تبليغاتX
اخبار صوفیه

مولوی دشمن اهل بیت نبود بلکه شیعه حضرت علی علیه السلام بود

 

مقدمه

متاسفانه امروزه عده ای میکوشند تا با جدیت و حرارت تشیع مولانا را انکار نمایند. اما این اشخاص چگونه میتوانند ارادت "مولانا" را نسبت به حضرت علی علیه السلام انکار کنند؟

درسال دوهزار و یک میلادی آقای دکتر سیدمصطفی آزمایش با انتشار جزوه ای مجموعه بیانات مولوی در مورد حضرت علی علیه السلام امام اول شیعیان و خلیفه چهارم مسلمانان و سر سلسله طرایق تصوف را گردآوری کرده و زیر عنوان "سیمای حضرت علی علیه السلام در آئینه مثنوی"در اختیار عموم قرار داد.

از سر تصادف بلکه از حسن اتفاق مطالبی شبیه به مندرجات این رساله در دسامبر سال 2005 میلادی توسط  "حجت الاسلام سید سلمان صفوی" (برادر سردار رحیم صفوی و مدیر حوزه علمیه اسلامی که توسط نظام جمهوری اسلامی در لندن پایتخت انگلستان تاسیس و دایر شده است) بصورت یک سخنرانی دلنشین و مفصل زیر عنوان "چرا مولوی شیعه است"  در دانشگاه "خاورنزدیک قبرس شمالی " بیان گشت و مورد توجه عموم شرکت کنندگان قرار گرفت و بعد نیز ارباب قلم و اصحاب رسانه ها متن مکتوب سخنرانی حجت الاسلام دکتر سید سلمان صفوی را نقل کردند و پوشش خبری وسیعی به ان دادند.

اکنون ما تصمیم به انتشار عین سخنرانی ایشان گرفتیم و در پایان سئوال میکنیم که اگر مولانا با استناد به مفاد اشعارش به داوری حجت الاسلام سلمان صفوی پیرو مذهب تشیع بوده چطور بازهم از نظر برخی مراجع میتواند از زمره دشمنان "اهل بیت" بشمار رود؟

مبنای این اتهام چیست؟

و اگر کسانی که مولانا را دشمن اهل بیت میخوانند دلایل خود را بر این مطلب ارائه دهند از جناب حجت الاسلام سیدسلمان صفوی میخواهیم که پاسخ دادن و رفع شبهه از تهمت زنندگان به مولانا را بر ذمه خود فرض واجب بشمارند. زیرا این قدم بزرگی در راه رفع شبهه و نزدیک کردن دو مذهب بزرگ اسلامی یعنی شیعه و سنی به یکدیگر و جلوگیری از بالا گرفتن شعله اختلافات عقیدتی میان پیروان متعصب دو جریان تسنن و تشیع خواهد بود. اجر  ایشان با خدای بزرگ باشد.

اخبار صوفیه

 

"چرا مولوي شيعه بود؟"


حجت الاسلام دکتر سيدسلمان صفوي


مقدمه
در دسامبر سال 2005 ميلادي به دعوت دانشگاه خاور نزديك (Near East University) قبرس شمالي در «نيكوزيا»، براي سخنراني از لندن در كنفرانس بين‌المللي مولوي شركت كردم كه سخنراناني از دانشگاه‌هاي تركيه، آمريكا و انگليس نيز در آنجا حضور داشتند.
در آن روزها، هر شب در مراسم سماع مولويه از شهداي دشت كربلا با احترام و اندوه ياد مي‌شد. طي گفت‌وگو با شركت‌كنندگان در كنفرانس، متوجه شدم كه برخي منكر تشيع مولانا هستند، چنان‌كه «فرانكلين لوئيس» نيز در كتاب خويش با نام «رومي ـ گذشته و حال، شرق و غرب» (2000 ميلادي) كه به زبان فارسي نيز ترجمه شده، مولانا را حنفي قلمداد كرده است. لذا بر آن شدم كه تشيع مولانا را بر پايه «مثنوي معنوي» تبيين كنم

.
البته تشيع معرفتي با تشيع فقاهتي (شريعت) رابطه «عموم و خصوص من وجه» دارد و در اين نوشتار، بر

جنبه تشيع معرفتي مولوي تأكيد شده است.


از نكات تعجب‌آور اين‌كه تركيه، مولانا را عارف و شاعر بزرگ ترك به دنيا معرفي مي‌كند، چنان‌كه در نمايشگاه بزرگ تاريخ تمدن امپراتوري عثماني، كه در سال 2004 ميلادي در آكادمي سلطنتي هنر (Royal Academy of art) در لندن داير شد، هم بر اين مسئله تأكيد شده بود. افغان‌ها نيز مولانا را به علت زادگاهش بلخ، افغاني مي‌‌دانند و پس از معرفي «وخش» به عنوان محل تولد مولانا توسط «فرانكلين لوئيس»، تاجيك‌ها او را اهل تاجيكستان مي‌‌خوانند، هرچند «بلخ» و «وخش» تا قرن 19 ميلادي، هر دو جزو خراسان بزرگ در ايران بوده و مولانا در سال 1204 ميلادي متولد شده است.
ليك به قول پروفسور «آرنري»، مولانا در هركجا تولد يا وفات يافته باشد، تأثيري بر اين واقعيت مسلم نمي‌گذارد كه او يك ايراني است، چراكه از فرهنگ اسلامي ـ ايراني تغذيه كرده و زاده خراسان بزرگ ايران است و آثارش به زبان فارسي و حامل تعاليم فرهنگ و تمدن ايراني ـ اسلامي است (براي اطلاع بيشتر به منابع زير مراجعه كنيد: Arberry; A.J; "classical Persian Literature"; londan; 1985- "Persian suli Poety"; Richmand; 1997)
اما افسوس كه متوليان رسمي فرهنگ كشور، قدر مولانا، اين افتخار اسلام و ايران را چنان‌كه بايد و شايد نمي‌دانند و برنامه‌اي در خور شأن اين عارف و شاعر بزرگ ايراني در كشور برگزار نمي‌كنند، درحالي كه همه‌ساله از 10 تا 17 دسامبر، مراسم بزرگداشت علمي ـ هنري مولانا در شهر «قونيه» برگزار مي‌شود؛ سراسر شهر چراغاني و غرق نور است و از همه نقاط جهان در اين مراسم شركت مي‌كنند.
با وجود اين‌كه مولانا ايراني و مسلمان عارف است، اما پيامش مسلما فراتر از نژاد و جغرافياست؛ پيام مولانا، صلح، دوستي، معنويت، ولايت و خداپرستي است.


با تكيه بر برخي تكنيك‌هاي تحقيقات آكادميك تفسير متن شامل رويكرد مفهومي، رويكرد جامع‌نگري (Synoptic Approach)، توجه به ساختار و سيكل هرمنوتيكي (گفتمان جزء و كل، كل و جزء) بر اساس مثنوي مولوي، حضرت مولانا يك شيعه خاص وفادار به ولايت مولي‌الموحدين، قطب‌الاقطاب‌العارفين، سرلشكر ولايت قمريه اميرالمؤمنين علي(ع) و مداح سلسله نوريه ولايت شمسيه حضرت ختمي مرتبت، محمد مصطفي(ص) و ولايت نور قمريه اهل بيت است.


اساس تشيع، مبتني بر اصل امامت يا ولايت يا انسان كامل در ادبيات عرفاني و معرفت و محبت و تبعيت از مقام و منزلت امام علي(ع) و اهل بيت پيامبر(ص) و اعتقاد به اصل تولي و تبري است. در عمق انديشه‌هاي مولانا در مثنوي معنوي، جنبه‌اي از معرفت، محبت و تبعيت از امام علي(ع) و آل‌ علي نهفته است كه با اساس تشيع به معنا و مفهوم عام، قابل تطبيق است.


