تبليغاتX
اخبار صوفیه
اختلاف علما در مورد دشمني مولوي با اهل بيت


 

۲۷ مرداد ماه ۱۳۸۶    ساعت : ۴۸ , ۲۱
خبرگزاري انتخاب :
به گزارش خبرنگار سرويس دين و انديشه خبرگزاري «انتخاب»مرجع عاليقدر آيتالله نوری همدانی هفته گذشته در ديدار با مسوولان كانونهای قرآنی دزفول، مولوی و عرفايی چون بايزيد بسطامی، شيخ عطار و جنيد بغدادی را دشمن اهل بيت(ع) معرفی كرده بود.

آيتالله عباس كعبی ـ عضو مجلس خبرگان رهبری و عضو حقوقدانان شورای نگهبان در واكنش به اين اظهارات در گفتگو با ايكنا ـ دربارهی تأثيرپذيری مولانا از دين اسلام و اهل بيت(ع)  گفت: تعاليم عالی اسلامی كه در اشعار مولوی وجود دارد آكنده از معارف الهی و سيرهی اهل بيت(ع) است و ابياتی هم كه در ابهام سروده شده قابل تأويل هستند.

وی افزود: در بسياری از اشعار مثنوی آميزهای از هستیشناسی و معرفتشناسی وجود دارد كه باعث آشتی عقل و دل و فلسفه و عرفان میشود.اين عضو حقوقدانان شورای نگهبان از مثنوی معنوی به عنوان جايگاه محبت اهل بيت(ع) نام برد و اضافه كرد: مثنوی كتاب تهذيب نفس است و تنها راه تهذيب نفس توسل به اهل بيت(ع) و صحبت از محبت آنها است.

مثنوی كتاب تهذيب نفس است و تنها راه تهذيب نفس توسل به اهل بيت (ع) و صحبت از محبت آنها استآيتالله كعبی افزود: نقطهی تلاقی عقل و قلب، اهل بيت(ع) هستند و تنها راه عبور از چهار راه سعادت توسل به اهل بيت(ع) است.وی درپايان با ارج نهادن به شخصيتهای ادبی و عرفانی تأكيد كرد: بايد با شخصيتهای بزرگ و عرفانی به شكل مثبت و با شناخت كامل برخورد كرد و هرگونه نقطهی منفی نسبت به آنان را بايد با ديدگاهی تخصصی نگريست

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 و ساعت 13:55 |
اختلاف علما در مورد دشمني مولوي با اهل بيت


 

۲۷ مرداد ماه ۱۳۸۶    ساعت : ۴۸ , ۲۱
خبرگزاري انتخاب :
به گزارش خبرنگار سرويس دين و انديشه خبرگزاري «انتخاب»مرجع عاليقدر آيتالله نوری همدانی هفته گذشته در ديدار با مسوولان كانونهای قرآنی دزفول، مولوی و عرفايی چون بايزيد بسطامی، شيخ عطار و جنيد بغدادی را دشمن اهل بيت(ع) معرفی كرده بود.

آيتالله عباس كعبی ـ عضو مجلس خبرگان رهبری و عضو حقوقدانان شورای نگهبان در واكنش به اين اظهارات در گفتگو با ايكنا ـ دربارهی تأثيرپذيری مولانا از دين اسلام و اهل بيت(ع)  گفت: تعاليم عالی اسلامی كه در اشعار مولوی وجود دارد آكنده از معارف الهی و سيرهی اهل بيت(ع) است و ابياتی هم كه در ابهام سروده شده قابل تأويل هستند.

وی افزود: در بسياری از اشعار مثنوی آميزهای از هستیشناسی و معرفتشناسی وجود دارد كه باعث آشتی عقل و دل و فلسفه و عرفان میشود.اين عضو حقوقدانان شورای نگهبان از مثنوی معنوی به عنوان جايگاه محبت اهل بيت(ع) نام برد و اضافه كرد: مثنوی كتاب تهذيب نفس است و تنها راه تهذيب نفس توسل به اهل بيت(ع) و صحبت از محبت آنها است.

مثنوی كتاب تهذيب نفس است و تنها راه تهذيب نفس توسل به اهل بيت (ع) و صحبت از محبت آنها استآيتالله كعبی افزود: نقطهی تلاقی عقل و قلب، اهل بيت(ع) هستند و تنها راه عبور از چهار راه سعادت توسل به اهل بيت(ع) است.وی درپايان با ارج نهادن به شخصيتهای ادبی و عرفانی تأكيد كرد: بايد با شخصيتهای بزرگ و عرفانی به شكل مثبت و با شناخت كامل برخورد كرد و هرگونه نقطهی منفی نسبت به آنان را بايد با ديدگاهی تخصصی نگريست

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 و ساعت 13:49 |
خودكرده را تدبير نيست

