شنيديم وکيل مدافع دراويش گنابادي بازداشت شد. مصطفي دانشجو روز گذشته هنگام خروج از منزلش با 5 نفر ناشناس که قصد دستگيري وي را داشتند درگير و در نهايت توسط آنان به مکان نامعلومي منتقل شد
|
بازداشت وکيل دراويش؛
ستون "پیداوپنهان"اعتماد 4شنبه
شنيديم وکيل مدافع دراويش گنابادي بازداشت شد. مصطفي دانشجو روز گذشته هنگام خروج از منزلش با 5 نفر ناشناس که قصد دستگيري وي را داشتند درگير و در نهايت توسط آنان به مکان نامعلومي منتقل شد + نوشته شده توسط در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت
2:11 |
واکنش علاالدین بروجردی به نامه کروبی و تخریب حسینیه گنابادیه
علاالدين بروجردی رييس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس نسبت به نامه مهدی کروبی درباره برخورد با دراویش بروجرد واکنش نشان داد. به گزارش سایت آفتاب، وی با بیان اینکه "اتفاقات بروجرد در حال بررسی است ولی هنوز گزارش آن ارائه نشده است"، در باره اتفاقات بروجرد و نامه کروبی گفت: "من با آقای کروبی صحبت کردم و توضيح دادم واقعيت قضيه به آن صورت که ايشان شنيدهاند نيست." مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی هفته گذشته با انتشار نامهای خطاب به مصطفی پورمحمدی، وزیر کشور، نسبت به برخورد با دروایش بروجردی و تخریب حسینیه آنان با بولدوزر اعتراض کرده بود. در بخشی از نامه مهدی کروبی آمده است: "بنده از ایجاد چنین حوادثی احساس خطر مینمایم و انتظار دارم ریشه و عوامل حوادث اخیر را کشف و با کسانی که کمترین حقوق شهروندی را رعایت نمیکنند و خارج از قانون و خودسرانه باعث چنین حوادثی میشوند، برخورد جدی نموده تا شاهد حوادث تلخ مشابهی در کشور نباشیم." با این حال علاالدین بروجردی بدون اشاره با برخوردهای مشابهی که در قم، بیدخت، کرج و تهران با دروایش گنابادی صورت گرفته در واکنش به نامه کروبی گفته است: "در روز حادثه فرماندار در منطقه حمله حاضر شد و صحنههايی که افراد زير ساختمان ها مورد حمله قرار گرفتند را ديدند و خوشبختانه تدابير لازم صورت گرفت." علاالدین بروجردی نماینده بروجرد در پاسخ به اين سئوال که "چرا دراويش چنين اقدامی کردند؟"، گفت: "اين موضوعی است که دنبال میکنيم تا علل اين مسئله مشخص شود ولی هنوز گزارش آن را نديدهام." شنبهشب هفته گذشته، حسینیه طریقت گنابادیه در بروجرد در حمله بسیج این شهر تخریب شد.
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت
2:6 |
آفتاب عشق: 'کودکی از بام عرش'
بی بی سی روز ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری، در زندگی بها الدین ولد، روزی فراموش نشدنی و سرشار از شادی است.
د
ر این روز، در خانه فقیه و عارف مشهور بلخ، پسری زاده شد که بعدها "خداوندگار بلخ" لقب یافت و قرن ها پس از درگذشتش، هنوز شهره شرق و غرب عالم است.
احمد ضیا رفعت، استاد دانشگاه در کابل، مولوی را "شاعر، عارف و فقیه" می خواند و می گوید پدر مولانا - که به "بهاءالدین محمد" یا "بهاولد" مشهور است - نیز از عالمان زمان خود بوده است. آقای رفعت می گوید:" جلال الدین محمد، القاب زیادی دارد. او را خداوندگار بلخ، مولانا، مولوی و گاهی ملای روم نیز گفته اند. گاهی خودش به نام "خاموش" نیز تخلص کرده است ." به گفته آقای رفعت، معروف ترین لقب برای مولانا، "مولوی" است که بعد از مرگ به او داده شد.
ادامه مطلب + نوشته شده توسط در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت
2:0 |
'مولانا؛ شمس اندیشه و عرفان'
بی بی سی
همایش یک روزه تحت عنوان مولانا، شمس اندیشه و عرفان، در شهر هرات برگزار شد.
این همایش به مناسبت هشتصدمین سال تولد مولانا جلال الدین محمد بلخی و همچنان نامگذاری سال ۲۰۰۷ میلادی به نام سال مولانا از طرف سازمان جهانی یونسکو توسط انجمن ادبی هرات با همکاری بنیاد فرهنگی احمد شاه مسعود دایر شد. این همایش بطور کل، نخستین تلاش فرهنگیان هرات در سال مولانا برای پاسداشت این شاعر بزرگ زبان فارسی بود. هرچند این همایش صرفا برای فرهنگیان حوزه غرب افغانستان دایر شده بود ولی یک تعداد از فرهنگیان از کابل نیز به این همایش به عنوان مهمان دعوت شده بودند و ناظر برگزاری این همایش بودند. بحث های تازه بیشتر مقالات مطرح شده در این همایش توسط اعضای انجمن ادبی نوشته شده بود. بیشتر این مقالات در حوزه اندیشه و تفکر مولانا تهیه شده بود و یکی دو مقاله هم مسایل تازه مطرح شده مثل هرمونتیک را در اندیشه مولانا جستجو می کرد. اکثر شرکت کنندگان این همایش نوعیت برگزاری آن را نسبتا خوب خواندند. به گفته محمد داوود منیر، استاد دانشکده ادبیات دانشگاه هرات در این همایش هشت مقاله علمی در حوزه اندیشه و تفکر مولانا و رابطه مولانا با تفکر مدرن به خوانش گرفته شد که چند مقاله آن مسایل تازه ای را در تفکر عرفانی مولانا مورد بررسی قرار می داد.
آقای منیر به این عقیده است که با برگزاری چند همایش معدود نمی شود ابعاد فکری مولانا را بصورت کامل تبیین کرد ولی با این حال بعضی از این مقالات بحث های تازه ای را در حوزه تفکر جدید مطرح کرده که ضرور است در آینده پیرامون آن بحث های بیشتری صورت گیرد. مولانا در تقویم افغانستان در حاشیه این همایش، خانه ادبیات جوان به مناسبت سال مولانا شب شعری را به راه انداخت و در آن عده ای جوانان نوگرا به سرایش شعر پرداختند. آنان همچنان در اعلامیه ای از وزارت اطلاعات و فرهنگ خواستند تا روز تولد مولانا را در تقویم افغانستان به نام روز مولانا نام گذاری کنند. آنان همچنان خواستند تا در هر شهر افغانستان جاده یا مکانی را به نام مولانا نام گذاری کنند و تمام آثار مولانا در افغانستان بازچاپ شود. همایش یک روزه مولانا، شمس اندیشه و عرفان در هرات یکی از معدود کارهایست که به مناسبت سال مولانا در افغانستان انجام می شود. بیشتر صاحب نظران به این عقیده اند که ظرفیت ها و فرصت های بیشتری باید برای پرداخت به مولانا جلال الدین محمد بلخی اختصاص داده شود؛ درحالیکه نیمی از سال مولانا گذشته و هنوز کار بنیادی برای مولانا، حتی در زادگاهش، ولایت بلخ صورت نگرفته است. + نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 و ساعت
2:5 |
بزرگداشت هشتصدمین سالگرد مولوی در یونسکو
بی بی سی
به مناسبت هشتصدمین سالگرد تولد مولانا جلال الدین رومی، شاعر و فیلسوف بزرگ فارسی زبان، روز ششم سپتامبر همایش یک روزه ای با مشارکت سه کشور ایران، ترکیه و افغانستان در محل سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد، یونسکو، در پاریس برگزار شد.
در این همایش مولوی پژوهان سه کشور ضمن شرکت در جلسه ای به تبادل آرا و بازخوانی اندیشه مولانا و تاثیر آن بر ملل مختلف پرداختند. در این مراسم وزیر علوم، تحقیقات و فناوری ایران و سفیران ایران در فرانسه و یونسکو حضور داشتند. همچنین محمد علی موحدی، مولانا شناس ایرانی در این نشست حاضر بود. این مراسم با سخنان کوشیرو ماتسورا مدیر کل یونسکو گشایش یافت و در ادامه پیام های رییس جمهورهای ایران، افغانستان و ترکیه خوانده شد. در جنب این همایش، نمایشگاهی از آثار هنری مرتبط با مولانا نیز به نمایش گذاشته شد: تابلوهای نقاشی، کتاب و آثار خوشنویسان. احسان الله حجتی، مدیرعامل و رئیس هیات مدیره نمایشگاه های فرهنگی ایران در مورد این نمایشگاه می گوید: به دنبال درخواست نماینده ایران در یونسکو، موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران با همکاری معاونت فرهنگی وزارت ارشاد از سال پیش آثار مرتبط با مولانا را برای شرکت در این نمایشگاه جمع آوری کرد. به گفته وی ۵۰ اثر خوشنویسی اصل، چندین نسخه خطی و تعدادی تابلوی نقاشی از هنرمندانی که سال هاست در زمینه عرفان ایرانی کار می کنند به نمایشگاه آورده شده است.
همچنین بخش قابل توجهی از کتاب های کودکان و نوجوانان که در طول سال های گذشته در راستای معرفی مولانا به کودکان ایرانی چاپ شده، به نمایش گذاشته شد. تاها بهبهانی، نقاش ایرانی که ۳۶ سال است روی آثار مولانا کار می کند با هشت تابلو در این نمایشگاه شرکت کرده است. او می گوید: شخصیت اصلی تابلوهای من پرنده است که سالک است و رهبر و راهبر و مرید و مراد. من از پرنده برای تجزیه و تحلیل آثار مولانا بهره گرفته ام. حسین محجوبی، دیگر نقاش شرکت کننده در این همایش با ۱۰اثر خطی و چهار تابلو در نمایشگاه شرکت کرده و مضامین اصلی آثار او اسب و درخت است. علی جمشیدی، نقاش و مدیرگالری شمس دو تابلو را از مجموعه آثار خویش تحت عنوان آرزوهای مولانا برگزیده و به نمایشگاه آورده بود. در کنار نمایشگاه ایران، دو کشور افغانستان و ترکیه نیز با آثار هنری مرتبط با مولانا و همچنین نمونه های خطی دیوان مولانا در نمایشگاه حضور داشتند. در بخش افغانستان چند تابلوی رنگ و روغن و نیز تعدادی کتاب در ارتباط با مولانا به نمایش گذاشته شده بود. در نمایشگاه ترکیه، علاوه بر تمثال های مولانا، تصاویری از مجموعه سازهایی که در مراسم سماع به کار گرفته می شود، در معرض دید قرار گرفته بود. مسئول این نمایشگاه می گوید: مهم نیست که مولانا به چه زبانی سخن گفته، مهم این است که از انسان گفته؛ این ویژگی مولاناست که او را در دل مردمانی از کشورهایی مختلف و بافرهنگ هایی متفاوت زنده نگاهداشته.
معصومه امیری و محمود قیدی، زوج جوان ایرانی نیز خود را به این نمایشگاه رسانده اند. این زوج جوان که می خواهند ۸۰۰ روز با موتور دور جهان بگردند، آن طور که می گویند حامل پیام مولانا در جهان هستند. خانم امیری می گوید: ما با نام ایران و با هدف شناساندن مولانا سفر به دور دنیا را آغاز کرده ایم. در طول سفر به هر جا که برسیم با عنوان "در جست و جوی انسانیت گمشده" مولانا خوانی می کنیم تا به این ترتیب پیام دوستی و مهر مردمان کشورمان را به جهانیان منتقل کنیم. بخش دیگر این همایش، موسیقی بود که به ترتیب نمایندگان هنری ترکیه، افغانستان و ایران آن را اجرا کردند. هنرمندان ترک، که از استانبول آمده بودند مراسم سماع را به حاضرین معرفی کردند و گروه های هنری افغانستان و ایران [گروه خورشید] غزل های مولانا را خواندند. خانم اسین چلبی، که به بیست و ششمین نواده مولانا مشهور است نیز از حاضرین در جلسه بود . او که در ترکیه زندگی می کند، می گوید: مولانا زبان عشق است و مدارا. زبانی که جهان بدان نیاز دارد. + نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 و ساعت
2:2 |
طنین نوای نی مولوی، هشتصد سال بعد از او
بی بی سی
مولانا جلال الدین بلخی، شاعر قرن سیزده میلادی، برای سالیان دراز شاعر محبوب در آمریکا بوده است.
ترجمه آثار مولوی - که در غرب به رومی معروف است - به طور گسترده ای از سوی خوانندگان پاپ غربی، از جمله مدونا، مورد استفاده قرار داشته است. این هنرمندان، جذب احترام و حرمت مولانا به ساحت عشق و ایمان او به کاربرد معنوی موسیقی و رقص شده اند. اگرچه علمای مذهبی معتقدند که عشقی که مولانا از آن سخن می گوید، نه عشق زمینی، بلکه عشق میان خدا و انسان است. مولوی که یکشنبه این هفته (30 سپتامبر) هشتصدمین سال تولدش سپری شد، در سال 1207 میلادی در وادی بلخ که امروزه بخشی از افغانستان است، زاده شد.