در مثنوي مولوي، از سويي به پيروي از ولايت و ضرورت معرفت به امام علي(ع) و آل علي تأكيد شده است و از سوي ديگر، مولانا بر اهميت انسان كامل و ضرورت پيروي از مرشد و شيخ و قطب ـ كه معادل اصطلاح امام در علم كلام و ولي يا اولي‌الامر در قرآن است ـ تأكيد بليغ دارد.


مقام امامت و ولايت و مرشديت، داراي مراتب متعدد است؛ ولي مطلق، حضرت حق جل جلاله است و پيامبر اسلام و ائمه اطهار از امام علي(ع) تا حضرت بقيةالله‌الاعظم، ولي كامل و مصداق بارز انسان كامل در عرفان هستند. لذا از آن جهت كه بحث انسان كامل و ولايت از امهات و اركان عرفان به شمار مي‌رود و انسان كامل مترادف با اصل امامت در تشيع است؛ پايه عرفان بر مبناي اصل «تشيع حقيقي» است.
به طور كل، در عرفان ولايت بر دو قسم است: ولايت عامه و ولايت خاصه.


الف ـ ولايت عامه كه بر دو قسم است

:
1
ـ ولايت حاصل از ايمان به خدا و رسول خدا(ص) و اولياي الهي كه مفاد آيه كريمه «الله ولي الذين آمنوا...» است. (سوره بقره آيه 257  ) اين ولايت داراي ابتدا و انتهايي است؛ ابتداي آن تخليه و تحليه و انتهايش، مقام قرب نوافل است كه در اين مقام حق تعالي چشم و گوش و زبان بنده خويش مي‌شود و سالك به مقام حق‌اليقين مي‌رسد.

2ـ ولايت مختص به ارباب قلوب و كاملان كه فاني در حق و باقي به بقاي سلطان وجودند و پايان آن نهايت «مقام قاب قوسين» است.


ب ـ ولايت خاصه، كه مختص حضرت محمد(ص) و اوصياي خاص حضرت از اهل بيت و عترت ـ عليهم‌السلام ـ است.
اين ولايت از انتهاي «قاب قوسين» آغاز مي‌شود و به «مقام مظهريت تجلي ذاتي» و «مقام او ادني» مي‌رسد.
صاحبان ولايت خاصه (ولايت شمسيه) به منزله بطن هفتم كلام‌الله مجيد هستند. «انّ للقران ظهرا و بطنا و لبطنه بطنا، الي سبعة أبطن» (علامه طباطبايي، تفسير الميزان، ج 3، ص 72).
اقطاب (اولياي شمسيه) همانند درختي عظيم و ابدال، نقبا، اوتاد و... به منزله سايه آن هستند كه در هر عصر، تنها يك قطب وجود دارد، (رجوع شود به دفتر سوم مثنوي، قصه دقوقي، ابيات 1924 ـ 2305) و شرح ملاهادي سبزواري بر بيت 2003 دفتر سوم مثنوی)مولانا در مثنوي مي‌گويد


قوم ديگر سخت پنهان مي‌روند//شهره خلقند ظاهر كي شوند
هم كرامتشان هم ايشان در حرم// نامشان را نشنود ابدال هم
شش جهت عالم همه اكرام اوست// هر طرف كه بنگري اعلام اوست
(دفتر سوم مثنوي ـ ابيات 3104 ـ 3106)


ولايت خاصه نيز بر دو قسم است: ولايت شمسيه و ولايت قمريه


1
ـ ولايت شمسيه

مظهر ولايت شمسيه، ولايت محمديه است كه وجود جزيي و شخصي حضرت محمد مصطفي(ص) است.
2
ـ ولايت قمريه:

كه ولايت اوصياي خاص حضرت محمد(ص) از اهل بيت است.


بر اساس ابيات 2959ـ2980 دفتر اول مثنوي معنوي، با رويكرد قرينه مقاميه ولايت علويه مندرج در ولايت محمديه است و بر مبناي ابيات 3761ـ3766 همان دفتر، ولايت قمريه علي(ع)، مندرج در ولايت شمسيه حضرت ختمي مترتب است.


