تبليغاتX
اخبار صوفیه
نوه امام: مقدمات تخريب شخصيت‌هاراآغازكرده‌اند

خبرگزاري انتخاب : حجت‌الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني در ديدار اعضاي شوراي مركزي حزب موتلفه اسلامي در دفتر امام خميني (س)، به بيانات رهبر انقلاب اسلامي در مورد انتخابات آتي اشاره كرد و گفت: با اين‌كه رهبر معظم انقلاب چندين بار و با صراحت و شدت نسبت به تخريب شخصيت‌ها هشدار داده‌اند، اما متاسفانه نشانه‌هايي دريافت كرده‌ام كه عده‌اي مقدمات اين عمل خلاف شرع را آغاز كرده‌اند.

به گزارش خبرگزاري «انتخاب» به نقل از ايسنا دنوه امام، برخورد با اين عمل خلاف شرع را وظيفه‌ي تك تك اقشار مردم، مسوولين، گروه‌ها و احزاب دانست و ادامه داد: از حزب شما (موتلفه اسلامي) كه اركان آن برگرفته از مقدسات اسلام و فرمايشات امام خميني (س) مي‌باشد، انتظار است كه با اين پديده‌ي شوم برخورد داشته باشد؛ زيرا كه عدم توجه به اين رفتار ناپسند سبب شكسته شدن قبح آن مي‌شود و تداوم آن نيز بسط اين فرهنگ نااسلامي را در جامعه باعث مي‌شود.
در اين جمع كه سيد ياسر و سيد علي خميني فرزندان يادگار امام نيز حضور داشتند، آقايان عسگراولادي، حبيبي، ترقي و بادامچيان نيز پيش از نوه امام صحبت كردند.

عسگراولادي در سخنان خود به سه نكته اشاره نمود: مساله‌ي روز قدس، انتخابات خبرگان و شوراها و هم‌چنين انرژي هسته‌يي.

پس از وي، محمدنبي حبيبي به ايراد گزارشي از فعاليت‌هاي بين‌المللي حزب موتلفه پرداخته و خاطرنشان كرد: دفاع قهرمانانه برادرانمان در حزب‌الله لبنان، برگ زرين ديگري در مبارزات تاريخ تشيع آفريد.

وي ادامه داد: حزب موتلفه و حزب‌الله هر دو يك حزب هستند؛ زيرا فلسفه‌ي وجودي خود را از امام گرفته‌اند و ثابت كرده‌اند در راه بسط آرمان‌هاي اسلامي و انديشه امام تا پاي جان ايستادگي مي‌كنند.

ترقي و بادامچيان نيز از روند انتخابات شوراها و خبرگان سخن گفتند.

بادامچيان ابراز اميدواري كرد كه در انتخابات خبرگان اصولگرايان به وحدت ليست دست يابند.

در پايان اين جلسه هم آيت‌الله بجنوردي كه به صورت ميهمان در جلسه حاضر شده بود، در صحبت كوتاهي گفت: ممكن است تصور شود كه بنده متمايل به دوم خردادي‌ها هستم، اما ارادت ويژه‌اي به شما كه از انقلابيون شناخته شده و باسابقه نظام هستيد دارم.

بجنوردي با اشاره به انتخابات خبرگان از حزب موتلفه خواست كه تمام تلاش خود را معطوف دارد تا خواست امام برآورده شده و انقلاب به دست نامحرمان نيافتد.

حاضرين در اين ديدار بعد از اين جلسه به همراه نوه امام در حسينيه جماران كه مملو از خانواده‌ شهداي حزب موتلفه اسلامي از سراسر كشور بود حاضر شدند.

فرزند يادگار امام در اين جمع با اشاره به فرا رسيدن روز قدس آن را يكي از يادگارهاي امام خواند و اظهار داشت: ان‌شاءالله همه ما همدوش و همراه هم با شركت در راهپيمايي روز قدس اين روز را گرامي خواهيم داشت.

سيد حسن خميني در بخش ديگري از سخنان خود، گفت: تفاوت دنياي امروز با دنياي قبل اين است كه در هر دو هنجارها شكسته مي‌شود، اما در دنياي قبل اگر كسي گناهي مرتكب مي‌شد، ارتكاب آن را مي‌پذيرفت، اما در دنياي امروز با طيف وسيعي از انسان‌ها مواجه هستيم كه به هنجارهاي ديني و اعتقادات پايبند نيستند و ارتكاب گناه و هنجارشكني‌هاي خود را توجيه مي‌كنند.

وي، افزود: اگر پنجاه سال قبل كسي در جامعه‌ گناهي مي‌كرد آن را به عنوان ناهنجاري قبول مي‌كرد و با پذيرش همين گناه قدم اول را براي اصلاح برمي‌داشت، اما در فضاي امروز افراد براي ناهنجاري‌هاي خود مثل فساد، حب نفس و من‌پرستي استدلال مي‌آورند و اين آغاز پوچي و اضمحلال است.

وي با بيان اينكه «توجيه گناه، بدتر از ارتكاب گناه است» تصريح كرد: اگر فردي ارتكاب ناهنجاري خود را پذيرفت، اميد نجات در او وجود دارد چرا كه آغوش او براي پذيرفتن واقعيت باز است و فرد از عقل خود براي توجيه گناه و فلسفه‌بافتن براي آن استفاده نمي‌كند.

سيدحسن خميني با اشاره به اين فرموده‌ي امام كه «گام اول توبه به پذيرش گناه است»، خاطر نشان كرد: تا نپذيريم كه گناه و ناهنجاري مرتكب شده‌ايم امكان ندارد توبه كنيم، چرا كه اولين گام حركت بيدار شدن از خواب غفلت است.

وي اظهار داشت: در دنياي امروز تك تك ما گرفتار مصيبت توجيه هستيم، حال آنكه جامعه منتظر مصلح نمي‌تواند خود صالح نباشد و نمي‌توان منتظر مصلح بود، اما گامي براي اصلاح برنداشت، اين اصلاح هم بايد از تك تك افراد جامعه آغاز شود تا به جامعه، كشور و جهان برسد.

وي افزود: حادثه‌ي فلسطين نيز يك توجيه‌گري است و هزاران توجيه غير منطقي براي آن مي‌آورند و مي‌گويند كه شماييد كه حقوق بشر را رعايت نمي‌كنيد و آزادي را پاس نمي‌داريد در حالي كه شاهد بوديم در جنگ سي روزه و دفاع قهرمانانه‌ي برادران‌مان در حزب‌الله، سازمان ملل متحد هيچگونه اقدام موثري انجام نداد و درخواستي براي صلح و حتي آتش‌بس نكرد.

سيد حسن خميني، حضور اشغالگران آمريكايي را نيز برگرفته از توجيه‌گري دانست و با ابراز نگراني از جنايات روزافزون اشغالگران در عراق گفت: آمريكايي‌ها با توجيه عدم وجود دموكراسي و آزادي به اين كشور اسلامي يورش بردند، اما كنون ارمغان دموكراسي آنان، چيزي جز كشتار صدها هزار مردم بي‌دفاع اين كشور نيست.

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و نهم مهر 1385 و ساعت 3:9 |
آقای مصباح یزدی! اگر دليلي بر رضايت مقام معظم رهبری از عملكرد خودتان داريد ذكر فرمائيد

خبرگزاري انتخاب : نشريه پرتو سخن كه وابسته به موسسه آيه الله مصباح يزدي در قم است در شماره پنجم مهرماه 85 خود سخناني از ايشان منتشر كرده است كه بعضي از قسمتهاي آن احتياج به حاشيه دارد.

حديقه اولي : ايشان مي گويد : « شايد كمتر كسي باشد كه در دوران بعد از انقلاب تاكنون و در دوران قبل از آن درباره ولايت فقيه به اندازه بنده حرف زده يا مطلب نوشته باشد بحث و مناظره كرده باشد و... »

حاشيه : چون بزرگان مي فرمايند علم به تنهائي مشكل انسان را حل نمي كند از جناب استاد آيه الله مصباح سئوال مي كنيم :

اولا آيا شما بيشتر فقه خوانده ايد يا همان فردي (آقاي منتظري ) كه در همين سخنراني تعرض آميز به او اشاره كرده ايد و گفته ايد سادگي مخصوصي داشت و تحت تاثير بعضي از روشنفكرمآب ها بخصوص نهضت آزادي چنين و چنان گفت من گمان نمي كنم احدي از علماي حوزه شما را در تخصص فقهي همطراز مشاراليه بداند حتي در مسئله ولايت فقيه هم بايد به دليلي ثابت شود كه شما بيشتر از ايشان كار كرده ايد.

ثانيا آيا شما بيشتر براي ولايت فقيه در ميدان عمل كار كرده ايد و زحمت كشيده ايد يا آن شخص ديگري (آقاي هاشمي رفسنجاني ) كه به او هم در همين سخنراني تعرض زده و گفته ايد مي گويد : « نه آقا ولايت امر زميني و با راي مردم است » در اين مورد هم گمان نمي كنم احدي از كساني كه براي حكومت اسلامي ايران مبارزه كرده اند و مبارزان را مي شناسند نقش شما را كه انشاالله نقش داشته ايد به اندازه يك دهم بلكه يك صدم نقش ايشان بدانند.

پس ملاحظه فرموديد كه اين دو فردي كه نام آنها از همين سخنراني شما به دست آمد يكي از آنها يقينا بيشتر از شما درباره فقه و ولايت فقيه كار كرده است اما علم كثير او فايده اي كه بايد ببخشد نبخشيد و ديگري احتمالا كمتر از شما فرصت كار علمي اصطلاحي داشته است اما به درجات بيشتر از شما براي حكومت اسلامي و ولايت فقيه كار كرده و موثر بوده است و به همين خاطر و به دليل امتيازات ديگر از دست بنيانگذار تيزبين و آدم شناس جمهوري اسلامي يعني امام خميني (ره ) چندين مدال افتخار گرفته است (البته منظورم مدال طلا و اينجور چيزها نيست ).

حديقه 2 ـ آقاي مصباح مي گويند : « اگر بنده در زمينه مسائل ولايت فقيه احساس كردم روزنه اي وجود دارد كه دشمن مي تواند از آنجا نفوذ كند آيا بايد بگويم يا نه »

حاشيه : از جناب آقاي مصباح مي پرسيم چگونه است كه احساس خطر فقط به شما دست داده است و اينهمه مراجع و علما و فقها و انديشمندان چنين احساسي ندارند بلكه برخي از آنها از رويه و موضعگيري هاي تند و احساسي شما ناراحت و ناراضي اند موضعگيري هاي تند و بيش از حد لازم شما در سالهاي پيش از انقلاب درباره دكتر شريعتي فراموش نشده است . همان زمان حتي يك عالم موجه با شما همراه و هماهنگ نبود. من از بزرگان ناراضي از رويه شما در قصه شريعتي يكي از گذشتگان را نام مي برم كه سيدالشهداي انقلاب اسلامي آيت الله بهشتي شهيد مظلوم است و يكي هم از احيا كه حضرت آيه الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب دام ظله مي باشد.

حديقه 3 ـ ايشان گفته اند : « آيا به پزشكي كه مي داند مثلا ايدز از اينجا سرايت مي كند ديگران تشخيص نمي دهند و شايد اصلا نمي دانند چه هست بايد گفت آقا براي اينكه برخي ناراحت نشوند شما وسواس نيانداز بگذار مردم زندگيشان را بكنند. پزشك اگر نگويد خيانت كرده است » .

حاشيه : جناب آيه الله مصباح همه مي دانند عرفا و عادتا غيرممكن است كه هجوم بيماري خطرناكي را فقط يك پزشك بفهمد و ديگران حتي پس از اينكه او سالها داد و فرياد مي زند پي نبرند. اگر چنين حالتي اتفاق افتاد خوب است چنين پزشكي در تشخيص خود ترديد كند و در مقدمات علمي و روحي خود بازنگري نمايد و براي خود و ديگران زحمت درست نكند. جناب آقاي مصباح آيا انصافا اين درست است كه شما درباره همه علما و بزرگان كه در ميان آنها مراجع عظام تقليد و مقام معظم رهبري قرار دارند بگوييد « ديگران تشخيص نمي دهند و شايد اصلا نمي دانند چه هست » ! به نظر شما اين نوعي خود بزرگ بيني و به حساب نياوردن ديگران نمي باشد

حديقه 4 ـ آقاي مصباح گفته اند : « اصلا فلسفه وجود من اين است كه اگر جايي خطر بيماري را احساس كردم هشدار بدهم كه مواظب باشيد بيماري دارد مي آيد » .

حاشيه : اگر اين كار فلسفه وجودي شماست پس فلسفه وجود رهبر در نظام اسلامي چه مي باشد احدي از آحاد ملت حق ندارد بر رهبري جلو بيفتد. آيا رهبري از عملكرد و موضعگيري هاي شما راضي است ما قرائني داريم كه نه شما اگر دليلي بر رضايت ايشان از عملكرد خودتان داريد ذكر فرمائيد. البته اينكه ايشان به موسسه شما كمك مالي بكنند يا شما در دفتر ايشان سخنراني بكنيد دليل نمي شود.

از اين كه بگذريم آيا پزشك وظيفه دارد كه بدون مراجعه مريض به او مرض بيمار را با داد و فرياد بيان كند اين جامعه كه شما او را در معرض مثلا ايدز دانسته ايد كي و كجا و چگونه به شما مراجعه كرد و از شما درخواست معالجه نمود آيا اميرالمومنين عليه السلام در دوران عدم مسئوليت ظاهري و ائمه ديگر ـ جز امام حسين عليه السلام در سال آخر عمر شريفش و آن هم به دلايلي خاص ـ با ا ينكه جامعه را در معرض خطرها و به قول شما ايدزها و برتر از ايدز مي ديدند رفتار شما را داشتند

حديقه 5 ـ ايشان مي گويند : « اگر از صدر اسلام تاكنون يك فقيه را پيدا كنيد كه گفته باشد مشروعيت ولي فقيه از راي مردم است من تمام دارايي ام را به او مي بخشم » .

حاشيه : اولا مگر يكي از شرايط درست بودن يك نظر فقهي يا غيرفقهي اين است كه اين نظر پيش از آن مظرح شده باشد علامه حلي ـ بنابر معروف فتوا داد كه آب چاه با ملاقات نجس متنجس نمي شود درحالي كه كسي از فقهاي شيعه پيش از اين چنين حرفي نزده بود.

ثانيا رهبر معظم حفظه الله كه شما به ايشان خيلي ابراز ارادت مي كنيد همانگونه كه با نظر شما درباره شريعتي موافقت نداشتند با اين نظر و تحليل و برداشت شما درباره ولايت فقيه هم نظر موافقي ندارند. ايشان در مقاله اي كه خودشان آن را در سومين كنفرانس انديشه اسلامي در بهمن ماه 1363 قرائت كردند مي فرمايند : « ... آن كسي كه اين معيارها را داردو از تقوي و صيانت نفس و دينداري كامل و آگاهي لازم برخوردار است آنوقت نوبت مي رسد به قبول ما. اگر همين آدم را با همين معيارها مردم قبول نكردند باز مشروعيت ندارد . چيزي به نام حكومت زور در اسلام نداريم » . (1 )

ملاحظه مي فرماييد كه ايشان مشروعيت حكومت ولي فقيه را به راي و قبول مردم مي دانند. اگر بگوييد مراد ايشان از « مشروعيت » در اين جا « قانوني بودن » مي باشد خواهيم گفت خير صدروذيل سخن ايشان اين تفسير را نفي مي كند. ايشان در چند سطر قبل از اين گفته اند : « نظر مردم تعيين كننده است اما نسبت به آن انساني كه داراي معيارهاي لازم است . اگر معيارهاي لازم در آن انسان نباشد انتخاب نمي تواند به او مشروعيت ببخشد. » معلوم است كه مراد از « مشروعيت » در اين جمله قطعا مشروعيت به معناي شرعي بودن است والا قانوني بودن كه قابل نفي نمي باشد.

حكومت امريكا و انگليس را هم نمي توان نامشروع به معناي غيرقانوني دانست . پس معلوم مي شود همين معنايي كه ايشان از كلمه « مشروعيت » در اين جمله اراده كرده اند همين معنا را از اين كلمه در چند سطر بعد به قرينه صدرو ذيل و وحدت سياق قصد كرده اند. بخصوص كه در دنباله سخنانشان مي گويند : « چيزي به نام حكومت زور در اسلام نداريم » اين جمله صريح در اين است كه حكومت كسي كه مردم او را قبول ندارند مشروع به معناي شرعي و اسلامي نيست . البته بنده خواهان جايزه و مال و دارايي كسي نيستم اما خواستم عنايت فرمائيد و در مسائلي كه اينچنين جزمي به آنها مي نگرديد تجديدنظر فرمائيد.

ثالثا بر فرض كه رهبري و هيچكس ديگر هم چنين حرفي نزده باشد بنده به عنوان يك طلبه با بضاعتي مزجاه عن جهد و اجتهاد عرض مي كنم ولايت فقيه دو معنا دارد. يكي ولايت بر امور حسبه و غيب و قصر در حكومت طاغوت مشروط به اينكه اعمال ولايت در اين امور مستلزم خطر و ضرري از جانب حكومت جائر نباشد; و همچنين درحكومت حقه مشروط به اينكه حكومت روي آنها دست نگذاشته باشد مثل مال مجهول المالكي كه به دست كسي برسد يا يتيمي كه در فلان نقطه احتياج به سرپرست دارد و دسترسي به حكومت ندارد يا دارد و نمي خواهد مراجعه كند وامثال اينها ـ در اينگونه موارد فقيه جامع الشرايط بنابر نصب عام امام معصوم عليه السلام ولايت دارد و مي تواند دخل و تصرف نمايد و راي مردم در اين ولايت تاثيري ندارد. ادله نصب هم بيش از اين معنا را ثابت نمي كند.

معناي ديگر ولايت فقيه حكومت بر مردم است . حكومت بر مردم فرع بر قبول مردم است و حكومت بر مردم بدون قبول مردم اصلا معقول نيست . معقول كه نبود مشروع هم نيست مگر اينكه كسي بخواهد بازور بر مردم حكومت كند كه اين هم مشروع نيست رهبري هم فرمودند : « چيزي به نام حكومت زور در اسلام نداريم » . بنابر اين چنانچه كسي بگويد حكومت فقيه بر مردم بدون قبول مردم مشروعيت ندارد سخن گزافي نيست و هيچ اصل و فرعي از اصول و فروع دين زير پا گذاشته نشده است . حالا چه باعث شده است كه جنابعالي اين مسئله وجداني و معقول را با مطالعات پنجاه ساله خود اينچنين مي پيچانيد و خود و ديگران را به زحمت مي اندازيد نمي دانم .

حديقه 6 ـ جناب آيه الله مصباح مي فرمايند : « مردم در مقابل سربازهاي شاه سينه خود را باز مي كردند و مي گفتند بزن و در شرح آن مي گفتند كه مرجع تقليد ما دستور داده است . آيا اگر امام نفرموده بود مردم اين كار را انجام مي دادند چرا مردم اين كار را كردند چون به او راي داده بودند ! چه كسي راي داده بود ! اين جز فرهنگ مردم بوده است كه اين نايب امام وقتي دستور بدهد بايد اطاعت كنيم ... اگر مردم معتقد بودند كه بايد اول راي بدهند تا امام مشروعيت پيدا كند آيا چنين كارهايي انجام مي شد ! »

حاشيه : در اين سخنان مثل اينكه مغالطه اي صورت گرفته باشد البته انشاالله بر اثر غفلت گوينده محترم . آن مغالطه اين است كه ايشان اطاعت را لازمه ولايت دانسته اند درحالي كه چنين نيست . مثلا فرزند از پدر خود اطاعت مي كند و بايد اطاعت كند درحالي كه هيچكس نگفته است كه پدر بر فرزند حكومت دارد. اين مثال مثال اطاعت شرعي بود. مثالي هم از اطاعت هاي عرفي بزنيم و آن اطاعت اهل يك عشيره يا فاميل يا محله از بزرگ آن عشيره يا فاميل يا محله است . در اينگونه موارد اطاعت هست بي آنكه ولايتي در كار باشد. نمونه ديگري از اطاعت اطاعت مريد از مراد و اطاعت عاشق از معشوق است آيا هيچكس گفته است مراد بر مريد خود و معشوق بر عاشق خود ولايت شرعي دارد پس اطاعت كساني از كسي دليل بر حكومت او بر آنان آن هم از نوع حكومت الهي و آسماني نيست .

جناب آيه الله مصباح با مطالعات 50 60 ساله خود درباره ولايت فقيه حتما مي دانند كه ولايت فقيه به اين معنا كه واجب است همانگونه كه از امام معصوم اطاعت مي شود از فقيه عادل اطاعت شود را اكثر فقهاي شيعه قبول ندارند و شيخ اعظم انصاري رحمه الله عليه مي فرمايد : « دونه خرط القتاد » . آنچه را كه مي توان گفت مخالف چنداني ندارد شانيت فقيه جامع الشرايط براي حكومت و اولويت و احقيت او بر ديگران در اين امر است و براين اساس مردم وظيفه دارند فقيه جامع الشرايط را به حكومت برگزينند. وجوب اطاعت پس از انتخاب مردم و راي آنهاو قبول آنها تحقق پيدا مي كند اما قبل از آن نه وجوب اطاعتي در كار نيست .

با توجه به آنچه عرض كرديم اين سخن جناب مصباح درهمين سخنراني كه مي گويند : « مردم اطاعت از ولي فقيه را وظيفه الهي مي دانند » حاشيه اي لازم دارد و آن اينكه : آنچه اولا و با لذات وظيفه شرعي و الهي مردم است برگزيدن فقيه جامع الشرايط (در زمان غيبت ) براي حكومت است . اين موضوع كه تحق يافت وجوب اطاعت به عنوان يك وجوب تبعي بر آن مترتب مي شود. در نتيجه چنانچه مردم اين انتخاب را صورت ندهند مواخذه خواهند شد كه چرا فقيه جامع الشرايط را به حكومت انتخاب نكرديد نه اينكه چرا از او اطاعت نكرديد. او قبل از برگزيده شدن براي حكومت واجب الاطاعه نيست .

حديقه 7 ـ آقاي مصباح در ادامه مي گويند : « اگر وظيفه اي باشد كه خودشان براي خودشان تعيين كنند خب فردا راي نمي دهند... مي گويند راي نمي دهيم و راي خود را پس مي گيريم » .

اين سخن ايشان هم حاشيه مي خواهد و آن اينكه : آنچه ما گفتيم اين بود كه مردم وظيفه دارند فقيه جامع الشرايط را در زمان غيبت امام معصوم به حكومت برگزينند و وظيفه دارند بر راي خود باقي بمانند و وجوب اطاعت بر اثر اين پذيرش و قبول و راي و قرارداد متوجه آنان مي شود.

اما مي دانيم آقاي مصباح با جملات بالا چه مي خواهند بگويند. آيا مي خواهند بگويند اگر مردم گفتند : « ديگر راي نمي دهيم و راي خود را پس مي گيريم » بايد با توپ و تانك سراغ آنها رفت و آنها را مجبور به راي دادن و پس نگرفتن راي نمود ! خدا كند چنين چيزي منظور ايشان نباشد كه چنين حكومتي همانطور كه رهبري فرمودند در اسلام نداريم .

حديقه 8 ـ آيه الله مصباح يزدي گفته اند : « اگر كسي بگويد نه آقا ولايت امر زميني و با راي مردم است ... آيا بايد سكوت كرد !... به فرض او يقين دارد كه مسئله همان است كه او گمان مي كند و به صلاح اسلام است خب بنده هم يقين دارم كه اين بهترين راهي است كه آمريكا مي تواند به اسلام ضربه بزند آيا توصيه بردار است كه كسي بگويد شما بيائيد با هم توافق كنيد چه توافقي مسئله مرگ و حيات است . او مي گويد اگر اين كار را بكنيم مرگ است من مي گويم اگر آن كار را بكنيم مرگ است حالا چه كار كنيم اينجا جاي توصيه نيست ... من پنجاه شصت سال در اين مسئله ريش سفيد كرده ام و اگر سكوت كنم فرداي قيامت خداوند جلوي من را مي گيرد و مي گويد... چرا سكوت كردي »

حاشيه : اولا از حاشيه بندهاي 5 و6 معلوم شد كه در برابر چنين حرفي بايد سكوت كرد زيرا كسي كه چنين حرفي بزند كافر نشده و سخني برخلاف هيچيك از ضروريات دين نگفته است . البته ممكن است جناب آقاي مصباح هيچ اعتنائي به آنچه گفته شد نكنند و وظيفه خودشان بدانند كه گوينده چنين حرفي را تكفير كنند و بنده كمترين صرفنظر از هر كس ديگري خودم معتقد به آنچه گفتم هستم و آنها را از روي دليل شرعي به دست آوردم ولي چون حوصله تكفير شدن ندارم و سرم براي دعوا درد نمي كند فعلا از اينكه نام خودم را به طور كامل در ذيل اين نوشته بياورم خودداري مي كنم .
ثانيا شما كه مي فرماييد : « او مي گويد اگر اين كار را بكنيم مرگ است من مي گويم اگر آن كار را بكنيم مرگ است ... اگر سكوت كنم فرداي قيامت خداوند جلوي من را مي گيرد و مي گويد... چرا سكوت كردي » خواهشمند است براي لحظه اي هم كه شده خودتان را به جاي طرف مقابل بگذاريد و منصفانه بفرماييد كه چنانچه او هم مثل شما عمل مي كرد چه مي شد آيا جوي خون راه نمي افتاد ! مگر شما نمي گوييد كه او هم آنچه را شما مي گوييد « مرگ » مي داند و مگر نمي گوييد « او يقين دارد كه مسئله همان است كه او گمان مي كند و به صلاح اسلام است من هم يقين دارم كه ... » . آقاي مصباح آيا مي پسنديد كه او هم با شما همانطوري كه شما با او رفتار مي كنيد رفتار كند كه اگر چنين كند آتشي برپا خواهد شد و خانمانهايي را خواهد سوزاند و دود آن هم به چشم اسلام خواهد رفت و دشمنان اسلام شاد خواهندشد.
من نمي دانم چرا آقاي مصباح كه معلوم مي شود آدم زحمت كشيده اي هستند و پاي درس بزرگان نشسته اند توجه به اين نكات ندارند. ما در نجف گاهگاهي شاهد اينطور برخوردها بوديم و رنج مي برديم اما برخوردهاي آقاي مصباح آنها را تحت الشعاع قرار مي دهد خدا كند اين روحيه به طلبه هاي ديگر سرايت نكند.

