگاه شما موافق بوده كه آمده اين مطلب را به عنوان تيتر اول خود منتشر كرده است.
اين فعال سياسي در پاسخ به سئوال مجدد خبرنگار فارس مبني بر اين كه در مطلب ذيل تيتر اول روز دوشنبه روزنامه شرق نويسنده تلاش كرده با عناوين و به طرق مختلف اين ديدار را فقط براي يك جناح،مهم و براي جناح رقيبش بي اهميت جلوه دهد،بيان داشت: آنچه مورد نظر شما است مورد نظر ما هم هست و ما درباره اهميت اين ديدار خيلي متفاوت از شما فكر نمي‌كنيم،اگر به خود ملاقات بپردازيم اهميتي ندارد، اما توجه به پيشينه اين دو چهره اولين برخورد و سلام و عليك آنها، ما را باز مي‌گرداند به يك گذشته با انديشه‌هاي متفاوت و صف آرايي دو اردوگاه كه خود، موضوع ملاقات را مهم مي‌كند،كه اين اهميت، هم براي ما قابل فهم و توجه است و هم براي روزنامه شرق، پس موضع روزنامه شرق و آنچه شما به آن پرداخته‌ايد به نظرم همسو است.
عطريانفر در ادامه در واكنش به اين مطلب كه نويسندگان روزنامه شرق سعي كرده‌اند موضوع اين ملاقات را براي روزنامه كم اهميت جلوه دهند و در عوض اينگونه القا كرده‌اند كه اين خبر فقط براي رسانه‌هايي چون خبرگزاري فارس مهم بوده كه آن را به عنوان مطلب اول خود منتشر كرده است‌، تصريح كرد: اين نظر يكي از نويسندگان روزنامه است و من فكر نمي‌كنم خيلي اختلافي بين ما و شما وجود داشته باشد.
وي در پاسخ به اين سئوال خبرنگار فارس كه، معمولاً مطالب و اخباري كه به عنوان تيتر اول روزنامه انتخاب مي‌شوند و حتي سرمقاله و يادداشت اول روزنامه نيز در همان رابطه منتشر مي‌شوند،به عنوان موضع روزنامه درباره آن موضوع تلقي مي‌شود، آيا اين مسئله را قبول داريد يا نه؟ خاطرنشان ساخت: نه؛ سرمقاله روزنامه شرق نظر رسمي روزنامه نيست و ما به اين معنا كه گفتيد سرمقاله نداريم،در روزنامه شرق سرمقاله الزاماً بيانگر مواضع روزنامه نيست، بلكه متعلق به نويسنده است،به خصوص كه ما اتفاقاً اسم نويسنده را هم منتشر مي‌كنيم. البته ممكن است برخي سرمقاله‌ها موضع روزنامه باشند، ولي همه سرمقاله‌ها موضع روزنامه نيستند. تنها نسبتي كه سرمقاله با روزنامه برقرار مي‌كند،اين است كه معمولاً سعي مي‌كنيم موضوع سرمقاله از تيتر يك ما تبعيت كند، كه هم مي‌تواند با تيتر اول همسو باشد و هم مي‌تواند با آن فاصله داشته باشد.
اين فعال مطبوعاتي ادامه داد: من صبح دوشنبه با دختر آقاي هاشمي مفصلاً بحث كردم و ايشان از من گلايه ‌كرد كه شما چرا در روزنامه شرق به اين موضوع پرداخته‌ايد، مگر اين موضوع اهميت دارد و اين ملاقات چيست و او خيلي موضوع را ساده مي‌گرفت و مي‌گفت شما خواسته‌ايد آقاي هاشمي را با اين تيتر تخريب كنيد.
عطريانفر با بيان اين پرسش كه شما مي خواهيد از نويسندگان روزنامه گله كنيد؟ خبرنگار فارس در پاسخ گفت: برداشت ما از مطالب روزنامه شرق در مورد اين ملاقات اين است كه روزنامه شرق از چنين اتفاقي ناراحت بوده و راضي نيست؟
عطريانفر در ادامه گفت: روزنامه شرق همه هم و غم خود را صرف اين مي كند كه تمامي تعارضات پشت صحنه سياست را به عنوان يك وظيفه و كار حرفه اي به خوانندگان عرضه كند.
وي در ادامه در واكنش به اين بخش از مطالب روزنامه شرق مبني بر اين كه« با اين حال اختلافات ميان اين دو چهره برجسته روحاني مبنايي‌ تر از آن است كه با قرار گفتن در فهرستي مشترك ( براي انتخابات مجلس خبرگان) برطرف شود»،عطريانفر نيز با قرائت بخش ديگري از مطالب روزنامه خود گفت:ما در اين قضيه بر اساس وظيفه حرفه‌اي خود تقريباً همسو با شما عمل كرده‌ايم،شما خيلي خوب شكار مي‌كنيد و خبرهاي ناب منتشر مي‌كنيد و فكر مي‌كنم همان تيتير اول شدن اين موضوع نشانه اهميت آن براي روزنامه شرق است و اين كه يكي از نويسندگان تعبير« كاهي كه كوه شد» را براي اين خبر انتخاب كرده است، نظري است كه نوعاً نويسندگان، مبتني بر مسئوليت شخصي خودشان مي نويسند.
عطريانفر افزود: البته به عنوان يك نفر كه در روزنامه شرق كار مي‌‌كنم به جمع‌بندي نهايي نويسنده مطلب روزنامه معتقد هستم كه گفته،آقاي هاشمي رفسنجاني در انتخابات مجلس خبرگان شركت نمي‌كند و لازم است جامعتين به فكر آن باشند تا در غياب آقاي هاشمي ليست خود را به گونه‌اي تنظيم كنند كه اختلافات و دو دستگي‌ بين خودشان آشكار نشود كه البته اين نظر نه چيزي از ارزش حركت حرفه‌اي خبرگزاري فارس كم مي‌كند و نه عامل بازدارنده‌اي براي جهت‌گيري روزنامه شرق و تيتر اول آن مي‌شود.
وي در پاسخ به اين سئوال كه به نظر شما يك ديدار مفصل بين آقايان مصباح يزدي و هاشمي رفسنجاني چه تبعاتي در پي خواهد داشت كه اين قدر اين ديدار را مهم كرده است؟ با بيان اين كه اصلاً اين موضوع براي من و شما نبايد مهم باشد، اظهار داشت: هر چه دامنه اختلافات آقايان هاشمي و مصباح گسترده‌تر و شفاف تر ارايه شود به شفاف سازي تصميمات در جامعه سياسي ايران كمك مي كند و كار حرفه اي ما هم جذاب تر خواهد شد. از رونق افتادن اين مسائل باعث افت و ناكارآمدي فعاليت حرفه ما خواهد شد و علي القاعده شما هم بايد اينگونه باشيد، اين موضع حرفه‌اي ماست.

عطريانفر تصريح كرد: ولي اگر در مباحث خطي و فكري قرار گيريم، موضع شما و ما هر كدام مشخص است.نتيجه و تبعات اين ديدار هم كه گفتيد نيز بستگي به خروجي گفتگوهايشان دارد. نفس گفتگوي اين دو و خروجي آن به لحاظ خطي و سياسي مي‌تواند مويد خواست سياسي بنده، شما يا ديگران باشد.البته نفس اين كه در فضاي سياسي رقبا و دو نفر كه با هم تعارضاتي دارند و گذشته متفاوتي دارند، با هم ملاقات مي‌كنند،اين مايه نشاط سياسي در جامعه است و مثبت هم هست و اسم آن را هم مي گذاريم سياست ورزي فعال.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت 18:26 |
در حاشيه تكذيب خبر ملاقات هاشمي ومصباح از سوي موسسه اقاي مصباح

مردی از خویش برون آید و کاری بکند

خبرگزاري انتخاب : در یکی دو روز گذشته، خبرگزاری فارس (متعلق به اردوگاه بزرگ اصولگرایان) ، با انتشار خبر ویژه ای برروی خروجی های خود، باعث خرسندی تمام عقلای قوم ، و امیدوارتر شدن و خوشحالی عمده عناصر جریان بزرگ اصولگرا شد . این شادمانی اما ، چون دولت مستعجل ، بیش از چندین ساعت دوام نیافت و با هزار تاسف ،موضع اتخاذ شده توسط جناب آقای مصباح برپیچیدگی اوضاع  افزود و آتش اختلافات بی فایده و بل بس خطرناک در این اوضاع و احوال را شعله ورتر ساخت.

موضع گیری جناب آقای مصباح هم از جهت متعلق و هم کیفیت به گونه شگفت آور، بی معنا و ناسازگار با بدیهیات بود که ظرف چند ساعت به خبرنخستین همه پایگاههای خبری تبدیل شد.

نگارنده به رغم آنکه مدتهاست  دستی به قلم نبرده و درعزلت و انزوای اجباری خود، تنها و شگفت زده ، اوضاع کشور و مردم را رصد می کند و اتفاقات خوشایند و گاه تاسف بار را نظاره می کند، از پس وقوع این اقدام عجیب ، ناموجه و برخلاف همه موازین ، از «سر پیمان برفت  برسر پیمانه شد»

دراین نکته تردید نیست که مسئولان محترم و ارزش دوست «فارس» با انگیزه ای «اصولگرایانه و کاملا منطبق بر روش و منش رهبرمعظم انقلاب اسلامی اقدام به انتشارخبر»  ملاقات مصباح يزدي و هاشمي رفسنجاني درحاشيه اجلاس خبرگان کرده اند .  از این روبایستی به همه متولیان تولید و نشر چنین خبری دست مریزاد گفت و دغدغه ها و نیات خیرخواهانه و اصولگرایانه آنها را در تولید و انتشار چنین اخباری ، ستود و برای آنها توفیق و سعادت آرزو کرد و برتوجه آن ها به فرجام خطرناک این بازی ارج نهاد . بی شک پیشوای فرزانه انقلاب نیز به خاطر این دغدغه ها ،آنها را ازدعاهای خیرسحرگاهان خود محروم نخواهند ساخت .

آنچه در این میان به طور قطع و یقین با اولیات شریعت، اندیشه حاکم برانقلاب اسلامی ، خط ماندگار حضرت امام (قده) و زلال و لباب افکار و رهنمودهای حضرت آیه الله خامنه ای (لازال مویدا بروح القدس) مغایرت دارد و هیچ شریعت خواه ولایتمدار و وطن دوستی ، بر آن صحه نمی گذارد ، بلکه اورا هم شرمگین و هم آزرده خاطر می سازد.

نگارنده در مورد چرایی و کیفیت این اقدام در پاسخ به سئوال های بسیاری عاجز مانده، مثلا در شگفت است که این خبر  اگر از سوی « دفتر » جناب آقای مصباح ، آن هم به این صورت و با این ادبیات  تکذیب نمی شد ، چه ثلمه خطرناکی به شریعت وارد می شد ؟

به راستی جناب آقای مصباح با این تکذیب متهورانه که «دیدار من با رفسنجانی کذب محض است ، با هاشمی اختلاف داریم» قصد دفاع جانانه از چه اصلی از اصول اسلام عزیز را داشته اند ؟ و اگر خدای نکرده این خبر چنین با سرعت و شدت و حدت تکذیب نمی شد ، بایستی منتظر چه فاجعه ای در ام القری جهان اسلام می بودیم  ، و برچه انحراف خطرناک و بدعت وحشتناکی در اصول دیانت و فروع شریعت چشم می پوشاندیم ؟

مخفی نماند که:  نگارنده انتقادهای فراوانی را متوجه آقای هاشمی رفسنجانی می داند، اما بر این باور است که هیچ صاحب انصاف اندکی «هاشمی» را چنین تنزل نمی دهد ، یا او را سزاوار یکسان انگاری با پاره ای افراد  نمی داند ، چه رسد به آنکه با جناب آقای مصباح در چنین خود بزرگ بینی شگفت آور و نامعقولی هم داستان شود و هاشمی را آن قدر تنزل دهد که خبر «ملاقات آقای هاشمی  با جناب اقای مصباح» را آن هم  از سوی یکی از افراد موسسه و دفتر آقای مصباح قابل تکذیب بداند.

* مهدی حیطه ای

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت 18:24 |
بازتاب: ماجراي تلخ مهدي هاشمي تكرار نشود

جمهوري اسلامي كه اكنون نزديك به 28 سال از شكل‌گيري آن مي‌گذرد، با فراز و نشيب‌هاي جدي روبه‌رو بوده است. اين حكومت كه به لحاظ ساختار و ويژگي‌هاي آن، داراي شاخص‌هاي منحصر به فرد آسيب‌پذيري و پايداري است، با بحران‌ها و خطرات جدي از ناحيه عوامل خارج و داخل كشور روبه‌رو بوده و با اين حال، آنها را از سر گذرانده است و به نظر مي‌رسد اين ويژگي در مقطع كنوني و آينده اين نظام نيز ادامه خواهد يافت.

اما تحليلگران تاريخ انقلاب اسلامي ـ چه موافق و چه مخالف آن ـ در اين باره هم‌عقيده‌اند كه «رهبري»، نقش بلامنازعي در تعادل‌بخشي، جلوگيري از گسترش بحران و تداوم بخشيدن جريان زاينده انقلاب اسلامي داشته و اساسا تدوين‌كنندگان قانون اساسي، تلاش كرده‌اند با دادن منصب فصل‌الخطاب به ولي فقيه، جايگاهي اطمينان‌بخش براي حفظ وحدت و انسجام نظام به وجود آورند و مروري بر حوادث سه دهه اخير نيز نشان مي‌دهد اين دغدغه آنان عملي شده است.

با اين حال، متأسفانه در مقاطعي از اين دوران، شاهد بوده‌ايم كه افراد يا گروه‌هايي به رغم آن‌كه خود از دامان انقلاب و رهبري آن برخاسته‌اند، با بي‌توجهي به جايگاه رهبري، تند‌تر يا كندتر از جريان رهبري طي مسير كرده‌اند و با اصرار بر اين رويه، لطمات زيادي را هم به خود و هم به جامعه و رهبري وارد آورده‌اند و با اين حال، ورود سرنوشت‌ساز رهبري به حوادث، موجب تداوم جريان انقلاب و نظام شده است.

در نخستين سال اداره ايران توسط جهوري اسلامي، شاهد بوديم دولت موقت كه بسياري از همراهان و چهره‌هاي مورد اعتماد امام(ره) نيز در آن به چشم مي‌خوردند و ايشان، خود حكم نخست‌وزيري آن را به مهندس بازرگان دادند، از آنجا كه نتوانستند همراه با جريان انقلابي مد نظر امام(ره) پيش بيايند، در ميان راه ماندند و هم خود از حضور جدي در عرصه حكومت بازماندند و هم جامعه را از ايفاي نقش برخي از همراهانشان محروم كردند.

مدتي بعد، اين تجربه براي طيف راست تكرار شد و عده‌اي با طرح مسئله مولوي و ارشادي، در برابر حضرت امام(ره) جبهه‌گيري كردند كه منجر به كنار زدن آنان توسط مردم شد.

شايد تلخ‌ترين تجربه از اين دست را مي‌توان مربوط به ماجراي آيت‌الله منتظري و اطرافيان وي دانست كه با تندروي‌هاي خود، سرانجام منجر به كنار گذاشته شدن شخصيتي رنج كشيده از نظام شد كه امام خميني عباراتي چون «حاصل عمر» را براي او به كار برده بودند. در اين ماجرا، تفكر «سيدمهدي هاشمي» كه به رغم پيروي از انديشه انقلابي‌گري، مبارزه و مواردي چون صدور انقلاب، سعي مي‌كرد از منبع اصلي اين سيره كه خود امام امت بود، پيشي بگيرند و در تندروي‌هاي خود، حتي گاه مسائل شرعي را ناديده گرفته و عدم كنترل اين جريان و خودداري آيت‌الله منتظري از برخورد به موقع با آن، سرانجام يكي از تلخ‌ترين حوادث تاريخ انقلاب اسلامي را رقم زد كه در آن، كسي كه قرار بود، جايگاه رهبري را پس از امام خميني(ره) در اختيار گيرد، راه خود را از انقلاب اسلامي جدا كرد و مشكلات به وجود آمده از اين جريان، هنوز دامنگير جامعه و كشور است.
در مقطع ديگري از نظام و دوران رهبري آيت‌الله خامنه‌اي هم، فردي چون آيت‌الله احمد آذري قمي كه زماني از افراطي‌ترين مدافعان رهبري به شمار مي‌رفت، بر سر برخي مسائل بي‌اهميت، راه خود را از انقلاب جدا كرد و منزوي شد.
همه اينها تجربيات تلخ و البته درس‌آموزي است كه بايد مورد توجه قرار گيرد تا بار ديگر نظاير آنها تكرار نشود. با اين حال، در چند ماهه اخير، شاهد رويدادهايي هستيم كه افراد دورانديش را از خطر تكرار دوباره چنين حوادثي نگران مي‌كند.

سخنان پنجشنبه گذشته رهبر انقلاب در آخرين نشست دور سوم خبرگان و در آستانه انتخابات دوره چهارم اين مجلس، چنان روشن و صريح بيان شد كه جاي ترديدي را براي مخاطبان خود باقي نمي‌گذاشت. با اين حال، برخي موضعگيري‌ها و اظهارنظرها از سوي اشخاص و رسانه‌ها پس از اين موضع‌گيري صريح رهبري، بار ديگر به اين نگراني دامن مي‌زند.

رهبري انقلاب آن روز و مدتي پس از ادامه انتشار مقالات و تحليل‌هاي تخريبي عليه برخي شخصيت‌هاي روحاني نظام كه در مقطعي به درگيري فيزيكي نيز كشيده شد، خواستار پايان دادن به اين اقدامات شدند و تأكيد كردند: جمع كوچكي با اين كارهاي به شدت تأسف‌برانگيز، فضاي جامعه را تخريب مي‌كنند، اما همگان بايد مراقب باشند كه فضاي انتخابات خبرگان به برخوردهاي تخريبي و مخدوش كردن چهره افراد آلوده نشود.

به نظر مي‌رسد، بيانات آيت‌الله خامنه‌اي، پيام‌هايي روشن داشت كه اولا اين اختلافات و انتقادات در شرايط كنوني، مسئله اصلي نظام نيست، بلكه ضربه زدن به وحدت روحانيت، كه آسيب اين اقدامات به شمار مي‌رود، بسيار شكننده‌تر است، به ويژه در شرايطي كه جامعه بيش از هميشه به وحدت و انسجام نياز دارد. ثانيا اكنون كشور آن‌قدر مشكلات، به ويژه از نوع فرهنگي و مذهبي آن وجود دارد كه براي حل آنها، به روحانيت نياز دارد و سرانجام اين‌كه اساسا اختلافات بين اين دو طيف از روحانيت آن‌قدرها نيست كه از نقد اختلاف سليقه‌ها به مرحله حاد ترور شخصيت كشيده شود.

با اين حال، مشخص نيست زماني كه حتي در حاشيه اجلاس خبرگان، آقايان مصباح يزدي و هاشمي رفسنجاني ديدار و سلام‌وعليك مي‌كنند و اين ديدار به تيتر اصلي روزنامه‌هاي طيف اصولگرا نيز تبديل مي‌شود، يكي از اعضاي حلقه افراطي نزديك به آيت‌الله مصباح، چنين ملاقاتي را با شدت و حدت تكذيب مي‌كند و سايتي كه خود را نزديك به دولت مي‌خواند، مي‌نويسد: معلوم نيست اطرافيان و نزديکان آقاي رفسنجاني از نمايش جعلي ارادت و صميميت بين آقاي رفسنجاني و آيت‌الله مصباح يزدي به دنبال چه هدف سياسي مي‌گردند؟

بايد به اين دوستان بايد يادآور شد، همان‌گونه كه رهبري انقلاب با برخي از خط‌مشي‌ها و عملكردهاي اقتصادي و فرهنگي در پيش گرفته شده از سوي هاشمي رفسنجاني، به ويژه در دوران سازندگي، زاويه  داشته و از همين رو در زمان لازم از موضع رهبري در جهت اصلاح آ» رهنمود هاي لازم را ارائه كردند، با افراط‌گرايي‌ها و اعمال سليقه‌هاي شخصي و نظريات طيفي از روحانيون تندرو درباره نقش مردم در جامعه نيز اختلاف جدي دارند و بارها نيز احساس نگراني خود را در‌ اين‌باره بيان كرده‌اند.

البته بخشي از عوامل شكل‌گيري چنين گروهي را بايد در عملكرد دوران موسوم به سازندگي و اصلاحات جستجو كرد كه منجر به سرخوردگي گروهي از جوانان و دانشجويان و طلاب متدين و منتقد به عملكرد دستگاه اجرايي كشور شد كه البته بسياري از اين انتقادات نيز به جا بود. با اين حال گروهي تلاش كردند با سازماندهي بخشي از اين جوانان، احساسات و انتقادات آنان را مصادره به مطلوب كنند و در اين مسير، سوابق علمي كم‌نظير آيت‌الله مصباح يزدي و نيز وجهه محبوب و مردمي شخصيت سياسي چون رياست‌جمهور را نيز سپر خود سازند، اما نكته اينجاست كه اين دو شخصيت، هر دو بارها مراتب ارادت خود را به رهبري انقلاب اعلام كرده‌اند و پيشي گرفتن از رهبري، امري نيست كه حتي حمايت اين دو شخصيت را نيز به همراه داشته باشد.

به هر حال، اكنون تجربه تلخ جريان انحرافي سيدمهدي هاشمي، به عنوان سمبل جريان عبور از رهبري پيش چشم ماست؛ تجربه‌اي كه در آن عده‌اي تندرو و افراطي، يكي از رنج‌كشيده‌ترين چهره‌هاي علمي و سياسي انقلاب را با خود به ورطه نابودي كشاندند و اكنون بر همه دلسوزان انقلاب و كشور، لازم است تا زمينه تكرار چنين تجربيات تلخي را از ميان ببرند

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت 18:20 |
همزمان با خشم صهیونیست ها از سفر خاتمی به آمریکا

همسر الهام: خاتمي را خلع لباس كنيد/ خاتمی جیره خوار آمریکا است

خبرگزاري انتخاب : همزمان با خشم و عصبانیت صهیونیست ها از سفر خاتمی به آمریکا، همسر غلامحسين الهام رئيس دفتر احمدي‌نژاد و سخنگوي دولت، در جديدترين يادداشت خود که در سايت نزديک به دولت منتشر شده، نسبت به سفر خاتمی به آمریکا، اعتراض شدیدی کرده است.

به گزارش خبرگزاری «انتخاب»،  همسر الهام که تا پیش از انتخاب شوهرش به عنوان سخنگوی دولت از اعضای ناشناخته گروه انصار حزب الله بوده است، در تازه ترین یادداشت خود خواستار «خلع لباس» سید محمد خاتمی رییس جمهور پیشین ایران شده است.

0 اکرمی: نوشته همسر الهام اهانت به مقام معظم رهبری است
http://tik.ir/display/?ID=27472&page=

گفتنی ست، چندی پیش غلامحسین الهام در نامه ای به دادستان تهران، خواستار «برخورد با رسانه هایی شد که علیه دولت به نشر اکاذیب» می پردازند. این در حالی ست که بسیاری از دولتمردان و طرفداران دولت نهم، ادبیات زشت و توهین آمیز همسر الهام را  بزرگترین ضربه به دولت و شخص دکتر احمدی نژاد دانسته و به سخنگوی دولت گوشزد می کنند، به جای برخورد با رسانه های منتقد و حتی طرفدار دولت، فکری به حال نوشته های همسر خویش کند.

یکی از نزدیکان به دولت نهم به «انتخاب»، می گوید: هر چند دولتمردان و طرفداران دولت نهم، معتقدند اگر همسر این نویسنده مطالب سراسر توهین آمیز، شغلی در دولت نداشت نوشته های او مانند گذشته، کوچکترین اهمیت، بازتاب و اعتنایی به همراه نداشت، همانطور که این روزها بسیاری حتی نام این نویسنده را نمی دانند و از او با عنوان «همسر الهام سخنگوی دولت»، یاد می کنند.