محي‌الدين (شيخ اكبر) معتقد است، حضرت عيسي مسيح(ع) خاتم ولايت عامه است و حضرت مهدي موعود(عج) صاحب ولايت خاصه است (رسائل قيصري، مقدمه، ص 156ـ160).
محي‌الدين در جزء سوم فتوحات مكيه گويد: «خداوند را خليفه‌اي است و در آن دوران كه روي زمين را ظلم و ستم فرا گرفته باشد، او با قيام و خروجش، جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد. او از اولاد عترت رسول‌الله(ص) و از فرزندان فاطمه(س) است، هم‌نام رسول خدا و جدش حسين‌بن‌علي(ع) است. در خلقش همانند رسول‌الله(ص) است» (فتوحات مكيه، چاپ دارالكتب العربيه، معروف به چاپ كشميري ـ ص 327ـ329).
عارف بزرگ، عبدالرزاق كاشاني گويد: «خاتم ولايت كه مقامات را طي نموده و به نهايت كمالات رسيده است، جز يك نفر نخواهد بود و او، همان است كه صلاح دنيا و آخرت به دست وي به نهايت كمال رسيده و او همان مهدي موعود(عج) است (شرح و تعليقات رسائل قيصري ـ ص 164ـ165).
مولانا بنا بر حديث شريف نبوي «من كنت مولاه فعلي مولاه» ـ كه هر دو فرقه شيعه و سني، آن را روايت كرده‌اند ـ بارها در مثنوي معنوي، مقام ولايت خاصه حضرت علي(ع) را مطرح كرده است.
مولانا در آغاز دفتر اول مثنوي معنوي در اولين داستان ـ داستان شاه و كنيزك ـ مسئله پير ـ حكيم حاذق (ابيات 63ـ65) را طرح مي‌كند؛ سپس به لقب حضرت علي(ع)، يعني «مرتضي» اشاره مي‌كند و امام را مولاي قوم مي‌نامد.
«
مرحبا يا مجتبي يا مرتضي// ان تغب جاءالقضا ضاق الفضا
انت مولي القوم من لا يشتهي// قد ردي كلا لئن لم ينته»
(
مثنوي معنوي، دفتر اول ـ ابيات 99 ـ 100)
مولانا در داستان دوازدهم در پايان دفتر اول مثنوي، در توصيف صاحب نفس مطمئنه، در ابيات 3721ـ 3991 به تفصيل راجع به حضرت علي(ع) به عنوان مصداق ولي خاصه سخن مي‌گويد و در دفتر ششم مثنوي معنوي، بار ديگر مفاد حديث نبوي را در باب حضرت علي(ع) طرح كرده در مورد ولايت حضرت مي‌گويد:
گفت هركو را منم مولا و دوست// ابن عم من علي مولاي اوست
(
مثنوي معنوي، دفتر ششم، بيت 4538)
به اين ترتيب، مثنوي مولوي با اصل ولايت علي(ع) آغاز مي‌شود و پايان مي‌يابد. مولانا در آخرين داستان دفتر اول مثنوي معنوي ـ داستان دوازدهم ـ در وصف حضرت علي(ع) گويد:
1
ـ اميرالمؤمنين (عنوان آغازين داستان دوازدهم ـ خدو انداختن خصم در روي اميرالمؤمنين علي(ع))
2
ـ اخلاص عمل (مصرع اول بيت 3721)
«
از علي آموز اخلاص عمل»
3
ـ علي شير حق (مصرع دوم بيت 3721)
«
شير حق را دان منزه از دغل»
4
ـ علي افتخار هر نبي (مصرع دوم بيت 3723)
«
افتخار هر نبي و هر ولي»
5
ـ علي افتخار هر ولي (مصرع دوم بيت 3723)
«
افتخار هر نبي و هر ولي»
6
ـ علي رخي كه ماه بر آن سجده آورد (بيت 3724)
«
آن خدو زد بر رخي كه روي ماه/./ سجده آرد پيش او در سجده‌گاه»
7
ـ علي شير رباني (بيت 3732)
«
در شجاعت شير ربانيستي/// در مروت خود كه داند كيستي»
8
ـ علي عقل و ديده محض (بيت 3745)
«
اي علي كه جمله عقل و ديده‌اي/// شمه‌اي واگو از آنچه ديده‌اي»
9
ـ باز عرش (بيت 3750)
«
باز گو اي باز عرش خوش‌شكار// تا چه ديدي اين زمان از كردگار»
10
ـ علي مدرك غيب (بيت 3751)
«
چشم تو ادراك غيب آموخته/// چشم‌هاي حاضران بردوخته»
11
ـ علي مرتضي (مصرع اول بيت 3757)
«
راز بگشا اي علي مرتضي»
12
ـ علي حسن‌القضا (مصرع دوم بيت 3757)
«
اي پس از سوءالقضا حسن‌القضا»
13
ـ علي قرص ماه (ولايت قمريه) (ابيات 3759ـ3761)
«
از تو بر من تافت پنهان چون كني/// بي‌زبان چون «ماه» پرتو مي‌زني
ليك اگر در گفت آيد قرص ماه// شبروان را زودتر آرد به راه
از غلط ايمن شوند و از ذهول/// بانگ مه غالب شود بر بانگ غول»
14
ـ علي ضياء اندر ضياء (بيت 3762)
«
ماه بي گفتن چو باشد رهنما/// چون بگويد شد ضياء اندر ضياء»
15
ـ علي باب مدينه علم (علي باب ولايت محمديه) (بيت 3763)
«
چون تو بابي آن مدينه علم را// چون شعاعي آفتاب حلم را (پيامبر (ص)) اشاره به حديث شريف نبوي «أنا مدينة العلم و علي بابها فمن اراد العلم فليأت الباب». (فروزانفر، احاديث مثنوي، بيت 1361).
16
ـ علي باب رحمت (مصرع اول بيت 3765)
«
باز باش اي باب رحمت تا ابد»
17
ـ علي بارگاه ما له كفوا احد (مصرع دوم بيت 3765) «بارگاه ما له كفوا احد»
18
ـ علي به مثابه خورشيد (شيخ كامل) (ابيات 3773ـ3775)
«
گفت فرما يا اميرالمؤمنين// تا بجنبد جان به تن در چون جنين
چون جنين را نوبت تدبير رو// از ستاره سوي خورشيد آيد او
چون كه وقت آيد كه گيرد جان جنين// آفتابش آن زمان گردد معين»
اشاره به ولايت شمشير علي(ع) به خاطر آن كه از اهل بيت است. ولايت قمريه او را با ولايت شمسيه حضرت مصطفي(ص) يكسان دانسته است. از سوي ديگر، اشاره مي‌كند كه شيوخ ديگر همچون ستاره‌اند و علي(ع) همانند خوشيد كه مظهر «شيخ كامل» است. (شرح كبير آنقروي ـ ج 3 ـ ص 1363)
19
ـ علي به مثابه آفتاب ولايت (ولايت شمسيه)
همچون امام مهدي(عج) در مثنوي معنوي و مقالات شمس. شمس تبريزي نيز در مثنوي مولوي به آفتاب تشبيه شده است. با تمسك به ولايت علوي، سالك روح سلوك را درمي‌يابد.
«
چون كه وقت آيد كه گيرد جان جنين// آفتابش آن زمان گردد معين
اين جنين در جنبش آيد ز آفتاب// كافتابش جان همي بخشد شتاب»
(
ابيات 3775ـ 3776)
جنين (سالك مبتدي) از ستارگان (مرشدان پايين‌تر از ولايت علوي) جز نقش، چيز ديگري كسب نكرده تا زماني كه آفتاب (علي ـ ولايت علوي) بر آن جنين (سالك) بتابد و تربيت حقيقي او آغاز شود.
20
ـ پيوند باطني سالكان با ولايت علوي: (بيت 3779)
«
از ره پنهان كه دور از حس ماست// آفتاب چرخ را بس داده‌هاست»
منظور از آفتاب، ولايت علوي است.
جنين (سالك) از راهي پنهان با آفتاب (ولايت علوي) پيوند مي‌يابد كه اين راه از حيطه حواس ظاهري بيرون است.
21‌
ـ علي به مثابه راه ولايت: (ابيات 3781ـ 3782)
«
آن رهي كه سرخ سازد لعل را// وان رهي كه برق بخشد لعل را
وان رهي كه پخته سازد ميوه را// وان رهي كه دل دهد كاليوه را»
(
اشاره به سوره «والعاديات» كه در شأن امام علي(ع) نازل شده است).
22
ـ علي باز پرافروخته (مصرع اول بيت 3783)
«
باز گو اي باز پرافروخته»
23
ـ علي، دست‌پرورده شاه حقيقي جهان هستي (مصرع دوم بيت 3783)
«
با شه و با ساعدتش آموخته»
24
ـ علي، باز عنقاگير شاه (بيت 3784)
«
باز گو اي باز عنقا گير شاه/// اي سپاه اشكن به خود، ني با سپاه»
25
ـ علي، امت واحده (بيت 3785)
«
امت وحدي يكي و صد هزار// باز گو اي بنده بازت را شكار»
اشاره به آيه «كان الناس امة واحده» (سوره بقره، آيه 213)
و آيه «ان ابراهيم كان امة قانتا» (سوره نحل، آيه 120)