ما فعلا به همين هشت حديقه اكتفا مي كنيم اگرچه در اين سخنراني و سخنراني هاي سياسي ديگر آيه الله مصباح اشكالات فراوان ديده مي شود اما حوصله ما و شما بيش از اين ظرفيت ندارد.

در اين ماه رحمت بايد همه از خدا بخواهيم كه ما را از خواب غفلت بيدار كند و حجابهاي جهلي و علمي و نفسي را از پيش چشم ها بردارد و دلهاي ما را با نور ايمان و علم حقيقي روشن بفرمايد و چنانچه صلاحيت مستجاب شدن اين دعاها را نداريم اقلا اسلام و مسلمانها از ضرر ما محافظت فرمايد.

پاورقي :
(1 ) حكومت در اسلام مقالات سومين و چهارمين كنفرانس انديشه اسلامي انتشارات اميركبير چاپ دوم ص .33
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب :
آن كسي كه اين معيارها را دارد از تقوي و صيانت نفس و دينداري كامل و آگاهي هاي لازم برخوردار است آنوقت نوبت مي رسد به قبول اگر همين آدم را با همين معيارها مردم قبول نكردند باز مشروعيت ندارد. چيزي به نام حكومت زور در اسلام نداريم

به تاريخ 85 7 21 برابر 19 شهر صيام
اقل الطلاب نزيل قم ـ ع . ل / جمهوري اسلامي

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و نهم مهر 1385 و ساعت 3:7 |
عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز :

اقدامات طرفداران آقاي مصباح به ضرر مملكت است

خبرگزاري انتخاب : « سيدرضا اكرمي » عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز تهران با انتقاد شديد از لحن مسئولان ستادهاي انتخاباتي حامي مصباح يزدي كه اعلام كرده اند در انتخابات آينده مجلس خبرگان رهبري از ليستي حمايت مي كنند كه نام « هاشمي رفسنجاني » در آن گنجانده نشده باشد گفت كه نفي ديگران و به خصوص شخص آيت الله هاشمي رفسنجاني از سوي حاميان آقاي مصباح يزدي خلاف شرع قانون اخلاق و انصاف است

وي درگفت وگو با سايت « آفتاب » اظهار داشت : نزديكان آقاي مصباح يزدي به جاي اينكه ديگران را نفي كنند بگويند كه انتخاب اصلح خود آنها كيست نه اينكه چهره هاي با سابقه نظام همچون آقاي هاشمي را نفي كنند تا شخصيت آنها تخريب شود.

عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز با اشاره به جايگاه مورد احترام آقاي هاشمي رفسنجاني براي مردم و رهبري اظهار داشت : مقام معظم رهبري در سخنان اخير خود تخريب شخصيت هاي موثر نظام را نكوهش كردند جناب آقاي هاشمي رفسنجاني هم نايب رئيس مجلس خبرگان رهبري هستند و تخريب شخصيت ايشان نه شرعي نه قانوني و نه منصفانه است .

وي معتقد است كه اگر حاميان آقاي مصباح يزدي مي خواهند در انتخابات شركت كنند اشكالي ندارد اما نبايد دست به تخريب شخصيتي مانند آقاي هاشمي رفسنجاني بزنند.

اكرمي با بيان اين مطلب كه « در جامعه ما مشكلي وجود دارد كه همواره به دنبال اشتباهات افراد مي گرديم » اظهار داشت : در مورد آقاي هاشمي رفسنجاني هم افرادي هستند كه به جاي نگاه منصفانه به عملكرد و سوابق درخشان ايشان به دنبال چند غلط در رفتارهاي وي مي گردند تا او را تخريب كنند.

وي سپس با توصيه به اين افراد براي نقد عملكرد دولت نهم گفت : اين عده به جاي تخريب ديگران بروند ببينند كه آن كسي كه در انتخابات رياست جمهوري از او حمايت كردند و رئيس جمهور شد آيا هيچ ايرادي در عملكرد بيش از يك سال گذشته اش وجود ندارد كه نياز به تذكر و انتقاد داشته باشد

عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز خاطر نشان ساخت : آقاي هاشمي رفسنجاني را معصوم نمي دانيم او يك شهروند اين كشور است كه در مقاطع بسيار حساس مسئوليت هاي دشواري را پذيرا شده و حتي اشكالاتي هم در كار خود داشته است اما تخريب او را مانند هر انسان ديگري خلاف شرع خلاف اخلاق خلاف قانون و خلاف انصاف مي دانيم .

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 و ساعت 16:38 |
 

نماینده قم بررسی کرد:جریان تخریب و فهرست جامعه مدرسین

پنجشنبه 27 مهر 1385

آفتاب:«علی بنایی» مسئول مجمع طلاب و فضلای حوزه علمیه قم که اخیرا درباره فعال شدن جریان تخریب در جریان انتخابات خبرگان و شوراها در قم هشدار داده بود،توضیح داد که نظر وی، فرمایش مقام رهبری در دیدار با کارگزاران نظام بود که در آن، برای سومین مرتبه جریان تخریب شخصیت‌های انقلاب را نقد کردند.

نماینده قم در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی آفتاب تاکید کرد: با توجه به اینکه تخریب شخصیت‌های سیاسی در هنگام انتخابات جزو دغدغه‌های مقام رهبری است و تاکنون سه بار بر آن تاکید کرده‌اند،نباید از آن تخطی کرد. 

مخبر کمیسیون اصل 90 مجلس افزود: فعالیت جریانی که در جهت تخریب شخصیت‌های نظام فعالیت می کند،غیر شرعی و غیر قانونی است و باید با آن برخورد قاطع کرد. 

وی اظهار داشت: تا جایی که من اطلاع دارم وزارت کشور دستور مقام رهبری را پیگیری می‌کند تا خدای نکرده بی‌توجهی صورت نگیرد. 

مسئول مجمع طلاب و فضلای حوزه علمیه قم همچنین در مورد سخنان رئیس دفتر مصباح یزدی مبنی بر اینکه ستادهای خودجوش حامی مصباح از لیست جامعه مدرسین منهای هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی حمایت خواهند کرد، گفت: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم جریان اصیل و حوزوی کشور است و انقلاب اسلامی نقش زیادی داشته است. 

بنایی با اشاره به اینکه «لیست جامعه مدرسین همواره و در تمامی ادوار انتخابات خبرگان با وسواس و دقت تهیه شده»، افزود: جامعه مدرسین در معرفی فهرست انخابات دوره چهارم مجلس خبرگان نیز وقت گذاشتن و مراتب علمی نامزدها برایشان مهم بود و با حساسیت نسبت به انتخاب نامزدها اقدام کرد که این حساسیت قابل دفاع است. 

وی در پایان اظهار داشت: به اعتقاد من قوی‌ترین و محکم‌ترین لیست انتخابات خبرگان،فهرست جامعه مدرسین خواهد بود که همه ما باید از آن حمایت کنیم.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 و ساعت 16:2 |
هشت حديقه

 حاشيه اي بر سخنان مصباح يزدي

خبرگزاري انتخاب : نشريه پرتو سخن كه وابسته به موسسه آيه الله مصباح يزدي در قم است در شماره پنجم مهرماه 85 خود سخناني از ايشان منتشر كرده است كه بعضي از قسمتهاي آن احتياج به حاشيه دارد.

حديقه اولي : ايشان مي گويد : « شايد كمتر كسي باشد كه در دوران بعد از انقلاب تاكنون و در دوران قبل از آن درباره ولايت فقيه به اندازه بنده حرف زده يا مطلب نوشته باشد بحث و مناظره كرده باشد و... »

حاشيه : چون بزرگان مي فرمايند علم به تنهائي مشكل انسان را حل نمي كند از جناب استاد آيه الله مصباح سئوال مي كنيم :

اولا آيا شما بيشتر فقه خوانده ايد يا همان فردي (آقاي منتظري ) كه در همين سخنراني تعرض آميز به او اشاره كرده ايد و گفته ايد سادگي مخصوصي داشت و تحت تاثير بعضي از روشنفكرمآب ها بخصوص نهضت آزادي چنين و چنان گفت من گمان نمي كنم احدي از علماي حوزه شما را در تخصص فقهي همطراز مشاراليه بداند حتي در مسئله ولايت فقيه هم بايد به دليلي ثابت شود كه شما بيشتر از ايشان كار كرده ايد.

ثانيا آيا شما بيشتر براي ولايت فقيه در ميدان عمل كار كرده ايد و زحمت كشيده ايد يا آن شخص ديگري (آقاي هاشمي رفسنجاني ) كه به او هم در همين سخنراني تعرض زده و گفته ايد مي گويد : « نه آقا ولايت امر زميني و با راي مردم است » در اين مورد هم گمان نمي كنم احدي از كساني كه براي حكومت اسلامي ايران مبارزه كرده اند و مبارزان را مي شناسند نقش شما را كه انشاالله نقش داشته ايد به اندازه يك دهم بلكه يك صدم نقش ايشان بدانند.

پس ملاحظه فرموديد كه اين دو فردي كه نام آنها از همين سخنراني شما به دست آمد يكي از آنها يقينا بيشتر از شما درباره فقه و ولايت فقيه كار كرده است اما علم كثير او فايده اي كه بايد ببخشد نبخشيد و ديگري احتمالا كمتر از شما فرصت كار علمي اصطلاحي داشته است اما به درجات بيشتر از شما براي حكومت اسلامي و ولايت فقيه كار كرده و موثر بوده است و به همين خاطر و به دليل امتيازات ديگر از دست بنيانگذار تيزبين و آدم شناس جمهوري اسلامي يعني امام خميني (ره ) چندين مدال افتخار گرفته است (البته منظورم مدال طلا و اينجور چيزها نيست ).

حديقه 2 ـ آقاي مصباح مي گويند : « اگر بنده در زمينه مسائل ولايت فقيه احساس كردم روزنه اي وجود دارد كه دشمن مي تواند از آنجا نفوذ كند آيا بايد بگويم يا نه »

حاشيه : از جناب آقاي مصباح مي پرسيم چگونه است كه احساس خطر فقط به شما دست داده است و اينهمه مراجع و علما و فقها و انديشمندان چنين احساسي ندارند بلكه برخي از آنها از رويه و موضعگيري هاي تند و احساسي شما ناراحت و ناراضي اند موضعگيري هاي تند و بيش از حد لازم شما در سالهاي پيش از انقلاب درباره دكتر شريعتي فراموش نشده است . همان زمان حتي يك عالم موجه با شما همراه و هماهنگ نبود. من از بزرگان ناراضي از رويه شما در قصه شريعتي يكي از گذشتگان را نام مي برم كه سيدالشهداي انقلاب اسلامي آيت الله بهشتي شهيد مظلوم است و يكي هم از احيا كه حضرت آيه الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب دام ظله مي باشد.

حديقه 3 ـ ايشان گفته اند : « آيا به پزشكي كه مي داند مثلا ايدز از اينجا سرايت مي كند ديگران تشخيص نمي دهند و شايد اصلا نمي دانند چه هست بايد گفت آقا براي اينكه برخي ناراحت نشوند شما وسواس نيانداز بگذار مردم زندگيشان را بكنند. پزشك اگر نگويد خيانت كرده است » .

حاشيه : جناب آيه الله مصباح همه مي دانند عرفا و عادتا غيرممكن است كه هجوم بيماري خطرناكي را فقط يك پزشك بفهمد و ديگران حتي پس از اينكه او سالها داد و فرياد مي زند پي نبرند. اگر چنين حالتي اتفاق افتاد خوب است چنين پزشكي در تشخيص خود ترديد كند و در مقدمات علمي و روحي خود بازنگري نمايد و براي خود و ديگران زحمت درست نكند. جناب آقاي مصباح آيا انصافا اين درست است كه شما درباره همه علما و بزرگان كه در ميان آنها مراجع عظام تقليد و مقام معظم رهبري قرار دارند بگوييد « ديگران تشخيص نمي دهند و شايد اصلا نمي دانند چه هست » ! به نظر شما اين نوعي خود بزرگ بيني و به حساب نياوردن ديگران نمي باشد

حديقه 4 ـ آقاي مصباح گفته اند : « اصلا فلسفه وجود من اين است كه اگر جايي خطر بيماري را احساس كردم هشدار بدهم كه مواظب باشيد بيماري دارد مي آيد » .

حاشيه : اگر اين كار فلسفه وجودي شماست پس فلسفه وجود رهبر در نظام اسلامي چه مي باشد احدي از آحاد ملت حق ندارد بر رهبري جلو بيفتد. آيا رهبري از عملكرد و موضعگيري هاي شما راضي است ما قرائني داريم كه نه شما اگر دليلي بر رضايت ايشان از عملكرد خودتان داريد ذكر فرمائيد. البته اينكه ايشان به موسسه شما كمك مالي بكنند يا شما در دفتر ايشان سخنراني بكنيد دليل نمي شود.

از اين كه بگذريم آيا پزشك وظيفه دارد كه بدون مراجعه مريض به او مرض بيمار را با داد و فرياد بيان كند اين جامعه كه شما او را در معرض مثلا ايدز دانسته ايد كي و كجا و چگونه به شما مراجعه كرد و از شما درخواست معالجه نمود آيا اميرالمومنين عليه السلام در دوران عدم مسئوليت ظاهري و ائمه ديگر ـ جز امام حسين عليه السلام در سال آخر عمر شريفش و آن هم به دلايلي خاص ـ با ا ينكه جامعه را در معرض خطرها و به قول شما ايدزها و برتر از ايدز مي ديدند رفتار شما را داشتند

حديقه 5 ـ ايشان مي گويند : « اگر از صدر اسلام تاكنون يك فقيه را پيدا كنيد كه گفته باشد مشروعيت ولي فقيه از راي مردم است من تمام دارايي ام را به او مي بخشم » .

حاشيه : اولا مگر يكي از شرايط درست بودن يك نظر فقهي يا غيرفقهي اين است كه اين نظر پيش از آن مظرح شده باشد علامه حلي ـ بنابر معروف فتوا داد كه آب چاه با ملاقات نجس متنجس نمي شود درحالي كه كسي از فقهاي شيعه پيش از اين چنين حرفي نزده بود.

ثانيا رهبر معظم حفظه الله كه شما به ايشان خيلي ابراز ارادت مي كنيد همانگونه كه با نظر شما درباره شريعتي موافقت نداشتند با اين نظر و تحليل و برداشت شما درباره ولايت فقيه هم نظر موافقي ندارند. ايشان در مقاله اي كه خودشان آن را در سومين كنفرانس انديشه اسلامي در بهمن ماه 1363 قرائت كردند مي فرمايند : « ... آن كسي كه اين معيارها را داردو از تقوي و صيانت نفس و دينداري كامل و آگاهي لازم برخوردار است آنوقت نوبت مي رسد به قبول ما. اگر همين آدم را با همين معيارها مردم قبول نكردند باز مشروعيت ندارد . چيزي به نام حكومت زور در اسلام نداريم » . (1 )

ملاحظه مي فرماييد كه ايشان مشروعيت حكومت ولي فقيه را به راي و قبول مردم مي دانند. اگر بگوييد مراد ايشان از « مشروعيت » در اين جا « قانوني بودن » مي باشد خواهيم گفت خير صدروذيل سخن ايشان اين تفسير را نفي مي كند. ايشان در چند سطر قبل از اين گفته اند : « نظر مردم تعيين كننده است اما نسبت به آن انساني كه داراي معيارهاي لازم است . اگر معيارهاي لازم در آن انسان نباشد انتخاب نمي تواند به او مشروعيت ببخشد. » معلوم است كه مراد از « مشروعيت » در اين جمله قطعا مشروعيت به معناي شرعي بودن است والا قانوني بودن كه قابل نفي نمي باشد.

حكومت امريكا و انگليس را هم نمي توان نامشروع به معناي غيرقانوني دانست . پس معلوم مي شود همين معنايي كه ايشان از كلمه « مشروعيت » در اين جمله اراده كرده اند همين معنا را از اين كلمه در چند سطر بعد به قرينه صدرو ذيل و وحدت سياق قصد كرده اند. بخصوص كه در دنباله سخنانشان مي گويند : « چيزي به نام حكومت زور در اسلام نداريم » اين جمله صريح در اين است كه حكومت كسي كه مردم او را قبول ندارند مشروع به معناي شرعي و اسلامي نيست . البته بنده خواهان جايزه و مال و دارايي كسي نيستم اما خواستم عنايت فرمائيد و در مسائلي كه اينچنين جزمي به آنها مي نگرديد تجديدنظر فرمائيد.

ثالثا بر فرض كه رهبري و هيچكس ديگر هم چنين حرفي نزده باشد بنده به عنوان يك طلبه با بضاعتي مزجاه عن جهد و اجتهاد عرض مي كنم ولايت فقيه دو معنا دارد. يكي ولايت بر امور حسبه و غيب و قصر در حكومت طاغوت مشروط به اينكه اعمال ولايت در اين امور مستلزم خطر و ضرري از جانب حكومت جائر نباشد; و همچنين درحكومت حقه مشروط به اينكه حكومت روي آنها دست نگذاشته باشد مثل مال مجهول المالكي كه به دست كسي برسد يا يتيمي كه در فلان نقطه احتياج به سرپرست دارد و دسترسي به حكومت ندارد يا دارد و نمي خواهد مراجعه كند وامثال اينها ـ در اينگونه موارد فقيه جامع الشرايط بنابر نصب عام امام معصوم عليه السلام ولايت دارد و مي تواند دخل و تصرف نمايد و راي مردم در اين ولايت تاثيري ندارد. ادله نصب هم بيش از اين معنا را ثابت نمي كند.

معناي ديگر ولايت فقيه حكومت بر مردم است . حكومت بر مردم فرع بر قبول مردم است و حكومت بر مردم بدون قبول مردم اصلا معقول نيست . معقول كه نبود مشروع هم نيست مگر اينكه كسي بخواهد بازور بر مردم حكومت كند كه اين هم مشروع نيست رهبري هم فرمودند : « چيزي به نام حكومت زور در اسلام نداريم » . بنابر اين چنانچه كسي بگويد حكومت فقيه بر مردم بدون قبول مردم مشروعيت ندارد سخن گزافي نيست و هيچ اصل و فرعي از اصول و فروع دين زير پا گذاشته نشده است . حالا چه باعث شده است كه جنابعالي اين مسئله وجداني و معقول را با مطالعات پنجاه ساله خود اينچنين مي پيچانيد و خود و ديگران را به زحمت مي اندازيد نمي دانم .

حديقه 6 ـ جناب آيه الله مصباح مي فرمايند : « مردم در مقابل سربازهاي شاه سينه خود را باز مي كردند و مي گفتند بزن و در شرح آن مي گفتند كه مرجع تقليد ما دستور داده است . آيا اگر امام نفرموده بود مردم اين كار را انجام مي دادند چرا مردم اين كار را كردند چون به او راي داده بودند ! چه كسي راي داده بود ! اين جز فرهنگ مردم بوده است كه اين نايب امام وقتي دستور بدهد بايد اطاعت كنيم ... اگر مردم معتقد بودند كه بايد اول راي بدهند تا امام مشروعيت پيدا كند آيا چنين كارهايي انجام مي شد ! »

حاشيه : در اين سخنان مثل اينكه مغالطه اي صورت گرفته باشد البته انشاالله بر اثر غفلت گوينده محترم . آن مغالطه اين است كه ايشان اطاعت را لازمه ولايت دانسته اند درحالي كه چنين نيست . مثلا فرزند از پدر خود اطاعت مي كند و بايد اطاعت كند درحالي كه هيچكس نگفته است كه پدر بر فرزند حكومت دارد. اين مثال مثال اطاعت شرعي بود. مثالي هم از اطاعت هاي عرفي بزنيم و آن اطاعت اهل يك عشيره يا فاميل يا محله از بزرگ آن عشيره يا فاميل يا محله است . در اينگونه موارد اطاعت هست بي آنكه ولايتي در كار باشد. نمونه ديگري از اطاعت اطاعت مريد از مراد و اطاعت عاشق از معشوق است آيا هيچكس گفته است مراد بر مريد خود و معشوق بر عاشق خود ولايت شرعي دارد پس اطاعت كساني از كسي دليل بر حكومت او بر آنان آن هم از نوع حكومت الهي و آسماني نيست .

جناب آيه الله مصباح با مطالعات 50 60 ساله خود درباره ولايت فقيه حتما مي دانند كه ولايت فقيه به اين معنا كه واجب است همانگونه كه از امام معصوم اطاعت مي شود از فقيه عادل اطاعت شود را اكثر فقهاي شيعه قبول ندارند و شيخ اعظم انصاري رحمه الله عليه مي فرمايد : « دونه خرط القتاد » . آنچه را كه مي توان گفت مخالف چنداني ندارد شانيت فقيه جامع الشرايط براي حكومت و اولويت و احقيت او بر ديگران در اين امر است و براين اساس مردم وظيفه دارند فقيه جامع الشرايط را به حكومت برگزينند. وجوب اطاعت پس از انتخاب مردم و راي آنهاو قبول آنها تحقق پيدا مي كند اما قبل از آن نه وجوب اطاعتي در كار نيست .

با توجه به آنچه عرض كرديم اين سخن جناب مصباح درهمين سخنراني كه مي گويند : « مردم اطاعت از ولي فقيه را وظيفه الهي مي دانند » حاشيه اي لازم دارد و آن اينكه : آنچه اولا و با لذات وظيفه شرعي و الهي مردم است برگزيدن فقيه جامع الشرايط (در زمان غيبت ) براي حكومت است . اين موضوع كه تحق يافت وجوب اطاعت به عنوان يك وجوب تبعي بر آن مترتب مي شود. در نتيجه چنانچه مردم اين انتخاب را صورت ندهند مواخذه خواهند شد كه چرا فقيه جامع الشرايط را به حكومت انتخاب نكرديد نه اينكه چرا از او اطاعت نكرديد. او قبل از برگزيده شدن براي حكومت واجب الاطاعه نيست .

حديقه 7 ـ آقاي مصباح در ادامه مي گويند : « اگر وظيفه اي باشد كه خودشان براي خودشان تعيين كنند خب فردا راي نمي دهند... مي گويند راي نمي دهيم و راي خود را پس مي گيريم » .

اين سخن ايشان هم حاشيه مي خواهد و آن اينكه : آنچه ما گفتيم اين بود كه مردم وظيفه دارند فقيه جامع الشرايط را در زمان غيبت امام معصوم به حكومت برگزينند و وظيفه دارند بر راي خود باقي بمانند و وجوب اطاعت بر اثر اين پذيرش و قبول و راي و قرارداد متوجه آنان مي شود.

اما مي دانيم آقاي مصباح با جملات بالا چه مي خواهند بگويند. آيا مي خواهند بگويند اگر مردم گفتند : « ديگر راي نمي دهيم و راي خود را پس مي گيريم » بايد با توپ و تانك سراغ آنها رفت و آنها را مجبور به راي دادن و پس نگرفتن راي نمود ! خدا كند چنين چيزي منظور ايشان نباشد كه چنين حكومتي همانطور كه رهبري فرمودند در اسلام نداريم .

حديقه 8 ـ آيه الله مصباح يزدي گفته اند : « اگر كسي بگويد نه آقا ولايت امر زميني و با راي مردم است ... آيا بايد سكوت كرد !... به فرض او يقين دارد كه مسئله همان است كه او گمان مي كند و به صلاح اسلام است خب بنده هم يقين دارم كه اين بهترين راهي است كه آمريكا مي تواند به اسلام ضربه بزند آيا توصيه بردار است كه كسي بگويد شما بيائيد با هم توافق كنيد چه توافقي مسئله مرگ و حيات است . او مي گويد اگر اين كار را بكنيم مرگ است من مي گويم اگر آن كار را بكنيم مرگ است حالا چه كار كنيم اينجا جاي توصيه نيست ... من پنجاه شصت سال در اين مسئله ريش سفيد كرده ام و اگر سكوت كنم فرداي قيامت خداوند جلوي من را مي گيرد و مي گويد... چرا سكوت كردي »

حاشيه : اولا از حاشيه بندهاي 5 و6 معلوم شد كه در برابر چنين حرفي بايد سكوت كرد زيرا كسي كه چنين حرفي بزند كافر نشده و سخني برخلاف هيچيك از ضروريات دين نگفته است . البته ممكن است جناب آقاي مصباح هيچ اعتنائي به آنچه گفته شد نكنند و وظيفه خودشان بدانند كه گوينده چنين حرفي را تكفير كنند و بنده كمترين صرفنظر از هر كس ديگري خودم معتقد به آنچه گفتم هستم و آنها را از روي دليل شرعي به دست آوردم ولي چون حوصله تكفير شدن ندارم و سرم براي دعوا درد نمي كند فعلا از اينكه نام خودم را به طور كامل در ذيل اين نوشته بياورم خودداري مي كنم .
ثانيا شما كه مي فرماييد : « او مي گويد اگر اين كار را بكنيم مرگ است من مي گويم اگر آن كار را بكنيم مرگ است ... اگر سكوت كنم فرداي قيامت خداوند جلوي من را مي گيرد و مي گويد... چرا سكوت كردي » خواهشمند است براي لحظه اي هم كه شده خودتان را به جاي طرف مقابل بگذاريد و منصفانه بفرماييد كه چنانچه او هم مثل شما عمل مي كرد چه مي شد آيا جوي خون راه نمي افتاد ! مگر شما نمي گوييد كه او هم آنچه را شما مي گوييد « مرگ » مي داند و مگر نمي گوييد « او يقين دارد كه مسئله همان است كه او گمان مي كند و به صلاح اسلام است من هم يقين دارم كه ... » . آقاي مصباح آيا مي پسنديد كه او هم با شما همانطوري كه شما با او رفتار مي كنيد رفتار كند كه اگر چنين كند آتشي برپا خواهد شد و خانمانهايي را خواهد سوزاند و دود آن هم به چشم اسلام خواهد رفت و دشمنان اسلام شاد خواهندشد.
من نمي دانم چرا آقاي مصباح كه معلوم مي شود آدم زحمت كشيده اي هستند و پاي درس بزرگان نشسته اند توجه به اين نكات ندارند. ما در نجف گاهگاهي شاهد اينطور برخوردها بوديم و رنج مي برديم اما برخوردهاي آقاي مصباح آنها را تحت الشعاع قرار مي دهد خدا كند اين روحيه به طلبه هاي ديگر سرايت نكند.

ما فعلا به همين هشت حديقه اكتفا مي كنيم اگرچه در اين سخنراني و سخنراني هاي سياسي ديگر آيه الله مصباح اشكالات فراوان ديده مي شود اما حوصله ما و شما بيش از اين ظرفيت ندارد.