من به زادگاه مولانا آمدم تا ببینم که آیا نوای نی او، هنوز در این سرزمین که طالبان سالها موسیقی را در آن ممنوع کرده بودند، طنین انداز است. ادامه مطلب + نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 و ساعت
1:46 |
بی بی سی
در این نمایشگاه که عنوان آن "رقصی چنین" است، سی عکس از مراسم سماع و حاشیه آن آذین بخش دیوارهای گالری شده است. این عکس ها حاصل دو سفر در سال ۸۵ و ۸۶ به قونیه است.
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 و ساعت
1:24 |
تابلو «شمس و مولانا»، اثر محمود فرشچيان به موزه اين هنرمند در مجموعه فرهنگي تاريخي سعدآباد منتقل شد. به گزارش روابط عمومي، مجموعه سعدآباد اعلام کرد: تابلو «شمس و مولانا» فرشچيان که سال 1384 به سفارش برادرزاده وي خلق شده، به صورت اماني به مدت يک سال در اختيار موزه فرشچيان مجموعه فرهنگي تاريخي سعدآباد قرار گرفت. اين اثر گرانبها، بيانگر رابطه عرفاني ميان مولانا و شمس است. با اهداي اين اثر تعداد آثار استاد فرشچيان در موزه به 72 اثر رسيده است. موزه استاد فرشچيان که در بخش مرکزي سعدآباد قرار دارد متعلق به دوره قاجار و محل سکونت رضاشاه و همسر چهارمش ملکه عصمت بود که در دوران محمدرضا برادر وي و سپس سرآشپز ويژه او در آن سکونت داشتند؛ اين بنا در 26 مهر 1380 افتتاح شد. علاقهمندان براي بازديد از اين موزه، ميتوانند به خيابان وليعصر، بالاتر از چهارراه پارک وي، خيابان شهيد فلاحي، انتهاي خيابان شهيد طاهري، مجموعه سعدآباد، موزه استاد فرشچيان مراجعه کنند. + نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 و ساعت
22:2 |
همايش ملي مولانا و حكيم سبزواري در دانشگاه تربيت معلم سبزوار برگزار مي شود
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 و ساعت
0:52 |
چرا تخريب؟ - [محمدتقي فاضلميبدي]
روزنا در پي درگيريهايي كه در شهر بروجرد، به عنوان برخورد با يك فرقه مذهبي صورت گرفت، بر اساس گزارشها يك حسينيه كه متعلق به دراويش گنابادي بود، تخريب شد. در اينجا مقصر از هر سو و هر كس كه باشد، ويران كردن يك بناي مذهبي، از هر نگاه، مذموم و محكوم است. اين رويداد تلخ براي نخستين بار نيست كه در نظام جمهوري اسلامي به وقوع ميپيوندد، ولي در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي چهره چنين واقعهاي زشتتر مينمايد. در اين يادداشت صحبت از دفاع از يك فرقه و گروه نيست، بلكه بيان محكوميت چنين وقايعي از نگاه عقل و شرع است. از آموزههاي قرآن - آيات 60 و 67 سوره حج -اين است كه جلوي هدم و نابودي معابد و پرستشگاهها گرفته شود؛ چرا كه: لكل امه جعلنا نسكاهم ناسكوه؛ يعني: ما براي هر امتي پرستشگاهي مقرر نموديم. تخريب مراكز مذهبي و ديني حادثهاي نيست كه در تاريخ گم شود و يا در تاريخ به عنوان يك نكته مثبت به پاي نظامي نوشته شود. جريان محنه يا برخورد چند گروه مذهبي در زمان مامون و متوكل عباسي از نكات منفي و سياه در تاريخ اسلام است كه چرا تفتيش عقايد و برخورد و بيتحملي صورت گرفته است؟ از گروه معتزله با همه آزادفكري و تعقلگرايي، به خاطر برخوردهاي تندي كه در زمان مامون با حديثگرايان داشتند، نميتوان دفاع كرد. اگر امسال را سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي نام نهادهايم - كه اي كاش معناي اين شعار تحقق يابد - چرا بايد در داخل كشور، يك گروه مسلمان شيعي را برنتابيم؟ حتما برخوردهاي غيرمعقولي از هر طرف صورت گرفته است، ولي چرا بايد سرانجام كار با بيل و كلنگ و لودر و بولدوزر ختم شود. مگر بنا نبوده است كشور ايران از آزادترين كشورها باشد؟ مگر بنا نبوده است، پيام صلح و دوستي و مسالمت و مدارايي از اين كشور به گوش جهانيان برسد؟ از كارهاي مثبت و ماندگاري كه در اين سال و در اين كشور انجام شد، برگزاري كنگره مولانا جلالالدين محمد بود. اينكه محتواي كنگره در چه حدي بود، مجالي ديگر ميطلبد ولي نفس چنين كاري در جمهوري اسلامي لازم به نظر ميرسيد. علاوه بر اينكه اين عارف بزرگ از آن اين آب و خاك است، حق بزرگي كه مولانا به گردن فرهنگ و معارف و عارفان پس از خود و ادبيات فارسي و عرفاني دارد، قابل فهم هر كسي نخواهد بود. اگر كشفالاسرار ميبدي، حديقهالحقيقه سنايي، منطقالطير عطار نيشابوري، مثنويمولوي، ديوان شمس و در نهايت حافظ شيرازي را از ادبيات اسلام و قرآن برداريم، شايد روح ادبيات، نه تنها ايراني، بلكه اسلامي را گرفتهايم. چرا بعضي از بزرگان در برابر اين بزرگداشت روي ناخوش نشان دادند؟ آيا مثنوي مولوي آدمسازتر است يا برخي از كتابهايي كه به نام اسلام نوشته ميشود و نسل جوان ما را از دين فراري ميدهد؟ ادامه مطلب + نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 و ساعت
17:10 |
چهارشنبه ۲۳ آبان ماه ۱۳۸۶
جمعه ۲۵ آبان ماه ۱۳۸۶
+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 و ساعت
4:20 |
اعتراض کروبی به تخریب حسینیه دراویش گنابادی
بی بی سی مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی و رئیس پیشین مجلس ایران، در نامه ای به وزیر کشور ایران نگرانی خود را از برخوردهای صورت گرفته با دراویش گنابادی در شهرستان بروجرد در استان لرستان ابراز کرد.
آقای کروبی، که خود از اهالی شهرستان الیگودرز در استان لرستان است، در نامه به مصطفی پورمحمدی پرسیده است که "تخریب حسینیه دراویش در بروجرد و تحریک احساسات کسانی که مکرر وفاداری خود را به جمهوری اسلامی اعلام نموده اند و به یگانگی خداوند اقرار و خود را مسلمان و شیعه می دانند، با چه انگیزه و هدفی صورت می پذیرد و چه کسانی در نهان به تحریک نیروهای مذهبی میپردازند؟" حدود یک هفته پیش درگیری هایی بین نیروهای مهاجم و دراویش گنابادی رخ داد و با دخالت نیروزی انتظامی، حسینیه این دراویش در بروجرد تخریب شد و تعداد زیادی از دراویش، بازداشت شده و به خرم آباد منتقل شدند. آقای کروبی در نامه خود تاکید کرده که نسبت به "رعایت حقوق اولیه شهروندان و حفظ امنیت و جان و مال مردم" حساسیت دارد و این نامه او "به معنی دفاع از اندیشه یا تفکر خاصی" نیست. آقای کروبی حدود یک سال و نیم پیش و در پی تخریب حسینیه دراویش گنابادی در شهرستان قم نیز نامه ای به مراجع حوزه علمیه قم نوشت و خواستار موضع گیری آنها در این زمینه شد. آقای کروبی در ادامه نامه خود به آقای پورمحمدی، تلویحا از عملکرد استاندار لرستان در این ماجرا انتقاد کرده است. آقای کروبی در این قسمت از نامه خود بخشی از وصیت نامه آیت الله خمینی را نقل کرده است: "به وزرای کشور در طول تاریخ آینده توصیه می کنم که در انتخاب استاندارها دقت کنند. اشخاص لایق، متدین، متعهد، عاقل و سازگار با مردم انتخاب نمایند، تا آرامش در کشور هر چه بیشتر حکمفرما باشد." آقای کروبی، که سالها نماینده مردم شهرستان الیگودرز در مجلس ایران بوده و با مسائل استان لرستان آشناست، از آقای پورمحمدی خواسته است "ریشه و عوامل حوادث اخیر را کشف و با کسانی که کمترین حقوق شهروندی را رعایت نمی کنند و خارج از قانون و خودسرانه باعث چنین حوادثی می شوند، برخورد جدی نموده تا شاهد حوادث تلخ مشابهی در کشور نباشیم. آقای کروبی در بخش دیگری از نامه خود به نفوذ "جریان های مارکسیستی" در شهرستان بروجرد در سال های پیش از انقلاب ایران و سالهای اول بعد از انقلاب ایران اشاره کرده و خطاب به وزیر کشور، وزیر اطلاعات و استاندار لرستان نوشته است: "نگرانم که خدای ناکرده دست پنهان چنین افرادی در پشت حوادث اخیر باشد تا به دست افراد مخلص و ساده اندیش با جلوه دادن ناامنی در کشور بخواهند انتقام خویش را از جمهوری اسلامی و مردم شهیدپرور بگیرند." آقای کروبی از جمله مقامات نظام جمهوری اسلامی است که در مقاطع مختلف نسبت به برخوردهای حکومت با مخالفان اعتراض کرده و در موراد زیادی برای بهبود وضعیت و آزادی آن دسته از مخالفان که به زندان افتاده اند، با مقامات ارشد نظام رایزنی کرده است ادامه مطلب + نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم آبان 1386 و ساعت
22:48 |
نامه کروبی به وزیر کشور و توصیه به اطلاعات
تابناک
دبیرکل حزب اعتماد ملی و رئیس مجلس ششم در نامهای به وزیر کشور و وزیر اطلاعات، بر جلوگیری از اختلاف افکنی دشمنان و بدخواهان نظام در مناطق مختلف به خصوص در مناطق غربی تاکید کرد و خواستار شناسایی و مجازات عاملان ایجاد نا امنی در این مناطق شد.