همه خلق بالقوه و بعضا بالفعل تحت ولايت علوي هستند؛ همان ولي كه خاشع خداوند است.
26
ـ علي، بنده خداوند (بيت 3786)
«
گفت من تيغ از پي حق مي‌زنم/// بنده حقم نه مأمور تنم»
27
ـ علي، شير حق (مصرع اول بيت 3787)
«
شير حقم نيستم شير هوا»
28
ـ فعل علي، گواه دين او (مصرع دوم بيت 3787)
«
فعل من بر دين من باشد گوا»
29
ـ علي، مظهر و مصداق صادق اراده و فعل الهي (بيت 3789)
«
ما رميت اذ رميتم در حراب// من چو تيغم آن زننده آفتاب»
مصرع اول، اشاره دارد به آيه 77 سوره انفال: «ما رميت اذ رميت و لكن الله رمي»
30
ـ علي فاني فالله و باقي بالله (مصرع اول بيت 3790)
«
رخت خود را من زره برداشتم»
31
ـ توحيد علي، توحيد ذاتي صمداني، نه توحيد عددي (مصرع دوم بيت 3790)
«
غير حق را من عدم انگاشتم»
32
ـ علي، سايه الهي (مصرع اول بيت 3791)
«
سايه‌ام كه خدايم آفتاب»
علي(ع) ولايت خويش را از ولايت الهي گرفته است.
33
ـ علي، حاجب بارگاه احديت (مصرع دوم بيت 3791)
«
حاجبم من نيستم او را حجاب»
34
ـ وجود علي، سرشار از گوهرهاي وصال (مصرع اول بيت 3792)
«
من چو تيغم پر گهرهاي وصال»
35
ـ علي، حيات‌بخش (مصرع دوم بيت 3792)
«
زنده گردانم نه كشته در قتال»
36
ـ علي، صاحب ذات رفيع‌الدرجات و اخلاق الهي (بيت 3793)
«
خون نپوشد گوهر تيغ مرا// باد از جا كي برد ميغ مرا»
اكبرآبادي، شارح مثنوي مي‌گويد: تيغ و ميغ، عبارت از ذات رفيع‌الدرجات حضرت اميرالمؤمنين(ع) است و باد، كنايه از اخلاق نفساني و گوهر تيغ، عبارت از اخلاق الهي؛ حاصل آن‌كه اوصاف نفساني بر صفات كماليه حضرت علي(ع) غالب نمي‌آيد».
(
شرح مثنوي ولي‌الله اكبرآبادي، دفتر اول، ص 307)
37
ـ علي، كوه حلم و صبر و داد (بيت 3794)
«
كه نيم كوهم ز حلم و صبر و داد// كوه را كي در ربايد تندباد»
38
ـ هستي علي از بنياد شاه حقيقي (بيت 3797)
«
كوهم و هستي من بنياد اوست// ور شوم چون كاه بادم باد اوست»
39
ـ سردار وجود علي، عشق احد (بيت 3798)
«
جز به باد او نجنبد ميل من/// نيست جز عشق احد سرخيل من»
40
ـ علي، كاظم غيظ (بيت 3799)
«
خشم بر شاهان شه و ما را غلام/// خشم را هم بسته‌ام زير لگام»
41
ـ علي، غرق نور (مصرع اول بيت 3801)
«
غرق نورم گرچه شد سقفم خراب»
42
ـ علي، گلشن الهي (مصرع دوم بيت 3801)
«
روضه هستم گرچه گشتم بوتراب»
43
ـ احب الله، نام علي (بيت 3803)
«
تا احب الله آيد نام من/// تا كه ابغض لله آيد كام من»
44
ـ بخشش علي، مصداق اعط‌الله (مصرع اول بيت 3804)
«
تا كه اعطالله آيد جود من»
45
ـ امساك علي، مصداق امسك لله (مصرع دوم بيت 3804)
«
تا كه امسك لله آيد بود من»
ابيات 3803 و 3804، مقتبس است از حديث «من اعطي لله و منع لله و ابغض لله و انكح لله، فقد استكمل الايمان». هر كس براي خدا ببخشد و براي خدا امساك كند و براي خدا دوست بدارد و براي خدا دشمن بدارد و براي خدا ازدواج كند، همانا ايمانش كمال يافته است». (فروزانفر، احاديث مثنوي، ص 37، 1361).
46
ـ وجود علي، سراسر از براي خدا (مصرع دوم بيت 3805)
«
جمله لله‌ام نيم من آن كس»
اراده علي(ع) در اراده حق، فنا و بقا يافته است.
47
ـ عمل علي از براي حق، حاصل علم شهودي او از باري تعالي (بيت 3806)
«
و آنچه لله مي‌كنم تقليد نيست/// نيست تخييل و گمان، جز ديد نيست»
علم علي(ع) علم شهودي است، نه علم حصولي.
48
ـ دست علي بسته بر دامان حق (بيت 3807)
«
ز اجتهاد و از تحري رسته‌ام/// آستين بر دامن حق بسته‌ام»
49
ـ وجود علي ملكوت لاهوت و شاهد مدار حق تعالي (بيت 3808)
«
گر همي پرم همي بينم مطار/// ور همي گردم همي بينم مدار»
50
ـ علي، صاحب ولايت قمريه و حضرت حق ولي مطلق شمسيه (مصرع دوم بيت 3809)
«
ماهم و خورشيد پيشم پيشوا»
51
ـ علي، دروازه علم الهي (مصرع اول بيت 3841)
«
اندرآ من در گشادم مر ترا»
هر كس خواهان مرتبه اعلاي وصال حق تعالي باشد، بايد از باب ولايت علي(ع) وارد شود. اشاره به حديث نبوي در شأن اميرالمؤمنين علي(ع): «أنا مدينة العلم و علي بابها، فمن اراد المدينه و الحكمه فليأتها من بابها»؛ من شهر دانشم و علي دروازه آن، هركه بخواهد بدين شهر و فرزانگي درآيد، بايد از دروازه آن درآيد. (فروزانفر، احاديث مثنوي، ص 37، 1361).
52
ـ علي، بخشنده گنج‌هاي جاودان به پيروان وفادار ولايت علوي (بيت 3823)
«
پس وفاگر را چه بخشم تو بدان/// گنج‌ها و ملك‌هاي جاودان»
53
ـ علي، خواجه روح (بيت 3942)
«
ليك بي غم شو شفيع تو منم/// خواجه روحم نه مملوك تنم»
54
ـ علي، رادمرد رادمردان (بيت 3943)
«
پيش من اين تن ندارد قيمتي/// بي تن خويشم فتي ابن الفتي»
55
ـ علي، راهنماي اميران و ثمربخش درخت خلافت (ابيات 3946ـ3947)
«
زان به ظاهر كوشد اندر جاه و حكم/// تا اميران را نمايد راه و حكم
تا اميري را دهد جاني دگر/// تا دهد نخل خلافت را ثمر»
56
ـ علي با خوي الهي، ترازويي در عدالت و درستي (مصرع اول بيت 3981)
«
تو ترازوي احد خود بوده‌اي»
57
ـ ولايت علي، ميزان ولايت همه واليان نور (مصرع دوم بيت 3981)
«
بل زبانه هر ترازو بوده‌اي»
58
ـ نور ولايت علي، نشأت‌گرفته از نور ولايت مطلقه حضرت حق (بيت 3983)
«
من غلام آن چراغ چشم جو/// كه چراغت روشني پذرفت ازو»
59
ـ علي، گوهر درياي نور حضرت حق (بيت 3984)
«
من غلام موج آن درياي نور/// كه چنين گوهر برآرد و ظهور»
مولانا در دفتر ششم مثنوي معنوي، امام حسين(ع)، سالار شهيدان و اهل بيت را شاهان دين و عاشورا را روز عزاي جان و برتر از قرني معرفي مي‌كند.
وي عشق به امام حسين(ع) را در ادامه عشق به پيامبر(ص) دانسته، هم‌چنان كه عشق به گوش، عشق به گوشواره را در پي دارد. (ابيات 790ـ 792)
«
روز عاشورا نمي‌داني كه هست/// ماتم جاني كه از قرني به است
پيش مؤمن كي بود اين غصه خوار// قدر عشق گوش، عشق گوشوار
پيش مؤمن ماتم آن روح پاك/// شهره‌تر باشد ز صد توفان نوح»
مولانا در ادامه، روح امام حسين(ع) را روح سلطاني؛ يعني همان روح قدسي و اعلي مرتبه ارواح توصيف مي‌كند. (ابيات 797 ـ 798)
«
روح سلطاني ز زنداني بجست/// جامه درانيم و چون خاييم دست
چون كه ايشان خسرو دين بوده‌اند/// وقت شادي شد چو بشكستند بند»
لذا به قول مرحوم استاد جلال‌الدين همايي؛ «اساس تشيع كه معرفت علي و خاندان رسول باشد، در روح مولوي كاملا رسوخ داشت. همان‌‌گونه كه در روح بسياري از علما و بزرگان اهل سنت و جماعت و حتي ائمه اربعه وجود داشت، اما در پرده تعصبات جاهلي و سياست‌هاي شوم پوشيده شده است».
(
جلال‌الدين همايي، مولوي چه مي‌گويد، ص 56)
هر يك از دفاتر شش‌گانه مثنوي مولوي، شامل دوازده داستان بلند (Discourse) و در مجموع 72 داستان است.