علماي وهابي عربستان در فتوايي مجوز تخريب و انفجار حرم امام حسين(ع) را در كربلا صادر كرده‌اند. بسياري معتقدند كه جنگ داخلی در عراق بطور مشخص پس از انفجار حرم امام حسن عسگري(ع) در سامرا وارد مرحله جدي خود شده و روشن است كه اگر خداي نكرده اين اقدام را در حرم امام‌حسين(ع) و كربلا نيز شاهد باشيم، شعله‌هاي جنگ فرقه‌اي نه تنها در عراق به اوج مي‌رسد كه ممكن است مناطق ديگر هم در آتش اين شعله سوخته شوند.
پرسش اين است كه چرا چنين فتوايي صادر شده است؟ در واقع اين فتوا چيز جديدي نيست. نگاه وهابيون نسبت به شيعه و نيز زيارت‌گاه‌ها و... تغييري نكرده است. اما چرا تكرار يك نظر قديمي و سنتي در اين مقطع حساسيت‌برانگيز می شود؟ واقعيت اين است كه نگرش وهابيون در ميان اهل سنت در اقليت است. و بسياري از اهل سنت بويژه در مناطقي چون عراق، علايق ريشه‌داري به ائمه و حتي حضرت ابوالفضل دارند و بارها گفته شده كه عهد و پيمان خود را در حرم حضرت عباس محكم مي‌كنند و اغلب اهل سنت هم چنين مي‌كنند. بنابراين بطور معمول اهل سنت حاضر به همراهي با وهابيون عليه شيعيان نمي‌شوند. به همين دليل فتواي وهابيون عليه شيعيان و زيارت‌گاه‌هاي شيعه در گذشته اهميت عملي پيدا نمي‌كرده است. اما از وقتي كه حكومت ايران به نام تشيع حکم راند، قضيه فرق كرد، ولي مشكل اصلي از حدود ده سال قبل پيش آمد و تشديد شد.از هنگامی كه سياست‌هاي داخلي در ايران زمينه‌ساز نواختن جدايي و تبعيض شديد ميان شيعه و سني و عليه اهل سنت شد. گوشه‌اي از نمونه‌هاي آن را مي‌توان ذكر كرد:
ـ عدم موافقت با تأسيس مسجد براي اهل سنت در تهران كه با هيچ منطقي جور در نمي‌آيد. وقتي كه در تهران مسيحيان، زرتشتي‌ها و يهوديان عبادت‌گاه‌هاي خود را دارند، چرا و با كدام دليل مي‌توان مانع ساختن مسجدي شد كه اهل سنت از آن استفاده كنند؟ كار به جايي رسيد كه براي شركت در نماز جمعه به سفارت‌خانه خارجي مي‌رفتند!
ـ بجز ابتداي انقلاب، تاكنون هيچ مقام سياسي در قوه مجريه از اهل سنت حضور نداشته است (در سطح استاندار و بالاتر) و حتي وقتي كه مجلس ششم جهت اصلاح اين رويه ناخوشايند و غيرعادلانه يكي از نمايندگان اهل سنت را مي‌خواست به عضويت هيئت رئيسه مجلس درآورد، فرياد وااسلامای آقايان بلند شد!!
ـ كشتن خليفه دوم به دست يك غيرمسلمان كه به لحاظ معيارهاي ديني امري كاملاً مردود و محكوم بود و برنامه‌هايي كه در سال روز این واقعه نزد برخي آقايان اجرا مي‌شد، براي بدبين كردن اهل سنت به شيعيان كم بود كه مرمت كردن قبر موهوم و تقلبي چنين عنصري در كاشان و تبديل آن به بارگاه و زيارت‌گاه را هم اضافه كردند كه اين كار‌هاي حرام چيزي جز دشمني با اعتقادات اهل سنت نبود و نيست. قبري كه قبل از انقلاب مخروبه بود و افراد لايعقل در آنجا بیتوته مي‌كردند و نمادي از لاابالي‌گري بود، در حال تبديل شدن به قبر و بارگاهي بود كه اخیرا صرفاً به دليل حساسيت‌هاي اهل سنت دستور بستن آنجا داده شد. اينها يك طرف، همراهي با نيروهاي آمريكايي در عراق عليه صدامیانو نیز طالبان در افغانستان در طرف ديگر. اگر این موضع و همراهي از منظر منافع ملي و ضديت با صدام بود، مشكل حادي ايجاد نمي‌شد، اما هنگامي‌كه ايران از موضع شيعي به چنين سياستي مي‌رسد، طبيعي است كه زمينه گرايش‌هاي ضدشيعي را فراهم مي‌كند. به ميزاني كه شيعيان با حمايت مشترك ايران و آمريكا در عراق قدرتمند شوند، نيروهاي بعثي و غيربعثي اهل سنت بطور عادي در پشت تسنن(از نوع وهابی آن) در برابر تشيع سنگر مي‌گيرند و در ميان مذاهب مختلف اهل سنت، وهابيت بيشترين ضديت را با تشيع دارد و مي‌تواند چنين تقابلي را راهبري كند، و اتفاقاً فرصت مناسبي هم براي وهابيون است كه نفوذ خود ا در جهان اسلام و ميان ديگر مذاهب اهل سنت تقويت كنند.
تمام آنچه كه گفته شد به معناي آن نيست كه برای اصلاح امور لازم باشد که شيعيان از عقايد اصولي خود دست بردارند، مسأله اصلي اين است كه وقتي به نام تشيع حكومت مي‌شود، ديگر نمي‌توان موارد اعتقادي را در عمل به تبعيض حقوقي و سياسي ميان شهروندان تبديل كرد. ما در منطقه‌اي هستيم كه كشورهايي با اكثريت اهل سنت در آن حضور دارند و در عين حال بسياري از مسئولين بالاي آنها شيعه بوده‌اند و هستند (پاكستان و عمان) و در مواردي هم كه شيعيان براي ارتقاي سياسي با محدوديت مواجه هستند (عربستان، كويت و...) به اين رفتار معترضيم. اگر بخواهيم كه اين اعتراضمان واقعي و منطقي باشد، بايد رفتار حكومت با شهروندانش فارغ از اين تبعيض‌هاي ديني باشد.
علي‌رغم اينكه فتواي مذكور به دليل سياست‌هاي غلط ايران در برخورد با اهل سنت به معناي عام و نيز شهروندان سني‌مذهب ايران، موجب شده كه زمينه استقبال از آن در ميان مخالفان شيعه فراهم شود، و هر انساني كه نگران جنگ‌هاي مذهبي است (كه از بدترين جنگ‌هاست) بايد در خنثي كردن اين جنگ كوشش كند، اما ممكن است كه اين فتوا فرصتي تاريخي براي رهبران مذهبي و سياسي ايران باشد تا بدانند كه ما در ساحل قرار نداريم و ديگران در كشتي و اگر كشتي سوراخ شود، آنان غرق مي‌شوند و آسیبی به ما نمی رسد، بلكه همه ما در جهان فعلي در كشتي مشتركي زندگي مي‌كنيم. اينطور نيست كه ما در مركز عالم و آدم باشيم و همه دنيا مجبور باشند كه خود را با شاقول ما تنظيم كنند. اينطور نيست كه ما در ايران ديگران را مجبور به داشتن حجاب كنيم، اما ديگران حق نداشته باشند از شهروندان خود بخواهند كه حجاب را بردارند!! ما نمي‌توانيم مقدسات ديگران را مسخره كنيم و براي قاتلين آنها بارگاه بسازيم، ولي ديگران نتوانند تخريب بارگاه‌هاي شيعه را مجاز كنند.
اقدامات ايران جز به تقويت افراطي‌ترين مذهب اهل تسنن يعني وهابيون، كمكي نكرده است و براي جلوگيري از اين روند، نيازمند تغييرات بنيادي در رفتار نسبت به برادران اهل سنت خويش در ايران و جهان هستيم.البته این تغییر باید شامل عرصه های دیگر هم شود و برابری شهروندی جایگزین نابرابری های ناشی از ویژگی های نژادی، زبانی، قومی،مذهبی و غیره شود
.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 22:36 |
جزئيات ماموريت خاتمي ازسوي مراجع

حجت‌الاسلام‌والمسلمين موسوي‌لاري كه چندي پيش به همراه آيت‌الله توسلي‌وآيت‌الله امام جماراني براي ديدار با برخي مراجع معظم تقليد به قم رفته بود درباره اين ديدارها و ماموريت سيد محمد خاتمي از سوي مراجع معظم تقليد توضيح داد.

عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز در گفت‌وگو با ايسنا بيان داشت: « يكي از مسائل مهمي كه ذهن بسياري از متدينان، مومنان، علما، روحانيون و مراجع عاليقدر را به خود مشغول كرده حوادثي است كه درعراق كشور همسايه‌ ما رخ مي‌دهد همچون كشتارهايي كه هر روز از طريق رسانه‌ها خبر آن را مي‌شنويم، هم‌چنين تخريب‌هايي كه صورت مي‌گيرد و به‌ويژه مسائلي كه مربوط به هتك حرمت عتبات عاليات و تخريب اماكن مقدس مذهبي در اين كشور است كه تلخ‌ترين و ناگوارترين آن‌ها حادثه تخريب حرمين عسگريين در سامرا بود كه توسط عناصر معلوم‌الحال، حرم مطهر آن دو امام بزرگوار تخريب شد.»

وي با بيان اين‌كه بي‌ترديد اهانت به اعتاب مقدسه و تخريب حرم اولياي خدا، فرزندان و يادگاران رسول خدا موجب تألم همه‌ي مسلمانان اعم از شيعه و سني بوده و هست، ادامه داد:« معتقديم در اين رابطه همه‌ي آن‌هايي كه به كلام خدا و نبوت رسول معتقدند و شهادتين بر زبان مي‌رانند،‌ از اهانت به اهل بيت پيامبر قطعا ناراضي هستند و قطعا تخريب حرم و توهين به آن بزرگواران را برنمي‌تابند و اين امر مختص شيعه نيست؛ بلكه اهل سنت هم به دليل اعتقاد به مباني دين و احترام به خاندان رسالت، حتما از اين حادثه ناراحت‌ هستند.»