به گزارش مهر ، حجت الاسلام مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی در بخشی از این نامه خطاب به حجت الاسلام مصطفی پور محمدی وزیر کشور، آورده است:همانگونه که مستحضرید سال 1386 سال اتحاد ملی وانسجام اسلامی است و این نامگذاری از طرف رهبر معظم به منظور تشویق علما و روحانیون، اندیشمندان، بزرگان و سیاسیون با گرایشهای مختلف و اثر گذاران بر جامعه جهت تلاش برای ایجاد وحدت و همدلی بیش از پیش بین همه اقوام، اقشار، مذاهب و فرق موجود در کشور حول منافع ملی و مبارزه با توطئه های استکبار جهانی ، صورت گرفته است ، لذا ابتدایی ترین اقدام برای تقویت و تحکیم وحدت و یکپارچکی ملت رعایت حقوق اولیه شهروندی است که مورد توجه خاص دین اسلام ونیز همه جوامع انسانی و حکومتهای مردمی میباشد. وی در این نامه با اشاره به بخشی از نامه امام علی (ع) به مالک اشتر آورده است در شرایطی که ایران اسلامی ندای وحدت و انسجام اسلامی را برای جهان اسلام سر می دهد نباید حربه تفرقه افکنی میان مردم تاثیر گذار باشد. کروبی در ادامه متذکر شده است که اینجانب نسبت به رعایت حقوق اولیه شهروندان و حفظ ا منیت و جان ومال مردم که وظیفه اولیه همه حکومتهاست و در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده، حساسیت داشته و تذکر می دهم و این به معنی دفاع از اندیشه یا تفکر خاصی نیست. وی با اشاره به تربیت شخصیت های عالم و دینی در غرب کشور از جمله آیت الله بحرالعلوم و حضرت آیت الله بروجردی و دانشمندانی همچون زرین کوب ، دکتر شهیدی و شاعرانی همچون اوستا در نقاط غربی کشورگفته است که نباید اجازه بدهیم توطئه دشمنان در تفرقه افکنی میان مردم غرب کشور که ایثار و از خود گذشتگی های فراوانی در بمباران های هوایی توسط ارتش بعث عراق و یا در حضور جوانان این شهر در جبهه های دفاع مقدس ضمن تقدیم شهدای عزیر، در سختیها صبر و مقاومت فراوانی داشته اند، عملی شود. دبیر کل حزب اعتماد ملی و رئیس مجلس ششم تصریح کرد: انتظار دارم که ریشه و عوامل حوادث اخیر را در غرب کشور کشف و با کسانی که کمترین حقوق شهروندی را رعایت نمی کنند وخارج از قانون و خود سرانه باعث چنین حوادثی می گردند برخورد جدی نموده تا شاهد حوادث تلخ مشابهی در کشور نباشیم . وی درادامه این نامه خطاب به مسئولان از جمله وزیر کشور تاکید کرده است: دقت و درایت مسئولین مانع ایجاد اختلاف و تحریک گروه ها وفرقه ها می شود و درنتیجه آرامش بر کشور حکمفرما خواهد شد که مهمترین نیاز و ضرورت جامعه است، آیا ورود خود سرانه افراد به حریم قانون و تشخیص جرم و صدور حکم و اجرا توسط افراد غیر مسئول باعث حرج و مرج و ناامنی در کشور نمی شود و نباید با شدت با اینگونه اعمال سلیقه ها برخورد کرد. کروبی در ادامه خطاب به وزیر کشور تاکید کرده است که جنابعالی وآقای محسنی اژهای وزیر اطلاعات و استاندار لرستان را به یک نکته متذکر میشوم و آن این است که با همه توضیحاتی که در مورد شهر عالمخیز و اندیشمندپرور و شهیدداده بروجرد عرض کردم و جا دارد بیش از این از مردم فهیم این شهرستان گفته شود، لکن در دوران خفقان حکومت پهلوی که در زندان بودیم اکثر زندانیان بروجردی در آن زندان از نیروهای مارکسیستی بودند و این نشاندهنده فعالیت گسترده این گروه در شهر مذهبی و فرهنگی بروجرد بود لذا در اسفند 58 که به همراه ریاست مجلس وقت آقای رفسنجانی و نمایندگان مجلس شهرهای لرستان به استان عزیمت کردیم، تنها شهری که در آن مشکل بوجود آمد شهر بروجرد بود. هنگام ورود به شهر بروجرد این گروه مزاحمتهایی ایجاد کرده و شعارهای مختلفی میدادند و در خلال سخنرانی ایشان نیز مزاحمتهایی ایجاد کردند. لذا نگرانم که خدای ناکرده دست پنهان چنین افرادی در پشت حوادث اخیر باشد تا بدست افراد مخلص و سادهاندیش با جلوه دادن ناامنی در کشور بخواهند انتقام خویش را از جمهوری اسلامی و مردم شهیدپرور بگیرند. حفظ امنیت، جان و مال مردم از ابتداییترین وظیفه حکومت است و رعایت قانون و مقررات حداقل توجه به فرمایشات حضرت امام خمینی(ره) و جلوگیری از قانونشکنی مهمترین وظیفه مسوولان و عزیز ذیربط میباشد. حکومت باید برای حفظ و تحکیم آرامش تلاش کند و از اقدامات نسنجیدهای که به برهم زدن جو آرام کشور کمک میکند، جلوگیری نماید. + نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم آبان 1386 و ساعت
22:43 |
نامه گلايه آميز مهدي كروبي به وزير كشور نواندیش حجتالاسلام والمسلمين مهدي كروبي در نامهاي به وزير كشور با اشاره به حوادث اخير در بروجرد و درگيريهايي كه در ارتباط با دروايش گنابادي در اين منطقه به وجود آمد، خواستار كشف ريشه و عوامل اين حادثه و برخورد با متخلفان شده است. به گزارش ايسنا، در اين نامه خطاب به حجتالاسلام والمسلمين پورمحمدي، با اداي سلام و احترام آمده است: همانگونه كه مستحضريد سال 1386 سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي است و اين نامگذاري از طرف رهبر معظم به منظور تشويق علما و روحانيون، انديشمندان، بزرگان و سياسيون با گرايشهاي مختلف و اثرگذاران بر جامعه در جهت تلاش براي ايجاد وحدت و همدلي بيش از پيش بين همه اقوام، اقشار، مذاهب و فرق موجود در كشور حول منافع ملي و مبارزه با توطئههاي استكبار جهاني، صورت گرفته است؛ لذا ابتداييترين اقدام براي تقويت و تحكيم وحدت و يكپارچگي ملت، رعايت حقوق اوليهي شهروندي است كه مورد توجه خاص دين اسلام و نيز همهي جوامع انساني و حكومتهاي مردمي است. علي (ع) در اين باب به مالك اشتر ميفرمايد:مالك! مردم دو دستهاند. يا برادر ديني تو هستند و يا همنوع تو و مثل تو در خلقت، پس بايد رعايت حقوق همه را بنمايي. اين بيان حضرت از اصول اساسي اسلام عزيز است كه امام خميني (ره) با همه وجود بر آن سيره و سنت پاي ميفشرد تا جايي كه وقتي در بولتن محرمانه اطلاعات، خبر تصرف مدرسهاي از هموطنان زرتشتي در يكي از شهرستانهاي يزد را خواندند، سريعا دستور برگرداندن مدرسه به هموطنان زرتشتي را صادر نمودند و با چنين عملي برخورد كردند. چگونه است كه در شرايطي كه ايران اسلامي نداي وحدت و انسجام اسلامي را براي جهان اسلام سر ميدهد، در نقطهي حساسي از ايران شاهد تفرقهافكني در بين مردم هستيم؟ اخيرا در شهرستان بروجرد شاهد ايجاد غائله بين برادران متدين و سادهانديش با دراويش آن شهرستان بوديم كه به صدمه خوردن و مجروح شدن تعداد زيادي از طرفين و بازداشت عدهي زيادي از دراويش و انتقال آنها به خرمآباد و نگراني و اضطراب خانمها و ويران شدن حسينيه منجر گرديد؛ غائلهاي كه ميتوانست با كمتوجهي نيروهاي متدين و شيطنت عوامل خودفروخته و با تحريك هموطنان درويش و متصوفه در نقاط ديگر كشور غائله ايجاد كند و مشكلي بر مشكلات كشور بيفزايد. متذكر ميشود اينجانب نسبت به رعايت حقوق اوليهي شهروندان و حفظ امنيت و جان و مال مردم كه وظيفهي اوليه همه حكومتهاست و در قانون اساسي به رسميت شناخته شده، حساسيت داشته و تذكر ميدهم و اين به معني دفاع از انديشه يا تفكر خاصي نيست. ايجاد غائله بروجرد بسيار مايه تاسف و تاثر گرديد، سوال اين است كه تخريب حسينيه دراويش در بروجرد و تحريك احساسات كساني كه مكرر وفاداري خود را به جمهوري اسلامي اعلام نمودهاند و به يگانگي خداوند اقرار و خود را مسلمان و شيعه ميدانند، با چه انگيزه و هدفي صورت ميپذيرد و چه كساني در نهان به تحريك نيروهاي مذهبي ميپردازند؟ يادآوري اين نكته ضروري است كه شهرستان بروجرد شهري مذهبي و عالمخيز است. شخصيتهاي ديني همچون آيتالله بحرالعلوم، حضرت آيتالله العظمي بروجردي و دانشمنداني همچو زرينكوب، دكتر شهيدي و شاعراني همچو اوستا را پرورانده است و مردم شريف بروجرد در نهضت امام (ره) ايثار و از خودگذشتگي نشان دادهاند و چه در بمبارانهاي هوايي توسط ارتش بعث عراق و يا در حضور جوانان اين شهر در جبهههاي دفاع مقدس، ضمن تقديم شهداي عزيز، در سختيها صابر و مقاوم بودهاند. كروبي افزوده است: بنده به جهت اينكه اهل لرستان هستم و به حساسيتهاي منطقه به خوبي آشنايي دارم و بدين جهت در اوايل انقلاب به حكم و فرمان حضرت امام (ره) براي رفع اختلافات پيش آمده به استان عزيمت نمودم و بر اساس شناخت عميقي كه از استان لرستان دارم، از ايجاد چنين حوادثي احساس خطر مينمايم و انتظار دارم ريشه و عوامل حوادث اخير را كشف و با كساني كه كمترين حقوق شهروندي را رعايت نميكنند و خارج از قانون و خودسرانه باعث چنين حوادثي ميشوند، برخورد جدي نموده تا شاهد حوادث تلخ مشابهي در كشور نباشيم. در همين جا با كلامي از امام (ره) مسووليت سنگين حضرتعالي و ديگر مسوولان ذيربط را يادآوري ميكنم كه فرمودند: «به وزراي كشور در طول تاريخ آينده توصيه ميكنم كه در انتخابات استاندارها دقت كنند، اشخاص لايق، متدين، متعهد، عاقل و سازگار با مردم انتخاب نمايند، تا آرامش در كشور هر چه بيشتر حكمفرما باشد.»1. دقت و درايت مسوولين محترم مانع ايجاد اختلاف و تحريك گروهها و فرقهها ميشود و در نتيجه آرامش بر كشور حكمفرما خواهد شد كه مهمترين نياز و ضرورت جامعه است. آيا ورود خودسرانه افراد به حريم قانون و تشخيص جرم و صدور حكم و اجرا توسط افراد غيرمسوول باعث حرج و مرج و ناامني در كشور نميشود و نبايد با شدت با اينگونه اعمال سليقهها برخورد كرد. مسوولين اين امر را در اين حادثه به اين سخن حضرت امام (ره) تذكر ميدهم كه فرمودند: «حقوق همه افراد چه برادرهاي اهل سنت و چه برادرهاي اهل تشيع و چه آنهايي كه اقليت مذهبي رسمي دارند. حقوق آنها هم در قانون اساسي محلوظ شده است و هم اسلام براي همه آنها حقوق قائل است و با عدل اسلامي رفتار ميكند»2. جنابعالي و حجتالاسلاموالمسلمين جناب آقاي محسني اژهاي وزير محترم اطلاعات و استاندار محترم را به يك نكته متذكر ميشوم و آن اين است كه با همه توضيحاتي كه در مورد شهر عالمخيز و انديشمندپرور و شهيدداده بروجرد عرض كردم و جا دارد بيش از اين از مردم فهيم اين شهرستان گفته شود، لكن در دوران خفقان حكومت پهلوي كه در زندان بوديم اكثر زندانيان بروجردي در آن زندان از نيروهاي ماركسيستي بودند و اين نشاندهنده فعاليت گسترده اين گروه در شهر مذهبي و فرهنگي بروجرد بود لذا در اسفند 58 كه به همراه رياست مجلس وقت جناب آقاي رفسنجاني و نمايندگان مجلس شهرهاي لرستان به استان عزيمت كرديم، تنها شهري كه در آن مشكل بوجود آمد شهر بروجرد بود. هنگام ورود به شهر بروجرد اين گروه مزاحمتهايي ايجاد كرده و شعارهاي مختلفي ميدادند و در خلال سخنراني ايشان نيز مزاحمتهايي ايجاد كردند. لذا نگرانم كه خداي ناكرده دست پنهان چنين افرادي در پشت حوادث اخير باشد تا بدست افراد مخلص و سادهانديش با جلوه دادن ناامني در كشور بخواهند انتقام خويش را از جمهوري اسلامي و مردم شهيدپرور بگيرند. حفظ امنيت، جان و مال مردم از ابتداييترين وظيفه حكومت است و رعايت قانون و مقررات حداقل توجه به فرمايشات حضرت امام خميني(ره) و جلوگيري از قانونشكني مهمترين وظيفه مسوولان محترم و عزيز ذيربط ميباشد. حكومت بايد براي حفظ و تحكيم آرامش تلاش كند و از اقدامات نسنجيدهاي كه به برهم زدن جو آرام كشور كمك ميكند، جلوگيري نمايد. حضرت امام خميني (ره) مكرر به رعايت قانون و مقررات از طرف همه اقشار جامعه تاكيد داشتند و رعايت قانون را سبب جلوگيري از ظلم و ستم ميدانستند و حركتهاي خودسرانه از ناحيه هركس را عامل هرج و مرج و زد و خورد و . . . اعلام ميكردند كه در اينجا به قسمتي از سخنان آن حضرت اشاره مينمايم كه فرمودند: «كار اصلاحي هم بايد روي آرامش باشد، نه اينكه هركسي هر كاري دلش ميخواهد بكند و بگويد كه انقلابي هستيم، ديگر نه دادگستري و نه قوانين و نه قوانين شرعي و نه هيچ چيز ديگر در كار نيست، ما ميخواهيم خودمان هر كاري دلمان ميخواهد بكنيم. نه خير، مساله اينطور نيست. در هيچ حكومتي؛ در حكومت عليابن ابيطالب هم اينجور نبود كه هرج و مرج باشد، هركس هر كاري دلش خواست بكند، اگر يك كار خلاف ميكرد حضرت امير ميآورد و حدش ميزد. اينطور مساله»3. توفيق هرچه بيشتر جنابعالي و ديگر همكاران محترمتان را در انجام وظايف محوله از خداوند منان مسالت مينمايم. + نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم آبان 1386 و ساعت
22:39 |
گفتوگو رادیو زمانه با دکتر مصطفی آزمایش سخنگوی سلسلهی دراویش گنابادی در خارج از کشور