تكرار عدد دوازده در شش دفتر مثنوي معنوي، اتفاقي نيست، بلكه اشارتي به دوازده امام از اهل بيت نبوت و رسالت است و عدد 72 اشاره به شهداي كربلاست كه در سماع مولويه نيز از آنان به نام «شهداي دشت كربلا» ياد مي‌شود. در مقبره حضرت مولانا در قونيه نيز نام چهارده معصوم در گرداگرد سقف حك شده است كه به وضوح، بيانگر تشيع حضرت مولانا، جلال‌الدين محمد بلخي خراساني است.

مطالب ارائه‌شده در اين نوشتار، استقصاء و استقراء كامل نيست، بلكه نمونه‌اي از ديدگاه مولانا در بخش‌هايي از مثنوي است، وگرنه در ديوان كبير و ديگر آثار مولوي، مطالب بسياري در باب ولايت علي(ع) بيان شده است


 

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 5:42 |

رسا، سرويس سياسي ـ آيت الله نوري همداني، از مراجع تقليد، در ديدار با مسؤولان کانون هاي قرآني دزفول گفت: مولوي هم از دشمنان اهل بيت است

به گزارش خبرنگار رسا، حضرت آيت‌الله حسين نوري همداني،در ديدار مسؤولان کانون هاي قرآني دزفول با تعريف کلمات تولي و تبري به حديثي از حضرت امام صادق (ع) اشاره كرد كه «دين غير از حب و بغض نيست» و اظهار داشت: مسأله تولي و تبري تمام دين اسلام است.
وي با اشاره به آياتي از سوره مجادله، حزب شيطان و حزب‌الله را تنها احزاب موجود در جهان معرفي کرد و با بيان اشکال متفاوت شيطان از جمله جن و انسان، الفاظي چون آزادي، دموکراسي، حقوق بشر و مبارزه با تروريست را شعار حزب شيطان ناميد و افزود: بدانيد که غلبه هميشه با حزب‌الله است.
اين مرجع تقليد در تعريف کلمه «غلبه» اظهار داشت: غلبه يعني حاکميت هدف، پس هر کشتني غالب شدن و هر کشته شدني مغلوب شدن نيست. افرادي چون حضرت امام حسين (ع) شهيد مي شوند و ستمکاراني چون يزيد و شمر کشته نمي شوند. حق، سرمايه گذاري مي خواهد.
وي با يادآوري مبارزات امام از سال 1342 تا پيروزي انقلاب و به چاه انداختن يوسف تا زمان به قدرت رسيدن او، از مردم خواست تا درباره مبارزات حزب الله زود نتيجه گيري نکنند و ادامه داد: تا افراد سفاک، خونريز، کافر و توسعه طلب؛ يعني صهيونيست ها در خاورميانه از سوي امريکا وظيفه کشتار و آواره کردن مسلمانان را بر عهده دارند، فساد و فتنه در اين منطقه بر طرف نخواهد شد.
استاد دروس خارج حوزه علميه قم اضافه کرد: خداوند به کساني که او را شناختند و به او محبت مي ورزند، چند نعمت مي دهد که ايمان واقعي در دل آن ها و ورود به بهشت از اين نعمات است.
وي با تمجيد از مردم دزفول به خاطر دفاع بي دريغ خود در زمان هشت سال جنگ تحميلي به حاضران گفت: من با مقابله فيزيکي با صوفيان مخالفم، بايد با دليل، برهان و منطق بحث کرد.
اين مرجع تقليد پيشينه فرقه صوفيه در ايران را رويارويي با اهل بيت و شيعيان دانست و اضافه کرد:
اينها آمدند به جاي اهل بيت مرشد، قطب و خانقاه ساختند و افرادي چون شيخ عطار، بايزيد بسطامي، معروف کرخي، شقيق بلخي، جنيد بغدادي، فضيل ابن اياز و مولانا جلال الدين محمد بلخي معروف به مولوي جزو هفتاد و دو فرقه صوفيه اند که همه راه باطل رفته اند و دشمنان اهل بيت هستند.
وي در پايان از حاضران خواست تا اگر در امور دولتي و از مسئولان استان، کساني را مي شناسند که از فرقه صوفيه طرفداري و حمايت مي کند به وي معرفي کنند
.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 و ساعت 1:47 |

نامه یک ایرانی مقیم استرالیا در اعتراض به بی اعتنایی دولت ایران نسبت به سال مولوی به عنوان شکایت در مجلس به ثبت رسیده است.

شکایت به مجلس از بی اعتنایی دولت به مولوی

خبرگزاری کتیب- تهران- ۲۷ اسفند ۱۳۸۵- سیدعلی ریاض رئیس فراکسیون پیگیری امور ایرانیان خارج از کشور و نایب رئیس اول کمیسیون اصل 90  در شرایطی که چندماهی بیشتر به سالروز تولد مولوی باقی نمانده و دیگر کشورها برنامه های مصوب خود درباره مولوی را اجرایی کرده اند، ریاست کمیته ای را برعهده گرفته است که قرار است در مجلس شورای اسلامی پیگیر شکایتی باشد که توسط برخی ایرانیان خارج کشور نسبت به بی اعتنایی دولت احمدی نژاد به بزرگداشت مولوی طرح شده است..

وی درگفتگو با خبرگزاری مهر با اشاره به اهتمام کشورهای ترکیه، افغانستان و مصر به عنوان متولیان سال مولوی از بی اعتنایی دولت ایران به این امر انتقاد کرد و گفت :

مسئولان حوزه فرهنگ باید ماهها و بلکه سالها پیش برای برگزاری این بزرگداشت در داخل و خارج از کشور اقداماتی را انجام می دادند. برگزاری چند سمینار تشریفاتی و عدم شرکت دادن عموم مردم در داخل و خارج از کشور و بی اعتنایی به عرق ملی ایرانیان مقیم خارج از کشور، جای بسی انتقاد و نکوهش دارد. مولوی  شاعری متعلق به ملتها است. متاسفانه مسئولان فرهنگی کشور، بزرگداشتها را به یک کنگره یا چند سمینار در داخل و خارج از کشور محدود می کنند، آنها در شرایطی که مولوی در میان قشر جوان اروپا و غرب بیشترین طرفدار را دارد، حتی از نهادینه کردن مفهوم عرفان مولوی در میان جوانان کشور خود غافل مانده اند.در شرایطی که هویت ایرانی بارها و توسط پدیده های متعدد از سینما گرفته تا کتاب و دیگر کالاهای فرهنگی و تبلیغاتی و رسانه ای به عمد نادیده گرفته می شود، عدم تمسک به هویت ایرانی خودمان و کوتاهی در پاسداشت بزرگان ادبی و فرهنگی مان به منزله پاسخ آری به تمامی دروغهای رسانه ای است که امروز برعلیه ایران در جهان سرداده می شود. از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، سازمان صدا و سیما و حتی کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی استعلام کرده ایم

مسلم این است که سال مولوی، می توانست ایرانی ترین پدیده جهانی باشد و این سال و تبلیغاتی که در این سال برای مولوی شد؛ می توانست با نام ایران دمساز و همراه باشد. اگر دکتر جلالی نماینده ایران در یونسکو در گفتگویی با یکی از روزنامه های سراسری کشور، برخی رسانه ها را متهم به جوسازی کرده و به صراحت بیان می کند که سالی به نام سال مولوی در یونسکو وجود ندارد، این به معنای آن است که ما کمترین جایگاهی برای بزرگان کشور و هویت خود قایل نیستیم. به اعتقاد من اگر حتی چنین سالی در یونسکو وجود نداشت، نمایندگان ما باید پیشنهاد آن را به مناسبت هشتصدمین سال مولوی به یونسکو ارایه می کردند نه آنکه در برابر آن موضع گیری کنند.

