تبليغاتX
اخبار صوفیه
 مقام معظم رهبري به مناسبت روز بزرگداشت مولانا
در تاريخ  یکشنبه ۸ مهر ۱۳۸۶

 
به نقل از خبر گزاری ایسنا : رهبر معظم انقلاب اسلامي تصريح كردند: « اگر كسى «مثنوى» را خوانده باشد، مى‌فهمدكه مولوى، مردى ملكوتى و الهى بوده است. به گزارش ايسنا ايشان كه به مناسبت 8 مهر، روز مولوي سخن مي‌گفتند، افزودند: مثنوى مولانا در ابياتى كه اصلا جنبه‌هاى معنوى هم ندارد، زيباترين و بهترين است.

+ نوشته شده توسط در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 17:5 |

مراسم ختم مرحوم محسن شماعی

مراسم ختم مرحوم محسن شماعی نوه آقای مدیری مجاز محترم بروجرد که اخیرا به قتل رسیده است ؛ فردا ساعت ۱۰ الی ۱۱:۳۰ ، در بروجرد ، خیابان تختی ، مسجد نخی ، برگزار می شود
+ نوشته شده توسط در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 0:37 |
جشن 500 روز با مولانا

خبرگزاری مهر

سال مولوی با برگزاری "جشن 500 روز با مولانا" خاتمه یافت و سخنرانان و شرکت کنندگان در این جشن که عصر دیروز در تالار وحدت برگزار شد، ضمن تجلیل از این شاعر بزرگ بر جهانی بودن و جهانی ماندن او تاکید کردند و خواستار تاسیس بنیادی به نام وی در ایران شدند

به گزارش خبرنگار مهر، در ابتدای مراسم 500 روز با مولانا علی اصغر محمدخانی - دبیر این جشن - در سخنانی با اشاره به اقبال گسترده جهانی به برگزاری مراسمها و همایشهایی برای مولانا در سالی که به نام وی نامگذاری شده بود، انتشار کتاب "پله پله تا ملاقات خدا" - اثر عبدالحسین زرین کوب - را که هفته گذشته و در 12 هزار نسخه برای بار سی ام تجدیدچاپ شد، گواهی بر این اقبال خواند و گفت: استقبال از این شاعر ایرانی در دنیا بسیار گسترده بوده ولی با این وجود کار مولوی پژوهی تمام نشده و ما در آغاز این راهیم

+ نوشته شده توسط در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 0:32 |
کنسرت شهرام ناظری در قونیه


 

شهرام ناظری

پوستر تبلیغاتی کنسرت شهرام ناظری روی دیوار آرامگاه مولانا خودنمایی می کرد اما تنها کنسرتی که در قالب برنامه های مراسم هفده روزه گرامیداشت مولانا در برنامه رسمی اعلام شده بود به حسام الدین سراج، یکی دیگر از خواننده های مشهور موسیقی عرفانی ایران تعلق داشت که آن هم برای روز سوم مراسم یعنی حدود دو هفته پیش برنامه ریزی شده بود.

یکی از مسئولان مراسم می گفت که کنسرت شهرام ناظری تنها چند روز قبل و به صورت از پیش اعلام نشده به برنامه مراسم اضافه شده بود.

کنسرتهای موسیقی اغلب در یکی از تالارهای شهر قونیه برگزار می شد و شهرام ناظری تنها هنرمند خارجی بود که کنسرتش در تالار موسیقی محل اصلی مراسم، یعنی مرکز فرهنگی مولانا برگزار شد.

تالار گنجایش هفتصد نفر را داشت اما تقریباً هزار نفر تماشاچی خودشان را به هر نحو شده در تالار جا داده بودند و البته اکثریت قاطعشان هم ایرانی بودند که این خودش نشانه ای بود از رقم چشمگیر و بی سابقه مسافران ایرانی در شهر قونیه.

کنسرت از پیش اعلام نشده، بی نظمیهای خودش را هم داشت؛ کنسرت با تأخیر زیاد آغاز شد، کیفیت صدابرداری بسیار بد بود و گروههای حرفه ای موسیقی ایرانی با وسواس زیادی که در مورد کیفیت صدای تالار دارند معمولاً در کشور خودشان حاضر نمی شوند در حالی که بلندگوها مرتب سوت می کشند به اجرای برنامه ادامه بدهند.

سال مولانا سال شهرام ناظری هم بود، او که بیش از دیگر خوانندگان ایرانی اشعار مولانا را در کارنامه هنری اش جا داده، ثمره ارادت به ملای روم را در تقدیرهای متعددی که در گوشه و کنار جهان از او شد دید که مهمترین آنها، دریافت نشانه شوالیه لژیون دونور بود.

پیش از آغاز کنسرت، خانم اسین چلبی، بیست و دومین نواده مولانا از شهرام ناظری تقدیر کرد و گفت که قرار است این خواننده موسیقی عرفانی را در ایران نماینده افتخاری بنیادی بین المللی کند که برای حفظ میراث و ترویج اندیشه مولانا تأسیس شده است.

شهرام ناظری با همراهی گروه نوازندگان اشعاری از مولانا را در دستگاه نوا و به شیوه و سبک خاص خود خواند.

شیوه آهنگسازی و اجرای تصنیفهایی که شهرام ناظری روی اشعار مولانا به اجرا در می آورد بیشتر تکیه بر ریتم دارد تا ملودی و اساساً تنوع چندانی در ملودی سازی و نغمه پردازی به گوش نمی رسد و به آوازی می ماند که ریتمیک و با میزان بندی اجرا بشود، تا آنجا که تصور می شود ارکستری حرفه ای در سطح شهرام ناظری و همنوازانش به راحتی بتواند بدون تمرین و بداهتاً تصنیف را اجرا کند.

آثاری که شهرام ناظری در کنسرت قونیه اجرا کرد به علاقمندان او یادآور می شد که شاید همچنان باید بهترینهای خوانندگی او روی اشعار مولانا را همچنان در نوزده بیست سال پیش و در ساخته های آهنگسازانی همچون حسین علیزاده و آلبومهایی مانند شورانگیز جستجو کنند که آهنگسازی آنها چه در ملودی و چه در ریتم و هم در تنظیم ارکستر و اجرا و خوانندگی شهرام ناظری، به باور بسیاری از اهل موسیقی، هنوز بی بدیل باقی مانده اند.

البته شیوه اجرایی که شهرام ناظری برای ادای حال و هوای اشعار مولانا برگزیده در نشان دادن شوریدگی و شور و حال این عارف بزرگ بسیار موفق بوده اما در حالی که فضای تالار کنسرت مرکز فرهنگی قونیه غرق در این حال و هوا بود، یکی از اداره کنندگان گروه و کنسرت شهرام ناظری که ایرانی بود مانع از ادامه کار من و همکارم شد که می کوشیدیم همین حال و هوا را در قالب گزارشی ویدیویی هم به شمار بیشتری از مخاطبان انتقال دهیم.

وقتی توضیح دادیم که از وزارت فرهنگ ترکیه اجازه تصویربرداری از کلیه بخشهای مراسم بزرگداشت مولانا را داریم جواب شنیدیم: "اینجا فقط من هستم که باید مجوز بدهم". جالب بود، شاید از دوران سلجوقیان تاکنون هیچ ایرانی دیگری در این شهر نگفته که فقط اوست که باید مجوز بدهد.

البته همین آقا بعداً بیرون از تالار از ما پوزش خواست و از دلخوری خود از کسانی گفت که ویدئوهای شهرام ناظری را بدون اجازه در سایتهای اینترنتی منتشر می کنند.

غیر از شهرام ناظری و نوازندگان همراهش، چندین گروه موسیقی سنتی و عرفانی ایرانی هم طی هفده روزی که مراسم بزرگداشت مولانا در قونیه برپا بود به هنرنمایی پرداختند اما این هنرنماییها خارج از مراسم و تنها در هتلهای محل اقامت مسافران ایرانی صورت گرفت.

این گروههای موسیقی را بنگاههای گردشگری همراه با مسافران ایرانی به قونیه آورده بودند.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 2:22 |

رحيم معيني كرمانشاهي:
ادعاي ديگران درباره‌ي مفاخر ايراني به ما صدمه مي‌زند

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات

رحيم معيني كرمانشاهي تأكيد كرد: مفاخر ما چهره‌هاي جهاني‌اند و همه بايد به جهان بروند؛ اما قبل از آن ايراني‌اند.

اين شاعر و ترانه‌سرا در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره‌ي ادعاي كشورهاي ديگر درباره‌ي مالكيت مفاخر ايراني، گفت: اين انتساب‌ها مطمئنا به ما صدمه مي‌زنند. نظامي گنجوي را به خودشان منتسب مي‌دانند و اگر زورشان برسد مي‌گويند فردوسي هم مال ماست. متأسفانه فقط كشور ما تكه پاره نشده است، بلكه فرهنگ و ادبيات‌مان هم تكه پاره شده است.

او در ادامه افزود: شخصيت‌هاي فرهنگي ما به زبان فارسي سخن گفته‌اند. شما يك خط شعر تركي از مولانا به من نشان دهيد. خب حالا اگر رفته قونيه و در آن جا دفن شده، دليل بر اين نيست كه اهل آن‌جا باشد. اين جفاي فرهنگي است كه به ما مي‌شود و بايد از هر طريق و در هر زمان و با هر زباني جلو اين تجاوزات فرهنگي را بگيريم.

معيني تأكيد كرد: مملكت ما با اين زبان فاخر و با شخصيت‌هايي چون مولانا روي پا ايستاده است و حالا اگر قرار باشد هر كدام از اين‌ها را كشوري به خود منتسب بداند، چه مي‌شود؟!

اين ترانه‌سرا يادآور شد: اين تجاوزات سياسي چرا به حوزه‌ي ادبيات و اخلاق رخنه مي‌كنند؟! ما حق نداريم اگر بتهوون آلماني آمد در ايران و فوت شد، بگوييم بتهوون ايراني است.

معيني كرمانشاهي درباره‌ي استحاله شدن مفاخر فرهنگي ايران در كشورهاي ديگر، تصريح كرد: علت اين امر مشكلات زبان ماست. الآن زبان ما متأسفانه يك زبان منزوي و منطقه‌يي است و خب از سويي در سال‌هاي اخير، ايرانياني به دلايل مختلف به خارج رفته‌اند و اولين وظيفه‌ي آن‌ها، اين است كه اين زبان ملي را نگهداري كنند و زبان فارسي را از ياد نبرند.

او در ادامه تصريح كرد: اين موقعيت خوبي است كه گروه كثيري از مملكت ما در خارج مي‌توانند زبان‌مان را در آن‌جا گسترش دهند. اگر اين‌هايي كه رفته‌اند به خارج، اين كار را نكنند، بزرگ‌ترين خيانت را به زبان و ادبيات ما كرده‌اند. اما چنان‌چه اين كار شود، آن‌گاه معلوم مي‌شود ادبيات ما در چه سطحي قرار دارد. اگر جهان ادبيات ما را مي‌شناخت، به هر خطي از مانده‌هاي ادبيات كهن ما يك جايزه‌ي نوبل مي‌داد.

وي همچنين متذكر شد: ما زباني گوشه‌نشين و منزوي داريم و چوبش را ادبيات پرمايه‌ي ما مي‌خورد، چوبش را مولاناها مي‌خورند. ترجمه‌هايي از مولانا ديده‌ام كه خنده‌ام مي‌گيرد!

معيني كرمانشاهي در پايان اظهار كرد: البته كه مفاخر فرهنگي ما چهره‌هاي جهاني‌اند، به شرط آن‌كه از وطن خودشان كنده نشوند. پاستور، ويكتور هوگو و آناتول فرانس چهره‌هاي جهاني‌اند؛ اما متعلق به فرانسه. مفاخر ما هم قبل از هر چيز ايراني‌اند. افتخار كشور ما اين است كه مولانا اهل بخارا و سمرقند است؛ بخارا و سمرقندي كه بعدا از دست ما برده‌اند و چون بخارا و سمرقند را برده‌اند، مولانا را هم برده‌اند، و چون شهر قفقاز را برده‌اند، نظامي را هم برده‌اند

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت 13:56 |

شهرام ناظری: نشان مولانا برايم از همه نشان ها با ارزش تر است

رادیوفردا

علی جوانمردی (آنکارا)

يکی از رويدادهای مهم آيين های بزرگداشت سال «مولانا» در شهر قونيه که از اول دسامبر تا پايان ماه دسامبر برگزار می شود، حضور شهرام ناطری، خواننده‌ بزرگ ايرانی، در اين مراسم بود.

شهرام ناظری به‌ همراه‌ گروه‌ موسيقی مولويه‌ در شامگاه‌ ۲۴ آذر ماه‌ در سالن سلطان ولد قونيه‌ با اشعاری مولانا جلاالدين رومی از مقام شامخ اين شاعر بزرگ تجليل کرد.

سالن سلطان ولد قونيه‌ که‌ ظرفيت آن هفتصد نفر است، مملو از جمعيتی حدود يک هزار و پانصد تن شد که‌ اکثريت آنها را ايرانيان تشکيل می دادند. شهرام ناظری آوازهايی را با اشعار مولانا اجرا کرد که‌ مورد استقبال گرم شرکت کنندگان قرار گرفت.

در اين برنامه‌ اسين چلبی ۲۳ مين نواده‌ «حضرت مولانا»، به‌ پاس استفاده‌ شهرام ناظری از اشعار مولانا در آوازهای خود که‌ در کشورهای  مختلف جهان طنين افکن شده‌، «نشان بين المللی مولانا» را به‌ شهرام ناظری اهدا کرد.

اسين چلبی طی سخنانی گفت: «قصد داريم شعبه‌ای از وقف بين المللی مولانا را در ايران هم باز کنيم و اميدواريم شهرام ناظری مسووليت معنوی آن را بر عهده‌ بگيرد».

شهرام ناظری در گفت و گو با راديو فردا، نشان بين المللی مولانا را با ارزش تر از بالاترين نشان فرهنگی فرانسه‌ شواليه‌ لژويون دونور و يا نشان ميراث فرهنگی شرق و ساير نشان های ديگری دانست که‌ تاکنون دريافت کرده‌ است

شهرام ناظری گفت: «نشان مولانا برای من از همه‌ مهمتر بود برای اينکه‌ از يک منبع و چشمه‌ اصلی است. خانم چلبی از بازماندگان حسام الدين چلبی و خانواده‌ای است که‌ در حقيقت مسبب مثنوی مولوی بوده‌، يعنی نواده‌ کسی است که‌ باعث شده‌ مثنوی معنوی بوجود بيايد. اين نشانی که‌ به‌ من دادند از نظر قلبی، حسی و درونی و معنوی به عنوان يک هديه‌ای که‌ از آسمان برای بنده‌ که‌ سال ها در اين زمينه‌ کار کرده‌ام ، آمده‌ و بسيار ارزنده‌ بوده‌ و از همه‌ نشان های ديگر با ارزش تر است».

هشتصدمين سال تولد مولانا

دوشنبه‌ شب ۱۷ دسامبر ۲۰۰۷ برابر با ۲۶ آذرماه‌ ۱۳۸۶، ۷۳۴ مين سالروز وفات مولانا محمد جلال الدين بلخی يا رومی ملقب به‌ مولوی، شاعر و عارف بزرگ ايرانی بود.

يونسکو سال ۲۰۰۷ را که‌ مصادف است با ۸۰۰ مين سال تولد مولانا، به عنوان سال مولانا نامگذاری کرد. از اين رو امسال شهر قونيه‌ محل آرامگاه‌ مولانا در مرکز ترکيه‌ حال و هوای ويژه‌ای پيدا کرده‌ است.

آيين های مربوط به‌ رقص سماع مولانا، کنسرت موسيقی، همايش های گوناگون و برپايی نمايشگاه‌ کتاب، نقاشی، خوشنويسی و ... که‌ به‌ ابتکار بنياد «وقف بين المللی مولانا» ، وزارت فرهنگ و گردشگری ترکيه‌ و شهرداری قونيه‌ برگزار می شوند، از اول دسامبر آغاز شد‌ و تا ۱۷ دسامبر، ادامه‌ يافت.