متن یادداشت همسر الهام در پی می آید:

واقعيت آن است كه محمد خاتمي به عنوان عامل اصلي اجراي اصلاح طلبي امروز دستمزد 8 سال تلاش خود را از آمريكايي‌ها به ويژه كاخ سياه مي‌گيرد. اگر چه اين گام هم در كارنامه درخشان انديشه گري وي نمره اي ديگر را اضافه مي‌كند، اما اگر او همگام با عناصري چون اكبر گنجي، شيرين عبادي و... به حساب آيد نه تنها گردي از عملكردش بر دامن نظام اسلامي و ملت ايران نمي نشيند بلكه بيانگر عظمت بيش از پيش ملتي است كه بالاخره پس از 8 سال و بلكه 16سال عقبه آمريكايي ويرانگري‌ها را به درستي شناخت و با امداد حضرت ولي عصر (عج) به طرد واخراج آن از عرصه حاكميت راي داد اما:

1- بر حوزه‌هاي علميه، از مرجعيت عظيم الشان تا جامعه محترم مدرسين، به ويژه وارستگان اين تشكل كه قداست روحانيت شيعه را فراتر و بالاتر از همگرايي صنفي و سياسي مي‌دانند و طيف عظيم بالنده طلاب حقيقي مكتب امام صادق(ع) است كه پيشگام قشرهاي ملت گرديده تكليف اين دارنده لباس روحاني را در اين حركت ضد ملي روشن كنند. آيا روحانيت و مرجعيت شيعه در ستيز با اسلام ستيزان و دشمنان قسم خورده اسلام و مسلمين در عرصه نظر وعمل همواره سربداران عزت و شرف و عظمت اسلام و تشيع نبوده اند و آيا دولت آمريكا وكليساهاي دين سوز وابسته آمريكا، سياسيون و به اصطلاح انديشه گران تدوين كننده برنامه‌هاي جنايتكارانه كاخ سفيد و كشيش‌هاي خائن به مسيح (ع) و مسيحيت آن، امروز جنايت بارترين حملات را عليه بشريت به ويژه مسلمانان در سراسر جهان به اجرا نگذارده‌اند؟ اشغال و جنايت در افغانستان و عراق و فجايع و نسل كشي حزب الله لبنان بر كدام بشر آزاده پوشيده است و كدام انسان در اقصي نقاط جهان آمريكاي جنايتكار را عامل اصلي تئوريك و عملي آن نمي داند؟ آيا حضور و جولان «محمد خاتمي» در شهرهاي آمريكا و سخنراني‌هاي او پيرامون «اسلام مدرن» -اسلام مورد قبول وي- كه اسلام تعيش و تكسب، اسلام اشرافيت، اسلام رفاه طلبي، اسلام عافيت جويي و در يك كلمه اسلام آمريكايي است، عذر بدتر از گناه براي يك دارنده لباس روحانيت شيعه نيست؟

2- مجمع تشخيص مصلحت به دليل جايگاه خاص بايد در پيشگاه ملت پاسخگو باشد. اين مجمع و تك تك اعضاي آن كه نسبت به ايجاد «مثلث ناميمون» در مركز تحقيقات استراتژيك سكوت و بي تفاوتي پيشه كردند، از سوي ملت امروز مورد مواخذه اند، كه چرا «محمد خاتمي» در حركت ضدملي خود براي ورود به خاك آمريكا با استقبال بي سابقه كاخ ننگين سفيد، به عنوان «يك مقام رسمي» اعلان مي‌شود. آيا اين «مقام» به معناي حضور او در آن «مثلث» نيست؟ و آيا برنامه اين حركت از سوي آن مثلث مورد قبول واقع نشده است؟ آيا مجمع تشخيص مصلحت هرگونه پيوند فكري و اعتقادي و سياسي با ملت را قطع كرده كه به گفته روزنامه «واشنگتن پست» در «شديدترين برخورد آمريكا عليه دولت جديد ايران»، «خاتمي» منادي «عشق و محبت» نسبت به آمريكا شده است؟

3- خانواده‌هاي عزيز شهداي انقلاب اسلامي، به ويژه شهيدان ماهها، روزها و شب‌ها و لحظه‌هاي خونبار سال 56 و 57، و در راس آنان، وارثان آزاده شهداي 17 شهريور، به طور قطع اين هديه زهرآلود «خاتمي» را در آستانه سالگرد «17 شهريور» با خشم و قهر به خود وي و همفكران آمريكائيش باز خواهند گردانيد. آيا «محمد خاتمي» در استمرار لگدمال كردن اصول و ارزشهاي انقلاب اسلامي و بنيانگذاري‌هاي فكري و عملي حضرت روح الله (س)، در آستانه «هفدهم شهريور» با ورود به آمريكا، چه پيامي به ملت ايران ابلاغ مي‌كند؟ آيا استقبال گرم دولت حيوان صفت «بوش جنايتكار» از «خاتمي» در شهريور ماه، نشانه تمسخر خاتمي نسبت به شهدايي نيست که مظلومانه توسط هلي کوپتر‌هاي آمريکايي و اسرائيلي به رگبار مستقيم بسته شدند؟ بالاتر آن که اگر جيمي کارتر قصاب اصلي ملت ايران درسال‌هاي 56 به بعد، تماس خاتمي براي ديدار را بپذيرد، بايد گفت که خانواده‌هاي شهداي انقلاب و شهداي 17 شهريور بزرگترين هديه مسموم را از محمد خاتمي دريافت کرده اند، که البته هديه ويژه اي نيز هست.

4- وفاداران به حضرت روح الله، حزب الله اين فرزندان معنوي رسول الله به فرموده حضرت امام، چگونه مي‌توانند با آرامش و تحسين جولان خاتمي را در شهر‌هاي امريکا نظاره کنند و سخنوري‌هاي تکراريش را در مدح و ستايش انديشه و تمدن و تجدد غرب به سرکردگي آمريکا در دانشگاه‌هاي تئوري پرداز جنايات آمريکا، تمجيد نمايند و آن‌ها را در راستاي صلح اسلامي و گفتگوي ديني و ملي تلقي نمايند؟

آيا حزب الله چگونه مي‌تواند فريادهاي پيامبرگونه حضرت خميني (ره) را به فراموشي بسپارد که آمريکا دشمن شماره يک بشريت است و آمريکا تروريست بالذات است و کارتر دشمن ملت ايران و منفورترين افراد نزد ملت ايران است، همان گونه که کندي در جنايات خود عليه ايران چنين بود؟ آيا حزب الله همچون اصلاح طلبان آن چنان محو جمال آمريکا و کاخ سفيد و جنايات سياه تمدني آن شده اند که از خاطر برده اند فرياد رهايي بخش امام را که « اگر آمريکا لا اله الا الله هم بگويد ما پذيراي او نيستيم و باور نخواهيم کرد.»

5- دانشگاهيان آزاد انديش از هر گروه و جناح و با هر سليقه و عقيده بايد نسبت به حرکت ضد ملي خاتمي برخورد قهرآميز داشته باشند، آيا انبوه توهين و تحقير ملي آمريکاييان نسبت به ايراني بالنده براي آنان احساس دردي به وجود نياورده است؟

آيا دانشگاههيان که در روزهاي گذشته از سوي آدم کشان آمريکايي اجازه ورود علمي به خاک آن کشور و حضور علمي در دانشگاه‌هاي آن را نيافتند، نسبت به احترام ويژه و دوستي انحصاري کاخ سفيد و دولت جنايتکار بوش براي شخص محمد خاتمي ابراز تنفر و انزجار ندارند؟ آيا خاتمي نماينده دانشگاهيان و داراي جايگاه علمي است؟ آيا نبايد دانشگاهيان در اين عرصه، با يک حرکت ملي عرق ايراني بودن خود را به ارزيابي ملي بگذارند؟

6- ملت از وزارت خارجه که يک سال گذشته هرگز همپا و همگام با مواضع عزتمند و خردمندانه دکتر احمدي نژاد حرکت نکرده، انتظار دارد تا اگر خبرمنتشره ايسنا درباره ضيافت شام ظريف براي خاتمي صحت دارد، نماينده ايران در سازمان ملل را که هنوز سر در هواي اصلاح طلبي برانداز دارد، چرا که وي منتخب دولت خاتمي است، به دليل برپايي ضيافت ضد اسلامي و ضد ملي براي خاتمي در نيويورک سريعا عزل کند. تنها در اين صورت است که ملت خط ميان خيانت و امانت را در مرکز ديپلماسي ترسيم کرده و نسبت به آن اعتماد خواهند داشت زيرا اين نماينده سياسي جشن ورود خاتمي به ديار کاخ سفيد را در حالي از جيب ملت برپا کرده که نسبت به عدم صدور ويزا براي وزير بهداشت که نماينده حقيقي ملت ايران است و دانشگاهيان دانشگاه شريف که فرزندان نخبه ايران اسلامي هستند، هيچ اخمي بر ابرو نيانداخت و قانون مند! از کنار ددمنشي آمريکايي‌ها عليه ملت خود گذشت.

7- از مجلس انتظاري نيست. عملکرد دوبخشي و دوگانه مجلس هفتم با دولت خاتمي و احمدي نژاد براي عموم ملت، اصول و تعهدات آن را آشکار کرده است. مجلس به راه خود برود، رئيس آن به سفرهاي استاني برود و به مردم القا کند که مجلس دولت را مکلف مي‌کند که چه بکند و چه نکند؟! ويقيناً ملت راه خود را خواهد رفت.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت 18:7 |
مصباح یزدی: دیدار من با رفسنجانی، کذب محض است!/ با هاشمی اختلاف داریم، رفاقت در اين مورد نقشی ندارد

خبرگزاري انتخاب : خبر ملاقات مصباح يزدي و هاشمي رفسنجاني در حاشيه اجلاس خبرگان یزدی تكذيب شد.

دبير سياسي هفته‌ي نامه پرتو گفت كه مصباح يزدي با ‌هاشمي‌رفسنجاني‌ در ايام مجلس خبرگان در راهروي مجلس تنها تلاقي و احوال پرسي داشته‌اند.

به گزارش ايسنا، حسين روان بخش، شاگرد آيت الله مصباح يزدي و دبير سياسي هفته‌ي نامه پرتو به نقل از مصباح يزدي در مورد ديدار وي ‌هاشمي‌ رفسنجاني ضمن بيان مطلب فوق، ادامه داد: من از آيت الله مصباح يزدي در مورد اين ديدار سوال كردم، كه آيت الله مصباح يزدي فرمود، ما با هيچ كسي پدر كشتگي نداريم سابقه‌ي رفاقت ما با آقاي‌هاشمي‌بيش از ديگران است ولي در مورد مسائلي با ايشان اختلاف داريم كه طبعا بايد به متقضاي تكليف شرعي عمل كنيم و رفاقت در اين مورد نقش تعيين كننده نخواهد داشت.»

همچنین حجة‌الاسلام جلالي زاده مسئول دفتر آيت‌الله مصباح يزدي در اين خصوص به «رجانیوز» ، گفت: آيت‌الله مصباح فرمودند اين خبر كذب محض است.

به نوشته این سایت، حجت الاسلام مقتدایی سعي داشت از رد و بدل شدن يك جواب سلام ساده در راهروي مجلس يك ملاقات بسازد،

اين گزارش حاكيست، حجة‌الاسلام مقتدايي در گفتگو با فارس گفته بود: به هنگامي كه جلسه علني مجلس خبرگان به پايان رسيد و آقاي هاشمي رفسنجاني جايگاه هيئت رئيسه را ترك كرد، در راهروي پارلمان به طور اتفاقي با آيت‌الله مصباح يزدي روبرو شد و اين دو چهره ارزشمند خيلي دوستانه با يكديگر معانقه كرده و لحظاتي با يكديگر گفت‌‌وگو كردند.

وي همچنين افزود: در ملاقات اعضاي مجلس خبرگان با مقام رهبري، من در كنار آيت‌الله مصباح يزدي نشسته بودم و از ايشان درباره اين ملاقات سوال كردم كه آقاي مصباح در اين زمينه به من فرمودند: «درست است و من با آقاي هاشمي رفسنجاني ملاقات كردم و ميان من و آقاي هاشمي رفاقت ديرينه و قديمي وجود دارد و در ميان دوستان مجلس خبرگان و جامعه مدرسين، آقاي هاشمي رفسنجاني از قديمي‌ترين و بهترين دوستان من هستند كه بيشترين همكاري را ما در گذشته با ايشان داشته‌ايم؛ البته اختلاف سليقه و ديدگاه هم وجود دارد و اين هم طبيعي است.»

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت 18:3 |
ديدار مصباح و رفسنجاني در راهروي مجلس خبرگان

نايب رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم از ملاقات بسيار دوستانه مصباح يزدي و هاشمي رفسنجايي در اجلاس خبرگان خبر داد.

آيت‌الله مرتضي مقتدايي، نايب رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم در گفت‌وگو با فارس خبر داد، در اجلاس اخير مجلس خبرگان ملاقاتي دوستانه ميان آيت‌الله هاشمي رفسنجاني و آيت‌الله مصباح يزدي صورت گرفت.

وي افزود: به هنگامي كه جلسه علني مجلس خبرگان به پايان رسيد و آقاي هاشمي رفسنجاني جايگاه هيئت رئيسه را ترك كرد، در راهروي پارلمان به طور اتفاقي با آيت‌الله مصباح يزدي روبرو شد و اين دو چهره ارزشمند خيلي دوستانه با يكديگر معانقه كرده و لحظاتي با يكديگر گفت‌‌وگو كردند و همه دوستان مجلس خبرگان كه اين خبر را شنيدند، بسيار خوشحال شدند؛ بويژه اينكه برخورد هاشمي رفسنجاني با مصباح يزدي بسيار گرم و دوستانه بود.

نايب رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم در ادامه اين گفت‌وگو تصريح كرد: در ملاقات اعضاي مجلس خبرگان با مقام رهبري، من در كنار آيت‌الله مصباح يزدي نشسته بودم و از ايشان درباره اين ملاقات سوال كردم كه آقاي مصباح در اين زمينه به من فرمودند: «درست است و من با آقاي هاشمي رفسنجاني ملاقات كردم و ميان من و آقاي هاشمي رفاقت ديرينه و قديمي وجود دارد و در ميان دوستان مجلس خبرگان و جامعه مدرسين، آقاي هاشمي رفسنجاني از قديمي‌ترين و بهترين دوستان من هستند كه بيشترين همكاري را ما در گذشته با ايشان داشته‌ايم؛ البته اختلاف سليقه و ديدگاه هم وجود دارد و اين هم طبيعي است.»

مقتدايي افزود: من به آقاي مصباح يزدي عرض كردم كه از شما و آقاي هاشمي رفسنجاني هم همين انتظار مي‌رود و ما متاسفيم كه برخي افراد به اختلاف سليقه‌ها كه طبيعي است، دامن مي‌زنند و به گونه‌اي منكعس مي‌كنند كه شما دو نفر در مقابل همديگر قرار داريد و اگر اين امكان باشد كه به زير مجموعه‌ها توصيه كنيد كه به اختلاف سليقه‌هاي طبيعي دامن نزنند، خيلي خوب است كه آيت‌الله مصباح يزدي فرمودند اختلاف سليقه‌ها طبيعي است و چاره‌اي وجود ندارد و نمي‌شود به افراد هم چيزي گفت.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت 17:57 |
5 محافظ احمدي‌نژاد مجروح شدند

يك مقام آگاه گفت: 5 نفر از محافظان مسلح رئيس‌جمهور بر اثر تصادف مجروح شدند.

به گزارش فارس، خودرو حامل اين افراد در جاده ماكو ـ بازرگان در نزديكي ماكو به علت نامعلومي واژگون شده و راننده و 4 نفر از محافظان زخمي و در بيمارستان بستري شدند.
اين مقام آگاه در فرمانداري ماكو افزود: وضعيت عمومي مجروحان رو به بهبودي است.

شهادت مسئول حفاظت از وزير دفاع

خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: مسئول تيم محافظان وزير دفاع، در مراجعت از همدان به شهادت رسيد.

بنا بر اين گزارش، روز جمعه گذشته و در بازگشت سرتيپ محمد نجار، وزير دفاع از همدان، خودرو پيشرو محافظان وي، واژگون و دچار سانحه تصادف شد. وي براي سخنراني به مناسبت هفته دولت به اين شهر سفر كرده بود.

در اين حادثه فراهاني، سرتيم محافظان وزير دفاع، بر اثر جراحات وارده درگذشت و امروز مراسم تشييع پيكر وي، برگزار شد.

گفتني است، برخي ديگر از محافظان وزير دفاع هم در اين حادثه مجروح شده‌اند.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت 17:55 |
نوري همداني: افرادي چون شيخ عطار، بايزيد بسطامي، معروف کرخي، شقيق بلخي، جنيد بغدادي، فضيل ابن اياز و مولانا جلال الدين محمد بلخي معروف به مولوي جزو هفتاد و دو فرقه صوفيه اند که همه راه باطل رفته اند و دشمنان اهل بيت هستند.

رسا، سرويس سياسي ـ آيت الله نوري همداني، از مراجع تقليد، در ديدار با مسؤولان کانون هاي قرآني دزفول گفت: مولوي هم از دشمنان اهل بيت است.

به گزارش خبرنگار رسا، حضرت آيت‌الله حسين نوري همداني، امروز در ديدار مسؤولان کانون هاي قرآني دزفول با تعريف کلمات تولي و تبري به حديثي از حضرت امام صادق (ع) اشاره كرد كه «دين غير از حب و بغض نيست» و اظهار داشت: مسأله تولي و تبري تمام دين اسلام است.
وي با اشاره به آياتي از سوره مجادله، حزب شيطان و حزب‌الله را تنها احزاب موجود در جهان معرفي کرد و با بيان اشکال متفاوت شيطان از جمله جن و انسان، الفاظي چون آزادي، دموکراسي، حقوق بشر و مبارزه با تروريست را شعار حزب شيطان ناميد و افزود: بدانيد که غلبه هميشه با حزب‌الله است.
اين مرجع تقليد در تعريف کلمه «غلبه» اظهار داشت: غلبه يعني حاکميت هدف، پس هر کشتني غالب شدن و هر کشته شدني مغلوب شدن نيست. افرادي چون حضرت امام حسين (ع) شهيد مي شوند و ستمکاراني چون يزيد و شمر کشته نمي شوند. حق، سرمايه گذاري مي خواهد.
وي با يادآوري مبارزات امام از سال 1342 تا پيروزي انقلاب و به چاه انداختن يوسف تا زمان به قدرت رسيدن او، از مردم خواست تا درباره مبارزات حزب الله زود نتيجه گيري نکنند و ادامه داد: تا افراد سفاک، خونريز، کافر و توسعه طلب؛ يعني صهيونيست ها در خاورميانه از سوي امريکا وظيفه کشتار و آواره کردن مسلمانان را بر عهده دارند، فساد و فتنه در اين منطقه بر طرف نخواهد شد.
استاد دروس خارج حوزه علميه قم اضافه کرد: خداوند به کساني که او را شناختند و به او محبت مي ورزند، چند نعمت مي دهد که ايمان واقعي در دل آن ها و ورود به بهشت از اين نعمات است.
وي با تمجيد از مردم دزفول به خاطر دفاع بي دريغ خود در زمان هشت سال جنگ تحميلي به حاضران گفت: من با مقابله فيزيکي با صوفيان مخالفم، بايد با دليل، برهان و منطق بحث کرد.
اين مرجع تقليد پيشينه فرقه صوفيه در ايران را رويارويي با اهل بيت و شيعيان دانست و اضافه کرد: اينها آمدند به جاي اهل بيت مرشد، قطب و خانقاه ساختند و افرادي چون شيخ عطار، بايزيد بسطامي، معروف کرخي، شقيق بلخي، جنيد بغدادي، فضيل ابن اياز و مولانا جلال الدين محمد بلخي معروف به مولوي جزو هفتاد و دو فرقه صوفيه اند که همه راه باطل رفته اند و دشمنان اهل بيت هستند.
وي در پايان از حاضران خواست تا اگر در امور دولتي و از مسئولان استان، کساني را مي شناسند که از فرقه صوفيه طرفداري و حمايت مي کند به وي معرفي کنند.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 و ساعت 11:35 |
(آيت الله العظمي؟؟؟!!!!!!) فاضل لنكراني : صوفيه و همه مذاهب منسوب به آن از فرقه هاي باطل است

فاضل لنكراني در پاسخ به استفتائي درباره فرقه صوفيه تصريح كردند صوفيه و همه مذاهب منسوب به آن از فرقه هاي باطل است و در زمان غيبت ، مردم موظف شده اند به رجوع به علما و فقها تا گرفتار چنين مذاهب باطلي نشوند. متن استفتا و پاسخ آن چنين است :
    بسم الله الرحمن الرحيم
    محضر مبارك مرجع عاليقدر شيعيان حضرت آيه الله العظمي فاضل لنكراني دام ظله
    الحمدلله والصلوه والسلام علي رسول الله محمد و آله الطاهرين
    سلام من الله عليكم و رحمه و بركاته
    سال به سال جمعيت بيشتري از جوانان شيعه جذب خانقاه مي شوند و امسال روز تولد مولاي متقيان ، هجوم جوانان باعث راه بندان و بسته شدن بعضي از خيابانها در تهران شد. البته خانقاه ها را به نام حسينيه مي خوانند مع الاسف در اين درياي تاريك و طوفاني تبليغات صوفيان و دراويش ، جوانهاي ما فانوس هدايت را پيدا نمي كنند و چند سالي است كه فرقه هاي مختلف و متعدد تصوف كه بسياري از آنها يكديگر را هم قبول ندارند مثل خاكساري ، نعمت اللهي ، گنابادي و امثال ذلك ، فعاليت آشكار و وسيعي را براي جذب جوانان ايراني به سوي خانقاه ها ، سامان داده اند. بعضي نماز و روزه و حج را از ضروريات دين مي دانند و بعضي هم از ضروريات دين نمي دانند و باعث ترك واجبات شده اند وجه اشتراك همه آنها در اين عقيده است كه امر دين را به دو بخش مجزا تجزيه كرده اند و مي گويند امر شريعت با مراجع تقليد است و امر طريقت يا تربيت روحي و راه و روش عمل صالح در زندگي با قطب و پير خانقاه است و بايد روحتان را به او بسپاريد تا همچون فقيري از شما دستگيري نمايد.
    حتي ادعا مي كنند مراجع تقليد هم ما را قبول دارند و تاييد مي كنند و دليلش ندادن فتوي بر عليه دراويش است .
    اينك يك سئوال شرعي بزرگ و يك استفتا مهم براي بسياري از شيعيان اثني عشري ، مطرح است كه « آيا شركت در خانقاه با عقيده به هدايت پير و قطب دراويش و پيروزي از اعمال آنان شرعا جايز است »
    و آيا در مذهب حقه ، شريعت و طريقت دو امر جدا از هم هستند و اصلا اين مفاهيم و اصطلاحات را در مذهب حقه داريم يعني بيان احكام با فقها و درعين حال سلوك روحي و طريقه زندگي با پيروي از قطب دراويش
    انشاالله با فتوا و رهنمود روشن حضرتعالي ، شبهات موجود برطرف گردد و دل امام زمان (عج ) بيش از اين درد نيايد.
    با سپاس و احترام ـ محسن جعفري ـ 85،5،28
    بسمه تعالي
    صوفيه و همه مذاهب منسوب به آن از فرقه هاي باطل و غيرصحيح است و ائمه معصومين عليهم السلام شديدا از چنين مسلكي بيزاري جسته اند و اساسا تفكيك دو عنوان شريعت و طريقت از بدعتهائي است كه اينان احداث نموده اند و ما غير از شريعت كه همان كتاب و سنت و اجماع و عقل است چيز ديگري به نام طريقت نداريم و جعل اين عنوان براي تضعيف اصل شريعت و بي اعتنائي به آن است از اين جهت شركت در مكانهاي مربوط به اين گروه ، خصوصا خانقاه جايز نيست و جوانان عزيز بدانند كه اسلام حقيقي و معرفت حق تعالي و قرب به او جز از طريق تمسك به قرآن و پيروي از ائمه معصومين عليهم السلام امكان ندارد و فهم اين دو منبع خود از طريق كساني كه آشنا به آن هستند و عمر خود را در فهم آن سپري نموده اند يعني علما و مجتهدين ، ميسر نيست و از اين جهت است كه در زمان غيبت ، مردم موظف شده اند به رجوع به علما و فقها تا گرفتار چنين مذاهب باطلي نشوند.
    محمد فاضل

(آيت‌الله العظمي؟؟؟؟؟؟؟!!!!) نوري همداني: اساسا صوفيه را دشمنان اهل بيت بوجود آورند. آنها وقتي گرايش مردم به اسلام را ديدند فرقه و خانقاه درست كردند به طوري كه امروز تعداد اين فرق به 72 فرقه مي‌رسد كه همه با هم مخالفند.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 و ساعت 11:30 |
ابطحی و فرقه مصباحیه

آقای محتشمی اخیراً از مکتبی به نام فرقه ی مصباحیه یاد کرده است. این نامگذاری از اصطلاحات واقع بینانه و پرمحتوایی است که قطعاً در تاریخ سیاسی برای تحلیل دوران کنونی مورد استفاده ماندگار خواهد گرفت.

فرقه بنا به تعریف لغت نویسان به طائفه و گروه اطلاق می شود. مهمترین خصوصیت فرقه این است که جامعه آنان را به عنوان مجموعه ی متفاوت و با اندیشه های ویژه، می شناسد. چه بخواهیم و چه نخواهیم فرقه ی مصباحیه امروز در ادبیات سیاسی ایران قابل شناسایی است؛ اصلاً هم اهمیتی ندارد که آیا صاحبان این تفکر و فرقه با کسی که فرقه و طائفه به او منسوب است، رابطه ی فردی دارند یا خیر.

آقای محتشمی به دلیل شجاعت همیشگی خودش تنها آنچه را که همه ی اهالی سیاست می دانستند و آن را اعلام نمی کردند نامگذاری کرد و اعلام نمود.

آقای شریعتمداری معروف کیهان هم دیروز مقاله ای نوشته و دفاع سرسختانه ای از آقای مصباح کرده است. گاهی ایشان لااقل به منطق خودشان در مسائل سیاسی داخلی منطقی می نوشت ولی در این یادداشت حرف های افرادی مثل گنجی و حجاریان و کدیور را که لااقل محتشمی همیشه با آن ها مخالف بوده است را به دلیل همسویی به پای محتشمی نوشته، بی آن که فکر کند اگر همه ی کارهای همسویان اندیشه ی مصباح به پای او نوشته شود، ایشان هم باید پاسخگوی خیلی چیزهای غیر عقیدتی از قبیل قتل و نابود کردن فیزیکی افراد باشند؛ لااقل ماجرایی مثل غرق کردن دختر و پسر کرمانی به بهانه ی امر به معروف و نهی از منکر یکی از نمونه های آن است.

در هر صورت فرقه ی مصباحیه را به دلیل ارتباط جدی دولت فعلی با ایشان، جزئی از واقعیت سیاست فعلی باید دانست.