درپایان این گفتگو سیدعلی ریاض سئوالاتی را بشرح زیر مطرح کرد:

چرا ما باید نسبت به ترجمه اشعار مولوی به 27 زبان زنده دنیا از روی ترجمه ترکی بی تفاوت باشیم؟

چرا باید تعداد زیادی فیلم، موسیقی و نمایش براساس مفاهیم مولوی در جهان ساخته شود و در هیچ یک نامی از ایران نباشد؟

چرا باید مفسران غربی مولوی در ایران حتی مشهورتر از مفسران ایرانی خودمان باشد؟ چرا کلمن بارکس و رابرت بلای به عنوان مترجمان و مفسران شعر مولوی این همه شهرت دارند اما کمتر مفسران ایرانی ما درجهان شناخته شده اند؟

چرا باید در اخبار بخوانیم که همسر یکی از مسئولان رده بالای ترکیه ترجمه اشعار مولوی را برای همسران تمامی سران کشورهای جهان به عنوان هدیه ارسال کرده و ما بی تفاوت مانده باشیم؟

چرا باید جایزه صلح و گفتگوی مولوی به نخست وزیر ترکیه اهدا شود حال آنکه مولوی ایرانی است و مسئولان فرهنگی ما باید چنین جایزه ای را دریافت می کردند؟!

همه این سئوالات و بسیاری پرسشهای دیگر که قطعا پاسخ روشنی برای آن نداریم نشان می دهد که گاه باید هموطنان ما در خارج از کشور با طرح یک شکایت ما را از نقاط ضعفمان آگاه کنند. در چنین شرایطی باید با قبول نقاط ضعف، برای ماه ها و روزهای کوتاه باقی مانده فکری کرد و فارغ از سیاسی کاری یا ساختن حاشیه هایی که تنها قوای فرهنگی مان را تحلیل می برند، به پاسداشت مولوی فکری کرد. 

 

خبرگزاری کتیب : برای کمک به این مسئول محترم ما پاسخ زیررا ارائه مینمائیم . باشد تامفید مقصود افتد:

از وزارت ارشادی که مسئول آن شخصی مانند«صفار هرندی» باشد چه انتظاری بیش از این میتوان داشت. این که چرا دولت احمدی نژاد و مسئولان فرهنگی آن تاکنون اهتمامی برای بزرگداشت مولانا نکرده اند!! پیشکششان! ایرانیان از بزرگ و کوچک دست به دعا برداشته اند که این مسئولان بیش از این  اهتمام برای تخریب نام و چهره درخشان مولانا ننمایند و  زیادتر ازاین آبروی ایران را در دنیا نبرند. گفتگوی خبرنگار نشریه «آنکارانیوز» با آقای حداد عادل در سفر قونیه را هنوز از یاد نبرده ایم. . کافی است به وبسایتها و وبلاگهای دولتی نظری بیندازید و از میزان حمله بدون منطق و بسیار سست و زننده مدعیان « تشیع» اطلاع حاصل نمائید که علامت دوستداری «اهل بیت طاهرین» را دشمنی با «مولوی» و طریق مولوی میخوانند و از برخی از مراجع قم نیز فتوا و اعلامیه در رد و نفی «مولانا» میگیرند. اینها سرکوب مولانا و افکار  او را به این دلیل ضروری میدانند که میگویند مولانا جلال الدین رومی شیعه نبوده و  سنی بوده است! همین اندازه کافی است تا وی توسط دنباله روهای وزیر ارشاد و وزیر کشور و وزیر اطلاعات مورد بدترین توهین ها و شنیع ترین اتهامها قرار گیرد و حتی یکی از مراجع قم او را «صوفی قهار» بخواند

 

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 و ساعت 1:31 |
در ادامه فاجعه قم ...
 
در ساعت 30/23 دقيقه پنج شنبه 17/12/1385در جاده ميبد ـ اردكان يزد  آقاي محمد رضا وطني از فقراي سلسله گنابادي در حادثه رانندگي به شكل مشكوكي به شهادت رسيد وي كه از فعالين فاجعه قم بود بارها پس از اين جريان تهديد به مرگ شده و توسط اداره اطلاعات يزد كراراً احضار ، بازداشت و مورد بازجوئي قرار گرفته بود مأمورين اداره اطلاعات در چند مرحله به منزل وي هجوم برده كتابها ، نوار، سي دي ها وكامپيوتر وي را مصادره و پرونده اي تحت عنوان تبليغ عليه نظام  در شعبه اول دادگاه انقلاب يزد براي وي تشكيل دادند ، آقاي وطني در كليه بازجوئيها از مواضع اعتقادي خود دفاع نموده و در جلسه مورخه 9/12/1385 دادگاه، با شجاعت از راه و عقيده خود دفاع نمود ، اما قبل از صدور حكم در حادثه رانندگي مشكوك به همراه يكي از دراويش به نام آقاي محسن سلطاني به شهادت رسيدند ، ضمناً يكي از همراهان ديگرشان به نام آقاي اصغر تقي زاده كه به شدت صدمه ديده در اي سي يو بستري مي باشد .


+ نوشته شده توسط در شنبه نوزدهم اسفند 1385 و ساعت 0:59 |
تبلیغ برای ولایت آری! مرید پروری نه !

خبرگزاری کتیب- ۱۶ اسفند ۱۳۸۵- به گزارش ايسنا، آيت‌الله محي‌الدين حائري شيرازي امام جمعه شیراز و نماینده "ولی فقیه" صبح امروز ‌در گردهمايي مسوولان ادارات و نمايندگي‌هاي سازمان تبليغات اسلامي فارس شرکت کرد. وی به عنوان "نماینده ولی فقیه" گفت :

مردم‌داري جزو مهمترين اصول كار تبليغ است اما مردم‌داري به معناي تملق و چاپلوسي نيست.آگاهي مبلغين از مسايل روز و آشنايي با گروه‌ها و فرقه‌هاي انحرافي مهم است. اگرچه كار تخصصي در همه ‌امور مشكل و در عين حال ضروري است ولي اگر انسان در هر كاري حداقل آشنايي را داشته باشد مي‌تواند حق را از باطل تشخيص دهد. چنانچه مبلغان باید برای مقام معظم رهبری و  پیروی از ولایت فقیه تبلیغ کنند و مردم را آشنا نمایند اما اساس كار تبليغ اين است كه ‌بر مبناي مريد و مرادي نباشد. اسلام، مريدپروري را نهي كرده و به عنوان يك كار خطرناك نام برده و مريد پروران را بسيار سرزنش كرده است.مريدپروري در فرقه‌هاي بهائيت و صوفيه و ديگر فرقه‌ها يك اصل اجتناب‌ناپذير است در حالي كه اسلام آن را نهي كرده‌ و خطرناك شمرده‌ است.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 17:14 |
نشست علمي بررسي عقايد و ديدگاه هاي صوفيه برگزار شد

رسا، سرويس فرهنگي ـ نشست علمي بررسي عقايد و ديدگاه هاي صوفيه، عصر يکشنبه سيزدهم اسفند ماه در قم برگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا، نشست علمي بررسي عقايد و ديدگاه هاي صوفيه به ابتکار گروه اخلاق پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي، عصر يکشنبه، سيزدهم اسفند ماه در سالن کنفرانس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي دفتر تبليغات اسلامي،  با حضور انديشمندان حوزه علميه قم برگزار شد.
در اين نشست حجت الاسلام کاشفي از محققان وپژوهشگران حوزه علميه قم به سير تاريخي تشکيل صوفيه پرداخت و ابراز داشت: در آثار به جا مانده از گذشته صوفيه شاهد تناقضات بسياري هستيم، زيرا آنان مدعي شده اند كه پدر و مادر حسن بصري مسلمان نبوده اند و طي چند مقام بالاتر ازصحابه پيدا مي کند و حتي حضرت علي (ع) نيز به او اختيارات فراواني را اعطا کرد.
وي در ادامه افزود: يکي از انحرافات اساسي صوفيه در مبحث اعتقادي بحث توحيد به خصوص از قرن هفتم هجري به بعد است.
اين محقق، انحراف در عقايد مرتبط با مباحث ولايت را يکي ديگر از انحرافات صوفيه عنوان کرد و اظهار داشت: در صوفيه شاهديم که از ولايت در خصوص هدايت جامعه و رهبري به معناي محبت ياد مي شود و ولايت را تنها مختص ذات الاهي مي دانند.
وي ادامه داد: در تمامي رفتارها و احکام اسلام شاهد معنويت هستيم و هيچ عملي در اسلام جدا از معنويت نيست، در حالي که در صوفيه شاهد سه بحث شريعيت، حقيقيت و طريقيت مي باشيم

+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 و ساعت 17:5 |

+ نوشته شده توسط در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و ساعت 21:58 |
استاندار، فرماندار و فرمانده نيروي انتظامي استان قم از شكايت دراويش گنابادي قم تبرئه شدند

تهران- خبرگزاري كار ايران

استاندار، فرماندار و فرمانده نيروي انتظامي استان قم از شكايت جمعي از دراويش گنابادي قم تبرئه شدند.