در سال مولانا و روزهای پايانی آيين های ويژه‌ معرفی آثار و انديشه‌های اين شاعر و عارف پارسی گو، حضور انبوه‌ و پررنگ ايرانيان در قونيه‌، جلوه‌ و اهميت ويژه‌ای به‌ آيين ها بخشيده‌ بود.

به‌ گفته‌ مژگان عليشاهی يکی از مسوولين تور جهانگردی که‌ مسافرين ايرانی را به‌ قونيه‌ انتقال می دهد، تنها در يک هفته‌ گذشته‌ بيش از ۱۰ اتوبوس مسافربری و هر روز سه‌ پرواز هوايی تهران به‌ قونيه‌، هنرمندان و هواداران مولانا را به‌ محل آرامگاه‌ ابدی اين شاعر و عارف عاليقدر منتقل می کند.

در هفته‌ پايانی آيين های سال مولانا در قونيه‌، هر روز در دو وعده‌ بعدازظهر و شامگاه‌، در سماع خانه‌ سالن مرکز فرهنگی مولانا مراسم رقص سماع برگزار شد.

سماع با‌ فتح سين به‌ معنی شنوايی و هر آوازی که‌ شنيدن آن خوشايند است، به‌ نوشته‌ کتاب «تاريخ خانقاه‌ ايران» سابقه‌ای غير اسلامی داشته‌ و از زمان های بسيار دور در پرستشگاه ها مورد استفاه‌ قرار می گرفته است.

سماع آيين ذکر و نيايش عارفانه‌ به‌ زبان فارسی است که‌ به‌ شنوندگان و بينندگان آن قوت قلب می بخشد. در سماع ۴۰ تن از دراويش با لباس هايی که‌ منسوب به‌ پوشش مولاناست، با ريتم آواز سماع زنان به‌ دور خود و به‌ دور مرشد که‌ در وسط آنها و  فراتر از صوفيان قرار می گيرد، می چرخند.

پیام مولانا

وزارت فرهنگ و گردشگری ترکيه‌ به مناسبت سال مولانا طرح جايزه‌ صلح مولانا را پی ريزی کرده‌ و قرار است از امسال، جايزه‌ صلح مولانا به‌ افرادی که‌ در راه‌ ايجاد صلح در جهان تلاش کرده‌اند، اهدا شود.

از ديد دکتر کلچ مدير برنامه‌های بزرگداشت مولانا در ترکيه‌، مهمترين پيام مولانا به‌ جهانيان، صلح و همزيستی مسالمت آميز و دوری از خشونت و جنگ است.

به‌ گزارش رسانه‌ های ترکيه: در سال های اخير با افزايش جنگ و خشونت های دينی و مذهبی که‌ با عنوان حمايت از اسلام و يا مذاهب اسلامی صورت می پذيرند، اهميت جهان بينی عارفانه‌ مولانا افزايش يافته‌ و روی آوردن به‌ عرفان مولوی که‌ اشاعه‌ دهنده‌ صلح، دوستی، برادری و برابری است، گسترش يافته‌ است.

حضور پر رنگ هنرمندان ايرانی

وزارت فرهنگ و گردشگری ترکيه‌ آيين های ويژه‌ای را به مناسبت سال مولانا تدارک ديده‌ که‌ تا پايان ماه‌ ميلادی جاری ماه‌ دسامبر ادامه‌ خواهند داشت.

با اين که‌ ترکيه‌ می کوشد مولانا محمد بن حسين حسينی خطيبی بکری بلخی معروف به‌ جلال الدين رومی، يا مولوی، شاعر و عارف بزرگ ايرانی را به عنوان شخصيتی متعلق به‌ فرهنگ ترکيه‌ نشان دهد، اما حضور پررنگ و فعال او با شاعران و هنرمندان ايرانی در اين آيين ها، تعلق گسست ناپذير مولوی از فرهنگ ايران زمين را به‌ منصه‌ ظهور رسانده‌ است.

در اين راستا نمايشگاه‌ خوشنويسی محمد علی قربانی از مدرسين انجمن خوشنويسان ايران و نمايشگاه‌ نقاشی رقص سماع مولانا از هنرمند الناز صيادی در سالن هتل رومی شهر قونيه‌، محل مقبره‌ مولانا توجه‌ دوستداران مولانا از فرهنگ ها و کشورهای مختلف را به‌ خود جلب کرد.

محمد علی قربانی خود درباره‌ نمايشگاه‌ خود به‌ راديو فردا می گويد: اين نمايشگاه را به‌ پيشگاه حضرت مولانا تقديم می کند.

الناز صيادی هم نقاش جوان ايرانی که‌ تابلوهايش از آيين سماع مولانا مورد استقبال شمار قابل توجهی از افرادی قرار گرفت که‌ از سراسر جهان برای شرکت در آيين های ۸۰۰ مين سال تولد مولانا به‌ قونيه‌ آمده‌اند، می گويد: استقبال از کارهايش بسيار خوب بوده‌ و هندوستان از او دعوت به عمل آورده‌ تا آثار خود را درباره‌ مولانا در چهارچوب نمايشگاهی در آن کشور به‌ معرض ديد دوستداران مولانا بگذارد. 

به‌ رغم آنکه‌ نمايشگاه‌ خوشنويسی محمد علی قربانی و نمايشگاه‌ نقاشی الناز صيادی در هتل رومی قونيه‌ بدون حمايت دولتی و يا حمايت وزارت فرهنگ و گردشگری ترکيه‌ بر پا گرديد، اما استقبال خوب بازديد کنندگان از آنها، اهميت حضور هنرمندان ايرانی در آيين های گرامي داشت سال مولانا در ترکيه‌ را نمايان ساخت

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت 13:45 |
مراسم گرامیداشت مولانا در قونیه

بی بی سی 


 
 

گرامیداشت مولانا
به مناسبت هشتصمدین سالگرد تولد مولانا ساختمان بزرگی با سبک معماری مساجد ترکیه با عنوان مرکز فرهنگی مولانا بناشده است

هر ساله در این ایام مراسم گرامیداشت مولانا جلال الدین رومی بلخی، عارف بزرگ پارسی سرا در مدفن او، شهر قونیه در مرکز ترکیه برگزار می شود.

مناسبت این مراسم، سالگرد درگذشت ملای روم در هفدهم دسامبر (26 آذر)، مشهور به شب عروس است که مراسم با آن پایان می یابد.

مراسم امسال که از اول دسامبر به مدت هفده روز آغاز شده، با هشتصدمین سالگرد تولد مولانا و نامگذاری سال 2008 به نام وی، جلوه و اهمیت خاصی پیدا کرده است؛ برای اجرای برنامه های اصلی مراسم ساختمان بزرگی با سبک معماری مساجد ترکیه با عنوان مرکز فرهنگی مولانا بناشده که تالاری مخصوص برگزاری این ذکر و سماع و تالارهای دیگری برای کنسرت و نمایشگاه دارد، برنامه های اصلی مراسم در این مرکز متمرکز شده و سایر برنامه ها در تالارهای دیگر شهر قونیه اجرا می شود.

در مراسم امسال هنرمندانی از کشورهای ترکیه، بنگلادش، ایران، گرجستان، جمهوری آذربایجان، تونس، پاکستان، فرانسه و مغولستان به اجرای برنامه های موسیقی پرداختند و نمایشگاههای آثار هنری که در کنار این کنسرتها، عمدتاً در قالب خط نگاره هایی روی اشعار مولانا برپا بود تقریباً همگی به هنرمندان اهل ترکیه تعلق داشتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت 2:24 |
ترکها زادگاه مولانا را بازسازی می کنند

بی بی سی


زادگاه مولانا در بلخ
شهر بلخ در زمان تولد مولانا از مهمترین شهرهای خراسان بود

نخست وزیر ترکیه در مراسم بزرگداشت هفتصد و سی و چهارمین سالمرگ مولانا جلال الدین بلخی، عارف و سخن سرای بزرگ پارسی گوی اعلام کرد که دولت ترکیه زادگاه مولانا را در افغانستان بازسازی خواهد کرد.

مولانا جلال الدین در سال ۱۲۰۷ میلادی (۶۰۴ هجری قمری) در خانواده ای که از جایگاه مذهبی و عرفانی عمده ای در شهر بلخ برخوردار بود به دنیا آمد اما در کودکی همراه با خانواده اش به شهر قونیه که در آن زمان پایتخت سلجوقیان بود مهاجرت کرد و تا پایان عمر در این شهر زیست.

شهر بلخ در زمان تولد مولانا از مهمترین شهرهای خراسان بود اما اکنون نشان چندانی از آبادانی در آن باقی نمانده و در نزدیکی شهر مزارشریف، مرکز ولایت بلخ در کشور افغانستان قرار دارد.

هنگامی که رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه اعلام کرد که دولتش زادگاه مولانا را بازسازی خواهد کرد، این خبر با تشویق و کف زدن حاضران همراه شد.

در تالار سماع مرکز فرهنگی مولانا در قونیه که سخنرانی نخست وزیر ترکیه در آن ایراد شد، حدود سه هزار نفر، از جمله رئیس جمهور، رئیس مجلس، وزیرفرهنگ، رهبر حزب اصلی مخالف دولت (حزب جمهوری خلق) و همچنین شماری دیگر از مقامات محلی و کشوری حضور داشتند.

نخست وزیر ترکیه در سخنان خود درباره مولانا به اینکه وی در افغانستان کنونی زاده شده اشاره کرد و گفت که مولانا از بلخ به بغداد و سپس قونیه کوچیده اما اشاره ای به ایران و جایگاه و اهمیت مولانا در ایران و فرهنگ ایرانی نکرد.

وی به صراحت از مولانا با عنوان عارفی "ترک" یاد کرد.

بخش مهمی از جمعیت ولایت بلخ افغانستان را هم اکنون ازبکها تشکیل می دهند که زبانشان به شاخه شرقی زبانهای ترکی تعلق دارد اما آثار مولانا که مهمترینشان مثنوی معنوی و دیوان کبیر (دیوان شمس) است به زبان فارسی دری سروده شده و اثری از او به زبان ترکی که سندیت آن به اثبات رسیده باشد در دست نیست.

از آنجا که ترکیب جمعیتی سرزمینهای آسیای میانه و خاورمیانه طی ده قرن اخیر و به ویژه پس از حمله مغول، بشدت دستخوش تحول شده، اظهارنظر قاطع در مورد تبار مولانا و زبان مادری او دشوار است.

خبر بازسازی زادگاه مولانا به دست دولت ترکیه در مراسمی اعلام شد که به "شب عروس" شهرت دارد و در ترکیه نیز از این شب با همان نام فارسی اش یاد می شود.

این نام از آنجا بر این شب گذاشته شده که مولانا به پیروانش گفته بود که هنگامی که از دنیا برود همچون عروسی که به خانه بخت روان می شود به وصال یار می رسد.

در این شب، مراسم ذکر و سماع به شیوه دراویش مولوی برگزار گردید که اشعار مولانا به زبان فارسی در آن خوانده شد و سرحلقه دراویش به سنت مولویه، دعای پایان ذکر و سماع را به زبان فارسی قرائت کرد.

دنیز بایکال، رهبر حزب جمهوری خلق ترکیه که سیاستهای دولت رجب طیب اردوغان را منافی ارزشهای جمهوری ترکیه و اصل جدایی دین از سیاست در قانون اساسی این کشور می داند در سخنرانی خود در مراسم شب عروس گفت که تصوف و عرفان که مولانا نقش مهمی در اعتلای آن ایفا کرده، تأیید کننده رویکرد عرفی و سکولار به دین است.

وی همچنین گفت که طرفدار اسلامی است که مولانا از آن برخاسته نه اسلامی که طالبان در افغانستان معرفی کرد

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت 2:21 |

درنگی بر قصه و معنی در مثنوی

بی بی سی 

مثنوی رساله ای تربیتی است و در پس تنوع مضمونی شگفت انگیز و بافت روایی چندلایه‌ اش هدفی روشن را دنبال می کند که از رسالت یا تکلیفی دینی برمی خیزد و آن، ارشاد و هدایت عامه است.

مثنوی برخلاف دیوان شمس که با شیدایی و خودانگیختگی آشکاری همراه است، تلاشی آگاهانه و هدفمند است برای تعلیم و ارشاد ابنای روزگار.

مولانا از الگویی آشنا و مؤثر برای ارشاد و موعظه استفاده می کند که همانا تمثیل و قصه گویی است اما در هر گام یادآوری می کند که قصه های او تنها برای سرگرمی نیست، بلکه خواننده باید برای درک معنای درونی قصه تلاش کند.

او صورت و معنی قصه را در هر مناسبت به پوست و مغز، میوه و هسته یا ظرف و دانه تشبیه می کند:

ای برادر قصه چون پیمانه ای ست
معنی اندر وی به سان دانه ای ست

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت 2:19 |
آن ماهی که در لامکان بود

هم‌میهن - محمد رهبر: برای تاثیر گذاشتن بر تاریخ باید که در تاریخ زندگی نکرد، مولانا درست همین کرده است، همانطور که قافیه را بر خود تنگ می‌دید، زمان را نیز ریسمان بی‌سروسامانی می‌سنجید، مولانا نشست بر کناره رود زمان و آن هم از چنان ارتفاعی که دیگر یک لحظه و هشتصد سال هیچ تفاوتی ندارد. فضای بی‌زمان و بی‌مکان مولوی ناگزیر تفاوت زبانی‌اش را با این بلاد و آن دیار به تمامی رفو می‌کند.

حالا سال مولاناست در همه دنیا و نه‌تنها شرق و جهان اسلام. از آن سوی اقیانوس اطلس تا «فوجی‌یاما»ی ژاپن را مولانا گرفته است، رقصی چنین میانه میدان پس از هشت قرن.

می‌توان قهقهه مستانه مولانا را شنید وقتی چند کشور و قوم بر سر مالکیت او دعوا دارند: افغانستان، ایران، ترکیه، مصر. واقعا خنده‌دار نیست که بر سر مولانایی که به طنز خود را نیمه‌ای از فرغانه و ترکستان معرفی کرده و عاقبت از هر خاکی ذره‌ای در خود دیده، چه دعوایی به راه است.

خوشبختانه ادله هیچ‌کس کفایت نمی‌کند و عاقبت مولانا از آن هیچ دار و دسته نیست. نام نهادن این سال که می‌گذرد را- گرچه چیزی بر حضرتش نمی‌افزاید- باید به کیمیای گذر از زمان و مکان او نسبت داد.

چطور می‌شود که در سالروز رحلت مولانا در آن مراسمی که بر سر مزارش و زیر گنبد خضرا برگزار می‌شود، این همه تنوع باشد، از فرانسوی‌ و ژاپنی و آمریکایی گرفته تا ترکان پارسایی که در هوای سرد قونیه وضو می‌سازند و نمازی را با اشک و حال می‌خوانند و این همه بی‌همزبان با مولانا.

آنها مثنوی‌شناس نیستند و بیشتر فارسی نمی‌دانند تا غزلیات مشعشع شمس را بخوانند و مگر در ترجمه چقدر می‌توان حساسیت‌های زبان را آن هم لسان بی‌بدیل حضرت مولانا را با آن همه شهود بی‌سابقه به مخاطب رساند.

مولانا رازی دارد که کشفش بر مایی که حادث این زمان و آن مکان هستیم عیان نیست. این اختلاف زبان‌ها نیز از سوءتفاهم‌های جغرافیایی برمی‌خیزد که مولانا از مغاکش رقصیده و پریده است، به همین می‌توان بسنده کرد که مولانا و ما را زبانی در میان است که ابتهاج بزرگ می‌گوید: گوش کن با لب خاموش سخن می‌گویم/ پاسخ‌ام ده به زبانی که میان من و توست

با این وصف اصلا نباید حسرتی خورد که دوستداران ترک مولانا، او را که به زبان فارسی شعر می‌گفت مصادره کنند و نگذارند تا لذت افتخار به مولوی به ایرانیان همزبان شاعر برسد. نه پرکاری ‌ترکان و نه بی‌همتی ایرانیان چیزی بر مولانا که ساکن زمین و زمان نیست نه می‌افزاید و نه می‌کاهد.