موسوي لاري افزود:« در اين ميان مراجع بزرگ تقليد به دليل جايگاه خاص، موقعيت معنوي و شيفتگي به خاندان پيامبر(ص) عموما از اين وضعيت ناراحت بوده و هستند و بي‌ترديد چاره‌انديشي براي جلوگيري از اين گونه مسائل و جبران آن چه تاكنون اتفاق افتاده است، خواست همه‌ آن‌هاست و بي‌ترديد مرجعيت ديني و حوزه‌هاي علميه نسبت به اين مساله حساسند.»

وي در همين راستا افزود:« در يكي از ديدارهايي كه يكي از مراجع بزرگ تقليد با آقاي سيد محمد خاتمي داشتند، اين مساله مطرح شد و اين‌كه بايد چاره‌اي انديشيد و راهي پيدا كرد كه جلوي اين فجايع بزرگ كه در حال استمرار است، گرفته شود. به خاتمي گفته شد كه جايگاه و موقعيت‌تان در سطح بين‌المللي، علاقه‌ي فردي و انتساب به خاندان پيامبر، موقعيت روحاني و سيدبودنتان اقتضا مي‌كند كه در اين زمينه قدم‌هاي بلندي برداريد. بالطبع خاتمي هم كه مانند همه مسلمانان و همه روحانيون و كساني كه عاشق اهل بيت و متألم از اين شرايط هستند، با انتقال اين مساله به فكر فرو رفتند كه موضوع را دنبال كنند شايد بتوانند راهي پيدا كنند كه درجهت كاهش اين‌گونه فجايا و جلوگيري از تكرار آن‌ها قدمي برداشته شود.»

عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز ادامه داد:« موضوع در جلسه‌اي با برخي دوستان مطرح شد. پيشنهاد خاتمي اين بود كه آيت‌الله توسلي، امام جماراني و من مسافرتي به قم و ديداري با علما و مراجع تقليد داشته باشيم تا ابعاد قضيه بررسي و نظر مراجع عظام اخذ شود و پس از كسب نظر مراجع بزرگوار تقليد، اقداماتي كه در توان است، صورت بگيرد.‌ دو هفته پيش به اتفاق آيت‌الله توسلي و امام جماراني مسافرتي به قم داشتيم و خدمت آيت‌الله العظمي وحيد خراساني رسيديم. ايشان نسبت به اين مساله بسيار حساس و معتقد بودند كه ما بايد از همه‌ي توان و ظرفيت براي جلوگيري از اين فجايا استفاده كنيم و حتي تعابيري داشتند از اين قبيل كه "همه ما در قبال اين مساله مسووليم و بايد پيگير مساله باشيم. درميان همه كساني كه مي‌توانند اين مساله را دنبال كنند خاتمي به دليل موقعيتي كه در سطح بين‌المللي دارد وهم‌چنين به دليل علقه و علاقه شخصي، شخص مناسبي هستند كه از طرف مرجعيت ديني و حوزه‌هاي علميه براي اين مساله تعيين شوند و ايشان هم پيگيري كنند". ايشان هم‌چنين تاكيد داشتند كه اين مساله از جايگاه نهاد ديني و به عنوان خواست علما و مراجع دين توسط خاتمي دنبال شود.»

موسوي لاري گفت:« آيت‌الله خراساني تعابيري هم نسبت به خاتمي داشتند كه خداوند به ايشان موقعيتي داده كه به دليل ارادت به مادرشان فاطمه زهرا(س) و اين‌كه حرف ايشان در دنيا شنيده مي‌شود و خوب است كه با سازمان‌ها و مجامع بين‌المللي تماس بگيرند و اين مساله را به عنوان خواست علما و مراجع منعكس كنند. ايشان اصرار داشتند خواستي كه مطرح مي‌كنم خواست علماي نجف و خواست خودم است و طبعا هريك از علما هم كه با آن‌ها صحبت شود، همه آن‌ها علاقه‌مند هستند كه اين كار انجام شود.»

وي افزود:« در همان سفر خدمت آيت‌الله العظمي موسوي اردبيلي هم رسيديم كه ايشان هم بر اين مساله تاكيد كردند كه بايد اين كار هر چه سريع‌تر دنبال شود و خاتمي بايد به عنوان كسي كه مورد اعتماد مراجع است و جايگاه مناسبي در سطح بين‌المللي دارد اين مساله را دنبال كند. تاكيد ايشان اين بود كه دراين زمينه هرنوع حمايتي كه لازم باشد انجام خواهيم داد. ايشان اظهار داشتند كه خودشان حاضرند كه با ساير علما در اين‌باره صحبت كنند.»

عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز در ادامه با اشاره به ديدار با آيت‌الله العظمي صانعي نيز گفت: « ايشان هم از اين مساله بسيار استقبال كردند و معتقد بودند حوزه‌ي علميه بايد به طور كامل از اين عمل پشتيباني كند. معتقديم كه خاتمي مناسب است به دليل آن‌كه در داخل و خارج از مرزها مقبوليت دارد و شايد با پيگيري ايشان و حمايت مراجع تقليد بشود براي اين معضل چاره‌انديشي كرد. در ديدار با آيت‌الله العظمي صافي گلپايگاني نيز ايشان فرمودند اين مساله حتي اگر احتمال ضعيفي هم نسبت به تاثير آن بدهيم لازم است پي‌گيري شود؛ البته نكاتي را هم تذكر دادند كه خوب است همه‌ي جوانب در نظر گرفته شود و با دولت قانوني عراق هم تبادل نظر و هماهنگي شود و آقاي خاتمي حتما با دولت عراق هم هماهنگي‌هايي داشته باشند كه ما هم تذكرات را به آقاي خاتمي منتقل كرديم.»

وي تصريح كرد:« در ديدار آقاي شهرستاني نماينده‌ي آيت‌الله العظمي سيستاني در قم هم ايشان گفتند همان‌طور كه آيت‌الله وحيد خراساني فرمودند اين خواسته خواسته‌ي آيت‌الله العظمي آقاي سيستاني است وآنچه كه از طرف آيت‌الله العظمي وحيد خراساني گفته شده از طرف آقاي سيستاني هم است و آقاي سيستاني هم بر اين مساله تاكيد دارند. در دفتر آيت‌الله سيستاني وقتي كه با آقاي شهرستاني صحبت مي‌كرديم ايشان اظهار داشتند اگر كه كمي فرصت داريد مي‌توانيد با مهماناني كه از عراق آمده‌اند ديداري داشته باشيد كه امام جمعه كربلا كه توليت حرم مطهر حضرت ابي‌عبدالله و حرم حضرت ابوالفضل(ع) را برعهده دارد با جمعي آمده بودند كه نگراني شديدي از حوادث گذشته و هم‌چنين دغدغه‌هايي نسبت به آينده داشتند و نگران تسري اين حوادث به ساير اماكن مقدسه بودند. آن‌ها شرح مفصلي از اتفاقات عراق را گفتند و هم‌چنين دغدغه‌ها‌شان را نسبت به آينده بيان كردند و در واقع آن‌ها هم مي‌خواستند كه اين مساله را با مسوولان و تاثيرگذاران جمهوري اسلامي مطرح تا آنان به كاهش اين آلام كمك كنند.»