مصطفي دانشجو، وكيل مدافع دراويش گنابادي قم در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب، گفت: به دنبال شكايت جمعي از موكلانم در مورد برخورد با دراويش گنابادي در ماجراي تخريب حسينيه شريعت قم، پرونده‌‏اي براي اعضاي شوراي تأمين استان قم در شعبه هفتم دادسراي ويژه كاركنان دولت تشكيل شد كه بازپرس پس از اخذ استعلامات لازم و انجام تحقيقات مقدماتي، استاندار، فرماندار و فرمانده نيروي انتظامي را تبرئه و براي آنها قرار منع تعقيب صادر كرد.
وي افزود: بازپرس شعبه مزبور همچنين پرونده مديركل اطلاعات، دادستان، معاون امنيتي دادستان و فرمانده نيروي مقاومت بسيج استان قم را نيز به دليل روحاني بودن اين افراد، به دادسراي ويژه روحانيت ارجاع كرد.
دانشجو تصريح كرد: بازپرس همچنين پرونده رييس كلانتري 11 شهداي قم و فردي به نام «ش» را كه در قرار بازپرس از آنها به عنوان مرتكبين وقوع حادثه حسينيه شريعت قم ياد شده بود، به دادسراي عمومي و انقلاب قم ارجاع كرد.
وكيل مدافع دراويش گنابادي قم با بيان اينكه وكلاي پرونده نسبت به قرار بازپرس پرونده اعتراض كرده‌‏اند، گفت: اين پرونده با اعتراض ما جهت رسيدگي به دادگاه عمومي جزايي تهران ارجاع شد.
پيش از اين پروانه وكالت مصطفي دانشجو، برابر گزارش معاون سياسي امنيتي دادستان قم، از سوي مركز امور مشاوران قوه قضاييه به حالت تعليق درآمده بود.

+ نوشته شده توسط در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و ساعت 21:13 |

آيت‌الله مكارم شيرازي در ادامه بيان كرد: مسأله بي حجابي، فرار دختران و زنان، رسانه‌هايي مانند سايت‌هاي اينترنتي و ماهواره‌ها از جمله مشكلاتي است كه بايد با استفاده از ابزارهاي اسلامي قوي‌اي كه در اختيار است با آنها مبارزه ريشه‌اي كرد.

رسا سرويس سياسي ـ حضرت آيت‌الله مكارم شيرازي صبح امروز در ديدار با شهردار تهران، يكي از مهمترين مسائل جامعه را در حال حاضر مشكل فرهنگي دانست.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا، حضرت آيت‌الله ناصر مكارم شيرازي صبح امروز، دوازدهم اسفندماه در ديدار با شهردار تهران گفت: يكي از مسائل مهم جامعه در حال حاضر مشكلات فرهنگي است.

وي در ادامه افزود: مشكل فرهنگي، يك مساله ساده‌ نيست كه بتوان به راحتي از كنار آن گذشت.
اين استاد خارج فقه حوزه علميه تصريح كرد: دشمنان خارجي بر اين باورند كه ايراني‌ها هر چه بيشتر از دين فاصله بگيرند، در برابر اراده آنها راحت‌تر تسليم مي‌شوند و تهاجم فرهنگي آنان به اين دليل است.

وي اظهار داشت: هدف عناصر مخالف نظام در داخل كشور براي ايجاد فضاي نامناسب فرهنگي و جذب آراي بيشتر در انتخابات است، چرا كه گمان مي‌كنند دور كردن مردم از دين سبب پيروزي آنان در انتخابات خواهد بود.

 آيت‌الله مكارم شيرازي در ادامه بيان كرد: مسأله بي حجابي، فرار دختران و زنان، رسانه‌هايي مانند سايت‌هاي اينترنتي و ماهواره‌ها از جمله مشكلاتي است كه بايد با استفاده از ابزارهاي اسلامي قوي‌اي كه در اختيار است با آنها مبارزه ريشه‌اي كرد.

+ نوشته شده توسط در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و ساعت 21:12 |
 صافی گلپایگانی گفت :

جوانان بجای رفتن به دنبال عرفان و تصوف کتاب دعابخوانند!!

 مديرعامل و تني چند از خبرنگاران خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با  صافي گلپايگاني دیدار کردند. بنا به گزارش ایسنا مورخه ۹/۱۲/۱۳۸۵ آیت الله العظما صافی گلپایگانی گفت:

امروزه بسياري از مردم دنيا گرفتار خلاء معنويت هستند و در عين حال چون فطرت آنان ناخودآگاه متوجه معنويت است و از طرفي نيز چون به معارف اسلام ناب آگاهي ندارند، به عرفان‌هاي كاذب كه ظواهري شبيه تصوف، بوديسم و هندوئيسم دارد، روي مي‌آورند. اين‌گونه عرفان‌هاي كاذب، ريشه‌اي در حقيقت ندارند و موجب گمراهي انسان مي‌شوند؛ اگر چه ممكن است در برخي امور و ظواهر شبيه اسلام باشند. اثر چنين عرفان‌هاي كاذب آن است كه انسان را گرفتار و منزوي كرده و از عمل و ترقي باز مي‌دارد و اراده به جلو رفتن را از انسان مي‌زدايد.

اگر فرهنگ قرآني و سنت به خوبي به جوانان و مردم عرضه شود، گرايش به آن پيدا خواهند كرد ولي مشكل آن است كه گاهي تبليغ سوء مي‌شود و مردم را به دين، بدبين مي‌كند.  ما دعاهايي همچون صحيفه‌ي سجاديه داريم كه معنويت در آن موج مي‌زند و موجب آرامش‌بخشي انسان و رهايي او از غصه‌هاست

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه دهم اسفند 1385 و ساعت 2:57 |
دادگاه يكي از دراويش گنابادي يزد فردا برگزار مي‌‏شود

تهران- خبرگزاري كار ايران

جلسه رسيدگي به اتهامات محمدرضا وطني از دراويش گنابادي استان يزد، صبح فردا در شعبه اول دادگاه انقلاب يزد برگزار مي‌‏شود
.