در اين ماه رحمت بايد همه از خدا بخواهيم كه ما را از خواب غفلت بيدار كند و حجابهاي جهلي و علمي و نفسي را از پيش چشم ها بردارد و دلهاي ما را با نور ايمان و علم حقيقي روشن بفرمايد و چنانچه صلاحيت مستجاب شدن اين دعاها را نداريم اقلا اسلام و مسلمانها از ضرر ما محافظت فرمايد.

پاورقي :
(1 ) حكومت در اسلام مقالات سومين و چهارمين كنفرانس انديشه اسلامي انتشارات اميركبير چاپ دوم ص .33
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب :
آن كسي كه اين معيارها را دارد از تقوي و صيانت نفس و دينداري كامل و آگاهي هاي لازم برخوردار است آنوقت نوبت مي رسد به قبول اگر همين آدم را با همين معيارها مردم قبول نكردند باز مشروعيت ندارد. چيزي به نام حكومت زور در اسلام نداريم

به تاريخ 85 7 21 برابر 19 شهر صيام
اقل الطلاب نزيل قم ـ ع . ل / جمهوري اسلامي

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385 و ساعت 13:26 |
مصاحبه بی بی سی با دکتر سيد مصطفی آزمايش در مورد حوادث اخير در بيدخت.(صدا)

 

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و یکم مهر 1385 و ساعت 3:51 |
همشهری: ديدگاه هاي امام خميني(ره) درباره تصوف

علي تاجديني
امام خميني(ره) در مصرع يكي  از غزل هاي   خود مي گويد: ما    زاده   عشقيم  و پسرخوانده  جاميم/ درمستي و جانبازي دلدار تماميم. به كار بردن چنين لحن و بياني از سوي برخي فقيهان و عالمان دين البته در فرهنگ اسلامي، بي سابقه نيست. اما مسأله اين است كه اين بار اين شيوه سخن از سوي كسي به كار گرفته مي شود كه سياستمدار و رهبر يك حكومت است. اين جامع اضداد بودن ويژگي رهبران كاريزما يي است. جامعيت ايشان حتي در رسمي ترين اظهار نظرهاي فقهي ايشان نمودار است؛ براي نمونه مي توان گفت كه نظريه ايشان در باب ولايت فقيه ـ به جز استنادات فقهي ـ مبنا و درونمايه اي كلامي نيز دارد و همين امر ايشان را از فقيهان ديگر ممتاز مي كند. يكي از نمود هاي جامعيت ايشان، برخورداري از بينش فلسفي و عرفاني است .اين مقاله با محور قراردادن اين بينش امام، اشاره اي دارد به آراي ايشان در باب تصوف.
واژه «صوفي» جزء آن دسته از لغات است كه سرنوشت ناگواري داشته است. بخشي از سوءتفاهمات در موضوع تصوف نيز ناشي از روشن نبودن تعريف صوفي و تصوف در ميان شيعيان است. بسياري از عالمان شيعي و بويژه فقهاء با شنيدن واژه صوفي و تصوف، مفاهيمي همچون درويشي، قلندري، چله نشيني، خانقاه نشيني، سماع و رقص، كشكول و تبر زين، خرقه پوشي در ذهنشان متبادر مي شود. آنگاه با مقايسه اين مفاهيم با روايات معصومين(ع) به انكار صوفيه حكم مي دهند. طبيعي است اگر مراد از صوفي و تصوف اين مفاهيم باشد، بسياري از بزرگان صوفيه نظير ابن عربي و عطار و مولانا، شمس تبريزي و حافظ چنين تصويري از صوفي و تصوف را پيشاپيش طرد كرده اند. با اين وجود در تاريخ از اين بزرگان به صوفي و مكتبي كه متعلق به آن بوده اند به «تصوف» ياد شده است. از اين رو بايد به دقت از كسي كه اين واژه را به كار مي برد، پرسيده شود كه غرض وي از صوفي و تصوف چيست؟
در تاريخ اسلام صوفي ما به ازاء گوناگوني داشته است. از اين رو تعريف تصوف و صوفي عرض عريضي پيدا كرده است. لذا عارف نامداري همچون سيدحيدر آملي در قرن ششم بحث وحدت «تصوف و تشيع» را مطرح مي كند و در جهت نزديكي صوفي و شيعه جهد بليغي مي ورزد. در مقاله حاضر مراد نگارنده از تصوف، مكتبي است كه به صورت يك روش فكري و عملي در دامان اسلام رشد كرد و داراي مباني نظري و عملي است. اين روش منحصراً بر تصفيه نفس براساس سلوك الي الله و تقرب به حقيقت تا مرحله وصول به حقيقت تكيه دارد و عنايتي به استدلال عقلي ندارد. پاي استدلاليان را چوبين مي داند و معتقد است كشف حقيقت غايت حقيقي نيست بلكه رسيدن به حقيقت را غايت تصوف مي شناسد.
بنابراين تصوف به صورت جريان مهمي كه ريشه در اسلام داشته و از دل فرهنگ اسلامي برآمده و بوي دلاويز آن در سرتاسر تاريخ اسلام به مشام مي رسد، مكتبي است داراي تئوري و عمل و به لحاظ نظري شبيه فلسفه است و در آثار ابن عربي و پس از وي تا زمان حاضر در انديشه بزرگاني نظير امام خميني(ره) پديدار گشته است. از نظر عملي، تصوف شبيه اخلاق است اما بسيار عميق تر و پيچيده تر از اخلاق.
سلوك الي الله تحت نظر خضر و مرشد صورت گرفته و منازل طي مي شود. منازل سلوك گاهي به دو منزل، گاهي سه، هفت، صد و تا هزار منزل اعتبار شده است. كتابهاي مفصلي نيز با عنوان «منازل السائرين» نگاشته شده است. جريان صوفيه همانند فقه و فلسفه و كلام، به لحاظ سلسله هايي كه پشت سر يكديگر پديد آمده و نحله هايي كه هر يك از اساتيد و مشايخ و شاگردان روش سلوكي مشخص دارد، تاريخ روشني دارد.
سلسله هاي صوفيه به عنوان مكتب عملي در ميان اهل تسنن تاريخ مشخصي دارد اما مكاتب عرفاني شيعه، سلسله ها و اصول فكري و روش سلوكي شان داراي ابهام زيادي است. به عنوان مثال مرحوم علامه طباطبايي آنگاه كه اساتيد عرفاني شان را ذكر مي كنند تا مرحوم ميرزا حسينقلي همداني را نام برده و تحول روحي ميرزا حسينقلي را به مردم مجهول النسب با لقب جولا (پنبه زن) مي رساند اما قبل از او را شناسايي نمي كند. در ميان شيعيان كتابي در تصوف عملي كه متكي به سيره ائمه معصومين (ع) باشد و در عين حال شاخص باشد، يافت نمي شود.
واقعيت تاريخي حاكي از آن است كه عارفان شيعه بعد نظري و تصوف را از ابن عربي و عطار و مولانا گرفته و كتابهاي عميقي به شيوه عرفان فلسفي نگاشته اند اما نسبت به جنبه عملي تصوف مرسوم بي توجه بوده اند. از آنجا كه تصوف در بعد نظري، تفاوت چنداني با فلسفه ندارد و در حقيقت منظري هستي شناسانه و معرفت شناسانه است، مكتب تصوف تأثير عميقي بر فلسفه هاي شيعي گذاشته است. عارفان و فيلسوفاني عارف مشرب نظير سيدحيدر آملي، ملاصدرا و اتباع ملاصدرا تا زمان حاضر بيش از هر مكتب فكري، از عرفان و تصوف نظري متأثر بوده اند. آراء مهم ملاصدرا در وجودشناسي، و وحدت بيش از آن كه وامدار ابن سينا و شيخ اشراق باشد، وامدار ابن عربي و عارفان پس از وي است. با تحليل فوق، نسبت امام خميني(ره) با تصوف روشن مي شود. وي به شهادت آثاري كه پديد آورده و مشي عملي اش، وابسته به مكتب عرفاني است. امام در نامه اي كه به گورباچف نوشته است، اهميت مكتب ابن عربي را به وضوح تصريح كرده است.
امام و دفاع از صوفيان
در آثار امام خميني(ره) به صورت پراكنده از شخصيت هاي عرفاني و مشاهير صوفيه ياد شده است. امام خميني(ره) در تلويزيون جمهوري اسلامي در تفسير سوره حمد كه شب هاي جمعه بانام «قران در صحنه» پخش مي شد مي گفتند تفاسيري كه بر قرآن نوشته شده است نوعاً راهي به دهي نمي برد و جالب است كه امام از تفاسير شيعي كه نسبت به ديگران بهتر است از مجمع البيان طبرسي و تفسير بيان السعاده ملا سلطانعلي گنابادي رئيس فرقه گنابادي به عنوان تفسير نسبتاً خوب ياد مي كنند. اين بيانات امام تا حد زيادي برخي را برآشفته ساخت و آنها را وادار به سخنان صريح و گوشه و كنايه كشاند و موجب شد امام رأساً تفسيرش را تعطيل كند و حال آن كه تفسير امام اگر ادامه مي يافت معارفي عميق در سطح جامعه نشر پيدا مي كرد. امام صريحاً از ابن عربي با عنوان «شيخ اكبر »ياد كرده و فهم آثار وي را در نهايت صعوبت دانسته است. درباره مولانا تعابيري همچون عارف معنوي، عارف مشهور، عارف رومي به كار مي برد. امام با مثنوي مأنوس بوده است. بارها از حلاج در اشعار خويش به خوبي ياد كرده و هفت شهر عطار را ستوده است.
امام در تفسير سوره حمد كه با استقبال بي نظيري مواجه شد و متأسفانه به تعطيلي كشانده شد، تمثيلي از مولوي را مطرح مي كند كه سه نفر ترك و عرب و فارس، درباره مطلوب واحدي _ انگور _ نزاع مي كردند و نتيجه مي گيرد:
« اينكه من مي خواهم مصالحه و صلح بدهم بين اين طوايف و بگويم اينها همه يك چيز مي گويند نه اين است كه مي خواهم همه فلاسفه را تنزيه كنم يا همه عرفا را يا همه فقها را مسئله اين نيست. اي بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد! مقصودم اين است كه در بين همه طوايف اشخاص زياد منزهي بودند و اختلافي كه حاصل شده است در مدرسه حاصل شده است.»
امام اولين حجاب و مهمترين حجاب سلوك راه خدا را حجاب  انكار مي دانند و بارها بر اين نكته تأكيد كرده اند كه اگر آدمي سخني از عارف شوريده يا صوفي و حكيمي شنيد، بايد سعي كند اولاً انكار نكند و ثانياً در صدد فهم مسئله برآيد.
امام در عين دفاع از صوفيه حقيقي، به مدعيان ارشاد، سخت مي تازد. جهله صوفيه را قطاع الطريق طريق انسانيت مي شناسد. امام در شرح حديث چهارم كه درباره تكبر است، كبري كه در مدعيان ارشاد صوفيه پديد مي آيد كه خود را برتر از فقها و فلاسفه مي دانند، مصداق كبر دانسته و مي گويد:
« و در مدعي هاي ارشاد و تصوف و تهذيب باطن، گاهي شخصي پيدا مي شود كه با تكبر با مردم رفتار كند و بدبين به علما و فقها و تابعين آنها گردد و به حكما و علما طعنه ها زند و غير خود و سرسپردگان به خود را اهل هلاك داند و چون دستش از علوم، تهي است علوم را خار طريق خواند و اهل آن را شيطان راه سلوك شمارد؛ با آنكه آنچه در مقام دعوي مقام خود گويد، اقتضاي خلاف اينها نمايد و هادي خلايق و مرشد گمراهان، بايد خود از مهلكات و موبقات مبرا باشد و از دنيا گذشته و محو جمال حق شده، بايد به بندگان خدا تكبر نكند و بدبين به آنها نباشد».(۱)
امام و دفاع از تفكر صوفيه
عرفان به معني شناخت عام، شامل همه حوزه هاي معرفتي مي گردد اما به عنوان علم خاص، از فلسفه، فقه و كلام، به لحاظ موضوع و روش جداست. بنابراين زبان عرفاني از زبان ساير طوايف مجزاست. علم عرفان به مانند علوم رسمي حاصل كسب و مطالعه نيست؛ حاصل مكاشفات و مشاهدات اهل الله است. علوم عرفاني «وهبي» و «ارثي» است، نه كسبي و رسمي.
«علم در اصل لغت مخصوص به كليات است و معرفت، مخصوص به جزئيات و شخصيات. گويند عارف بالله كسي است كه حق را به مشاهده حضوريه بشناسد و عالم بالله كسي كه به براهين فلسفيه، علم به حق پيدا كند. بعضي گويند علم و عرفان از دو جهت تفاوت دارند؛ يكي از جهت متعلق و ديگر در معرفت سابقه فراموشي و نسيان مأخوذ است. پس چيزي را كه ابتدا ادراك به آن متعلق شد، گويند علم به او حاصل شد و چيزي را كه معلوم بوده و نسيان شد و ثانياً  مورد ادراك شد، گويند معرفت به آن حاصل شد و عارف را از آن جهت عارف گويند كه متذكر اكوان سالفه و نشات سابقه بر كون ملكي و نشآت طبيعي خود شود».(۲)
عرفا در اثر رياضات شرعي و تفكر و تعمق در قرآن و كلمات نوراني ائمه دين(ع) و صافي ضمير،  معارفي از آسمان معنا بر قلبشان سرازير مي گردد و اخلاص، چشمه هايي از درون و زمين وجودشان بر سراسر قلبشان مي جوشاند، چنانچه در قرآن شريف بدان اشارت گرديده است. از نظر حضرت امام(ره) مكتب عرفاني و زبان عرفاني در مقايسه با ساير طوايف علمي،  نزديك ترين مكتب به قرآن و ائمه اطهار(ع) است. دلايل اين امر متعدد است:
۱- بهترين دليل بر گرايش عرفاني امام در مقايسه با ساير طوايف، آثار مكتوب ايشان است كه عمدتاً  در حوزه معارف، كتاب هايي عرفاني است و برخي از آنها مانند كتاب «مصباح الهدايه الي الخلافه و الولايه» به اعتراف اهل فن- نظير استاد سيد جلال آشتياني(ره)- در ميان تأليفات عرفاني بي نظير است.
۲- امام صراحتاً  در مواضع متعددي از مكتب عرفاني دفاع كرده اند. در ديوان شعري كه از امام راحل(ره) به چاپ رسيده است، ابيات زيادي وجود دارد كه عشق بر عقل ترجيح يافته و عقل و فلسفه مورد ذم واقع شده اند گرچه نقدهاي امام بر جهله صوفيه نيز قابل تأمل فراوان است.
در آثار مكتوب امام، صريحاً  تأييداتي در مكتب عرفاني يافت مي شود. چنانكه در تعليقه بر شرح فصوص، پس از بررسي «مسلك حكيم» و «ذوق عارف» مي فرمايند: «و ذكرنا سر الاختلاف بينها في بعض الرسائل الا ان مسلكهم ادق و احلي و لكن بشرط سلامه الفطره و عدم اعوجاج السليقه» .
۳- امام(ره) در مواضع گوناگوني ميان زبان عرفاني و زبان قرآن و روايات و ادعيه، مقايسه اي تطبيقي كرده اند و زبان عرفا را به پيروي از معارف آنان، نزديك ترين زبان و گاهي عين زبان بزرگان دين دانسته اند. امام(ره) در شرح مناجات شعبانيه مي فرمايند: «الهي اجعلني ممن ناديته فصعق لجلالك» اين صعق جلال چيست؟ اين غير از آن فناست كه آنها مي گويند. اين همان معناست كه آنها مي گويند. يك نفر آدم كه اطراف قضيه را توجه كرده، نمي تواند بگويد: علت و معلول است. ضيق تعبير است. خالق و مخلوق هم يك بيان روي مذاق عامه است. بهتر از اين تعبير است.
لكن «تجلي ربه للجبل» تجلي بهتر است، لكن باز هم نزديك تر به آن معنايي است كه هيچ نمي شود از آن تعبير كرد.»
در كتاب سرالصلاه هم كه مقايسه اي ميان زبان عرفاني و زبان روايات ائمه(ع) صورت گرفته است، امام اصطلاحات عرفاني را مطابق معاني مقصوده در روايات دانسته اند:
«تفكر كن در اين حديث شريف كه از حضرت صادق درباره قلب سليم وارد شده، ببين آيا غير از فناي ذاتي و ترك خودي و خوديت و انيت و انانيت كه در لسان اهل معرفت است، به چيز ديگر قابل حمل است؟ آيا مقصود از تجليات كه در دعاي عظيم الشأن«سمات » وارد است، غير از تجليات و مشاهدات در لسان آنهاست؟»
در كتاب مصباح الهدايه نيز در تأييد زبان عرفاني، به برادران ايماني توصيه مي كنند كه بدون اطلاع از اصطلاحات عرفاني، عقايد آنان را رمي  به بطلان نكنند و سپس مي فرمايند: «اگر نبود اينكه مي ترسم سخن به درازا بكشد و از منظور اصلي بيرون روم، آنقدر از گفتار آنان براي تو مي گفتم كه بر آنچه ادعا كرديم يقين كرده و به آنچه بر تو خوانديم، اطمينان حاصل كني» .
امام و دفاع از اصطلاحات صوفيه
امام در هر رشته علمي كه وارد شده اند، تحت تأثير مكتب عرفاني بوده اند. به عبارت ديگر، شاكله تفكر امام را انديشه هاي عرفاني ساخته است و لذا منظر امام به جهان، به انسان، به علوم، به فقه، به اقتصاد، سياست و هنر، منظر عرفاني است. اين مسأله اگرچه با تصريحات امام و آثار به جا مانده از ايشان، مطلب روشني است و داراي ابهام نيست،  اما توجه به نوشته هاي امام، بهترين گواه بر اين مطلب است. اساساً  چون نگاه امام به انسان و جامعه و تاريخ و از جمله به سياست، نگاهي عرفاني بوده است، در وضع اصطلاحات نيز تحت تأثير مشرب عرفاني هستند.
در آثار امام خميني، گرايش به زبان تمثيلي به پيروي از مكتب عرفاني كه ايشان به آن معتقد بوده است، بسيار به چشم مي خورد. امام در ساختن تعابير و الفاظ، غالباً  به وجه تأويلي يا روح و حقيقت اشياء و انسان ها و وقايع توجه كرده اند و شايد بي وجه نباشد كه تركيبات و واژه هاي به كار رفته در مكتوبات امام(ره) را «استعارات تأويلي»بناميم.

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و یکم مهر 1385 و ساعت 3:43 |
بی بی سی: 'محاصره' محل سکونت رهبر دراويش گنابادی

گزارشها حاکی از اين است که فرمانداری شهرستان گناباد در شرق ايران از بزرگ يکی از سلاسل تصوف که مرکزيت آن همواره در گناباد بوده خواسته است اين شهرستان را ترک گويد اما با مقاومت وی مواجه شده است.

نورعلی تابنده، بزرگ سلسله دراويش نعمت اللهی گنابادی در تهران سکونت دارد اما بنابر عادت ساليانه، ماه رمضان را در شهرک بيدخت در نزديکی گناباد می گذراند اما بنابر گزارشها، فرمانداری گناباد به او اعلام کرده که بايد تا ساعت هشت سه شنبه شب هيجدهم مهر (دهم اکتبر) اين شهرستان را ترک گويد.

به دنبال خودداری آقای تابنده از عمل به خواسته فرمانداری، مأموران انتظامی و امنيتی محل سکونت او را تحت محاصره درآوردند اما پس از مذاکراتی ميان مسئولان فرمانداری و آقای تابنده، محل را ترک گفتند.

هشت ماه پيش نيز حسينيه دراويش نعمت اللهی گنابادی در شهر قم تخريب و به آتش کشيده شد و صدها تن از اين دراويش پس از آنکه تجمع اعتراض آميزشان در قم به خشونت کشيده شد بازداشت شدند و 52 تن از آنان به جرم "اخلال در نظم عمومی و سرکشی از دستور پليس" به شلاق و حبس تعزيری و پرداخت جريمه نقدی محکوم شدند.

حتی دو تن از وکيلانی که دفاع از دراويش گنابادی را در دادگاه به عهده گرفتند تحت پيگرد قضائی قرار گرفتند و به حبس، جريمه نقدی و پنج سال محروميت از شغل وکالت محکوم شدند.

برخورد نيروهای امنيتی و انتظامی ايران با دراويش گنابادی و تخريب حسينيه آنان مورد اعتراض آيت الله منتظری از مراجع مذهبی قم و بلندپايه ترين روحانی منتقد حکومت ايران قرار گرفت.

مهدی کروبی، رئيس پيشين مجلس ايران نيز طی نامه ای از مراجع مذهبی قم خواست نسبت به برخوردی که با دراويش گنابادی و حسينيه آنان رخ داد موضعگيری کنند.

نورعلی تابنده که برای خروج از مرکز تاريخی دراويش تحت رهبری خود تحت فشار قرار گرفته، دارای سوابق فعاليت سياسی نيز هست.

او وزير دادگستری نخستين دولتی بود که پس از انقلاب 1979 ايران روی کار آمد و از جمله چهره های ملی مذهبی ايران به شمار می رود.

آقای تابنده که ملقب به مجذوبعليشاه است دارای تحصيلات حقوقی در سطح دکتراست و تأليفاتی در مسائل عرفانی و همچنين حقوقی دارد.

سابقه سلسله نعمت اللهی به شاه نعمت الله ولی از عرفای قرن نهم هجری (پانزدهم ميلادی) باز می گردد که در ماهان کرمان مدفون است.

پيروان اين سلسله طريقت در قرن نوزدهم به سه شاخه ذوالرياستينی (منورعليشاهی)، گنابادی (سلطانعليشاهی) و صفی عليشاهی (صفائی) تقسيم شدند که شاخه گنابادی در شيوه های خود تفاوتهايی با دو شاخه ديگر دارد و به اهل شريعت نزديکتر است، تا آنجا که مکانهای تجمع اين سلسله به جای خانقاه، حسينيه ناميده می شود و مشايخ آن به جای اخذ اجازه ذکر، اجازه اقامه نماز دريافت می کنند.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیستم مهر 1385 و ساعت 18:58 |

نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی قطب سلسله  نعمت اللهی را مجبور به ترک شهر کردند: مصاحبه با دکتر مصطفی ازمایش

 

برخی گزارش ها حاکی است بعد از ظهر روز سه شنبه گروهی از افراد ناشناس در شهر بيدخت، منزل خانوادگی دکتر نورعلی تابنده قطب سلسله صوفیه نعمت اللهی گنابادی را محاصره کردند و از او خواستند این شهر را ترک کند. دکتر مصطفی آزمایش سخنگوی این سلسله در اروپا درباره این رویداد به رادیو فردا می گوید: به دنبال تخریب حسینیه شریعت در قم که متعلق به سلسله گنابادی بود در هشت ماه پیش، با این حرکت جدید همه خطوط قرمز را زیر پا گذاشتند و هیچ پاسخی هم برای این اعمال ندارند؛ موج بسیار قوی علیه صوفیان به راه انداختند و در حوزه علمیه هروز مقاله های متعدد و سخنرانی های مختلفی علیه تصوف و به ویژه سلسله گنابادی می شود؛ این اشخاص مشخصا به مولانا، حافظ و سنت و فرهنگ عرفانی و صوفیانه ایران حمله می کنند، در حالی که می دانیم منطق مولانا قرآن است. آقای آزمایش می گوید: مشخص نیست اینها در نهایت چه هدفی را دنبال می کنند و این باعث نگرانی است و باید مورد توجه تمام محافل جهانی و مدافعین حقوق بشر قرار گیرد. (wma) صدا 

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 و ساعت 23:27 |
گويانيوز: محاصره منزل نورعلی تابنده، منزل بزرگ دراویش گنابادی در بیدخت توسط نيروهای امنيتی و انتظامی

نیروهای امنیتی و انتظامی منزل بزرگ دراویش گنابادی در بیدخت را به قصد اخراج ایشان از شهر اجدایش محاصره کردند


فرماندار شهرستان گناباد بر اساس دستور مستقیم معاون امنیتی وزارت اطلاعات به نام صابر ؛ روز ۱۸ مهر ۱۳۸۵ به آقای حاج دکتر نورعلی تابنده بزرگ سلسله نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی که در ایام ماه مبارک رمضان در بیدخت گناباد اقامت دارند اخطار نمود تا بیدخت را ترک کنند . در این ارتباط به ایشان وقت دادند تا حداکثر ساعت ۸ امشب بیدخت را ترک کنند ولی چون ایشان بیدخت را ترک نکردند حدود ۳۵۰ نفر از نیروهای ویژه ضد شورش به سرپرستی مسولین امنیتی شهرستان منزل ایشان را محاصره کردند . در این بین ۲ اتوبوس از نیروهای انتظامی زن نیز در محل وارد شدند . دراویش بیدخت ضمن حلقه زدن به دور منزل مقتدای خود اعلام کرده اند تا سرحد جان با نیروهای امنیتی مقابله خواهیم کرد .

براساس دستورالعمل وزارت کشور مقامات محلی حق تبعید افراد را ندارند ولی این اقدامات به دستور وزارت اطلاعات و بدون توجه به مصوبات وزارت کشور صورت گرفته است .

بیدخت واقع در ۵ کیلومتری گناباد از بیش از صد سال قبل ، از زمان مرحوم سلطانعلیشاه به بعد محل زندگی و مدفن بزرگان سلسله نعمت اللهی بوده و مورد توجه بزرگان و دراویش این سلسله می باشد .
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 و ساعت 19:9 |
فشار نيروهاي امنيتي براي خروج دكتر تابنده قطب دراويش گنابادي از بيدخت گناباد

ميزان نيوز: غروب امروز ماموران امنيتي با مراجعه به محل اقامت دكتر نورعلي تابنده مجذوب عليشاه پير دراويش گنابادي خواستار خروج ايشان از شهر گناباد شدند كه با مخالفت ايشان روبرو شده است درپي اين برخورد و حضور دراويش گنابادي در محل، پليس ضد شورش و نيروهاي امنيتي در اطراف محل اقامت ايشان مستقر شده اند.