موسوي لاري ادامه داد:«‌ بنابراين در آن روز تا فرصتي كه بود خدمت اين بزرگواران رسيديم بنا بود كه با ساير مراجع هم ديدار كنيم كه برخي از مراجع از جمله آيت‌الله بهجت و آيت‌الله زنجاني در مسافرت مشهد بودند. با آيت‌الله مكارم شيرازي نيز ديداري براي روز بعد داشتيم كه متاسفانه به دليل مشكلي كه براي بعضي از اعضاي ما به وجود آمد اين ديدار به بعد موكول شد. البته آيت‌الله مكارم شيرازي به مشهد مشرف شدند كه اميدواريم شرايطي پيش آيد كه موضوع را خدمت ايشان بيان كنيم. بالطبع همان‌طور كه حضرات آيات عظام آقايان اردبيلي و وحيد خراساني مطرح كردند اصل مساله دغدغه همه علما، مراجع و متدينان است و اين خواسته خواسته همگان است. به تعبير آيت‌الله وحيد، حوزه‌ي علميه‌ي نجف، شخص سيستاني و فياض هم خواسته‌شان همين بود و اميدواريم كه خاتمي بتواند با انتقال اين خواست‌ها و با ماموريتي كه از طرف اين بزرگواران به وي داده شده به عنوان فردي كه آن‌ها احساس مي‌كنند مي‌تواند اين مساله را دنبال كند، قدمي در اين راه بردارد؛ گرچه راه پردردسر و دشواري است و بالطبع رسيدن به نقطه مطلوب به اين سادگي نيست. چرا كه يك طرف ماجرا كساني هستند كه به هيچ اصلي از اصول پايبند نيستند. اين‌كه سازمان‌ها، مجامع بين‌المللي و شخصيت‌هاي ذي‌نفوذ و اثرگذار بتوانند در اين راه همراهي كنند و جلوي تكرار اين حوادث را بگيرند جاي اميدواري هست اما نمي‌توانيم مدعي شويم كه قطعا همه آنچه مي‌خواهيم اتفاق خواهد افتاد.»

عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز با بيان اين كه بعد از انتقال ديدگاه مراجع تقليد به آقاي خاتمي، ايشان براي پيگيري مساله مصمم‌تر شدند، به خبرنگار ايسنا گفت:« قدم‌هاي اوليه‌اي برداشته شده و نامه‌هايي براي دبير كل سازمان ملل متحد، دبيران سازمان كنفرانس اسلامي، اتحاديه عرب و برخي شخصيت‌هاي ذي‌نفوذ بين‌المللي و اسلامي نوشته شده و با آن‌ها تماس‌هايي گرفته شده است. اميدواريم كه اين اعتماد مراجع و اميد آن‌ها به اين پي‌گيري‌ها و معنويت اولياي نعم ما يعني اهل بيت پيامبر(ص) كمك كند كه ان‌شاءالله تلاش‌هاي خاتمي به نتيجه برسد و تاثيرگذار باشد، هم نسبت به آلامي كه مسلمانان در عراق متحمل مي‌شوند و هم نسبت به فجايعي كه به عتبات عاليات وارد شده ان‌شاءالله بتوان قدم‌هاي جدي برداشت.»

وي در پاسخ به اين سوال كه آيا تا به حال به نامه‌ها پاسخي داده شده، اظهارداشت:« فعلا آقاي خاتمي پيگير اين مساله و در تماس با سازمان‌ها و مجامع بين‌المللي است و از همه مهمتر با دولت عراق هم مساله را در ميان گذاشتند تا با همكاري و همفكري نوري المالكي، نخست‌وزير دولت قانوني عراق مساله را پيگيري كنند. نتايج تا اين لحظه دريافت نشده است و به محض دريافت قطعا از طريق دفتر آقاي خاتمي به اطلاع عموم خواهد رسيد.»

لاري در ادامه با اشاره به فتواي علماي وهابيت عربستان در تخريب اماكن مقدسه عراق گفت:« اهل بيت پيامبر(ص) همواره مورد احترام شيعه و سني بوده وهستند و هيچ‌كس در كسوت دفاع از دين پيامبر اهانت به ساحت اهل بيت را روا نمي‌دارد. تخريب اماكن مقدسه قطعا از طريق فتواي رسمي علماي مسلمان صورت نخواهد گرفت و درباره آن چه سايت‌ها درباره برخي افراد كه گفته مي‌شود صاحب فتوا در ميان اهل سنت هستند، نوشته‌اند، معتقدم كه اين فتوا هنوز قطعي نيست و نمي‌شود آنرا باور كرد و ثانيا اگر هم باشد به يك فرقه معدود كوچك كه به نظر ما فرقه فراگيري نيست و اهل سنت به صورت عام قطعا با آن‌ها همراه نخواهند بود، برمي‌گردد؛ اما آن چه اتفاق افتاده تخريب حرمين عسگرين بوده و تهديدي كه نسبت به ساير عتبات مي‌شود از ناحيه كساني است كه ما فكر مي‌كنيم بيشتر عناصر سياسي هستند تا عناصر مذهبي و انگيزه‌هاي مرتجعانه پشت اين مساله است؛ بنابراين نمي‌توان گفت كه علما و مردم عادي اهل سنت اهانت به اهل بيت و تخريب قبور آنان را جايز مي‌دانند.»

+ نوشته شده توسط در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 22:32 |

 

ناگفته‌هايی از روابط آيت‌الله حق‌شناس و امام خمينی

مردان خدا شايد براي جامعه چندان شناخته شده نباشند، اما آثار وجودي آنان گاه تا نسل‌ها و عصرهاي ديگر باقي است و آنان نيز چه بسا از گمنامي خود راضي‌ترند.

آيت‌الله عبدالكريم حق‌شناس، از جمله اين مردان الهي بود كه تهران افتخار حضور افرادي چون او را داشت. هرچند عده‌اي او را با انگ انقلابي نبودن، تخطئه كردند، وي آرام و بي‌هياهو شاگردان و طلابي را از گنجينه معارف الهي بهره‌‌مند كرد كه بعدها در حوزه و دانشگاه و دفاع مقدس درخشيدند و مطابق ايده او، نور اخلاق و معرفت را به عرصه علم و تحصيل كشاندند و بي‌راه نيست اگر گسترش مراسم روحاني اعتكاف در كشور نيز از تلاش تربيت‌شدگان ايشان بدانيم.

آيت‌الله سيدعباس قائم‌مقامي،‌ رئيس مركز اسلامي هامبورگ، كه سال‌ها از نزديك محضر آيت‌الله حق‌شناس را درك كرده، در گفت‌وگويي با بازتاب، ابعاد شخصیت این استاد اخلاق و عرفان را تشریح کرد.