اما این آخر سر گله‌ای برجای می‌ماند که چرا ما ایرانیان و بیشتر مسوولانی که برای هر روز مناسبتی وضع می‌کنند عذر تقصیر را به پیشگاه مولانا نمی‌برند که اگرچه خرید این یوسف مصری در بضاعت هیچ‌کس نیست، لااقل به قدر همت خویش کوشش باید کرد. رها کنیم و برسیم به حرف آخر مولانا که البته به مذاق ما خوانندگانش خوش نمی‌آید، اما واقعیتی تمام قد است:

در نیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید والسلام

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:51 |
مثنوی، سنگ بنای عرفانی برای نسلهای آینده

 جام‌جم آنلاین - آنه ماری شیمل - ترجمه: محمد اخگری

شادروان پروفسور آنه ماری شیمل، اسلام شناس آلمانی تحقیقات بسیار مفصلی درباره عرفان اسلامی و بویژه مولانا جلال الدین محمد بلخی انجام داده است که کتاب «شکوه شمس» از وی به فارسی ترجمه شده است. وی همچنین برخی از اشعار مولانا را به زبان شعر و با واژگانی زیبا به زبان آلمانی ترجمه کرده است. آنچه در ادامه می آید، مقدمه خانم شیمل بر ترجمه گزیده ای از اشعار مولاناست که توسط یونسکو چاپ شده است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:50 |
نقش خیال دوست در آینه رباعیات مولانا، خسرو ناقد

 خسروناقد.کتاب ماه و فلسفه وادبیات.اسفند۱۳۸۲

یوهان وُلفگانگ فون گوته در یادداشتها و رساله‏هایى که براى درک بهتر «دیوان غربى – شرقى» بر این اثر جاودانه نوشته است، مبحثى نیز درباره ترجمه و انواع آن دارد که در آن بیشتر به‌ترجمه آثار ادبى، به‌ویژه آثار منظوم، توجه داشته است. وى ترجمه آثار ادبى را به‌سه نوع تقسیم می‏کند.

در نوع اول، مترجم مى‏کوشد تا ما را در محدوده فهم و ادراک فرهنگیمان با محیط بیرون از این محدوده آشنا کند. براى این نوع ترجمه انتخاب نثرى ساده و روشن بهترین روش است زیرا سخن منثور با خنثى کردن همه ویژگی‌هاى صنعت شاعرى و حتى با کاستن از وجد و حال شاعرانه و آوردن آن به‌سطح فهم همگانى، زمینه آشنایى اولیه با آثار ادبى فرهنگ‌هاى دیگر را فراهم مى‏آورد و از این طریق بهترین خدمت را در حق ما انجام مى‏دهد. این نوع ترجمه ما را در میانه فرهنگ مألوف و مأنوس ملّیمان با ادبیات بیگانه و آثار فرهنگى ارزشمند و بى‏نظیر سرزمین‌هاى دیگر آشنا مى‏کند و در عین حال ما را چنان غافلگیر مى‏سازد و به‌شگفت وامى‏دارد که بى‏آنکه بدانیم چه بر ما گذشته است، نه تنها احساس خوشى به‌ما دست مى‏دهد، بلکه از قِبَلِ آن سود معنوى نیز نصیبمان مى‏شود. این چنین تأثیرى را ترجمه آلمانى مارتین لوتر از کتاب مقدس مسیحیان همواره بر خوانندگان خواهد گذاشت. گوته بر این باور است که اگر حماسه نیبلونگن نیز از همان آغاز به‌صورت نثرى خوب و روان ترجمه و منتشر مى‏شد و در دسترس همگان قرار مى‏گرفت، هم نفوذ و تأثیر آن در میان مردم بیشتر مى‏بود و از آن سود بیشترى به‌ما مى‏رسید و هم مى‏توانست معناى بى‏نظیر، پر اهمیت، شگفت و غریب زندگى سلحشوران و صلابت سرودهاى حماسى قرن 12 میلادى را با توانایى تمام به‌ما منتقل کند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:48 |
آنه مارى شیمل مولوی شناس فقید، حسن لاهوتى‏

آنه مارى شیمل مولوی شناس فقید
حسن لاهوتى‏


پروفسور آنه مارى شیمل دانشمند عالیمقام آلمانى در آخرین ماه‏هاى هشتاد سالگى خوددنیا را بدرود گفت؛ وگرنه، به جاى آنکه امروز از نبودنش اندوهگین باشیم دو سه ماه دیگر هشتادو یک سالگى‏اش را به او تبریک مى‏گفتیم. درگذشت شیمل ضایعه بزرگى است براى جامعه‏خاورشناسان دنیا. عمر درازى را صرف تحقیق درباره ادیان، خاصه دین‏هاى مردمان شبه قاره وعالم اسلام کرد و در کنار آن چه از راه کتاب و چه با مسافرت‏هاى متعدد خود با فرهنگ و ادب وآداب و رسوم ملل مختلف از آفریقا گرفته تا خاورمیانه آشنایى عمیق یافت و این دانش وآشنایى از او دایرةالمعارف مجسمى به وجود آورد که به کمک حافظه بسیار قوى خود هر لحظه‏آماده بود تا ساعت‏ها درباره هر موضوعى که از او در این زمینه‏ها خواسته شود سخن گوید وشنونده را به ده‏ها کتاب و مقاله ارجاع دهد. آنه مارى شیمل صاحب تألیفات بى‏شمارى‏ست که‏تعداد آنها از صد مى‏گذرد.(1) این آثار بیشتر به زبان‏هاى آلمانى و انگلیسى و گاهى به ترکى‏نوشته شده و از تصحیح کتاب (مانند سیرت ابن خفیف) تا تألیف و ترجمه را در بر مى‏گیرد.

این دانشمند بزرگ در آوریل 1922 در ارفورت آلمان به دنیا آمد، در نوزده سالگى در رشته‏مطالعات اسلامى موفق به اخذ درجه دکترى از دانشگاه برلین شد (1941 میلادى). پس از جنگ‏دوم جهانى به دانشگاه ماربورگ آمریکا رفت و در آنجا با مقام استادیار رشته مطالعات اسلامى‏خدمات دانشگاهى خود را آغاز کرد. از سال 1954 تا 1959 با سمت استاد تاریخ ادیان دردانشگاه آنکاراى ترکیه به تدریس پرداخت. سپس به آلمان بازگشت و در دانشگاه بُن خدمات‏آموزشى و پژوهشى خود را ادامه داد. در سال 1967 به دانشگاه هاروارد آمریکا رفت و اولین‏دانشمندى بود که رشته مطالعات هند و اسلام را در آن دانشگاه تأسیس کرد و تا زمان‏بازنشستگى در این دانشگاه به تدریس اشتغال داشت. وقتى میرچا الیاده (Mircea Eliade) دراوایل سال 1986 درگذشت، شیمل به جاى او بر مسند مدیریت مرکز بین‏المللى تاریخ ادیان‏نشست. مناصب علمى پروفسور شیمل محدود به همین چند مورد نیست. «او مدتى ریاست‏انجمن جهانى علوم دینى، عضویت آکادمى سلطنتى علوم هلند در ادبیات (از سال 1981)،عضویت آکادمى ایالت راین‏وست فالن آلمان، عضویت آکادمى علوم و هنر آمریکا (از سال‏1987)، کارشناس موزه هنر نیویورک در خوشنویسى (از سال 19811) و ویراستار و مؤلف‏بخش مربوط به اسلام دایرةالمعارف عربى در ادیان (از سال 1981 ـ تا 1986») را نیز برعهده‏داشت.(2)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:44 |
به كجا می‌روم؟/ مطالعه‌ي تطبيقي «مرگ» در نهج البلاغه و مثنوي معنوي

این مقاله بر آن است با نگاهی اجمالی و با تاكید بر وجوه تشابه، مقوله مرگ را به طور تطبیقی در نهج‌البلاغه علی(ع) و مثنوی معنوی مولوی مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد.

مولوی نیز، در خیل بی‌شمار عالمان و فرزانگانی قرار می‌گیرد كه از خوان گسترده دانایی، دارایی و پارسایی علی(ع) به‌ویژه نهج‌البلاغه بهره كافی و وافی برده است.

اگر چه رویكرد محوری نهج‌البلاغه و مثنوی معنوی متفاوت به نظر می‌رسد اما وجوه تشابه قابل توجهی نیز به چشم می‌خورد كه دربرگیرنده دیدگاه‌های مشترك و مشابه‌ این دو بزرگ در مواجهه با مقوله مرگ است. ما در این مقال سعی خواهیم كرد به ذكر پاره‌ای از این مشابهت‌ها به صورت موضوعی بپردازیم.

امام علی(ع) در چند فراز نهج‌البلاغه تصویری كلی و مجرد از مرگ می‌پردازد و پدیده مرگ را فی‌نفسه، حامل پاره‌ای از ویژگی‌های گریز‌ناپذیر معرفی می‌كند. امری كه در مثنوی معنوی، نیز دیده می‌شود مثلا در خطبه(221) می‌خوانیم: مرگ ویرانگر لذت‌های شما و تیره‌كننده خواهش‌های نفسانی شماست. اما در عین حال، و به طور مصداقی مواجهه دنیاپرستان و پرهیزگاران را با مرگ متفاوت توصیف می‌كند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:41 |
حكایت نی، درباره مولانا از الهی قمشه‌ای

همشهری آنلاین - دكتر حسین الهی قمشه‌ای به زودی كتاب 365 روز با مولانا را از سوی انتشارات سخن به بازار كتاب عرضه می‌كند.

متن زیر مقدمه ایشان بر كتاب است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:40 |

موسيقى و سال مولانا - ناظری، شجريان، لطفی، سراج، سالارعقيلی، ناهيد

گروه هاى موسيقى ايرانى به صرافت اين افتاده اند كه در موسيقى مى شود براى مولانا كارى انجام داد و به همين دليل و از آنجا كه اصولاً ما به كارهاى دسته جمعى علاقه خاصى داريم بيش از 10 گروه موسيقى تصميم به برگزارى كنسرت براى مولانا گرفته اند.

اگرچه پيش از اين استادان بزرگ موسيقى ايران بارها و بارها در مورد مولانا داد سخن و آواز را سر داده بودند و آلبوم هايى را ويژه اشعار مولانا روانه بازار كرده بودند كه اتفاقاً با استقبال خوبى هم مواجه مى شد، اما امسال و در آستانه هشتصدمين سال تولد مولانا، هر گروه موسيقى را كه فكر كنيد، تصميم گرفته است كه براى مولانا برنامه اى را اجرا كند.شايد به اين جريان بتوان از دو زاويه نگاه كرد، اولى اينكه نيمه پر ليوان را ببينيم و بگوييم چقدر خوب كه اينقدر همه به فكر مولانا هستند و تصميم دارند موسيقى شان را به روان پاك و دستاوردهاى هنرى و ادبى مولانا تقديم كنند و زاويه دوم اينكه چرا اينقدر دم دستى و زودگذر به مولانا نگاه مى كنيم و واقعاً چندتا از اين كنسرت هايى كه امسال و در هفته مولانا برگزار خواهند شد، ماندگار خواهند بود، حالا ماندگار هيچ، حداقل شما بعد از يكسال آنها را به ياد خواهيد آورد.
اهالى موسيقى، به جز چند استاد خاص كه هميشه بليت كنسرت هايشان به بازار سياه كشيده مى شود، دم از بى مخاطبى مى زنند و شايد برپايى هفته مولوى و برگزارى اين كنسرت ها فرصت خوبى باشد براى جذب مخاطب و چه بهتر اينكه موضوع ساز زدن و آواز خواندن مولانا باشد.
با اين حساب و به خاطر اينكه ما هم قضاوت خاصى نكرده باشيم و زاويه ديد مشخصى را به شما تحميل نكرده باشيم، همه اين برنامه هاى موسيقى را براى شما مى چينيم، خواه شما پند گيريد و خواه ملال.خلاصه اين گوى و اين ميدان.
* شهرام ناظرى و سمفونى رومى
«سمفونى رومى» به آهنگسازى «حافظ ناظرى» و خوانندگى «شهرام ناظرى»، ۱۵ اكتبر (۲۳ مهر) در سالن باربيكن، لندن، برگزار شد.«ناظرى» در اين روز اشعار جلال الدين محمد بلخى را خواند و بعد از اجراى اين سمفونى نشان شواليه (لژيون دونور) فرانسه به دليل فعاليت ۲۰ سال گذشته وى در شناساندن ايران و فرهنگ شرق به غربيها، اجراى موسيقى و كنسرت هاى متعدد درباره مولانا و سخنرانى هاى ناظرى درباره هنر ايرانى در دانشگاه هاى مختلف دنيا به او اعطا شد.
شهرام ناظرى در مورد اجراى اشعار مولانا با آواز ايرانى اعتقاد دارد: اجراى اشعار مولانا لحن و آواز خاصى مى خواهد كه بايد فعالان در اين عرصه حس سوررئاليستى اشعار او را درك كنند تا بتوانند جوابگوى امواج خروشان افكار مولانا باشند. اشعار مولانا عظمت دارد و از يك فرهنگ خاص برخوردار است.آنچه در حوزه يك فرهنگ درست، قوى و عظيم قرار مى گيرد، مى تواند با همه سنخيت، نزديكى و هماهنگى داشته باشد. در حال حاضر دوره، دوره تقلب و تقليد است.هركس هر كارى را كه بخواهد انجام مى دهد البته تا دو سه دهه قبل اين طور نبود هنرمندان جايگاه خود را مى دانستند و پاى خود را به اندازه گليمشان دراز مى كردند ولى اكنون اوزان به هم ريخته و وارد مرحله تقليد شده ايم.بايد فعاليتها و كارها به دست افراد صاحب صلاحيت و مطلع سپرده شود تا از اين مرحله خارج شويم.
ناظرى گفت: شعر مولانا جايگاه خودش را دارد و نمى توان اشعار مولانا را در موسيقى پاپ گنجاند بلكه بايد با اركستر كلاسيك اشعار مولانا را اجرا كرد. اشعار مولوى جنبه حماسى دارد كه بايد در موسيقى حركت پرتلاطم و روح پر حماسه مولانا را در نظر گرفت.عظمت نهايى روح مولانا را هنوز هيچ كس نتوانسته دريابد و اين مسأله نياز به يك برنامه ريزى بزرگ دارد. در حال حاضر افرادى كه روى موسيقى با اشعار مولانا فعاليت مى كنند فقط مى خواهند از قافله جهان امروز عقب نمانند.زيرا در پنج سال گذشته مولانا مورد توجه قرار گرفته است و فروش آثار مولانا بيشترين ارقام را به خود اختصاص داده است به همين دليل خوانندگان ما نيز وارد اين حوزه شده اند و چه بسا برخى از آنها صلاحيت كار را ندارند. در سال هاى گذشته به دلايلى از اشعار سعدى بيشتر در موسيقى استفاده مى شد و به دلايل تاريخى اشعار فردوسى و مولانا كه مضمون حماسى دارند از حوزه موسيقى سنتى كنار گذاشته شده بود.از سه دهه قبل كار با شعر مولانا را آغاز كردم.در همان دوره مولانا گريزى، دليل انتخاب اشعار مولانا وجود فرهنگ حماسى شعر او بود. به دنبال الحان حماسى رفتم تا بدانم چرا اين الحان در گذشته بوده ولى اكنون از بين رفته اند.پس از تحقيق دريافتم كه شعر مولانا با روحيه و فرهنگ من نزديك است.
* محمدرضا شجريان و كنگره بين المللى شمس تبريزى
محمدرضا شجريان، استاد موسيقى ايران براى زيارت آرامگاه شمس تبريزى مراد و مرشد جلال الدين مولوى به شهرستان خوى سفر كرد و از اجراى يك برنامه موسيقى در اين شهرستان خبرداد.
شجريان در مورد اين سفرش كه در جريان برگزارى كنگره بين المللى شمس تبريزى در خوى بود، گفت: شكوه و عظمت يافتن خوى، به لحاظ وجود آرامگاه شمس تبريزى در اين شهرستان است.
* شمس و پورناظرى ها
گروه شمس كه نام مولانا را پيوسته با خود به همراه دارد، جزو نخستين گروه هاى موسيقى ايرانى بودند كه به مناسبت سال مولانا به اجراى قطعات موسيقى پرداختند.گروه موسيقى شمس به سرپرستى كيخسرو پورناظرى و خوانندگى فرشاد جمالى در تابستان امسال به مدت چهار شب به اجراى موسيقى در كاخ سعدآباد پرداخت.
كيخسرو پورناظرى، سرپرست گروه موسيقى شمس معتقد است: «موسيقى ما و همچنين اشعار مولانا درياى بى كران و گسترده اى است كه مى توان ساليان سال آنها را كنار هم نشاند و بدين وسيله موسيقى را به تعالى رساند.ديوان كبير و مثنوى مولوى حاوى مهمترين انديشه ها و مكتوبات اين شاعر گرانقدر است و اگرسالها گروه هاى موسيقى در ايران روى آنها كار كنند باز هم جاى كار دارد.موسيقى تأثيرگذارترين هنر است و مى تواند در ارائه اشعار و ابعاد وجودى مولوى نيز تأثيرگذار باشد.»
او بيان كرد: «گروه شمس نيز در اين زمينه تمام تلاش و سعى خودش را در كنسرت اخير به مناسبت سال مولانا ارائه داد و در واقع در سال جهانى مولانا دست تنها در حد مقدور و توان انجام وظيفه كرد.»
* كسايى و ناهيد