فرماندار شهرستان گناباد آقای حاج دکتر نورعلی تابنده بزرگ سلسله نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی که در ایام ماه مبارک رمضان در بیدخت گناباد اقامت دارند اخطار نمود تا بیدخت را ترک کنند . در این ارتباط به ایشان وقت دادند تا حداکثر ساعت ۸ شب بیدخت را ترک کنند ولی چون ایشان بیدخت را ترک نکردند حدود ۳۵۰ نفر از نیروهای ویژه ضد شورش به سرپرستی مسولین امنیتی شهرستان منزل ایشان را محاصره کردند . در این بین ۲ اتوبوس از نیروهای انتظامی زن نیز در محل وارد شدند .

دكتر نورعلي تابنده مطابق هر سال، ماه مبارك رمضان را در بيدخت گناباد اقامت مي كنند و در اين مدت جلسات متعدد تفسير قرآن و دستگيري از دراويش را دارند و در روزهاي منتهي به عيد فطر نيز هزاران تن از دراويش از سراسر ايران براي شركت در مراسم عيد فطر با حضور ايشان خود را به گناباد مي رسانند كه به نظر مي رسد نيروهاي امنيتي امسال با توجه به حوادث رخ داده براي دراويش در ماجراي تخريب حسينيه آنان در قم نسبت به تجمع گسترده دراويش حساسيت دارند.

بنابر اخبار واصله دكتر تابنده نيز اعلام نموده است كه فعلا قصد خروج از گناباد را ندارند و به اين نكته كه ماموران از ايشان مي خواهند كه موطن و پايگاه خود را ترك نمايند اعتراض نموده اند.

بیدخت واقع در ۵ کیلومتری گناباد از بیش از صد سال قبل ، از زمان مرحوم سلطانعلیشاه به بعد محل زندگی و مدفن بزرگان سلسله نعمت اللهی بوده و مورد توجه بزرگان و دراویش این سلسله می باشد .

بر اساس اطلاعات تکمیلی ؛ نیروهای امنیتی پس از مذاکره با دکتر تابنده و حضور غیرمنتظره دراویش در اطراف منزل ایشان ، فعلا محل را ترک کرده اند . اما دراویش بطور شبانه روز به حضور و نگهبانی خود از منزل مجذوبعلیشاه ادامه می دهند .

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 و ساعت 19:5 |
نیروهای امنیتی و انتظامی منزل بزرگ دراویش گنابادی در بیدخت را به قصد اخراج ایشان از شهر اجدایش محاصره کردند

فرماندار شهرستان گناباد بر اساس دستور مستقیم معاون امنیتی وزارت اطلاعات به نام صابر ؛ روز ۱۸ مهر ۱۳۸۵ به آقای حاج دکتر نورعلی تابنده بزرگ سلسله نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی که در ایام ماه مبارک رمضان در بیدخت گناباد اقامت دارند اخطار نمود تا بیدخت را ترک کنند . در این ارتباط به ایشان وقت دادند تا حداکثر ساعت ۸ امشب بیدخت را ترک کنند ولی چون ایشان بیدخت را ترک نکردند حدود ۳۵۰ نفر از نیروهای ویژه ضد شورش به سرپرستی مسولین امنیتی شهرستان منزل ایشان را محاصره کردند . در این بین ۲ اتوبوس از نیروهای انتظامی زن نیز در محل وارد شدند . دراویش بیدخت ضمن حلقه زدن به دور منزل مقتدای خود اعلام کرده اند تا سرحد جان با نیروهای امنیتی مقابله خواهیم کرد .

بر اساس اطلاعات رسیده ؛ نیروهای امنیتی پس از مذاکره با حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه و با دیدن حضور غیرمنتظره دراویش در اطراف منزل ایشان ، فعلا محل را ترک کرده اند . اما دراویش بطور شبانه روز به حضور و نگهبانی خود از منزل آقای مجذوبعلیشاه ادامه می دهند .

براساس دستورالعمل وزارت کشور مقامات محلی حق تبعید افراد را ندارند ولی این اقدامات به دستور وزارت اطلاعات و بدون توجه به مصوبات وزارت کشور صورت گرفته است .

بیدخت واقع در ۵ کیلومتری گناباد از بیش از صد سال قبل ، از زمان مرحوم سلطانعلیشاه به بعد محل زندگی و مدفن بزرگان سلسله نعمت اللهی بوده و مورد توجه بزرگان و دراویش این سلسله می باشد .

 

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 و ساعت 13:9 |

تناقضاتي در فرمايشات آيت الله نوري همداني دربارة مولوي

 

 

در گزيده‌اي از زندگينامه آيت الله نوري همداني در سايت شخصي ايشان آمده است:

http://www.noorihamedani.com/noori/home.asp?idnumber=2&Languageurl=1&Pageurlnumber=403&location=none&zone=3

"در سن هفت سالگي آموختن را آغاز نموده، ادبيات فارسي، گلستان سعدي، انشاء، ترسل نصاب و تا معالم الاصول را پيش والد مكرم خويش فرا گرفتند. سپس در سال 1321 شمسي وارد مدرسه مرحوم آخوند همداني شده و حدود يك سال و نيم در آنجا به فراگيري علوم پرداختند ... در محضر بزرگان حوزه علميه همدان به ويژه مرحوم آيت الله العظمي آخوند ملاعلي همداني (از دراويش گنابادي) زانوي شاگردي زدند. بعد از ورود به حوزه علميه قم، بيشترين استفاده علمي را از خدمت آيات عظام: داماد، ‌حجت كوهكمره‌اي، ‌علامه طباطبايي (از دراويش جولا)، بروجردي و حضرت امام خميني داشته‌اند...  تا اين كه جريان 19 دى 56 بوجود آمد، و آن به اين شرح است: در روزنامه اطلاعات 17 دى 56 مقاله توهين‏آميز و تندى عليه حضرت امام، كه آن زمان در نجف تشريف داشتند، چاپ شد. انتشار اين مقاله، خشم آقايان اساتيد و فضلاى حوزه قم را برانگيخت. به همين مناسبت جلسه‏اى در منزل اين جانب برگزار شد ... بنده وظيفه خود دانستم كه صحبت كنم و جنايات رژيم ستمشاهى را به صراحت بيان كنم، لذا سخنرانى جامع و تندى عليه جنايتهاى رژيم شاه، انجام دادم. در آن سخنرانى من لازم دانستم كه انگشت روى مركز و منبع اصلى جنايتها بگذارم؛ از اين رو مركزيت را هدف قرار داده و در مقايسه حركت نجات بخش حضرت امام كه از اسلام و قرآن و روش اهل بيت عصمت نشأت مى‏گرفت با عكس العملى كه از استكبار جهانى و دست نشاندگان آن صادر شد اين اشعار را (از كتاب مثنوي مولوي) خواندم:

مه فشاند نور و سگ عو عو كند

هر كسى بر طينت خود مى‏تند

چون تو خفاشان بسى بينند خواب

كاين جهان ماند يتيم از آفتاب

كى شود دريا زپوز سگ نجس

كى شود خورشيد از پف منطمس

در شب مهتاب مه را بر سماك

از سگان و عوعو ايشان چه باك

كارك خود مى‏گذارد هر كسى

آب نگدارد صفا بهر خسى

اى بريده آن لب و حلق و دهان

كه كند تف سوى ماه آسمان

خس، خسانه مى‏رود بر روى آب

آب صافى مى‏رود بى‏اضطراب

مصطفى مه مى‏شكافد نيمه شب

ژاژ ميخايد ز كينه بو لهب

آن مسيحا مرده زنده مى‏كند

آن جهود از خشم سبلت مى‏كند

  مردم از اين صحبت جامع و منطقى و كوبنده شارژ شدند و با شعارهاى تند از منزل حركت كردند. من خود نيز، لازم دانستم كه با مردم حركت كنم. آمديم بيرون... من در موقع تعطيلى حوزه به كشورهاى اروپا از قبيل: انگلستان، فرانسه، آلمان، اطريش، ايتاليا، سوئد، بلژيك، هلند، دانمارك، سوئيس، نروژ، فنلاند، اسپانيا، يونان، و تركيه مسافرت مى‏كردم... و سفرهائى به پاكستان و يك سفر هم به تايلند، پاکستان، بنگلادش و هندوستان رفته‏ام...

 

در بيانية حضرت آيت الله العظمي نوري همداني خطاب به معتكفين مي‌خوانيم:

http://www.noorihamedani.com/noori/Newsarchiv.asp?id=15&select=1&syntax=100200&Language=1

"نخستين دشمن ما نفس امّاره است حضرت رسول اكرم صلّي الله عليه وآله با اين عبارت كه: اَعْدي عَدُوِّك نَفْسُكَ الَّتي بَيْنَ جَنْبَيْك - يعني دشمنترين دشمنان تو نفس امّاره است- نفس امّاره انسان را كينه توزترين و خطرناكترين دشمن او معرفي نمودند و جهاد با اين دشمن دروني را جهاد اكبر ناميدند. چه اينكه هواهاي نفساني‌اي كه گاهي از حبّ جاه و مقام و احياناً از شهوت و زماني از غيظ و غضب و گاهي از حبّ مال و زماني از حبّ ذات برميخيزد و با موازين شرع و عقل ناهماهنگ است انسان را به پرتگاه سقوط و تباهي مي‌كشاند حذر از پيروي نفس كه در راه خدا مردم افكن تر از اين غول بياباني نيست قرآن مجيد بهشت و سعادت را تنها در گرو مخالفت با هواهاي نفساني قلمداد مي‌كند و ميفرمايد: وَأََمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَي النَّفْسَ عَنِ الْهَوَي فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَي و حضرت اميرمؤمنان عليه السلام مدال شجاعت را به سينه كسي ميزند كه بر هواهاي نفساني خود غالب گردد و ميفرمايد اَشْجَعَ النَّاس مَنْ غَلَبَ هَوَاه و به قول مولوي:

مادر بت‌ها بت نفس شماست

زانكه بت‌ها چوب و اين بت اژدها است"

 

در خبر زير آمده است:

آيت‌الله نوري همداني، از مراجع تقليد، در ديدار با مسؤولان کانون هاي قرآني دزفول گفت: مولوي هم از دشمنان اهل بيت است. رسانيوز، سرويس سياسي:

http://www.rasanews.com/More_News.asp?id=11898

"اين مرجع تقليد پيشينه فرقه صوفيه در ايران را رويارويي با اهل بيت و شيعيان دانست و اضافه کرد: اينها آمدند به جاي اهل بيت مرشد، قطب و خانقاه ساختند و افرادي چون شيخ عطار، بايزيد بسطامي، معروف کرخي، شقيق بلخي، جنيد بغدادي، فضيل ابن اياز و مولانا جلال الدين محمد بلخي معروف به مولوي جزو هفتاد و دو فرقه صوفيه‌اند که همه راه باطل رفته‌اند و دشمنان اهل بيت هستند."

 

عجب از اين است كه هنوز حضرت آيت الله مولوي را مولانا (يعني آقاي ما/مولاي ما) صدا مي‌كند و دشمن اهل بيت مي‌خواند... در فرمايشات و متون تحريري حضرت آيت الله هم استنادات زيادي به اشعار مولوي است آخر معلوم نشد مولوي بر حق است يا باطل!!!! شايد حضرت آيت الله هم گرفتار همان دشمن دروني شده‌اند كه خودشان در بالا فرمودند!!

حضرت آيت الله نوري همداني همانطور كه در زندگينامة خود مرقوم فرمودند در دامان اساتيد صوفي پرورش يافته‌اند و برخلاف ديگر آيات عظام كه يهودي‌زاده هستند (نظير حضرت آيت الله مكارم شيرازي) و برخلاف آندسته از آيات عظام كه روسي الاصل هستند (نظير حضرت آيت الله فاضل لنكراني) مسلمان‌زاده و ايراني هستند. حال چگونه دچار تناقض گويي شده‌اند

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 و ساعت 13:5 |
تصوف و عرفان بعد معنوی اسلام است / مولانا الگوی مناسبی برای معرفی معنویت اسلامی است

خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: مقاله ذیل به موضوع اهمیت اندیشه های مولانا در جهان معاصر و لزوم برگزاری کنگره ای در شناسایی همه شؤون اندیشه های مولانا اشاره دارد و از سوی دکتر شهرام پازوکی، استاد فلسفه موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برای انتشار در اختیار خبرگزاری مهر قرار گرفته است.

به گزارش خبرگزاری مهر، در چند سال اخیر کنگره ها و سمینارهای بسیاری در کشورهای آسیایی اروپایی و امریکا تشکیل شد که بنا بر روایتی فقط در سه سال قبل حدود بیست سمینار در اروپا برگزار گردید که به عناوین مختلف درباره مولانا سخن گفته شد. تا آنجا که سال آینده میلادی بنا بر پیشنهاد ترکیه و تصمیم یونسکو قرار شد که سه کشور ترکیه، مصر و افغانستان متصدی برگزاری مراسم بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا شوند. در اینباره دلسوزان تذکراتی دادند تا این که مسئولان مربوطه ایرانی که گویی از خواب بیدار شده باشند به یکباره این سوال در ذهنشان خطور کرد که پس  ایران چه شد؟ اگر چه موطن جسمانی مولانا، بلخ ، اکنون در افغانستان واقع است و مزار وی  در قونیه و در ترکیه می باشد و اگر چه به دلایلی پدر و خانواده پدری مولانا از ایران هجرت کردند - و چه بسا که با این قدر شناسی، امروز نیز این کار را می کردند - ولی موطن معنوی مولانا و آن سنت دینی و فرهنگی که مولانا در آن رشد کرده، ایران فرهنگی بود. ولی ظاهرا در این تصمیمگیری یونسکو، ایران کاملا فراموش شده بود. در پاسخ به این سوال، نماینده ایران در یونسکو آقای دکتر جلالی شرح ما وقع را بیان کرد ولی مساله مهمی را نیز طرح کرد و آن اینکه "مولانا فقط اسباب افتخار ما نیست بلکه اسباب مسئولیت ما نیز هست. آنچه که ما باید نگران باشیم این است که به درستی از عهده این مسئولیت برنیاییم که متاسفانه به گمان  من آنطور که شایسته مولانا است برنیامده ایم."

بنده اصلا به دنبال بحث اندر فواید یا خدای نکرده عدم فواید تشکیل این قبیل همایش ها و سیمنارها درباره بزرگانی مثل مولانا نیستم، آنچه می خواهم بگویم توصیف و تشریح وضعیت فکری وفرهنگی ای است که ما در آن بسر می بریم. تا آنجا که بنده اطلاع دارم تنها مجلسی که در چند دهه اخیر به یاد مولانا در ایران برگزار شد سه سال پیش به پیشنهاد و همت دانشجویان عمدتا فنی و علوم دانشگاه تهران بود . بنده که در آن کنگره سمتی داشتم و در دو، سه کنگره درباره مولانا در اروپا در چند سال اخیر نیز شرکت کرده بودم، به نکات قابل تاملی برخورد کردم که عرض می کنم. در کنگره های خارجی درباره عرفان مسلمان، طبیعی است که هم ایرانیان و هم خارجیان شرکت می کنند. استقبال ایرانیان خارج ازکشور و خارجیان علاقمند به این مراسم هر یک از موضعی جالب توجه بود. از میان غربیان عده ای از سر کنجکاوی علمی وغیر علمی و عده ای نیز با آشنایی قبلی به جستجوی تصوف و عرفان اسلامی آمده بودند. گویی می خواستند بدانند که آیا اسلام همان است که در غرب از قرون وسطی تاکنون به دین قهر و خشونت و ظاهربینی و نامعقولیت و عاری از معنویت و عرفان مشهود شده است.

چنانچه اخیراً پاپ نیز این اتهامات را زنده کرد و گرچه سعی کرد به نحوی آن را به صرف یک نقل قول آکادمیک از جانب خود تفسیر کند ولی واقع این است که این قول ، اکنون پس از چند دهه مبدل به نظر رایج درغرب نسبت به اسلام شده است و کاملا حساب شده بیان گردیده است. چند ماه قبل نیز یکی از نزدیکان پاپ از قول او مطلبی را با این عنوان بیان کرد که "اسلام اصولا اصلاح پذیر نیست" و پیامبرش، پیامبر شمشیر است . آنها می خواستند بدانند که آیا اسلام دیگری نیزهست که پیامبرش رحمة للعالمین است  و دینش که به نام اسلام است، ماخوذ از کلمه "سلام " به معنای صلح و دوستی و طمئانینه می باشد و از این رو مملو از معنویت وعرفان است. همان اسلامی که نه به شمشیر قهر وغضب سلطان محمود غزنوی و نادرشاه افشار بلکه با آیات رحمت و لطف الهی و به شمشیر معنوی ولایت علوی که در تصوف و عرفان متجلی است، جهانگشایی می کند و از هندوستان و چین تا قلب اروپا پیش می رود؟ همان لطف و رحمت و جهاد معنوی و قلبی را که در اواخر دفتر اول مثنوی می بینیم آنجا که دشمن علی بر او خدو می اندازد و علی او را ظاهرا و جسماً می کشد ولی معنا و در باطن مجذوب ولایت و رحمت خود می سازد . به حیثی که او از بند رقیت نفس بیرون آمده و مرید علی می گردد.

مولوی ، کلمه مولی را در ضمن داستان غدیر خم به همین گونه تفسیر می کند، آنجا که می گوید : زین سبب پیغامبر با اجتهاد /     نام خود و آن علی مولا نهاد / کیست مولا آن که آزادت کند  / بند رقیت زپایت برکند .

از این جهت حضم علی، از زبان مولوی ، خطاب به علی ( ع) گوید :  بازگو دانم که این اسرار هوست  / زانکه بی شمشیر کشتن کار اوست

ادامه مطلب...

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 و ساعت 12:59 |
مداحان با اخلاص، كانال ارتباط مردم با اهل بيتند

مهدي سماواتي، مداح در گفت‌وگويي با بيان اين مطلب به خبرنگار «بازتاب» گفت: نقش مداح در جامعه، نقش مرشد است و مرشد زماني مي‌تواند نقش خود را به بهترين نحو اجرا كند كه معرفت به ذوات مقدسه ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ پيدا كند. اگر به آن معرفت رسيده باشد، مي‌تواند آن را به ديگران انتقال داده، مردم را به صراط مستقيم الهي هدايت كند و با وجهه‌اي كه مداح دارد و محبتي كه مردم نسبت به او دارند، به راحتي مي‌تواند به مردم بفهماند كه عشق اهل بيت ـ عليهم السلام ـ در وجودشان جاري و ساري است.

وي افزود: اشعار مداح تمامي موعظه و پند است. مداح به معناي واقعي كلمه، معرّف اهل بيت ـ عليهم السلام ـ است. واعظ و خطيب مفصلا تشريح مي‌كند و توضيح مي‌دهد و مداح در يك بيت با ابزارهاي هنري‌ و صداي دلنشيني كه در اختيار دارد، مي‌تواند همان وعظ و خطابه مفصل را مختصرا به مردم القا كند.

سماواتي اظهار داشت: اخلاص، اولين و مؤثرترين مسئله‌اي است كه بايد در يك نفر به عنوان مداح ايجاد شود و مد نظر قرار گيرد. اخلاص بايد در بهترين شكل خود با تمام مراتب و وجوه در مداح ايجاد شود و اگر چنين شد، اميد مي‌رود شعري كه وي مي‌خواند، خود او و ديگران را به جايي برساند. اگر اين مورد درست شد، بقيه مسائل نظير شعر خوب و... هم حل خواهد شد.

وي گفت: اقبال مردم به كار مداحان هم با اخلاص بي‌ارتباط نيست و شرط اصلي، اخلاص است. اگر مداح قصد مطرح كردن خود را داشته باشد، خدا هم اجازه نمي‌دهد. اما اگر مقصدش خدا باشد، خدا هم به او كمك مي‌كند. جايي كه اخلاص وجود دارد و هدف خداست، خدا مابقي ابزار را فراهم مي‌كند. خدا وعده داده است كه «الذين جاهدوا فينا، لنهدينهم سبلنا» و «الذين قالوا ربنا الله ثم استقامو، تتنزل عليهم الملائكه» خدا ملائكه را براي كمكش مي‌فرستد. به او مي‌فهماند چه بخواند و چه بگويد و چگونه بگويد، چون مقصد خداست.

حاج مهدي سماواتي از ذاكران اهل بيت است كه مردم بيش از همه او را به دليل مناجات‌هايش، از جمله مناجات حضرت امير(ع) در مسجد كوفه مي‌شناسند.
او كه از رزمندگان گمنام و بي‌سروصداي دفاع مقدس است، راه ارتزاقي جداي از مداحي دارد و مي‌گويد: بعد از جنگ وارد كار قطعات يدكي خودرو و بعد از آن نصب سيستم گازسوز خودرو شدم و پس از اين‌كه اخوي بنده به رحمت خدا رفت، وارد كار مواد غذايي شدم.

سماواتي در پاسخ به پرسشي درخصوص آسيب‌شناسي ذكر و مدح اهل بيت(ع) مي‌گويد: مداحان به طور عمده وظيفه خود را انجام مي‌دهند ولي كسي كه وارد اين عرصه مي‌شود، بايد در ابتدا مطمئن شود به خاطر خدا وارد اين مقوله شده است و حتما بايد زير نظر استاد كار كند، استادي كه در اخلاص و تقوا امتحان داده و اين دو مقوله را در خود حل كرده باشد.

در اين باره بايد كسي كه بزرگتر است،جلو بيفتد و رهبري اين تشكيلات را بر عهده بگيرد. وي بايد حتما معرفت عميقي به اهل بيت ـ عليهم السلام ـ داشته باشد. بايد كارشناس‌هاي مختلف زير نظر ايشان به كار بپردازند و مداحان در آن قالب و به صورت تشكيلاتي كار كنند. در رأس هرم بايد كسي باشد كه همه از او حرف‌شنوي داشته باشند. نه اين‌كه هر كسي بلند شود و جامعه مداحان راه بيندازد. كار براي خدا خوب است، اما در ديد كلان كار بايد به دست يك تشكيلات قوي و سازماندهي‌شده بيفتد و تكرار مي‌كنم كه آن فرد از لحاظ معرفتي و شناخت به اين امر پخته و قوي باشد.

البته معرفتي كه عرض كردم بايد پيدا شود، از طريق روحانيت است. اخلاص را چه كسي بايد به من بگويد؟ مناجات اميرالمؤمنين(ع) و ابوحمزه را چه كسي بايد براي من معنا و تبيين كند؟ من يا بايد خودم عالم باشم و يا پيش اهل علم زانو بزنم.

وي در پايان مي‌گويد: ماه رمضان، ماهي است كه ائمه ‍ـ عليهم السلام ـ يازده ماه انتظار آن را مي‌كشند و در اواخر آن به خاطر تمام شدنش محزون مي‌شدند. ماهي است كه بركات زيادي در آن است. بايد اصرار زيادي براي خواسته‌هاي خود داشته باشيم و در رأس آن خود خداست كه در اين ماه بايد از او طلب كنيم. فرازي در مناجات ابوحمزه هست كه مي‌فرمايد «الهي حبب اليّ لقائك» اينها در ماه رمضان عملي است. بايد به دنبال تحقق آنها باشيم. افضل الاعمال انتظار الفرج. بايد در اين ماه از خداوند ظهور آقا را طلب كرد.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 و ساعت 12:53 |
 

کشف صدها سلاح گرم در حادثه شب گذشته

به نقل ازخبرگزاري بازتاب: عبدالله روشن با اعلام اينکه شب گذشته سيد محمد کاظميني بروجردي دستگير شده است، گفت: نيروي انتظامي در کمترين مدت با دستگيري و خلع سلاح افراد مسلح و کشف صدها قبضه سلاح سرد و گرم، امکان استفاده را از آنان گرفت و همه عوامل را دستگير و تحويل مقامات قضايي داد.

به گزارش مهر، عبدالله روشن معاون سياسي امنيتي استاندار تهران، در حاشيه بازديد از ستاد انتخابات تهران، در جمع خبرنگاران درخصوص حوادث شب گذشته در مقابل منزل سيدمحمد کاظميني بروجردي گفت: عده‌اي از عوامل فرقه‌گرا تحرکاتي را از قبل داشتند که اين تحرکات از هفته گذشته شدت يافت و آنان مبادرت به ايجاد مزاحمت براي شهروندان کردند و مردم اين منطقه که از اين موضوع ناراحت بودند ، شکايات زيادي داشتند.

روشن با بيان اينکه هوادارن کاظميني بروجردي چهارشنبه شب گذشته تعدادي از مردم را به گروگان گرفته و پس از ضرب و شتم، آنها را آزاد کردند، گفت: در چند روز گذشته تلاش شد با اقدامات تشويقي وتوجيهي از اين گونه اعمال جلوگيري شود که متاسفانه با فراخوان عده اي از اراذل و اوباش از مناطق مختلف تهران و برخي شهرستانها، اين افراد مبادرت به بستن خيابانهاي اطراف منزل سيد محمد کاظميني بروجردي و آتش زدن لاستيک و پرتاب کوکتل مولوتوف کردند.

وي افزود: براساس اطلاعات واصله متوجه شديم بيش از 1000 قبضه سلاح سرد اعم از قمه، قداره، شمشيرو چاقو توسط اين افراد براي درگيري با نيروي انتظامي آماده شده که خوشبختانه نيروي انتظامي در اين زمينه با خويشتنداري سعي کرد آنها را تحريک نکند.

معاون سياسي امنيتي استانداري تهران، تصريح کرد: اما شب گذشته اين افراد با اسيد پاشي و پرتاب کوکتل مولوتوف به مردم حمله و جو را ملتهب کردند که سرانجام نيروي انتظامي برابر وظيفه خود وارد عمل شد و در کمترين مدت با دستگيري و خلع سلاح افراد مسلح و کشف صدها قبضه سلاح سرد ، چند قبضه سلاح گرم و نارنجک جنگي، عملا امکان استفاده را از آنان گرفت و همه عوامل را دستگير و تحويل مقامات قضايي کرد.

وي با اعلام اينکه شب گذشته سيد محمد کاظميني بروجردي دستگير شده است، گفت: متاسفانه آقاي بروجردي با اقدامات خودسرانه خود موجب به وجود آمدن اين حوادث شده است که توسط نيروهاي انتظامي دستگير شد.

روشن تصريح کرد: البته عمده درگيري‌ها بين مردم و عوامل فرقه‌گرا بوده و نيروي انتظامي براي جلوگيري از حوادث وارد عمل شد.
وي در پايان خاطرنشان کرد: در حال حاضر شرايط کاملا عادي است و خسارت‌هايي که به اموال مردم وارد شده، از سوي ستاد حوادث غير مترقبه جبران خواهد شد.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه هجدهم مهر 1385 و ساعت 13:57 |
 

نگاه انتقادی اکونوميست به سياست حمايت از مخالفان خارج نشين حکومت ايران(بی بی سی)

هفته نامه بريتانيايی اکونوميست طی مقاله ای به انتقاد از سياست دولت آمريکا در حمايت از مخالفان حکومت ايران پرداخته است.