در بخشی از این گفتگو آمده است:

* در حوزه‌هاي علميه، بعضا اين تصور وجود داشت كه معمولا كساني كه اخلاقي و اهل سير و سلوك هستند، از مراتب علمي بي‌بهره‌اند و جمع ميان مراتب عرفاني و مراتب علمي ظاهري، امكان‌پذير نيست اما مكتب اخلاقي مرحوم آقاسيدعلي شوشتري و ملاحسينقلي همداني دقيقا برخلاف اين تصور، معتقد بودند كه اصولا استاد كامل اخلاق و عرفان بايد در علم شريعت صاحب‌نظر و مجتهد باشد و مرحوم آسيدعلي حايري كه استاد حاج‌آقا حق‌شناس بود و خود ظاهرا از شاگردان ملاحسينقلي همداني بوده است، همين اعتقاد را داشت و بزرگاني چون امام خميني(ره)، علامه طباطبايي و آيت‌الله بهجت و آيت‌الله حق‌شناس مربوط به همين مكتب تربيتي و اخلاقي هستند و آيت‌الله حق‌شناس مي‌گفتند بايد درس را جدي و خوب خواند، تا رسيدن به اجتهاد! اما علم بدون اخلاق هيچ ارزشي ندارد.

* ايشان منظومه و عرفان را پيش آقاي شاه‌آبادي در تهران خواند و بعضي مباحث متفرقه عرفاني بدون متن را هم از ايشان استفاده كرد. آقاي شاه‌آبادي از امام نام مي‌برد و از او تعريف مي‌كرد و اتفاقا آشنايي آقاي حق‌شناس با امام خميني هم از همين جا نشأت مي‌گرفت و باعث شد آيت‌الله حق‌شناس علاقمند به امام شود. البته آقاي شاه‌آبادي در اين زمان در مسجد جامع بازار تهران، امام جماعت بودند و امام در سفرهاي خود به تهران آنجا مي‌آمدند تا به آيت‌الله شاه‌آبادي اقتدا كنند.

امام در قم درس منظومه مي‌گفتند و پيش از اين‌كه شاگردي را بپذيرند، او را امتحان مي‌‌كردند. آقاي حق‌شناس هم در قم سراغ امام را مي‌گيرد و پيش ايشان مي‌رود و امام پس از چند پرسش از آيت‌الله حق‌شناس مي‌پرسند درس را نزد چه كسي خوانده‌ايد و ايشان مي‌گويند، آيت‌الله شاه‌آبادي، امام احترام مي‌كنند و مي‌گويند، شاگردان آقاي شاه‌آبادي كه نياز به امتحان ندارند. از آنجا به بعد ارتباط و صميميت خاصي بين اين دو بزرگوار ايجاد شد.

* با وجود آن‌كه عرض كردم ايشان از شخصيت‌زدگي تنفر داشت و اصلا شخصيت‌زده نبود، به آيت‌الله بروجردي بسيار علاقمند بود و به شدت علاقمند امام بود و اين علاقه شديد دوجانبه،‌ اثرات لطيفي هم داشت. حتي در آن زماني كه در قم بودند گاهي امام و آيت‌الله حق‌شناس با هم به تهران مي‌آمدند و آقاي حق‌شناس در يكي از اين سفرها ايشان را با مرحوم شيخ محمدحسين زاهد آشنا كرد.

ايشان اهل مبارزه به آن معنا نبود، اما به لحاظ باور و علاقه‌اي كه به امام داشت، ايشان را به عنوان معيار و ملاك قبول داشت و به همين جهت در حد توان و امكان خود، در امر مبارزه مشاركت نمود.همه چيز ايشان را كامل قبول داشت. اصلا ايشان امام را به دوستان مؤتلفه معرفي كرد، چون آمده بودند و پرسيده بودند كه بعد از آقاي بروجردي از چه كسي تقليد كنيم و ايشان هم امام را معرفي كرده بود. مسجد ايشان هم محل سخنراني مبارزين بود و چهره‌هايي مثل آقاي لاهوتي يا آقاي هاشمي در مسجد امين‌الدوله سخنراني مي‌كردند.

ايشان درباره آمدن به تهران هم بعد از درخواست متدينين و فرمايش آقاي بروجردي، با امام در اين‌باره مشورت كردند و بعد كه امام تشويق كرده بودند،‌گفته بودند، چرا خود شما نمي‌روي، امام پاسخ مي‌دهد كه مردم نگفته‌اند روح‌الله،‌ گفته‌‌اند عبدالكريم كه آنجا ايشان مطمئن شد و به تهران آمد.

* وقتي هم امام براي تعطيلات تابستان به امامزاده قاسم شميران مي‌آمد، آيت‌الله حق‌شناس هم آنجا مي‌رفت و از آن ايام خاطرات زيادي داشتند، مثلا گويا يك بار تعداد زيادي كتاب با خود همراه آورده بود كه امام پرسيد، براي چه آورده‌اي، ايشان پاسخ مي‌دهد براي مطالعه و امام مي‌خندد كه اينجا آمده‌ايم براي تفريح، نه مطالعه و الا از قم به اينجا نمي‌آمديم.

* هدف آقاي حق‌شناس اين بود كه مدل مدنظر خودشان را كه مدرسه علمي ـ اخلاقي بود، در مدرسه سپهسالار قديم پياده كنند. يعني ايشان علاوه بر دروس معمول، هفته‌اي يك بار درس اخلاق عمومي براي همه طلاب برپا مي‌كرد.

حوالي سال 62 بود كه تازه اين مدرسه پذيرش عمومي طلاب را آغاز كرده بود و مدرس‌ها را به راه انداخته بودند. در اين ميان عده‌اي به اين مدرسه چشم دوختند و از آنجا كه مي‌دانستند آيت‌الله حق‌شناس اهل مرافعه در اين موارد نيست، آمدند دنبال گرفتن اين مدرسه و سازمان تبليغات آن دوره كه آيت‌الله جنتي رئيسش بود و آقاي صادقي رشاد مسئول استان تهران، وارد شدند و گفتند: بايد بيايد زير نظر ما، چرا؟ چون طلبه‌هاي انقلابي در اينجا تربيت نمي‌شوند و به درد انقلاب و نظام نمي‌خورند!

در آن دوره خيلي به حاج آقا سخت گذشت كه شرح آن خيلي مفصل است و شايد در وقتي ديگر به اين ماجراي غمبار بپردازم. به غير از اين‌كه برنامه ابتكاري آقاي حق‌شناس خراب شد، ايشان مي‌گفتند اين تغييرات شرعا حرام است، چراكه واقف شرط جامع‌ المعقول و المنقول براي توليت مدرسه گذاشته بود

+ نوشته شده توسط در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 22:22 |
فرشچیان: هنرمندان بايد روح فلسفه مولانا را در نقش ها بيابند

خبرگزاري انتخاب :

محمود فرشچيان گفت: هنرمندان و نويسندگان بايد آنچه را كه درباره مولانا در ذهنشان دارند، پاك كنند تا بتوانند روح فلسفه مولانا را در هنرشان منعكس كنند.


به گزارش روابط عمومي فرهنگستان هنر، محمود فرشچيان در جلسه علمي همايش مولانا و هنر كه در فرهنگستان هنر برگزار شد، ضمن تأكيد بر بازسازي مولانا در ذهن هنرمندان گفت: هنرمندان بايد روح مولانا را در نقشها بيابند، بايد «آن » را در شعرهاي مولانا كشف كنند و اين نياز به كار و مطالعه زياد دارد. اين هنر مال ايرانيان است و بايد روي آن كار كنيم.