در بزرگداشت مولانا كه ششم آبان در تهران برگزار شد، «حسن كسايى» و «حسن ناهيد» به نى نوازى پرداختند. اين برنامه در جريان برگزارى كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا كه از ششم تا دهم آبان ماه امسال در تهران، تبريز و خوى بود برپا شد.
* محمدرضا لطفي
محمدرضا لطفى و محمد قوى حلم به انگلستان رفته و در تالار كويين اليزابت در شهر لندن با اجرايى بداهه، در هشتصدمين سال تولد مولانا جلال الدين محمد رومى، كنسرتى را اجرا كردند.
لطفى در اين كنسرت، برداشت خاص خود از اشعار «مولانا جلال الدين محمد»، شاعر و عارف بزرگ ايرانى را به مناسبت سال مولوى به اجرا در آورد.در اين كنسرت كه ساعت ۳۰:۷ بعد از ظهر روز ۲۸ اكتبر به وقت لندن اجرا شد، محمدرضا لطفى آواز، نواختن سه تار و تار و محمد قوى حلم نواختن تنبك و دف را بر عهده داشت.اين كنسرت كه توسط «بنياد ميراث ايران» در لندن و گروه هنرى «نوا» هماهنگ شد، از مجموعه برنامه هاى «جشنواره رومى» بود كه توسط اين بنياد به مناسبت يادبود سالگشت تولد مولانا به اجرا گذاشته شد.
* سالار عقيلى و جشنواره مورگن لند
«سالار عقيلى» به همراه گروه راز و نياز در برنامه اى تحت عنوان شب مولانا در جشنواره مورگن لند، به اجراى قطعاتى از موسيقى سنتى ايران پرداخت.او در روز ۳۱ آگوست (۹ شهريور) به همراه گروه رازونياز در جشنواره مورگن لند (جشنواره شرقى) اجراى قطعاتى را در دستگاه ماهور، نوا و مركب خوانى اجرا كرد.
* سراج و بيدل
كنسرت گروه موسيقى بيدل به سرپرستى و خوانندگى «حسام الدين سراج» در كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال مولانا برگزار شد. گروه موسيقى بيدل در اين كنسرت منتخبى از غزليات ديوان شمس تبريزى كه مشتمل بر? تصنيف و يك قطعه ساز و آواز است را اجرا كردند.حسام الدين سراج در مراسم افتتاحيه جشنواره شمس تبريزى در خوى با كارى جديد روى صحنه رفت و براى نخستين بار بود كه آواز اصيل ايرانى توسط يك هنرمند در خوى اجرا مى شد.گروه حسام الدين سراج پس از اجراى سه تصنيف و يك آواز از ديوان شمس مولانا مورد تشويق تماشاگران و علاقمندانى قرار گرفت كه از ساعت ها قبل با ازدحام در سالن مجتمع فرهنگى ارشاد خوى، در انتظار اجراى اين كنسرت بودند.
حسام الدين سراج در آغاز كنسرت گفت:«اين كنسرت را به خاطر اداى احترام به آستان شمس تبريزى در مدفن وى و به خاطر مردم خونگرم اين شهر در خوى اجرا مى كنيم».
* دولتمند خال اف
دولتمند خال اف خواننده و آهنگساز مطرح تاجيكستان در هفته مولوى به همراه گروهش به اجراى برنامه پرداخت.
دولتمند خال اف از چهارشنبه نهم آبان تا جمعه يازدهم همين ماه به مدت سه شب از ساعت 21 در فرهنگسراى هنر به روى صحنه رفت.گروه هشت نفره دولتمند خال اف با سازهاى ويولن، سه تار، تار و دوتار، قيچك، رباب، قانون، دف، دايره و نى در اين برنامه قطعاتى را با استفاده از اشعار مولوى اجرا كردند.
* اركستر صدا و سيما
براى نخستين بار اركستر 100 نفره مركز موسيقى و سرود صدا و سيما، قطعه «كجاييد اى شهيدان خدايى» را در سال مولانا اجرا مى كند.
قرار است كه در اجلاس بين المللى رسانه هاى آسيا و اقيانوسيه، اركستر سمفونيك مركز موسيقى و سرود صدا و سيما به رهبرى محمد بيگلرى پور و به خوانندگى محمد عبدالحسينى، قطعه ماندگار «كجاييد اى شهيدان خدايى» از ساخته هاى هوشنگ كامكار و براساس شعرى از مولانا را در حضور نمايندگان رسانه هاى مختلف آسيا و اقيانوسيه اجرا خواهد كرد. اين اركستر متشكل از گروه كر به رهبرى رازميك اوهانيان و با حضور نوازندگانى همچون على رحيميان، هادى آرزم، جابر اطاعتى و....در سالن كتابخانه ملى به اجرا خواهد پرداخت. در ادامه برنامه هاى اين اجلاس بين المللى اركسترهاى ديگرى از مركز موسيقى، اعم از كردى، آذرى، بوشهرى، خراسانى و گيلكى به اجراى نواهاى محلى و مقامى مى پردازند.
* فيه ما فيه
گروه «فيه ما فيه» به سرپرستى سعيد نايب محمدى اشعار مولانا را به سه زبان انگليسى، فارسى و عربى در فرهنگسراى هنر اجرا كردند.در اين اجرا مجتبى عسگرى، استاد غلامعلى پورعطايى دوتارنواز و خواننده برجسته تربت جام و خوانندگانى از كشورهاى ارمنستان و سوريه گروه را همراهى كردند.در بخش اول قطعاتى بى كلام با نام هاى «چهارمضراب»، «لوت» و «كوزه» ساخته سعيد نايب محمدى، «آفرو» ساخته همايون نصيرى و «يا رايه» ساخته دمن الحراچى از كشور الجزاير اجرا شد و در بخش دوم كه به اجراى قطعات با كلام اختصاص داشت، گروه فيه ما فيه با اجراى قطعه «عشق» ساخته هوشيار خيام و با صداى تيگران سوكيازيان از كشور ارمنستان به روى صحنه رفت.اين خواننده ارمنى شعرهاى مولوى را به زبان انگليسى مى خواند.در قطعه عشق هوشيار خيام پيانو نواخت و آواز انگليسى، پركاشن و عود او را همراهى كردند.
«بلخى» نام قطعه اى بود كه سعيد نايب محمدى آن را بر اساس مقام هاى تربت جام ساخته و استاد غلامعلى پورعطايى از تربت جام به عنوان نوازنده و خواننده ميهمان با آواز و دوتار اين قطعه را اجرا كرد.در اجراى برنامه گروه موسيقى «فيه مافيه» كه پيش از اين آلبومى را هم به همين نام توسط نشر موسيقى حوزه هنرى منتشر كرده بودند، از اين قطعه استقبال فراوانى شد.
* روحتاف
گروه موسيقى «روحتاف» از ايران در فرهنگسراى خانواده و مجموعه فرهنگى هنرى آسمان (فرهنگستان هنر) به اجراى موسيقى پرداخت.اين ويژه برنامه كه در روزهاى 8 ، 9 و 10 آبان ماه برگزار شد، شامل دو بخش علمى(سخنرانى و ارائه مقالات)، مثنوى خوانى و اجراى موسيقى بود كه گروه موسيقى روحتاف قطعاتى را به صورت بداهه نوازى اجرا كرد.
اين برنامه در دو بخش براساس موسيقى تنبور و موسيقى رديف دستگاهى ايران و با استفاده از اشعار مولانا برگزار شد. سازبندى گروه موسيقى «روحتاف» براساس سازبندى موسيقى ادوار قديم شكل گرفته است؛ نوع سازبندى گروه «روحتاف» را «تنبور» و«چهارتار» -كه سازى احيا شده از دوران صفوى و زمان حيات عبدالقادر مراغه اى است- تشكيل مى داد.در كنسرت گروه موسيقى روحتاف، نوعى تنبور ابريشمى با كاسه بزرگ، نى، كمانچه، قيچك آلتو، تنبك، دف ، كوزه، نقاره و دهل مورد استفاده قرار گرفت و به گفته آرش شهريارى در تركيب گروه سازهايى مثل «هانگ» كه يك ساز سوئيسى با ريشه ايرانى است نيز استفاده شده است.
* اپرت عشق
بابك محمدى اپرت «طبيب عشق» را با تلفيقى از نمايش و موسيقى، به مناسبت هفته مولوى از 4 تا 11 آبان ماه جارى به مدت هشت شب به روى صحنه برد.اين اپرت برگرفته از داستان «پادشاه و كنيزك» از آثار مولوى بود كه علاوه بر گروه نمايش، گروه موسيقى، كر و گروه اجراكنندگان سماع نيز در آن حضور داشتند. بخش موسيقى اين نمايش را ابراهيم اثباتى ساخته و رضا معماريان، خواندن اشعار مولوى را به صورت آوازى به عهده داشت.
محمدى در مورد اين اپرت مى گويد: قصد داشتم اين داستان را به صورت كامل و بدون دخل و تصرف اجرا كنم.ما تقريباً از ۹۹ درصد اشعار مولوى در داستان پادشاه و كنيزك استفاده كرده ايم.قسمتى از اين اشعار توسط خواننده خوانده مى شد و قسمتى توسط بازيگران به اجرا در مى آمد.اجراى اين نمايش با اجراى زنده موسيقى با استفاده از سازهاى ايرانى، همخوانى گروه كر و اجراى سماع همراه بود. هفت بازيگر اصلى، ۱۰ بازيگر فرعى، ۲۰ همخوان، نوازنده و كر در اپرت «طبيب عشق» حضور داشتند..
* داوود آزاد و كنسرتى كه لغو شد
«داوود آزاد» نوازنده تار و سه تار و خواننده موسيقى سنتى ايران، كه پيش از اين در آلبوم « ديوان شمس و باخ» ارادت خود را به مولانا ثابت كرده بود، تصميم گرفت تا در هفته مولوى هم برنامه موسيقى را در تهران برگزار كند.
قرار بود كه در اين برنامه قطعات «پيمانه»، «آن دلبر من»، «خوان وحدت»، «مى بى رنگ»، «شمس و قمر»، «عشق، بيا بيا بيا»، «ساقى مستان»، «شاه بى نشان» و قطعات ديگرى از داوود آزاد اجرا شوند اما اين اجرا به دليل سفر «داوود آزاد» در تالار وحدت لغو و به تاريخ ديگرى موكول شد

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:38 |
احمد جلالی: مولانا نفس واحده مؤمنان را معنا کرد

 احمد جلالی گفت: اینکه مؤمنان نفس واحده باشند را مولانا معنا کرد او دنبال بیقراریی می‌گردد که همان آزادگی را به او می‌دهد تا این بیابان را بپیماید.

«احمد جلالی» رئیس کتابخانه مجلس و سفیر سابق ایران در یونسکو در مراسم «شبی با مولانا» در فرهنگسرای نیاوران گفت: مولانا این موضوع را که مؤمنان نفس واحده باشند را معنا کرده و به دنبال بیقراریی می‌گردد که همان آزادگی را به او می‌دهد تا بیابان را بپیماید.
وی افزود: مولانا انگار شعبه‌ای از زبان فارسی و خراسانی در ترکیه و روم زده بود و یاران و شاگردان او هم آنجا بودند. او زبان خراسان بزرگ را تا مرزهای یونان کشاند و شفیعی کدکنی زیبا می‌گوید که مثنوی بزرگترین حماسه معنوی جهان است که خداوند آن را به زبان فارسی هدیه کرده است.

جلالی که گاهی در خلال صحبت‌های خود اشعار مولانا را با شور می‌خواند، ادامه داد: ما دست همه غیر ایرانیان را که مولانا را شناساندند می‌بوسیم. ما دست نیکلسون و عبدالباقی گولپینارلی را می‌بوسیم.
رئیس کتابخانه مجلس با بیان اینکه مولانا اسباب نزاع ملل نیست، تأکید کرد: مولانا خود می‌گوید «ما برای وصل کردن آمدیم، نی برای فصل کردن آمدیم» پس این معیارها در مورد او معنایی ندارد و مولانا یک اندیشه است و کالا نیست که بگویم اگر متعلق به فلان کشور خاص باشد از او کم می‌شود.

سفیر سابق ایران در یونسکو با بیان خاطره‌ای عنوان کرد: پس از واقعه 11 سپتامبر مجمع سازمان ملل تشکیل نشد و با توجه به تشویش اذهان عمومی نخستین جلسه‌ای که سازمان ملل در آن سال برگزار کرد یونسکو بود. من هم آن سال به عنوان رئیس موقتی یونسکو انتخاب شده بودم و طبیعتا سخنران اولیه بودم.
جلالی ادامه داد: با توجه به آن شرایط حاد جهانی که هرکس می‌پنداشت تمام حقیقت را می‌گوید هرچه اندیشیدم، برای شروع سخنرانی، سخن ساده‌تر و زیباتر از داستان «فیل» مولوی نیافتم.