اين مقاله به بهانه درخواست اخير کاندوليزا رايس وزيرخارجه آمريکا از کنگره اين کشور نوشته شده که خواهان تخصيص بودجه 75 ميليون دلاری برای گسترش دموکراسی در ايران شده است.

آن گونه که اکونوميست نوشته، از اين بودجه، بيست ميليون دلار آن به کمک مالی به سازمانهای غيردولتی، اتحاديه های کارگری، گروههای فعال حقوق بشر و دانشجويان اختصاص می يابد و 55 ميليون دلار آن صرف شبکه های راديويی وتلويزيونی و سايتهای اينترنتی فارسی زبان می شود تا دموکراسی را در ايران تبليغ کنند.

اين هفته نامه با استناد به اظهارات يکی از مقامهای بلندپايه آمريکايی که نامی از او نبرده نوشته که با توجه به اينکه امکان نفوذ عوامل حکومت ايران در سازمانهای غيردولتی اين کشور وجود دارد، بودجه دولت آمريکا نصيب گروههای ايرانی خارج از اين کشور خواهد شد و در اختيار بيست و چند شبکه تلويزيونی ماهواره ای لس آنجلسی، سلطنت طلبهای شيک پوش و مذهبيهای نامتعارف (به نظر می رسد منظور گروههايی همچون مجاهدين خلق باشد) که بيش از 25 سال است ايران را نديده اند و اجراکننده های برنامه های موسيقی جوانان قرار خواهد گرفت که اصلاً در تمام عمر خود ايران را نديده اند، کسانی که جز در بيزاری از حکومت جمهوری اسلامی هيچ وجه اشتراکی با يکديگر ندارند.

اکونوميست اشاره کرده که مخالفان حکومت ايران شخصيتی همچون نلسون ماندلا، رهبر جنبش سياهان آفريقای جنوبی يا حتی احمد چلبی، سياستمدار عراقی که در زمان صدام حسين از حمايت آمريکا برخوردار بود ندارند و شخصيتها و گروههای مخالف جمهوری اسلامی يا کسانی چون رضا پهلوی، وليعهد سابق ايرانند که گفته می شود علاقه ای به رسيدن به قدرت سياسی ندارد و در ايران هم نام چندانی از او باقی نمانده، يا گروههايی چون مجاهدين خلق که بسياری از مردم ايران فرزندان خود را در جنگ با دشمنی از دست داده اند که آنان در پناه آن به سر می بردند.

به نوشته اکونوميست، خانم رايس با بودجه 75 ميليون دلاری اش حتی نمی تواند روی علاقه مردم ايران به آمريکا حساب کند که اگرچه نظرسنجی قابل اتکايی برای سنجش ميزان آن وجود ندارد، اما در زمان رياست جمهوری بيل کلينتون بيشتر حس می شد و اکنون دست کم از لطيفه هايی که در ايران بر سر زبانهاست می توان حدس زد که مردم نگاهی بدبيانه به سياستهای آن دارند.

اکونوميست سپس با اشاره به محدوديتهايی که دولت محمود احمدی نژاد بر مطبوعات و سايتهای اينترنتی اعمال کرده و همچنين خاموشی جنبش دانشجويی و اصلاح طلبی و اقداماتی همچون برخورد سخت با اعتصاب اتوبوسرانان تهران نتيجه گرفته که بر خلاف آنچه جورج بوش تصور می کند، ايران جولانگاه مخالفان سياسی نيست بلکه مصيبتگاهی است برای همه جنبشهای مخالف، چه جنبشهای قانونی و چه جنبشهای غيرقانونی.

به نوشته اکونوميست، مخالفت با حکومت ايران اکنون خود را در دو شکل دگرانديشی مذهبی و جدايی طلبی قومی نشان می دهد.

اکونوميست برای ذکر نمونه "دگرانديشی مذهبی" به رواج تصوف در ايران پرداخته و با اشاره به برخورد اخير با صوفيان نعمت اللهی گنابادی در قم مقاله خود را اين گونه به پايان برده که شمار پيروان فرقه های صوفيه در ايران بيش از يک ميليون نفر برآورد می شود و بسياری از آنان "جيبهای پرپول و ارتباطاتی در خارج از ايران" دارند اما احتمالاً جورج بوش آنان را به عنوان نهادی که شايسته دريافت سهمی از کمک مالی 75 ميليون دلاری باشد به رسميت نمی شناسد

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هفدهم مهر 1385 و ساعت 1:59 |
 

ادامه درگیری میان هواداران ایت الله بروجردی و نیروهای انتظامی در تهران

تنش و درگیری میان هواداران آیت الله بروجردی و نیروهای انتظامی با وجود گذشت ۱۲ ساعت از آغاز درگیری ها همچنان ادامه یافته است و هواداران وی کنترل خیابان محل سکونت این روحانی را در اختیار دارند. تعداد زیاد تجمع کنندگان موافق با آیت الله کاظمینی که بیش از ۱۰۰۰ نفر هستند برخورد و سرکوب تجمع را برای پلیس مشکل ساخته است. حضور تعداد بسیاری از زنان که صورت های خود را پوشانده و به سلاح سرد مجهز هستند در میان تجمع کنندگان مشهود است ...

ادامه تنش و درگیری میان هواداران آیت الله بروجردی و پلیس در تهران
ادوارنیوز: تنش و درگیری میان هواداران آیت الله بروجردی و نیروهای انتظامی با وجود گذشت ۱۲ ساعت از آغاز درگیری ها همچنان ادامه یافته است. به گزارش سایت ادوار نیوز هواداران وی کنترل خیابان محل سکونت این روحانی را در اختیار دارند.
تعداد بسیار زیاد تجمع کنندگان موافق یا آیت الله کاظمینی که بیش از ۱۰۰۰ نفر هستند برخورد و سرکوب تجمع را برای پلیس مشکل ساخته است حضور تعداد بسیاری از زنان که صورتهای خود را پوشانده و به سلاح سرد مجهز هستند در میان تجمع کنندگان مشهود است
از سوی دیگر با انتشار خبر این درگیری تعداد ۶۰۰ نفر افراد لباس شخصی به قصد طرفداری از نیروی انتظامی و مخالفت با آیت الله بروجردی در محل حضور یافته اند که این امر تنش در خیابان ازادی تهران را وارد مرحله تازه ای کرده است. نیروهای ضد شورش منطقه درگیری را به محاصره کامل در اورده اند
به گزارش شاهدان عینی تا ساعت ۲ نیمه شب شمال خیابان اوستا در اختیار نیروهای ضد شورش و لباس شخصی و جنوب این خیابان در اختیار هواداران بروجردی که مجهز به شمشیر چوب چاقو و چماق هستند می باشد.
نیروهای لباس شخصی با سر دادن شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه و یا حسین چندین بار با طرفداران آیت آلله بروجردی درگیر شده که در این درگیریها تعدادی از طرفین زخمی شده اند.
هواداران ایت الله همچنین به پرتاب سنگ و کوکتل مولوتوف به سوی نیروی انتظامی و لباس شخصی ها اقدام کرده اند. همچنین نمایندگان طرفین از ظهر امروز بارها با یکدیگر به مذاکره پرداخته اند اما موفق به توافق جهت اتمام این تجمع نشده اند. گفتنی است هر دو طرف چند نفر از طرف مقابل را در گروگان خود دارند و دستکم ٣۰ نفر از طرفین بر اثر اصابت سنگهای پرتابی زخمی شده اند.
ایت الله بروجردی در گفتگو با رادیو بی بی سی و صدای امریکا با اعلام خبر تجمع و درگیریهای امروز در اطراف منزلش خواستار رفع بازداشت هوادارانش شد. وی همچنین سخنان یکی از مقامات نیروی انتظامی مبنی بر ادعای وی در مورد ارتباطش با امام زمان را به شدت تکذیب کرده و گفت تنها طرفدار دین سنتی و مخالف استفاده سیاسی از دین است.

اطلاعیه استانداری تهران
ایلنا: استانداری تهران در خصوص تجمع روز گذشته هواداران سیدمحمدحسین کاظمینی بروجردی اطلاعیه‌‏ای صادر کرد.
متن اطلاعیه استانداری تهران به شرح زیر است: «در پی تجمعات غیر قانونی چند روز گذشته عده‌‏ای از عوامل فرقه‌‏گرا در یکی از مناطق شهر تهران و اصرار ایشان در ایجاد اجتماعات تهدیدآمیز که با استفاده از انواع سلاح‌‏های سرد و اسیدپاشی به روی عابرین و ایجاد راه‌‏بندان جهت عبور و مرور مردم و وسایط نقلیه، مزاحمت‌‏هایی برای ساکنین منطقه در سطح وارد آوردن خسارات به خودروها و تأسیسات شهری صورت گرفت، علی‌‏رغم اخطارهای مکرر نیروی انتظامی، متأسفانه اصرار در شرارت و ادامه مزاحمت و لزوم تأمین امنیت شهروندان منجر به دخالت پلیس با مزاحمین شد که به علت مقاومت افراد در رویارویی با نیروهای انتظامی، تعدادی از ایشان به همراه انواع سلاح از جمله چند قبضه سلاح گرم دستگیر شدند. در این راستا خساراتی نیز به منازل مجل تجمع وارد گردید که از همان ساعات اولیه نسبت به ترمیم خسارات که عمدتاً شکستن شیشه درب و پنجره‌‏ها و خسارات به شبکه‌‏های برق و گاز شامل می‌‏شد، اقدام لازم به عمل آمد.»

گزارش های قبلی
خبرگزاری ایلنا حوالی ظهر امروز (شنبه) اعلام کرد بیش از هزار نفر از هواداران آیت‌‏الله سیدمحمد کاظمینی بروجردی در اعتراض به آنچه آن را ایجاد محدودیت برای ترویج افکار مرجع‌‏شان می‌‏خوانند، در محل اقامت این روحانی تجمع کردند.
به گزارش خبرنگار "ایلنا"، این تجمع‌‏کنندگان با سر دادن شعارهایی نظیر «آزادی مذهبی حق مسلم ماست», «آزادی, آزادی, حق مسلم ماست», «یازهرا, یا حسن, یا حسین» و «ابوصالح, التماس دعا, هر کجا رفتی یاد ما هم باش» خواستار آزادی برخی هواداران وی و فراهم شدن امکانی برای ترویج افکار سیدمحمد کاظم بروجردی شدند.
این تجمع‌‏کنندگان که مسیرهای منتهی به کوچه «سرو» واقع در خیابان «اوستا» و «زارع» تهران را مسدود کرده‌‏اند با در دست داشتن پلاکاردی که بر روی آن نوشته بود: «برای دفاع از دین سنتی آماده شهادتیم»، حمایت خود را از افکار و اندیشه‌‏های سیدمحمد کاظمینی بروجردی اعلام کردند.
این تجمع‌‏کنندگان که با در دست داشتن چوب و قمه در محل مذکور حاضر بودند، علت تجمع خود را دستگیری برخی از هواداران آیت‌‏الله سیدمحمد کاظمینی بروجردی توسط برخی نهادها عنوان کردند.
آیت‌‏الله سیدمحمد کاظمینی بروجردی در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ایلنا" با بیان اینکه هدف بنده و هوادارانم دفاع از دین سنتی است، گفت: «به اعتقاد ما مردم از دین سیاسی خسته شده‌‏اند و خواستار بازگشت به دین سنتی هستند.»
وی افزود: بنده در نامه‌‏هایی به کوفی عنان، دبیرکل سازمان ملل متحد؛ خاویر سولانا، مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر کاتولیک‌‏های جهان و برخی رهبران و شخصیت‌‏های مطرح دنیا ضمن انتقاد از برخوردهای صورت‌‏گرفته با بنده و هوادارانم، آزادی عمل در ترویج افکار دین سنتی را خواستار شدیم که به نظر می‌‏رسد در این زمینه قطعنامه‌‏ای از سوی سازمان ملل صادر شود.
بر اساس این گزارش این تجمع با ورود برخی از افراد ناشناس به تشنج کشیده شد. نیروهای ضدشورش حاضر در محل از گاز اشک‌‏آور استفاده کردند که تجمع‌‏کنندگان با آتش زدن لاستیک نسبت به خنثی کردن اثرات گاز اشک‌‏آور اقدام کردند.
این تجمع همچنان ادامه دارد
 
ادوارنیوز نیز خبر داده است جمعی از هواداران ایت الله کاظمینی بروجردی با اجتماع در خیابانهای اطراف منزل ایشان و سر دادن شعارهایی در حمایت از وی با نیروهای انتظامی درگیر شده اند.
به گزارش خبرنگار ادوارنیوز هواداران آیت الله کاظمینی بروجردی که حضور بانوان در میان آنها مشهود است با بستن کوچه ها و خیابانهای منتهی به منزل وی که در محدوده میدان انقلاب تهران واقع شده، قصد دارند از نزدیک شدن نیروهای انتظامی به منزل این روحانی جلوگیری کنند. به گفته شاهدان عینی جمعی از این افراد به انواع سلاح های سرد مسلح بوده و با اتش زدن لاستیک به مسدود کردن خیابان محل سکونت آیت الله بروجردی پرداخته اند. نیروهای انتظامی و امنیتی نیز این منطقه را به محاصره در آورده اند.
ظاهرا تلاش مجدد نیروهای امنیتی برای بازداشت این روحانی موجب اعتراض شدید هواداران وی شده است.
 
ایسنا نیز در این خصوص بدون ذکر نام بروجردی خبر داده است گروهی با طرح شعارهای به ظاهر مذهبی و با تصور این که کسی قصد دستگیری یک فرد روحانی که در این حوالی زندگی می‌کند را دارد، مقابل درب منزل وی جمع شده‌اند.
به گزارش خبرنگار ‏«حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) و بنا به گفته برخی از شاهدان عینی حوالی ساعت ۹ صبح امروز گروهی که خود را طرفداران یک فرد روحانی معرفی می کردند، به تصور این که ماموران قصد دستگیری وی را دارند، با حضور مقابل درب منزل وی در خیابان زارع واقع در خیابان آزادی، در حالی که برخی قمه، شمشیر و چماق در دست داشتند، موجب رعب و وحشت مردم شدند.
سرهنگ شعبانی، سرکلانتر پنجم فرماندهی انتظامی تهران بزرگ در گفت‌وگو با خبرنگار «حوادث» ایسنا با تأیید این خبر گفت: این افراد کسانی هستند که با تصور این که کسی قصد دستگیری فرد روحانی به نام بروجردی را دارند، مقابل درب منزل ایشان تجمع کرده‌اند.
در حالی که حضور این افراد از حدود ساعت ۹ صبح آغاز شده است، سرهنگ شعبانی در خصوص برخورد با این افراد که به گفته‌ی شاهدان در منطقه ایجاد رعب و وحشت کرده‌اند به ایسنا گفت: منتظر دستور هستیم.
برخی از شاهدان عینی شمار این افراد را بیش از ۲۰۰ نفر تخمین زده و می‌گویند که آنان همچنان در حال ایجاد سر و صدا در محل حضورشان بوده و این در حالیست که پلیس در ابتدا و انتهای خیابان از هر گونه ورود و تردد افراد به داخل خیابان محل حضورشان ممانعت می‌کند.
همچنین در حضور این افراد، ترافیک سنگینی در بخشی از خیابان آزادی و نیز سایر مسیرهای منتهی به این محل ایجاد شده که ماموران در پی رفع آن هستند.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هفدهم مهر 1385 و ساعت 1:39 |
 

تجمع خشونت آميز طرفداران يك روحاني (آيت الله بروجردي) در خيابان آزادي به پايان رسيد

به دنبال اجتماع بدون مجوز تعدادي از طرفداران يك روحاني در حوالي پارك اوستاي تهران ساعتي پيش اين فرد بازداشت شد

به گزارش خبرنگار ايرانيوز اين روحاني كه آيت الله بروجردي نام دارد مدتي است كه با ادعاي طرفداري از دين سنتي (دين منهاي سياست) عده اي را حول خود جمع كرده و اقدام به برگزاري مراسم هاي مختلف مي كند.

1)چندي پيش نيز كه مامورين دادگاه ويژه روحانيت براي دستگيري اين فرد در محل حاضر شده بودند با مقاومت همراهان وي مواجه شدند .

گفتني است در تجمع امروز گروهي از مدافعان وي در حلقه‌اي درميان خيابان زارع گرد هم آمدند و پلا كاردهايي با مضمون «براي دفاع از دين سنتي آماده شهادتيم» در دست دارند و اقدام به روشن كردن آتش نموده اند.

نيروي انتظامي حاضر در محل با هدايت سردار طلايي قصد متفرق كردن تجمع كنندگان را دارد.

سردار طلايي در سخناني خواستار پراكنده شدن تجمع كنندگان شد و اعلام كرد: در صورت عدم توجه به فرمان نيروي انتظامي ناچار خواهد بود از نيروهاي خود براي پراكندن جمعيت استفاده نمايد.

براساس اين گزارش گروهي ديگر از طرفداران اين فرد با تجمع در جلوي منزل وي قمه و شمشير در دست دارند و با روشن كردن آتش مانع از نزديك شدن نيروي انتظامي به منزل وي مي شوند.


2)در ادامه تجمع طرفداران آيت الله بروجردي در خيابان اوستا حمله دو تن از تجمع كنندگان با سلاح سردبه نيروي انتظامي باعث ايجاد درگيري كوتاهي ميان نيرو هاي مستقر در محل و تجمع كنندگان شد .
در اين ضد و خورد يك مامور پليس زخمي و يك تن از مهاجمين نيز دستگير شد

براساس اين گزارش تجمع كنندگان در مقابل منزل بروجردي 500 تا600 نفر تخمين زده مي شوند .

3)در ادامه اين تجمع، تجمع كنندگان با اقدام به سردادن شعار الله اكبر و خواندن دعاي نادعلي كرده اند.
گفتني است تجمع كنندگان سدي از آتش را جلوي نيروي انتظامي درست كرده‌اند.


4)در ميان تجمع كنندگان تعدادي از زنان نيز ديده مي شوند كه با خود اسلحه‌هاي سرد از جمله زنجير و چاقو به همراه دارند.

اين درحالي است كه نيروي انتظامي خواستار متفرق شدن تجمع كنندگان شده است.
5) براساس اين گزارش نيروي انتظامي تمامي راههاي منتهي به منزل اين روحاني را مسدود كرده است. اين درحالي است كه سردار طلايي از تجمع كنندگان خواست راه را باز كنند و به صورت مسالمت آميز محل را ترك كرده و متفرق شوند.

6) با نزديك شدن زمان افطار و اذان مغرب نماينده تجمع كنندگان با فرمانده نيروي انتظامي حاضر در محل ديدار و گفت و گو كرد. پس از اين ديدار مقرر شد تجمع كنند گان در داخل كوچه متمركز شوند تا امكان رفت و آمد عمومي فراهم گردد.
در حال حاضر تجمع كنندگان در مقابل خانه آيت الله بروجردي بر روي زمين نشسته اند و اقدام به خواندن دعاي توسل نموده اند.
تجمع كنندگان زنان و مردان جواني هستند كه صورت هاي خود را پوشانده اند و شمشير به كمر دارند.

7) سردار طلايي در گفت و گو با خبرنگار ايرانيوز تجمع كنندگان را ارازل و اوباش خواند و گفت :ما براي حل مسالمت آميز مساله دوبار به آن ها فرصت داده ايم و اگر تجمع كنندگان به فرصت هاي داده شده توجه نكنند مجبور به برخورذ با متخلفين خواهيم شد

8)در حاليكه تجمع طرفداران آيت الله بروجردي به هنگام افطار از آرامش نسبي برخوردار شده بود اما با فاصله گرفتن از اذان مغرب تشنجي تسبي بر تجمع كنندگان حاكم شد .
اين افراد با شعار هاي الله اكبر و نواي حسين حسين و در حاليكه شمشير ها و قمه هاي خود را بر بالاي سر مي چرخاندند قصد خروج از خيابان زارعي را داشتند.
گفته مي شود روحاني مورد حمايت اين جمع تا دقايقي ديگر با حضور در جمع طرفداران خود سخراني خواهد كرد.

9)فردي كه خود را موسوي و نماينده تجمع كنندگان مي خواند در گفت و گو با خبرنگار ايرانيوز اين تجمع را غير سياسي عنوان كرد.

وي در ادامه ادعاهاي خود گفت:بدنبال يكي از مراسم هاي آقاي بروجردي كه جمعيت زيادي حضور داشتند مدتي است كه عده اي مزاحم نامبرده مي شوند.

وي اضافه كرد:70 روز است كه بستگان و نزديكان ما را دستگير مي كنند و ما خواهان آزادي آن ها هستيم و به هيچ عنوان نگاه سياسي نداريم!

10) لحظاتی پیش دو تن از افرادی که خود سرانه و بدون اجازه پلیس، گاز اشک آور بر روی متحصنین پرتاب کرده بودند تحصن را به التهاب کشاندند.
این در حالی است که با درایت سران متحصنین و همچنین ماموران نیروی انتظامی حاضر در محل، تحصن به محل اصلی منتقل شد و پیلیس کنترل را بدست گرفته است.
متحصنین با شعارهای حیدر حیدر و ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند، به تجمع خود استمرار بخشیدند.

11) یکی از سران متحصنین در گفت و گویی با خبرنگار ایرانیوز؛ تصریح کرد: طبیعتا حد داشتن آزادی های عقیدتی و مذهبی و تمسک به مبانی عقیدتی پیامبر اکرم صلی‌الله علیه، عامل تسریع این تجمع بوده است.
وی در ادامه افزود: هر چند مایل به درگیری نیستیم اما طبیعتا تا برآورده شدن خواسته هایمان به تجمع ادامه خواهیم داد.

12)لحظاتي پيش نماينده ايرانيوز توانست گفت و گويي با رهبر متحصنين (آيت الله بروجردي) صورت دهد.

وي در اين گفت و گو با بيان اين مطلب كه تجمع فوق به دستور وي برگزار نشده تصريح كرد : اين افراد از علاقمندان و شاگردان من هستند كه شخصا به اينجا آمده اند و دستوري براي حضورشان صادر نكرده ام.

بروجردي كه خود در حلقه متحصنين و بر روي يك صندلي نشسته بود ادامه داد : اين تحصن سياسي نيست و ما خواهان آزادي دوستانمان كه امروز بازداشت شده اند هستيم.

وي افزود : من بيش از هر چيز نگران وضع معيشتي مردم هستم و تا به الان هم گفته ام كه بايد اوضاع اقتصادي مردم بهبود يابد. ضمن اينكه ما عموم ديدارهايمان با مردم بر سر همين مسايل اقتصادي و در جهت رفع مشكلاتشان بوده است.

آيت الله بروجردي ادامه داد : اينكه مي گويند من نعوذبالله خودم را امام زمان(عج) مي دانم و يا ادعاي نيابت ايشان را كرده ام كذب است . من بارها گفته ام كه مدافع دين سنتي ام !

در حالي كه همراهان بروجردي مانع از نزديك شدن افراد ديگر به وي مي كردند وي ادامه داد :سردار طلايي براي گفت و گو به اينجا آمدند . ما هم مايليم كه اين تجمع به درگيري كشيده نشود.

ايرانيوز از انتشار بخش هاي ديگر اين گفت و گوي 20 دقيقه اي بواسطه اتهاماتي كه مصاحبه كننده متوجه افراد ديگر نموده اند معذور است.


13)لحظاتي پيش ماموران انتظامي حاضر در محل با بستن خيابان منتهي به كوچه زارعي (محل تجمع) ضمن ممانعت از حضور افراد غير مرتبط همچنين نيروهاي لباس شخصي و غير مسوول را از محل متفرق كردند.
در اين حال تعدادي از افراد موسوم به لباس شخصي در فاصله اي دور از محل با شعارهاي حيدر - حيدر اعتراض خود را نسبت به متحصنين نشان دادند.


14 )در حالي كه نسبت به نيروهاي شخصي طرفين - برتري عددي نيروهاي انتظامي حاضر در محل كمتر به نظر مي رسد احتمال بروز درگيري مجدد تقويت شده است.

به گزارش خبرنگار ايرانيوز از محل تجمع هم اكنون طرفين با سر دادن شعار با جند صد متر فاصله مقابل يكديگر صف آرايي كرده اند و البته نيروهاي پليس حاضر در محل سعي در متفرق كردن تجمعات را دارند

15 )بر اساس آخرين اخبار دريافتي مقارن ساعت 4 بامداد امروز - بروجردي توسط نيروهاي امنيتي حاضر در محل بازداشت شد.
وي جهت پاسخگويي در خصوص وقايع روز شنبه خيابان زارع به مقمات قضايي سپرده خواهد شد.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه شانزدهم مهر 1385 و ساعت 13:45 |
 

ماجرای فردی که یک شبه مدعی «نمایندگی خاص امام زمان (عج)» شد

خبرگزاري انتخاب : کاظمینی كه حتي بدون گذراندن دروس سطحي حوزه علميه برخلاف نص صریح روایات، مدعی رسیدن به مقام «نماينده خاص ! امام زمان(عج) » شده است، طي روزهاي گذشته در گفت و گوهاي متعدد با راديو صداي آمريكا و راديو فردا اعلام كرده است كه «دولت دارد ماهواره ها را به خاطر من جمع مي كند»

خبرگزاري انتخاب : ناآرامي ها و تجمعات در اطراف منزل كاظميني بروجردي سرانجام، بامداد يكشنبه با دستگيري وي و جمعي از هوادارانش که مانع بازداشت وی بودند، خاتمه يافت‏.‏  براساس اين گزارش، بروجردي با در دست داشتن يك شمشير، خود را براي درگيري با نيروهاي پليس آماده كرده بود.‏  

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «انتخاب»، از ساعت های ابتدایی ظهر شنبه، بيش از هزار نفر از مدعیان هواداری از سيدمحمد كاظميني بروجردي از مدعیان رابطه با امام زمان (عج) در اعتراض به آنچه ايجاد محدوديت براي ترويج افكار مرجع‌‏شان مي‌‏خواندند، در محل اقامت اين روحاني تجمع كردند.

تجمع‌‏كنندگان با سر دادن شعارهايي نظير «آزادي مذهبي حق مسلم ماست», «آزادي, آزادي, حق مسلم ماست», «يازهرا, يا حسن, يا حسين» و «ابوصالح, التماس دعا, هر كجا رفتي ياد ما هم باش» خواستار آزادي برخي هواداران بارداشت شده وي و فراهم شدن امكاني براي ترويج افكار اين روحاني شدند.