در اين جلسه علمي كه با حضور استاد محمود فرشچيان، دكتر حسين الهي قمشه اي، دكتر بهمن نامور مطلق دبير فرهنگستان هنر، دكتر حسن بلخاري، حبيب ا... درخشاني و مسعود ناصري رئيس اداره پژوهشهاي راهبردي برگزار شده بود، دكتر الهي قمشه اي و حسن بلخاري پيرامون وجوه مختلف هنر مولانا سخن گفتند.در ادامه اين جلسه برنامه ريزيهايي در جهت برگزاري همايش  مولانا و هنر صورت گرفت. همايش مولانا و هنر مهر ماه امسال در تهران برگزار مي شود

+ نوشته شده توسط در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 17:3 |
فردا روز بزرگداشت سهروردي است

«حكمت اشراق فلسفه‌اي ديني و عرفاني است»

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - حكمت و فلسفه

هشتم مردادماه در تقويم رسمي كشورمان به‌نام «روز بزرگداشت شيخ شهاب‌الدين سهروردي» (شيح اشراق) نام‌گذاري شده است.

به گزارش بخش حكمت و فلسفه‌ي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، كاظم محمدي وايقاني در كتاب «سهروردي؛ داناي حمت باستان» در بخش «حكمت اشراق؛ فلسفه‌اي كاملا ديني و عرفاني» مي‌نويسد: «شيخ اشراق از همه‌ي امكانات موجود و قابل دسترسي براي بهتر بيان كردن حكمت و فلسفه‌ي خود بهره گرفته است. از همه بيش‌تر، از قرآن كريم و روايات نبوي بهره برده و پايه‌ي اصلي مكتب خود را بر اين دو و بويژه منبع نخست استوار كرده است و همين‌طور از انديشه‌هاي معنوي عارفان و صوفيان بيش‌ترين استفاده‌ها را برده و از فلسفه‌ي محض به مكتبي فراتر و بهتر در حوزه‌ي فلسفي – عرفاني راه برده است. از ديگر مسائل، بهره‌گيري اوست از آثار حكماي مشايي از آغاز تا زمان او، چه در يونان و چه در ايران.

بر اين اساس است كه در آثار او به وفور از افكار و انديشه‌هاي مشاييان استفاده شده است. از انديشه‌هاي ارسطوي يوناني تا انديشه‌هاي فاراربي و ابن سينا. از ديگر مسائل قابل توجه، بهره‌گيري اوست از عناصر مشابه با مفاهيم و واژگان قرآن در توحيد، جهان‌شناسي و فرشته‌شناسي از مكاتب و اديان باستاني ايران. و از اين همه استفاده‌اي بهينه كرده و شالوده‌ي فلسفه‌اي عرفاني را پي ريخته، كه تا به امروز به قوت تمام حضور يافته و همچنان حضور خواهد يافت.

دكتر سيدحسين نصر در مقدمه‌ي تصحيح خود بر مجموعه‌ي آثار فارسي شيخ اشراق در اين‌باره مي‌نويسد: نيز از خصايص مهم حكمت اشراقي ازدواج و آميزش حكمت ايران باستان و عرفان و حكمت اسلامي است.

سهروردي موفق شد در حالي‌كه عارفي كاملا اسلامي و مفسري عميق از حقايق قرآني بود، در آسمان معرفت اسلامي حقايق رمزي و تمثيلي حكمت ايران باستان را مشاهده كند و به آن حيات نوين بخشد. درواقع از طريق تأويل قرآن، سهروردي توانست حكت خسرواني را در افق معنوي اسلام منزلگهي رفيع بخشد و در حيات عقلي و فكري ايرانيان مقامي از براي آن‌چه از ميراث قبل از اسلام ايشان از لحاظ فكري جنبه‌ي مثبت داشت، به‌دست آورد. در نظرگاه سهروردي و حكمت اشراقي او نور محمدي بر حقيقت ملكوتي پيام اديان و حكمت‌هاي پيشينيان از هرمس و فيثاغورث گرفته تا زردشت و حكماي فرس دميده و بار ديگر اين حقايق را در اذهان روشن ساخته است؛ به نحوي كه حقايق مشهود حكمت باستان است؛ در حالي‌كه نوري كه مشاهده‌ي اين حقايق را امكان‌پذير مي‌سازد، همانا نور منبعث از وحي قرآني است. لذا همان حكيمي كه پايه‌گذار حكمت اشراق و احياكننده‌ي فلسفه‌ي باستان است، بيش از تمام فلاسفه‌ي اسلامي قبل از خود به آيات قرآني و احاديث نبوي توجه كرده است؛ چنان كه از قرائت رسائل او در اين مجموعه مشاهده مي‌شود.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 22:22 |
افول كليسا و رشد بي‌سابقه اسلام در آلمان

بازتاب

هرچند نشريات متعصب به دنبال آنند كه با زدن انگ تروريستي به مسلمانان و مساجد، حقيقت برآمدن اسلام در اروپا را براي خود قابل هضم كنند، روش مسالمت‌آميز و دقيق بيشتر مسلمانان چنين اجازه‌اي را به آنان نمي‌دهد.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «كريستين‌ساينس مانيتور»، شهر «راين مانهيم»، مناره‌هاي درخشنده بزرگترين مسجد آلمان كليسايي را كه زماني پرطراوت‌ترين كليساي منطقه بود، زير سايه خود برده و مي‌توان گفت كه اين، نشانه‌اي از اعتماد به نفس تازه مسلمانان با بسته شدن كليساهاست.

چند سال پيش 180 خواهر كاتوليك بارزترين نماد مذهبي شهر بودند و امروزه، تنها هشت نفر از آنان باقي مانده است.

بنا بر اين گزارش، آخر هر هفته، حدود 150 كاتوليك در مراسم كليسا حضور پيدا مي‌كنند و اين در حالي است كه بيش از سه‌ هزار مسلمان به مسجد سلطان سليم مي‌روند. از زمان بازگشايي اين مسجد در سال 1995، مغازه‌هاي مسلمانان و مراكز جوانان به وسيله‌اي براي جذب ديگران به جامعه مسلمانان تبديل شده‌اند.

مانهيم، تنها نمونه اين روند نيست. در اروپا نيز بزرگترين مذهب رو به رشد پس از دهه‌ها در حاشيه بودن، در حال تثبيت حضور خود است كه نه تنها باعث تغيير معماري شهرها شده، كه عاملي براي ايجاد تغييرات اجتماعي نيز هست.

نشريه مسيحي «كريستين ساينس مانيتور» مي‌نويسد: اين پديده كه براي مسلمانان نشانه‌اي از اتحاد است، به همان اندازه نشانه‌اي از يك دنياي اسلامي است كه فرهنگ مسيحي اروپا را تهديد مي‌كند.

«كلاوس لگوي»، استاد علوم سياسي دانشگاه «گيه سن» آلمان كه درباره تحول مساجد در آلمان مي‌نويسد، مي‌گويد: مسلمانان كاملاً رو آمده‌اند. آنان با ساختن مساجد گرانقيمت، پيامي دارند و آن اين كه «ما مي‌خواهيم در شكل دادن ساختار آلمان، نقش داشته باشيم.

پروژه‌هاي بزرگ ساختن مساجد از «كولون» آلمان تا «آمستردام» و «سويل» در اسپانيا به ترس بزرگي براي اروپايي‌ها تبديل شده‌اند تا مركزي براي فعاليت‌هاي تروريستي باشند.

يك گروه ترك با نام Milli Gorus كه در نظارت دولت آلمان است، به دنبال چيزي است كه هرگز نداشته است؛ به رسميت شناخته شدن در اين كشور مهم.
بنا بر قانون اساسي آلمان، همه گروه‌هاي مذهبي، مي‌توانند مكان‌هايي براي عبادت داشته باشند.