پوستر «توسعه هزاره» به مناسبت سال جهانی مولانا و روز سازمان ملل به احمد جلالی اهدا شد.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:36 |
نوه شانزدهم مولانا: مولانا برای کسانی آمده‌است که در پایان راه قرار دارند

مصاحبه و ترجمه: علی نصیری
خانم نسل پیر چلبی روز یکشنبه پیش از شروع کنگره هشتصدمین سال تولد مولانا گفت: به قول خود مولانا او برای رستگاری و نجات کسانی آمده است که در پایان راه قرار دارند.
نواده شانزدهم پسری مولانا از سلطان ولد در گفتگوی اختصاصی با ایرنا افزود: از آنجایی که دنیای ماتریالیستی غرب به تدریج به پایان راه خود رسیده است به عرفان مولانا شدیدا نیازمند شده است.
رییس مرکز پژوهش مولانا در دانشگاه سلجوق قونیه تصریح کرد: غربی‌ها با علم به اینکه از انسانیت و معنویت دور افتاده‌اند و امروزه به کشف مولانا و دیگر عرفای شرق می‌پردازند تا روح مرده خود را حیات مجدد بخشند.
چلبی اظهارداشت: طبق یک حدیث، اولیا و بزرگان وارثان پیامبران هستند و در اینجا نیز می‌بینیم که مولانا به حق صاحب رسالتی برای هدایت بشر بوده است.
وی دراین‌باره افزود: مردم با شناختن مولانا بهتر می‌توانند به پیامبران و امامان و اصحاب کرام و اندیشه بزرگان دست یابند، زیرا مولانا خود از الهامات الهی برخوردار بود و بهتر از همه می‌توانست به معنویات مردم عمق ببخشد.
نسل پیر چلبی پیام فرهنگی مولانا به ممالک اسلامی را دوری گزیدن از جنگ و اهتمام به عشق همنوع و شناخت عمیق قرآن کریم است.
وی درباره خانواده خود گفت: برادرش فاروق در آمریکاست و خواهرش در اروپا و او به طور افتخاری در ایران است تا پیام مولانا را به جهانیان عرضه کند.
به تصریح وی، طبیعی است که شرقیان و ایرانیان که بیش از همه با مولانا الفت دارند

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:35 |
فرح اصولی: اشعار مولانا موجب آرامش انسان می شود

مولوی را می توان در زمره شاعرانی قرار داد که با خواندن اشعارش به آرامش می رسیم.
فرح اصولی نقاش و بانوی گالری کشور به مناسبت فرارسیدن هفته بزرگداشت مولوی در کشور در گفتگو با خبرنگار فرهنگی حیات گفت: من مولوی را بسیار زیاد دوست دارم و از سن 15 سالگی و با خواندن آثار وی با این شاعر پرآوازه آشنا شدم.

وی افزود: من با غزلیات و مثنوی این شاعر پرآوازه انس و آشنایی خاصی دارم. البته با غزلیات بیش از مثنوی نزدیکی دارم و مورد علاقه من است.
اصولی ادامه داد: یک نوع شوریدگی خاصی در اشعار مولی به چشم می خورد که این شوریدگی فقط در اشعار این شاعر دیده می شود.

وی تصریح کرد: آوردن اشعار مولانا در موسیقی روز موجب می شود تا شعرهای این شاعر پرآوازه به بهترین نحوه ممکن درذهن جوانان قرار گیرد و شاهد مانوس شدن هرچه بیشتر جوانان با اشعار این شاعر نامی و پرآوازه جهانی باشیم 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:23 |
موبد اردشیر خورشیدیان: مولانا یادگار اندیشه و فرهنگ ایران باستان است

رئیس انجمن موبدان زرتشتیان تهران روز یکشنبه گفت: مولانا عارف بزرگ ایرانی با فرهنگ و اندیشه ایران باستان آشنا بوده و در مثنوی نیز عرفان باستانی، ایرانی و اسلامی به روشنی آشکار است.

به گزارش ایرنا از محل کنگره بزرگداشت مولانا در تهران ، موبد دکتر اردشیر خورشیدیان افزود: مولانا یکی از عارفان بزرگ ایرانی است و عرفان وی دنباله‌روی عرفان باستانی اشوزرتشت است.

مولف کتاب "نگرشی نو بر تخت جمشید" تصریح کرد: عرفان زرتشتی همان ‪۷‬ پله امساشپند به معنی سپیدی و عاری از هرگونه آلودگی است که در لغت عربی "مقدس" نامیده می‌شود و اهورامزدا که هستی بخش ابرداناست شش فروزه دارد که مولانا از این فروزه‌ها گذر کرده و به عرفان والایی دست یازیده است.

رئیس انجمن موبدان تهران افزود: این شش فروزه در عرفان زرتشتی به نام‌های وهومن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خرداد و امرداد است که به معنی نیک‌اندیشی، راستی و درستی، شهریاری بر خویش و تسلط بر نفس، مهر و فروتنی، دانش‌اندوزی و خردورزی و بی‌مرگی و جاودانگی است که ایرانیان باستان به آن معتقد بوده و مولانا نیز با طی کردن هفت شهر عشق به عرفان حقیقت و خداجویی رسیده است.

خورشیدیان در این‌باره اظهار داشت: در مثنوی، عرفان ایرانی مولانا و هفت شهر عشق به تصویر کشیده شده و در شاهنامه نیز هفت خوان رستم به روشنی هویداست.

وی گفت:مولانا عارفی است که سنت ایرانی را حفظ کرده ودر مثنوی به صورت فلسفی، عرفان ایرانی - اسلامی را تا امروز در جامعه ایرانی نگهداری کرده است.

وی در پایان یادآور شد: آنچه مسلم است مولانا شاعر و عارف فرزانه ایرانی است که در مثنوی خرد و اندیشه نیک او به جهانیان عرضه شده است.

کنگره بین‌المللی بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا،از امروز (یکشنبه) در تهران آغاز شد. این کنگره پس از دو روز کار خود را در شهرستان تبریز ادامه خواهد داد و یک روز پایانی آن نیز در شهرستان خوی انجام خواهد شد

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:22 |
 

 علی اصغر شعردوست: رونق زبان فارسی مهمترین راه تحقیقات اصولی در آثار مولاناست

مراسم بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا با سخنرانی ها و برنامه های متنوع فرهنگی و هنری پنجشنبه شب در تالار بزرگ شهر باکو آذربایجان به پایان رسید.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از دبیرخانه همایش های بین المللی بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا، در قسمت آغازین برنامه اختتامیه مقامات رسمی جمهوری اسلامی ایران، جمهوری آذربایجان و ترکیه به سخنرانی پرداختند و در قسمت پایانی نیز تئاتر "مسافر عشق" حسین مسافر آستانه به نمایش درآمد.

علی اصغر شعردوست دبیرکل همایش های بین المللی بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا از سوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با تشکر از برگزاری برنامه های مولانا در باکو گفت: مولانا خلاصه فرهنگ و عرفان اسلامی ایرانی و شرقی است. حضور زنده، پرارج و اثرگذار مولانا در حیات مردمان این منطقه حکایت گرسنگی جهان به زلال معرفت و معارفی است که امروزه سرتاسر جهان به آن احساس نیاز می کنند.

وی ادامه داد: فروش نسخه ناقص از ترجمه مولانا در غرب با شمارگانی وسیع طی چند سال گذشته به نحوی که عنوان پرفروش ترین کتاب را به خود اختصاص داده، نشان دهنده این واقعیت است که در صورت عرضه متناسب و روزآمد، معارف مستحکم و غنی ایرانی و اسلامی می تواند جایگاه شایسته ای در جهان پیدا کند.

دکتر شعردوست در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به برنامه های بزرگداشت مولانا در ایران در تهران، تبریز و خوی که روزهای ششم تا دوازدهم آبان برپا می شود، برگزاری برنامه های متنوع جشنواره شمس تبریزی را از اهداف برنامه های این ایام ذکر کرد و گفت: ایجاد بنیاد فرهنگی و مطالعاتی شمس تبریزی و تحقیقات مستمر و پردامنه در کشف زوایای ناشناخته زندگی مولانا و شمس و تبیین جایگاه آذربجان و تبریز در قوام فرهنگ ایرانی و اسلامی از اهداف این جشنواره است.

وی ضمن انتقاد از روند تدریجی تضعیف زبان فارسی در ترکیه و جمهوری آذربایجان، رونق این زبان را مهمترین راه تحقیقات اصولی در آثار و زندگی مولانا و شمس تبریزی دانست.

شعردوست در این مراسم با قرائت ابیاتی از مثنوی بلند مولوی، به برگزاری آیین های بزرگداشت یکصدمین سال تولد استاد شهریار از سوی سازمان میراث فرهنگی در ایران و برخی کشورهای منطقه اشاره کرد و استمرار این نوع برنامه ها را ضامن قرابت هرچه بیشتر مردمان مسلمان و موحد ایران، ترکیه و جمهوری آذربایجان دانست.

وی در پایان این مراسم از نادر محقق ارومی که هزینه های برگزاری روزهای بزرگداشت مولانا در جمهوری آذربایجان را برعهده گرفته بود، تشکر کرد و با اهدای تابلو فرشی منقش به تمثال شمس تبریزی که توسط هنرمندان تبریزی بافته شده بود مراتب سپاس جمهوری اسلامی ایران را به خانواده محقق ارومی ابلاغ کرد.

در این مراسم رئیس اتحادیه نویسندگان جمهوری آذربایجان، شهردار قونیه، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس ملی جمهوری آذربایجان و معاون وزیر فرهنگ آن کشور نیز سخنانی ایراد کردند.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:20 |

نماینده زرتشتیان در مجلس: مولانا راه راستین حقیقت‌جویی را به انسان‌‌ها نشان می‌دهد

مولانا عارفی بزرگ و یکی از شخصیت‌های برجسته تاریخ ایران است که بی‌گمان با آیین و فرهنگ ایران باستان و دین زرتشت آشنا بوده و می‌تواند راه راستین خداجویی را به انسان‌های روزگار معاصر نشان می‌دهد.

به گزارش ستاد خبری بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا، کوروش نیکنام، نماینده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی با بیان این مطلب گفت: مولانا عارف برجسته‌ای است که پیام زرتشت؛ پیامبر آریایی، در بسیاری از داستان‌ها، قصیده‌ها و سخن‌های این شاعر پرآوازه ایرانی به روشنی هویدا است.

وی در ادامه افزود: مولانا عارف فرزانه‌ در مثنوی معنوی؛ بزرگترین شاهکار ادبی جهان، نشان می‌دهد انسان در قرن حاضر که عصر پیشرفت علم و تکنولوژی است می‌تواند به شیوه‌های مختلف قهرمان تاریخ خود شود.
عضو انجمن موبدان تهران در ادامه افزود: مولانا سرچشمه وجودی حقیقت انسان است زیرا این شاعر ایرانی به تمام واقعیت‌های زندگی دست یافته و به نوعی به او الهام شده است.
وی در ادامه به اشعاری از مولانا اشاره کرد و گفت: روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم از کجا آمده‌ام آمدنم بهر چه بود به کجا می‌روم آخر ننمایی وطنم از این اشعار مولانا به زبان اوستایی نیز اشاره شده و ترجمه آن به عنوان فاتحه‌ بر سر مزار درگذشتگان و به یاد روانشنادان خوانده می‌شود. ترجمه آن چنین است: به روان و فروهر آزاد شده نیکان درود باد.

نماینده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی در ادامه یادآور شد: آزاد شدن روان از کالبد جسم که در بندهایی از اوستا به آن اشاره شده و مولانا این آزاد شدن روان از کالبد جسم را به زیبایی به تصویر کشیده است.
پژوهشگر فرهنگ ایران باستان در خاتمه سخنانش خاطرنشان کرد: بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا جامعه زرتشتی را بسیار خرسند کرد و گرامیداشت بزرگان ادب پارسی کار ارزنده‌ای است که باید همواره اجرا شود تا فرزندان ایرانی درس اخلاق و زندگی را از این بزرگان بیاموزند.

کنگره بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا از ششم تا دهم آبان ماه امسال در تهران، تبریز و خوی برگزار خواهد شد

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:19 |

دستغیب: شمس تبریزی، مولوی را از قیل و قال مدرسه به عشق کشاند

عبدالعلی دستغیب گفت: پدر مولوی از واعظانی بوده که در ماوراء‌النهر و بلخ شهرتی داشته و او را به نام سلطان‌العلما می‌شناختند.
این منتقد معاصر با بیان این مطلب به ستاد خبری کنگره بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا گفت: به روایت تاریخی سلطان محمد خوارزمشاه حکمران آن مناطق بوده با خلیفه عباسی الناصرالدین الله در می افتد و چون منشور حکمرانی خوارزمشاه را امضا نمی‌کند به بغداد لشکر می‌کشد که البته در این لشکرکشی در همدان برف‌گیر می‌شود و بازمی‌گردد و به همین دلیل علمای ماوراءالنهر و خراسان بزرگ و صوفیان که تابع خلیفه عباسی بودند نسبت به سلطان محمد خوارزمشاه مخالفت می‌ورزند و در این بین سلطان العلماء مجبور می‌شود، به بغداد بیاید. جلال الدین هم به همراه پدرش می‌آید و روایت شده او در 12 یا 16 سالگی به ملاقات عطار می‌رود و الهی‌نامه را عطار به جلال‌الدین هدیه می‌کند.

دستغیب گفت:‌ پس معلوم می‌شود که جلال الدین مولوی در همان سنین جوانی دانش خوبی داشته که نظر عطار را به خودش جلب کرده.
به هر حال پس از آنکه این خانواده به بغداد می‌رسند و در آن مناطق زیرنظر خلیفه عباسی اینجا و آنجا می‌روند بالاخره به قونیه مهاجرت می‌کنند و سلطان سلجوقی هم زیر نظر پدرش علوم رایج آن زمان را به دست می‌آورد و به درجه اجتهاد می‌رسد. در هر حال او کارهای مربوط به خودش را انجام می‌دهد تا اینکه شمس تبریزی را ملاقات می‌کند و به عالم شعر و شاعری قدم می‌گذارد.

این منتقد افزود: مولانا بعد از قریب به 30 سال شعر گفتن و سلوک عرفانی، در سن 68 سالگی بدرود زندگی گفت و این خلاصه‌ای از خط طولی زندگی مولاناست.
دستغیب افزود: مولانا زن و فرزند داشته و مقام بسیار ممتازی هم در آسیای صغیر که همین ترکیه فعلی باشد داشته و بسیاری از عارفان و درویشان و حتی وزرا به خانقاه مولوی رفتند و سرسپرده مولانا بودند.

این مترجم و منتقد ادبی ادامه داد: برخورد شمس تبریزی و مولوی یک واقعه استثنایی است به طوری که تمام هستی مولانا را زیر و زبر می کند. بسیاری از اشعار دیوان کبیر نتیجه عشق و علاقه مولوی به شمس تبریزی است.

نویسنده کتاب هستی شناسی حافظ در پایان خاطرنشان کرد: شمس تبریزی مولوی را از قیل و قال مدرسه به عالم عشق می کشد. این مشابه است با دیدار افلاطون و سقراط افلاطون ورزشکار بوده و شعر می‌گفته و در زمانی به دیدار سقراط می‌رود و دگرگونی می‌یابد و نهایتا وارد جهان فلسفه می‌شود

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:18 |
کریمی موغاری: علم مولوی از اشراق و شهود باطنی حاصل می‌شود

فریده کریمی موغاری گفت: قرآن و حدیث دو سرچشمه فیاض است که عرفان مولانا را سیراب ساخته، پاره‌ای قصه‌های مثنوی از مضمون آیات قرآن و احادیث نبوی نشأت گرفته‌اند. از طرف دیگر، کاربرد الفاظ و تعابیر قرآن و حدیث هم به فراوانی در مثنوی دیده می‌شود که یکی از ویژگی‌های سبکی مولوی را به وجود می‌آورد.

فریده کریمی موغاری، پژوهشگر ادبی و استاد دانشگاه، ضمن بیان این مطلب به ستاد خبری کنگره بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا، گفت: طرز تلقی مولانا از قرآن کریم، نمایانگر تعظیم فراوان وی بر کلام خدا و تسلط کامل او، بر آن است. همچنین علاقه به تأویل صوفیانه آیات و احادیث نیز در سراسر مثنوی آشکار است. تأثیر قرآن و حدیث در مثنوی شرف تا جایی است که فهم مطالب آن بدون آشنایی با قرآن کریم امکان‌پذیر نخواهد بود.

از طرف دیگر، مولوی علاوه بر استدلال‌های تمثیلی که به آیات قرآنی دارد، در قصه‌ها و شخصیت‌های داستانی خود نیز، از کلام الهی استمداد می‌جوید. در بسیاری از موارد تمثیل، مولانا به تفسیر آیات نیز می‌پردازد و در پاره‌ای موارد، در نقل احادیث به اقوال صوفیان و آرای مشایخص استناد می‌کند. به وابع بیشتر احادیث مثنوی در صحاح حدیث، مأخذ معتبری دارد که استاد فروزانفر آن‌ها را در کتاب «مأخذ قصص و تمثیلات» ذکر کرده‌اند.