تجمع‌‏كنندگان مسيرهاي منتهي به ميدان انقلاب تهران را مسدود كرده‌‏اند  و پلاكاردي در دست دارند که بر روي آن نوشته شده است : «براي دفاع از دين سنتي آماده شهادتيم»،و اين چنين حمايت خود را از افكار و انديشه‌‏هاي سيدمحمد كاظميني بروجردي اعلام كردند.

اين تجمع‌‏كنندگان كه البته چهره مذهبی نداشته ، با در دست داشتن چوب و قمه و شمشير در محل مذكور حاضر بودند.

بر اساس اين گزارش، اين تجمع در نهايت با ورود برخي از افراد ناشناس به تشنج كشيده شد. نيروهاي ضدشورش حاضر در محل از گاز اشك‌‏آور استفاده كردند كه تجمع‌‏كنندگان با آتش زدن لاستيك نسبت به خنثي كردن اثرات گاز اشك‌‏آور اقدام كردند.

تجمع کنندگان همچنین به پرتاب سنگ و کوکتل مولوتوف به سوی نیروی انتظامی اقدام کرده اند. همچنین نمایندگان طرفین از ظهر امروز بارها با یکدیگر به مذاکره پرداخته اند اما موفق به توافق جهت اتمام این تجمع نشده اند.

سایت ادوار نیوز نیز مدعی شده است: هر دو طرف چند نفر از طرف مقابل را در گروگان خود دارند و دستکم 30 نفر از طرفین بر اثر اصابت سنگهای پرتابی زخمی شده اند.

با وجودی که طی ساعات اخیر، شخص کاظمینی و طرفدارانش اعلام می کردند که موضوع مصاحبه این مدعی رابطه با امام زمان (عج) کذب محص است، کاظمینی بروجردی در گفتگو با رادیو بی بی سی و صدای امریکا، خبر تجمع و درگیریهای امروز را به اطلاع شنوندگان این دو رادیو رساند !


*  ماجرا از کجا آغاز شد؟

نزدیک به 50 روز پیش، از سوی دادگاه ویژه روحانیت ، احضاریه ای برای ادای پاره ای از توضیحات در مورد «ادعای رابطه با امام زمان (عج) برای آقاای کاظمینی ارسال می شود که وی با مقاومت خود و اطرافیانش حاضر به حضور در دادگاه نمی شود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «انتخاب»، در طول این 50 روز بارها و بارها نماینده های مختلف دادگاه ویژه روحانیت برای حضور مسالمت آمیز وی در دادگاه، در منزل وی حضور پیدا می کنند که کاظمینی با «داد و فریاد» و «استفاده از کلمات نادرست»، از حضور در دادگاه پرهیز می کند. وی بارها خطاب به این نمایندگان گفت که «من سید حسن ابطحی نیستم که...»

در همین حال یک منبع مطلع به «انتخاب» گفت: تا به حال هیچ برخورد تندی از سوی ماموران اطلاعات و دادگاه ویژه روحانیت (فقط برای حضور در دادگاه) علیه او صورت نگرفته است و حتی یکی از نزدیکان آقای کاظمینی با چماق به سر یکی از ماموران دادسرای ویژه روحانیت کوبیده که وی در حال حاضر در بیمارستان به سر می برد.

کاظمینی كه حتي بدون گذراندن دروس سطحي حوزه علميه برخلاف نص صریح روایات، مدعی رسیدن به مقام «نماينده خاص ! امام زمان(عج) » شده است، طي روزهاي گذشته در گفت و گوهاي متعدد با راديو صداي آمريكا و راديو فردا اعلام كرده است كه «دولت دارد ماهواره ها را به خاطر من جمع مي كند !»

وي همچنين با اشاره به سفر كوفي عنان به ايران براي حل مسئله هسته اي، با خوش خیالی تمام خطاب به مسئولين كشور گفت: «من خبر موثق دارم كه كوفي عنان آمده بود به تهران كه مرا ببيند اما شما نگذاشتيد. چرا نگذاشتيد كوفي عنان به ملاقات من بيايد؟!»

کاظمینی طی روزهای اخیر فعالیت بسیاری را برای جوسازی خارجی علیه ایران به راه انداخته است که از جمله آن می توان به ارسال نامه برای اتحادیه اروپا اشاره کرد.

وی همچنین در نواری که در اختیار رسانه های بیگانه قرار داده، پس از آن که ماموران با مقاومت کاظمینی موفق به خروج وی از خانه نمی شوند، به اطرافیانش می گوید که «هر چه سریعتر بروید اینجا را شلوغ کنید، بگویید من را دارند اعدام می کنند تا مردم بیایند!»

وی در ادامه به حیاط منزل خود می رود و در میان 30 ، 40 نفر از هوادارنش ضمن مقایسه موقعیت خود و امام حسین (ع) در صحرای کربلا، با داد و فریاد اعلام می کند «من آماده شهادتم!!»

جالب آنکه وی در جمع هواداران پرشمارش (!) ، خود را با رهبران بزرگ انقلاب های جهان نیز مقایسه می کند.

این مدعی رابطه با امام زمان (عج) ادعا می کند که به دلیل «حمایت از دین سنتی و مخالفت با دین سیاسی» به دادسرای ویژه روحانیت احضار شده است !

بسیاری از کارشناسان مسائل امنیتی با توجه به سر و شکل تجمع کنندگان امروز-  که عموماً چهر هایی غیرمذهبی داشتند - معتقدند که کاظمینی طی چند روز گذشته،  «خواسته یا ناخواسته» پای جریانات و سازمان های اطلاعاتی خارجی را به این مسئله بار کرده است.در حالی که کل طرفداران ایشان در مسجد مربوطه، کمتر از 200 نفر است، امروز بیش از هزار نفر در خیابان انقلاب تجمع کردند.

* کاظمینی بروجردی کیست؟

سيدمحمد كاظميني بروجردي كه همانند پدرش از مدعيان رابطه با امام زمان (عج) است، توانسته در 10 سال گذشته و در سنتي ترين نقاط تهران به فعاليت هاي عميق و خرافاتي صرف، بپردازد.

در برخی روایات آمده که عده ی معدودی در دنیا با تلاش های بی وقفه و شبانه روزی و تحقیق و مطالعه همه ی جوانب دین، شاید بتوانند «نماینده عام امام زمان (عج)» بشوند، اما آقای کاظمینی بدون گذراندن دروس سطحي حوزه علميه و برخلاف نص صریح روایات، مدعی رسیدن به مقام «نمايندگی خاص ! امام زمان(عج)» شده است!

سيدابوالقاسم الحسيني الاعرجي الكاظميني البروجردي خود را فرزند بيست وهفتم حضرت زين العابدين امام سجاد(ع) مي داند!‏

تشابه نام این فرد با مرجع بزرگ جهان تشیع در سده اخیر یعنی  آیه الله العظمی سید حسین بروجردی ، سبب شده که بسیاری از مردم تصور کنند، وی از نوادگان این مرجع بزرگ تقلید است که البته این مسئله کذب محض است.

به نوشته «وبلاگ تحلیلی سیاسی قم»، جد بزرگ این فرد، آیه الله سید محمدطاهر  کاظمینی بروجردی می باشد که به مدت بیست سال در محضر اقای بروجردی تلمذ نموده و پس از مهاجرت این مرجع فقید به قم ، ایشان در همان بروجرد و در مسجد ناسک‌الدین بروجرد به امامت و تدریس و بیان مسائل و احکام پرداخته است و در سال 1360 شمسی نیز وفات یافته اند.اما پسر سید محمد طاهر ، یعنی سیدمحمد علی کاظمینی بروجردی ، راهی جدا از پدر خود انتخاب نمود و پس از سالها درس و بحث در حوزه نجف و بنا بر توصیه ایه الله اصفهانی ابتدا به بروجرد و سپس قم راهی شده و در قم از محضر اقای بروجردی بهره برده است.

مسجد نور میدان خراسان تهران به عنوان پایگاهی مهم و حیاتی برای پدر ایشان در زمان حیات و خود وی یعنی محسوب می شود، زیرا بافت سنتی و بشدت مذهبی میدان خراسان و مناطق اطراف ان ، نشان از انتخاب درست و هدف گیری وی داشت و به همین دلیل ، بیشترین درگیریها با ایشان و پدرش در همین مسجد روی داده است و مهمترین آنها درگیری با ماموران در هنگام مراسم خاکسپاری پدرش یعنی سیدمحمد علی و همچنین بحث  ادامه امامت جماعت مسجد نور  پس از مرحوم پدرش بوده است .

رویکرد تبلیغاتی  که از سوی این پدر و پسر در پیش گرفته شده است ، بر خلاف جریان سید حسن ابطحی مبتنی بر روشهای  سنتی و از طریق توزیع تراکت و اعلامیه بر در و دیوار شهر تهران و در میان هوادارن خود است.. در این زمینه سالها پیش  ، تلاشهای ناموفقی نیز  از سوی طرفدارن ایشان  برای مطرح کردن نام وی در میان زائران مسجد جمکران صورت گرفت که حتی به توزیع رایگان نوارهای سخنرانی ایشان نیز منجر شد.ولیکن خیلی سریع این رفتار بدلیل اثار سوء تبلیغی آن کنار گذاشته شد .

وی همانند سید حسن ابطحی ، دنیای اسرارآمیز متا فیزیک و یا همان علوم مابعدالطبیعه را برای جذب مخاطبین ساده دل بیشتر هدف خود قرار داده اند ، ضمن اینکه هندسه کلمات بکار رفته  در بیانات و مکتوبات وی از نوع خاصی می باشد که فهم ان برای مخاطب عادی بسیار مشکل می باشد. به عنوان مثال مقدمه سید حسین کاظمینی بر ابتدای کتاب "فیوضات ربانی" مرحوم پدرش با چنین جملاتی اغاز می شود:

"این کتاب نوشتاری عرفانی از آیتی غریب است که معرفت رب را با سلولهای خود به تصویر کشید . این مرجع زهاد که در عصرخویش ، رفض دنیا را برافراشته بود ، به نحوی بارز آموزش تشریحی را با پرورش تکوینی در آمیخته بود ، که هر مغلول در اغلال بندگی را به اعجاب آورده و نسخه ای مفرده را در غیبت کروبیان به نمایش گذاشته بود "

مجالسی که از سوی سید حسین برای گرداوری هوادران اعلام می گردد ، از نظم و ترتیب خاصی برخوردار نیست و بیشتر در مناسبتهای بزرگ مذهبی صورت می پذیرد که البته توجه همگان به چنین مراسمی در این ایام اظهر من الشمس است  و نمی توان از آن توجیهی جز برای جلب مخاطب بیشتر یاد کرد ، چه اینکه آخرین انها برگزاری مجلس شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) در ورزشگاه! شهید کشوری بوده که البته انتخاب زمان و همچنین نوع مکان در این میان قابل توجه می باشد.

نکته دیگر شماره گذاری دفعات برگزاری مجالس از سوی ایشان می باشد که بیشترین سعی ایشان در ربط دادن عدد برگزاری مجلس با مناسبت آن روز به طرق مختلف می باشد.

فرضا اگر پنجاه و نهمین مجلس در ایام تولد امام زمان (عج) باشد ،بدلیل اینکه جمع ابجد حروف مهدی ، 59 می باشد ،آنرا هدیه ویژه امام زمان به طرفداران  خود در این مجلس بخصوص قلمداد کرده  و از این طریق شوری در مجلس برپا می کند.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه شانزدهم مهر 1385 و ساعت 13:39 |
 

ناآرامي در خيابان آزادي به تصور دستگيري يك روحاني

گرو
۱۵ مهر ۱۳۸۵
هي با طرح شعارهاي به ظاهر مذهبي و با تصور اين كه كسي قصد دستگيري يك فرد روحاني كه در اين حوالي زندگي مي‌كند را دارد، مقابل درب منزل وي جمع شده‌اند.

به گزارش ايسنا و بنا به گفته برخي از شاهدان عيني حوالي ساعت 9 صبح امروز گروهي كه خود را طرفداران يك فرد روحاني معرفي مي‌كردند، به تصور اين كه ماموران قصد دستگيري وي را دارند، با حضور مقابل درب منزل وي در خيابان زارع واقع در خيابان آزادي، در حالي كه برخي قمه، شمشير و چماق در دست داشتند، موجب رعب و وحشت مردم شدند.

سرهنگ شعباني، سركلانتر پنجم فرماندهي انتظامي تهران بزرگ با تأييد اين خبر گفت: اين افراد كساني هستند كه با تصور اين كه كسي قصد دستگيري فرد روحاني به نام بروجردي را دارند، مقابل درب منزل ايشان تجمع كرده‌اند.

در حالي كه حضور اين افراد از حدود ساعت 9 صبح آغاز شده است، سرهنگ شعباني در خصوص برخورد با اين افراد كه به گفته‌ي شاهدان در منطقه ايجاد رعب و وحشت كرده‌اند گفت: منتظر دستور هستيم.

برخي از شاهدان عيني شمار اين افراد را بيش از 200 نفر تخمين زده و مي‌گويند كه آنان همچنان در حال ايجاد سر و صدا در محل حضورشان بوده و اين در حالي است كه پليس در ابتدا و انتهاي خيابان از هر گونه ورود و تردد افراد به داخل خيابان محل حضورشان ممانعت مي‌كند.

همچنين در حضور اين افراد، ترافيك سنگيني در بخشي از خيابان آزادي و نيز ساير مسيرهاي منتهي به اين محل ايجاد شده كه ماموران در پي رفع آن هستند.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه شانزدهم مهر 1385 و ساعت 13:36 |
 

باجگيري 5/3 ميليون دلاري برادر يك مقام پيشين امنيتي

برادر يكي از مقامات پيشين امنيتي كشور، اقدام به باجگيري 5/3 ميليون دلاري از يكي از بانك‌هاي دولتي در زمان دولت سابق كرده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، فرد ياد شده با سوءاستفاده از نفوذ برادر خود، اقدام به دريافت 5/3 ميليون دلار تسهيلات از يك بانك دولتي با استفاده از اسناد صوري كرده است.

گفته مي‌شود، اين اقدام، پس از تخلفات گسترده برادر مقام مذكور در اعمال نفوذ در واردات برخي داروهاي دامپزشكي و پرونده‌سازي‌ براي رقباي خود در اين حوزه انجام شده است.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه شانزدهم مهر 1385 و ساعت 13:31 |
 

آيت‌الله مکارم: سيره امامان،‌ احترام به مداحان است

حضرت آيت‌الله مكارم شيرازي با انتقاد از برخي رسانه‌ها به خاطر دقت نكردن در انعكاس سخنانش پيرامون ولايت فقيه، به تشريح علمي ديدگاه خود در اين باره پرداخت و گفت: ولايت فقيه دو ركن دارد؛ ركني از سوي خدا به وسيله ائمه اطهار (ع) تعيين شده و ركن ديگر به وسيله ياري مردم حاصل مي‌شود. گروهي تنها ركن اول، و گروهي تنها ركن دوم را مي‌گيرند؛ ما معتقديم همه بايد بيايند در مجلس خبرگان، اجتماع كنند؛ اختلافات هم به اين وسيله برطرف ‌مي‌شود.

به گزارش رسا، حضرت آيت‌الله ناصر مكارم شيرازي در سخنان روز شنبه خود كه در ماه رمضان با حضور طلاب و اقشار مردمي در مدرسه علميه امير المؤمنين قم پيرامون «سوگندهاي قرآني»‌ برگزار مي‌شود، از دقت نكردن برخي رسانه ها و روزنامه‌ها در انعكاس سخنانش پيرامون ولايت فقيه، به تشريح علمي ديدگاه خود در اين باره پرداخت و آن را پايان دهنده اختلاف‌هاي جناح هاي سياسي خواند و گفت: ولايت فقيه دو ركن دارد؛ ركني از سوي خدا به وسيله ائمه اطهار (ع) تعيين شده و ركن ديگر به وسيله ياري مردم حاصل مي‌شود.

وي در اثبات «ركن الاهي» نظريه ولايت فقيه، به روايت «واما الحوادث الواقعه فالرجعوا فيها الي رواه احاديثنا» و مانند آن اشاره و تاكيد كرد: طبق اين احاديث، در زمان غيبت كبري به ما دستور داده شده است كه به فقهاي عادل مراجعه كنيم؛ فقهاي عادل متعددند؛ بايد زمام اختيار حكومت به دست يك نفر سپرده شود. مديريت افراد گوناگون و شورايي نيز بنا به تجربيات پيشينيان، شكست خورده است. نتيجه اين مي‌شود كه مردم به وسيله خبرگان آگاه و فقيه شناس، يك نفر را انتخاب مي كنند.آن گاه اين رهبر منتخب، قدرت پيدا مي‌كند؛ چون پشتوانه آراي مردم دارد. ما به چنين فردي، «فقيه مبسوط اليد» مي‌گوييم؛ يعني دستش باز است، قدرت و توانايي دارد و مردم پشت سر او ايستاده‌اند. مي‌تواند احكام اسلام را پياده كند.

آيت‌الله مكارم شيرازي در ادامه يادآور شد: البته اين هم به اذن الله است؛ خدا، چنين حقي را به مردم داده كه بيايند و اين برنامه را انجام دهند. وقتي اين دو ركن را در نظر بگيريم، هم جنبه «اسلامي» و هم جنبه «جمهوري» يعني آراي مردم محترم مي‌شود، روي مباني صحيح فقهي و مشكلي هم ايجاد نمي‌شود. گروهي تنها ركن اول، و گروهي تنها ركن دوم را مي‌گيرند؛ ما معتقديم همه بايد بيايند در اين مجلس، اجتماع كنند و اختلافات هم به اين وسيله برطرف شود.

وي محققان را براي مطالعه بيشتر اين ديدگاه فقهي به كتاب انوار الفقاهه، كتاب بيع، بحث ولايت فقيه ارجاع داد و افزود: اين نزاع، «لفظي» است؛ ولي گاه كسي بيشتر به اين سو و كسي بيشتر به سوي ديگر توجه دارد. اگر به هر دو طرف نگاه كنيم، هم جنبه تعيين خدايي رعايت مي شود و هم جنبه پشتوانه مردمي.

اين مرجع تقليد، همچنين منعكس نشدن همه سخنان خود درباره مداحان را مايه سوء تفاهم عنوان كرد و خاطر نشان ساخت: به اكثريت مداحان احترام مي‌گذاريم؛ زيرا سيره ائمه اطهار (ص) احترام به مداحان بود.شاعراني كه مدح پيامبر خدا (ص) و اهل بيت (ع) مي كردند، گاه نقش مداح را هم داشتند؛ هم شهر را مي سرودند و هم مي‌خواندند. ما هم به اكثريت آنان احترام مي‌گذاريم، ولي ممكن است در هر صنفي اقليتي، راه خطا برود يا گرفتار وسوسه‌هاي شيطان شود كه بايد به آنها تذكر داد، اصلاح كرد و مراقب بود كه مجالس جشن ميلاد ائمه اطهار (ع) و مجالس عزاي امام حسين (ع) آلوده به غلو، كلمه وهن آميز و دروغ نشود و مسايل طبق متن اسلام پيش رود

+ نوشته شده توسط در یکشنبه شانزدهم مهر 1385 و ساعت 13:24 |
 

آيت الله صانعي: اساس در موسيقي محتواست، اگر محتوا مفيد و براي مردم بي اشكال باشد مانعي ندارد

خبرگزاري انتخاب : آیت الله صانعی در مورد ارث زن از شوهر معتقدند که زن از تمامی اموال شوهر (عین منقول و قیمت غیر منقول) ارث می برد و همچنین در صورت نبودن وارث دیگر همه اموال شوهر به زن ارث می رسد...وي بهدر مورد موسيقي مي گويد: مرحوم فيض حكم به حليّت موسيقي داد به شرطي كه به حال مردم مفيد باشد،اما همان زمان مي‌گفتند كه فيض كافر شده است

خبرگزاري انتخاب : آيت الله العظمي صانعي يكي از روحانياني است كه به خاطر فتواهاي متفاوت و بيان صريح نظرات فقهي در مورد مسايلي كه سالهاست كمتر در شكل ماهوي آن بحث شده، شهرت دارد. او در بيشتر موارد با پاسخ‌هاي متفاوت به استفتائات جواب داده و همواره مورد توجه بسياري از جوانان بوده است.

مثلا در مورد روزه در ماه رمضان ذکر می کند كه اگر روزه گرفتن به نيت لاغر شدن نيز باشد، چون باعث تقرب است صحيح است.

این موضوعی است که با نظرات بسياري از علماي ديني اختلاف دارد. او همچنين نظراتي در مورد روابط دختر و پسر و بهره‌هاي بانكي، حتي مسايل كشوري نظير قوه قضاييه دارد. چنان‌كه اشاره مي‌كند‌: امروز تنها راه جذب مردم به اسلام، بيان مباني حقوق بشر و كرامت انسان در اسلام است. بايد از حقوق بشر، حرمت انسان و جايگاه والاي آن در دين سخن گفت.

او كه در طول مصاحبه از خاطراتش با امام خميني نقل مي‌كرد، علی‌رغم این‌که نقدهایی را به نظام وارد می‌دانست، از بیان آن نقدها خودداری می‌کرد، اما معتقد بود : «نبايد وارد منازعات بي‌حاصل شد.»

وی همچنین به يك صحبت ناگفته از آيت الله خميني اشاره كرد كه در خصوص دوری از شعار و نزدیکی به عمل ذکر شده بود. او گفت: «من فكر مي‌كنم بايد براي كسب جايگاه لازم در سازندگي، كاركرد. روزي از ایشان شنيدم كه به كسي نصيحت مي‌كرد، تسبيح را بيانداز و بيل را بردار.

وي در بخش ديگري ازصحبت‌هايش به جمله‌اي از آيت الله نائيني اشاره‌اي داشت كه گفته بود: قدرت را يا عصمت محدود مي‌كند يا مردم و با این جمله، از زياده خواهي‌ها نیز انتقاد كرد.

آیت‌الله صانعی که بيشتر سعي مي‌کرد با ذكر جمله "به نظر من" از طرح موضوعات به شكل قطعي دوري كند، در پاسخ به سوالی درباره قوه قضاييه، گفت: «مشكلات زياد است. امامي كه ما مي‌شناسيم، چنين دستگاه قضايي را ... » و سكوت کرد چرا كه به گفته خود، نمي‌خواهد بر آتش منازعات بدمد. وي بار ديگر گفت: «حرف‌هاي بي تأثير و بي ارزش فقط سرگرمي است.»

آیت‌الله صانعی متعقد است اگر شرايط مهيا بود بسياري از فتواهايش را قانوني مي‌كرد تا چهره حقيقي اسلام را نشان دهد. اگرچه با تاسف اشاره کرد كه در نبود آيت الله خميني، اين كار ميسر نخواهد بود. وقتي در باب انجمن حجتيه و فرهنگ ظاهرگرايي ديني سوال کردم، تأكيد کرد: من به گروه‌ها كاري ندارم، به نظرم چنين بحث‌هايي بي‌فايده است. هر كس بايد بنابر فهمي كه از دين دارد عمل كند و وظيفه من و شما تنها امر به معروف و نهي از منكر و پرهيزدادن افراد از گناه و ايمان به اسلام انحرافي است.

از او در مورد مشكلات جاري در جامعه اسلامي نظير حاشيه نشيني ، فقر، فسادهاي اجتماعي و معضلات روزمره پرسیدم. در پاسخ به اين سؤال نيز با خنده گفت: آنها كه حرفشان در سيستم اجرايي خريدار دارد، بايد در مورد اين قبيل مباحث موضع بگيرند. برويد و از آن آقايان سؤال كنيد كه با حاشيه‌نشيني، اعتياد و قرص‌هاي نشاط آور چه مي‌كنند؟ البته آنها هم جواب‌هاي استانداردي دارند، مثلاً مي گويند كه فلان چيز بايد بشود،يا فلان نشود، اما چگونه؟ معلوم نيست.
مهمترين وجه تامل برانگيز آیت‌الله صانعی، فتاوي متفاوت اوست. او در امور ديني نظراتي به جز نظرات مطرح در ايران دارد:
برابر دانستن ديه زن و مرد، همگنی خون‌بهاي مسلمان و غيرمسلمان قائل بودن سن 13 سالگي براي بلوغ دختران.

برخی که در برابر نظرات او، دیدگاه انتقادی دارند، می‌پرسند: مستندات فقهي چنين فتواهایی چيست؟ چرا پيش از اين چنين احكامي از دل منابع فقهي بيرون نيامده بود؟ آيا صدور چنين احكامي، "وادادگي" در برابر فرهنگ و قوانين غربي نيست؟ و این که، چنين احكامي مستندات ديني دارد يا تنها مصلحتي بوده و به قصد خوشايند زمانه وضع شده؟
صانعي در پاسخ، طرح اين موضوعات را ضروري خواند و تأكيد كرد كه مقام نقد، حرمت داشته و بيان چنين شبهاتي به غني شدن فقه شيعي كمك مي‌كند.

وي به نقدهاي وارده چنين پاسخ داد: اين سؤال جواب نغزي دارد. يعني همين اشكال در جاهاي ديگري هم مطرح است. هرچه آنجا پاسخ مي‌دهند، اينجا هم جواب همين است. مثلاً اين‌كه مي‌گويند اين فتاوي قبلاً نبوده، سؤال من اين است كه مگر ولايت فقيه، همين بحثي كه امروزه بعضي‌ها در موردش افراط هم مي‌‌كنند، قبلاً بوده؟ این بحث هم به عنوان بحثي جديد و بنابر ضروريات جامعه مطرح شد يا مثلاً همين جمهوري اسلامي، آيا طرح اين مدل حكومتي وادادگي بود؟ چون مثلاً غربي‌ها به اين نتيجه رسيده‌اند كه حكومت مردم بر سرنوشت خويش خوب است و ما نیز سابقه تاريخي استبدادي داشته‌ايم، تن دادن به رأي مردم وادادگي در برابر غرب است؟ يا مثلاً همين حوزه‌هاي علميه كه الان با متدهاي غربي، امتحان برگزار مي‌كنند و دروس اينترنتي ارائه مي‌شود، آيا استفاده از اين شيوه ها چون در گذشته نبوده، وادادگي محسوب مي شود؟

وي سپس با لحني آميخته با طنز اشاره مي كند: آقازاده‌هاي بسياري از علما قبلاً دكترا نمي‌گرفتند و حالا مي‌گيرند. زندگي عوض شده و اين به معناي وادادگي نيست.