مهاجران مسلمان از زمان آمدن به آلمان، مراسم مذهبي خود را پنهاني برگزار مي‌كردند كه اين، نشان‌دهنده وضعيت محتاطانه آنان بود كه بين كشور مقصد و مبدأ گير افتاده بودند و برخي مجبور به بازگشت شدند، اما آن عده از كارگران مهاجري كه در شكوفايي اقتصادي آلمان پس از جنگ كمك كردند، ماندن را ترجيح دادند. آنان اقدام به برگزاري مراسم نماز جماعت سازمان‌هاي جوانان و... كرده و بالا رفتن از نردبان اقتصادي را با افزايش كمك به گروه‌هاي مرتبط با خود همراه كردند و هم‌اكنون نيز نسل سوم آنان در حال ساخت مساجدي با مناره‌هاي بلند است.

گفتني است، حدود يك دهه پيش، تعداد مساجد انگشت شمار بود، اما هم‌اكنون 159 مسجد در آلمان وجود دارد و 184 مسجد ديگر نيز در حال ساخت است.

«آخن» شهر 257 هزار نفري آلمان در مرز اين كشور با بلژيك كه 9 درصد جمعيت آن مسلمان هستند، به تازگي، چراغ سبز ساخت يك مسجد با مناره را به اين اقليت نشان داده است، اما برخي ساخت اين مسجدها را تهديدي مي‌دانند كه پس از 11 سپتامبر پررنگتر شده است و مسجدها را منحصراً محلي براي فعاليت‌هاي مذهبي نمي‌دانند؛ آنان با توجه به اين روند، فرهنگ آلماني و اروپايي را كاملاً در تهديد مي‌بينند.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 22:2 |
افشاگري‌ تكان‌دهنده از نقشه وهابيون براي زدن تير خلاص به اسلام در اروپا

در حالي كه فتاواي اخير چند مفتي وهابي براي حمله به ضريح مقدس سيدالشهدا(ع) موجي از خشم و انزجار در جهان اسلام به وجود آورده، پروفسور رشيد حافظوويچ، استاد دانشگاه علوم اسلامي سارايوو، در يك افشاگري تكان‌دهنده از نقش وهابيت براي پايان دادن به فرهنگ اسلامي در بوسني و اروپا پرده برداشت.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در حالي كه جنگ خونين بوسني و هرزگوين پس از نسل‌كشي ده‌ها هزار مسلمان و شهادت شماري از هموطنانمان سرانجام به پايان رسيد، پس از اين جنگ عوامل وهابيت با بهره‌مندي از دلارهاي نفتي سعودي، نفوذ فرهنگي گسترده‌اي را در اين كشور انجام دادند و بنا بر اين مقاله كه در روزنامه «اسلوبوجنيه» ـ چاپ سارايوو ـ منتشر شده است، آنها در حال ادامه پروژه ناتمام جنايتكاران صرب را در ذبح اسلام در بوسني هستند.

در اين مقاله آمده است: هر تمدن، تراژدي مختص به خود را دارد؛ تزلزل‌ها و سقوط‌ها. تمدن اسلامي نيز از اين قاعده مستثني نيست. اما بزرگ‌ترين تراژدي که ممکن است براي مسلمانان اتفاق بيفتند، سال 1746 به وقوع پيوست، وقتي که ديوانه‌اي از شهر نجده به نام «محمد بن عبدالوهاب» با فالانژهاي خود که خواهان قتل، غارت و خونريزي بودند، جهادي رسمي را عليه تمامي مسلمانان اعلام داشت. جهادي که هدفش بازگشت به نوعي از اسلام بود که تنها اينها آن را مي‌فهميدند و خود را وارثش مي‌دانستند، نه اسلامي که از ريشه‌هايش و زندگي پيامبر رحمت نشأت گرفته باشد.

با وجودي که خود اعلان جهاد از سوي وهابيون را نمي‌توان عملي قابل صرف نظرکردن پنداشت، بعد از آن شاهد کشتارها و قتل‌عام‌هاي وحشتناکي هستيم که فالانژهاي وهابي در سال 1802 در کربلا مرتکب شدند. جايي که هزاران مسلمان به قتل رسيدند، مورد هتک حرمت قرار گرفتند و حتي مساجد، مقبره‌ها و گورستان‌هايشان نيز از حملات اين گروه در امان نماند. بلافاصله کمي بعد از آن کشتار طائف در سال 1803 به وقوع پيوست تا سپس نوبت به مکه و مدينه برسد. در تمامي اين قتل عامها و کشتارها حتي زنان و کودکان و يا افراد سالخورده مستثني نشدند. شمشير وهابيت هزاران شهر مسلمان نشين را از بين برد و هزاران مسلمان را در خون خود غلتانيد.

در مورد تمامي اين اتفاق‌ها شايد هيچ چيز عجيب و غير‌معمول نمي‌نمود اگر وقوع آنها به هزاران سال قبل بازمي گشت. اما وهابيت ـ متأسفانه ـ امروز نيز قسمتي از مسائل روزمره ما شده است. درست در زماني که مسلمانان بوسني تصور مي‌کنند که توانسته‌اند با تحمل سختي‌هاي جنگ و رفع تجاوز متجاوزين صرب به هر نحو ممکن کشوري به نام بوسني و هرزگوين را روي پاهاي خود نگه دارند، يک سياهي جديد که به شدت خطرناک‌تر و وحشتناک‌تر است، در اين هياهوي هرروزه تعرض به مسلمانان، در حال فراگير شدن است. اکنون در حالي که جمعيت مسلمانان بوسني به اندازه‌اي کاهش يافته که شايد ديگر نتوان آنان را حتي به عنوان يک قوميت به شمار آورد و يا به مقاومت آنها در صورت تجاوزي دوباره اميدوار بود، ويروسي جديد و کشنده مسلمانان اين منطقه را تهديد مي‌کند که همان مسئله وهابيت است.

وهابيت در واقع بهترين چيزي است که مي‌تواند سناريوي ناتمام کاراجيچ ـ ملاديچ (دو جنايتکار جنگ بوسني) را تکميل نمايد و کاري را که اين دو، در طول دوران تجاوز موفق به انجامش نشدند، يعني از بين بردن اسلام در بوسني، به اتمام برسانند. وهابي‌ها از شرق و غرب، از عربستان سعودي و يا از مراکزي قدرتمند در اروپا، همان‌هايي هستند که نقش بدون افتخارشان را در جنگ بوسني به خوبي به ياد داريم و بدون هيچ گونه اشتباهي مي‌دانيم. اين زاده همان مثلث سياسي مسکو، لندن و پاريس است که در تمام دوران اعلام استقلال بوسني در سال 1991 با فشار بر اين کشور مسلمان‌نشين، شرايط را به گونه‌اي رقم زدند تا امروز ديگر امکان نفس کشيدن براي بوسني عملا از بين رفته باشد. اينها ديروز حق دفاع از خود را از مردم بوسني سلب کردند و امروز نيز وهابيت را به سوي بوسني روانه ساخته‌اند تا بوسيله اين سلاح مخفي خود هرچه سريع‌تر و البته راحت‌تر مسلمانان بوسني را از بين ببرند. با اين کار اروپا موفق خواهد شد تا مسئله حضور مسلمانان در اين قاره را که امروزه بيش از هر زمان ديگر در حال شکل‌گيري و ريشه دواندن است به طور کل منتفي نمايد. اما اين اتحاد نانوشته وهابيون با برخي مراکز قدرتمند غربي نيز چيز تازه‌اي نيست. سال 1865 را به خاطر بياوريم و توافق‌هاي بريتانيا با فالانژهاي سعودي ـ وهابي.