وی گفت: مسلم است که ارتباط مثنوی با قرآن، همه جانبه و از روی ایمانی بی‌نظیر است. مولوی گاهی آیه‌ای را از این کتاب آسمانی چنان مورد تفسیر و اقتباس و استشهاد قرار می‌دهد که خواننده در یک نگاه خود را به دنیایی تازه مواجه می‌بیند.
مؤلف کتاب «زبان و ادبیات فارسی عمومی» که تا حال به بیش از 54 چاپ رسیده است افزود: آیات قرآن در مثنوی به دو صورت مورد استشهاد قرار می‌گیرد. اول آن‌هایی که صریحاً مورد استشهاد یا تفسیر و اقتباس قرار گرفته‌اند و دوم، آن‌هایی که مفاد آیات قرآنی در مثنوی انعکاس یافته؛ بدین معنی که مضمون قرآنی در بیت آورده شده، بدون این که کلمه یا جمله‌ای از آن به طور صریح مورد تذکر قرار گیرد

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:17 |

میهن‌دوست: مولانا، مرگ اندیشی زمینی است

محسن میهن دوست گفت: جلال‌الدین محمد مولوی همچنان که عشق زمینی را واسط خود و خدایش می‌داند، همواره پرسشگر است و پاسخگو و مدام به مرگ می‌اندیشد.
محسن مهین دوست، اسطوره‌شناس ضمن بیان این مطلب در گفت‌وگو با ستاد خبری کنگره بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا، گفت: مساله مولانا در ادبیات ایرانی و تفکر ایرانی مقوله‌ای فرامعمول است. به واقع چنان که حافظ در دسترس است مولانا نیست.و آثار مولانا چند خوانش است و مخاطب پی‌درپی کنش و واکنش و تغییر و تحول مدام را در مجموعه آثار مولانا شاهد است. آما آنچه باید از سوی پژوهشگران در باب آقای ملای روم جدی گرفته شود، تحقیق در عرصه‌های متعدد تخصصی است و برای خود من مساله مرگ‌اندیشی و طرح مستمر چرایی مرگ در اوج شور و سوز و گداز در آثار مولانا فوق‌العاده جذاب است

وی اضافه کرد: فقدان پژوهش‌های همه جانبه و کمبود واقع‌نگری در پژوهش‌های انجام شده موجب افزودن ابهام بر آثار مولوی است. به عنوان مثال ما از دوران نوجوانی و جوانی مولانا چه می‌دانیم و آنچه موجود است تا چه حد با درک تعقلی در بافت تاریخی و مزانه مولانا هماهنگ است؟ آیا جای خالی یک غزل در نسخه تصحیح شده استاد کدکنی به سهم خود بر این ابهامات اضافه نمی‌کند؟

میهن دوست تصریح کرد: عینیت بخشیدن به این فراز و فرودها و نقاط مبهم و خالی توسط پژوهشگران متخصص می‌تواند مخاطب امروز را به درستی با مولوی و آثارش اشنا سازد.

این اسطوره‌شناس و پژوهشگ رضمن اشاره به دلایل عامه پسند نبودن آثار مولانا گفت: مولانا به سبب دانش گسترده و سرشارش و تحولی که در نگره انسان‌شناسی ایجاد کرده است و همچنین از آنجا که آثارش مملو از اسطوره و تمثیل است در مثنوی به مثابه یک حکیم به ما درس می‌دهد اما در غزلیات پر از سوز و گذاز است و به دنبال ضمیر ناخودآگاه خویش می‌رود و از ویژگی تعلیم دادن دست می‌کشد. در همین غزلیات است که از او می‌خوانیم: «چون چنگم از زمزمه خود خبرم نیست. از کفر و زاسلام برون است نشانم...»

کنگره بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا از ششم تا دهم آبان ماه امسال در تهران، تبریز و خوی برگزار خواهد شد

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:16 |

هادی ربیعی: مولانا در مثنوی مفهوم خیال را به کار برده است

عضو فرهنگستان هنر گفت: مولانا جلال الدین بلخی در آثار خود از جمله مثنوی معنوی، واژه خیال و مشتقات آن را به کار برده است و شارحان مثنوی هر یک به اختصار یا تفصیل در باب این واژه سخن گفته‌اند.

به گزارش ستاد خبری کنگره بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا هادی ربیعی عضو فرهنگستان هنر با بیان این مطلب خیال در مثنوی را از دیدگاه حاج ملاهادی سبزواری بررسی کرد و گفت:‌یکی از بزرگترین شارحان مثنوی حاج ملاهادی سبزواری، حکیم، عارف و ادیب قرن سیزده هجری است که در شرح خود بر مثنوی در باب مفهوم واژه خیال را مطرح کرده است.

عضو فرهنگستان هنر خاطرنشان کرد: شواغل بر دو نوع عام و خاص است. همچنین آنچه نفس ناطقه در خواب از صور غیبیه می بیند یا به سبب اتصال نفس به مبادی عالیه است یا بدون سبب اتصال به آنها که به واسطه تعرفات متخیله در صوری که در لوح خیال موجودند صورت گرفته و احتیاجی به تعبیر و تأویل ندارد.
کنگره بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا از ششم آبان ماه شروع شده و تا دهم همین ماه در تهران تبریز و خوی ادامه خواهد داشت 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:15 |
غلامرضا اعوانی: مولانا نام تبریز را در جهان جاودانه کرد

یکی از راه‌های بررسی و ارزیابی یک فیلسوف یا عارف دینی، ارزیابی نظرات وی درباره انسان است.

به گزارش ستاد خبری کنگره بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا، «غلامرضا اعوانی» دبیر علمی جشنواره شمس تبریزی و همایش بین‌المللی بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا، با بیان این مطلب گفت: روح مولانا همیشه در تبریز بوده، مولانا نام تبریز را در جهان جاودانه کرده و از هیچ دیاری به اندازه تبریز نام نبرده و نام تبریز توسط دیوان شمس تبریزی به تمام دنیا معرفی شده است.

وی درباره نام تبریز هم در زمینه مادی و هم معنوی در اشعار مولانا یاد کرد و افزود: برای تشکیل این کنگره در ایران تلاش‌های بسیاری شده است، اما کار به طور پنهان و به دور از سرو صداهای رسانه‌ای پیگیری می‌شد.

اعوانی یادآوری کرد: قبل از این کنگره در شش دانشگاه کشور شش پیش‌کنگره برگزار شد.

وی مسئله انسان را در اشعار مولانا مسئله اصلی و بنیادی دانست و ادامه داد: در مثنوی و کتاب فیه ما فیه، بحث انسان به طور اساسی بیان شده و تصویری که از انسان به‌دست می‌دهد تصویری الهی است.

جشنواره شمس تبریزی و همایش بین‌المللی بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا که هشتم آبان‌ماه در تبریز آغاز شده، امروز (9 آبان)به کار خود پایان می‌دهد

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:9 |
ترکیه مستند «مولانا، رقص عشق» را به ‌نمایش می‌گذارد

فیلم مستند «مولانا، رقص عشق» که جدیدترین تلاش ترکیه در سال مولانا است، با روایت بازیگران بزرگ سینمای جهان اواخر سال جاری اکران می‌شود.

به گزارش ایسنا، پس از آنکه سازمان یونسکو سال 2007 را سال مولانا نام‌گذاری کرد، مراسم‌ مختلفی همچون برگزاری همایش‌های بین‌المللی برای این شاعر ایرانی و رقص سماع تا مثنوی‌خوانی در ترکیه و دیگر کشورهای جهان برگزار شد و امروز روزنامه "تودی زمان" این کشور اعلام کرد: فیلم مستند جدیدی به نام «مولانا، رقص عشق» ساخته کارگردان جوان ترکیه، "کورشات کیزباز" روز 21 دسامبر به روی پرده سینماهای ترکیه خواهد رفت.

این فیلم در دو نسخه انگلیسی و فرانسوی ساخته خواهد شد و هنرمندان نام آشنای سینمای جهان، روایت‌گر این اثر مستند خواهند بود.

طبق این گزارش، در نسخه انگلیسی‌زبان قرار است "مورگان فریمن"، بازیگر بزرگ هالیوود کار روایت را انجام دهد و برای نسخه فرانسوی‌زبان نیز "جرارد دپاردیو"، بازیگر فرانسوی انتخاب شده است.

این فیلم مستند در شش کشور مختلف فیلم‌برداری شده است و شامل مصاحبه‌هایی با 40 مولوی‌شناس و صوفی است.

مستند «مولانا، رقص عشق» از سال 2005 وارد مرحله ساخت شد، هرچند در سال 2002 بود که کارگردان آن اولین قسمت مستند 30 دقیقه‌ای آن را به نام «رومی احلاف» ضبط کرد که در 20 جشنواره بین‌المللی و شبکه‌های جهانی نمایش داده شد و شش جایزه نیز دریافت کرد.

این فیلم همچنین حاوی تصاویری از مراسم رقص سماع است که در خارج از ترکیه برگزار شده است.

به گزارش ایسنا طبق گزارش این روزنامه، سازندگان فیلم در تلاش‌اند تا نسخه اسپانیولی‌زبان این مستند را نیز تهیه‌کنند که البته هنوز مشخص نیست، راوی این اثر مستند چه کسی خواهد بود.

"کیزباز" با بیان اینکه هنگام ساخت فیلم، جشنواره‌های مختلفی‌ از آن دعوت کرده‌اند، اعلام کرد: احتمال دارد این اثر مستند در شبکه‌های بین‌المللی پخش شود. این فیلم مستند 54 دقیقه‌ای، شامل اپیزودهایی از جمله زندگی مولانا، مهاجرت او از بلخ به قونیه به همراه خانواده‌اش و زندگی سخت قرن سیزدهم است.

فیلم مستند «مولانا، رقص عشق» همچنین نشان می‌دهد که شخصیت‌های بزرگی چون "گوته"، "رامبرانت"، "هگل" و "اسپیزونا" چگونه تحت تأثیر مولانا قرار گرفتند و در شاهکارهای‌شان از او الهام گرفتند.

کارگردان فیلم در این‌باره گفت: «در این فیلم تلاش کردیم تا نشان دهیم چگونه عقاید این مرد بزرگ میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار داد. مولانا واقعاً در آمریکا شاعر بزرگی است و همطراز شکسپیر است. اروپا او را با جنبه فلسفی‌اش می‌شناسد

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:7 |
صدای ساز ذوالفنون بر آرامگاه مولانا

جلال ذوالفنون هجدهم آذر ماه در حالی برای پنجمین سال پیاپی در این ماه از فصل پاییز عازم قونیه شده که برگزاری کنسرت های مختلفی را در برنامه خود دارد.

به گزارش خبرنگار سرویس هنری برنا جلال ذوالفنون سه تار نواز مطرح کشور قرار است به مناسبت هشتصدمین سال تولد مولانا کنسرت هایی را همراه با گروه پنج نفره خود در آرامگاه این شاعر بلند اوازه ایرانی در قونیه اجرا کند .

جلال ذوالفنون در گفتگو با خبرنگار سرویس هنری برنا گفت : پنج سال متوالی است در این فصل به قونیه می روم و کنسرت هایی را به مناسبت تولد مو لانا برگزار می کنم ؛ امسال هم چنین تصمیمی دارم که قرار است به همراه گروهی پنج نفره از 19 تا 27 آبان ماه راهی ترکیه شویم .

در این سفر سروش قهرمان دوست با سه تار ، سهیل ذوالفنون با تار ، مهدی نظام دوست با دف ، و مرتضی فلاح ( بامداد ) به عنوان خواننده گروه را همراهی می کنند.

ذوالفنون همچنین در مورد قطعاتی که قرار است اجرا شود گفت : ما مجموعه ای از مقام های مختلف ایرانی را برای اجرا در نظر گرفته ایم که البته با توجه به حال و هوای محل اجرا به بداهه نوازی خواهیم پرداخت.

ذوالفنون سال 1361 در آباده متولد شده و در کودکی پس از عظیمت به تهران، فراگیری موسیقی را در ده سالگی شروع کرده است. سپس برای ادامه تحصیل به هنرستان موسیقی ملی رفت و در آنجا با سازهای دیگر چون تار و ویلن آشنا شد. ویلن را نزد برادرش محمود ذوالفنون آموخت و در هنرستان از رهنمودهای موسی معروفی در زمینه تکنیک سه‌تار برخوردار شد. همزمان با تاسیس رشته موسیقی در دانشکده هنرهای زیبا، به آنجا راه یافت. آشنائی با شخصیت‌های موسیقی ملی ایران از جمله نورعلیخان برومند و دکتر داریوش صفوت، شناخت تازه‌ای از موسیقی اصیل ایران و امکانات وسیع سه‌تار را برای وی به ارمغان آورد که از سال 1346 فعالیت خود را روی سه تار متمرکز کرد.

این هنرمند از روش‌های اساتیدی چون ابوالحسن صبا، ارسلان درگاهی و همچنین راهنمائی‌های احمد عبادی ، یوسف فروتن و سعید هرمزی بهره یافته و آثار متعددی مانند : گل صد برگ ، و آتشی در نیستان با صدای شهرام ناظری و همچنین آلبوم های تکنوازی از جمله آلبوم های پرند، پیوند، پرواز، دل آوا، دانه های مروارید و رقص مضراب را منتشر کرده است

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:6 |
مترجم آمریکایی: مولانا چهره خندان اسلام است

"نویت ارگین" که مترجم آمریکایی شعرهای "مولانا" به زبان هندی است، این شاعر ایرانی را «چهره‌ی خندان اسلام» نامید.

به گزارش ایسنا، "نویت ارگین" در نشست بررسی آثار مولانا که در "پاتنا"ی هند برگزار شد، گفت: «پیام عشق‌، صبر، ایثار و مهربانی مولانا، او را به محبوب‌ترین چهره‌ی شعر صوفیانه در جهان غرب تبدیل ساخته است.»

"ارگین" در ادامه اظهار کرد: «امروزه که جهان در شرایط دشواری به‌سر می‌برد، پیام مولانا به‌خاطر آن‌که فراتر از فرقه‌هاست، از اهمیتی ویژه برخوردار است.»

به گزارش پایگاه خبری EarthTimes، او افزود: «فلسفه‌ی مولانا به سنت هند نزدیک است و شاعرانی چون "علامه اقبال" و "رابیندرانات تاگور" از وی الهام گرفته‌اند.»

این مترجم 81ساله پیش از این بخشی از شعرهای مولانا را ترجمه کرده است و قصد دارد کل 22 جلد شعرهای او ترجمه‌شده به زبان هندی را منتشر کند.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:5 |
معرفي مفاخر ايراني از جانب ديگران بدون غرض‌ نيست

خبرگزاری ایسنا

علي شيخ‌الاسلامي كم‌توجهي به مفاخر و بزرگان فرهنگي را قابل دفاع نمي‌داند و تأكيد دارد كه حق را بايد همه‌جا معرفي كنيم.

رييس دانشكده‌ي ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره انتساب مفاخر فرهنگي ايران به برخي كشورها، اظهار كرد: مصادره‌ي مسائل مادي و معنوي از مشكلاتي است كه امروز در فرهنگ جوامع به‌صورت‌هاي مختلفي ظهور مي‌كند. همان‌طور كه بسياري از حاكميت‌هاي ظالم در مصادره‌ي حقوق ملي جوامع و همچنين مصادره‌ي انواع و اقسام امكانات كشورها هيچ پروايي ندارند، در امور معنوي نيز همين‌طور است.

او در ادامه تأكيد كرد: ديگران هيچ ابا و امتناعي ندارند بزرگاني مانند شيخ‌الرييس ابوعلي سينا و جلال‌الدين محمد بلخي و ديگر شخصيت‌هاي بزرگ فلسفه‌ي جهان و امثال اين‌ها را مصادره كنند. با اين‌كه مي‌دانند زبان‌ آن‌ها، زبان اسلام و زبان شعر آن بزرگان، زبان فارسي بوده است، آن‌ها را به‌خود اختصاص مي‌دهند.