به گزارش خبرنگار "ايلنا"، بر اساس احضاريه‌‏اي كه به دست اين درويش گنابادي يزد رسيده است، وي بايد صبح فردا در شعبه مزبور و به دفاع از اتهامات انتسابي خود داير بر تبليغ عليه نظام بپردازد.
وطني پيش از اين بازداشت و با قرار آزاد شد و پرونده وي با صدور قرار مجرميت و كيفرخواست به دادگاه انقلاب استان يزد ارجاع شد.
همچنين پرونده احمد شريعت، متولي و واقف حسينيه شريعت قم جهت رسيدگي به شعبه ششم دادگاه تجديدنظر استان قم ارجاع شد.
شريعت پيش از اين از سوي شعبه 101 دادگاه عمومي جزايي قم به اتهام «تصرف عدواني حسينيه شريعت» و «معاونت اخلال در نظم عمومي» و «تمرد از دستور مأموران» به تحمل يك سال حبس تعزيري، شش ميليون جزاي نقدي كه سه ميليون ريال آن بدل از شلاق است و نيز 10 سال تبعيد از قم محكوم شده بود.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 17:21 |

استاندار، فرماندار و فرمانده نيروي انتظامي استان قم از شكايت دراويش گنابادي قم تبرئه شدند

تهران- خبرگزاري كار ايران

استاندار، فرماندار و فرمانده نيروي انتظامي استان قم از شكايت جمعي از دراويش گنابادي قم تبرئه شدند.
مصطفي دانشجو، وكيل مدافع دراويش گنابادي قم در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب، گفت: به دنبال شكايت جمعي از موكلانم در مورد برخورد با دراويش گنابادي در ماجراي تخريب حسينيه شريعت قم، پرونده‌‏اي براي اعضاي شوراي تأمين استان قم در شعبه هفتم دادسراي ويژه كاركنان دولت تشكيل شد كه بازپرس پس از اخذ استعلامات لازم و انجام تحقيقات مقدماتي، استاندار، فرماندار و فرمانده نيروي انتظامي را تبرئه و براي آنها قرار منع تعقيب صادر كرد.
وي افزود: بازپرس شعبه مزبور همچنين پرونده مديركل اطلاعات، دادستان، معاون امنيتي دادستان و فرمانده نيروي مقاومت بسيج استان قم را نيز به دليل روحاني بودن اين افراد، به دادسراي ويژه روحانيت ارجاع كرد.
دانشجو تصريح كرد: بازپرس همچنين پرونده رييس كلانتري 11 شهداي قم و فردي به نام «ش» را كه در قرار بازپرس از آنها به عنوان مرتكبين وقوع حادثه حسينيه شريعت قم ياد شده بود، به دادسراي عمومي و انقلاب قم ارجاع كرد.
وكيل مدافع دراويش گنابادي قم با بيان اينكه وكلاي پرونده نسبت به قرار بازپرس پرونده اعتراض كرده‌‏اند، گفت: اين پرونده با اعتراض ما جهت رسيدگي به دادگاه عمومي جزايي تهران ارجاع شد.
پيش از اين پروانه وكالت مصطفي دانشجو، برابر گزارش معاون سياسي امنيتي دادستان قم، از سوي مركز امور مشاوران قوه قضاييه به حالت تعليق درآمده بود.
+ نوشته شده توسط در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 4:42 |
 

هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه

رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، تاكيد كرد: مهمترين كار امروز براي امت اسلامي وحدت و اتحاد و همكاري براي شكستن طلسم خطرناك سلطه‌ي كفار بر دنياي اسلام است.بنا به گزارش ایسنا- خبرگزاری دانشجویان ایران- به تاریخ ۴/۱۲/۱۳۸۵ هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه امروز در دانشگاه تهران گفت "امروز زمان آن است که تندروها دهان خودرا ببندند". مطالب زیر  بخشی از سخنرانی هاشمی رفسنجانی در مورد تفاوت نظریات در میان مذاهب اسلامی و حتی فرقه های شیعه است که بنا به گفته او طبیعی است و نباید موجب اختلاف و برخورد شود.

آثار شوم تفرقه

" امروز در عراق آثار شومي از تفرقه‌ي شيعه و سني مشاهده مي‌شود كه بسيار بد است. عامل اصلي اين تفرقه‌ها شايد خود اشغالگرها باشند و شايد هم افراد افراطي كه بيشتر در اين گروه‌هاي تكفيري هستند و آن جنايت‌ها را انجام مي‌دهند، اما به هر حال تندروهاي دو طرف هم به جان هم افتادند كه البته شيعيان هم به خاطر مقابله به مثل اين اقدامات را انجام مي‌دهند اما تكفيري‌ها و بعثي‌ها به خاطر مسائل ديگري.  صحنه‌هاي بدي كه در عراق ديده مي‌شود دل هيچ‌كس را شاد نمي‌كند. اين صحنه‌ها حقيقتا هم تنفرآميز است و به حيثيت اسلام ضربه مي‌زند، اما امروز آمريكايي‌ها از اين صحنه‌اي كه خود در آن مسوول هستند بهانه‌اي به وجود آورده‌اند و قصد دارند با تحريكاتي بين شيعه و سني تفرقه ايجاد كنند كه اوج اين قضيه را در كنگره‌ي دوحه مشاهده كرديم.

قبل از همه رهبر معظم انقلاب اسلامي در يك سخنراني اين اختلاف شيعه و سني را به شدت محكوم و شيعه و سني را به اتحاد دعوت كردند و اين همان كاريست كه ما از ابتداي انقلاب به دستور امام خميني(ره) به عنوان هفته‌ي وحدت به آن عمل مي‌كنيم.  جمعي از دلسوزان اتحاديه‌ي علماي جهان اسلام با مجمع‌ تقريب در ايران تماس گرفتند و به ايران آمدند و مذاكراتي انجام شد كه علماي دلسوز جلوي اين فتنه را بگيرند. در نتيجه قرار شد كه محاوره‌اي بين من و آقاي قرضاوي كه از بزرگان اهل سنت هستند صورت گيرد. گزارش‌هايي كه بعد از اين محاوره به من رسيده نشان از آن دارد كه آن‌هايي كه پيش از اين نگران بودند امروز ابراز خوشحالي مي‌كنند و مي‌گويند اين قضيه آبي بوده است كه بر روي آتش ريخته شده اما نياز است كه اين اقدامات ادامه يابد.

تندروها زبانشان را كنترل كنند

" همه‌ي علماي شيعه و سني و همه‌ي فرق، بزرگان، اهل قلم و رسانه‌ها به عظمت و اهميت عواقب منفي موضوع تفرقه‌ي شيعه و سني توجه كنند؛ چراكه اگر دشمن موفق شود كه اين تخم تفرقه را در شرايط فعلي بين فرق اسلامي و اديان ديگر بكارد با خيال راحت بر ما مسلط خواهد شد؛ لذا ما بايد وحدت‌مان را حفظ كنيم.  برخي افراد تندرو بايد اين روزها زبان‌شان را كنترل كنند. اين روزها بعضي حرف‌هاي ساده هم ممكن است خطر بزرگ براي اسلام پيش بياورد؛ لذا بايد مواظبت كنند كه دشمن را خوشحال نكنند و چيزي نگويند كه دشمنان مي‌خواهند از زبان ما بشنود و به نفع‌شان باشد.  البته اختلاف‌نظر بين همه‌ي فرق طبيعتا وجود دارد. در خود شيعه اختلاف‌نظرها وجود دارد اما اين اختلافات همه قابل قبول است و مي‌تواند باعث رشد و تكامل فكري شود. اختلاف يك نظريه‌اي است كه ابراز مي‌شود و اگر هم اشتباه باشد با بحث حل شدني است، اما نبايد اين‌ها وسيله‌ي تفرقه قرار گرفته شود.  مهمترين كار امروز براي امت اسلامي وحدت و اتحاد و همكاري براي شكستن طلسم خطرناك سلطه‌ي كفار بر دنياي اسلام است.

(اقتباس از وبلاگ کتيب)

+ نوشته شده توسط در شنبه پنجم اسفند 1385 و ساعت 14:52 |

 

حداد از تصوف و سنت صوفیان تجلیل کرد(کليک کنيد)

موضعگیری حیرت انگیز حداد عادل برعلیه مراجع مخالف تصوف قم

(اقتباس از وبلاگ کتيب)

+ نوشته شده توسط در سه شنبه یکم اسفند 1385 و ساعت 4:27 |


Powered By
BLOGFA.COM