از ما دعوت به گفتوگو، از آنها تخریب حسینیه شنبه شب گذشته مرکز دراویش گنابادی در شهر بروجرد در استان لرستان مورد هجوم نیروهایی که گفته میشود وابسته به دولت و از اعضای بسیج شهر هستند تخریب شد. در این ماجرا صدها تن از دراویش گنابادی و هواداران آنها بازداشت و گروهی مجروح شدند. طی دوسال اخیر این چندمین بار است که دراویش گنابادی و مراکز آنها مورد هجوم قرار میگیرند که بجز رویداد اخیر در بروجرد، میتوان از تخریب حسینیه دراویش در قم یاد کرد. در گفتوگویی با دکتر مصطفی آزمایش سخنگوی سلسلهی دراویش گنابادی در خارج از کشور ابتدا در مورد چگونگی ماجرا و ابعاد تخریب حسینیهی گنابادیها در بروجرد پرسیدم: دکتر مصطفی آزمایش: در ماجرای حمله به حسینیهی بروجرد و تخریب صددرصد حسینیه، بر مبنای عکسهای متعددی که ما در اختیار داریم و برای مجامع جهانی ارسال کردیم، این حمله دوسال است که برنامهریزی شده و ظرف این مدت در شهر بروجرد اشخاص مختلفی در شورای تامین استان اساسا با این مسئله مخالفت کردند. ولی متاسفانه یکایک این اشخاصی که مخالف چنین حرکتی بودند، عزل و برکنار شدند و کسانی که موافق این امر بودند بجای آنها به کار گمارده شدند. و این یک برنامهریزی پایهای درازمدت را نشان میدهد که انجام شده و کار امروز و دیروز نبوده است. در عین حال تراکتهای بسیار بسیار زیادی علیه اساس تصوف در شهر بهطور مداوم بعد از هر نماز جمعه توزیع میشد و با اینکه وکلای سلسلهی گنابادی، بخصوص آقای دکتر غلامرضا هرسینی که از وکلای مبرز هستند، بارها و بارها در این مورد اقدام به اعتراض و حتا طرح شکایت کرده بودند، اما بهکلی به این مسایل ترتیب اثر داده نشد و این شکایتها نیز دنبال نگردید. حتا از طرف آقای دکتر هرسینی و برخی دیگر ازآقایان از طرف دراویش درخواست شد که میزگردی تشکیل و گفتوگو بشود، تا علت مخالفت با درویشی و درویشها و حضور آنان در بروجرد مشخص گردد، و حتا درخواست شد از طرف آن آقایان یک عدهای برای مناظره بیایند. ولی در تمامی این موارد آنها خط خودشان را دنبال میکردند که عبارت بود از حمله به اساس تصوف بعنوان اینکه امام صادق در روایتی که منسوب به ایشان است، فرموده اند "الصوفیه کلهم اعدائونا"، یعنی درویشها همه دشمن ما هستند و باید این دشمنان را، خانقاه، حسینیه و مرکزشان را، که بعنوان کانون دشمن تلقی میشود از میان برداشت. یعنی راهی برای آشتی و راهی برای مسالمت متاسفانه باقی نگذاشته بودند. حمله به حسینیهی دراویش گنابادی در بروجرد اساسا چگونه آغاز شد؟ چون از طرف برخی مسئولان استان مطرح شده است که از طرف دراویش هم قبلا حملهای به مسجد النبی در بروجرد شکل گرفته بود. میزان تخریب حسینیه گنابادی ها در چه حد بوده است؟ آیا پس از این حمله و تخریب حسینیه، پیگیری قضایی در این مورد صورت گرفته است؟ آیا وکلایی در این زمینه اکنون فعال هستند؟ وضعیت کسانی که در این جریان مجروح شده و تعدادی که دستگیر شدهاند چگونه است؟ از طرف دیگر کسانی را هم که برای ابراز همدردی از شهرهای دیگر آمده بودند به بروجرد، متاسفانه توقیف کردند و به همین ترتیب لحظه به لحظه به تعداد کسانی که در ابتدای قضیه بازداشت شده بودند، که مجموعا حدود ۵۴۲ نفر بودند، اضافه شد. از بازداشتشدگان تعدادی را به زندانی متعلق به سپاه پاسداران بین بروجرد و ملایر منتقل کرده بودند و تعدادی را هم در کلانتری ۱۱ و تعدادی هم در خود واحد سپاه پاسداران شهر بروجرد نگهداری میکردند. الان اینها آزاد که نشدهاند هیچ، به تعداد افراد بازداشتشده دارد به طور مرتب اضافه میشود متاسفانه. + نوشته شده توسط در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 و ساعت
15:23 |
حداد عادل:یونسکو در برابر تعرض به مقدسات و تنوع فرهنگی ملتها مقاومت کند
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت
15:12 |
تخریب خانقاه ها؛ پایان همزیستی روحانیون با دراویش؟
رادیو فردا تخريب حسينيه دراويش در بروجرد سومين مورد از درگيری نيروهای تندرو وابسته به بسيج با دراويش گنابادی طی ۲۰ ماه گذشته است. در حمله به حسينيه دراويش گنابادی بروجرد، اعضای بسيج با حمايت يگان های ويژه ضد شورش شرکت داشتند. نيروهای لباس شخصی بسيج پس از دو روز محاصره طی روزهای ۱۹ و ۲۰ آبان سرانجام با ضرب و شتم که منجر به مجروح شدن بيش از ۵۰ تن از دراويش و دستگيری بيش از ۷۰۰ تن از آنان حسينه دراويش گنابادی در بروجرد را تصرف کرده،آن را به آتش کشيدند. در ساعت ساعت ۳ و نيم بامداد يک شنبه ۲۰ آبان مهاجمان با استفاده از لودر حسينيه دراويش بروجرد را ويران کردند. دو ماه قبل از اين نيز مشابه همين درگيری ها در کرج گزارش شد.در آن هنگام نزديک به يک صد تن از نيروهای بسيج کرج طی چند شب متوالی حسينه دراويش گنابادی در کرج را به محاصره در آورده و تهديد کردند که آن را اشغال خواهند کرد. با اين حال به نظر می رسد به دليل ملاحظات امنيتی و نگرانی های مقام های ارشد حکومتی از بروز درگيری در تهران و کرج اشغال و تخريب حسينيه دراويش گنابادی در کرج به تعويق افتاده است. اواخر بهمن ۸۴ نيز گروهی از اعضای بسيج در شهر قم پس از چندين روز محاصره حسينه شريعت متعلق به دراويش گنابادی طی درگيری های شديد که منجر به بازداشت ۱۲۰۰ تن از دراويش گنابادی و مجروح شده ده ها تن ديگر شد،اين حسينيه را به اشغال خود در آوردند. در ساعات بامدادی ۲۴ بهمن حسينيه شريعت قم در حضور يگان های ويژه ضد شورش و نيروهای امنيتی جمهوری اسلامی با خاک يکسان شد و زمين آن را به پارکينگ تبديل کرد. دراويش دستگير شده مدت ها در زندان نگهداری شدند و دادگاه برخی از آنانرابه زندان محکوم کرد و حتی پروانه برخی از وکلای مدافع دراويش لغو شد. به نظر می رسد مجموعه برخوردهای صورت گرفته با دارويش حاکی از آن است که برخورد با دراويش بخشی از برنامه مفصل تر نظام جمهوری اسلامی برای مقابله با آنچه به عنوان«تهديدهای امنيتی داخلی» از آن نام می برند،به شمار می آيد. ادامه مطلب + نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت
14:54 |
حكومت اسلامي بايد امنيت را براي همه فرقهها تأمين كند
آيتالله جوادي آملي روز گذشته، در ديدار با فرمانده نيروي انتظامي قم و هيأت همراه در تذکري مهم به آنان تاکيد کرد: حكومت اسلامي بايد امنيت اجتماعي را براي همه فرقهها تأمين كند.
اين در حالي است که امروز هم سردار احمدي مقدم براي ديدار با مراجع تقليد و علما در قم به سر مي برد. به گزارش رسا، آيتالله عبدالله جوادي آملي، روز گذشته، در ديدار با فرمانده نيروي انتظامي قم گفت: هر انساني داراي دو حق اجتماعي و بينالمللي است و حكومت اسلامي بايد امنيت اجتماعي را براي همه فرقهها تأمين كند. به گزارش خبرنگار «تابناک» اظهارات اين فقيه و عالم برجسته در حالي مطرح ميشود که از سال گذشته تا کنون، سه بار با دراويش گنابادي برخورد شده و در قم حسينيه اين دراويش کاملا تخريب شد. هرچند در بيشتر موارد برخورد با فرقه دراويش از سوي نيروي انتظامي انجام نشده، اما از آنجا كه حفظ امنيت تمامي مردم بر عهده نيروي انتظامي است، آيتالله جوادي اين تذكر را به فرمانده «ناجا» داده است. از آنجا كه فرقه دراويش يك شاخه انحرافي از شيعه است، اما افراد اين مسلك عمدتا در سالهاي گذشته به كار خود مشغول بودهاند و برخورد با آنان حتي باعث مطرح شدن و گاه مظلومنمايي آنان شده است. با اين حال برخوردهاي انجامشده با اين فرقه انحرافي، بازتابهاي بينالمللي منفي داشته، از جمله اين سؤال را به وجود آورده كه چگونه در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي، گروهي كه به دليل داشتن حسينيه فرقهاي از شيعه به شمار ميروند، نيز تحمل نميشوند؟ + نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت
14:41 |
محمد خاتمی:با ظهور اسلام طرفدارخشونت و تخریب روبرو شده ایم
خاتمي با جمعي از مسوولان سابق سازمان ملي جوانان جمهوری اسلامی دیدار کرد. او در این دیدار با اشاره به سیاست های باصطلاح مذهبی و فرهنگی دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد گفت: براساس پژوهشهاي انجام شده، در دوران اصلاحات فساد و ولنگاري در جامعه کمتر شد و عليرغم آنکه شايد تظاهر به اسلامگرايي در ميان جوانان خيلي پر رنگ نبود، اما اصل ايمان، سلامت نفساني و دوري از فساد اخلاقي و ولنگاري کاملا قابل ملاحظه است. پرسش جدي اين است که آيا امروز عليرغم شعارها، فساد در جامعه بيشتر شده است يا کمتر؟ همچنين اگر خداي نکرده جوانان از نظام رويگردان شوند از مسائل مهمي است که اگر به آن توجه نشود، کشور با مشکلات زيادي روبرو ميشود. در وراي ظواهر اگر معيارهاي ارزشي و اخلاقي کمرنگ شود و نااميدي و بدبيني در ميان جوانان بروز پيدا کند، بايد نگراني جدي داشت؛ اگر ببينيم که رغبت زيادي به انجام فعاليتهاي سياسي و اجتماعي وجود ندارد، بايد به فکر چاره اساسي بيفتيم. با کمال تاسف شاهد ظهور جريانهاي بسيار تندرو هستيم که در جهت باصطلاح اسلامي آن جز خشونت و تخريب چيز ديگري را نمي شناسند و در جهت ديگر اين گروهها و جريانها فقط به براندازي فکر ميکنند. علاوه بر مسائل سياسي، جوانان در معرض مشکلات اجتماعي نيز قرار گرفتهاند. جوانان اشتغال، اميد به زندگي، امنيت يراي زندگي آرام و... ميخواهند و ايجاد اشتغال و امنيت نيازمند برنامهريزي و سرمايهگذاريهاي اساسي است؛ به خصوص با در آمد بالايي که از فروش نفت داريم انتظار چنين اقدامي بيشتر و فرصت بسيار مناسبي پديد آمده است؛ اگر اين فرصت از دست برود ما خسارات غيرقابل جبران مواجه ميشويم. + نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت
13:17 |
در پیاده نظام سپاه دشمن سرمقاله نویس روزنامه جمهوری اسلامی پیشقراولی میکند. امروز آثار شوم توطئه چینی های سرمقاله روزنامه نویس جمهوری اسلامی بر همه آشکار شده. نه بر همه ایرانیان، بلکه بر همه دنیا. سرمقاله نویس روزنامه جمهوری اسلامی به شکستن ستون وحدت جامعه مشغول است. سرمقاله نویس روزنامه جمهوری اسلامی بر خلاف نظر رهبری که سال جاری را سال اتحاد و انسجام ملی- اسلامی نامیده بودند، به شکستن وحدت ملی- اسلامی میکوشد و شهروندان ایرانی را به دلیل اعتقاداتشان به درهم کوبیده شدن تهدید میکند سرمقاله نویس روزنامه جمهوری اسلامی برخلاف نظریات رهبری و برخلاف نظریات رئیس مجمع تشخیص مصلحت و مجلس خبرگان اقدام میکند. اینها همه به وحدت دعوت میکنند و سرمقاله نویس مزبور هرروز بی آزارترین مردم این مرز وبوم را که جماعت درویشها هستند به دشمنی با نظام جمهوری اسلامی متهم میکند و خواهان قلع و قمع آنان است. اگرچه امیدی نیست که شکایات مردم علیه این توطئه ها به مقامات قضائی به نتیجه برسد، ولی مردم جهان کرو و کر نیستند. می بینند و قضاوت میکنند. فریاد ستمزدگان امروز و فردا گوش فلک را کر خواهد کرد و پرده از روی توطئه گران برزمین خواهد افکند. تخریب حسینیه بروجرد حمله بدست جوانهای متعصب و تحریک شده، آبروریزی عظیمی در جهان به بار آورده است. این آبروریزی ها را نباید نادیده گرفت و مسئولان نظام باید قلمهای مسموم را از دست نویسندگان غیرمتعهد مانند سرمقاله نویس جمهوری اسلامی بگیرند و بیش از اجازه ندهند که این اشخاص با آبروی ملی نظام اسلامی بازی کنند. مردم جهان میگویند کسانی که از شدت تعصب با درویشهای بی آزار مسلمان شیعه چنین ستمی در کشور خودشان میکنند، اگر فردا دستشان برسد با سایر مردم دنیا چه خواهند کرد ... در دنباله مطلب سرمقاله مسموم جمهوری اسلامی به تاریخ 17/07/1386 را بخوانید و قضاوت کنید ادامه مطلب + نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 و ساعت
15:46 |
مصاحبه رادبو فرانسه با دکتر سید مصطفی آزمایش در ارتباط با تخریب حسینیه بروجرد(لطفاً از دقیقه ۲۸:0۰ گوش فرمایید)
برای دانلود این مصاحبه لطفاً کلیک فرمایید + نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت
15:22 |
خجالت بکشید آبرویی برای خود بجا نگذاشتید.گربه مسکین اگر پر داشتی تخم گنجشک اززمین برداشتی دیروز و امروز دیروز – ماجرای تدارک حمله به حسینیه درویشها درقم بود. دوستداران فرهنگ تصوف تلاشهای بسیار زیادی معمول داشتند تا افکار عمومی مردم جهان را مطلع سازند تا مانع آن حمله شوند. تلاش بسیار زیادی در سطح بین المللی توسط این دوستان یکدل و علاقمند در سراسر جهان درجریان بود. کار ساده ای نبود و مانند مته کردن صخره های الماس مشکل مینمود.....