محمدعلی ابطحی/ وب نوشت

+ نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 و ساعت 11:23 |
پاسخ خوانندگان «انتخاب» به یادداشت مدیر مسئول کیهان: برای اظهارات خود در مورد آقای مصباح، سند ارائه کنید

خبرگزاري انتخاب : پس از انتشار یادداشت حسین شریعتمداری مدیر مسئول کیهان در حمایت از مصباح یزدی، بسیاری از خوانندگان «انتخاب»، با ارسال نقطه نظرات خود در مورد این یادداشت، خواستار انعکاس آن شده اند.

مدیرمسئول کیهان در یادداشت روز دوشنبه «کیهان» با اشاره به اظهارات محتشمی پور در مورد آیت الله مصباح یزدی آورده است: آقاي محتشمي پور در اظهارات خود- مانند بسياري از موارد ديگر- يك طرفه به قاضي رفته و آيت الله مصباح يزدي را با چند اتهام ناروا نواخته اند بي آنكه براي ادعاي خود نيازي به ارائه سند، دليل و يا حداقل، شاهد و قرينه اي احساس كنند.

شریعتمداری مدعی شده بود: آيت الله مصباح يزدي اولاً؛ از شاگردان برجسته امام(ره) بوده اند، ثانياً؛ در تمامي مبارزات ضد استبدادي و ضد استعماري امام(ره) در ركاب ايشان حاضر بوده اند، ثالثاً؛ از اولين مجتهداني بودند كه به صورت مكتوب و در فضاي خفقان و سياه سالهاي قبل از پيروزي انقلاب مرجعيت حضرت امام(ره) و اعلميت ايشان را تاييد كردند و امضاي وي پاي تمامي اعلاميه هاي حمايت از امام و مخالفت با رژيم ستمشاهي ديده مي شود و طي سالهاي بعد از پيروزي انقلاب بيشترين تلاش را براي اثبات حقانيت نظام جمهوري اسلامي ايران داشته اند تا آنجا كه مباحث علمي ايشان درباره «جمهوريت» به عنوان بهترين مدل براي حكومت اسلامي هنوز هم از دقيق ترين، علمي ترين و مستندترين آثار مورد مراجعه در حوزه هاي علميه و دانشگاههاست و...

بنا براین گزارش، تعدادی از  یادداشت های خوانندگان در واکنش به مقاله ی شریعتمداری در حمایت از آیت الله مصباح یزدی در پی می آید:

• • • اينجانب با مطالعه و مداقه در مقاله برادر ارجمند جناب آقاي شريعتمداري مد ظله به اشتباه خود پي برده و از گذشته خود اظهار پشيماني و ندامت نموده از محضر مقدس حضرت آيةالله مصباح يزدي حفظه الله و برادر ارجمند جناب آقاي شريعتمداري مد ظله اميد عفو و بخشش دارم.

اينجانب با مطالعه اين مقاله به اين موضوع پي برده ام كه: "چشمها را بايد شست/ جور ديگري بايد ديد" و در اين راستا لازم است تاريخ انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني قدس سره از سال 1341 و ارائه لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي از سوي رژيم شاه به مجلس تا خرداد سال 1342 و از سال 1342 تا 22 بهمن سال 1357، پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي تا شروع جنگ تحميلي توسط صدام يزيد كافر به نمايندگي از تمامي جبهه استكبار عليه جمهوري نوپاي اسلامي ايران و تمامي طول جنگ تحميلي هشت ساله تحت نظارت عاليه برادر ارجمند جناب آقاي شريعتمداري بازنويسي گردد.  استفاده از نرم افزار فتوشاپ جهت تهيه چند عكس "مستند" از حضور حضرت آيةالله مصباح يزدي در تبعيدگاه، هنگام خروج از زندان، حتي هنگام شكنجه شدن، همراهي حضرت امام قدس سره، حضور در جبهه هاي جنگ حق عليه باطل نيز مي تواند بسيار مفيد باشد و توصيه مي گردد. همچنين مركز حفظ آثار حضرت امام قدس سره در اين راستا بايستي تمامي نسخ آثار حضرت امام قدس سره اعم از كتاب، جزوه، اعلاميه، بيانيه، حكم، به صورتهاي مكتوب و الكترونيك را جمع  آوري نموده و تمامي آنها را تحت نظارت عاليه معظم له بازنويسي نموده و مجدداً نشر دهند.
يك راه ديگري هم وجود دارد كه منباب اداي تكليف ارائه مي گردد، اگرچه پي بيني مي شود نسبت به آن عنايتي صورت نگيرد. و آن اين است:
برادران!
والله العلي العظيم كه قسم جلاله است، اختلاف نظر بين علما گناه كه نيست هيچ به تعبير رسول گرامي اسلام حضرت محمد (ص) "رحمت" است. حضرت امام قدس سره هم خود را "اصول دين" نمي دانستند. تنافر خط فكري حضرت آيةالله مصباح يزدي با خط امام قدس سره و ياران و همراهان آن حضرت، به خاطر اين كه در تئوري باقي نمانده و معظم له بارها آن را اظهار فرموده و بارها در عمل نشان داده اند، چيزي نيست كه پنهان كردني و انكار كردني باشد. بنا براين حضرت آيةالله مصباح يزدي حفظه الله به جاي عمل به توصيه اين حقير مبني بر بازنويسي تاريخ انقلاب اسلامي به كمك فتوشاپ و جمع آوري و تجديد نظر در آثار حضرت امام قدس سره مي توانند به طريق علمي و حوزوي به رد و انكار نظرات حضرت امام قدس سره پرداخته و نظرات خود را تبليغ فرمايند. مردم هم هميشه دنبال حقيقت بوده، هستند و خواهند بود و اصولاً خط امامي بودن مردم هم به دليل حق طلبي مردم است. وقتي معظم له توانستند نظرات حضرت امام قدس سره را رد و نظرات خود اثبات نمايند مردم فوج فوج به ايشان و پيروان ايشان خواهند پيوست. اگر هم مردم در راه امام ثابت قدم ماندند، ديگر بر ايشان تكليفي نيست زيرا به زعم و با تشخيص و برداشت صادقانه علمي خود تكليف الهي خويش مبني بر مخالفت با امام قدس سره و ياران صديق و همراهان آن حضرت را به نحو اتم و اكمل انجام داده و در اين راه هيچ فرصتي را از دست نداده اند. شاهدشان هم در روز جزا "دل خون" امام قدس سره خواهد بود.


• • • فرموده اید : «امضاي وي پاي تمامي اعلاميه هاي حمايت از امام و مخالفت با رژيم ستمشاهي ديده مي شود»
تا به امروز شنیده بودم، هیچ کس نمی تواند امضای آقای مصباح زیر اعلامیه های پیش از انقلاب را پیدا کند، پس بر چه اساسی چنین می گویید.لطفاً سند بیاورید
رضا از پاریس

• • • جناب آقای شریعتمداری، جنابعالی که خواستار آنید که آقای محتشمی برای اثبات اظهاراتش، سند بیاورد، بد نیست شما هم سند بیاورید و ثابت کنید، آقای مصباح در چه زمانی در دور پیش از انقلاب در زندان بود، شکنجه شده، اصلاً فعالیت سیاسی داشته یا خیر؟ ثابت کنید که آقای مصباح یزدی سابقه اسارت و یا اصلاً سابقه حضور در جنگ را دارند؟
محمد از حوزه علمیه قم

• • • مدیریت مسئول گرامی روزنامه کیهان
با توجه به آنکه جنابعالی سرسختانه به دفاع از آیت الله مصباح یزدی پرداخت ایت، حداقل به این سوال پاسخ دهید که چرا آقای مصباح یزدی در دوران دفاع مقدس، گوشه عزلت پیشه کردند و ترجیح دادند درسشان را بخوانند و حتی با کسانی که به جنگ می رفتند، ستیز داشتند؟
توضیح دهید که آقای مصباح چرا انقدر از انقلاب و جنگ و شهدا و امام (ره) مایه می گذارد، مگر ایشان حتی لحظه ای شریک انقلاب و امام و جنگ رفته ها بوده اند؟

• • •  نکته جالب در مورد آقای مصباح این است که بتدریج فعالیتهای سابق ایشان رو میشود . ابتدا گفتند که ایشان جزو مبارزان قبل از انقلاب بوده اند ، بعد کم کم تبعید و زندان و شکنجه هم به آن اضافه شد . به موازات سوابق انقلابی کشف شده ، ایشان به آرامی تبدیل به شاگرد امام ، شاگرد اول امام ، ملتزم رکاب ایشان و ... نیز شدند . به بند دوم مقاله شریعتمداری توجه کنید . اکنون مصباح کسی شده است که مرجعیت و اعلمیت امام را امضا کرده است . احتمالا در آینده نزدیک ایشان از کسانی میشوند که اجتهاد امام را تایید کرده اند .

در مورد سخنرانی ایشان درباره سید بودن جعفر کذاب ، اکثر افراد پنداشتند که منظور مصباح ، سید محمد خاتمی است . فراموش نکنید که مقام معظم رهبری و حضرت امام (ره) نیز میتوانند مشمول این اظهار نظر شوند . باور نمیکنید ؟ زمان زیادی طول نخواهد کشید .
سعید قمی

• • • سلام آقای شریعتمداری لطفا" بررسی بفرمائید ببینید آیت الله مصباح کارت جانبازی و یا سابقه اسارت و اصلا سابقه حضور در جبهه هم دارند یا خیر ؟ ضمنا" لازم است برای اثبات اینکه معظم له از مویدان مرجعیت و اعلمیت امام خمینی بوده اند چند سال برای ایشان کبر سن بگیرند
احمد کرمانشاهی

• • •  والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و كفر عنهم سيئاتهم
هركس در راه ما مجاهدت كند ما راههايمان را به او نشان مي دهيم لغزشهايش را مي پوشانيم
(قرآن كريم)

در اين دنيا، از اول خلقت آدم ابوالبشر الي يوم القيامه هيچ كس به جز چهارده معصوم سلام الله عليهم اجمعين از لغزش و خطا مصون نبوده، نيست و نخواهد بود. اما فرق است بين كسي كه در مسير الهي قرار دارد و كسي كه در مسير خدا و به تعبير قرآن در "سبيل الهي" قرار ندارد. آن كس كه در مسير الهي قرار داشته باشد، خداوند لغزشهايش را مي بخشد و راههاي خود را به او نشان مي دهد. اما كسي كه در مسير الهي نباشد هر چه تند تر برود از خدا دور تر مي شود. بنا براين اگر از خط حضرت امام  قدس سره و پيروان آن حضرت صحبت مي كنيم هر گز نمي گوييم كه پيروان حضرت امام قدس سره و آنان كه مورد عنايت حضرت امام بوده اند و از سوي آن حضرت عهده دار مسئوليتهاي خطيري شده اند و به نمايندگي ايشان كارهاي زيادي انجام داده اند، مصون از لغزش و خطا بوده، هستند و خواهند بود.  اما آنان كه خط فكري اشان از آغاز شروع مبارزات اسلامي به رهبري حضرت امام خميني (ره) مخالف ايشان بوده است تمامي فضايلشان به ضررشان خواهد بود. سرعت  نه تنها به آنان در زودتر رسيدن كمك نمي كند بلكه آنان را گمراه تر مي سازد.  پيروان راستين حضرت امام اگر خطا كنند و حتي زمين بخورند بلند مي شوند جامه خود را مي تكانند ببخشيد مي گويند و دوباره به سوي هدف الهي خود مي شتابند. آنان چون در راه راست هستند، دير يا زود،  بالاخره مي رسند.

كساني كه در راه باشند خطاهايشان هم به آنان كمك مي كند، زيرا تجربه كسب مي كنند.

كساني كه در راه نباشند فضايلشان هم به كمكشان نمي آيد زيرا وسيله اصرار و ابرام آنها به راه خطا مي شود.
بنا براين هيچ كس ادعا نمي كند پيروان حضرت امام قدس سره معصوم هستند، اما پيروان حضرت آية الله مصباح يك شاهد بياورند كه ايشان در "يك چشم به هم زدن" و در يك "آن" و "يك لحظه"  پيرو حضرت امام بوده اند. اما به اين نكته هم توجه داشته باشيد كه تكرار دروغ دليل بر اثبات آن نيست. مدرك بياوريد كه يك لحظه حضرت امام قدس سره آقاي مصباح را قبول داشته اند.

• • • از كسي كه پشت پرده همه را مي نويسد بعيد است روي پرده ي مصباح را در دوران مبارزه نبيند.ظاهراً براي مصباح سابقه انقلابي درست شده که جاي تامل دارد....

• • • اين كه مصباح هيچ سابقه مبارزاتي عليه رژيم شاه ندارد ادعايي است كه هيچس تا به امروز آن را رد نكرده است. پس آقاي شريعتداري سنگ در تاريكي نيندازند.

• • • به آقای شریعتمداری بگوئید حضرت آقا هرچه که شما بگوئید و بنویسید وجدان درونی مردم را نمی توانید عوض کنید این را مردم با وجدان و جان خود درک می کنند که بین اسلامی که حضرت امام معرفی کرد و اسلامی که مصباح معرف آن است فرسنگها فاصله وجود دارد حتی اگر شاگرد امام بوده باشد . هیچ تردیدی نیست که ایشان شاگرد درسهای امام بوده نه شاگرد روح و  معنویت امام . تو را به خدا راجع به مصباح هرچه می گوئید بگوئید ولی آن را به امام ربطی ندهید چون هیچ سنخیتی میان امام و مصباح وجود ندارد حتی اگر شما بخواهید خودتان را هم شکاف بدهید مردم باور نمی کنند .
حق بین

• • • حمایت آقایی شریعتمداری از آقای مصباح قابل تامل می باشد لازم است ایشان به سوابق انقلابی وزندانهای که آقای مصباح رفتند اشاره می نمودند وواقعا تاسف است که آقای شریعتمداری که ادعای شناخت پشت پرده از همه افراد جامعه رادارند از سوابق درخشان وانقلابی آقای محتشمی بی اطلاع هستند . < والعاقبه للمتقین>
محمد

• • • قبلا یکی از بزرگان گفته بودند، آقای مصباح دو دقیقه با امام ملاقات نداشته اند، حال بگذارید بنده نیز به تاسی از اظهارات این بزرگ، بگویم آقای مصباح دو دقیقه هم به جنگ رفته اند؟

• • • بنده آقاي شريعت مداري را عليرغم اختلاف سليقه شديد سياسي، فردي متفكر و داراي قوه تحليل بالا مي دانم.
اما به ظاهر ايشان فراموش كرده اند كه فردي كه ايشان به باد نقد گرفته اند كه حامي سكولاريزم است، دقيقاً در همين متن به سكولارهاي چپ و راست تاخته است.
جناب شريعتمداري
گرچه شكي نيست كه نقد از آقاي مصباح براي شما سنگين است، اما خوب است كه براي پاسخدهي حداقل يكي دو روز بيانديشيد.
شما يقيناً بهتر از بنده مي دانيد كه ياران مصباح در يكساله اخير هرگز از تركيب " جمهوري اسلامي " استفاده نكرده اند و به سليقه خود از " حكومت اسلامي " بهره برده اند كه مصداق اين حرف در متن يادداشت جانبعالي نيز به چشم مي خورد.
"حي"
يك دوست

• • • همانطوركه آقاي شريعتمداري مدعي هستند كه آقاي محتشمي اسناد ومدارك بياوند ايشان هم بايد همينطور مداركي دال بر امضاي مبني بر حمايت از امام خميني (ره) را ارائه دهند

• • •  آقاي شريعتمداري براي ادعاهاي خود سند ارائه بدهند
محسن

• • • خوب است دفتر نشر اثار امام نامه هایی را که امضای اقای مصباح در زیر ان است را منتشر کند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.
داستان تحریم مراسم جشن های نیمه شعبان توسط امام و مخالفت اقای مصباح چیزی نیست که بر اقای شریعتمداری و دوستانش پوشیده باشد. روزهایی که جوانان این مملکت زیر شکنجه های ساواک بودند اقای مصباح و دوستانشان کجا بودند.
در کدام یک از مراحل مبارزات این مردم این جریان نقش داشت. در جریان جنگ تحمیلی اینها کجا بودند

مگر جمله معروف امام را که می گفت (خون دلی که من از این جماعت خوردم از کسان دیگر نخوردم ) در مورد چه جریانهاییست
وارونه جلوه دادن حقایق تاریخ انقلاب از کارهای روتین این جریان و شخص اقای شریعتمداریست
آن زمان که اقای مصباح گفتند که امام بسته به شرایط و بالاجبار جمهوریت نظام اسلامی را قبول کردند چرا اقای شریعتمداری ساکت بود در حالی که با این حرف اساس مرجعیت امام را زیر سوال بردند
موقعی که اقای مصباح در مخالفت با خاتمی او را با جعفر کذاب مقایسه نموده واز او هم خاتمی را بدتر دانسته و توهین اشکار به سادات که ریشه در پیامبر دارد در حالی که امام اورا فرزند فاضل و با تقوی و مقام رهبری اورا از یاران نزدیک و نجیب خود می داند
شما واقای مصباح با کدام پشتوانه و حمایت این گونه به او وسادات پیامبر میتازید.
.اگر اقای شریعتمداری می تواند لطف کند و نیمه پنهان این جریان را هم مثل بقیه موارد روشن کند !!!
صادق

• • •  ادم از اين همه جرياني كه در اين دنيا رخ ميدهد حيران مي ماند شما را به خدا بگوييد ايا شهدا هم اين همه مغالطه داشتند يا مردانه وبا غيرت بر سر حرفي كه مي زدند مي ايستادند/ قدري هم به فكر مردم باشيد كه هرچه داريم به بركت خدمت به مردم است چراكه اين مردمند كه عيال الله اند .

من عبدالله

• • •  چرا زور میزنند تا چیزی را اینطوری ! ثابت کنند. واقعا" حضرت امام چرا در طول مبارزه و انقلاب یک مسوولیت - بله حتی یک مسوولیت به این جناب مصباح ندادند؟؟
محسن / آلمان

• • •  بفرمایند جناب مصباح در کجا ودر چه تاریخی در رژیم شاه زندانی وزبانم لال شکنجه شده اند.
امیر

• • • من كه هر وقت جمله اي از حضرت مصباح و شاگردانشانشان مي شنوم ناخودآگاه به ياد اظهارات موذيانه بي بي سي مي افتم، شما چطور؟ طعنه ها، تاكيد بر كليدواژه ها و جملات القايي، مفروضات اساسا غلط آن هم اين روزها از زبان مردم و .... آقايان فكر مي كنند تمام علم و دانش را روز ازل در دامن ايشان ريخته اند و بيچاره خلق از حتي درك اندكي از منويات آنان عاجز.
يزدان

• • • بنظرم روشهاي تند آقاي محتشمي از يك طرف و ادعاهاي شخصيتی نظير حسين شريعتمداري اين است كه اين مملكت و افكار عمومي اش را در بحران فكري و تشنج به مصداق ادعاي دادكاه ها كه عليه مطبوعات صادر ميكنند تحريك افكار عمومي است. آقاي شريعتمدار خود يك تنه يك ملت است !و از جانب همه حرف ميزند و همه اطلاعات هم نزد اوست. آقاي محتشمي يور نيز در جركه تندروان و نوع ديكري از اصول كرايان است كه ايشان نيز با اين نظريه هاي خود آسيب جدي به روند فكري و حفظ تعادل در ايران وارد كرده است. تندرويهاي ايشان در زمان وزارت كشور بر كسي يوشيده نيست و حرف آخر اين است كه اين نبرد كلادياتورهاي سياسي از تندروان از دو طرف مصيبتش فقط نصيب مردم ميشود و بايد آثار و عوارض اين دو تفكر نه آنكه ياك كه ممكن نيست بلكه كم رنك شود و شما بعنوان رسانه نبايد به اين مسائل دامن بزنيد.
يك شهروند عاصي

+ نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 و ساعت 11:18 |

هو

121

در طي تشنجات به عمل آمده از طرف وزارت اطلاعات عليه دراويش گنابادي موارد جديدي را به استحضار مي رساند :

 

1-  در تاريخ 31/5/85 آقاي مصطفي دانشجو يكي از وكلاي دراويش كه در مسائل مربوط به حسينيه شريعت قم فعاليتهاي مهم و ارزنده اي را انجام داده جهت تمديد پروانه وكالت خود به كانون وكلاي تهران مراجعه مي كند كه پروانه او را تمديد نمي كنند و علت را نامه وزارت اطلاعات بر روي پرونده اش عنوان مي كنند و اينكه تا اطلاع ثانوي پرونده شما تمديد نخواهد شد.

 

2-  در تاريخ 4/6/86 آقاي اميد بهروزي يكي ديگر از وكلاي دراويش كه او هم در زمينه پرونده هاي دراويش نقش مؤثري داشته و همچنين جزو به زندان رفته هاي فاجعه حسينيه شريعت قم مي باشد نيز در مراجعه به كانون وكلاي استان تهران با عدم تمديد پروانه وكالت خود مواجه مي شود و به او گفته شده كه به دستور وزارت اطلاعات پروانه شما به حال تعليق در آمده است.

 

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 و ساعت 20:31 |
رفسنجاني: دست مرموزي درصدد جدايي بين روحانيت و مسئولان است

هاشمي رفسنجاني در دومين روز اجلاس خبرگان گفت:دست مرموزي ديده مي‌شود كه در صدد فاصله انداختن بين روحانيت و مسئولان مي‌باشد كه لازم است مسئولانه و هوشيارانه مانع آن شد.

به گزارش فارس به نقل از دبيرخانه مجلس خبرگان رهبري رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام امروز چهارشنبه در دومين روز از اجلاس خبرگان با بيان اهداف طرح خاورميانه بزرگ، گفت: در آغاز با حرف عامه پسند بردن كشورهاي منطقه به سوي دموكراسي در صدد به دست گرفتن قدرت با حاكميت دست نشانده‌ها بودند.

نايب رئيس اول مجلس خبرگان رهبري افزود: مسئله عراق براي آمريكا ثابت كرد كه به اين سادگي نمي‌توانند با شعار دموكراسي دست نشاندگان را به حاكميت برسانند و افكار عمومي كشورها را فريب دهند.

هاشمي رفسنجاني در ادامه سخنان خويش با اشاره به تجربياتي كه آمريكا در مسئله عراق و افغانستان به دست آورده، گفت: بسياري از منتقدين بوش مي‌گويند اشغال اين دو كشور به نفع ايران تمام شده است.
وي افزود: پيروزي حماس در انتخابات فلسطين نيز باعث گره در طرح خاورميانه‌اي آمريكا شده است.

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با برشمردن گرفتاري‌هاي آمريكا در عراق و افغانستان، گفت: بعيد نيست با از بين رفتن بعثي‌ها و طالبان در غرب و شرق ايران، آمريكايي‌ها براي منافقين برنامه داشته باشند.

نايب رئيس مجلس خبرگان رهبري با بيان اهداف آمريكا در تشويق و حمايت از اسراييل براي حمله به لبنان گفت: شكست اسراييل اراده اسرائيلي‌ها را متزلزل كرد، چون يهودي‌هاي مهاجر مانند ملل ديگر به خاك سرزمين‌هاي اشغالي دلبستگي ندارند.
وي افزود: حوادث اخير نياز به ديپلماسي فعال دارد، تا در جهت مصالح جهان اسلام قرار گيرد.

هاشمي رفسنجاني با اشاره به تلاش آمريكا براي القاي اختلافات شيعه و سني در كشورهاي عربي منطقه گفت: در اين زمينه نيز بايد با گسترش روابط اين سوء ظن را برطرف كرد.
وي گفت: پيروزي حزب‌الله لبنان به نفع جهان اسلام و سرمايه ارزشمندي براي اعراب خواهد بود.

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه به بيان اين اهداف دشمنان انقلاب اسلامي در تسريع تصويب قطعنامه شوراي امنيت عليه ايران در مسئله هسته‌اي پرداخت و گفت: بسياري از صاحب‌نظران تصويب اين قطعنامه را با حوادث لبنان مرتبط مي‌دانند.

وي افزود: صلابت جمهوري اسلامي ايران مايه نگراني دشمنان است و در صددند كه به هر قيمتي كه شده جلوي گسترش اين صلابت را بگيرند.
هاشمي رفسنجاني مقاومت مردم و ديپلماسي فعال مسئولان را از راه‌هاي موثر جمهوري اسلامي در مقابل توطئه‌هاي دشمنان خواند و گفت: در اين صورت هيچ قدرتي نمي‌تواند براي ايران تهديد باشد.

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه سخنانش گفت: اگرچه يكي از اهداف اشغال عراق، تضعيف ايران بود و تا الان شكست خوردند، اما اختلافات و عدم وحدتها مي‌تواند روزنه‌اي براي اميدواري دشمنان باشند.
هاشمي رفسنجاني با بيان آثار شوم اختلافات داخلي گفت: اگر مردم از عدم همدلي مسئولان مايوس شوند، گناهي بزرگ متوجه مسببين خواهد بود.