آیت‌الله صانعی در ادامه مي‌گويد: قبلاً در اين كشور به جاي هتل، كاروانسرا داشتيم. مردم با الاغ و شتر سفر مي‌كردند. حالا بگوئيم چون قبلاً وضعيت آنطوري بوده، امروزه استفاده از اتومبيل و هواپيما و مترو و بقيه وسائل نقليه وادادگي بوده و بهتر است همان الاغ و شتر را سوار شويم؟ مي‌گويند كه احكامي اينچنين پيش از اين نبوده، پس چرا رساله منتشر مي شود؟ پس اجتهاد براي چيست؟ با اين ترتيب بايد درهاي حوزه را بست اگر هر برداشت جديدي را وادادگي بناميم.

آیت الله صانعی سپس با اشاره به طرح شبهات جديد در حوزه مسائل فقهي اظهاركرد: وقتي كه مشكلي مطرح مي‌شود، جواب ندهم؟ بگويم همان چيزي كه در گذشته بوده، چون قبلاً بوده الان هم بايد همان باشد؟ با چنين منطقي آيا مي شود افراد را به دين جذب كرد؟

وي به فتواي صادره خود پيرامون برابري ديه زن و مرد اشاره کرد و گفت: مگر مرد از آسمان افتاده يا مثلاً زن از جاي ديگري آمده كه مي‌گويند ديه مرد بايد با زن فرق داشته باشد؟ احكام صادره از سوی من در اين موارد بر اساس ادله فقهي است در حالی که به نظرمن احكام قبلي مبتني بر روايات و مستندات مستحكم نبوده و براساس فرهنگ زمان تبيین شده است.

مثلاً مي‌گفتند كه چون زن خرجي نمي‌دهد، بايد نصف مرد ديه بگيرد. براساس آيات قرآني هرآنچه خوب است از هر كسي مي‌توان یاد گرفت. امروز بنابر همين اصل است كه در نظام جمهوري اسلامي گوسفند شبيه‌سازي مي‌كنند، قبلاً بعضي‌ها مي گفتند كه اين كارها، كار خدايي است و شخص مرتكب، مرتد است و بايد اعدام شود. حتي خاطرم هست كه وقتي براي اولين بار در مرغداري‌ها بحث جوجه‌كشي مطرح شد، عده اي سروصدا كردند كه اين كارها دخالت در فعل الهي است.

اودر باب مستندات فتاوي خود تاکید کرد: در كنار صدور فتوا، ادله احكام جديد صادره را نیز گفته‌ام. چندين صفحه در تشريح حكم برابري ديه زن و مرد توضيح داده‌ام و در باب سن بلوغ دختران، 36 روايت را بررسي كرده‌ام.

ایشان همچنین در پاسخ به این سوال که «لطفاً باب قانون ارث و سهم را در قالب مثال خواهر و برادري كه قصد تقسيم ارث پدر خود را دارند توضيح دهید»، فرمودند: اين جانب در رابطه با حقوق زن معتقدم كه نظر اسلام در ارث حسب نص قرآن كريم سهم مرد دو برابر سهم زن است و غير از آن نظر عادلانه ديگري وجود ندارد براي آنكه اگر همه مالكان و وارثان را يك پسر و يك دختر فرض كنيم، دو سوم به پسر و يك سوم به دختر بدهيم با فرض آن كه لازمه تكويني و طبيعي هم آن است كه پسر و دختر با هم ازدواج نمايند در نتيجه يك تومان از سه تومان كل ثروت از آن زن مي باشد و منافعش هم متعلق به خودش مي باشد (للرجال نصيب مما اكتسبوا وللنساء نصيب مما اكتسبن) نساء 32، و دو تومان آن ملك مرد كه علاوه بر آن بايد مقداري به عنوان مهريه به همسر خود بدهد به علاوه كه مخارج اولاد به عهده پدر است، آن زن، در درآمد و منافع دو تومان كه همان لب مالكيت است شريك مي باشد چون از نظر قانون اسلام نفقه زن به عهده مرد است در نتيجه زن در در آمد نصف ثروت اگر نگوييم زيادتر، سهيم شده و از جهت در آمد كه لب مالكيت و جان مالكيت است با مرد مساوي است چون در آمد يك زمان خودش به علاوه شركتش با مرد در در آمد دو تومان با همه فعاليت هاي مرد و زحمات اقتصاديش شريك مي باشد و از دو لقمه غذا، يك لقمه اش براي زن است و در نتيجه در در آمد يك تومان از دو تومان مرد، زن مساوي با مرد است يعني در آمد 5 ريال كه همان يك لقمه است، پس زن 15 ريال در آمد دارد و مرد هم 15ريال در آمد دارد.

آیت الله صانعی در مورد ارث زن از شوهر نیز معتقدند که زن از تمامی اموال شوهر (عین منقول و قیمت غیر منقول) ارث می برد و همچنین در صورت نبودن وارث دیگر همه اموال شوهر به زن ارث می رسد.

اگر بخواهيم كه تنها به گفته گذشتگان اكتفا كنيم، بايد همان 100 صفحه اوليه فقه شيعه را نگاه داشته و صدها هزار صفحه فقه و احكام جديد صادره را در دريا بريزيم. وي در ادامه اشاره كرد: نبايد هر آنچه را كه برخلاف نظر ما بود، وادادگي در برابر بيگانگان و بي پايه و اساس بخوانيم.

او در بخش ديگري از مصاحبه به مسئله غنا و حرمت موسيقي اشاره كرد و گفت:اگر محتوا سالم بود، غنا و سرود، حلال است.

وي سپس به سابقه اين موضوع اشاره کرد: پيش از اينها، مرحوم فيض حكم به حليّت موسيقي داد به شرطي كه به حال مردم مفيد باشد،اما همان زمان مي‌گفتند كه فيض كافر شده است.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه شانزدهم مهر 1385 و ساعت 13:21 |
 

خطر رواج خرافه‌پرستي در قم

رواج خرافه‌پرستي با سوژه‌هاي مختلف در چند سال اخير يكي از مباحثي است كه موجب نگراني كارشناسان علوم ديني گرديده است كه هشدارهاي فراواني ينز در اين خصوص داده شده است.

به گزارش هفته‌نامه «عصر ظهور»، اخيرا و در يك حركت جديد آن هم در شهر مقدس قم، يك هيأت مذهبي به بهانه برپايي جشن نيمه شعبان، اقدام به ساخت ماكت بين‌الحرمين و ضريح مقدس امام حسين و حضرت عباس ـ عليهما السلام ـ در يكي از محلات شلوغ قم نموده است كه به دليل طراحي جالب اين مجموعه مورد استقبال مردم قرار گرفته است و همين امر، سبب شده است كه عده‌اي با تشويق مردم به زيارت اين ماكت و دخيل بستن و پرداخت وجوه نقدي به داخل اين ماكت درصدد سوء استفاده از احساسات پاك و مذهبي مردم منطقه برآيند.

«عصر ظهور» اضافه مي‌كند: نكته جالب توجه اين‌كه اين ماكت، به رغم گذشت چندين روز از ماه مبارك رمضان همچنان پابرجاست و مردم نيز هر روزه به زيارت(!؟) اين ماكت مي‌روند و در آنجا به دعا و نذر و نياز مي‌پردازند اما در عين حال نهادهاي مسئول در شهر قم نسبت به اين موضوع هيچ واکنشي از خود نشان نداده‌اند.

در همين خصوص يك كارشناس امور مذهبي، ضمن ابراز نگراني از ادامه اين جريان گفت: خوف آن دارم اگر اين ماكت همچنان پابرجا باقي بماند، ساير مردم نيز به جاي زيارت مرقد مطهر حضرت معصومه(س) و تحت تاثير فضاي به وجود آمده، جذب اين مكان شوند.
وي گفت: شايسته است كه مسئولان امر نسبت به جمع‌آوري اين مجموعه سريعا اقدام كنند

+ نوشته شده توسط در یکشنبه شانزدهم مهر 1385 و ساعت 13:9 |
 

نبايد نيروي انتظامي بار همه را به دوش بکشد

سردار زارعي: همه سازمان‌ها و ارگان‌ها بايد در انجام وظايف خود خوب عمل كنند و پاسخگو باشند، نه آن‌كه فرافكني كرده و از انجام مسئوليت‌های محوله شانه خالي كنند.

۱۳ مهر ۱۳۸۵

تحليل من اين ‌است كه روند كاهش جرايم، پارامترهاي گوناگوني دارد كه يكي از مهمترين آنها، حمايت دولت است. مثلا بودجه پشتيباني اعتباري دولت از ناجا در سال قبل، بهتر از گذشته بوده و حمايت بيشتري در برخي موضوعات غير از پشتيباني انجام شده است.

فرمانده نیروی انتظامی استان تهران در گفتگو با بارتاب ضمن اعلام این مطلب گفت:مردم، باید بیشتر متوجه حقوق خود شوند تا در امنيت مشاركت كنند. يعني شما در حال حاضر، نقش امروز مردم را در مقايسه با بيست سال و يا پانزده سال پيش در برابر نیروی انتظامی ببينيد و خودتان قضاوت كنيد كه چقدر دگرگوني به وجود آمده است.

امروزه مردم با سيستم‌هايي مانند 110 و 197 به طور جدي و مستقيم با پليس مشاركت مي‌كنند، در حالي كه در چند سال پيش چنين مكانيزمي نبود. در حال حاضر، مردم هم مشكلات خود را با 110 در ميان گذاشته و برطرف مي‌كنند و هم در معرفي مجرمان نقش اصلي را ایفا می کنند.

سردار رضا زارعی افزود: سياست‌هاي پليس که منبعث از سياست‌هاي كلان نظام است، اين است كه بخشي از مأموريت‌ها و وظايف خود را به بخش‌هاي خصوصي واگذار كند؛ مانند پليس +10 و خدماتي چون صدور گواهينامه، گرفتن خلافي، تمديد و صدور گواهينامه و برخي اقدامات ديگر كه در حال حاضر بخش‌هاي خصوصي متصدي انجام آن هستند.

چنين موضع و سياستي، دو فايده عمده مي‌تواند براي نيروي انتظامي داشته باشد؛ اين كه بار فعالیت های پليس كم مي‌شود و مي‌تواند از تعدد فعاليت در كميات، به نتایج كيفي برسد. آسان شدن خدمات براي مردم. مثلا پيشتر اگر كسي مي‌خواست گذرنامه بگيرد، در كل شهر، تنها يك مكان براي انجام اين كار بود، ولي هم‌اكنون در همين شهر كرج، 9 دفتر خصوصي صدور گذرنامه ايجاد شده كه مشغول به فعاليت هستند.

وی ادامه داد؛ ما بايد به گونه‌اي انجام وظيفه كنيم كه مردم باور كنند پليس در حال خدمت رساني است و اگر اين‌گونه نشود هر چقدر هم كه گزارش بدهيم، و يا بگوييم كه با فلان جرم مبارزه كرده‌ايم، فلان قدر موفقيت داشته‌ايم و ... فايده‌اي ندارد. چرا كه مردم نگرانند.

نكته مهم‌تر اين‌كه ما با اقدامات جامعه شناسي و روان شناسي مي‌توانيم به چنين اعتماد سازي و باورمندي عمده‌اي نايل شويم. به عقیده آقا كه بزرگ‌ترين سرمايه پليس را اعتماد مردم ذکر کردند، ما با برخورد شايسته، حضور منطقي و با برنامه، مي‌توانيم اعتماد مردم را جلب كنيم. كه اگر مردم اعتماد كنند در آن صورت باور و ايمان به اقدامات و حضور ما مي‌آورند و در اين صورت هر كاري كه ما بكنيم آنها همکاری کرده ، آن را می پذیرند.

ما در پديده ماهواره، برخوردهاي يك دهه گذشته را نمي‌توانيم با توجه به پيشرفت تكنولوژي در دنياي امروز و بهره‌مندي مردم از انواع و اقسام تجهيزات و امكانات، داشته باشيم. اينها راهكارهاي ويژه خود را مي‌طلبد.

وی هم چنین خاطر نشان کرد؛ اگر ما نه با يك برنامه كه با ده يا بيست برنامه جذاب، اوقات فراغت مردم را پر كرده آنان را به خود جذب ‌كنيم، دقيقا از روي يك فرمول كاملا طبيعي،‌ مردم از ماهواره‌ و برنامه‌هاي مبتذل دوري مي‌كنند. اينها راهكارهاي اساسي تقابل و رويارويي با چنين مقولاتي است.

من معتقدم اگر سازمان‌هاي 26 گانه و مرتبط با موضوعات كاري ما، كه به آنها، تعريف، تدوين و ابلاغ هم شده است، اگر در آن حوزه وظايف خود را با اراده‌اي جدي انجام مي‌دادند - حتما نمي‌گوييم به صورت صد درصد - اگر در حد توان خود انجام مي‌دادند، بسياري مشكلات را نداشتيم.

همه سازمان‌ها و ارگان‌ها بايد در انجام وظايف خود خوب عمل كنند و پاسخگو باشند، نه آن‌كه فرافكني كرده و از انجام مسئوليت های محوله شانه خالي كنند.

+ نوشته شده توسط در جمعه چهاردهم مهر 1385 و ساعت 17:1 |
آيت‌‏الله مكارم:خدا از طريق امام زمان (عج) به ولي فقيه اجازه داده كه حكومت كند

به گزارش رسا، حضرت آيت الله ناصر مكارم شيرازي، روز چهارشنبه در ادامه سلسله مباحث تفسيري درباره «سوگندهاي قرآن» در مدرسه امير المؤمنين (ع) قم، نظريه سياسي اسلام را به اذن پروردگار قلمداد كرد و خاطر نشان ساخت: خدا به ولي فقيه از طريق امام زمان (عج) اجازه داده كه حكومت كند. مردم هم با او همراهي كرده‌‏اند و بازوي اجرايي او شده‌‏اند؛ اين گونه ولي فقيه، بر مردم قدرت بر حاكميت پيدا كرده است.
وي به جايگاه آراي عمومي در نظام اسلامي اشاره و تصريح كرد: فقيه بايد مبسوط اليد باشد. مبسوط اليد بودن ولي فقيه، با آراي مردم به دست مي آيد، باز به رأي مردم مي‌‏شود.
اين مرجع تقليد بدعت در دين را دخالت در تشريع احكام الهي دانست و گفت: پيامبر اعظم (ص) و ائمه اطهار (ع) هيچ گاه از سوي خود حكمي نياوردند؛ هر چه آوردند، به اذن خداست. تحريف در دين، ناشي از نقصان توحيد بدعت گذاران است.
وي «بدعت» را داراي دو معني خاص و عام خواند و افزود: اگر چيزي را كه در آيين خدا نيست، در آن وارد كنند بدعت در دين است و ما آن را با دلايلي چون عقل، اجماع، روايات و آيات قرآن حرام مي‌‏دانيم. ولي كتابي از برادران اهل سنت ديده‌‏ام كه بدعت را بر واجب، مستحب، مباح، مكروه و حرام تقسيم كرده بود.
اين مرجع تقليد بدعت در علم، ادب، صنعت و مانند آن را نوآوري دانست و خالي از اشكال توصيف كرد و افزود: مسجد النبي (ص) در آغاز تأسيس، تنها يك چهار ديواري بود كه با گل و تا ارتفاع قامت انسان ساخته شده بود. با اصرار مردم ستونهايي از تنه درختان و سقفي از برگ براي اين مسجد ساختند و تا زمان فوت پيامبر خدا (ص) نيز همين‌‏گونه بود، ولي اكنون مساجد را با دانش مهندسي ساختمان، از سازه‌‏هاي پيشرفته و داراي امكانات بهداشتي و كتابخانه مي‌‏سازيم، اما آن را دستور خدا و پيغمبر نمي‌‏دانيم، پس بدعت نيست.
وي بدعت را باعث تفرقه خواند و با اشاره به كتاب «ملل و نحل» به فرقه‌‏هاي فراوان اسلام را حاصل بدعت در دين دانست و ادامه داد: بدعت باعث محو دين است. امير المومنين علي (ع) فرمودند چيزي مانند بدعت‌‏ها موجب نابودي دين نشد.
آيت الله مكارم شيرازي با انتقاد شديد از رواج برخي انحرافات در جامعه، تاكيد كرد: كارهايي در زمان ما آغاز شده كه نمونهاي از بدعتهاي زيان آور است. در بعضي از جاها قرآن كريم را همراه با ساز و آواز تلاوت مي‌‏كنند. رسول الله (ص) فرمودند كه روزي مي‌‏آيد كه قرآن را با موسيقي مي‌‏خوانند.
اين مرجع تقليد با قدرداني از جامعه مداحان، آنان را مورد احترام ائمه اطهار (ع) توصيف كرد و يادآور شد: بدعت ديگري كه در بين برخي از مداحان پيدا شده، اين است كه اشعار را با آهنگ سرودها يا ترانه‌‏هاي مبتذل و نامتناسب با شان محفل ذكر فضايل ائمه اطهار (ع) مي‌‏خوانند. اينها بدعتهايي است كه دين را نابود مي‌‏كند ؛ گاه مجلس عزاي امام حسين (ع) به شبه جشن تبديل مي‌‏شود.بايد جلو اينها را گرفت؛ همه وظيفه امر به معروف و نهي از منكر دارند؛ علما در اينجا وظيفه سنگين‌‏تري دارند. اعمال بدعت گذار در پيشگاه خداوند قبول نخواهد شد. پيامبر خدا (ص)فرمودند كه نماز، روزه، زكات، خمس، حج، عمره و هيچ يك از اعمال بدعتگذار مقبول نيست، چون آيين خدا را آلوده كرده‌‏است.
وي خاستگاه بدعت را تفسير به رأي يا قرائات جديد خواند و ادامه داد: مثلا برخي از فرقه‌‏هاي صوفيه بر اين باور نادرست‌‏هستند كه انسان وقتي به مقام يقين و قرب الي الله رسيد، از عبادت بي نياز مي شود.
مكارم شيرازي در پاسخ به اين باور صوفيه گفت: پس چرا مولاي متقيان امام علي (ع) در محراب شهيد شد؟ آيا امير مومنان علي (ع) به مقام يقين نرسيده بود و اين افراد رسيده‌‏اند؟ امام علي (ع) فرمود اگر تمام پرده‌‏ها كنار رود ذره‌‏اي بر يقين من افزوده نمي شود.

+ نوشته شده توسط در جمعه چهاردهم مهر 1385 و ساعت 9:40 |
 

ديدار دو مرجع تقليد

۱۲ مهر ۱۳۸۵

آيت الله محمد فاضل لنکراني، از مراجع تقليد با حضور در بيت آيت الله لطف الله صافي گلپايگاني با اين مرجع تقليد ديدار و گفت وگو کرد.

به گزارش خبرنگار رسا، آيت الله صافي گلپايگاني دوشنبه شب در بيت خود ميزبان آيت الله فاضل لنکراني بود.

در ديدار اين دو مرجع تقليد، اوضاع جهان اسلام،‌ وضعيت شيعيان عراق و مسلمانان کشورهاي غربي مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.

اين دو مرجع تقليد، هم چنين در بررسي اوضاع داخلي کشور، ديدگاه هاي خود را درباره وضعيت فرهنگي ابراز كردند و از توجه نکردن برخي از مسوولان به گسترش و عمق بخشي فرهنگ اسلامي ابراز نگراني کردند

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385 و ساعت 20:4 |
 

احمدي نژاد: برخي كج فهم‌ها و قدرت طلبان در مورد گوشه ای از تاريخ كشور جار و جنجال راه انداخته اند

 خبرگزاري انتخاب : رییس جمهور گفت: اگر عده‌اي فكر مي‌كنند با تهمت ودروغ و جلوگيري از انتشار خدمات دولت مي‌توانند جلوي حركت ملت ايران واجراي عدالت را بگيرند سخت در اشتباه هستند

۱۳ مهر ماه ۱۳۸۵  

خبرگزاري انتخاب : رييس جمهوري اسلامي ايران گفت : تا ريشه كن كردن همه مفاسد ايستاده‌ام و از هياهوها مطلقا" نگراني نخواهم داشت .

محمود احمدي نژاد دربيستمين سفر استاني خود روز چهارشنبه در جمع مردم نظرآباد استان تهران با تاكيد بر اجراي عدالت دركشورخاطرنشان كرد: اگر عده‌اي فكر مي‌كنند با تهمت ودروغ و جلوگيري از انتشار خدمات دولت مي‌توانند جلوي حركت ملت ايران واجراي عدالت را بگيرند سخت در اشتباه هستند.

وي تاكيد كرد: دوران تسلط برخي گروهها بر منابع ثروت به پايان رسيده است .

احمدي نژاد با اشاره به برخي تخلفات صورت گرفته از سوي تعدادي افراد خاص در گرفتن وامهاي كلان و عدم بازپرداخت اين وامها گفت : براساس اطلاعاتي كه بدست آورده‌ايم دو نفر با وابستگي به جناحها و گروههاي خاص وامهاي هزار ميليارد توماني از بانكها گرفته‌اند و از بازپرداخت اين وامها خودداري مي‌كنند.

رييس جمهور گفت : به اين افراد و افراد ديگري كه با استفاده از امتيازات ويژه از اين وامها گرفته‌اند و پس نداده‌اند ‪ ۱۵‬روز فرصت مي‌دهم كه نسبت به بازپرداخت وام خود اقدام كنند در غير اين صورت اسامي آنان را اعلام مي‌كنم .

احمدي نژاد با تاكيد براينكه اجراي عدالت مرحله سختي در راه تحقق عدالت است گفت : متاسفانه عده‌اي از اجراي عدالت و مبارزه با مفاسد اقتصادي عصباني هستند و سنگ اندازي مي‌كنند.

احمدي نژاد افزود: مخالفان عدالت مي‌گويند احمدي نژاد به دنبال توزيع فقر درجامعه است ،در حاليكه آنان خودشان پول كشور را يك جا دراختيارتعداد معدودي از افراد وابسته به خودشان قرار مي‌دهند ونام اين عمل را توزيع سرمايه مي‌گذارند.

احمدي نژاد تاكيد كرد: اگر كار ما توزيع فقر است مابه اين توزيع فقر افتخار مي‌كنيم .

رييس جمهوري در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به اينكه كشور سرشار ازاستعدادهاي فراوان است گفت :ما همه بايد دست به دست هم دهيم وبراي ساختن كشور تلاش كنيم .

وي وحدت وانسجام ، كار وتلاش و توجه به عنصر عدالت رااز مهمترين عوامل ساختن كشور عنوان كرد.

احمدي نژاد دربخش ديگري از سخنانش به موضوع هسته‌اي كشور اشاره كرد وگفت : دشمنان به بهانه‌هاي مختلف به دنبال ايجاد مانع در برابرپيشرفت وتوسعه ملت ايران است.

وي افزود: آنها در اين راه بهانه‌هاي مختلف مي‌آورند و هر روز به يك بهانه در مقابل ملت ايران مي‌ايستند وامروز بهانه آنها دسترسي ايران به سلاح هسته‌اي است .

احمدي نژاد بابيان اينكه ملت ايران يك ملت صلح جو وصلح طلب است تاكيد كرد: دشمنان بدانند كه به رغم همه اين مخالفتها ملت ايران راه خود را انتخاب كرده و ذره‌اي از حقوق قانوني خود عقب نشيني نخواهد كرد.

وي ادامه داد: دشمنان و بدخواهان ملت تصور مي‌كنند با هماهنگي برخي كج فهم‌ها ، جاهلها و قدرت طلبان داخلي مي‌توانند با جار و جنجال درمورد گوشه‌اي از تاريخ و حقايق كشور درصفوف به هم پيوسته ملت خلل ايجاد كنند و به فكر خود در ميدان هسته‌اي ملت را به عقب نشيني مجبور كنند.

احمدي نژاد تصريح كرد: آنان سخت در اشتباه هستند زيرا پيروزيهاي پي درپي درانتظار ملت ايران است و دشمنان به اهداف خود نخواهند رسيد.

وي همچنين در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به مبارك رمضان و سال پيامبر اعظم (ص)، ماه رمضان را ماه خودسازي ، ماه اميد والطاف خدا و ماه رحمت ومغفرت عنوان كرد.

رييس جمهوري افزود: ملت ما يك ملت خداپرست ، پاك ومومن است ودوست داشتن ملتهاي ديگر را برهمه چيز ديگر ترجيح مي‌دهد.

وي گفت: ملت ايران دوست تمام آزاديخواهان است و دربرابر همه زورگويان وقدرت طلبان ايستاده است و قدرتهاي جهاني با عزت و سرافرازي ملت ما مخالف هستند و در مقابل توسعه وپيشرفت ما مانع ايجاد مي‌كنند.

رييس جمهوري در بخش پاياني سخنانش از نظرآباد به عنوان يك شهرستان تاريخي ياد كرد و گفت : همه بايد تلاش كنيم تا نظرآباد رابسازيم.

احمدي نژاد با تاكيد بر اينكه سايه سنگين تهران نبايد مانع ازتوسعه و پيشرفت شهرهاي تابعه آن باشد، گفت :جوانان نظرآبادي بايد دست به دست هم دهند و شهرستان خود را به الگوي ديگر شهرستانهاي كشور تبديل كنند.

وي خاطرشنان كرد: براي بررسي مشكلات و اتخاذ تصميمات مناسب در پايان ماه مبارك رمضان جلسه دولت ويژه استان تهران تشكيل مي‌شود وبراي مشكلات شهرستانهاي استان تهران و بويژه نظرآباد تصميمات مناسب اتخاذ خواهد شد.

احمدي نژاد تصميم جدي دولت براي مبارزه با بيكاري و توزيع عادلانه تسهيلات ارزان قيمت در شهرهاي كشور را از جمله اقدامات براي اشتغالزايي عنوان كرد و گفت : سهم مردم نظرآبادبراي امسال از تسهيلات اشتغالزايي ‪۶۳/۵‬ ميليارد تومان است .

وي در پايان از احداث يك واحد دانشگاهي و يك مجموعه ورزشي براي جوانان درنظرآباد از جمله تصميمات دولت براي اين شهرستان نام برد وگفت : در خصوص مسايل بهداشتي ودرماني ، مسكن ، كشاورزي و راههاي شهرستان‌درجلسه اي كه براي بررسي مشكلات اين شهرستان تشكيل خواهيم داد تصميمات لازم اتخاذ خواهد شد.

رييس جمهوري از استقبال پرشور مردم نظرآباد قدرداني كرد و براي ديدار با مردم ساوجبلاغ عازم اين شهرستان شد.