" بعد از آن ماجرا یک عنوان جدید بین المللی برعلیه ایران در دنیا با عنوان محدودیت بر فرقه های شیعه و مخالفت با رهبران دینی شکل گرفت".(محمدعلی ابطحی- وبنوشتها- 21 آبان- 86)امروز – ماجرای حمله به بروجرد خبرگزاریهای جهان به زبانهای مختلف و یکصدا در ابعاد بسیار بسیار وسیع خبر حمله به حسینیه بروجرد و تخریب آن را منعکس کردند؟ دیگر حساسیتها تحریک شده است. در این نکته تردیدی نیست. چرا؟
درویشها به عنوان سربزیرترین و ملایمترین مردم درجهان معروفند. اگر تابحال مردم دنیا آنها را نمی شناختند، امسال در سال مولوی با آنها آشنا شدند. راه و روش و رویه آنها را در صدها کنفرانس و نشست و سمپوزیوم فرا گرفتند. حال فهمیدند که قضیه چیست. سرکوب درویشها، سرکوب بی آزارترین مردم روی زمین است. حتی از سرکوب "راهبان بودائی" در بیرمانی تکان دهنده تر است.
توجه کنید. "آقایان" گفتند که برگزار کنندگان کنگره مولانا باید از امام زمان خجالت بکشند. معنویت گرایان انساندوست جهان ضمن آن که دست برگزار کنندگان کنگره مولانا در ایران را به گرمی میفشارند، برای این "آقایان" یک پیام دارند. مردم جهان به این آقایان میگویند برای برگزاری یک کنگره انسان دوستانه نباید از امام زمان خجالت کشید، اما برعکس اسباب تاسف است که ایران " مملکت امام زمان" نامیده شود، وبعد به نام "امام زمان عج" بیرحمانه امنیت شهروندان سلب گردد و با بیل و بولدوزر مسکن و معبد مردم برسرشان خراب شود. گردانندگان این برنامه شوم باید از امام زمان خجالت بکشند. چرا؟
زیرا این حرکت زشت وقبیح زمینه ای ایجاد کرد که یک فشار سیاسی عظیم از خارج بر ایران وارد شود و افتضاح و بی آبروئی بزرگی برای گردانندگان سیاستهای سرکوبگرانه در ایران فراهم کند. "این فشار سیاسی خارجی برای کشور سخت و تلخ است. اما اگر این فشارهای خارجی هم نبود خراب کردن محل عبادت مجموعه ای که معروف به بی آزاری هستند و چه نظریاتشان مورد پسند باشد و چه نباشد جزئی از مردم این مرز و بوم هستند و باید مراکز عبادی و خودشان از تعرض مصون باشند و به عنوان شهروندان باید مورد حمایت قرار گیرند." (ابطحی- وبنوشتها-21 آبان 86)
مردم دنیا از این "آقایان ستمگر و ظالم" می پرسند: استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای در دست اشخاصی که ذاتاً ستمگر و ظالم هستند آیا ممکن است؟ برای هیچ حکومتی در دنیا خراب کردن مرکز عبادی یک اقلیت کار دشواری نیست اما اگر در هر حکومتی مرکز عبادی یک گروه بی آزار تخریب شود نشانه ی ضعف آن حکومت است که یا از یک جمع کوچک صوفی می ترسد که خود و یا وابستگانش آن مرکز را خراب می کنند و یا قدرت جلوگیری از تحرک عده ای تندرو را ندارد . (محمدعلی ابطحی/وبنوشتها-21 آبان)اشخاصی که برای شهروندان خود حق عبادت در معابد خود و سکونت در مساکن خود قائل نیستند، اگر مسلح به سلاح تخریب جمعی شوند با مردمان سایر دیارها چه خواهند کرد؟ " اینهایی که در قم و بروجرد خانقاه صوفیان را خراب کرده اند از سرمایه ی تاریخی ملت ایران مایه گذاشته اند که همواره در تاریخ به همزیستی محبت آمیز با همه ی ادیان و فرق معروف بوده اند." (محمدعلی ابطحی /وبنوشتها- 21 آبان)امروز بدون تردید مردم جهان به قضاوت نشسته و وسیعاً به این یقین رسیده اند که ستمگران وظالمانی در ایران تیغ در کف گرفته اند که از آتیلا و نرون ... نیز سفاکترند. زیرا اسکندر و چنگیز که چنان قتل عامهائی از مردم ممالک مفتوحه میکردند با مردم سرزمین خود سرستیزه نداشتند و جز درراه تامین منافع آنان نمی کوشیدند. آنها مسلمان هم نبودند و به امام زمان هم باور نداشتند. حال ما از این آقایان که هرروز زیر علم امام زمان سینه میزنند و هرروز نیز حسینیه جدیدی را با بیل و بولدوزر تخریب میکنند می پرسیم: " چه منفعتی عاید حکومت و یا دین شده است؟ با این کارها نه صوفی گری پایان می یابد و نه اسلام و حکومت سود می کند. این کارها فقط به انسجام بیشتر اهل تصوف و مظلومیت آنها و بدنام شدن شیعه و حکومت منجر خواهد شد." (محمدعلی ابطحی /وبنوشتها- 21 آبان)+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت
14:42 |
تخریب حسینیه دراویش گنابادی در شهر بروجرد و بازداشت دهها تن از دراویش
ادوارنیوز:گزارشها از حمله افراد ناشناس به حسینیه دراویش گنابادی در شهر بروجرد، درگیری با دراویش و در نهایت به آتش کشیده شدن و تخریب این مکان خبر می دهد + نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت
13:54 |
پيك نت ابطحی: در شرایط سختی که کشور از نظر سیاسی و اقتصادی و بین المللی قرار دارد، در شهر بروجرد بار دیگر درگیری با صوفیان منجر به خراب شدن خانقاه آنان شد و تشنج هایی در سطح شهر به وجود آمد. از مقامات روحانی محلی نقل شده است که شورای تأمین استان تصمیم به تخریب خانقاه گرفت و بعد هم صوفیان به دفاع از خانقاه درگیر شدند. در این میان هم خانقاه تخریب شد. قبلاً هم شبیه این اتفاق در شهر قم به وجود آمد. بعد از آن ماجرا یک عنوان جدید بین المللی برعلیه ایران در دنیا با عنوان محدودیت بر فرقه های شیعه و مخالفت با رهبران دینی شکل گرفت. این یک فشار سیاسی خارجی است که برای کشور سخت و تلخ است. اما اگر این فشارهای خارجی هم نبود خراب کردن محل عبادت مجموعه ای که معروف به بی آزاری هستند و چه نظریاتشان مورد پسند باشد و چه نباشد جزئی از مردم این مرز و بوم هستند و باید مراکز عبادی و خودشان از تعرض مصون باشند و به عنوان شهروندان باید مورد حمایت قرار گیرند. برای هیچ حکومتی در دنیا خراب کردن مرکز عبادی یک اقلیت کار دشواری نیست اما اگر در هر حکومتی مرکز عبادی یک گروه بی آزار تخریب شود نشانه ی ضعف آن حکومت است که یا از یک جمع کوچک صوفی می ترسد که خود و یا وابستگانش آن مرکز را خراب می کنند و یا قدرت جلوگیری از تحرک عده ای تندرو را ندارد. اینهایی که در قم و بروجرد خانقاه صوفیان را خراب کرده اند از سرمایه ی تاریخی ملت ایران مایه گذاشته اند که همواره در تاریخ به همزیستی محبت آمیز با همه ی ادیان و فرق معروف بوده اند. کسانی که چنین کارهایی را می کنند و یا با آن موافقند اکنون که این دو حسینیه یا خانقاه خراب شده است با هر تحلیلی کاش می گفتند: چه منفعتی عاید حکومت و یا دین شده است؟ با این کارها نه صوفی گری پایان می یابد و نه اسلام و حکومت سود می کند. این کارها فقط به انسجام بیشتر اهل تصوف و مظلومیت آنها و بدنام شدن شیعه و حکومت منجر خواهد شد. + نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت
13:29 |
دستگیری گسترده دراویش در بروجرد میزان نیوز: شنبه شب حسینیه طریقت گنابادیه در بروجرد در حمله بسیج این شهر تخریب شد. به گفته منابع نزدیک به این طریقت صوفیه، حمله دیشب در پی نزدیک به شش ماه تعرضهای محدود به این حسینیه صورت گرفته است.
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت
13:7 |
مصاحبه رادبو بی بی سی با دکتر سید مصطفی آزمایش در ارتباط با تخریب حسینیه بروجرد(لطفاً از دقیقه 12:03 گوش فرمایید)
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت
23:31 |
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت
22:18 |
تخریب حسینیه دراویش گنابادی در بروجرد
بی بی سی گزارش ها حاکی از آن است که حسینیه یکی از سلسله های تصوف در شهر بروجرد، در غرب ایران، به دست نیروی انتظامی تخریب شده است.
روز یکشنبه منابع خبری از درگیری هایی در شهر بروجرد و در اطراف حسینیه دراویش گنابادی خبر دادند. خبرگزاری نیمه رسمی فارس در گزارش خود حمله تعدادی از دراویش گنابادی به مسجد النبی بروجرد و پرتاب سنگ به این مسجد را دلیل شروع درگیری ذکر کرده اند. این در حالی است که شرمان آزمایش، همسر مصطفی آزمایش سخنگوی دراویش گنابادی در خارج از ایران، در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی این مسئله را تکذیب کرده و گفته است در روزهای اخیر حملات پراکنده ای به حسینیه دراویش گنابادی در بروجرد صورت گرفته "ولی دراویش به دستور قطب خود با حمله کنندگان درگیر نمی شدند."