نايب رئيس مجلس خبرگان رهبري در ادامه سخنان خود با اشاره به نقش روحانيت گفت: امروزه يكي از وظايف روحانيت ترويج وحدت و تلاش براي تقويت همدلي مردم و مسئولان است.
وي افزود: دست مرموزي ديده مي‌شود كه در صدد فاصله انداختن بين روحانيت و مسئولان مي‌باشد كه لازم است مسئولانه و هوشيارانه مانع آن شد.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 و ساعت 20:29 |
دو جوابیه به «نامه ی تازه جمعی از طلاب حوزه علمیه قم به هاشمی رفسنجانی»

خبرگزاري انتخاب : پس از انتشار خبری تحت عنوان «واکنش شدید جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم به اظهارات هاشمی رفسنجانی: آقای رفسنجانی! شما که زهد فروش نیستید، مثل احمدی نژاد لیست اموالتان را در اختيار رسانه ها قرار دهيد»، دو جوابیه از سوی «روابط عمومي دانشگاه ولي‌عصر(عج) رفسنجان» و «شركت تعاوني توليدكنندگان پسته رفسنجان»، برای «انتخاب» ارسال شده که در پی می آید:


مسؤول محترم سايت انتخاب

با سلام ؛

از آنجا كه مجتمع فرهنگي، ورزشي و خدماتي رفسنجان ـ معروف به مركز اسناد، كتابخانه و موزه رئيس جمهور هاشمي رفسنجاني ـ به پيشنهاد دانشگاهيان رفسنجان و علي‌الخصوص دانشگاه ولي‌عصر(عج) به انجام رسيده است و براي تأمين هزينه و عدم فشار به بودجه عمومي كشور نسبت به ايجاد بخش خدماتي نيز اقدام گرديده است و در نهايت بخش مهمي از آن به وسيله دانشگاه ولي‌عصر(عج) رفسنجان كه دانشگاهي دولتي است، مديريت مي‌گردد و بخش اسنادي آن زيرنظر مركز اسناد كه وابسته به وزارت ارشاد است، مديريت مي‌گردد و به دانشگاهيان و عموم مردم رفسنجان تعلق دارد. باتوجه به شايعاتي كه اخيراً در آن سايت درخصوص انتساب آن به خانواده هاشمي رفسنجاني، منتشر شده، جهت تنوير افكار ملت رشيد و عزيز ايران نكات ذيل را در پاسخ به نامه‌اي با عنوان مبهم «گروهي از علما و فضلاي حوزه علميه قم» به اطلاع مي‌رساند. اميد است نسبت به ارائه آن در سايت آن اقدام شود.

با استفاده از زمين‌هاي موقوفه حاج باقري در ابتداي پارك قطب‌آباد رفسنجان بخش مهمي از نيازهاي ورزشي، خدماتي، فرهنگي رفسنجان از قبيل؛ كتاب‌خانه 150 هزار جلدي، مركز پژوهش، مركز اسناد، گالري‌هاي مربوط به كارهاي نمايشگاهي و نمايشگاه رفسنجان‌شناسي، شهدا و ايثارگران رفسنجان، آمفي‌تئاتر، مسجد، رستوران، درياچه، استخر سرپوشيده و روباز، زمين‌هاي ورزشي تنيس، واليبال، بسكتبال، استاديوم كوچك 3 هزار نفري و ... در آن ديده شده است و هم‌اكنون مورد استفاده عموم قرار دارد.

در خاتمه از آن رسانه محترم انتظار مي‌رود كه قبل از چاپ مطالبي از اين دست كه نوعي تشويش اذهان عمومي تلقي مي‌شود، از صحت و سقم آنها مطمئن شوند. اميدواريم در زماني كه اطلاع‌رساني رسالت اهل قلم تلقي مي‌شود، به خطا مسيري را نپيماييم كه خير دنيايي و آخرتي در آن نيست.

ومن‌الله التوفيق

• روابط عمومي دانشگاه ولي‌عصر(عج) رفسنجان


• • •

مسؤول محترم سايت انتخاب

اخيراً به نقل از «جمعي از طلبه‌ها و فضلا و علماي حوزه علميه قم» در آن سايت محترم مطالبي درباره شركت تعاوني توليدكنندگان پسته رفسنجاني آمده كه از اساس غيرواقعي و كذب محض است.

خواهشمند است دستور فرماييد متن ذيل در آن سايت چاپ شود تا هم دروغ‌پردازان و هم قاطبه مردم پاك‌سرشت كه شايد شائبه‌اي در ذهن آنان ايجاد شده باشد، مطلع شوند كه اين شركت چيست.

شركت تعاوني توليدكنندگان پسته رفسنجاني 10 سال قبل از پيروزي انقلاب يعني در سال 1347 با 200 نفر عضو پا به عرصه وجود گذاشت كه هدف اصلي آن جلوگيري از ضرر و زيانهاي پسته‌كاران و به تبع آن اقتصاد كشور در زمينه پسته بوده است.

1- كليه مسايل و تصميم‌گيرهاي مربوط به اين شركت تعاوني توسط اعضاي هيأت مديره اتخاذ مي‌شود و هيأت بازرسان قانوني شركت نيز بر كليه كارهاي آنها نظارت مي‌كند. 16 نفر به عنوان اعضاي هيأت مديره انتخاب مي‌شوند.

در حال حاضر نيز 74 هزار نفر سهامدار مي‌باشند كه بيش از 100 ميليارد تومان سرمايه آن مي‌باشد. اين تعاوني نه تنها تحت تأثير هيچ فرد و گروهي نيست، بلكه بر اساس نظر اعضا و دارايي‌هاي خويش در برخي از شركت‌ها سرمايه‌گذاري مي‌كند.

اميد آنكه با پرهيز از سخنان غيرواقعي، نگذاريم اقتصاد ايران از مواهب خدادادي اين محصول استراتژيك محروم شود. درباره اهميت شركت تعاوني پسته رفسنجان همين بس كه از 446 هزار هكتار سطح زير كشت پسته در ايران، 80 درصد در استان كرمان و شهرستان رفسنجان قرار دارد.  و بيش از سه ميليون نفر بطور مستقيم و غيرمستقيم در امر توليد و فراوري پسته اشتغال دارند.

• شركت تعاوني توليدكنندگان پسته رفسنجان

+ نوشته شده توسط در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 و ساعت 20:26 |
هشدار محتشمی پور: جریان مصباح یزدی موجب فروپاشي رهبری خواهد شد

خبرگزاري انتخاب : حجت‌الاسلام و المسلمين على‌اکبر محتشمى‌پور در پنجمين جلسه‌ آسيب‌شناسى اصلاحات که از سوى شاخه‌ جوانان حزب اعتماد ملى برگزار شد، اظهارات مهمی به زبان آورد.

به گزارش خبرگزاری «انتخاب»، وی با اشاره به تلاشهاي شاگردان مصباح يزدي براي ورود به انتخابات خبرگان تاكيد كرد: جرياني در چارچوب يك فرقه‌ي سازمان‌يافته پا به عرصه گذاشته تا مجلس خبرگان را در قبضه‌ي خود نگهدارد. در اين دوره با شعار جوانگرايي، عده‌اي از شاگردان اين فرقه براي حضور در مجلس خبرگان تشويق شدند.

محتشمی پور تصریح کرد: مشخص است كه شوراي نگهبان نيز آن‌ها را تاييد صلاحيت خواهد كرد تا اكثريت مطلق مجلس خبرگان را بگيرند.

وی افزود: اين جريان، جريان آقاي مصباح يزدي است كه مردم را هیچ می داند و ممكن است، كساني گمان كنند كه چون اين فرقه پايگاه مردمي ندارد، نمي‌تواند خطري براي نظام باشد ، اما نظر من غير از اين است؛ جرياني كه انديشه‌ي حجتيه داشته باشد همواره خطري براي مردم و نظام است.

محتشمی پور ادامه داد: من حتي معتقدم اين جريان تهديدي براي رهبري نيز محسوب مي‌شود و در نهايت موجب فروپاشي ناخواسته‌اي در آينده خواهد شد. لذا بستگي دارد كه برخورد شوراي نگهبان با كانديداها چگونه باشد.

وی از برخوردهاي دوگانه شوراي نگهبان در تاييد و رد صلاحيت‌‏ها در انتخابات گذشته خبرگان انتقاد كرد و گفت: در انتخابات گذشته برخي مدرسان سطح بالاي حوزه رد صلاحيت شدند اما صلاحيت كساني كه هيچ سابقه‌‏اي در حوزه نداشتند يا سطح معلومات آنها به پيش از حوزه برمي‌‏گردد، تاييد شد.

رئيس فراکسيون اکثريت اصلاح طلبان مجلس ششم در بخش دیگری از سخنانش به دلایل شکست اصلاح طلبان اشاره کرد و گفت: در دوم خرداد 76 نيز ما با همان شعارها وارد عرصه شديم و آقاي خاتمي، دوستان ايشان و مجمع روحانيون مبارز همان شعارهايي را ارايه كردند كه امام(ره) پيش از پيروزي انقلاب مطرح كرد. مردم هم بر اساس همان شعارها پاي صندوق‌ها رفتند و همان معجزه‌ي تاريخي بار ديگر تكرار شد. طبيعتا اصلاحات بايد در اين چارچوب عمل كند.

وي عدم توجه اصلاح طلبان به شعارهايشان را عامل اصلي رويگرداني مردم از اصلاح طلبان خواند و گفت: به نظر من - علي‌رغم وجود دلسوزان اصلاحات مانند آقاي خاتمي و آقاي كروبي - آن‌چه موجب رويگرداني قشر عظيمي از جامعه نسبت به اصلاحات شد، اين بود كه مردم مي‌ديدند جمع ويژه‌اي از نخبگان حرف‌هايي مي‌زدند و مي گفتند كه با اصل اسلاميت نظام مخالف هستند.

وی تصریح کرد: ما در جمع اصلاح‌طلبان فرقه‌اي داشتيم كه معادل آن در جناح راست فرقه‌ي مصباحيه محسوب مي‌شود كه آنها مخالف جمهوريت نظام هستند  و همانطور كه مردم ازاين فرقه مصباحيه يزديه كه مردم را در خدمت اهداف خود قرار داده است منزجرهستند با اين تفكر در جبهه اصلاحات نيز مخالفند زيرا انديشه هاي اسلامي در عمق و جان مردم است و نمي توان مردم را از باورهاي خود جدا ساخت .  

اين عضو مجمع روحانيون مبارز تاكيد كرد: چنانچه احزاب اصلاح‌طلب بخواهند خود را بازسازي كنند،  بايد به صورت شفاف و روشن در چارچوب انقلاب و انديشه‌هاي امام(ره) و در خدمت مردم عمل كنند و صرفا شعار ندهند، چراكه در غير اين صورت وقتي قدرت را در دست گرفتند، مسائل اصلي را فراموش مي‌كنند.

وی تنها راه  بازسازي در جريان اصلاحات را طرد تمام كساني دانست كه چنين سرنوشتي رابراي اصلاحات رقم زدند و خاطرنشان ساخت : كساني كه مانيفست جمهوري نوشته‌اند امروز در آمريكا نشسته‌اند و بسياري از سخنراني‌هايشان تمجيد مي‌كنند! لذا هرچه كه داريم بايد در چارچوب ضوابط و قواعد سياسي، باورهاي ديني و انقلابي خودمان باشد.

محتشمی پور در بخش دیگری از سخنانش، با انتقاد از موضع اصلاح طلبان درباره انتفاضه فلسطين گفت: ضعف حمايت بخش عظيمي از اصلاح‌طلبان از سرنوشت جهان اسلام و كشورهاي اسلامي از جمله فلسطين و لبنان به عنوان يكي از نمونه‌هاي پشت كردن نخبگاني از جبهه‌ اصلاحات به اصول انقلاب و قانون اساسي است، گرچه مواضع آقای خاتمی در مورد انتفاضه قابل تقدیر است.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 و ساعت 23:58 |
خود گويد و خود خندد!

خبرگزاري انتخاب : در روزهای اخیر، موافقان و مخالفان هاشمی رفسنجانی به نامه نگاری های پی در پی روی آورده و هر یک با ادبیات خاص خود، به اظهارات یکدیگر پاسخ می گویند و فضای سیاسی کشور را بیش از پیش، متشنج کرده اند.

«انتخاب»، در ادامه انتشار نظرات موافقین و مخالفین به شرط «حفظ حرمت طرفین ماجرا»، ششمین یادداشت در این مورد را در پی می آورد.

• • • با توجه به انتشار شش مقاله در حمایت از آیت الله هاشمی رفسنجانی، «انتخاب» پس از این، تنها یادداشت های مخالفین بحث مذکور و یادداشت های پیشین را منتشر می کند:

• خود گويد و خود خندد!
• نويسنده: ناصر اقدم فيضي ـ قم

اخيرا مطلع شدم يكي از دست اندركاران هفته نامه پرتو سخن ، طي نامه اي در اين هفته نامه جوابيه اي به مقاله اينجانب كه تحت عنوان « جريانشناسي حوادث اخير قم و هشدار به بزرگان » درباره حوادث 15 خرداد در روزنامه جمهوري اسلامي چاپ شده بود ، نوشته و در آن ضمن تكرار بعضي حرفها و سوالات مغالطه آميز و اتهامات ناروا به مدير مسئول و سردبير روزنامه جمهوري اسلامي و نگارنده ، آنها را مورد تهديد و ارعاب قرار داده است ، ناگزير شدم مطالبي را جهت تنوير اذهان عمومي يادآور شوم .

اين شخص در اين نامه و در ساير نوشته ها و اظهارات خود ، مرتب مغالطه كرده و تاكيد مي كند كه « آيا پاسخ به سئوال يك طلبه ، مشت و لگد و اهانت است » چنانكه بعضي دوستان وي نيز به اين مغالطه گرفتارند و اين را لقلقه زبان خود كرده اند.

بايد گفت : همانطور كه شواهد و قرائن بسياري وجود دارد ، قصد و هدف اخلالگران در مجلس مذكور هيچ وقت سئوال نبوده بلكه آنها هدف اهانت و برهم زدن مجلس را داشتند و حكم صادره از سوي دادگاه ويژه روحانيت نيز مويد آن است .

در عين حال آيه الله هاشمي رفسنجاني به سيره اميرالمومنين (ع ) عمل كردند و با كمال بزرگواري از حاضران خواستند تا بگذارند آنها حرفهايشان را بزنند ولي مردم مانع شدند، چنانكه پس از صدور حكم نيز ایشان طي نامه اي از رئيس محترم دادگاه خواستار عفو و اغماض و رافت اسلامي درباره مجرمان شدند.

وي در بخش ديگر اين نامه با برداشتهاي سليقه اي از نوشتار نگارنده ، بنده را متهم كرده است به اين كه به بيش از دو هزار فارغ التحصيلان ، اساتيد و اعضاي هيئت علمي موسسه امام خميني (ره ) اهانت نموده و آنها را مقصر و مورد هجوم تبليغاتي قرار داده و يا به خود وي تهمت و افترا و نسبت هاي ناروا بسته ام .

درحالي كه اولا : اينجانب هرگز چنين قصد و هدفي نداشته و ندارم ، بلكه اغلب دانشجويان ، طلاب ، فضلا ، اساتيد و مسوولين محترم اين موسسه را بري از اين امور مي دانم . همانطوري كه خود آنان اين حركت ناپسند در مجلس سخنراني را محكوم كردند و در انتخابات دوره اي و داخلي موسسه امام خميني به اين افراد متهم راي ندادند.

ثانيا : منظور نگارنده از طرح اين مسائل تنها يك هشدار بوده و هست . با توجه به تجربه سه دهه انقلاب هميشه اين گونه تندروي ها ، سماجت ها و جسارتها ، بالاخره منجر به درگيري با اصل نظام و ارگانهاي منسوب به آن مي شود و غائله هاي آنچناني را كه در سالهاي اوائل پيروزي شاهد بوديم پديدار مي كند.

در اين ماجرا هم ديديم وقتي اينان دستگير شدند و يا هنگامي كه حكم دادگاه ويژه روحانيت صادر شد چه غوغايي براه انداختند!

بعضي از اين افراد با اظهارات خود ، ناخودآگاه در صف افراطيون و مشاركتي ها و دوم خردادي هاي تند قرار گرفتند و همان اتهامات ناروايي را كه آنها در سالهاي پيش به دادگاه ويژه روا مي داشتند ، تكرار كردند و اين درحالي است كه اغلب اين آقايان ادعا مي كنند : « بدون رضايت ولي فقيه ، هيچ عملي مشروعيت ندارد » و در همين آن با راي دادگاه ويژه روحانيت كه منصوب رهبري است اين چنين برخورد مي كنند ، مضافا به اين كه روشن شد و خود اينان هم مي دانند مقام معظم رهبري در ديدار با آيه الله هاشمي رفسنجاني نارضاتي خويش را نسبت به عملكرد اخلالگران ابراز و تاكيد فرمودند : بايد به اين موضوع رسيدگي جدي شود. بنابر اين هرگز قصد اينجانب اهانت و توهين و آنها را همانند گروه ها و جريان هاي منحرف دانستن نبوده بلكه هشدار و دلسوزي را مدنظر داشته ام .

فرد مزبور ، در ادامه جواب باز با برداشتهاي شخصي ديگر ، محتواي مقاله را اهانت به آيه الله مصباح يزدي دانسته و با استناد به فرمايشات رهبر معظم انقلاب حضرت آيه الله خامنه اي (مدظله العالي ) در تمجيد از معظم له و جمله معروف از شهيد آيه الله بهشتي « شما چراغ بزم دوستان هستيد » به دفاع از ايشان پرداخته است .

در اين مورد بايد تاكيد كنم : حقير هرگز چنين امري را به خود اجازه نمي دهم و معتقدم آيه الله مصباح يك شخصيت خوب حوزوي است. به نظر من تعريف و تمجيدهاي رهبر معظم انقلاب نيز بيشتر به اين بعد از شخصيت ايشان ناظر است.

ولي در عين حال ، ايشان را به عنوان يك شخصيت سياسي و فقهي نمي توانم قبول كنم و به اغلب موضع گيري هاي سياسي و نظرات فقهي ايشان اشكالهاي فراواني دارم كه در اين مورد اگر زمينه مساعد باشد نقدهايي را خواهم نگاشت.

اما در مورد فرمايش شهيد آيه الله بهشتي بايد گفت نويسنده نامه در اينجا هم دچار مغالطه گويي شده و موارد و مراحل را با هم خلط كرده است . چون هيچ مناقاتي ندارد اين دو بزرگوار در مرحله رفاقت و دوستي با هم خيلي صميمي باشند و آيه الله مصباح چراغ بزم محفل تلقي شود ولي از نظر طرز تفكر از هم فاصله داشته باشند. چنانكه همينطور نيز بودند و تاكيد نگارنده در مقاله هم همين بود و مي خواست فرق ميان مكتب مصباحي با مكتب بهشتي را در بعد تعليم و تربيت اجتماعي و موضع گيريهاي سياسي براي خوانندگان ترسيم كند.

در آخر اضافه مي نمايد نويسنده مقاله در اين مرحله ، طرز تفكر مقام معظم رهبري و آقاي هاشمي را به مكتب بهشتي نزديكتر مي بيند و معتقد است فقط با اين طرز تفكر است كه ما مي توانيم انقلابمان را صادر كرده و بهترين الگوي حاكميت اسلامي در جهان و مدعي راستين اداره بشر از گهواره تا گور باشيم والا در اداره يك دهكده كوچك يا در مديريت يك مجموعه محدود عاجز و ناتوان خواهيم ماند.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 و ساعت 23:39 |
ناگفته‌های مصباح از پیروزی احمدی نژاد در انتخابات

خبرگزاري انتخاب : علم‌الهدي امام جمعه مشهد به همراه جمعی از برگزار کنندگان همایش دولت اسلامی در مشهد، اخیراً دیداری با محمد تقی مصباح يزدي داشته اند. در اين ديدار مسایل گوناگون از جمله در رابطه با انتخابات آتي مجلس خبرگان رهبري بحث و بررسی شده است.
 
مصباح یزدی در این جلسه درباره انتخابات ریاست جمهوری گفت:« به طور كلي دو نكته را در اين ارتباط بايد مورد توجه قرار داد. يك نكته‌اي كه بيشتر جنبۀ اخلاقي و شرعي دارد آن است كه بالاخره ما معتقديم كه يك روزي از همۀ ما دربارۀ همه‌چيز سؤال خواهد شد، و هيچ صغيره و كبيره‌اي نيست جز اين كه من درباره ‌اش پاسخ مي‌دهم. سعي ما بر آن باشد كه ما براي آن روز جوابي تهيه كنيم. البته در اين‌كه اين جواب چگونه باشد خودش زحمت دارد. ولي اهميت ما روي اين باشد كه آن روز جواب خدا را چه بدهيم. اگر گفتند چرا اين «راي» را انداختيد من بتوانم بگويم چرا؟ اگر خوب بوده، آفرين و اگر بد بوده هم لااقل معذور بوديم. اين يك نكته كه هميشه بايد مدنظرمان باشد. ملاحظات ديگر مانع نشود از اين كه جوابي براي خدا آماده كنيم».

وی افزود: «نكتۀ ديگر يك نكتۀ تجربي است، شما در اين انتخابات گذشته ديديد كه در كاري شركت كرديد و به نحوي راي داديد كه عقلاي قوم، سياستمداران و كهنه‌كاران ميدان سياست كار شما را تاييد نمي‌كردند. بهترين‌ها مي‌گفتند كه اين كار شما لغو است. بهترين‌ها مي‌گفتند».

مصباح یزدی توضیح داد: «آنهايي كه اصول‌گرايان را درباره‌شان بحث كردند و به‌ترتيب كساني را اول x بعد y تعيين كردند به عنوان نمايندۀ اصول‌گرايان هيچ‌كدامشان منتخب شما را تاييد نكردند و تا آخر عقلاي قوم، كساني كه 30- 40 سال در مسائل سياسي سابقه داشتند و حسن نيت هم داشته‌اند، حالا حداقل هوس‌باز نبودند، آخرين حرفشان اين بود كه آقا! اين نمي‌شود، شما دلتان مي‌خواهد! ولي عملي نيست، نمي‌شود، نخواهد شد. بنابراين نيرويي كه اينجا صرف مي‌كنيد هدر مي‌رود. ولي شما تجربه كرديد، ديديد كه كار نشدني نبود. چرا؟ چون صادقانه و خالصانه كار را انجام داديد خدا كمك مي‌كند».

مصباح یزدی در ادامه گفت:«اين دو نكته كلي را هم يادآوري مي‌كنم. فكر عزيزان متوجه اين شود كه جواب براي خدا فراهم كنند نه براي مردم! نه براي هيچ‌كس ديگر. جواب فقط براي خدا. ما هر كه را خيلي دوست داشته باشيم آخرش براي اين است كه چون در راه خدا هست، دوستش داريم. پس به فكر اين باشيم كه خود خدا چه مي‌خواهد از ما. دوم هم اين كه نا اميد نباشيم اگر كسي را شايستۀ كاري دانستيم و بيننا و بين‌الله تشخيص داديم كه اين كسي است كه مي‌تواند بهتر از ديگران خدمت كند، نگراني نداشته باشيم از اين‌كه مي‌شود؟ نمي‌شود؟ هرچه خدا بخواهد. خدا نشان داده خيلي نشدني‌ها را شدني مي‌كند».

+ نوشته شده توسط در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 و ساعت 23:38 |
جريان شناسي حوادث اخير قم و هشدار به بزرگان

خبرگزاري انتخاب : در روزهای اخیر، موافقان و مخالفان هاشمی رفسنجانی به نامه نگاری های پی در پی روی آورده و هر یک با ادبیات خاص خود، به اظهارات یکدیگر پاسخ می گویند و فضای سیاسی کشور را بیش از پیش، متشنج کرده اند.

«انتخاب»، در ادامه انتشار نظرات موافقین و مخالفین به شرط «حفظ حرمت طرفین ماجرا»، چهارمین یادداشت در این مورد که چدی پیش در روزنامه «جمهوری اسلامی» منتشر شد، را در پی می آورد.