شيخ‌الاسلامي يادآور شد: حالا به‌دليل اين‌كه ولادت يا وفات اين بزرگان در يكي از مناطقي بوده كه الآن از سرزمين اسلامي ايران جدا شده است، اين بزرگان را به‌صورت‌هاي مختلفي مصادره مي‌كنند و مي‌خواهند به‌نام خودشان تحويل ما دهند.

شيخ‌الاسلامي درباره‌ي تحريف بزرگان ايراني از سوي ديگران، تصريح كرد: بدون ترديد ما بايد بي‌ آن‌كه به تعمدها اعتنايي داشته باشيم، در معرفي اين بزرگان و فرهنگ عظيم اسلامي كوشش كنيم. دنيا الآن ديگر از شفافيتي از نظر تحقيقات برخوردار است كه اين تبليغات اگر تأثير داشته باشند، در مردم ورزيده و انديشمند تأثير نخواهند داشت.

اين استاد دانشگاه همچنين خاطرنشان كرد: كم‌توجهي به مفاخر فرهنگي غيرقابل دفاع است؛ اما به جان ديگران هم نمي‌شود افتاد. بايد در تحقيقات و تتبعات به وحدت دنياي اسلام و بويژه فرهنگ عظيم ايراني توجه داشته باشيم.

شيخ‌الاسلامي متذكر شد: البته اين رويكرد كشورهاي ديگر در معرفي مفاخر فرهنگي ايران بدون غرض‌ورزي نيست و در اين‌چنين معرفي كردن، تعمدي در كار است؛ اما ما بايد كار علمي خود را انجام دهيم و با تحقيق و استدلال و برهان و تتبع، مردم جهان را در جريان ارزش‌هاي علمي آيين اسلام بويژه تشيع قرار دهيم.

او در پايان گفت: از بابت تعالي فرهنگ ضرورتي ندارد احساس خطر كنيم. البته وظيفه داريم حق را همه‌جا معرفي كنيم. ما عقايد خود را در اين زمينه معرفي مي‌كنيم؛ اما از اين‌كه ديگران هم ممكن است مزاحمتي ايجاد كنند، نگران نيستيم؛ زيرا خيلي زود مي‌توان به حق رسيد

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:3 |

كتاب ناياب عرفاني همچنان در انتظار است

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب

كتاب «سكينة الاوليا» اثر محمد دارالشكوه كه پس از 40 سال با ويراست جديد منتشر خواهد شد، همچنان در انتظار كسب مجوز نشر است.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، كتاب «سكينة الاوليا» كه 40 سال پيش با تحقيق و تصحيح محمدرضا جلالي نائيني منتشر شده، با ويراست جديد توسط انتشارات حقيقت به‌چاپ خواهد رسيد.

به گفته‌ي يكي از دست‌اندركاران اين مركز نشر، اين اثر كه از جمله آثار عرفاني محمد دارالشكوه است، از مهرماه سال گذشته براي دريافت مجوز انتشار ارايه شده است.

دارالشكوه به زبان‌هاي فارسي، عربي، سانسكريت و هندي تسلط داشت و در شعر نيز داراي آثار متعددي است. او به دو زبان فارسي و هندي شعر مي‌سرود و نسخه‌ي خطي ديوان دارالشكوه با عنوان «‌اكسير اعظم» شامل 133 غزل و 28 رباعي است.

دارالشكوه علاوه بر ديوان شعر، كتاب‌هاي «سفينة الاوليا»، «رساله‌ي حق‌نما»، «حسنات العارفين»، «مجمع البحرين»، «مكاتيب»، «طريق الحقيقت»، «بياض دارالشكوه»، و «شرح ديوان حافظ» را به رشته‌ي تحرير درآورده است

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 17:0 |
روزنامه اعتمادملی

شنيده شده كه‌ جمعي از دراويش بوشهر با نگارش نامه‌اي به مقامات عالي كشور نسبت به تخريب حسينيه دراويش سلسله نعمت‌اللهي‌گنابادي در شهر بروجرد و مضروب كردن و دستگيري و بازداشت دراويش اعتراض كردند و خواستار برخورد جدي با عاملا‌ن آن شدند

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 23:53 |
/ اختصاصی مهر از قونیه /

شهرام ناظری رئیس افتخاری مرکز مولانا پژوهی شد

خبرگزاری مهر

کنسرت شهرام ناظری در مبان استفبال بسیار گرم حاضران شب گذشته در تالار سلطان ولد شهر قونیه برگزار شد.

به گزارش خبرنگار مهر،  قبل از شروع برنامه خانم اسین چلبی (از نوادگان مولانا) به روی سن آمد و طی سخنان کوتاهی گفت : مهمترین پیام مولانای بزرگ وحدت و پرهیز از تفرقه بوده است و من خوشحالم که ما در این جمع با یک دل و یک نیت گرد هم آمده ایم و مقام والای مولانا را ارج می نهیم.

پس از سخنان چلبی شهرام ناظری برای دریافت نشان طلایی سماع به روی صحنه رفت و ضمن دریافت این نشان از سوی اسین چلبی به عنوان رئیس افتخاری مرکز مولانا پژوهی وابسته به دانشگاه سلجوق در ایران معرفی شد.

سپس از حمیدرضا نوربخش دعوت شد تا برای ایراد سخن به روی سن برود. مدیر عامل خانه موسیقی ضمن خیر مقدم به حاضران در سالن گفت : سال گذشته خانه موسیقی به مناسبت سال مولانا به پیشباز این موضوع رفت و با تجلیل از دو هنرمند(شهرام ناظری و کیخسروپورناظری) که بیشتر در زمینه آثار و افکار مولانا کار کرده بودند برای این سال نیز برنامه هایی را تدارک دیده بود که این مراسم یکی از آنها است

نوربخش در ادامه ضمن پوزش و عذرخواهی از میهمانان به علت کمبود جا گفت : در ابتدا قرار بود این کنسرت در تالار بزرگتری برگزار شود ولی متاسفانه به علت برخی ناهماهنگیها آن سالن مهیا نشد.

وی در پایان ضمن تشکر از همکاری دفتر موسیقی معاونت هنری ارشاد و رایزنی فرهنگی از شهرام ناظری و گروه مولوی تشکر کرد و گفت : این برنامه صرفا حرکتی فرهنگی بوده و بدون فروش بلیت و به صورت رایگان برگزارشده است.

قبل از آغار کنسرت شهرام ناظری نیز با اشاره به عظمت روح مولانا از حضور در جمع مشتافان ابراز خوشحالی کرد و گفت: من در چند سال گذشته نشانهای مختلفی گرفته ام اما این نشان برای من از همه آنها مهمتر است.

در ادامه برنامه ، موسیقی با مقدمه واسطوره در دستگاه نوا آغاز شد و قطعانی چون مثنوی معنوی، شیدا شدم، قفل زندان در بخش نخست اجرا شد و در بخش دوم شهرام ناظری با سه تار وباهمراهی دف به خواندن آواز و تصنیف پرداخت.

این برنامه ساعت بیست آغازو در ساعت 22 به پایان رسید.

حاشیه

- علاوه بر خواهران چلبی، معاون وزیر فرهنگ ترکیه، شهردار منطقه سلجوق، رئیس دانشگاه سلجوق ودیگر مقامات محلی حضور داشتند.

- این برنامه با استفبال بسیار زیاد مخاطبان مواجه شد به طوری که از ساعتها قبل از آغاز برنامه مردم پشت درهای سالن به انتظار ایستاده و در زمان اجرای برنامه نیز بیش نیمی از ظرفیت سالن روی زمین ویا کناره های سن نشسته بودند.

- برخی از تورها برای حضور مسافرانشان در این کنسرت مبادرت به فروش بلیت کرده بودند در صورتی که این برنامه به صورت رایگان برگزار شده بود.

- ورود دکتر الهی قمشه به سالن با تشویق گرم مردم و دست زدنهای آنها مشخص شد.

- محمدعلی چاووشی(ناشر موسیقی) طی سخنانی با بیان اینکه اشعار مولوی را باید به زبان مادری اش بخوانیم گفت ای کاش در کنار مزار مولانا با کمک دو کشور ترکیه و ایران دانشگاه بین المللی زبان و ادبیات فارسی تاسیس شود.

- پس از پایان کنسرت بنا به درخواست مردم شهرام ناظری تصنیف اندک اندک را اجرا کرد

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 23:52 |
تصاویری از سماع در مرکز فرهنگی مولانا در قونیه

بی بی سی

 در هشتصدمین سالگرد تولد مولوی، مراسم مختلفی در شهر قونیه، محل تولد این شاعر پرآوازه فارسی زبان، در حال برگزاری است. از جمله این مراسم، برنامه سماع است که روز شنبه پانزدهم دسامبر (بیست و چهارم آذر ماه) در ساختمان تازه تأسیس 'مرکز فرهنگی مولانا' در شهر قونیه برگزار شد. عکس هایی از این برنامه را در اینجا می بینید

سماع در قونیه

سماع

سماع

سماع - قونیه

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 23:47 |

 با پایان سال مولوی؛

جشن 500 روز با مولانا برگزار می شود / آغاز درس‌گفتارهای فردوسی

خبرگزاری مهر

با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال 2007 و روزهای آغازین سال 2008 (هزار و صدمین سال تولد فردوسی) درس گفتارهای مولوی تمام و سلسله جدیدی از درس گفتارهای شهرکتاب درباره خالق شاهنامه آغاز می شود.

به گزارش خبرنگار مهر، علی اصغر محمدخانی - دبیر نشستهای درس گفتارهایی با مولانا - در ابتدای این نشست خبری با اشاره به برنامه هایی که در سال جاری میلادی برای مولوی برپا شده، گفت: در سال 2007 و به جز برنامه هایی که در ایران برای بزرگداشت مولوی برپا شد، حدود 80 همایش در کشورهای مختلف مانند تونس، آلمان، فرانسه، استرالیا، تاجیکستان، روسیه و بسیاری دیگر برپا شد.

وی افزود: در ایران هم علاوه بر کنگره بین المللی مولوی که از 6 تا 8 آذر و با حضور 90 نفر از مولوی پژوهان خارج از کشور در تهران برگزار شد، نهادهای فرهنگی دولتی و خصوصی برنامه های مختلفی را برای این شاعر بزرگ اجرا کردند که از جمله آنها می توان به درس گفتارهای مولانا که از 4 مرداد 85 تاکنون و در شهرکتاب برپا شده اند، اشاره کرد. در این درس گفتارها استادان برجسته ادبیات فارسی و مولوی پژوهانی مانند سیروس شمیسا، کریم زمانی، قدمعلی سرامی، میر جلال الدین کزازی، سعید حمیدیان، مریم حسینی و بسیاری دیگر در 63 جلسه درس گفتار و بدون وقفه شرکت کردند.

محمدخانی اضافه کرد: تمامی این درس گفتارها به صورت ویدئویی ضبط شده و قرار است به ترتیب از شبکه چهار سیما پخش شوند. همچنین فیلم مربوط به این جلسات که در آن به زندگی و آثار مولانا پرداخته شده، برای استفاده پژوهشگران و دانشجویان به دانشگاه های ایرانی خارج از کشور فرستاده خواهد شد.

دبیر نشستهای درس گفتارهایی با مولانا گفت: چهارشنبه هفته جاری 28 آذرماه نیز آخرین جلسه این درس گفتارها با برگزاری جشنی با عنوان "500 روز با مولانا" به اتمام می رسد. این جشن با همکاری موسسه حکمت و فلسفه، بنیاد رودکی، شبکه چهارم سیما و شهرکتاب مرکزی برپا خواهد شد و در آن کسانی مانند احمد جلالی (نماینده سابق ایران در یونسکو)، غلامرضا اعوانی (رئیس موسسه حکمت و فلسفه)، رضا پورحسین (مدیر شبکه چهارم سیما)، بهاءالدین خرمشاهی، سعید حمیدیان و آیدین آغداشلو سخنرانی های کوتاهی ایراد می کنند.

وی ادامه داد: برنامه های مختلفی برای این جشن تدارک دیده شده که از جمله آنها می توان به اجرای موسیقی توسط گروه های مختلفی به سرپرستی حمیدرضا نوربخش، علیرضا چراغی و بهنام بادانی، پخش بخشی از فیلم "از شمس تا شمس"، کلیپ ویدیویی "من غلام قمرم" ساخته علیرضا چراغی و با صدای علیرضا قربانی و اجرای دوباره تئاتری درباره مولانا - که چندی پیش و در مقر یونسکو در پاریس به روی صحنه رفت - به سرپرستی حسین مسافر آستانه از جمله برنامه های این جشن است.

محمدخانی سپس به کارهای پژوهشی و پایان نامه هایی که درباره مولانا انجام شده، اشاره کرد و گفت: تاکنون نزدیک به 100 پایان نامه درباره مولوی نوشته شده و می توان گفت کارهای پژوهشی که درباره مولوی شده در قیاس با شعرای نامدار دیگر مانند سعدی و حافظ بسیار بیشتر است. البته هنوز جا برای کار زیاد است؛ مثلا بحثهای تطبیقی مولوی با دیگران شاعران از جمله کارهای مانده بر زمین است.

دبیر نشستهای درس گفتارهایی با مولانا، همچنین به تشریح فعالیتهای آتی این موسسه پرداخت و تاکید کرد: با توجه به اینکه در آستانه هزار و صدمین سال تولد فردوسی و فوت رودکی به تاریخ هجری قمری هستیم، برنامه هایی برای این دو شاعر بزرگ هم در دست اجرا داریم. از چهارشنبه هفته آینده و در واقع از ابتدای سال 2008 درس گفتارهای شهرکتاب درباره فردوسی آغاز خواهند شد که با سخنرانی های فتح الله مجتبایی (در دو جلسه) شروع می شود.

علیرضا چراغی نیز در این نشست خبری با اشاره به فعالیتهای بنیاد رودکی در تجلیل از شاعرانی مانند مولوی، خاطرنشان کرد: نزدیک به 2 سال برای مجموعه "روی در آفتاب" که درباره مولوی ساخته شده، زمان صرف کرده ایم و می توان گفت ارکسترال ترین کار هنری چند سال اخیر است و در آن متنوع ترین و پرکاربردترین سازها مورد استفاده قرار گرفته که قرار است در روز برگزاری جشن 500 روز با مولانا توزیع شود. این مجموعه در 2 لوح فشرده آماده شده که در آن از اشعار شمس و مولانا، گزیده ای از آموزه های شمس و نیز گفتارهای مولانا استفاده کرده ایم. 

ضیاءپور نیز با اشاره به برنامه های جشن 500 روز با مولانا، گفت: این برنامه ساعت 30/17 روز چهارشنبه 28 آذر و در تالار وحدت شروع می شود و تا 3 ساعت به طول خواهد انجامید. ورود برای عموم در این مراسم آزاد است اما کسانی که مایل به حضور در برنامه هستند باید از فردا (26 آذرماه) با مراجعه به تالار وحدت و بدون پرداخت هیچ گونه وجهی بلیت خود را تهیه کنند تا هماهنگی های لازم براساس ظرفیتهای سالن انجام شود.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 23:44 |
مولانا رومی نیست، ایرانی است

بمب گوگلی برای دفاع از هویت ایرانی مولانا
مولانا رومی نیست، ایرانی است!

این روزها همزمان با هشتصدمین سال تولد مولانا که از طرف یونسکو سال مولانا نامیده شده، این شاعر و اندیشمند بزرگ ایران و جهان اسلام مورد توجه رسانه‌های همه کشورهای دنیا قرار گرفته است. این در حالی است که در اخبار و گزارش‌های بین‌المللی منتشر شده در مورد مولانا تقریبا هیچ اشاره‌ای به هویت ایرانی مولانا نمی‌شود.