به گفته خانم آزمایش حملات در شامگاه شنبه به اوج خود رسیده و در این شب مهاجمان به تخریب بخشی از دیوار اقدام کرده اند و نیز از بالای دیوار حسینیه به داخل حسینیه وارد شده اند. خانم آزمایش می گوید دراویش در مقابل این حمله "برای دفاع از خود با مهاجمان درگیر شده اند". خانم آزمایش تعداد مجروحان این درگیری ها را 111 نفر ذکر کرده که حال 14 نفر از آنها وخیم است. محمد علی توحیدی، معاون استاندار لرستان، در گفتگو با خبرگزاری فارس تعداد مجروحان را 80 نفر ذکر کرده و گفته این مجروحان "عمدتا سرپایی مداوا شدند". همچنین خانم آزمایش از تخریب کامل حسینیه دراویش گنابادی در بروجرد به دست مهاجمان و نیروی انتظامی خبر داده است. آقای توحیدی نیز در گفتگوی خود با فارس تخریب "بخشی از خانقاه" را تایید کرده است. به گفته آقای توحیدی در پی حمله دراویش گنابادی به مسجد النبی، عده ای از مردم در مسجد تجمع کرده و خواستار برخورد با دراویش شده اند. خانم آزمایش از دستگیری بیش از 150 نفر از دراویش خبر داده و آقای توحیدی نیز در گفتگو با فارس دستگیری 180 نفر را تایید کرده است. بهمن ماه سال 1384 (فوریه 2006) اتفاق مشابهی در قم رخ داد و حسینیه دراویش گنابادی در قم کاملا تخریب شد. حدود دو ماه پیش شیخ دراویش گنابادی در قم از این شهر تبعید شد. صادق صبا، تحلیلگر مسائل ایران در سرویس جهانی بی بی سی، می گوید با توجه به این که دراویش شیوه نگاهی به اسلام را تبلیغ می کنند که با برداشت رسمی جمهوری اسلامی تفاوت دارد، و نیز با توجه به برخوردهای سال های گذشته جمهوری اسلامی با دراویش این احتمال را به ذهن متبادر می کند که حکومت ایران این فرقه ها را رقیب خود می داند و قصد تضعیف آنها را دارد. پیروان شاه نعمت الله ولی دراويش نعمت اللهی گنابادی پيرو نورعلی تابنده ملقب به مجذوبعلی شاه هستند که خود در تهران ساکن است. آقای تابنده نیز در این مدت تحت فشارهایی قرار گرفته است. سال گذشته که وی بنابر عادت ساليانه، ماه رمضان را در شهرک بيدخت در نزديکی گناباد می گذراند، فرمانداری گناباد به او اعلام کرد که بايد اين شهرستان را ترک گويد و به دنبال خودداری آقای تابنده از عمل به خواسته فرمانداری، مأموران انتظامی و امنيتی محل سکونت او را تحت محاصره درآوردند تا اینکه پس از مذاکراتی ميان مسئولان فرمانداری و آقای تابنده، محل را ترک گفتند و وی نیز از گناباد خارج شد. سابقه سلسله نعمت اللهی به شاه نعمت الله ولی از عرفای قرن نهم هجری (پانزدهم ميلادی) باز می گردد که در ماهان کرمان مدفون است. پيروان اين سلسله طريقت در قرن نوزدهم به سه شاخه ذوالرياستينی (منورعليشاهی)، گنابادی (سلطانعليشاهی) و صفی عليشاهی (صفائی) تقسيم شدند که شاخه گنابادی در شيوه های خود تفاوتهايی با دو شاخه ديگر دارد و به اهل شريعت نزديکتر است، تا آنجا که مکانهای تجمع اين سلسله به جای خانقاه حسينيه ناميده می شود و مشايخ آن به جای اخذ اجازه ذکر، اجازه اقامه نماز دريافت می کنند + نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت
22:3 |
تنش در بروجرد بدنبال درگيری دراويش و بسيجیان
رادیو فردا بدنبال درگيری ميان دراويش گنابادی و افرادی که گفته می شود وابسته به بسيج يکی از مساجد شهر بروجرد بوده اند دهها نفر زخمی شده و تعداد نامعلومی نيز بازداشت شدند خبرگزاری های وابسته به جمهوری اسلامی گزارش داده اند که درگيری ها به اين دليل رخ داد، که هواداران يکی از فرقه های صوفيان، شنبه شب به مسجد النبی در بروجرد حمله کردند. به نوشته همين خبرگزاری ها، اين حمله و درگيری به زخمی شدن چند تن از نمازگزاران و گروگان گرفتن شش نفر از بسيجيان شهر انجاميد و در پی آن برخی از شهروندان بروجردی تحصنی اعتراض آميز انجام دادند. اما مصطفی آزمايش، نماينده دراويش گنابادی در خارج از ايران در گفت و گو با راديو فردا، خبر حمله به مسجدالنبی را رد می کند و می گويد: گروهی از بسيجيان بروجرد از قبل برای حمله به حسينيه درويش ها آماده شده بودند. سايت های خبری وابسته به دراويش نيز در اين زمينه گزارش کرده اند که «روز شنبه، ۱۹ آبان ماه، مقارن ساعت هشت شب، عده ای اخلالگر حسينيه دراويش گنابادی در بروجرد را به محاصره در آوردند که نيروهای انتظامی با اطلاع دراويش و به درخواست آنان در صحنه حاضر شدند و ظاهراَ از تهاجم اين افراد به حسينيه جلوگيری نمودند.» اين گزارش ها می افزايد: «در اين فاصله دراويش به تمامی مسئولين مربوطه اين موضوع را اطلاع داده اند، اما متاسفانه در ساعت ۱۲ شب نيروهای انتظامی منطقه را ترک نموده و مهاجمين به حسينيه حمله می نمايند و بعد از سه ساعت درگيری و پرتاب گاز اشک آور از سوی آنان، حسينيه را به تصرف در آورده، به آتش کشيده و با بولدوزر تخريب و با خاک يکسان می نمايند.» دراويش گنابادی اعلام کرده اند که «تاکنون بيش از۵۰۰ نفر از دراويش توسط نيروهای نظامی بازداشت و زندانی شده اند. تعداد ۱۰۰ نفر از آنان نيز مجروح و به بيمارستان منتقل که حال برخی از آنها وخيم گزارش شده است.» در همین حال معاون استاندار لرستان و فرماندار بروجرد نيز به خبرگزاری مهر گفته است که « حادثه بروجرد ۸۰ نفر مجروح در پی داشت که عمدتا سرپايی بودند.» محمد علی توحيدی با اشاره به اينکه ۱۸۰ نفر در اين درگيری ها دستگير شده اند تاييد کرد که بخشی از خانقاه مربوط به دراويش تخريب شده است. در بهمن ماه سال ۸۴ نیز در جريان تخريب حسينيه شريعت در قم توسط شهرداری که با همراهی نيروهای امنيتی صورت گرفت، بسياری از دروايش گنابادی که به اين اقدام معترض بودند بازداشت شدند و برای ۵۴ نفر از آنها در دادگاه پرونده ای تحت عنوان اخلال در نظم عمومی تشکيل شد. در جريان رسيدگی به اين پرونده ها احکامی از جمله زندان و ۷۴ ضربه شلاق برای دروايش متهم صادر شد و آنها موظف شدند تا به مدت دو سال خود را به اداره اطلاعات معرفی کنند. در زمان رسيدگی قضايی به اين موضوع، دو نفر از وکلای دراويش نيز به پنج سال محروميت از شغل وکالت محکوم شدند. + نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت
21:58 |
مقاله دریافتی یکی از خوانندگان اخبار صوفیه
بالاخره افتاق افتاد ...
سایت خرقه پشمینه منسوب به " شاخه واپسگرای ضد تصوف وزارت اطلاعات" در مبارزه با شعبه های مختلف صوفی گری در ایران به صدا درآمد و به داد وفغان پرداخت. این بار داد وفغانها علیه دراویش گنابادی و ذهبی و نوربخشی و ... نیست. علیه کلیت نظام است. این بار فریادها بر سر مهمترین اعضای شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی مانند دکتر احمدی نژاد رئیس دولت ودکتر حداد عادل رئیس مجلس شورای اسلامی کشیده میشود تاکنون کسانی که به درویشها حمله میکردند حمله خود به درویشها و سرکوبی آنها و مراکز تجمع آنها را به عنوان خط نظام پیش میبردندو اعتراض درویشها را مخالفت با نظام جا میزدند. اما حالا به اقرار خودشان همه دریافته اند که نظام برسر قضیه درویشها یکپارچه نیست و کلیت نظام خواهان برچیده شدن درویشی از ایران نیست. البته در این میان آیت الله نوری همدانی و آیت الله صافی گلپایگانی بطور مشخص علیه سیاستهای دولت موضعگیری کردند. آیت الله صافی گلپایگانی از برگزاری نشست بین المللی مولانا توسط دولت احمدی نژاد در خشم شد و از این که افتتاح این مراسم با سخنرانی احمدی نژاد و شرکت او و دووزیر کابینه اش انجام شده گفت " آنهایی که این کنگره را برگزار کردند باید از امام زمان خجالت بکشند. دراین میان تردیدی نیست که سنگ بنای این کنگره به همت دکترحدادعادل و با تلاشهای خستگی ناپذیر اعضای فرهنگدوست و مسلمان انجمن حکمت و فلسفه اسلامی ایران نهاده شد. دکترحدادعادل دوسال قبل به دنبال حملات انتقادی علمای سنی و وهابیون نسبت به روایت گرایی شیعیان که بطور ذاتی آنان را به دشمنی با مذاهب اهل تسنن سوق میدهد، به استانبول و قونیه رفت و با تجلیل از مقام مولونا و بزرگداشت خاطره او به عنوان یک مرجع فقهی سنی مذهب که درعین حال ارادتمند اهل بیت ع نیز بوده به مکتب وی یعنی تصوف اشاره نمود و ارزشهای انسانی این مکتب را که در آثار و افکار بلند مولانا تجلی یافته و امروزه جهان را غرقه در انوار خود ساخته ، تجلیل کرد. روش پخته و سنجیده دکتر حدادعادل در ترکیه انعکاس وسیعی یافت. اگرچه مصاحبه مهم او با خبرنگار یکی از تلویزیونهای ترک و روزنامه های آن دیار درایران دچار سانسور شد، اما یکی از خبرگزاریهای غیررسمی با انتشار متن مصاحبه دکترحدادعادل و انتشار تصاویر این گفتگو موجب انتشار این گفتگو در ایران و درمیان فارسی زبانان شد و به همان اندازه که در میان مقلدان آیات عظام نوری همدانی و صافی گلپایگانی و دنباله روهای حجت الاسلام حسینی بوشهری در قم ایجاد خشم کرد درمیان عموم ایرانیان تولید امید و خوش بینی نسبت به آینده نمود.(این مصاحبه به همراه عکسهای مربوط به آن بعداً در چند وبلاگ علاقمند به درویشی نیز منتشر شد امروز اختلاف یک جریان ضددرویشی در درون حوزه علمیه قم با خط حاکم برکلیت نظام آشکار شده است. حداقل رئیس دولت (احمدی نژاد ووزرای ارشاد و آموزش عالی) و ریاست مجلس تصمیم گرفته اند تا سیاستی را که تاکنون در خارج از ایران در بزرگداشت تصوف اسلامی بکار میبردند در خود ایران نیز بکار ببرند. پیداست که آنها دریافته اند نمیتوان پرچمدار تصوف در دنیا شد و در داخل کشور درویش ها را مورد ضرب و شتم قرار داد و مراکز آنها را با بولدوزر تخریب کرد. نقائص کنگره مولانا در ایران کنگره مولانا درایران درشرایطی برگزار شد که کیفیت زیادی نداشت و این امر مورد انتقاد صریح حجت الاسلام سلمان صفوی مدرس حوزه علمیه اسلامی جمهوری اسلامی ایران در لندن و برادر سرلشگر رحیم صفوی مشاور مقام معظم رهبری قرار گرفت. وی گفت درمقایسه با کنگره مولانا در ترکیه، کنگره ای که درایران برگزار شد نه کیفیت داشت و نه کمیت. این انتقاد وارد و بجاست. اما چرا؟ دلیل این ضعف کنگره آن بود که تمامی اشخاص کلیدی متخصص در فرهنگ تصوف و مولاناشناسی که در جهان چهره های نام آورهستند و در کنگره مولانا غالبا شرکت کرده بودند به خاطر عدم ثبات جرات مسافرت به ایران و شرکت دراین برنامه را نداشتند. دکترسیدحسین نصر که تاچندسال پیش به عنوان اسلامشناس شناخته میشد و حالا درعرصه تصوف نیز نامی پیدا کرده درشرایط کنونی هرگز خطر مسافرت به ایران را به جان نمیخرد. وضعی که برای هاله اسفندیاری و علی تاجبخش و نازی عظیما و ... درایران اتفاق افتاد از ذهن کسی بیرون نرفته است. بااین همه علیرغم همه ضعفهای کمی و کیفی کنگره مولانا آنچه مهم بود برگزاری خود کنگره بود. مهم این بود که این کنگره درایران برگزار شد و یک تابوی بزرگ شکست. تابوی بزرگی که انجام عملی بود که عده ای از مراجع عظام تقلید مشخصاً باآن مخالفت میکردند و علیه آن فتوا داده بودند. این یک چرخش بزرگ در سیاستهای کل نظام جمهوری اسلامی است. درعین حال مقدمه یک چرخش بزرگ در کل جامعه ای است که مانند جامعه ایران برپایه اصل اجتهاد و تقلید دور میزند. این حرکت بزرگ دولت نشان داد که نظریه های منفرد برخی از کسانی که عنوان مرجعیت دارند مقدس و خلل ناپذیر نیست. میتوان آن را نادیده گرفت و حتی برخلاف آن رفتار کرد. تصمیم کل نظام برای شکستن حرمت برخی مراجع ناشی از تصمیمگیری درازمدت نظام است. نظام جمهوری اسلامی دریافته که برای بقای خویش بهتر است درکنار میلیتاریزه کردن کشور، در زمینه فرهنگی نیز قدم فراتر از تضادهای داخلی موجودنهد. تصمیم کل نظام چیست؟ حفظ مکان ایران به عنوان قطب جهان تصوف. اما چگونه؟ امروزه جهان دربرابر مولانا سرتعظیم فرود آورده است. دراین میدان ایران از ترکیه و حتی از افغانستان جنگ زده و متلاشی، عقب افتاده و دو "رینگ" را باخته است. افغانستان خودرامتولی مولانا میداند چرا که مولانا زاده شهر مزارشریف است. ترکیه نیز خودرامتولی مولانا میداند چرا که وی مدفون در قونیه است. زبانی که مولانا به آن شعرگفته و کتاب نوشته مهم نیست. مهم آن است که مدفن مولانا درترکیه است و مردم نشانی برای رجوع به آن یافته اند. و این نقطه در قونیه است. و قونیه و ترکیه " کعبه العشاق"مردم جهان شده است. دولت ترکیه که اززمان بنیانگذارفقید جمهوری ترکیه کمال آتاتورک با تصوف روی خوشی نداشت و تمامی مراکز مولویه را درجهان بخصوص دراروپا تعطیل کرده بود امروزه درصدد تغییر سیاست خودبرآمده و تصوف را به یمن مولانا مناسب ترین وسیله برقرار کردن هژمونی فرهنگی در جهان (ونه فقط جهان اسلام) می یابد و به این امر بها میدهد. کنگره مولانا برگزار میکند و از چهل و پنج کشورجهان یک صدوشصت و سه استاد و محقق را به مدت یک هفته بابهترین نحو دعوت و پذیرایی میکند. جلسه شورای امنیت ملی دکترحدادعادل در جلسه شورای امنیت ملی موفق شد که اعضای این شورا را متقاعد سازد که نمیتوان به بهانه این که در جلد پنجاه و چهارم کتاب بحارالانوار روایتی مبهم به نام توقیع امام عصر برعلیه حسین منصورحلاج نوشته شده کل فرهنگ تصوف را مردود اعلام کرد و مانع از اتخاذ تصمیمهای عاقلانه راهبردی برای سکانداری کشتی سیاست فرهنگی ایران گشت. او در این جلسه گفت اگر ماعاقل باشیم میتوانیم تمامی تلاشهای کشورهای ترکیه و افغانستان را به نفع خود مصادره کنیم. بهتر است برسر ملیت مولانا باکسی دعوا نکنیم، کافی است بگوئیم که مولانا به اقرار خود محو در شمس الدین تبریزی بوده و هرچه داشته از استادش شمس الدین تبریزی بوده و شمس تبریزی مسلماً ایرانی است. پس آن هژمونی فرهنگی که ترکها با مطرح کردن نام مولانا درپی بدست آوردن آن هستند، بسادگی ازآن ایران و نظام جمهوری اسلامی خواهد شد. دراین نشست اعضای شورای امنیت ملی با نظرعاقلانه دکترحدادعادل موافقت نموده و آن را تصمیمی بسیار بجا و مبارک دانستند. تردیدی هم نیست که شمس الدین تبریزی مسلماً زاده تبریز است. اما مهمتر از این امر آن بود که در محل بخاک سپردن وی جای تردید اندکی وجوددارد. ترکها میگویند شمس الدین تبریزی در قونیه مدفون است و مرقد گمنام او در مسجدی به فاصله ده دقیقه ای قبرمولانا دوسه خیابان آن طرفتر واقع شده. اما دکترحداد عادل پیشنهاد کرد که چون این امر مسلم نیست بهتر آن است که اعضای سازمان میراث فرهنگی و جهانگردی جمهوری اسلامی نقطه ای را به عنوان مدفن شمس در شهر خوی که از مدتها قبل مظنون به آن بوده که شمس الدین تبریزی چندصباحی درآن بسر برده را به عنوان مدفن شمس الدین درنظر بگیرند و آنجا را تبدیل به زیارتگاه و مرکز توجه تصوف دوستان جهان نمایند. این تصمیم اکنون بطور رسمی اعلام شده است. مراسم بزرگداشت شمس الدین تبریزی باشرکت جمع کثیری از اهل هنر و ادب و شخصیتهای سینمایی و موسیقی ایران برگزار شد و درمراسم افتتاحیه کنگره دکترحدادعادل رسماً اعلام داشت که این نقطه قونیه دوم درجهان خواهد شد. اکنون سیاست نظام جمهوری اسلامی درمورد تصوف تغییر کلی واساسی یافته است. یعنی برگزاری کنگره بزرگداشت شمس الدین تبریزی و مولانای رومی هردو تصمیم کلان کلیت نظام جمهوری اسلامی بوده است و دیگر سروصداها و داد و فغانهای وبلاگهای معلوم الحال و مجهول الهویه ای مانند خرقه و فرقه و سبیل دات کام و ... راه بجایی نمیبرد. درپایان بیمناسبت نیست که بخش پایانی پیام سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی را که به مناسبت هشتصدمین سال تولدمولانا انتشار یافته است به عنوان حسن ختام این گزارش دراختیار خوانندگان عزیز قرار دهیم. "...ازنظرهنری نیز آثار مولانا به گونه است که توجه مخاطب رابه خود جلب میکند. او بیشترین توجه را به موسیقی و کاربرد آن را در اشعارخوددارد و بیشترین بحرهای عروضی را به کاربرده است... اینک برمااست که این گوهر تابناک و ذخیره ارزشمند خودرا دریابیم و به یاری متفکران و اصحاب معرفت حکمت معنوی مولانا را بهتر بشناسیم و آن را به نسل جوان عرضه کنیم + نوشته شده توسط در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت
13:4 |
شهرام ناظري تنهاي آوازخوان ايراني كه نشان شواليهاش را فرانسويها يك ماه پيش برسينهاش چسباندند، روز گذشته بر مزار شمس تبريزي براي اهالي شهرستان "خوي" و هنرمندان خواند. اين كنسرت كه در حاشيهي مراسم پاياني كنگرهي شمس تبريزي با 45 دقيقه تاخير ساعت 15:45 آغاز شد. شهرام ناظري به صحنه آمد و صبر كرد تا جمعيت آرام شوند؛ پس از 15 دقيقه سكوت، گفت: خداي بزرگ را سپاسگزارم كه به ما سعادت حضور در جوار "مرقد شمس" و مردم شريف "خوي" را داده است. وي تشكر كرد، از هنرمندان سينما و اهالي خانه سينما كه او را مورد توجه قرار دادند؛ از كساني كه اين مراسم را برپا كردند، كه به اعتقاد او حتماً نتايج مثبتي در آينده براي كشور خواهد داشت. ناظري كه ميگفت بهخاطر اجرا بر مزار شمس، خودش را از خارج از كشور به ايران رسانده است؛ اضافه كرد: به قول يكي از بزرگان صاحبنظر، اينجا "قونيه دوم" ميشود كه بدون شك همينطور هم خواهد شد. بيشك اين اقدام بزرگ فرهنگي تأثير مثبتي براي فرهنگ ايران خواهد داشت و مسلماً نقطعه عطفي در تاريخ است. او ابراز كرد، در دورهي كه كره زمين وارد جنگ شده است، نگاه كردن به اين مسايل انساني و فرهنگي در آسايش انسان و صلح بشريت موثر خواهد بود. شهرام ناظري افزود: شمس گفته است در بدترين دوران تاريخي من يار بيياران هستم و اين جمله بايد بر سر در سازمانهاي دنيا قرار بگيرد. سپس، گروه مولوي بهسرپرستي و نوازندگي تار محسن نفر، نوازندگي كمانچهي سينا جهانآبادي، سهيل امينزاده - بربط، حسين رضايينيا - دف و خوانندگي شهرام ناظري خواند: چون خيال تو درآيد به دلم رقصكنان چه خيالات دگر نيز سر آرد ز ميان گرد بر گرد خيالت همه در رقص شوند و آن خيال چو مه تو به ميان رقصكنان ادامه داد: پيدا شدم، پيدا شدم، پيداي ناپيدا شدم شيدا شدم، با او بُدم، بي او شدم، ... اجرا با تشويق پياپي گل ريختن كودكي بر سر گروه ادامه پيدا كرد: عاشقي پيداست از زاري دل نيست بيماري چو بيماري دل با مكثها، تشويقها ادامه پيدا ميكرد و در ادامه شهرام ناظري باز هم خواند: باز آمدم چون عيد نو تا قفل زندان بشکنم وين چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم هفت اختر بي آب را کاين خاکيان را مي خورند هم آب بر آتش زنم هم بادههاشان بشکنم از شاه بيآغاز من پران شدم چون باز من تا جغد طوطيخوار را در دير ويران بشکنم زآغاز عهدي کردهام کاين جان فداي شه کنم بشکسته بادا پشت جان گر عهد و پيمان بشکنم امروز هم چون آصفم شمشير و فرمان در کفم تا گردن گردن کشان در پيش سلطان بشکنم
او همچنان ميخواند تا اجراي 45 دقيقهاي بهپايان رسيد و علي نصيريان و داود رشيدي نيز به احترام استاد آواز ايران برخاستند و او را تشويق كردند و نوبت به تقدير خانهي سينما از استاد آواز ايران رسيد. عليرضا رييسيان و محمدرضا اصلاني بهنمايندگي از اهالي سينما لوح تقدير خانهي سينما و كليد طلايي بارگاه حضرت شمس تبريزي به استاد آواز ايران اهدا و سپس نشان "شمس" جشنواره نيز توسط ايوبي - معاون فرهنگي، اجتماعي و شوراهاي وزارت كشور - به ناظري اهدا شد. عليرضا رييسيان هم به نمايندگي از اهالي سينما در سخناني گفت: خانه سينما با توجه به جايگاه سينماي ايران كه قدرداني را از وظايف خودش ميداند، قصد دارد اين مراسم تقدير را انجام بدهد. محمدرضا اصلاني در ادامه متن لوح شهرام ناظري را خواند كه در هشتصدمين سالگرد تولد مولانا به پاس و احترام ملت ايران خانه سينما اين مراسم را انجام ميدهد. در اين مراسم به نمايندگي از اهالي سينما، فرشته طائرپور، حميد جبلي، هانيه توسلي، داود رشيدي، علي نصيريان، منوچهر شاهسواري، مسعود رايگان، مهتاب كرامتي، فاطمه گودرزي، منوچهر محمدي، سيروس الوند، عبدالحسن برزيده، فرهاد توحيدي و به نمايندگي از هيات مديرهي خانه سينما كامران ملكي، رويا تيموريان و رضا ميركريمي حضور داشتند. در حاشيه: - همزمان با اجراي كنسرت، امضا و فيلمبرداري از هنرمندان ادامه داشت. - تا مسافت زيادي اطراف محل اجراي كنسرت، پشتبامهاي خانهها، تير چراغ برقها، حتا مقابل جلوي سن نيز مملو از جمعيت بود. - فرمان سكوت از سوي مجري برنامه براي شروع برنامه بيش از 15 دقيقه راه به جايي نبرد و برنامه با تاخير آغاز شد. - كنسرت شهرام ناظري بعد از كنسرتهاي حسامالدين سراج و عبدالحسين مختاباد اجرا شد. /ایسنا + نوشته شده توسط در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت
13:25 |
انتقاد دو مرجع تقلید در قم از برگزاری کنگره مولوی در ایران
دوتن ازمراجع نزديک به دولت جمهوری اسلامی در قم،همزمان با برگزاری کنگره بزرگداشت مولوی اين شاعر بزرگ ايرانی را مورد حمله قرار دادند. آيت الله صافی گلپايگانی اعلام کرده است«برگزاری کنگره هايی مثل مولوی تاسف بار است».آيت الله نوری همدانی نيز آثار و انديشه های مولانا جلاالدين را انحرافی خوانده است. اين اظهارات در حالی بيان می شود که که سال ۲۰۰۷ از سوی سازمان فرهنگی ملل متحد، يونسکو،به عنوان سال جهانی مولانا تعيين شده و اقصا نقاط جهان شاهد برگزاری کنگره ها و مراسم بزرگداشت اين شاعر بزرگ پارسی سرا است. طی روزهای اخير دو تن از مراجع تقليد نزدیک به جمهوری اسلامی مستقر در قم طی اظهارات تندی مولوی شاعر بزرگ ايران را مورد حمله قرار داده اند. براساس گزارش های انتشار يافته در سايت رسمی حوزه علميه قم، آيت الله صافی گلپايگانی دو روز قبل در در ديدار شورای علمی کنگره علامه بلاغی از آن چه وی« ترويج بدعت ها و ملاهی و مناهی در قالب کنگره مولوی شناسی» ناميده شده به شدت انتقاد کرده است. آقای صافی گفته است«همان اندازه که برگزاری کنگره هايی مثل علامه بلاغی برای اسلام و جامعه اسلامی مفيد است برگزاری کنگره هايی مثل مولوی تاسف بار است». وی برگزاری کنگره مولوی شناسی در تهران را که طی روز های ۶ و ۷ آبان با حضور مقامات کشوری و همچنين محققانی از ۲۵ کشور جهان برگزارشد را موجب « ترويج بدعت ها و ملاهی و مناهی» معرفی کرده و گفته است «برای مطرح شدن بعضی سخنان در اين کنگره بايد از امام عصر خجالت کشيد». آقای صافی که اظهارات وی در سايت رسمی خودش نيز انتشار يافته دولت محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران، را به خاطر تخصيص بودجه به برگزاری کنگره مولوی شناسی مورد سرزنش قرار داد و گفت« پول های زيادی برای ترويج اين برنامه مضر خرج کرده اند، و از مطالب بدعت آميز تا برنامه رقص و سماع در اين برنامه بوده است». وی در عين حال گفت«به همان ميزان که از خدمات ارزشمند دولت حمايت و تشکرکنيم برگزاری کنگره مولوی را نيز محکوم می نمائيم». «مولوی سبب منحرف شدن جامعه می شود» نوری همدانی يکی ديگر از مراجع در قم نيز دوبار طی يک هفته مولوی را مورد حمله قرار داده است. آقای نوری همدانی ابتدا روز دوشنبه در ديدار با مسئولين هماهنگ کننده سازمان تبليغات سراسر کشور گفت«کتاب شعر مولوی از نظر ادب و تمثيل قابل استفاده است، ولی در اين کتاب انحرافات بسياری وجود دارد که با