پيش از پيروزي انقلاب در حوزه علميه قم نسبت به افكار و انديشه هاي دكتر علي شريعتي دو برخورد عمده به وجود آمد كه اوج تلاقي و تضارب اين دو برخورد و دو تفكر در ميان طلاب و فضلاي مدرسه حقاني متبلور شد. برخورد اول به رهبري و هدايت آيه الله مصباح انجام گرفت و ايشان بعضي نوشته هاي شريعتي را به كفر و الحاد نسبت داد و شخص او را منحرف و مستحق اشد مجازات دانست . در مقابل اين موضع گيري , تفكر آيه الله شهيد بهشتي قرار داشت و ايشان معتقد بودند كه مي شود عبارت هاي او را به صورت مثبت هم معنا كرد و مادامي كه زمينه برداشت مثبت وجود دارد ما حق نداريم عبارت هاي كسي را به گونه منفي و شبهه انگيز و كفرآميز تجزيه و تحليل كنيم . چنانكه آن شهيد بزرگوار در جمع طلاب مدرسه حقاني حاضر شد و بحث هاي شريعتي در مورد : « خاتميت » , « جايگزيني عقل به جاي شرع » و « تعدد زوجات » را به گونه صحيح و بي اشكال مطرح نمود و اشكال هايي را كه استاد مصباح در مورد عبارت پردازي هاي شريعتي داشت , غيروارد قلمداد كرد و بعد فرمود :
« خوب , موضع من در برابر دكتر شريعتي و كارهاي او , موضع بهره برداري صحيح است . نه لگدكوب كردن , نه لجن مال كردن و نه ستايش كردن و بالا بردن , بلكه حسن استفاده از سرمايه اي در خدمت هدفي ... جناب آقاي مصباح ! اجمالا به شما بگويم من در برابر دكتر شريعتي , نقد سالم خواهم داشت , چنانكه داشته ام و بعد از اين هم خواهم داشت ... » (1 )
همان طوري كه ملاحظه مي شود اين ماجرا , دو نوع طرز تفكر , دو نوع سليقه و روش برخورد را با يك پديده نشان مي داد. يكي برخورد هدايت گرانه و مثبت بود , ديگري برخورد پرخاشگرانه .
شهيد بزرگوار بهشتي ضمن دفاع از نوع نگرش و برداشت هاي خويش , نسبت به نوشته هاي ديگران , چون نوع نگاه طرف مقابل را از نظر « تعليم و تربيت » ناشايست و خطرناك مي ديد , خطاب به طلاب و فضلاي حاضر در اين جلسه , چنين هشدار داد :
« ... بحث من در اينجا با شما طلاب مدرسه است . به ايشان (استاد مصباح ) هم در اين ده ـ پانزده روز قبل عرض كردم , گفتم : آقا! بحث , بحث روش تربيتي مدرسه است . چون ما با ايشان دوستي هستيم كه با هم صريح حرف مي زنيم , همين حالا هم همين طور است . همين حالا هم كه دارم حرف مي زنم حرفي است كه دوست با دوست مي زند , مي گويم : شما طلاب مدرسه نمي توانيد با اين اسلوب بار بياييد وگرنه لااقل بنده نمي توانم در چنين مدرسه اي , ذره اي در كارها سهيم باشيم , مدرسه اي كه بخواهديك مشت انسان لجوج , پرخاشگر بي جا , متعصب تربيت كند كه نتوانند با همه , دو كلمه حرف بزنند , چه ارزشي دارد در اين صورت چه خدمتي به اسلام و به حق كرده اند به چه انگيزه اي » (2 )
آيه الله بهشتي و استاد مصباح اگرچه هر دو صاحب نظر و مجتهد مسلم بودند و هر دو به برداشت و وظيفه شرعي خود عمل مي كردند و هر دو در پيش خدا ماجور بودند ولي بحث در پيامدهاي مثبت و منفي اين دو طرز تفكر و سليقه بود. شهيد بهشتي مي گفت : روش تند و پرخاشگري و حالت عتاب و تحكم , نتيجه اي جز گمراهي و سقوط نخواهد داشت و بايد اصل هدايت و روشنگري مورد اهتمام باشد. او مي گفت :
« ... اما , موضع گيري جنجالي و جنجال آفريني و تحريكات دار كه با شدت وحدت همراه است , به نظر من با توجه به مجموع جوانب مختلف مربوط به اين بحث و اين شخص و اين عصر , نتيجه عكس دارد. اين نوع موضع گيري ها بسياري از افراد را به ياد چماق هاي تكفيري مي اندازد كه در تاريخ درباره عصر تفتيش عقايد كليسا و قرون وسطي خوانده اند و موجب مي شود كه زمينه هاي مثبت و ارزنده هدايت نسل جوان كه امروز دردسترس دوستان علاقمند قرار گرفته تباه شود و به زمينه هاي ضد تبديل شود... جناب آقاي مصباح در بحثي كه با ايشان داشتيم , فرمودند : من به عنوان اتمام حجت مي گويم , گفتيم : برادر! اتمام حجت چيست قبل از اتمام حجت , هدايت مطرح است , اگر هدايت آسيب ديد , چه اتمام حجتي » (3 )
اين دو بينش علاوه بر مدرسه حقاني , در ميان جامعه محترم مدرسين نيز جزو مسائل روز شده بود و در اينجا هم آقايان اغلب روش مثبت را برگزيده بودند. آيه الله محمد يزدي در بخشي از خاطرات خود مي نويسد :
« ... در جريان شريعتي ... جامعه مدرسين جلسات متعددي تشكيل داد و بحث هاي مبسوطي مطرح كرد. آقاي مصباح در آن ماجرا قائل به ديدگاه خاصي بود و بقيه اعضاي جامعه در برابر ايشان قرار داشتند... و بحث به مرز كفر و ايمان رسيده بود . » (4 )
همان طوري كه شهيد بهشتي و ساير آقايان در دفاع از مباني و تفكرات خود در اين عرصه مصمم بودند و طرف مقابل را به نقد مي كشيدند , از آن سوي استاد مصباح نيز به افكار و انديشه هاي خود در اين وادي پافشاري داشت و آن را بحق قلمداد مي كرد. آيه الله يزدي در بخش ديگر از خاطرات خود مي گويد :
« ... آيه الله مصباح يزدي جبهه گيري تندي عليه دكتر شريعتي نمود... بنده به ايشان عرض كردم كه من هم براين باورم كه شيوه شريعتي بسيار خطرناك است اما لزومي نمي بينم كه با تندي و صراحت با اين قضيه برخورد كنيم , آقاي مصباح گفت : قضيه حساس تر از اين حرفهاست كه شما گمان مي كنيد ... من دست از برنامه هايم عليه شريعتي برنمي دارم ... » (5 )
اين نوع برخوردها اختصاص به ماجراي شريعتي نداشت در ساير موارد و پديده ها نيز كم و بيش به چشم مي خورد و ادامه داشت . پس از پيروزي انقلاب اسلامي با فراگير شدن طرز تفكر شهيد آيه الله بهشتي , روحيه و مكتب پرخاشگري و لجاجت در انزواي كامل قرار گرفت و در كنج موسسه « در راه حق » محبوس شد. اين وضع بيش از يك دهه (يكي دو سال پس از رحلت امام ) ادامه پيدا كرد تا اين كه موسسه آموزشي امام خميني به مديريت و هدايت استاد مصباح شروع به كار كرد. از بدو تاسيس اين مركز , دوباره طرز تفكر پرخاشگري و جار و جنجال در مرحله شكل گيري مجدد قرار گرفت و به رشد و حيات خود ادامه داد.
اين نوع تعليم و تربيت افراطي طي يك دهه به طور نامرئي در لايه هاي مختلف موسسه امام خميني تحت مديريت آيه الله مصباح ريشه دواند و به سازماندهي خود پرداخت و در آستانه انتخابات مجلس نهم , ناگهان خود را به طور علني وارد صحنه سياسي كشور كرد. عناصر اصلي اين جريان , همسو با يك جريان فكري تند در مركز , انواع و اقسام تهمتها و افتراها را در مورد شخصيت بزرگواري مثل آيه الله هاشمي رفسنجاني بكار بستند و در يك حركت همگاني ايشان را تا حد ضد ولايت فقيه و ضد رهبري و عامل استكبار جهاني در منطقه متهم كردند.
پس از انتخابات نيز اين روند همچنان ادامه پيدا كرد. ايادي تندرو اين جريان افراطي در هفته نامه « پرتو سخن » و « ماهنامه پويا » ارگان اين موسسه , مرتب مقالات و تحليل هاي تندي را بر عليه معظم له به چاپ مي رساندند و سعي داشتند تا هر طور شده چهره سياسي و انقلابي آقاي هاشمي را در ميان مردم خدشه دار كنند و مانع از ورود ايشان به عرصه انتخابات مجلس خبرگان بشوند. اين روند تنها در بخش مطبوعات خلاصه نمي شد بلكه فعاليت هاي گروهي و محفلي آنان در شكل ها و گونه هاي مختلف به چشم مي خورد كه حركتهاي ناپسند و خفت بار آنان در به هم زدن مجلس سخنراني آيه الله هاشمي تير نهايي اين جريان افراطي بود و به خيال خام خود مي خواستند با اين اخلالگران , معظم له را براي هميشه از صحنه سياسي خارج كنند ولي سرشان به سنگ خورد و مچشان باز گرديد.
آنچه مسلم است اينست كه اين يك توطئه از پيش برنامه ريزي شده بود. اينها براي اجراي اهداف خود از قبل چند جلسه در دفتر پرتو سخن و پويا و جاهاي ديگر تشكيل دادند. يكي از سرشناسان و سردمداران اين جريان به نام قاسم روانبخش كه تندترين تحليل ها را بر ضد آقاي هاشمي مي نوشت و متاسفانه در شوراي اسلامي شهر قم نيز حضور دارد , از اين موقعيت سواستفاده نمود و از طرف شورا مانع از نصب پلاكارت هاي تبليغاتي مجلس سخنراني در ميادين شهر قم شد. بعلاوه او از همين موضع به شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي قم و توليت حرم , نسبت به دعوت از آيه الله هاشمي شديدا اعتراض نمود و تهديد كرد درصورت حضور سخنران , مجلس را به هم خواهد زد. در راستاي تكميل اين حركت ناشايست , اينان در موسسه امام خميني و دفتر پرتو سخن و پويا به سراغ افراد زيادي رفتند تا اين ماموريت تخريبي را برعهده آنها بگذارند و خود در پشت صحنه باشند ولي آنان به دلايلي از اين كار برائت جستند و هرگز حاضر نشدند در اين مجلس حاضر شوند بناچار فرد سرشناس ديگر اين جريان افراطي به نام علي ابوترابي , خود رهبري تشنج و اخلال در جلسه مزبور را برعهده گرفت و آن را به مرحله عمل رساند كه خوشبختانه مردم حاضر در جلسه , همه به حمايت از آيه الله هاشمي برخاستند و به اخلالگران فرصت ندادند و آنها را مفتضحانه از مجلس بيرون راندند.
جالب اينجاست با اين كه بلافاصله پس از انتشار خبر , اين حركت ناپسند از سوي اغلب مراجع تقليد , اساتيد بزرگ , جامعه مدرسين , شوراي عالي مديريت حوزه , دفتر تبليغات اسلامي و... محكوم شد و آنها به طور قاطع خواستار تعقيب و شناسايي عاملان پشت پرده اين ماجراي زشت گرديدند , يكي ديگر از تربيت يافتگان اين مكتب افراطي در يك موضع گيري عجولانه و ناشيانه , ضمن حمايت تلويحي از اخلالگران , به انتقاد از آيه الله هاشمي سماجت ورزيد. او در جمع هيئت فاطميون قم گفت : گرچه بهتر بود طلاب سوالات خود را پس از پايان سخنان آقاي هاشمي رفسنجاني از ايشان مي پرسيدند ولي در هر صورت آقاي هاشمي هم بايد پاسخ آنها را مي داد ... كسي را نبايد به خاطر سوال پرسيدن دستگير كرد و مورد ضرب و جرح قرار داد... اين نوع برخورد با كساني كه سوال دارند , در سيره ائمه نبوده است و بزرگان انقلاب هم اين گونه رفتار نكرده اند . » (6 )
اين شخص كه اخيرا عنوان « استاد اخلاقي » را با خود به يدك مي كشد با اين حرفهاي بي پايه اصول و موازين اخلاقي را كاملا زير پا گذاشت . اگر وي قبل از اين اظهارات , نوار تصويري اين مجلس را نگاه مي كرد آن وقت در اين مورد , اين چنين قضاوت نمي نمود. اولا : وي خودش به خوبي مي داند هدف اين افراد برهم زدن مجلس بود و خيال مي كردند به مجرد اعتراض , مردم به آنها ملحق خواهند شد ولي اين گونه نشد. ثانيا : من خودم در مجلس حاضر و شاهد بودم , چون مردم از اهداف شوم اينها آگاه شدند , بيدرنگ قيام كردند و به حسابشان رسيدند. در اين هنگام آقاي هاشمي با كمال بزرگواري از مردم خواستند و فرمودند : « اجازه بدهيد حرفشان را بزنند » ولي مردم كه از آنها متنفر شده بودند , به اين توصيه عمل نكردند. اين مطلب را آقاي بنائي نماينده مردم قم نيز طي مصاحبه اي تصريح كرده است . من در اينجا از مسوولين صدا و سيما و معاونت فرهنگي حرم حضرت معصومه (س ) تقاضا دارم نوار صوتي و تصويري و سي دي اين مراسم را تكثير كرده و در اختيار مردم بگذارد تا « سيه روي شود هر كه در او غش باشد. »
در آخر به چند ويژگي اخلاقي اين افراد كه از نزديك شاهد آن بودم اشاره مي كنم . اولا : اغلب اين آقايان به يك نوع تكبر و غرور و خود بزرگ بيني فاحش دچار هستند. ثانيا : هنگام بحث به كوچكترين اصول اخلاقي پايبند نمي باشند و به راحتي تهمت , افترا به شخصيتهاي محترم مي بندند و به آساني سخن دروغ مي گويند. ثالثا : به رغم همه اينها , هميشه ژست اخلاقي و عرفاني به خود مي گيرند و با مخاطب طوري حرف مي زنند و غيرمستقيم به وي القا مي كنند كه گويا هم اينك از محضر حضرت ولي عصر(عج ) و رهبر معظم انقلاب آمده اند و بدين ترتيب هيچ احتمالي خطا و اشتباه در رفتار , كردارو گفتارهاي خود نمي دهند و خودشان را « قسيم الجنه والنار » تصور مي كنند كه اينها اوصاف مشترك رهبران وهابيت , بهائيت , گروه فرقان , منافقين و... در طول تاريخ بوده است .
فلذا عاجزانه از محضر مراجع عظام تقليد , اساتيد بزرگ حوزه , به خصوص از حضرت آيه الله مصباح درخواست دارم هرچه زودتر و پيش از اين كه عملكردهاي اين كانون نامتعادل در حوزه و موسسه امام خميني به مرحله خطرناك برسد به چاره انديشي اساسي اقدام كنند و تا دير نشده به كالبدشكافي اين جريان مشكوك بپردازند تا خداي ناكرده , دوباره شاهد تكرار تلخ تاريخ از قبيل غائله حزب خلق مسلمان و باند مهدي هاشمي معدوم در حوزه و كشور نباشيم و دامن روحانيت و حوزه هاي علميه از آلوده شدن به يك مشت آدمهاي « لجوج , پرخاشگر بي جا و متعصب » به تعبير شهيد بزرگوار آيه الله بهشتي , براي هميشه در امان باشد.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 و ساعت 23:36 |

آموزش مداحی توسط فوق تخصص ارتوپد!

بعضی چیزها آن‌قدر زیاد و فراگیر شده‌اند که چشم‌ها و گوش‌ها و حتی فکر‌ها هم، به آن‌ها عادت کرده‌اند و دیگر عجیب نیستند. به قول بنده خدایی "نهادینه" شده‌اند! اما چه بد، وقتی که آن چیزها ربطی به دین و مذهب دارند. آن‌وقت است که بنرهای چندین متری با قلمی درشت، اعطای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکترا به حافظان قرآن را در چشمان مردم سوار بر خودرو در مسیر شرق به غرب اتوبان (شهید) همت فرو می‌کنند. خوب! وقتی حاکمان در بزرگ‌راه‌های پای‌تخت، این گونه ترویج می‌کنند، دیدن پارچه نوشته‌هایی این‌چنین در کوچه و برزن غریب نیست: "کلاس مداحی مجهز به آخرین سیستم‌های آمپلی‌فایر و باندهای صوتی بزرگ و قوی - بسیج مسجد.... " و... (که البته دوربین برای عکاسی این مورد همراه‌م نبود.) اما این نمونه خود گویای جریان است: آموزش سبک‌های ذاکرین معروف! توسط استاد فوق تخصص ارتوپد! و استادی دیگر، تحصیل کرده در حوزه در حد تیم ملی! و احتمالا سیستم صوتی در حد نو! آن‌هم مسجد جامع نارمک! جایی که قبل از انقلاب و بعدش، محل معروف سخنرانی کسانی چون طالقانی و بهشتی و مطهری بود و البته اخیرا هم رئیس جمهور نهم را تحویل ایران اسلامی داد.

یک بنده خدای دیگری! گفته بود که اکثر بچه مسلمان‌های حین انقلاب نسبت به بچه مسلمان‌های بعد از انقلاب عمیق‌تر، با‌سوادتر، کتاب‌خوان‌تر، و در یک کلام مسلمان‌تر بودند. عمدتا پای منبر و کتاب شریعتی و مطهری و خامنه‌ای و طالقانی و مانند آن بودند و با حرف و منطق مارکسیست‌ها را مسلمان می‌کردند. اما... دیده‌ام کسانی را که پای سیستم دی‌جی هلالی و با "حوسین، حوسین" و داد و عروده و شور بی‌شعور ببرده‌اند رونق از مسلمانی! بگذریم... اما اشکال کار کجاست؟ چرا این "امیران کلام"، اساتید "متخصص در علوم اسلامی"، "تحصیل کرده در حوزه در حد اجتهاد" و "کارشناس ارشد الهیات" تخصص خود را تعلیم نمی‌دهند؟ چرا ما از آن‌ها این را نمی‌خواهیم؟
*این روزها به شدت بر روی در و دیوار این "ام‌القرای اسلام" به دنبال پارچه نوشته‌ی کلاسی برای آموزش توحید، نبوت، معاد، امامت و عدل می‌گردم!


 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 و ساعت 23:32 |

آیت الله فاضل لنکرانی صوفیه و همه مذاهب منسوب به آن را از فرقه های باطل اعلام کرد

روزنامه جمهوری اسلامی امروز پنجشنبه پاسخ آیت الله محمد فاضل لنکرانی را به یک استفتاء درباره صوفیان را منتشر کرد. آیت الله لنکرانی نوشته است: صوفیه و همه مذاهب منسوب به آن از فرقه های باطل است و در زمان غیبت مردم موظف شدند به رجوع به علما و فقها تا گرفتار چنین مذاهب باطلی نشوند. دکتر مصطفی آزمایش نماینده تصوف نعمت اللهی گنابادی در خارج از ایران در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: این مطالب مخالفت با اساس اسلام است، زیرا تصوف چیزی جز آیات موجود در قرآن و سنت انبیا نیست؛ بحث بر سر این است که اینها چه بهره ای از دشمنی با صوفیان می برند. حسن شریعتمداری فرزند آیت الله سیدکاظم شریعتمداری نیز می گوید: امروز دستگاه فقاهت در دام چالش های سیاسی و مبارزات سیاسی قرار گرفته و از فقه استفاده ابزاری می شود؛ آنچه که امروز به عنوان مبارزه با تصوف به چشم می خورد، در افتادن بخشی از حکومت با دستگاه تصوف است و محروم کردن مردم از انتخاب شخصی آنها است.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 21:58 |
آسيب شناسي شخصيت سياسي مصباح يزدي

خبرگزاري انتخاب : در روزهای اخیر، موافقان و مخالفان هاشمی رفسنجانی به نامه نگاری های پی در پی روی آورده و هر یک با ادبیات خاص خود، به اظهارات یکدیگر پاسخ می گویند و فضای سیاسی کشور را بیش از پیش، متشنج کرده اند.

«انتخاب»، در ادامه انتشار نظرات موافقین و مخالفین به شرط «حفظ حرمت طرفین ماجرا»، پنجمین یادداشت در این مورد را در پی می آورد:

آيت اله جعفر سبحاني در كتاب (كليات في علم الرجال) بعد از بحث از منابع اصول هشت گانه ي رجالي، به رجال ابن غضائري مي پردازد. وي در بخش (اعتبار علمي كتاب ضعفاء ابن غضائري) به طرح نظرات مختلف پرداخته و در انتهاي (پاسخ محقق شوشتري از نظريه ي چهارم) در باره ي روحيات ابن غضائري چنين مي نويسد: (ظاهرا ابن غضائري در دين خود بسيار متعصب بوده و از دينش دفاع مي كرده است، لذا وقتي از كسي چيز ناپسندي مي ديد، زشتي آن نزد او شديد جلوه مي نمود و بسيار او را قبيح مي پنداشت. از اين رو طعن و بدگويي و لعن بسيار نثار وي مي كرد و او را رسوا و خوار مي ساخت. شاهد بر اين سياق عبارت اوست. ملاحظه مي كنيد كه غير ابن غضائري در مقام تضعيف يك شخص ، فقط به كلماتي كه بيانگر ضعف اوست، بسنده مي كند، ولي او افسار قلم را رها مي كند و او را به خبث و هلاكت و لعن متهم مي كند، با تاكيد دو چندان او را تضعيف مي كند. اينك چند نمونه ي آن را براي شما ذكر مي نمايم. در باره ي مسمعي مي نويسد: او ضعيف و گفتارش بي اثر است . كتاب زيارات او دلالت بر خبث عظيم و مذهب متناقض او مي كند و از دورغ گويان اهل بصره به شمار مي رود. هم چنين در باره ي كتاب علي بن عباس مي نويسد: كتابي است كه دلالت بر خبث و بر نابودي مذهبش دارد. نبايد به وي و روايانش التفات و اعتنا نمود. در باره ي جعفر بن مالك گفته است: بسيار دروغگو است و تمام احاديث او متروك است. در مذهبش اهل غلو است و از ضعفاء و از افراد ناشناخته روايت نقل مي كند و تمام عيوب راويان ضعيف در او جمع است. نتيجه اين كه ابن غضائري امور كوچك را بسيار بزرگ مي كند و داراي روحيه ي خاصي بوده كه او را وادار مي كرده كه اين گونه عمل كند. گواه ما آن است كه بعضي از راويان را هم شيخ طوسي و نجاشي تضعيف كرده اند و هم غضائري، ليكن بين تعابير آنها تفاوت آشكاري وجود دارد. مثلا شيخ در باره ي عبدالله بن محمد گفته است: او واعظ و فقيه بود و نجاشي او را به اين بيات تضعيف كرده است: او ضعيف است. ولي غضائري با اين عبارت وي را تضعيف كرده است: او بسيار دروغگو و بسيار حديث جعل مي كرد و حديث او مورد التفات نيست و به او نبايد اعتنا كرد. هم چنين علي بن ابي حمزه ي بطائني را اهل رجال تضعيف كردند. شيخ او را واقفي مذهب معرفي كرده است و به گفته ي علامه او يكي از استوانه هاي واقفيه است. ولي غضائري مي نويسد: علي بن ابي حمزه – كه خدا او را لعنت كند – اساس مذهب واقفيه و شديدترين دشمن ولي خدا بعد از زمان امام موسي بن جعفر(ع) است. شبيه به اين سخن را در حق اسحاق بن احمد مكني بن ابي يعقوب اخي الاشتر نيز گفته است. نجاشي در حق او مي نويسد: وي معدن اساس خلط است و كتابي نير در تخليط نوشته است. ولي غضائري اين چنين نوشته است: مذهب او فاسد و در روايت    بسيار دروغگو است و جعل حديث مي كند و روايات او مورد التفات نيست 000 همان گونه كه گذشت وي داراي روحيه ي خاصي بود. وقتي امر ناپسندي را مي ديد، قبح آن نزد او شديد جلوه مي نموده و زشتي آن نزد وي به حد اعلا مي رسيده، لذا الفاظي را به كار مي برده كه بردن آن فقط نزد صاحب اين روحيه صحيح است. ولي نجاشي از اين جهت داراي اعتدال است، لذا فقط مقصود ابن غضائري را بدون استفاده از تعبيرات اغراق آميز و همراه با غلو او بيان كرده است. خلاصه اين كه نقص عمده ي كتاب رجال ابن غضائري در تضعيف بزرگان و افراد موثق مثل احمد بن مهران است. در مورد او مي نويسد: احمد بن مهران كه كليني از او  روايت نقل كرده است، ضعيف است. و حال آن كه ثقه الاسلام كليني از او بدون واسطه نقل حديث مي نمود و در حق او طلب رحمت كرده است. چنان كه در باب ولايت حضرت زهرا (ع) گفته است: احمد بن مهران و احمد بن ادريس به نقل محمد بن عبدالجبار الشيباني نقل كرده است و موارد ديگر از اين قبيل. از اين رو نمي توان به تضعيف هاي ابن غضائري اعتماد كرد، چه رسد به اين كه تضعيف او با توثيق نجاشي كه خبره ي اين فن است و با شيخ كه ستون علم است، معارضه نمايد. البته برخي مي گويند: توثيق هاي ابن غضائري در اعلا مراتب اعتبار و ارزش است، اما توثيق هاي او كم است. چنان كه از محقق داماد گذشت كه فرمود: كمتر كسي است كه از جرح او سالم مانده و كمتر ثقه اي است كه از قدح و خرده گيري او سالم مانده باشد. اما همان طور كه پيش از اين گفتيم000 اعتماد بر توثيق او، مثل اعتماد بر جرح اوست.) 1

با اين مقدمه به طرح بحث اصلي مي پردازيم. آيت الله مصباح يزدي يكي از نوادر علماي حوزه است كه قله هاي بلند فضل و تقوا را فتح كرده و در معقول و منقول راه هاي طولاني پيموده است .با اين حال آيت الله مصباح يزدي با همه ي محسناتي كه دوست و دشمن به آن معترف است، در حوزه ي سياست به ضعف هايي مبتلاست.