علي سعيد لو معاون اجرايي ، مصطفي هاشمي ثمره مشاور عالي رييس جمهوري و استاندار تهران ، احمدي نژاد رادراين سفر همراهي مي‌كنند.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385 و ساعت 15:18 |
ماجرای تازه دست خط منسوب به امام زمان (عج) !

خبرگزاري انتخاب : انتشار گسترده يک دستخط منتسب به امام زمان (عج) با واکنش گسترده مراجع همراه بود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «انتخاب»، پیش از این در آبان ماه سال گذشته، ماجرای پیدا شدن دست خطی از امام زمان (ع) درمساجد تهران و مسجد جمکران و انتشار آن در نشریه «خورشید»، جنجال هایس بسیاری آفریده بود که با واکنش شدید مراجع و مردم همراه بود.

در متن دستخط تازه منسوب به امام زمان عليه السلام آمده است:

اناالمهدي المنتظر اقمت الصلوه في مسجدكم و اكلت ما اكلتم و دعوت لكم فادعوالي بالفرج (من مهدي منتظر در مسجد شما نماز اقامه كردم و از غذاي شما خوردم و براي شما دعا كردم پس شما براي فرج من دعا كنيد).

در همین حال، دفتر حضرت آیة الله العظمی فاضل لنکرانی، سوال و جوابی در این مورد ارسال کرده که در پی می آید:

بسم الله الرحمن الرحيم
محضر مرجع الشيعه حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني دامت بركاته .
بعدالتحيه والسلام و با آرزوي صحت و توفيق روزافزون براي حضرتعالي به عرض مي رساند : اخيرا دست نوشته اي به عنوان نامه اي كه توسط حضرت حجه بن الحسن امام زمان ارواحنافداه نوشته شده از سوي جرياني خاص منتشر و در برخي كتب و مجلات و سررسيدهاي مرتبط با آن جريان درباره اش تبليغات و قلمفرسائي شده است . مردم هم بعضي آنرا نامه صادره از معصوم (ع ) تلقي كرده گروهي مرددند. طبق فرمايش منقول از خود آنحضرت : اماالحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي روات حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله از حضرتعالي استفسار مي شود آيا واقعا اين دست نوشته قابل انتساب به معصوم صلوات الله و سلامه عليه هست يا نيست . بينوا توجروا. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته . تصويري از نامه مذكور را در صفحه مقابل مشاهده مي فرمائيد.
قم شعبان المعظم 1427 سيد محمد حسين موسوي .

پاسخ آیت الله فاضل لنکرانی:
بسمه تعالی
دست نويس مقابل مجعول و براي رسيدن به اهداف مادي و اغراض دنيوي و يا از روي جهالت جعل شده و نظائر آن در اين زمان فراوان است .
محمد فاضل لنکرانی

+ نوشته شده توسط در سه شنبه یازدهم مهر 1385 و ساعت 23:26 |

بازداشت درويش گنابادي در نكاء توسط مأموران اطلاعات براي تسويه حساب شخصي

ساعت 8 صبح روز 3 مهر 1385 عوامل اداره اطلاعات نكاء به همراه نيروي انتظامي به منزل رزازي وارد شده و او را بازداشت و به مقر اطلاعات نيروي انتظامي منتقل نمودند.
رزازي تا عصر همان روز بدون بازجويي در بازداشت بود و هدف مأموران دفع الوقت بود تا بعد از ساعت اداري وي را به ستاد خبري اداره اطلاعات برده و با وي تسويه حساب كنند. دراويش نكاء با اطلاع از نيت مأموران اطلاعات نكاء تصميم گرفتند تا جلوي درب بازداشتگاه ازدحام نمايند كه ماموران اطلاعات متوجه شدند بازداشت بيشتر وي نه تنها سبب دريافت تشويقي براي آنها نخواهد شد بلكه ممكن است سبب وخامت اوضاع شهر شود و توبيخاتي را نيز شامل حال ماموران كند لذا رزازي را رها نمودند.
اسماعيل رزازي و محمود رزازي از دراويش گنابادي هستند و مجالس درويشي در نكاء را برگزار ميكنند. اين دو قبلا در 30 ارديبهشت 1385 توسط مأموران اطلاعات نكاء بازداشت شده بودند و منزل آنها مورد تفتيش قرار گرفته بود.
علت يورش مجدد نيرويهاي امنيتي به منزل رزازي شكايت آنها از اداره اطلاعات نكا به مقامات مختلف قضايي و سياسي بوده است. گفتني است اقدامات مأموران سرخود و بدون احكام قضايي بوده است.

شكايتهاي اسماعيل و محمود رزازي در ارتباط با فشارهاي قبلي اطلاعات نكا در ذيل آمده است:


شكايت از تهاجم اداره اطلاعات بهشهر به منزل دراويش نكاء
بازپرس محترم شعبه سوم دادسراي نكا
با سلام، توقيراً در خصوص پرونده مطروحه در آن شعبه به استحضار عالي مي‌رساند:
در ساعت 11 ظهر مورخ 30/2/85 عده‌اي با عنوان مأمورين ادارة اطلاعات بهشهر به منزل شخصي موكل اينجانب اسماعيل رزازي در شهرستان نكا حمله‌ور شده و ضمن تفتيش اسباب و لوازم همسر و فرزندان موكلم، اموال شخصي وي از قبيل سي دي، عكس، نوار و كتاب را به سرقت برده و در پاسخ به سؤال همسرش مبني بر اينكه حكم قضايي خود را ارائه نمايند مأمورين اظهار مي دارند كه دستور دادستان شهرستان بهشهر را دارند. پس از تفتيش منزل و سرقت اموال در برگه اي مرقوم مي نمايند كه در تاريخ 1/3/85 ساعت 30/9 صبح خود را به ادارة اطلاعات بهشهر معرفي نمايد.
لو فرض صدور دستور تفتيش منزل موكل اينجانب از سوي دادستان بهشهر، برابر مقررات آمرة دادرسي كيفري دادستان بهشهر حق دخالت در حوزه قضايي شهرستان نكا را نداشته و برابر بخشنامة شمارة 12670/78/1 مورخ 1/12/78 نظر به اصل 22 قانون اساسي، نمي تواند امر تفتيش منازل و اماكن را به ادارة اطلاعات تفويض نمايد و لازم است اين اجازه و تفويض اختيار پس از اعلام وقوع بزه باشد و در آن مشخصات نماينده و حدود مأموريت او درج گردد كه البته مفاد اين بخشنامه مربوط به ضابطين دستگاه قضايي است پس هرگز دادستان نمي تواند اين امر را به اداره اطلاعات تفويض نمايد چرا كه اداره اطلاعات ضابط دادگستري محسوب نمي گردد و نمي توان توجيهي قانوني براي اين دستور خلاف قانون دادستان و متعاقب آن حملة مأمورين اطلاعات و سرقت و تخريب اموال موكل اينجانب، يافت و اين حكايت از اين دارد كه دادستان تحت نفوذ متنفذين قرار دارد.
حضرتعالي به خوبي مستحضريد كه اين گونه اقدامات و احضارهاي خلاف قانون اداره اطلاعات، نقض صريح اعلاميه جهاني حقوق بشر و اصول 20، 22، 23، 32، 36، قانون اساسي ايران و خلاف دستورات و تأكيدات بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در فرامين متعدد بوده و برابر مواد570 و 576 و 197 قانون مجازات اسلامي مستوجب تعقيب و مجازات كيفري آمرين و عاملين امر مي باشد.
هر چند برابر اصل سوم قانون اساسي، دولت ايران موظف به تأمين حقوق و آزاديهاي افراد جامعه مي باشد اما گويي در مملكت، حضور عناصر و نيروهاي ذي نفوذ اما نفوذي و معاند در دستگاههاي امنيتي و اطلاعاتي، قصد ايجاد چالش به منظور عدم نيل و دستيابي دولت ايران به اهداف عاليه خود را دارند.
بنيانگذار جمهوري اسلامي به كرات، آنگونه كه در آثار و سخنرانيهاي ايشان مرقوم و مشهود است از جمله صفحه 93 تفسير سوره حمد، ارادت ظاهري و باطني خود را به بزرگان سلسله دراويش نعمت اللهي سلطانعليشاهي گنابادي اظهار و حتي در نامة حاكم شرع وقت ايران در زمان حيات آيت الله خميني به صراحت مأمونيت و مصونيت دراويش اين سلسله به كليه قواي امنيتي و سپاه پاسداران كشور اعلام و تعرض بدون مجوز مستوجب تعقيب متعرض مي باشد.
حال بايد بررسي كرد كه اين كدام دست نفوذي در وزارت اطلاعات است كه با نقض صريح قانون و بر خلاف شرح وظايف قانوني وزارت اطلاعات، با سوء استفاده از مقام، اعمال سلايق و اجتهادهاي شخصي و تعصبات غير معقول، موجبات سلب آزاديهاي مقرر در قانون اساسي را براي موكل اينجانب و خانواده اش فراهم آورده است ؟!
آيا اين اقدامات اداره اطلاعات بهشهر و دادستان توهين به بنيانگذار نظام اسلامي نيست ؟!
آيا اظهارات اداره اطلاعات بهشهر مبني بر اينكه احضاريه موكل در نزد آنهاست، اقتدار و شأن و منزلت مقامات قضايي شهرستان كه حافظ جان و مال و ناموس مردمند را خدشه دار نمي سازد ؟ و موجبات سوء ظن به دستگاه عدالت را فراهم نمي كند ؟
مگر نه اينست كه نهاد اطلاعات در حكومت اسلامي بايد مقيد به موازين شرعي و معيارهاي اخلاقي باشد !
لازم است دادستان بهشهر مباني قانوني و دلايل صدور چنين دستوري را ارائه نمايد.
پس انتظار مي رود جناب عالي به عنوان قاضي ذي صلاح در حوزة قضايي شهرستان نكا با درايت و بينش كاملتري به اين نداي مظلوميت لبيك گفته و در راستاي حفظ امنيت و آسايش عمومي جامعه، خاطيان و مسببين امر را مجازات نماييد تا رفع مزاحمت از موكل اينجانب و خانواده اش صورت گيرد و خسارات وارده جبران شود.
با سپاس اسماعيل رزازي



شكواييه به كليه مقامات در ارتباط با تهاجم بدون مجوز اطلاعات بهشهر به منازل دراويش نكاء

 
هو
121
حضرت آيت الله خامنه اي (مد ظله العالي)
مقام معظم رهبري ايران
با سلام، توقيراً به استحضار عالي مي رساند: در ساعت 11 ظهر شنبه مورخ 30/2/85 تعداد شش نفر ناشناس و نامحرم بدون مجوز قانوني و قضايي و با عنوان مأمورين ادارة اطلاعات بهشهر با لباس شخصي در غياب اينجانبان و با حضور تنهاي همسر و فرزندانمان، به عنف و زور و قهر به منزل شخصي اينجانبان اسماعيل رزازي و محمود رزازي در شهرستان نكا وارد شده و اقدام به تفتيش اسباب و اثاثيه و لوازم همسر و فرزندانمان نموده و اموال شخصي از قبيل سي دي، عكس، نوار و كتابهاي عرفاني را به سرقت برده و پس از تفتيش منزل و سرقت اموال در برگه اي مرقوم مي نمايند كه در تاريخ 1/3/85 ساعت 30/9 صبح خود را به ستاد خبري ادارة اطلاعات بهشهر به نشاني «بهشهر، خيابان پاسداران، جنب سپاه پاسداران» معرفي و نزد اشخاصي فاقد صلاحيت و نفوذي و معاند نظام به نامهاي «احساني و معزز» حاضر شويم.
حضرتعالي به خوبي مستحضريد كه برابر تشريفات دادرسي كيفري، تفتيش منازل و اماكن بايد با اجازة مخصوص مقام قضايي و پس از اعلام وقوع بزه باشد كه در اين مجوز صادرة مقام قضايي بايد زمان، مكان بازرسي، مشخصات نماينده و حدود مأموريت او درج شود و اين مجوز صرفاً قابل اعطا به ضابطين دادگستري است نه ادارة اطلاعات كه صرفاً تشكيلاتي امنيتي در كشور است لذا اينگونه اقدامات و احضارهاي خلاف قانون اداره اطلاعات، نقض صريح اعلاميه جهاني حقوق بشر و اصول 20، 22، 23، 32، 36، قانون اساسي ايران و خلاف دستورات و تأكيدات بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در فرامين متعدد بوده و برابر مواد570 و 576 و 656 قانون مجازات اسلامي مستوجب تعقيب و مجازات كيفري آمرين و عاملين امر مي باشد.
هر چند برابر اصل سوم قانون اساسي، دولت ايران موظف به تأمين حقوق و آزاديهاي افراد جامعه ميباشد اما گويي در مملكت، حضور عناصر و نيروهاي ذي نفوذ اما نفوذي و معاند در دستگاههاي امنيتي و اطلاعاتي، قصد ايجاد چالش به منظور عدم نيل و دستيابي دولت ايران به اهداف عاليه خود را دارند.
بنيانگذار جمهوري اسلامي به كرات، آنگونه كه در آثار و سخنرانيهاي ايشان مرقوم و مشهود است از جمله صفحه 93 تفسير سوره حمد، ارادت ظاهري و باطني خود را به بزرگان سلسله دراويش نعمت‌اللهي سلطانعليشاهي گنابادي اظهار و حتي در نامة حاكم شرع وقت ايران در زمان حيات آيت الله خميني به صراحت مأمونيت و مصونيت دراويش اين سلسله به كليه قواي امنيتي و سپاه پاسداران كشور اعلام و تعرض بدون مجوز مستوجب تعقيب متعرض مي باشد.
حال بايد بررسي كرد كه اين كدام دست نفوذي در وزارت اطلاعات است كه با نقض صريح قانون و بر خلاف شرح وظايف قانوني وزارت اطلاعات، با سوء استفاده از مقام، اعمال سلايق و اجتهادهاي شخصي و تعصبات غير معقول، موجبات سلب آزاديهاي مقرر در قانون اساسي را براي اينجانبان و خانواده هايمان فراهم آورده است ؟!
آيا اين اقدامات اداره اطلاعات بهشهر توهين به بنيانگذار نظام اسلامي نيست ؟!
آيا اينگونه احضار نمودن مردم توسط اداره اطلاعات بهشهر اقتدار و شأن و منزلت مقامات قضايي كه حافظ جان و مال و ناموس مردمند را خدشه دار نمي سازد ؟ و موجبات سوء ظن به دستگاه عدالت را فراهم نميكند ؟
مگر نه اينست كه نهاد اطلاعات در حكومت اسلامي بايد مقيد به موازين شرعي و معيارهاي اخلاقي باشد !
لازم است ادارة اطلاعات بهشهر مباني قانوني و دلايل چنين اقدامي را ارائه نمايد.
پس انتظار مي رود جنابعالي با درايت به اين نداي مظلوميت لبيك گفته و با برخورد قاطع با چنين افرادي در دستگاههاي امنيتي كه هدفي جز بدنامي نظام و ضربه به اسلام را دنبال نمي كنند، در راستاي حفظ امنيت و آسايش عمومي جامعه، رفع مزاحمت از اينجانبان بعمل آمده و خسارات وارده جبران شود و خاطيان و مسببين امر مجازات شوند.
در پايان اين مرقومه و عرضحال، توجه حضرتعالي را به فرازي از بيانات حضرت آيت الله خميني ذيل فرمان هشت ماده اي جلب مي نمايم كه فرموده اند :
« هيچكس حق ندارد به خانه يا مغازه يا محل كار شخصي كسي بدون اذن صاحب آنها وارد شود. تمام اينها جرم و گناه است و بعضي از آنها چون اشاعة فحشا و از گناهان بسيار بزرگ است، مرتكبين امور فوق مجرم و مستحق تعزير شرعي هستند. »
با سپاس اسماعيل رزازي محمود رزازي از دراويش سلسله نعمت اللهي سلطانعليشاهي گنابادي
رونوشت :
1- دفتر رسيدگي به شكايات مقام معظم رهبري جهت برخورد قانوني با متخلفين حسب فرمايشات و تذكرات بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران.
2- بازرسي ويژة نهاد رهبري جهت پيگيري موضوع و تأديب مقامات امنيتي
3- رياست جمهوري اسلامي ايران جهت نظارت برعملكرد خودسرانه عناصر نفوذي در سيتم امنيتي كشور
4- رياست قوه قضاييه جهت دفاع از آزاديهاي مشروع وحفظ حقوق ملت در برابر تعرضات نهادهاي امنيتي
5- فرماندهي نيروي انتظامي جمهوري اسلامي جهت برقراري نظم و آسايش عمومي جامعه
6- دبير شوراي عالي امنيت ملي جهت بررسي اينگونه اقدامات خلاف قانون و خلاف مصالح ملي كشور توسط نهاد امنيتي
7- رياست ديوان عالي كشور بعنوان عاليترين مقام قضايي جهت اجراي فرمان حاكم شرع
8- دادستان كل كشور جهت تعقيب دادستان عمومي و انقلاب بهشهر بدليل عدم نظارت صحيح بر عملكرد اداره اطلاعات و عدم برخورداري از اقتدار و شأن قضا
9- سازمان بازرسي كل كشور جهت پيگيري موضوع در اجراي قانون تشكيل سازمان
10- رياست كميسيون اصل نود مجلس شوراي اسلامي جهت بررسي موضوع در كميسيون
11- نماينده مردم نكا در مجلس شوراي اسلامي جهت استحضار از وضعيت نا امني مردم در منطقه
12 – اداره بازرسي و نظارت وزارت اطلاعات جهت نظارت بيشتر بر عملكرد كاركنان اداره اطلاعات بهشهر و جلوگيري از تكرار اين قبيل نا هنجاريها
13- شوراي امينت كشور جهت پيگيري موضوع
14- وزارت دادگستري جهت برخورد با عدم اجراي صحيح قانون در كشور
15- اداره حقوق بشر وزارت امور خارجه جهت بررسي نقض حقوق اينجانبان و برخورد با اينگونه اعمال موهن و ناقض حقوق اساسي بشر
16- مدير كل دادگستري استان مازندران جهت اجراي قانون و برخورد قضايي مناسب با متخلفين
17- امام جمعه محترم شهرستان نكا جهت صدور دستورات لازم و تذكر مبني بر خلاف شرع بودن اقدامات مأمورين اطلاعات
18- استاندار محترم مازندران جهت استحضار و اقدام قانوني لازم بعنوان رئيس شوراي تأمين امنيت
19- فرماندهي نيروي انتظامي شهرستان نكا جهت پيگيري موضوع و برخورد با اخلالگران در نظم و امنيت شهر
20- فرماندهي سپاه پاسداران نكا جهت برخورد با اينگونه اقدامات خلاف امنيت
اين نامه به انضمام پنج برگ مدارك تهيه و در اختيار كليه رسانه هاي خبري جهت انعكاس موضوع قرار گرفته است.


تذكر دو نفر از دراويش نكاء به دادستان مبني بر عدم اجازه دادستان به احضار افراد


بسم ‌الله الرحمن الرحيم
دادستاني محترم دادسراي عمومي و انقلاب شهرستان نكـا
با سلام و عرض ادب، احتراماً در مورد احضاريه ارسالي دادستاني دادسراي نكا به عرض مي‌رساند :
در مشورت با اهل فن و حقوقدانان كشور متوجه شديم كه احضاريه ارسالي جنابعالي داراي ايراداتي اساسي به شرح ذيل بوده و به عبارتي صدور چنين احضاريه‌اي براي اينجانبان، فاقد وجاهت قانوني است.
لذا از حضور نزد جنابعالي بنابر دستور صريح قانون‌گذار در مقررات مربوط به آيين دادرسي كيفري، خودداري نموده و به محض دريافت احضاريه قانوني، قطعاً نزد مقامات قضايي ذيصلاح حاضر خواهيم شد.
الف - برابر ماده 113 قانون آيين دادرسي كيفري، قاضي مكلّف است در احضاريه، علت احضار و نوع اتهام را قيد نمايد كه متأسفانه در اوراق قضايي ارسالي جنابعالي علت احضار و نوع اتهام قيد نگرديده است.
ب - دادستان كه خود به عنوان مدعي‌العموم است نمي‌تواند رأساً احضاريه‌اي براي اشخاص ارسال و آنها را دعوت به حضور نمايد. چرا كه مطابق تشريفات دادرسي كيفري، شكايت عليه اشخاص با ذكر ادله مثبته به دادستان تقديم و پس از ثبت آن در دفتر ثبت عرايض كيفري، به استناد ماده 12 آيين‌نامه قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب مصوب 1381 و ماده 69 و تبصره ماده 65 قانون آيين دادرسي دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب در امور كيفري و بخشنامه شماره 14332/80/1- 24/7/80 رياست محترم قوه قضائيه، توسط دادستان به شعبي از دادياري يا بازپرسي ارجاع و مستنطق در صورت موجه بودن دلايل، متهم را احضار مي‌نمايد. اما متأسفانه جنابعالي بدون طي تشريفات و برخلاف قانون، شخصاً اينجانبان را احضار نموده‌ايد كه اين خود عمل خلاف قانون بوده و به نوعي تعقيب جزايي برخلاف قانون محسوب است و قابل پيگرد انتظامي و كيفري مي‌باشد.
علي‌ايحال با توجه به مطالب معروضه، برابر نص قانون از حضور نزد شما معذوريم.

با سپـاس اسماعيل رزازي - محمود رزازي

+ نوشته شده توسط در دوشنبه دهم مهر 1385 و ساعت 1:16 |
دادستان عمومي و انقلاب قم معرفي شد

دري نجف‌آبادي: قم بايد بتواند در همه‌ي ابواب و مسائل مبتلابه جامعه پاسخ قابل قبول داشته باشد

خبرگزاري دانشجويان ايران - قم
سرويس: فقه و حقوق

دادستان دادسراي عمومي و انقلاب قم طي مراسمي با حضور دادستان كل كشور و مسوولان دستگاه قضايي استان معرفي شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا، حجت‌الاسلام والمسلمين دري نجف‌آبادي، دادستان كل كشور در اين مراسم در سخناني، قم را تكيه‌گاه اهل بيت(ع) و چراغ عالم اسلام و تشيع خواند و گفت: اين شهر از قرن اول هجري تا كنون مركز پرورش علما و فضلاي صاحب‌نامي چون ميرزايي قمي و آل محمد است.

وي در ادامه با بيان اين كه جايگاه قم براي همه روشن است گفت: بايد اين پايگاه را از نظر تئوري، فقاهتي و تبيين و درك حقايق و انتشار آن پاس بداريم.

دادستان كل كشور ادامه داد: قم بايد بتواند در همه‌ي ابواب و در مسائل مبتلابه جامعه پاسخ قابل قبول داشته باشد.

وي در ادامه به سخنان اخير پاپ اشاره كرد و گفت: مسيحيان و يهوديان هميشه دو شبهه را مطرح مي‌كردند؛ يكي اين كه اسلام دين شمشير است و ديگري تعدد زوجات پيامبر و ازدواج‌نكردن حضرت مسيح (ع).

دري نجف‌آبادي ادامه داد: آنان ازدواج‌نكردن حضرت مسيح را يك امتياز براي خود مي‌دانند و حمله‌ي تيزشان را متوجه پيامبر (ص) مي‌كنند، اما در مقام پاسخ، آنها را به تفسير الميزان نوشته علامه طباطبايي كه كيفيت ازدواج پيامبر در آنجا مفصل بيان شده است، ارجاع مي‌دهيم.

دادستان كل كشور در ادامه به انتشار كاريكاتور‌هاي موهن و كتاب آيات شيطاني سلمان رشدي اشاره كرد و گفت: اينها در مقام منطق از پاسخگويي به اسلام عاجزند، از اين رو سعي مي‌كنند با شيوه‌ي تبليغات، تخريب دين اسلام و ....با مسلمانان برخورد كنند.

وي به سابقه‌ي پاپ در زمينه‌ي كلام مسيحي اشاره كرد و گفت: جواب اين آقا را بايد حوزه‌ها و علما بدهند؛ البته اين جريان زنجيره‌اي و تبليغي گسترده است و به پاپ ختم نمي‌شود.

دري نجف‌آبادي ادامه داد: ترجمه‌ي ما از جهاد اسلامي با ترجمه‌ي آنها از جنگ‌هاي صليبي متفاوت است. آنها سال‌ها جنگ صليبي را نبرد مقدس مي‌نامند و آن را با جهاد اسلامي مقايسه مي‌كنند كه اشتباه است.

وي افزود: آنها با خلط تروريسم و نهضت‌هاي آزاديبخش سعي دارند بينش غلط خود را بر ما تحميل كنند و اين وظيفه‌ي قم است كه پاسخگوي اين شبهات باشد.

دادستان كل كشور هم‌چنين به ارزيابي رسانه‌هاي بيگانه از اعدام‌ خلافكاران در ايران اشاره كرد و گفت: مساله‌ي اعدام قاچاقچيان و سارقان مسلح از موارد قصاص جداست؛ ما بايد در مقام تبيين همه اين مسائل برآييم.

وي همچنين گفت: نمره‌ي قم در امنيت قضايي، اجتماعي و اقتصادي بايد بالا باشد.

وي هم‌چنين به طرح 3 ميليون و 180 پرونده در دادسراهاي كشور اشاره كرد و گفت: بيشترين حساسيت‌ها روي اين گونه پرونده‌هاي جزايي است و اين پرونده‌هاست كه امنيت و عدالت اجتماعي را به خطر مي‌اندازد، بيشترين تنش مربوط به پرونده‌هاي جزايي است.

دادستان كل كشور در پايان سخنانش بر تخصصي كردن كار دادسراها، ارتقاي تجربه علمي قضات دادسرا، عنايت ويژه به جرايم سازمان يافته، توجه به كرامت انساني و استفاده از تجارب دنيا در زمينه‌ي مبارزه با جرايم تاكيد كرد.

در ادامه حجت‌الاسلام نعمت‌اللهي، دادستان سابق دادسراي عمومي و انقلاب قم در ارائه‌ي گزارشي از عملكرد خود به كاهش 30 درصدي ورودي پرونده‌ها به دادسرا، افزايش كشفيات مواد مخدر در قم و اختصاص يك شعبه به جرايم ويژه و خاص اشاره كرد.

در پايان اين مراسم «برزگر گنجي» به عنوان دادستان عمومي و انقلاب قم معرفي و از زحمات نعمت‌اللهي تقدير شد.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه دهم مهر 1385 و ساعت 1:9 |


Powered By
BLOGFA.COM