اصول و عقايد ما همخوانی ندارد و سبب منحرف شدن جامعه می شود». وی مولانا جلالدين را شاعری منحرف معرفی کرده و گفت:«مولوی بينش درستی نسبت به اهل بيتنداشت و برخی از آثار او از انديشه های انحرافی سرچشمه گرفته است». نوری همدانی يکی از دلايل منحرف خواندن مولوی را اين دانسته که«مولوی کلمه مولا را در روايت من کنت مولاه فهذا علی مولاه به معنای دوست می گيرد در حاليکه در تفکر شيعی به معنای سرپرست و زعامت جامعه است». وی با اعتراض به برگزاری کنگره مولوی شناسی در تهران و تبريز گفت«مراسمی که برای مولوی در چند روز اخير بر پا شد، برای پيامبر و ائمه اطهار برپا نمی شود». نوری همدانی چهارشنبه ۹ آبان نيز در حين برگزاری درس خارج فقه بارديگر مولانا جلالدين را مور تهاجم قرار داد و گفت«بعضی چند صفحه از مثنوی را خوانده اند و تصور کرده اند که کتاب خوبی است، اما اگر با دقت آنرا مطالعه کنند با لغزش های فراوانی مواجه خواهند شد». وی گفت«ملای رومی، شاعر بسيار قوی است و در تمثيل خيلی مهارت دارد، اما نمی توان مثنوی را به کسی داد تا از راهنمايی های آن استفاده کند». نوری همدانی در توضيح دلايل منحرف خواندن مولوی اين بار با اشاره به تمجيد مولوی از منصورحلاج گفت«اين در حالی است که در جلد پنجاه و يک بحارالانوار توقيعی از امام عصردر انتقاد از حلاج آمده است». وی علاوه بر مولانا جلال الدين شاعر بزرگ ديگر ايران شيخ فريدالدين عظار نيشابوری را نيز آماج حمله قرار داد و گفت«در کتاب تذکره الاولياء شيخ عطار، با عبارت های پر آب و تاب برای صوفی ها چهره سازی شده است و برخی چون، بايزيد بسطامی، ذوالنون مصری و منصور حلاج را از ائمه(ع) نيز بالاتر دانسته اند». آقای نوری همدانی که از وی به عنوان يکی از مخالفان سرسخت دراويش و يکی از «آمران حملات دو سال اخير بر دراويش گنابادی، دستگيری و ضرب و شتم آنان» نامبرده می شود، در ادامه سخنانش با انتقاد از رواج صوفی گری در کشور دراويش را از جمله دشمنان امام شيعه معرفی کرد و گفت «در روايات به نقل از ائمه آمده است که صوفی ها، دشمنان ما هستند». وی همچنين مدعی شد«سلاطين جور و جباران روزگار مانند هارون الرشيد ها و پادشاهان صفويه برای کسب وجهه دينی خود به تقويت صوفی ها و ساختن خانقاه ها روی آوردند». آيتالله نوری همدانی علت اصلی مخالفت خود با برگزاری کنگره مولوی شناسی و انتشار آثار مولانا را نيز پنهان نکرد و با بيان اينکه «مولوی، صوفی سنی است» ، گفت «او(مولوی)، ابوطالب ( عموی پیامبر اسلام) را کافر و مشرک می داند و در اشعار خود،ماجرای غديرخم را لوث کرده است». آقای نوری همدانی پيش از اين نيز به دفعات شاعران بزرگ ايرانی را مورد حمله قرار داده و آن ها را کافر و ملحد خوانده است. وی در شهريور سال ۸۴ به دنبال سرکوب و دستگيری گسترده دراويش گنابادی با اشاره به توجه دراويش به مولوی،اين شاعر بزرگ را صوفی دانسته،وگفت«مولوی از صوفيان بسيار قهار بود». آقای نوری همدانی در همان سخنرانی خواستار ايجاد محدوديت های بيشتر برای فعاليت دراويش و ممنوع کردن صوفی گری در قم شد.وی بايزديد بسطامی و ابوسعيد ابوالخير را از نيز مورد توهين قرار داده و ادعا کرد که صوفی ها اين دو نفر را «به عنوان مشايخ خود بزرگ کرده اند». اين مرجع نزدیک به جمهوری اسلامی مستقر در قم،چهارشنبه ۲۵ مرداد ۸۵ نيز ضمن حملات مجدد به دراويش و صوفيان گفت: «اينها آمدند به جای اهل بيت مرشد، قطب و خانقاه ساختند و افرادی چون شيخ عطار، بايزيد بسطامی، معروف کرخی، شقيق بلخی، جنيد بغدادی، فضيل ابن اياز و مولانا جلال الدين محمد بلخی معروف به مولوی جزو هفتاد و دو فرقه صوفيهاند که همه راه باطل رفتهاند و دشمنان اهل بيت هستند». تجليل در جهان مولانا جلالدين محمد که به «جلالالدين رومی»،«جلالالدين بلخی»،«رومی»،«مولانا»و «مولوی» نيز مشهور است از شاعران بزرگ پارسی گوی است که در قرن هفتم هجری قمری می زيست. او را زاده بلخ از جمله بلاد وقت ايران به شمار می آورند و برخی نيز زادگاه های ديگری را برای مولوی ذکر می کنند. اما آنچه مسلم است اينکه او يکی از ۵ شاعر بزرگ پارسی گوی است که به دنبال ماجراهای پر فراز و نشيب زندگی اش سرانجام در شهر قونيه درگذشته و مقبره او در اين شهر که در ترکيه امروزی شهرKonya می نامند هر ساله پذيرای ميليون ها توريست از سراسر جهان است. مولوی در سال های پس از انقلاب چون فردوسی و اغلب ديگر شاعران بزرگ ايران مورد غضب مقامات حکومتی قرار گرفت و هنوز آثار او با سانسور شديد مواجه است. در سال های اخير اشعار مولوی مورد اقبال جهانی قرار گرفته و محبوبيت او در آمريکا به حدی رسيده که در برخی از دانشگاه های امريکا برای شناخت آثار مولوی کلاس هایی تشکيل شده و برخی از ستارگان موسيقی اشعار او را ۷۰۰ سال پس از مرگش می خوانند. افغانستان و ترکيه هر دو ادعای ماکيت معنوی مولوی را دارند و به پشينهاد ترکيه سال ۲۰۰۷ از سوی سازمان فرهنگی ملل متحد، يونسکو، به عنوان سال جهانی مولانا نامگذاری شد.هم چنين طی اين سال مراسم مختلفی در کشورهای مختلف به مناسبت بزرگداشت مولوی و با حضور مولوی شناسان بزرگ دنيا برگزار شد. از جمله در اواسط تيرماه گذشته مراسم بزرگداشت مولانا با حضور صدها نفر از انديشمندان، سفرا و اعضای سازمان ملل متحد در محل اين سازمان با حضور بان کی مون، دبيرکل سازمان ملل متحد برگزار شد. بان کی مون در اين مراسم انديشه های انسان دوستانه و انسان گرايانه مولوی را دليل گذر او از قرن ها و جاودانگيش بر شمرد و گفت« اشعار مولانا در زمان نمی گنجد و فراتراز زمان است، مولانا جلال الدين محمد رومی با وجود گذشت هشتصد سال همچنان زنده است». + نوشته شده توسط در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت
12:56 |
حدادعادل: عاليترين حقايق حكمت را ميتوان در "مثنوي" مشاهده كرد
خبرگزاري دانشجويان ايران - اروميه
رييس مجلس شوراي اسلامي گفت: به بركت انقلاب اسلامي با تاريخ دوران اسلامي خود آشتي كرديم. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، غلامعلي حدادعادل ساعاتي قبل در مراسم اختتاميهي كنگرهي بينالمللي مولانا افزود: اميدواريم اين همتي كه صورت گرفته، باعث حركت فرهنگي نويني در خوي و آذربايجان غربي شود؛ چرا كه بعد از انقلاب شاهد جنب و جوش مردم در سراسر ايران براي شناخت شخصيتهاي تاريخي خود هستيم. وي در ادامه با بيان اينكه مدفن "شمس تبريزي" در شهرستان خوي واقع شده است، اظهار داشت: درخصوص مدفن شمس، اختلاف نظر وجود دارد و بعضي از افراد در كشور همسايه يعني تركيه معتقدند كه مدفن شمس در قونيه در كنار مدفن مولانا واقع شده است، اما تحقيقاتي كه دانشمندان انجام دادهاند بيشتر مويد اين نظر است كه قبر شمس در خوي واقع است. رييس مجلس درخصوص مولانا نيز اظهار داشت: بايد به مفاخر تاريخي چون مولانا افتخار كرد و اين افتخار به سبب انديشهي متعالي آنهاست. مبادا اصل خويش را فراموش كرده و زندگي حيواني را بر زندگي عرفاني و الهي ترجيح دهيم. شمسها و مولاناها يك ارزش و انرژي معنوي در جامعه و تاريخ ايجاد ميكنند كه هركسي با مشاهدهي آنها به دنبال حقايق باشد. وي ادامه داد: ميتوان عاليترين حقايق حكمت و عرفان با داستانسرايي را در مثنوي مشاهده كرد. اين ارزشمند است كه افراد جامعهي ما از دبستانيترين افراد تا پيرمردترين و دانشمندترين آنها جذب فردي چون مولانا و يا شمس شوند؛ چرا كه آنها داراي قدرتي بودند كه حقايق حكمت و عرفان را در خود داشت و شمس نيز به تبع مولانا حقايقي كه در مثنوي بيان شده است را در قالب شيواترين اشعار و غزليات در ديوان شمس بيان كرده است. اگر اين حقيقت و معنويت را فراموش كنيم نزاع بر سر قبر اين اشخاص، ما را به جايي نخواهد رساند. شما مردم بايد بتوانيد از اين سرمايه نهايت استفاده را بكنيد. حدادعادل با بيان اينكه مردم با انقلاب، حاضر به دريافت ارزشهاي گذشتگان و شخصيتها و مفاخر شدند، اذعان داشت: اين احساس هويت و بزرگي در همه جاي ايران موج ميزند و اين حركت را بايد ادامه دهيم. رييس مجلس افزود: اولين كلامي كه در انقلاب به زبان آورديم استقلال بود و مهمترين ركن استقلال، استقلال فرهنگي و احساس هويت بود و احساس هويت، بدون تعلق تاريخي، غيرممكن است. حدادعادل در پايان خاطرنشان كرد: ما ايرانيان از همهي جهانيان به بزرگداشت مولانا سزاوارتريم؛ چرا كه هم حق ماست و هم تكليف ما و بايد دانست شخصيت مولانا جداي از شخصيت شمس تبريزي نيست و آن آتشي كه در وجود مولانا بوده به دست شمس كشف شده است.
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت
22:17 |
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت
22:15 |
بی بی سی
دولتمند خال اف، نوازنده و آهنگساز شناخته شده تاجیکستان به همراه گروهش برای اجرای کنسرت در برنامه های سالگرد مولوی به تهران سفر کرده است.
دولتمند و گروهش که نام خود را بر آن نهاده، از ۹ تا ۱۱ آبان ماه در فرهنگسرای هنر به روی صحنه می روند.
این چهارمین حضور او بر روی سن اجرا در ایران است. پیش از این دولتمند خال اف در جشنواره موسیقی فجر نیز به اجرای برنامه پرداخته بود. با پخش صدای او در تیتراژ آغازین مجموعه تلویزیونی "شکرانه" که ماه رمضان از تلویزیون ایران پخش شد، حالا او چهره ای شناخته شده تر در بین عامه مردم ایران است. دولتمند از دیرباز از شعرهای مولوی در کارهای خود استفاده می کرد و به این واسطه مولوی را در کشور خود بیش از پیش به مردم شناسانده است. دولتمند خال اف در سال ۱۹۵۰ در روستای داغستان ناحیه شور آباد تاجیکستان در خانواده ای کشاورز و اهل فرهنگ به دنیا آمد. نخستین استادان او پدرش خان محمد و برادرش نظر علی بودند. او در مدرسه موسیقی و دانشکده هنر تاجیکستان تحصیل کرده است. نخستین کنسرت دولتمند خال اف در سال ۱۹۶۳ در سن ۱۳ سالگی از تلویزیون سراسری شوروی سابق پخش شد. او از سال ۱۹۷۵ تا کنون کنسرتهای موفقی را در کشورهای آسیایی و اروپایی اجرا کرده است. دولتمند پژوهشگر موسیقی مردمی تاجیکستان است و در طول ۱۲ سال فعالیت مستمر، موسیقی مردمی تاجیکستان را جمع آوری کرده و امیدوار است درآینده ای نزدیک آنها را منتشر کند. آقای دولتمند ظاهراً تمام نوازندگان گروه از اعضای خانواده شما هستند و شما در حقیقت یک گروه خانوادگی تشکیل داده اید. درست است؟ بله. گروه من با اسم دولتمند از سال ها قبل در تاجیکستان فعالیت می کرد و در سال های گذشته نیز اجراهای بسیاری را در کشورهای مختلف داشته ایم. گروه من در اصل یک گروه بیست نفره است که برای هفته مولوی در ایران شش نفر از اعضای آن را با خود به ایران آورده ام. در ایران شش نفر از اعضای آن را با خود به ایران آورده ام ادامه مطلب + نوشته شده توسط در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت
21:3 |
آیه ا... گلپایگانی: افرادی که کنگره مولوی را برگزار کردند، باید از امام زمان(عج) خجالت بکشند
خبرگزاري انتخاب : آيتالله لطف الله صافي گلپايگاني دیروز در ديدار برگزار كنندگان كنگره علامه بلاغي گفت: افرادي كه كنگره بزرگداشت مولوي را در ايران برگزار كرده اند و آن حرف ها را بيان نمودند بايد از امام زمان (عج) خجالت بكشند. وي ضمن محكوم كردن برگزاري اين كنگره ادامه داد: بنده به شدت كنگره مولوي را محكوم كرده و مخالف برگزاري آن بودم. ادامه مطلب + نوشته شده توسط در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت
15:47 |
|
|
|||||||||||||||||||||||||||