از جمله ضعف بزرگ ايشان داشتن روحيه اي همانند روحيه ي ابن غضائري است. اين روحيه كه از تعصب و غيرت ديني استاد ناشي مي شود، وي را وادار به مدح يا ذم افراد به گونه اي افراطي مي كند، به طوري كه حتي عوام مردم نيز به عدم تعادل در تضعيف ها و توثيق هاي معظم له پي مي برند. ايشان خود در اين باره سخناني دارد كه تا حدودي از عهده ي ايفاي آن چه مراد ماست، بر مي آيد. وي مي گويد: (بايد عرض كنم كه حساسيت همه ي مردم نسبت به همه ي مسايل يكسان نيست. در يك جامعه ، وقتي مشكل اقتصادي مثل تورم يا كاهش ارزش پول پيش بيايد، متخصصان رشته هاي مختلف يكسان واكنش نشان نمي دهند، بلكه متخصص اقتصادي است كه دورنماي بد آن را ترسيم مي كند، حساسيت نشان مي دهد، سخنراني و بحث مي كند و در باره ي آن مقاله مي نويسد و حتي گاهي بين وزير اقتصاد و رئيس بانك مركزي اختلاف نظر پديد مي آيد. در حالي كه وزير بهداشت و درمان چنين حساسيتي ندارد. در مسايل ديني هم كساني كه با اين مسايل بيشتر سر و كار دارند و اهميت آن را درك مي كنند، حساسيت نشان مي دهند. اين جانب هم اگر به مسايل عقيدتي و ديني حساسيت دارم از همين باب است كه همه در درك اين مسايل يكسان نيستند. بنده نسبت به مسايل ديني به طور عام و نسبت به مسايل اعتقادي به طور خاص خيلي حساس هستم.)2

مثال واضحي را كه مي توان در باره ي برخورد آكنده از حساسيت استاد در مباحث اعتقادي بيان كرد، رويه اي است كه ايشان در مورد مرحوم دكتر علي شريعتي اتخاذ نموده است. شهيد مظلوم آيت الله دكتر بهشتي (ره) در تشريح مواضع تند آيت الله مصباح در مورد دكتر شريعتي مي گويد: (مطلب اساسي جناب آقاي مصباح در اين گفت و گو اين است كه در اين ايام خطري بزرگ اسلام و اصالت نهضت هاي اسلامي را تهديد مي كند و اين خطر عبارت است از تحريف تعاليم اسلام در شكل نوآوري و نوپردازي به منظور قابل قبول كردن اسلام براي كساني كه دست خوش افكار مادي شده اند، يا به منظور هاي غرض آلود ديگر. راجع به اين مطلب اصلي بايد بگويم كه اصل اين خطر و مهم بودن و بزرگ بودن اين خطر مورد تاييد كامل من هم هست، با اين تذكر كه اين خطر مربوط به امسال و پارسال و چهار – پنج سال و هفت – هشت سال اخير نيست . اين خطر لااقل در سال هاي زندگي من، سابقه اي خيلي طولاني داشته است000 بنابراين اصل خطر از ديرباز مورد توجه ما بوده و روي آن تكيه داشته ايم. ولي جناب آقاي مصباح در بحث خودشان، علاوه بر اصل مطلب، اين خطر را اصولا به اين شكل مطرح كرده اند كه خطر مربوط است به نوشته هاي مرحوم آقاي دكتر علي شريعتي.)3

ايشان سپس به نقد و نظر استاد مصباح پرداخته و در بخشي از سخنانش موضع خود را در باره ي دكتر شريعتي چنين بيان مي كند: (موضع من در برابر دكتر شريعتي و كارهاي او موضع بهره برداري صحيح است، نه لگدكوب كردن ، نه لجن مال كردن و نه ستايش كردن و بالا بردن ، بلكه حسن استفاده از سرمايه اي در خدمت هدفي، با روشنگري بدون كمترين محافظه كاري براي تمام نقطه هاي ضعف او – كه من در اين زمينه تا كنون محافظه كاري نكرده ام و آن را روا نمي دانم. هر نقطه ي ضعفي در هر نوشته اي از دكتر مطرح شده و دوستان نشان داده اند، در جايي كه سخن خوبي بوده گفته ام خوب است و در جايي كه حرف بدي بوده گفته ام خطاست، غلط است، خام است و مكرر گفته ام و به خود ايشان هم گفتم كه دكتر اصولا روشت خطاست، روشت نقص دارد، روشت را كامل كن. ولي موضعم اين موضع است كه بايد از مجموعه ي كار او بهره برداري كرد، چون انصافا در نوشته هاي دكتر تنبهات جالب، زيبا، خوب و موثر فراوان است – در كنار خطاهاي بسيار و هيچ ضرورت و دليلي در يك موضع گيري حاد به جاي يك موضع گيري نقاد نمي بينم.)4

آن چه از برخورد متفاوت شهيد بهشتي (ره) و استاد مصباح با دكتر شريعتي بر مي آيد، خصوصا با توجه به جايگاه خاص و بلكه ممتاز شهيد بهشتي (ره) ، اين مدعا تا حدودي به اثبات نزديك تر مي شود كه آيت الله مصباح داراي يزدي روحيه اي همانند روحيه ي ابن غضائري است. (روحيه ي خاصي كه او را وادار به تندروي مي كند و مسايل را بيش از حدود واقعي آن برايش جلوه گر مي سازد.)

اما در حوزه ي سياست مباحث از شفافيت بيشتري برخوردار است و به وضوح از تندروي هاي استاد حكايت مي كند، صدق براي  اين ادعا به شواهدي از تضعيف ها و توثيق هاي معظم له در نهمين دوره ي انتخابات رياست جمهوري اشاره مي كنيم. در نهمين دوره ي انتخابات رياست جمهوري استاد مصباح به حمايت از رئيس جمهور محترم دكتر احمدي نژاد وارد صحنه ي انتخابات شد و هفته نامه ي (پرتو سخن) به نمايندگي از ايشان به طرفداري از وي پرداخت. ضمن آن كه تخريب آيت الله هاشمي رفسنجاني را به عنوان رقيب جدي كانديداي خود در دستور كار خود قرار داد. آيت الله مصباح ابتدا به طور ضمني و در اواخر صريحا به تضعيف رقيب دكتر احمدي نژاد پرداخت، از جمله در تضعيف هاي خود فرمود: (آيا ما هم بايد بنشينيم مصلحت سنجي كنيم كه چه كسي سابقه و تجربه اش بيش تر است و به او راي دهيم؟ فردا پيش خدا مي توانيم جواب بدهيم؟ 000 يك طرف كساني هستند كه اهداف آمريكا را محقق مي كنند و آمريكا از آمدن آنها خوشحال مي شود، چون راه برگشت خودش را در حكومت آنها مي بيند000 مجسم كنيد صحنه ي روز وفات پيغمبر اسلام صلي الله عليه و اله را، عده اي دور هم نشستند و گفتند چه كسي را جانشين پيغمبر كنيم؟ گفتند از پدر زن پيغمبر بهتر نداريم. از كساني است كه سابقه اي در اسلام دارند، ريش سفيد است، احترام او واجب است. بعدها كساني گفتند: علي! جواب دادند : علي جوان است، حالا دوران جواني را بگذراند، نوبت او هم مي رسد. آيا اين خيلي با منطق ما فرق دارد؟ واقعا اگر ما آن وقت بوديم، اين منطق را نمي پذيرفتيم؟ بايد از آن جريان براي امروزمان عبرت گرفته باشيم، ولي متاسفانه داريم همان منطق را تكرار مي كنيم.)5  

همان طور كه از متن مزبور بر مي آيد، استاد مصباح، آيت الله هاشمي رفسنجاني را جزو ليست كساني قرار داده است كه اهداف آمريكا را محقق مي كند و آمريكا از آمدنش خوشحال مي شود و به همين دليل راه بازگشت خودش را در حكومت  ايشان مي بيند. ضمن اين كه وي را با خليفه ي اول كه از نظرگاه شيعه غاصب حكومت اميرالمومنين (ع) قلمداد مي شود، مقايسه كرده است. حال اين ديدگاه استاد را در ترازوي نظرات امام راحل (ره) و مقام معظم رهبري مي سنجيم تا بار ديگر بر عدم تعادل در تضعيف ها و توثيق هاي معظم له صحه بگذاريم. مقام معظم رهبري در باره ي رابطه ي امام عزيز با آقاي هاشمي مي گويد: (امام (ره) نهايت اعتماد و اطمينان را به رئيس جمهور ما – آيت الله هاشمي رفسنجاني – داشتند. امروز بحمدالله در راس دستگاه هاي اجرايي كشور، كسي است كه امام (ره) در تمام طول دوران انقلاب و قبل از آن و بيشتر از همه بعد از انقلاب تا لحظه ي وفاتشان، نهايت اعتماد و اطمينان را به او داشتند. رئيس جمهور ما، ايشان كسي است كه اينقدر مورد اعتماد امام (ره) بود، اينقدر به امام (ره) نزديك بود، حرف هاي امام (ره) را بيشتر از آنها شنيده، درد دل هاي امام (ره) را بيشتر از ديگران شنيده و خبر دارد.)6

ايشان هم چنين بعد از اتمام دوره ي رياست جمهوري آقاي هاشمي مي فرمايد: (اين دوره ي هشت ساله براي كشور، يك دوره ي بسيار پركار و پرتلاش و پر عايد و حقيقتا دوره ي بازسازي بود000 حقيقتا كشور بازسازي شد، كشوري كه قبل از ويراني هاي جنگ هم، حقيقتا هيچ ميراث زيربنايي قابل توجه و قابل قبولي از رژيم گذشته000 نداشت000 بخش قابل توجهي از اين، به خصوصيات شخص آقاي هاشمي بر مي گردد، يعني واقعا برخي از خصوصيات در ايشان هست كه تاثير تام تمامي در اين موفقيتها داشته ، از قبيل برخورداري ايشان از روحيه ي كار – پركاري – روحيه ي ابتكار و نوآوري و ورود در ميدان هاي جديد و ناپيموده، همت بلند در امر سازندگي و نترسيدن از طرح هاي بزرگ و اقدام كردن شجاعانه در مورد كارهاي بزرگ، شيوه ي مديريت باز كه در ايشان وجود داشت و اين به همكارهاي ايشان امكان مي داد كه ابتكار و تلاش خودشان را به كار بيندازند و از آنها استفاده بكنند. ايمان عميق به توانايي خود نيز نقش زيادي داشت. هم چنين هوشمندي در شناخت مسايل و مضايق و پيدا كردن راه حل ها، بخشي از خصوصياتي است كه بلاشك موثر بود000 جناب آقاي هاشمي به عنوان يك روحاني انقلابي، كارآمد، متدين و متعبد براي مردم ما مطرح هستند و اين خصوصياتي است كه در ايشان هست000 بنده دايما شماها را در طول اين سال ها متمادي دعا مي كردم، شخص آقاي هاشمي را به نام و حداقل در هر شبانه روزي يك مرتبه و بيش از اين و شماها را هم همين طور معمولا دعا مي كردم. باز هم دعا خواهم كرد.)7

و نيز معظم له در نخستين سخنان خود بعد از پايان انتخابات نهمين دوره ي رياست جمهوري مي فرمايد: (تعدادي از نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري مورد تخريب قرار گرفتند، تخريب هاي غيرمنصفانه و ناجوانمردانه، حتي شخصيت موجهي مثل آقاي هاشمي رفسنجاني كه شخصيت محترم و با سابقه اي است، از دم اين تخريب ها در امان نماند، اين حادثه ي بدي بود.)8

همان طور كه ملاحظه مي شود، آخرين ديدگاه امام (ره) و رهبري در تعارض جدي با ديگاه استاد مصباح قرار دارد و همين جاست كه نمي توان به تضعيف هاي معظم له اعتماد كرد، چرا كه تضعيف ايشان با توثيق امام (ره) و رهبري معارضه مي كند. براي سهولت فهم اين موضوع، بخشي از نوشته ي استاد جعفر سبحاني را مجددا مي آوريم: (نمي توان به تضعيف هاي ابن غضائري اعتماد كرد، چه رسد به اين كه تضعيف او با توثيق نجاشي كه خبره ي اين فن است و با شيخ كه ستون علم است، معارضه نمايد.)

حال به توثيق هاي استاد مي پردازيم . آيت الله مصباح يزدي در ماجراي دفاع از دكتر احمدي نژاد مي گويد: (يكي از دوستان حاضر در جلسه نقل مي كرد: قبل از برگزاري مرحله ي اول انتخابات به محضر يكي از علماي اهواز رسيدم. ايشان گفت: نگران نباشيد، احمدي نژاد رئيس جمهور مي شود. ايشان گفته بود كه شخصي شب بيست و سوم ماه رمضان در حال احياء پيش از نيمه شب به خواب مي رود. در خواب به او ندا مي شود كه بلند شو براي احمدي نژاد دعا كن، وجود مقدس ولي عصر (عج) دارند براي احمدي نژاد دعا مي كنند. مي گويد من حتي اسم احمدي نژاد را نشنيده بودم و اصلا او را نمي شناختم.)9

اين در حالي است كه رهبر معظم انقلاب از رئيس جمهور محترم، تنها با عبارت دانشمند تمجيد كردند. در هر صورت همان طور كه از متن مطالب استاد بر مي آيد، ايشان در توثيق آقاي احمدي نژاد از خوابي كه متضمن دعاي حضرت ولي عصر (عج) ـ فارغ از سلسله ي سند راويان آن ـ است ، سود جستند و به عبارتي به گونه اي اغراق آميز و غيرواقعي از وي مدح كردند و به همين دليل توثيق هاي سياسي ايشان فاقد اعتبار است. براي تقريب به ذهن اين گفته، ناچار بخشي از نوشته ي آيت الله سبحاني را در مورد ابن غضائري مجددا مرور مي كنيم: (البته برخي مي گويند: توثيق هاي ابن غضائري در اعلا مراتب اعتبار و ارزش است، اما توثيق هاي او كم است000  اما همان طور كه پيش از اين گفتيم000 اعتماد بر توثيق او، مثل  اعتماد بر جرح اوست) و اين به خاطر عدم اعتدال و روحيه ي خاصي است كه ابن غضائري بدان مبتلاست. مثال روشني كه به عدم اعتماد و ناپايداري اين گونه توثيق ها مي توان زد، دستور رسمي رئيس جمهور مبني بر ورود بانوان به ورزشگاه ها و نگاه روشنفكري و صرفا عامه پسند ايشان در بحث مبارزه با بد حجابي است كه شايد از جمله اولين كساني كه در كمال ناباوري در برابر آن موضع گرفت، شخص آيت الله مصباح بود.

در هر صورت با پرهيز از اطاله كلام و قبل از اتمام بحث، اشاره به اين موضوع حائز اهميت است كه ميدان سياست مردان خود را مي طلبد و بلكه هر ساحتي نيازمند افراد متناسب با خود است. استاد مصباح در حوزه ي سياست مثل ابن غضائري در حوزه ي رجال است. اما بي شك ايشان در جايگاه علمي خود يكي از تاثيرگذارترين علماي حوزه هاي علميه محسوب مي شود، از اين رو ما در اين باره از مدافعان ايشان محسوب مي شويم و به آن افتخار مي كنيم. در پايان اگر اين نوشته به رنجشي دامن زند، پيشاپيش عذرخواهي نموده و مي گوييم ما ناچار به بازكاوي اين مباحث هستيم، چرا كه خود را نسبت به افكار عمومي و پاسداري از حريم حواريون امام (ره) و رهبري كه عمر خود را وقف انقلاب كردند، متعهد مي دانيم. ضمن اين كه نقد اساتيد گرانمايه را از باب آسيب شناسي و ترميم ضعف ها فرض قلمداد مي
كنيم. والسلام

منابع و ماخذ:
1 . كليات في علم الرجال، نوشته ي آيت الله جعفر سبحاني ، ص 80
WWW . MESBAHYAZDI . OYG2 .    
3 . دكتر شريعتي جستجوگري در مسير شدن، نوشته ي شهيد مظلوم آيت الله دكتر بهشتي (ره) ، ص 71 ـ 72 .
4 . همان ، ص 64 .
5 . هفته نامه ي پرتو سخن، 18 خرداد 84 ، ص 3 ، ش 282 .
6 . بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با آزادگان و ...، 11 مهر 69 .
7 . بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با آقاي هاشمي رفسنجاني و كابينه ي ايشان در پايان دوره ي رياست جمهوري، 9 مرداد 76 .
در باره ي عملكرد دولت هاي سابق، آيت الله مصباح نظر متفاوتي با رهبري انقلاب دارند، چنان كه در سخناني مي فرمايند: (اگر دولت هاي قبلي اسلامي و كارآمد بوده اند، پس اين نابساماني ها از كجاست و اگر نيست چگونه ما ديني را قبول مي كنيم كه دولت آن كارآمد نيست؟ 000 در پانزده شانزده سال اخير، مردم آنقدر نابساماني و ستم ديده اند كه به دنبال عدالت هستند.) هفته نامه ي پرتو سخن ، 12 مرداد 84 ، ص 2 ، ش 289 .
8 . بيانات مقام معظم رهبري در ديدار رئيس و مسئولان قوه ي قضاييه و خانواده ي شهداي فاجعه ي هفت تير، 7 تير 84 .
9 . هفته نامه ي پرتو سخن، 8 تير 84 ، صفحه ي آخر ،

• محمد خدابنده لو

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 21:47 |
دولت رفسنجانی زير آوار اتهام ها

خبرگزاري انتخاب : در روزهای اخیر، موافقان و مخالفان هاشمی رفسنجانی به نامه نگاری های پی در پی روی آورده و هر یک با ادبیات خاص خود، به اظهارات یکدیگر پاسخ می گویند و فضای سیاسی کشور را بیش از پیش، متشنج کرده اند.

«انتخاب»، در ادامه انتشار نظرات موافقین و مخالفین به شرط «حفظ حرمت طرفین ماجرا»، دومین یادداشت در این مورد را در پی می آورد. گفتنی ست، هنوز هیچ یادداشتی در مخالفت با سیاست های هاشمی رفسنجانی برای «انتخاب» ارسال نشده است.

• دولت كريمه زير آوار اتهام ها
• محمد خدا بنده لو ـ حوزه ي علميه ي قم

نفي و انكار دستاوردهاي انقلاب اسلامي در نهمين دوره ي انتخابات رياست جمهوري، اشتباهي بنياني و اساسي بود كه توسط كانديداها و به تبع ايشان طرفدارانشان انجام گرفت.  رهبر معظم انقلاب در نخستين سخنراني بعد از برگزاري دومين دوره انتخابات رياست جمهوري در اين زمينه فرمودند: (در خلال اين انتخابات، برخى كارهايى انجام گرفت كه بنده به عواملى كه اين كارها را انجام دادند، بدبينم؛ اين تخريبهايى كه صورت گرفت. بعضى از تخريبها البته از روى بى توجهى بود؛ بعضى از آقايان و نامزدها يا طرفداران آنها با محاسباتى، حرفهايى نسبت به نظام زدند كه واقع بينانه نبود؛ خيلى از مثبتات نظام، از كارهاى بزرگ نظام ناديده گرفته شد و سياه نمايى شد. و پيشرفتهاى عظيمى كه به وسيله ى دولتها در اين سالها به وجود آمده، نديده گرفته شد؛ اينها از روى غفلت بود.) 1

بعد از مواضع صريح مقام معظم رهبري انتظار طبيعي اين بود كه كساني كه در حلقه ي پيروان ولي فقيه قرار دارند، راه خود را از كساني كه چنين باور و ايماني را برنمي تابند، جدا كنند و بنابر بر نص فرمايشات ايشان، از تخريب پيشرفت هاي عظيمي كه طي سال هاي گذشته انجام گرفته است، اجتناب نمايند. اما متاسفانه نه تنها چنين نشد، بلكه عكس آن اتفاق افتاد. يعني معدودي از كساني كه مدعي اطاعت بي چون و چرا از ولايت فقيه بودند و در زمره ي پرچمداران اصولگرايي به شمار مي رفتند و به عنوان نمادهاي مدافعان سرسخت رهبري شمرده مي شدند، بر خلاف نظر صريح ايشان به سياه نمايي پرداختند و با ناديده گرفتن كارهاي بزرگي كه در دولت هاي گذشته انجام گرفته بود، به صورت كلي و بي انصافانه عملكردهاي دولت هاي پيشين، بخصوص دولت هشت ساله ي آيت الله هاشمي رفسنجاني را زير سوال بردند و در اين راه آنقدر پيش رفتند كه در تحليل نتايج انتخابات نهمين دوره ي رياست جمهوري گفته شد: (اگر دولت هاي قبلي اسلامي و كارآمد بوده اند، پس اين نابساماني ها از كجاست؟... در پانزده شانزده سال اخير، مردم آنقدر نابساماني و ستم ديده اند كه به دنبال عدالت هستند.)2

بي شك انتقاد دلسوزانه وظيفه اي است كه بر دوش آگاهان جامعه سنگيني مي كند و لذا رواست كه عملكرد افراد تاثير گذار، مسئولين و بخصوص دولت ها به زير تيغ نقادي هاي عالمانه رود تا از دامن گستردن اشتباهات و كج روي ها جلوگيري شود. اما زباني كه اين افراد با آن سخن مي گويند و قلمي كه با آن مي نويسند و بي تابي هايي كه از خود نشان مي دهند، هيچ كدام مؤيد نقدهاي دلسوزانه و خيرخواهانه نيست. بلكه بيشتر نوعي بغض و كينه اي عميق و فرو خفته را تداعي مي كند و از اين جهت بسيار مسموم، غيرطبيعي و نامتعادل جلوه مي نمايد. متاسفانه هم اينك نيز اين رويه ي ناپسند و دشمن شاد كن ادامه دارد و احتمال اين كه بر افكار جواناني كه اطلاع چندان كاملي از عملكرد دولت كريمه آيت الله هاشمي رفسنجاني ندارند، تاثير بگذارد، بسيار است. لذا رواست، جان كلام  مقام معظم رهبري از دولت سازندگي را به عنوان كسي كه در بالاترين مصدر حكومتي نشسته است و اطلاعات گسترده اي نسبت به مجموع اتفاقاتي كه در كشور رخ مي دهد، دارد را آورده و بدان احتجاج نماييم تا حجتي باشد براي كساني كه به نام دفاع از مقام معظم رهبري، فرمايشات صريح ايشان را انكار مي كنند و با هزار بهانه و استدلال تشخيص خود را بر تشخيص رهبري انقلاب ترجيح مي دهند. قبل از بررسي موضوع، اشاره به اين مهم حائز اهميت است كه به نظر مي رسد علت بخش عمده اي از اين اعتراضات، از آن جا نشات مي گيرد كه معترضين به جهت اشتغالات ديگر، كمتر در ميادين اداره ي كلان كشور قرار داشته و لذا سطح انتظاراتشان در بسياري از موارد با واقعيت هاي عيني هم خواني ندارد. براي تشريح بهتر اين گفته، از سخنان مقام معظم رهبري مدد مي گيريم. ايشان مي فرمايد. « اداره كشور و كار اجرايي، كار خيلي سختي است. مثال آن، اين است كه وقتي كسي از پاي تلويزيون كوهنوردي را مي بيند كه با زحمت و قدم به قدم جلو مي رود، با خودش مي گويد: يك ذرّه زودتر و تندتر قدم بردار تنبل! او پاي تلويزيون نشسته، در آن ارتفاع چندهزار متري و در آن وضعيت قرار ندارد كه ببيند اين كار چقدر عملي است. همين مثال بر كسي كه مسابقه كشتي يا فوتبال را از تلويزيون مي بيند، صدق مي كند. حتماً ديده ايد كه گاهي اوقات بعضي از تماشاگران فوتبال، دائم به بازيكنها و تيمهاي مورد علاقه خود دستور مي دهند: تنبل بزن! شوت كن! به هرحال، كار اداره كشور كار سختي است.»3

اما در بازگشت به موضوع اصلي، آيت الله هاشمي رفسنجاني در پاسخ به پرسشي مي گويد: «رهبري، دولت كريمه را كه متعلق به امام زمان (عج) است، به دولت من لقب دادند. مطمئنم ايشان وقتي حرف مي زنند، با دورانديشي خاصي كه از ايشان سراغ دارم، به همه ي جوانب توجه مي كنند. اگر شما در حرف هاي رهبري بگرديد، نود درصد تاييد مي بينيد و در آخر دوره ي من و در روز انتخابات رياست جمهوري بعد از من گفتند: كسي براي من هاشمي نمي شود. ايشان كارها را مي ديدند و اين حرف ها را مي زدند. در جلسه اي كه خدمت ايشان رفتيم و به عنوان تشكر قرآني را به من هديه كردند، حرف هايي زدند كه نظرشان را نشان مي دهد.»4

شايد اگر بخواهيم برآوردي از آخرين نظرات مقام معظم رهبري را، در باره ي دولت آيت الله هاشمي رفسنجاني بيان كنيم، به ناچار بايد به آخرين ديدار رهبري با هيات دولت آيت الله هاشمي مراجعه نماييم. معظم له در اين ديدار خطاب به اعضاي دولت مي فرمايد: « اين دوره هشت ساله، براي كشور، يك دوره بسيار پركار و پر تلاش و پر عايد و حقيقتاً دوره بازسازي بود. بازسازي براي ما يك آرزو بود. من فراموش نمي كنم، روزهاي بعد از جنگ در آن جلسه اي كه به دستور امام (ره) تشكيل شد، چند نفري براي طرح خطوط اصلي بازسازي كشور نشستيم؛ به نظر خودمان آرزوهاي بزرگي را در آن نوشته ها آورديم، بحث كرديم و تصور نموديم، كه ان شاءاللّه در طول چندين سال انجام گيرد. آنچه در اين هشت سال رياست جمهوري شما اتفاق افتاده، از آنچه كه آن روز ما آرزو داشتيم، بيشتر است و حقيقتاً كشور بازسازي شد.

كشوري كه قبل از ويرانيهاي جنگ هم، حقيقتاً هيچ ميراث زيربنايي قابل توجّه و قابل قبولي از رژيم گذشته - كه استقلال اين ملت را نشان دهد - نداشت. بسياري از آن چه را هم كه بود و در طول سالهاي متمادي به دست آمده بود، جنگ از دست ما گرفت. بعد از جنگ، ساختن و راه انداختن كشور، راه انداختن مردم و مشتعل كردن احساس كار و تلاش و ابتكار و نوسازي و بازسازي، همّت بلند و كار پرمرارتي را مي طلبيد، كه اين دولت، اين وظيفه را بر عهده گرفت و با موفّقيت انجام داد...  لازم مي دانم - بخصوص - نظر خودم را درباره بخشي از علل موفّقيت اين دولت ذكر كنم. هم اينها براي مردم نافع است، هم براي مسؤوليني كه در طول زمان - در آينده - حضور خواهند داشت، بلاشك نافع است. بخش قابل توجّهي از اين، به خصوصيّات شخص آقاي هاشمي برمي گردد؛ يعني واقعاً برخي از خصوصيات در ايشان هست كه تأثير تام و تمامي در اين موفّقيتها داشته؛ از قبيل برخورداري ايشان از روحيه كار - پركاري - روحيه ابتكار و نوآوري و ورود در ميدانهاي جديد و ناپيموده، همّت بلند در امر سازندگي و نترسيدن از طرحهاي بزرگ و اقدام كردن شجاعانه در مورد كارهاي بزرگ، شيوه مديريّت باز كه در ايشان وجود داشت و اين به همكاران ايشان امكان مي داد كه ابتكار و تلاش خودشان را به كار بيندازند و از آن استفاده كنند... يك مقدار هم به كابينه برمي گردد كه آن هم كاملاً قابل توجّه است.