بدين ترتيب بعد از مسلمانان چچن، به عنوان يک گروه از مسلمانان که با آداب و رسوم خود زندگي مي‌کنند، مسلمانان بوسني و هرزگوين ديگر مردمي هستند که هدف وهابيت قرار گرفته اند. وهابيوني که قادر به تحمل فرهنگ و سنت اسلامي مردم بوسني نيستند و نزديکي اين مردم به تصوف، وجود تفاسير معنوي و ادبيات عرفاني را در اين کشور برنمي تابند، اينک به سرزمين بوسني و هرزگوين رسيده اند تا با هر آنچه که در توان دارند آخرين آثار سنت اسلامي را در اروپا نابود کنند. مساجد، مقبره‌ها، تکيه‌ها، مزارهاي مسلمانان و چيزهايي از اين دست مورد هدف وهابيت واقع شده‌اند. به بيان ديگر، وهابي‌ها هرآنچه که با قرائت منحصر به فرد خودشان از اسلام تطابق ندارد را از بين مي‌برند. وهابيون پيش از اين نيز زانوي اسلام را مورد هدف قرار داده بودند و هر چه که از زمان پيامبر اسلام براي مسلمانان محترم شمرده مي‌شد را نابود کردند. وهابي‌ها هرکجا که رسيدند دست به چنين اعمالي زدند. آنچه که اکنون در عراق، افعانستان و چچن رخ مي‌دهد، همه و همه نتيجه اعمال وهابي‌هاست. با ورودشان اعلام مي‌کنند که قصد کمک به مسلمانان را دارند اما در حقيقت چيزي که بعد از آنها باقي مي‌ماند، خون و خونريزي و قتل و کشتار است.

وهابيت اکنون براي بوسني و مسلمانانش نقشه‌ها کشيده است. اما مهمتر از همه آنکه اين بار آنها به سراغ بچه‌هايمان رفته اند تا در قالب افرادي بشر دوست که کمک‌هاي بشردوستانه برايمان آورده‌اند، روح و قلب ما را از آن خود کنند.

آنها اکنون در ميان ما هستند و از طريق ازدواج با دخترانمان در شهرها و روستاها و با نفوذ در فرهنگمان مي‌خواهند سنت و فرهنگ اسلامي مردم بوسني را از بين ببرند. وهابي‌ها به رسانه‌ها نفوذ کرده‌اند، در مراکز آکادميک و مذهبي ما حضور دارند، در مساجد ما، در مراکز ديني ما، در دانشگاهايمان، همه جا.
امروز پس از عراق، افغانستان، چچن و فلسطين نوبت به بوسني و هرزگوين و مسلمانانش رسيده است

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 22:17 |

 

آيت اله صافي : عربستان، مدرسه ترور و صادر كننده اسلام تروريستي است

 

آيت‌الله صافي گلپايگاني از مراجع تقليد كشورمان در بيانيه‌اي ضمن محكوم كردن فتاواي مفتي هاي وهابي، عربستان را مدرسه ترور و صادر كننده اسلام تروريستي در جهان برشمرد.
  
 
به گزارش خبرگزاري فارس آيت الله صافي گلپايگاني در پي صدور فتواي انهدام عتبات عاليات توسط مفتيان تروريست‌ پرور عربستاني، طي بيانيه‌اي خطاب به مسلمانان و علماي اسلام! جوامع علمي و دانشگاهي، نخبگان، سران حكومت‌هاي كشورهاي اسلامي تصريح كرد:فرقه ضاله‌ي وهابيت بعد از اينكه مي‌بيند پس از يك قرن فتنه‌گري روز به روز ضعيف‌تر و نزد مسلمانان، فضلا و روشنفكران بدنام مي‌شوند، عاجزانه دست به كشتار، قتل، تخريب و فساد زده‌اند.

وي در بياينه خود تصريح كرد: امروز اعمال وحشيانه‌ي اين فرقه‌ي تروريست به صورتي مسلمانان را در قلوب مردم جهان معرفي ‌كرده كه اسم اسلام و مسلمانان براي ديگران وحشتناك و هراس‌انگيز شده است و اسلام كه دين سلم، صلح و خير جامعه است به بدترين شكل به دنيا معرفي مي‌شود، اين عده‌ي معدود كه متأسفانه بر حرمين شريفين و بر حكومت آن تسلط دارند، حرمين را مركز و مدرسه‌ي ترورسازي و صادرات تروريست كرده‌اند؛ تروريست‌هايي كه عراق، افغانستان و پاكستان و اخيراً هم لبنان و الجزاير و هر كجا را كه بتوانند به ناامني و جنگ داخلي گرفتار مي‌كنند.

اين مرجع تقليد كشورمان در ادامه با اشاره به اينكه در واقع اين فرقه، امنيت تمام جهان را به خطر انداخته است، فتواي اخير مفتيان سعودي براي تخريب عتبات عاليات را نشانه‌ي عدم احساس مسئوليت اينان به امور اسلامي دانست.

آيت‌الله صافي گلپايگاني حكومت عربستان و به شخص پادشاه عربستان هشدار دادكه اين گروه جنايتكار براي شخص وي نيز احترام قائل نيستند و افزود: به حكومت‌هاي ديگر اعلام خطر مي‌كنيم كه به فكر اسلام و حفظ آبروي اسلام باشند.چرا در برابر كفار احساس شرم نمي‌كنيد و عار عمليات اين فرقه را از دامن اسلام پاك نمي‌كنيد؟چرا راضي مي‌شويد مسلمانان بر اثر اعمال و خشونت‌هاي ضد بشري اينان عقب مانده شوند؟

چرا بايد كشوري مثل پاكستان و افغانستان در يوغ اين فرقه و جنگ داخلي باشد؟ چرا در عراق ـ كه مسلمانان با وحدت كلمه دست به كار تأسيس يك حكومت مردمي و دموكراتيك شده‌اند تا زمينه‌ي اخراج اشغالگران را فراهم كنند ـ فتنه‌گري مي‌نماييد و به آنجا تروريست مي‌فرستيد؟

اين مرجع تقليد افزود: اگر حكومت سعودي آتش اين فتنه را كه از عربستان، روشن است خاموش نكند قطعاً خود و تمامي اين فتنه‌گران در آتش آن خواهند سوخت و عالم اسلام در همه جا زير سلطه‌ي اجانب خواهد رفت، به ساير حكومت‌ها مخصوصاً مصر، سوريه و كويت و ديگران هشدار مي‌دهيم كه خطر اين فرقه را دست كم نگيرند و در سياست‌هاي خود تجديد نظر نمايند.

در پايان بيانيه آمدهاست: از مسئولين سياست‌هاي حكومت اسلامي‌مان ايران انتظار مي‌رود كه در اين مسئله ـ كه مسئله‌ي عالم اسلام و نه فقط شيعه ـ است تصميمات لازم را اتخاذ نمايند و به دوستان خود مانند سوريه نيز تذكر دهند كه با اين تروريست‌ها مماشات ننمايند

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 13:58 |


Powered By
BLOGFA.COM