بخشي از آن، مربوط به لياقتهاي آقاياني است كه در مجموعه دولت حضور داشتند - اعم از وزرا، معاونين و مسؤولان سازمانهاي مختلف و وابسته به رياست جمهوري - كه آنها در حدود متفاوتي است... جناب آقاي هاشمي، به عنوان يك روحاني انقلابي، كارآمد، متديّن و متعبّد، براي مردم ما مطرح هستند و اين خصوصيّاتي است كه در ايشان هست. من در تمام طول مدّت هشت سال، در جريان كارهاي شما آقايان قرار داشتم؛ هم به وسيله ي گزارشهاي مستقيم، هم از طرقي كه براي اطّلاع گيري، در دسترس من بوده است. علاوه بر اين كه به طور مستمر - اقلاً هفته اي يك بار - جناب آقاي هاشمي با من ملاقات مي كردند. در اين ملاقاتها و جلسات، گزارش كارها، طرح مسائل، طرح مشكلات، نظرخواهي و مشاوره در امور گوناگون نيز بوده است. اين جلسات، جلسات پربركتي بود... خوشبختانه شما آقايان خوب كار كرديد؛ خوب تلاش كرديد. .. بنده دائماً شما را در طول اين سالهاي متمادي دعا مي كردم؛ شخص آقاي هاشمي را به نام و حداقل در هر شبانه روزي يك مرتبه - و بيش از اين - و شما را نيز همين طور، معمولاً دعا مي كردم. باز هم دعا خواهم كرد... ارزيابي من از اين دوره خدمتي و كاري شما مثبت است.»5

اما اگر در صدد اين باشيم كه نظر رهبر انقلاب را در مورد دولت آيت الله هاشمي با واژگاني كوتاه و موجز بيان كنيم، شايد لقب دولت كريمه بتواند از عهده  آن بر آيد. اما دولت كريمه چيست و چه خصوصياتي دارد؟ رهبر انقلاب در تعريف دولت كريمه مي گويد: «دولت كريمه، دولتي است كه عزيز و سربلند و داراي اعتقاد راسخ به آن راهي است كه قانون اساسي و وظايف و سياستهاي نظام در مقابل او گذاشته است. نفوذناپذير است و متاع خودش را به خاطر سبك كردن ديگران سبك نمي بيند؛ همان نكته اي كه امام صادق (ع) ـ قريب به اين مضمون ـ به شيعه خود فرمودند كه اگر گوهري در دست تو باشد و همه ي دنيا بگويند اين خزف است، آيا عقيده ي تو برمي گردد و احساس حقارت مي كني؟ گفت نه؛ گفتند پس گوهرت را نگه دار. دولت كريمه داراي پيام است و براي دنيا حرف نو دارد. ما اين حرف نو را داريم.»6

مقام معظم رهبري به مناسبت هايي به دولت سازندگي، لقب دولت كريمه را دادند كه به نمونه هايي از آن اشاره مي كنيم. ايشان مي فرمايد: «امروز كشور در حال بازسازي است. شما نمي دانيد دشمنان اين ملت، در طول سلطنت خاندان منحوس پهلوي و قاجار، بخصوص در نيمه دوم سلطنت سلسله قاجاريه، با اين كشور چه كردند. منابع حياتي را تا آن جا كه توانستند بردند؛ بعضي را ضايع كردند و به بعضي هم دستشان نرسيد. راه آهني كه دولت كريمه جمهوري اسلامي شروع به ساختن آن كرد و چند روز قبل از اين، به فضل پروردگار، افتتاح شد، براي كشور لازم بود. در حالي كه از روز اوّلي كه راه آهن در اين مملكت آمد - بيش از يك قرن پيش - به آن هيچ اعتنايي نشده است. رفتند سراغ  راه آهني كه انگليس و روس لازم داشتند...  از اين قبيل كارهاي انجام نشده، خيلي هست. خوب؛ اين ويرانيها در كشور، بعد از افساد دشمنان و سلاطين دست نشانده و در طول حكومت رضاخان و محمّدرضا و قلدران نادان بي سواد بدون حمّيت تسليم قدرتهاي خارجي و عيّاش، انجام گرفته است. امروز انقلاب مي خواهد اينها را آباد كند. از عمر انقلاب، شانزده سال مي گذرد كه هشت سال از آن، مشغول جنگ بوده ايم. حال ببينيد ساختن اين كشور چقدر سخت است! »7

ايشان علاوه بر با بيان اين كه : « مردم شاهد موفّقيتهاي خوبي از نظام جمهوري اسلامي و دولت كريمه خدمتگزارند.»8 در ديدار با آيت الله هاشمي رفسنجاني و هيات دولت مي فرمايد: «اوّلاً لازم است به برادران عزيزمان، به خاطر شروع اين مسؤوليت جديد و بسيار مهم، تبريك عرض كنم. اگر چه وقتي انسان اين چهره هاي نوراني وزراي جمهوري اسلامي را مشاهده مي كند و نگاهي به طهارت و تقوا و خداترسي و دين باوري آنها مي اندازد، احساس مي كند كه اين تبريك را بايد به مردم گفت كه بحمداللّه مسؤوليني معتقد، متديّن، علاقه مند به كار و عاشق به خدمت دارند. اميدواريم كه ان شاءاللّه اين دولت، مصداقي باشد براي همان دولت كريمه اي كه در دعاي «افتتاح» مي خوانيم و از خداي متعال آن را درخواست مي كنيم. »9

و نيز  ايشان مي فرمايد: «ملتها، روشنفكران، دانشمندان، دانشگاهيان، جوانان و قشرهاي مختلف مردم در كشورهاي گوناگون، نسبت به نظام جمهوري اسلامي و اين دولت كريمه، چنين نظري دارند. همكاري با اين نظام در راه عزّت اسلام، براي هر كس مايه افتخار است. هر قدمي كه موجب عزّت نظام جمهوري اسلامي شود، در راه تعزيز اسلام و براي اسلام است. كساني كه در راه عزّت اين نظام و مسؤولان آن قدم بر مي دارند، بايد بدانند كه حسنه و كار براي خدا انجام مي دهند و اين، عبادت است. بعضي خيال نكنند كه اگر از عزّت مسؤولان جمهوري اسلامي، دلشان خون مي شود، اين ناراحتي نزد خداي متعال اجر دارد؛ نه! اينها خسرالدّنيا و الآخره اند. دنيايشان در غم ناشي از بد صفتي يا حسد ضايع مي شود و آخرتشان هم آخرت خوبي نيست. امروز به خاطر عزّت اسلام، بايد به اين مسؤولان كمك كرد.»10

روش مقام معظم رهبري حكايت از اين دارد كه ايشان در استخدام كلمات و اعطاي القاب بسيار محتاط و با دقت نظر عمل مي كنند، با اين حال لقب دولت كريمه را به دولت سازندگي اعطا كردند كه اين خود حاكي از منزلت بسيار بالاي دولت آيت الله هاشمي رفسنجاني در نزد معظم له است. البته كسي منكر اين نيست كه دولت سازندگي اشكالاتي داشته و نقدهايي بر آن وارد است، اما آن چه مهم مي باشد اين است كه ارزيابي نمودار مجموع عملكرد دولت سازندگي نه تنها قابل دفاع كه افتخارآميز مي باشد. بي شك رهبر انقلاب نيز در اعطاي عنوان دولت كريمه به دولت آيت الله هاشمي، به ضعف هاي دولت التفات داشته اند، اما با توجه به مجموع عملكرد آن، لقب دولت امام زمان (عج) را به دولت سازندگي داده اند.

با اين تفاسير جاي تعجب است كه كساني كه خود را پيرو رهبري انقلاب مي دانند و مدافعان جدي ولايت فقيه شمرده مي شوند و گاه بر حسب اقتضا، يك يك كلمات معظم له را به تفسير مي نشينند، بر خلاف نظرات صريح ايشان بي مهابا، متهورانه و به صورت كلي مجموع عملكرد دولت آيت الله هاشمي را زير شلاق انتقاد و بلكه اتهام مي گيرند و نه تنها هيچگونه نقش مفيدي را براي آن قايل نمي شوند كه آن را براي انقلاب مقدس اسلامي فاجعه قلمداد مي كنند و بدين وسيله نقشي از تناقض از شخصيت خود بر صفحات تاريخ انقلاب حك مي كنند. به راستي چگونه مي توان از يك سو در نقش جدي ترين مدافعان رهبري ظاهر شد و از ديگر سو بخشي از گفته ها و نوشته هاي ايشان را ناديده گرفت. به نظر مي رسد سه اشكال عمده بر افراد مزبور، در رابطه با موضوع بحث مترتب است.

1 ـ ايشان فاقد ملكه ي انصاف هستند، از اين رو در ارزيابي عملكرد دولت سازندگي نيز منصفانه عمل نمي كنند.
2 ـ اينها به هر دليلي نسبت به آيت الله هاشمي رفسنجاني داراي حسن ظن نمي باشند. تحليل هايشان نيز، متاثر از اين نوع نگاه مي باشد.
3 ـ افراد مزبور در باره ي به حق و بي اشكال بودن فكر و انديشه ي خود جزم دارند، از اين رو از كنار بخش هايي از بيانات رهبر معظم انقلاب كه با فهمشان ناسازگار است، بي اعتنا مي گذرند. والسلام
1ـ  بيانات مقام معظم رهبري  در ديدار رئيس و مسؤولان قوه قضائيه و خانواده هاى شهداى فاجعه هفتم تير، 7 / 4 / 84 .
2ـ  هفته نامه ي پرتو سخن ، 12 مرداد 84 ، ص 2 ، ش 289 .
3ـ   بيانات مقام معظم رهبري در ديدار جمعي از اعضاي تشكّلها، كانونها، نشريات، هيأتهاي مذهبي  و شماري از نخبگان دانشجويي،  15/8/1382
4 ـ  بي پرده با هاشمي رفسنجاني، قدرت الله رحماني، ص 169 .
«براي شخص من، هيچ كس آقاي هاشمي رفسنجاني نخواهد شد؛ اما اميدواريم براي ملت بشود و بتواند براي كشور همان طور شخصيتي باشد و همان طور تلاشي بكند و بلكه بيشتر و بهتر؛  چون باب رحمت الهي واسع است.» مصاحبه با خبرنگار صدا و سيما پس از رأي گيري انتخابات رياست جمهوري 2/3/1376
5 ـ  بيانات مقام معظم رهبري در ديدار آقاي هاشمي رفسنجاني و كابينه ايشان در پايان دوره هشت ساله رياست جمهوري، 9/5/1376
6 ـ  بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيأت دولت، 5/6/1380
7 ـ  بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اقشار مختلف مردم در صحن امام خميني» حرم حضرت علي بن موسي الرضا(ع) 3/1/1374
8ـ  بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با رئيس جمهور و هيأت وزيران به مناسبت بزرگداشت هفته دولت، 8/6/1374
9ـ بيانات مقام معظم رهبري در ديدار هيأت دولت در آغاز كار دوره دوم رياست جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني، 3/6/1372
10ـ  بيانات مقام معظّم رهبري در ديدار روحانيون و طلّاب ايراني و خارجي در صحن مدرسه فيضيّه قم» 16/9/1374

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 21:40 |
مقصران اصلي تخريب هاشمي رفسنجاني

خبرگزاري انتخاب : در روزهای اخیر، موافقان و مخالفان هاشمی رفسنجانی به نامه نگاری های پی در پی روی آورده و هر یک با ادبیات خاص خود، به اظهارات یکدیگر پاسخ می گویند و فضای سیاسی کشور را بیش از پیش، متشنج کرده اند.

«انتخاب»، در ادامه انتشار نظرات موافقین و مخالفین به شرط «حفظ حرمت طرفین ماجرا»، سومین یادداشت در این مورد را در پی می آورد. گفتنی ست، هنوز هیچ یادداشتی در مخالفت با سیاست های هاشمی رفسنجانی برای «انتخاب» ارسال نشده است.

• مقصران اصلي تخريب آيت الله هاشمي رفسنجاني
• طلبه ي حوزه ي علميه ي قم ـ ح . د

«مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (ره) ابتدا كنار مرقد مطهر آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حائري (ره) تدريس مي كردند، در يكي از روزها هنگام درس، آقا متوجه شد كه يكي از شاگردان به قبر حاج شيخ عبدالكريم (ره) تكيه داده است، با تندي به او فرمود: آقا به قبر تكيه نكنيد، اين بزرگان براي اسلام زحمت كشيده اند، به آنها احترام بگذاريد.»1

احترام به بزرگاني كه در راه اعتلاي كلمه الله و سربلندي اسلام زجرها كشيده و سختي ها متحمل شده اند، آموزه اي است كه مي توان آن را از ميان نصوص متواتر ديني استخراج كرد و به عنوان اصلي ماندگار در همه ي زمان ها و مكان ها به كار بست.

متاسفانه چندي است كه برخي در كسوت روحانيت و اهل فضل، عالمانه و عامدانه اين اصل و سنت زيباي اخلاقي را زير پا گذاشته اند و با بي نزاكتي خاصي به تخريب و تخطئه ي حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني پرداخته اند.

بي شك ايشان از زحمات طاقت فرسا و فداكاري هاي آقاي هاشمي در نهضت امام عزيز اطلاع دارند و از ماجراي مجاهدت هاي ايشان در راه تثبيت و استمرار انقلاب اسلامي آگاهند.

اما با اين حال، هم چون آن شاگرد قدر ناشناس آيت الله بروجردي (ره) كه با تكيه زدن بر قبر پاك موسس حوزه ي علميه قم، به آن بي احترامي نموده بود، به آيت الله هاشمي ناسزاها مي گويند؟

سخن در اين نيست كه چرا اين افراد، آن هم در لباس روحانيت به عزيزترين يار امام (ره) و رهبري پرخاش مي كنند و بعد از ساليان طولاني منادي سخنان اصحاب ضدانقلاب و منافقين در حق فرزند برومند حوزه ي علميه، هاشمي عزيز مي شوند، بلكه سخن در اين است كه چرا بزرگان حوزه اين بي احترامي ها را بر مي تابند و چون آيت الله بروجردي (ره) بر شاگران خاطي حوزه ي علميه بر نمي آشوبند و آنها را به حفظ حرمت و احترام بزرگان و زحمت كشيدگان و جان نثاران اسلام و انقلاب وانمي دارند؟

آيا به راستي گناه بزرگان قم كمتر از طلاب و فضلايي است كه بغض و كينه چشمشان را كور كرده و به چيزي جز تخريب آقاي هاشمي، آن هم با هر وسيله اي نمي انديشند؟

امروز اگر بزرگان قم جلو اين بي حرمتي ها را نگيرند، فردا اين زخم چركين به راه، روش و اسلوبي رايج بدل خواهد شد و بنيان قداست روحانيت را خواهد سوخت. بي شك وقتي طلبه اي به خود اجازه دهد كه هر گونه افترا، دروغ و تهمتي را به رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام بزند و در نامه هاي سرگشاده وي را به دروغ گويي و... متهم نمايد، جوانان آتش مزاج حق دارند كه به فحاشي عليه مسئولان عالي رتبه نظام بپردازند و لعن و نفرين هاي خود را نثارشان كنند.

بنابراين بزرگان حوزه ي علميه ي قم ـ آنان كه مي توانند جلو اين فجايع را بگيرند ـ مقصران اصلي هتك حرمت آيت الله هاشمي رفسنجاني هستند، چرا كه با سكوتشان زمينه ساز اين بي احترامي ها مي شوند.

1 ـ  داستان راستان، نوشته ي محمد محمدي اشتهاردي، ص 258 .

• • • اخبار مرتبط

• دولت رفسنجانی زير آوار اتهام ها
http://www.tik.ir/display/?ID=26789&page=1

• آسيب شناسي شخصيت سياسي مصباح يزدي
http://www.tik.ir/display/?ID=26817&page=1

• جريان شناسي حوادث اخير قم و هشدار به بزرگان
http://www.tik.ir/display/?ID=26816&page=1

• مقصران اصلي تخريب آيت الله هاشمي رفسنجاني
http://www.tik.ir/display/?ID=26786&page=1

• از تاریخ عبرت بگیرید و حرمت اشخاص را نگهدارید
http://www.tik.ir/display/?ID=26724&page=1

• نامه های شدیداللحن به هاشمی رفسنجانی، قبل از انتشار به تایید مصباح یزدی رسیده است
http://www.tik.ir/display/?ID=26578&page=1

• پاسخ طلاب موافق به به طلاب مخالف هاشمی رفسنجانی
http://www.tik.ir/display/?ID=26725&page=1

• پاسخ هاشمی رفسنجانی به سوالات «جمعي از طلاب و فضلاي حوزه علميه قم»
http://www.tik.ir/display/?ID=25372&page=1

• سوالات تازه جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم از هاشمی رفسنجانی
http://www.tik.ir/display/?ID=26542&page=1

• تشنج در مراسم سخنراني هاشمي رفسنجاني در قم/ ارتباط اغتشاش گران با یک موسسه آموزشی
http://www.tik.ir/display/?ID=21562

• 5 سوال «جمعي از طلاب و فضلاي حوزه علميه قم» از هاشمي رفسنجاني
http://www.tik.ir/display/?ID=25362&page=1

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 21:32 |
انتقاد كيهان از اظهارات سخنگوي دولت

روزنامه «كيهان» در سرمقاله امروز خود با تأكيد بر لزوم تشكيل كميته ارزيابي عملكرد دولت، بر لزوم غيرجناحي و باندي بودن آن را تكذيب كرد.

اين روزها دولت نهم يكمين سال فعاليت خود را پشت سر مي‌گذارد و وارد هفته دولت مي‌شود؛ در چنين زماني ارزيابي همه جانبه عملكرد يك سال گذشته اش عادي ترين انتظار همگان است و خواه و ناخواه عملكرد يكساله تمام دستگاه‌هاي اجرايي و نتايج ملموس آن در بوته نقد نهاده مي‌شود. علاوه بر اين، اولين هفته بزرگداشت دولت در عمر چهارساله دولت نهم، ميقاتي است كه برگزيده انتخابات شگفت سوم تير 84 با اعضاي كابينه اش تعيين كرده- و انتظار طبيعي رأي دهندگان آن انتخابات نيز همين است- تا به بررسي بي ملاحظه عملكرد يكساله آنان در حوزه تحت اداره شان بنشينند و سپس كمر همت به اصلاح و جبران هر نقص و قصوري در اين دوران وجود داشته، ببندد.

احمدي‌نژاد بدرستي وعده داده بود در پايان نخستين سال - و هر سال- عمر دولتش، عملكرد وزرا و ساير اعضاي كابينه را متناسب با مفاد ميثاقي كه در آغاز راه با آنان بسته و نيز متناسب با نيازها، انتظارات و خواسته‌هاي برحقي كه مردم از دولت اصولگرا دارند، مورد بررسي قرار دهد. در خصوص اين بازنگري و ارزيابي محتوم نكاتي وجود دارد كه شايد در خور توجه باشد. نخست آن كه ضرورت‌ها و دلايل ارزيابي عملكرد يكساله كابينه بدرستي تعريف شده اند؟ بدون تبيين دقيق ضرورت‌ها و دلايل منطقي ارزيابي همه جانبه عملكرد اجزاي دولت، اين امر مهم و سرنوشت ساز لاجرم در دام تشريفات و پروپاگاند بي حاصل و اسراف در وقت، توان و سرمايه‌هاي ملي گرفتار خواهد شد.

نتايج مورد انتظار از ارزيابي عملكرد يكساله مديران دولت كدامند؟ اين نتايج مي‌بايست براي هر يك از بخش‌ها و عرصه‌هاي فعاليت گسترده دولت اعم از اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، امنيتي، سياست و ديپلماسي به گونه اي تعريف شوند كه دستيابي به آنها براي اقشار مختلف مردم، نخبگان و دست اندركاران رسانه‌ها ملموس و قابل اندازه گيري باشد و براحتي بتوانند وجوه تمايز ميان دو دوره قبل و بعد از بازنگري را احصا كنند.

آيا بازنگري فقط شامل اشخاص و عملكرد آنان خواهد بود؟ پاسخ مثبت به اين پرسش به خودي خود هيچ ايرادي ندارد و بلكه اقدامي سازنده تلقي مي‌شود، اما اهميت ارزيابي اهداف و سياست‌هاي اعمال شده در يك سال گذشته به هيچ وجه كمتر از آن نيست. آيا در جريان بررسي عملكردها ضرورتي ديده مي‌شود كه مقولاتي همچون سياست‌هاي ناصحيح، هدف گذاري‌هاي غيرواقعي و حتي ايراداتي همچون بخشي نگري، موازي كاري، تداخل وظايف و از همه خطرناك تر، «ناهماهنگي» ميان اجزاي دولت زير تيغ نقد قرار گيرند و در صورتي كه وجودشان احراز شود، مشمول بازنگري واقع شوند؟

تركيب و اعضاي تيم منتخب براي ارزيابي و بازنگري عملكرد كابينه، آيا براي داوري داراي صلاحيت كافي هستند؟ اهميت پاسخ اين پرسش قابل انكار نيست. از همين رو شايد دقت در گزينش اين تيم از ميان كارآمدترين افراد درون دولت، جامعه اصولگرايان و حتي نخبگان منتقد و نيز مراقبت از آن كه تعلقات رنگارنگ سياسي، تشكيلاتي و غيره كمترين جايگاه را در بررسي‌ها نداشته باشد، توجه ويژه اي را اقتضا كند.

برخورد سختگيرانه و بي ملاحظه در ارزيابي عملكردها ضرورتي حياتي دارد. هر نوع مسامحه در انطباق عملكرد افراد و دستگاه‌ها با معيارهاي روشن علمي و نيز ملاك‌هاي اصولگرايانه و مورد مطالبه عامه مردم و همچنين افتادن در دام مانورهاي تبليغاتي، آفتي مهلك براي كاركرد سالم دولت اصولگراست و بايد از آن دوري شود.

دستگاه‌ها و مديراني كه در ارزيابي‌ها موفق شناخته مي‌شوند، داراي چه كارنامه اي هستند؟ اين كارنامه موفق بايستي به درستي توضيح داده شود، نتايج ملموس و عيني آن تشريح گردد و دلايل اصلي اين توفيق نيز تبيين شود.
فرآيند ارزيابي و نتايج بازنگري، خواه و ناخواه به سطح رسانه‌ها و افكار عمومي خواهد آمد. از اين گذشته، مردم به معناي واقعي كلمه در اين فرآيند ذي نفع هستند و مي‌بايستي از آن مطلع شوند. ضرورت اعلام نتايج بررسي‌ها و تصميمات حاصله از آن چندان جاي مناقشه نيست و دولت و شخص رئيس جمهور بايد فضاي رسانه اي مربوط به اين موضوع را بخوبي اداره كنند. مديريت صحيح رسانه اي و تبليغاتي در اطلاع رساني از ارزيابي و بازنگري عملكرد يكساله دستگاه‌ها و مديران دولت، مي‌تواند دست بدخواهان را در تحريف و سياه نمايي تلاش صادقانه دولتمردان اصولگرا براي افكار عمومي رو كند و از مسموم شدن فضا پيشگيري بعمل آورد.

به هرحال عملكرد يكساله اعضاي دولت در معرض ديد است و ارزيابي و بازنگري آن ضرورت دارد. اگر دولت اصولگرا اين كار را نكند، مردم، گروه‌هاي سياسي، رسانه‌ها و رقبا آن را به انجام مي‌رسانند. ارزيابي دولت از عملكرد خود، به هر ميزان عالمانه، صادقانه و دقيق باشد، مردم و دولت از نتايج ارزشمند آن بهره مند مي‌شوند. در اين صورت انتقادات و يا نامهرباني‌هاي مخالفان و حتي دوستان، جز بر درخشش هرچه بيشتر سيماي دولت خدمتگزار نخواهد افزود.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 21:28 |
قرار وثیقه ملی‌مذهبی‌ها تبدیل نمی‌شود

آفتاب – الناز انصاری: بعد از گذشت یک هفته از انتشار نامه وزیر دادگستری دولت موقت به آیت‌الله هاشمی شاهرودی، نویسنده این نامه اعلام کرد که قوه قضائیه به درخواست تبدیل قرار فعالان ملی مذهبی پاسخ رد داده است.

احمد صدر حاج سیدجوادی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب با اعلام این خبر توضیح داد:‌ «حدود 2 ماه پیش با ارسال نامه‌ای به دفتر رئیس قوه قضائیه درخواست کردیم که تکلیف حدود 60 خانواده‌ای که وثیقه منازل خود را برای آزادی ملی مذهبی‌ها گذاشته‌اند روشن شود که چند روز پیش طی تماس رئیس دفتر آقای هاشمی شاهرودی پاسخ منفی قوه قضائیه به ما ابلاغ شد.» 

وی همچنین یادآوری کرد: «بازداشت نیروهای ملی مذهبی در سال 80 اتفاق افتاد و از سال 81 تاکنون اسناد مالکیت غیرمنقول وابستگان بازداشت شدگان در گرو دادگاه انقلاب است.» 

حاج سیدجوادی درخواست تبدیل قرار از وثیقه به کفالت را حق قانونی کسانی دانست که اسناد خود را به وثیقه گذاشته‌اند.
وی اعلام کرد طی این مدت بارها این تقاضا از سوی متهمان پرونده در مراجع قضایی مرتبط مطرح و در تمام مدت با پاسخ منفی مراجع رد شده است. 

دفتر آیت‌الله شاهرودی در پاسخ به نحوه رسیدگی به این نامه به آفتاب گفت:‌ «این نامه دریافت و متهمان برای ادامه روند قانونی به دادگاه ارجاع و راهنمایی شدند چون مقدار وثیقه و حکم تبدیل آن تنها در اختیار دادگاه است.» 

صدرحاج سیدجوادی برخی گفته‌های آیت‌الله شاهرودی مبنی بر عدالت گستری و مهرورزی در روند قضایی را مورد تأکید قرار داده و این اظهارات را انگیزه اصلی از نگارش نامه مزبور عنوان کرده است.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه یکم شهریور 1385 و ساعت 21:20 |
پاسخ طلاب موافق به به طلاب مخالف هاشمی رفسنجانی

خبرگزاري انتخاب : پس از انتشار واکنش جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم ( که نام هیچ یک از آنان منتشر نشده بود) به جوابیه دفتر هاشمی رفسنجانی، اینبار، جمع دیگری از «طلاب و فضلای حوزه علمیه قم» ( که این افراد نیز نامی از خود به جای نگذاشته اند)، پاسخ مفصلی به انتقادات مطرح شده علیه هاشمی رفسنجانی داده اند.

متن این جوابیه که نسخه ای از آن برای «انتخاب»، ارسال شده در پی می آید:

چندي پيش يك نشريه ي شهرستاني در مورخ 13 تير 85، اطلاعيه اي با عنوان «جمعي از طلاب و فضلاء حوزه ي علميه ي قم به رياست مجمع تشخيص مصلحت» منتشر كرد. اين اطلاعيه كه پيشتر در جريان سفر و سخنراني آيت الله هاشمي رفسنجاني به قم، در مراسم سالگرد 15 خرداد پخش شده بود، حاوي سئوالاتي از رييس مجمع تشخيص مصلحت است كه دفتر ايشان بدان پاسخ دادند و موارد غير صحيح آن را گوشزد كردند. فارغ از پرسش ها و پاسخ هاي مزبور، به هر كدام از اين دو مكتوب منتشره يك نقد وارد است كه به آنها مي پردازيم.

1 ـ دفتر آيت الله هاشمي رفسنجاني پاسخ خود به اطلاعيه منتشره را خطاب به طلاب حوزه هاي علميه سراسر كشور نوشته است كه اين عنوان به هيچ وجه صحيح نمي باشد. به نظر مي رسد متصديان دفتر مجمع تشخيص مصلحت خود نيز شايعات عده اي معدود از طلاب را كه به هر دليلي خيرخواه آقاي هاشمي نيستند، باور كرده اند و طلاب سراسر كشور را نسبت به عملكرد آقاي هاشمي منتقد و معترض قلمداد مي كنند، در حالي كه نه تنها چنين چيزي در عالم واقعيت صحت ندارد، بلكه خلاف آن مشهود و مشهور است. يعني اگر قرار باشد طلاب حوزه هاي علميه رنجنامه اي بنويسند، بدون ترديد سمت و سوي پرسش هاي آنها متوجه بخش معدودي از طلاب تندرو خواهد بود كه به خود حق مي دهند، يكي از روشن ضميرترين و فداكارترين روحانيان تاريخ شيعه را به اتهامات بي پايه و اساس بنوازند و به جاي اين كه خود با قلم هايشان ديواري در مقابل اين افتراها بسازند، پرچمدار شايعه پراكني ها مي گردند و اخلاق حوزوي را با اعمال   خود به چالش مي كشند. آيت الله هاشمي رفسنجاني و به تبع ايشان وي عوامل دست اندركار دفتر ايشان بايد بدانند كه بسياري از طلاب و دانش آموختگان حوزه هاي علميه، دل در گرو محبت ايشان دارند و لذا نبايد رفتارهاي عده اي خاص را كه خود را با هيچ كس حتي مقام معظم رهبري تنظيم نمي كنند، به حساب طلاب سراسر كشور بگذارند. البته طلاب به عنوان يك قشر فرهيخته هيچ گاه بدون دليل به كسي ارادت نمي ورزند كه سرچشمه ي محبت دوستداران آيت الله هاشمي را نيز بايد در يك عمر كار و تلاش ايشان در راه خدا جستجو كرد.

ضمن اين كه اطلاعيه نويسان و پرخاشگراني كه عليه آيت الله هاشمي در حوزه ي علميه ي قم فعاليت مي كنند، چهره هايي شناخته شده هستند و اگر بنا باشد اين طيف به بهانه هاي مختلف به تخريب هاي ناجوانمردانه ي خود ادامه دهند و از هر فرصتي در اين راه استفاده نمايند، بر مسئولان مربوطه است كه با همه ي كراهتي كه نسبت به معرفي رسانه اي ، خصوصيات و كارهاي ايشان دارند، ناچار به معرفي آنها اقدام كنند. چرا كه حفظ آبروي آيت الله هاشمي رفسنجاني به عنوان يار ديرين امام (ره) و مقام معظم رهبري بر آبروي چند طلبه ي نهايتا مخلص كج انديش ترجيج دارد. در اين رابطه به نقلي از علامه محمد حسين حسيني تهراني اكتفا كرده و به اين بحث خاتمه مي دهيم. « بنا شد در بحارالانواري كه طبع جديد مي شود، ايشان (علامه ي طباطبايي ره) يك دوره مرور و مطالعه نموده و هر جا كه نياز به بيان دارد تعليقيه بنويسند تا اين كتاب با ارزش با اين تعليقات مستواي علمي خود را حفظ كند. اين امر عملي شد و ايشان تا جلد ششم از طبع جديد را تعليقه ي نوشتند، ليكن به لحاظ يكي دو تعليقه اي كه صريحا در آنجا نظر علامه ي مجلسي (ره) را رد كردند، اين امر براي طبقه اي كه تا اين اندازه حاضر نبودند نظريات مجلسي (ره) مورد ايراد واقع شود، خوشايند نشد و متصدي و مباشر نشر، بنا به الزامات خارجيه از ايشان تقاضا كرد كه در بعضي از مواضع قدري كوتاه تر بنويسند و از بعضي از ايرادات صرف نظر كنند. علامه (ره) حاضر نشدند و فرمودند: در مكتب شيعه ارزش جعفر بن محمد الصادق (ع) از علامه مجلسي (ره) بيشتر است و زماني كه امر داير شود به جهت بيانات و شروح علامه مجلسي (ره) ايراد عقلي و علمي بر حضرات معصومين عليهم السلام وارد گردد، ما حاضر نيستيم آن حضرات را به مجلسي (ره) بفروشيم.»1

2 ـ در اطلاعيه اي كه به عنوان رنجنامه منتشر شده است، پرسش هاي معدودي مستمسكي براي نفي آيت الله هاشمي رفسنجاني قرار گرفته است. قبل از پرداختن به اين موضوع، اشاره به اين مهم با اهميت است كه نويسنده اين بيانيه حتي لازم نديده است كه در باره ي آن چه نگاشته، تحقيقي نموده و مطالعه اي نمايد و در حداقلي ترين صورت نيم نگاهي به مصاحبه ي چالشي روزنامه ي كيهان با آيت الله هاشمي رفسنجاني بياندازد تا شايد پاسخ پرسش هاي خود را بيابد. چه اگر چنين مي كرد شايد ناچار مي شد هم چون آقاي قدرت الله رحماني جانباز ويلچر نشين و دبير گفت و گوي روزنامه ي كيهان ـ در مقدمه ي قسمت پاياني كتاب (بخش ويژه، اموال و زندگي فرزندان هاشمي) ـ از سر صداقت بگويد كه «اعتراف مي كنم كم آوردم. سر آن داشتم كه ابهامات انباشته شده در كنج اذهان عوام را به تمامه طرح كنم به اميد گرفتن پاسخي شايسته و حتي المقدور قانع كننده و شهادت مي دهم هاشمي هم چون متهمي نشسته بر روي صندلي اتهام، از هيچ گونه پاسخ گويي دريغ نداشت. حال آن كه من سندي محكمه پسند نداشتم. شايد شبهه داران  بي غرض از لابلاي گفتار صريح من در مقام پرسشگر و پاسخ هاي روشن هاشمي به سوي حقيقت رهنمون شوند، اما به يقين مسئله داران مريض را اين گفت و شنود شفا نمي دهد.»2

در هر صورت نويسنده يا نويسندگان اين اتهامات در جايگاه خواص، اشتباه عوام را مرتكب شده و شنيده هاي خود را مكتوب كرده اند و با انتخاب آسان ترين راه يعني تخريب، حدود و اندازه ي تقوا و پرهيزكاري خود را با نشانه رفتن آبروي يكي از متشخص ترين چهره هاي روحاني كه همواره مورد اعتماد امام (ره) و رهبري بوده است، نشان داده اند. اما فارغ از اين مباحث، با سخني از شهيد مظلوم آيت الله بهشتي (ره) به طرح موضوع اصلي مي پردازيم. «دوستان، بايد اين حالت در ما تقويت شود كه در ارزيابي افراد و گروه ها عادت داشته باشيم مجموعه ي تاريخ زندگي آنها را ورق بزنيم و بشناسيم، ببينيم اين انسان و اين گروه از انسان ها در طول زندگي بيست ساله، چهل ساله ي اجتماعي خود چه راهي رفته اند، چه گذشته هايي داشته اند. اين قدر دهن بين نباشيم! اين قدر حالت بين نباشيم! در شناخت شخصيت ها و گروها بايد عميق تر باشيم. آيا آقايي كه عمري را در خدمت به طاغوت ها گذرانده، مي تواند با گفتن دو جمله لگدمال بشود؟ حتي بالاتر از اين، چهره هاي اصيل را در جامعه ي ما به آساني مي توان با بهتان و دروغ به لجن كشيد. چرا؟ چون ما از آن حس ششم كم بهره ايم. ما از اين عادت پسنديده كم بهره هستيم كه هر كس را در سيماي مجموع اعمال و رفتار و بينش گذشته و حالش بشناسيم. من خطرهاي ناشي از اين بي اعتنايي به اين اصل را در مراحل گوناگون زندگي امت خودمان با چشم مي بينم.»3

به راستي چگونه مي توان با طرح چند سئوال ـ كه بارها به آن پاسخ داده شده است ـ و يا حتي يافتن چند نقطه ضعف ـ كه هيچ كس از آن مبرا نيست ـ  شخصيتي را تخريب و انكار كرد و يا بدون دست يافتن به حقيقت ماجرا، آبروي شخصيت موجهي را سيبل تيرهاي كين خود قرار داد و آنگاه سجاده آب كشيد و ادعاي تقوا، پرهيزگاري، اخلاق و اتصاف به هزاران ارزش متعالي اسلامي كرد؟ آيا اين خود دليل مستقلي بر عظمت، بزرگي و سلامت آيت الله هاشمي رفسنجاني نيست كه با همه ي عناد و انتقادي كه برخي لجوجانه نسبت به ايشان روا مي دارند، از ميان تمام يك عمر مبارزه و داشتن بالاترين مسئوليت ها، تنها چند پرسش براي نقد ايشان يافته اند كه آنها هم بر بنياني سست استوار است. بي شك يك عمر مجاهدت در راه خدا را نمي توان با چند ابهام، مخدوش جلوه داد، خصوصا اگر اين ابهامات با مفهوم و منطوق بيانات امام (ره) و رهبري معارضه نمايد. امام (ره) در پيامي كه به مناسبت ترور آقاي هاشمي صادر كردند، فرمودند: « هاشمي زنده است، چون نهضت زنده است» شايسته است منتقداني كه با اتكا به اين جمله ي امام عزيز: «ميزان در هر كس حال فعلي اوست» حواري امام راحل را به هر اتهامي مي نوازند، پاسخ دهند كه منظور امام (ره) از جمله ي  « هاشمي زنده است، چون نهضت زنده است» چيست؟ و يا نظر ايشان در باره ي اين فرمايش مقام معظم رهبري كه آقاي راشد يزدي به نقل از معظم له مي گويد: «از خدا خواستم كه اگر بنا است براي فلاني (هاشمي) اتفاقي بيفتد، سراغ من بيايد.»4 چيست؟ و آن را چونه در عملگرد ولايت مدار خود متبلور مي كنند. ديروز شهيد مظلوم بهشتي (ره) هدف تيرهاي زهرآلود دشمنان دانا و دوستان نادان بود و گويا امروز نوبت به  آيت الله هاشمي رسيده است. گويي قرار است نمادهاي روحانيت مدير و انقلابي با هزاران نقشه و نيرنگ در چشم آحاد مردم خراب شده و از دور خارج شوند تا فردا كسي از اين قشر جرات نكند خود را در معرض انتخاب مردم قرار دهد. قبل از اتمام بحث شايسته است خاطره اي از زبان سيدالشهداي انقلاب اسلامي بهشتي مظلوم آورده و در پرتو آن افكار عمومي و طلاب جوان را به فريب نخوردن، سطحي تحليل نكردن و دقت نظر داشتن دعوت كنيم. «يك نوجوان، در اهواز در آن سفر چند ماه قبل، آمده بود پيش من گفت: فلاني من مي خواهم از تو طلب عفو كنم. دل من را نسبت به تو بدبين كرده بودند، اين جا آمدي در همان برخوردهاي اول كه با تو داشتم، ديدم همه ي آن چيزهايي كه در باره ي تو از نظر كيفيت برخورد و كار و تماست مي گفتند، عينا فهميدم دروغ است. بعد اين را گفت: گفت نمي دانيد دشمن چقدر درباره ي شماها نيرنگ بازي مي كند. چند وقت قبل رفته بودم در يكي از محله هاي فقيرنشين اهواز، در يك خانه يك پيرزني، برق خانه اش را قطع كرده بودند، بعد رفته بودند در خانه اش و گفته بودند به اين كه مي داني چرا برقت را قطع كرده اند؟ بهشتي دستور داده برق خانه ي تو را قطع كنند... همين امروز صبح گزارش دادند كه دو نفر دختر جوان در سن دانش آموزي يا دانشجويي در خانه ها مي رفتند، سئوالات را يك طوري مطرح مي كردند كه چه كساني نمي گذارند در اين مملكت كار شود؟ و سئوال را طوري هدايت مي كردند كه اين سوا ل بيايد به طرف روحانيت و به طرف ماها مع اينها نمي گذارند در اين مملكت كار انجام بگيرد.»5
 
بدون هيچ ترديدي امروز آيت الله هاشمي رفسنجاني همانند ديروز شهيد مظلوم آيت الله بهشتي (ره) است . ديروز شهيد بهشتي (ره) با همه ي اتهاماتي كه به وي مي زدند ، سكوت وحدت بخش را انتخاب كرده  و مي فرمود: « اي پاسدار كميته ي انقلاب! كه ديشب برنامه ي تلويزيوني تو را از حومه ي آبادان، اين صحنه ي قهرماني ها را پخش كردند و صدايت را شنيدم كه آنجا با آهنگ قرآن و با دل پر احساست گفتي كه ما اين جا جانبازي مي كنيم، بگوييد مسئولان با هم يكي باشند. به خدا سوگند! كه در برابر شما از نقل هر گونه جمله اي كه بوي اختلاف دهد، احساس شرم مي كنم و به همين جهت تا آنجا كه ضرورت ايجاب نكند و امام (ره) و امت نخواهد، شعار من و ياران هم فكرمان فقط يك شعار است: سكوت ، سكوت ، سكوت الهام بخش وحدت.»6

امروز نيز آيت الله هاشمي با همه ي اتهاماتي كه به سويش سرازير شده، تنها سكوت الهام بخش وحدت را انتخاب كرده است. چرا كه او بيش از هر كس ديگري قيمت اين گوهر را مي داند و باز هم اوست كه بهتر مي داند، حفظ خون شهدا، پيروزي و بقاي نظام اسلامي در اين آشفته بازار دنيا، تنها از رهگذر وحدت كلمه امكان پذير است. سلام بر او و بر صبر جميلش.

1 ـ مهر خوبان، نوشته ي علامه آيت الله سيد محمد حسين حسيني تهراني، ص 36 .
2 و 4 ـ بي پرده با هاشمي رفسنجاني، قدرت الله ايماني ، ص 308 ،21 5
3 ، 5 و 6 ـ ولايت ، رهبري ، روحانيت، شهيد آيت الله دكتر بهشتي (ره)، ص 127 و 330 ـ 311

• جمعي از طلاب حوزه ي علميه ي قم

• • • اخبار مرتبط

• نامه های شدیداللحن به هاشمی رفسنجانی، قبل از انتشار به تایید مصباح یزدی رسیده است
http://www.tik.ir/display/?ID=26578&page=1

• از تاریخ عبرت بگیرید و حرمت اشخاص را نگهدارید
http://www.tik.ir/display/?ID=26724&page=1

• پاسخ هاشمی رفسنجانی به سوالات «جمعي از طلاب و فضلاي حوزه علميه قم»
http://www.tik.ir/display/?ID=25372&page=1

• سوالات تازه جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم از هاشمی رفسنجانی
http://www.tik.ir/display/?ID=26542&page=1

• تشنج در مراسم سخنراني هاشمي رفسنجاني در قم/ ارتباط اغتشاش گران با یک موسسه آموزشی
http://www.tik.ir/display/?ID=21562

• 5 سوال «جمعي از طلاب و فضلاي حوزه علميه قم» از هاشمي رفسنجاني
http://www.tik.ir/display/?ID=25362&page=1

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه یکم شهریور 1385 و ساعت 21:18 |
استاد، محترم است اما حقيقت محترم تر !

خبرگزاري انتخاب : خاطرم هست كوچك تر كه بودم پيرمرد موقري در محله كوچكمان زندگي مي كرد كه هر از گاهي روايتي از حضرت رسول اكرم (ص) بدين مضمون نقل مي كرد كه سادات خوب را به خاطر خدا و سادات بد را به خاطر پيامبر احترام گذاريم  ، روايتي كه در صحت و تواتر آن شك مي كردم و با وجود نوجواني ، ادراك كودكي ام هرگز آن را هضم نمي نمود ، چه
اينكه باور نداشتم شخصيت بي نظير و عقل كل عالم امكاني همچون رسول گرامي اسلام با وجود آيات روشني كه حتي خود وي را در داشتن حقوق انساني با ديگران يكسان مي داند بتواند براي سادات بويژه سادات بد حاشيه امنيت و معنويت قضايي ايجاد نمايد. ديني كه برتري انسانها را به ميزان تقوي و ورع ايشان منوط و هيچ رنگ ، نژاد ، طايفه و مردمي را بدون دارا بودن روح پرهيز بر ديگران ترجيح نداده است و در سايه همين تقوي بوده است كه  اهل بيت عصمت و طهارت به درجات عالي راه يافته اند.  

لذا وقتي سخنان اخير استاد محمد تقي مصباح يزدي را در مورد اينكه نبايستي به هر سيدي احترام گذاريم چرا كه جعفر كذاب نيز جزو سادات بود مرا در عزم خويش راسخ نمود و تشكيك در روايت آن پير فرتوت را در من فزوني بخشيد.

آنچه بديهي است اينكه نه تنها هر سيد فاسدي همچون جعفر كذاب و يا رهبر فرقه اضاله بهائيت به عنوان قرار گرفتن در جرگه سادات نمي تواند قابل احترام باشد بلكه هر عالم ، روحاني و يا انديشمند نمايي كه مبلغ خشونت ، ايستايي ، تحجر ، كج روي ، تنگ نظري ، التقاط ، كوته بيني ، سنت دفع ، عدم سمحه وسهله ، اجماع و تعقل باشد و بخواهد اسلام را با افكار و منويات باطل خويش به تفسير كشيده و اسباب انحراف امت محمدي (ص) را فراهم سازد براي مردم قابل احترام نبوده و انزواي چنين عالمي از ضروريات مي باشد.

آنچه از گويش استاد بر مي خيزد اينست كه استاد به دنبال تخريب شخصيت علمي و جهاني كسي جز سيد محمد خاتمي نيست ، شخصيتي كه گفتمان انديشه و پروسه گفتگوي تمدن ها به عنوان الگويي ديني در برابر گفتمان خشونت
طلبانه انديشه طالباني و گروههاي منحرفي همچون القاعده را معرفي نمود و ائتلاف براي صلح را در مقابل ائتلاف براي جنگ آمريكا پيشنهاد نمود.

اگر چه در اثر كارشكني ، سنگ اندازي و حملات ناجوانمردانه خوارج زمان و نيز تعدادي از دوستانش هرگز نتوانست در پيشبرد و نهاديه ساختن اين انديشه قرآني توفيق يابد ولي بايستي به استاد محترم گوشزد نمايم كه
اگر آن سيد مورد اشاره ايشان رئيس جمهور سابق باشد اي كاش به آخرين ديدار  و نشست مقام معظم رهبري با اعضاى هيات دولت  سيد محمد خاتمي  در تاريخ 10/5/85 رجوع نموده و به عينه در مي يافتند ولي فقيهي كه
ايشان خود را حامي و طرفدار  واقعي آن مي دانند چه جملات زيبايي در وصف حال آن سيدي كه ايشان در مذمت وي چنين پريشان و مضطرب گرديده اند، ايراد نموده اند آنجا كه مقام معظم رهبري مي فرمايند:

« لازم است از شخص جناب آقاى خاتمى هم صميمانه تشكر كنم. اين را به شما دوستان بگويم، به خود ايشان هم شايد بارها گفته ام؛ در طول هشت سالى كه ما با ايشان به طور مستمر و مداوم در ارتباط بوديم، رفاقت و صميميت ما با ايشان روزافزون بوده؛ خدا را شكر. الان پيوند عاطفى و محبت آميزى كه بين بنده و آقاى خاتمى هست، از آنچه در هشت سال پيش بوده، به مراتب مستحكم تر است؛ و اين ناشى از خصوصياتى است كه من در اين مدت در ايشان حس كردم. تدين و پايبندى و نجابت و روحيه نجيب ذاتى ايشان واقعاً جزء امتيازات و خصال برجسته در ايشان است. ايشان در اين مدت تلاش متراكمى انجام دادند؛ ما شاهد بوديم و مى ديديم.

در مقاطع زمانى مختلف، كشور و دولت و مسئولان با حوادثى مواجه شدند، و ايشان در يكى از حساس ترين مراكز اين مواجهه قرار داشتند و صبر و تحمل كردند؛ ان شاءالله خداى متعال اجر اين صبر و تحمل را خواهد داد.

در ميان خصوصيات ايشان، اگر من بخواهم روى يكى از آنها تكيه كنم، اين است كه ايشان در همه اين مدت، دشمنانى را كه كمين كرده و خيز برداشته بودند، نااميد كردند.

خيلى ها از سال ۷۶ - از اول تشكيل اين دولت - مى خواستند آقاى خاتمى را در موضع مقابله و مواجهه با نظام قرار دهند؛ خيلى هم تلاش كردند؛ ما شاهد بوديم. البته ريشه و مبنا و سلسله جنبان اين تلاش ها در بيرون از اين مرزهاست؛ منتها كسانى هم متأسفانه همان انگيزه هاى فاسد و پليد را در داخل انعكاس مى دادند. خيلى تلاش كردند، اما آقاى خاتمى حقيقتاً مقاومت كردند. آن روزى كه ايشان اعلام كردند وقتى مى گويم «جامعه مدنى»، مراد من
مدينه النبى است - كه اتفاقاً ديروز يا پريروز در يكى از صحبت هاى ايشان  من اين را خواندم - خيلى خلاف انتظار بعضى ها شد؛ لذا به ايشان حمله كردند و فشار آوردند ».

لذا بدينوسيله از استاد مصباح  يزدي عاجزانه مي خواهم كه قدري در گويش ها تأمل كنند و بدانند كه اين رسم حمايت و طرفداري از رهبر معظم انقلاب نيست، چرا كه به مدد الطاف الهي معظم له حي و زنده بوده و نمي توانيد ادعا كنيد
كه همچون امام خميني (ره) كه مسئله جمهوري اسلامي را به اقتضاء و مصالح روز مطرح نموده اند تعريف و تمجيد رهبر فرزانه انقلاب از شخصيت سيد محمدخاتمي نيز به اقتضاء و مصالح روز بوده است چرا كه در اينصورت خداي ناكرده
شما ايشان را به تظاهر متهم ساخته و از پله ولايت ساقط نموده ايد.

لذا سخن تاريخي و حكمت آموز ارسطو در قبال مسائل و افكاري كه به زعم وي ، استاد بزرگش افلاطون درباره آنها دچار اشتباه گرديده بود متذكر مي كردم آن سان كه به استاد خويش گفت « استاد به نظر من خيلي محترم است اما حقيقت محترم تر ».

•وحيد كاظم زاده قاضي جهاني

• • • اخبار مرتبط

• مصباح یزدی: به هر سیدی احترام نگذاریم، جعفر کذاب هم سید بود
http://www.tik.ir/display/?ID=26294&page=1

• واکش شدید بینندگان «انتخاب» به خبر «مصباح یزدی: به هر سیدی احترام نگذاریم، جعفر کذاب هم سید بود»
http://www.tik.ir/display/?ID=26517&page=
1

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه یکم شهریور 1385 و ساعت 21:16 |


Powered By
BLOGFA.COM