در حالی که در ایران برای بزرگداشت مولانا به برگزاری همایش‌ها و سیمنارها بسنده می‌شود، ترکیه توانسته در اثر غفلت ایران با اقدامات تبلیغی خود مولانا را به عنوان شخصیتی ترک به جهانیان معرفی کند و این بزرگمرد فرهنگ ایران را به نفع فرهنگ خودش مصادره کند.

اما مصادره مولانا از مصادره نام او شروع شده است. مولانا در دنیا به اشتباه با عنوان «رومی» شناخته می‌شود. به این ترتیب جدا کردن مولانا از فرهنگ ایرانی و انتساب او به فرهنگی غیر ایرانی در نام‌گذاری او هم لحاظ شده است.

متاسفانه نه تنها در ایران در جهت شناسانده شدن مولانا با نام اصلی‌اش به جهانیان اقدامی انجام نشده است، بلکه در ایران هم اغلب رسانه‌ها برای مولانا از عنوان رومی استفاده می‌کنند.

در همین رابطه از طرف جمعی از دوستداران مولانا و فرهنگ ایران، پایگاهی اینترنتی به زبان انگلیسی و با هدف معرفی واقعی مولانا به مخاطبان غیر ایرانی ساخته شده است.
آدرس این سایت
www.mevlana-jalaluddin.com است. در این سایت علاوه بر گرد‌آوری اخبار و اطلاعاتی در مورد مولانا، او با عنوان چهره‌ای ایرانی معرفی شده و در مورد عنوان اشتباه رومی توضیحاتی داده شده است. گروه سازندگان سایت از همه کاربران ایرانی اینترنت اعم از وبلاگ‌نویسان و مدیران سایت‌ها درخواست می‌کنند به این سایت با عنوان mevlana rumi در صفحات سایت‌هایشان لینک دهند. این اقدام در واقع استفاده از تکنیک بمب‌گوگلی برای بازپس‌گیری هویت ایرانی مولانا است. با لینک دادن به این صفحه با این عنوان، از این پس هر کس در هر نقطه دنیا از طریق موتورهای جستجو همانند گوگل به دنبال اطلاعاتی در مورد مولانای ایرانی باشد و عبارت rumi را جستجو کند، به سایت جدید هدایت می‌شود و با هویت اصلی مولانا و تعلق او به فرهنگ ایرانی آشنا می‌شود.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 23:37 |
برگزاري سمينار بين المللي عرفان در قفقاز

 

:سمينار بين المللي عرفان در قفقاز به منظور بررسي نقش و جايگاه عرفان اسلامي در اين منطقه و نحوه پيدايش آن در داغستان ، در شهر ماهاچ قلعه ، پايتخت جمهوري خودمختار داغستان برگزار شد.
به گزارش خبرگزاري نووستي ، در اين سمينار معاون آموزشي دانشگاه دولتي داغستان از شخصيت جلال الدين محمد بلخي تجليل کرد و بر ضرورت بررسي هرچه بيشتر مسائل مربوط به پيدايش و ترويج عرفان و تصوف در داغستان تاکيد کرد.امير احمديان ، دبير انجمن دوستي ايران و روسيه نيز در اين سمينار اشعار مولوي ، حافظ، ابوسعيد ابوالخير و خرقاني را بهترين نمونه هاي عرفان ديني دانست.

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 14:37 |

با دکتر توفيق سبحاني مولوي پژوه
معتبر ترين نسخه ديوان شمس، اساس کارم بود

 

 

 

images/20071215/TOFIGH-SOBHANI.jpg :يک عمر صرف مولانا کرده است و امروز وقتي از انتشار ديوان کبير و آثار تحقيقي اش در مورد مولانا مي گويد ، مي فهمم که با همه وجود شيفته جانانه اي چون آن بلخي شورانگيز است که نيمي اش ز آب و گل و نيمي اش ز جان و دل آتش شور در همه عالم افکنده است.
دکتر توفيق سبحاني يک بعدازظهر نه چندان سرد پاييزي در انجمن آثار و مفاخر فرهنگي به پرسش هاي ما پاسخ گفت: سوالاتي که از کتاب تازه انتشار يافته اش شروع شد و به يادکرد همايي و فروزانفر و معين رسيد.آدم هاي بزرگي که در زمانه عقل معاش کمتر نشاني از آن جنس بزرگان مي تواني ديد؛ آدم هايي که در قماري وارد شده اند که بايد سر و جان و هر آنچه جز آن در آن ببازي تا ببري... خنک آن قماربازي که بباخت هرچه بودش....


جناب آقاي دکتر سبحاني، انتشار ديوان کبير را به تصحيح شما تبريک مي گويم. من در مراسم رونمايي کتاب شما....
من معتقدم اين کلمه رونمايي کلمه مناسبي نيست و شما و همکارانتان به فکر باشيد که کلمه ديگري مثل چهره نمايي، چهره گشايي يا روگشايي و مانند آن را جايگزين اين واژه کنيد؛ البته استاد پروفسور رضا واژه پرده برداري را به کار بردند که آن هم براي مجسمه به کار مي رود و به نظر مي رسد آن هم واژه مناسبي براي کتاب نيست. به هر حال رونمايي داراي معناي مجازي است که خانواده داماد پولي به عروس مي دهند که پس از محرم شدن روي خود را به آنها نشان دهد و اين معنا را در شاهنامه هم داريم؛ البته رونمايي براي کتاب اين معنا را هم مي رساند که فقط به رو يا جلد کتاب نگاه کنيم. اين کلمه از کلماتي است که از هند آمده مانند سبک دوشي به جاي بازنشستگي که آن واژه خوبي نيست؛ چراکه خدمت بار نيست که با بازنشسته شدن دوش انسان سبک شود. در مجموع کلمات ساخته شده هند فارسي مطلوبي ندارد.

پس عجالتا مي گوييم در مراسم چهره گشايي کتاب شما صحبت از اين شد که شما در تصحيحتان يک نسخه ديوان شمس را ملاک قرار داده ايد، درخصوص اختصاصات اين نسخه بيشتر توضيح دهيد.
اين نسخه، نسخه اي است که در شوال 768 شروع شده و کتابت آن در ربيع الاول 770 به خط نسخ حسن بن عثمان المولوي پايان يافته، يعني اين نسخه کمتر از 100 سال پس از وفات مولانا کتابت شده است و يکي از کهن ترين نسخه هاي موجود ديوان کبير است که يکي از فرزندان دختري مولانا به نام دکتر فريدون نافذ اوزلوق فيلم آن را به مرحوم فروزانفر اهدا کرده بود و ايشان از ميان 13 نسخه اي که ديده بودند، 9 تا از جمله اين نسخه را اساس تصحيح خود قرار داده و در مقدمه ديوان شمس خود نوشته اند که اين نسخه به دليل اين که کامل ترين و نفيس ترين نسخه ديوان شمس تبريزي است، اساس قرار داده شده است. به مناسبت هشتصدمين سال تولد مولانا اين کتاب را در ايران به چاپ رسانديم و البته اين همان نسخه اي هم هست که ترکيه به همين مناسبت آن را چاپ کرده است.
در کتابخانه چستر بيتي انگلستان هم نسخه بدون تاريخي که ظاهرا متعلق به قرن هشتم هجري است وجود دارد که در آنجا يک رباعي نقل شده که کاتب نوشته است: از دستخط مبارک مولانا، ضبط شد يعني از روي نسخه اصل نوشته شده است مي دانيم که از مثنوي نسخه اي متعلق به سال 677 وجود دارد. پس از روي ديوان کبير هم نسخه اي وجود داشته است من حدس مي زنم که نسخه قونيه که من از روي آن اين چاپ را فراهم کرده ام و نسخه چستر بيتي از روي آن نسخه مادر نگاشته شده اند، اما آن نسخه چه شده است؟ احتمالي که مي توان داد اين است که نسخه مادر در آتش سوزي مولوي خانه افيون قره حصار که محمد چلبي نوه سلطان ولد شيخ آنجا بود سوخته باشد.اين محمد چلبي که به همراه چند تن از مشايخ مولويه در مولوي خانه افيون مدفون است با لقب ديوانه شناخته مي شود. مي گويند چون نسخه اصلي ديوان مولانا را زماني به خراسان برده بودند؛ محمد چلبي با گروهي از مريدانش براي پس گرفتن آن به ايران مي آيد و در خراسان استقبال گرمي از وي به عمل مي آورند و او ديوان را به ترکيه برمي گرداند از اين رو او را ديواني مي خوانند؛ البته اين قصه ظاهرا براي اين ساخته شده که لقب ديوانه را به ديواني تبديل کنند. باري همين محمد چلبي زماني از درگاه مولانا مي خواهد ديوان کبير آنجا را براي استنساخ نسخه اي به افيون بفرستد و مي فرستند. متاسفانه مولويخانه افيون بارها دچار آتش سوزي شده است. احتمال اين است که نسخه اصلي ديوان کبير در يکي از اين آتش سوزي ها از ميان رفته باشد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 13:54 |
مسابقه آهنگ سازی برای اشعار مولانا

 

  

موسسه گسترش اندیشه و عرفان مولانا  و خانه موسیقی ایران مسابقه آهنگ سازی برای اشعار مولانا  را اعلام نمود ، متاسفانه به دلیل نبود  آثار کافی این مسابقه تا اطلاع ثانوی معلق خواهد بود .

 موسسه گسترش اندیشه و عرفان مولانا ضمن پوزش از تمامی عزیزانی که در این برنامه ماراه یاری داده اند ، در تلاش برای برگزاری فستیوال موسیقی مولانا در سال 86 میباشد . در صورت داشتن طرح ،  در  تماس با ما  عجله کنید .

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 1:48 |
منظومه‌ مولانا به مرکز سرود و موسيقى صداوسيما فروخته شد ‌

با امضاى سند همکارى ميان هوشنگ کامکار و کرم رضا پيريايى منظومه‌ى “مولانا” به مرکز سرود و موسيقى سازمان صدا و سيما فروخته شد. به گزارش ايسنا، اين سند همکارى عصر دوشنبه 19 آذر ماه در محل مرکز موسيقى و سرود سازمان صدا و سيما و با حضور جمعى از خبرنگاران به امضاء رسيد. کرم رضا پيريايى مدير مرکز موسيقى و سرود سازمان صدا و سيما در اين مراسم با اشاره به تعامل اين مرکز با بزرگان موسيقى کشور، گفت: اگر مديران فرهنگى و هنرى بخواهند کارى مهم در اين زمينه انجام دهند بايد با اصحاب قدرتمند آن هنر تعامل داشته باشند. با توجه به اهميتى که رسانه‌ ملى به موسيقى ايران مى‌دهد فرصت خوبى است که اين تعامل بين مجموعه‌هاى مختلف شکل بگيرد. اين امر شدنى است و تا کنون نيز به نتايج خوبى رسيده‌ايم. او از هوشنگ کامکار به خاطر اين تعامل تشکر کرد و گفت: رسانه ملى بارها از وجود کامکارها بهره برده است و مجموعه کامکارها فرصت مغتنمى براى کشور هستند. در ادامه‌ اين مراسم هوشنگ کامکار نيز به ايراد سخنرانى پرداخت و مطالبى را در خصوص نحوه‌ تنظيم منظومه‌ سمفونيک مولوى بيان کرد. وى با بيان اين که منظومه سمفونيک مولوى به منظور بزرگداشت هشتصدمين سال اين شاعر تنظيم شده است، گفت: در سال مولانا به اين فکر افتادم که بتوان کارى نوشته در شان و عظمت مولانا باشد، مولانا شاعر ايران زمين است و تمام اشعارش به زبان فارسى است، بنابراين لازم بود که ما بتوانيم اثرى خلق کنيم که در شان اين شاعر بلندآوازه باشد. پيش از اين هم روى اشعار مولانا کار شده اما اين کار در گروه‌هاى کوچک و به صورت سنتى اتفاق افتاده است من فکر کردم کارى در جهت جهانى بودن بنويسم. هوشنگ کامکار افزود: براى ساخت منظومه سمفونيک مولانا از دوستان مولانا شناسم کمک‌هاى بسيارى گرفتم و سعى کردم کار جديدى را بر روى شعرهاى مولانا انجام دهم. فکر کردم مى‌توانم عشق، عرفان و شخصيت خود مولانا را در نظر گرفته و از تمام اشعارى که در اين جهت کمک مى‌کنند، کمک بگيرم. بنابراين يکى از غزل‌ها را مرکز قرار دادم و شاه‌بيت‌هاى ديگر غزل‌ها را انتخاب کردم. ‌ اين آهنگساز ابراز اميدوارى کرد با ساخت اين موسيقى اداى دينى به مولانا کرده باشد و بتوان اين کار را در وراى مرزها هم معرفى کرد تا مشخص شود که يک ايرانى چگونه از شاعر خود قدردانى مى‌کند. در بخش ديگرى از اين نشست کرم‌رضا پيريايى و هوشنگ کامکار به پرسش‌هاى خبرنگاران پاسخ گفتند. هوشنگ کامکار در پاسخ به اين پرسش که چرا از شهرام ناظرى به عنوان خواننده منظومه سمفونى مولانا استفاده نکرده است؟ گفت: در نظرم بود با ايشان همکارى کنم اما آقاى ناظرى آن قدر گرفتار دريافت جوايز داخلى و خارجى بودند که فرصت تمرين با من نداشتند. ايشان مدام در مسافرت بودند و من چون بسيار در کارم جدى هستم و قرارى که مى‌گذارم بايد سر وقت انجام شود بنابراين ترجيح دادم از آقاى قربانى به عنوان خواننده استفاده کنم. به اعتقاد وى قربانى بسيار با احساس منظومه سمفونى مولانا را اجرا کرده و کار با او بسيار زمان کمى برده است. کامکار در ادامه گفت:صداى آقاى ناظرى هم بد نيست، اما چون نمى‌توانستند روى اين کار وقت بگذارند با هم به توافق نرسيديم. کرم‌رضا پيريايى در پاسخ به پرسشى درباره‌ همکارى مرکز موسيقى و سرود سازمان صدا و سيما با چکناواريان و فخرالدينى گفت: اين دو اساتيد قرار بود به صورت مهمان رهبرى ارکستر سمفونيک سازمان صدا و سيما را برعهده بگيرند در سال جارى و سال 85 کارهايى از اين دست انجام شده است و قرار است در دو ارکستر سمفونيک و ملى طى دو اجرا از اين عزيزان نيز استفاده کنيم که فرصت مغتنمى است. در بخش ديگرى از اين نشست هوشنگ کامکار در پاسخ به اين پرسش خبرنگار ايسنا که آيا عدم پذيرش فروش سمفونى مولانا به سازمان صدا و سيما پيش از ساخت اين منظومه به علت آن بوده است که وى قصد داشته با قدرت انتخاب بيشترى اين اثر را توليد کند؟ گفت: اصلا چنين مساله‌يى مطرح نبود. از همان ابتدا مى‌ترسيدم نتوانم به قراردادى که به آن متعهد مى‌شوم عمل کنم ، بنابراين تصميم گرفتم ابتدا اين کار را توليد و سپس به سازمان صدا و سيما عرضه کنم. پيريايى در پاسخ که چه مبلغى را براى خريد منظومه سمفونى مولانا در نظر گرفته‌اند؟ افزود: فضايى متعالى و هنرى بر اين کار حاکم است اين که ما بحث مالى را مطرح کنيم مباحث هنرى خود به خود تحت شعاع قرار مى‌گيرد، عرصه‌هاى تجارى و هنرى بسيار متفاوت از يکديگر هستند و مرکز موسيقى سازمان صدا و سيما هيچ گاه براى خريد آثارى از آقاى کامکار ، ناظري، همايون شجريان که در اين دو سال تحقق يافته بحث مالى را مطرح نکرده‌اند و حتى در جلسات دو نفره هم در اين خصوص محفوظ به حيا هستيم.
+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 1:46 |
مولانا در ادبيات ما سهم خاصي براي تعابير گندم و نان داشته است

مولانانیوز

گمان نمي‌رود در هيچ فرهنگي نظير فرهنگ و ادب ايراني از گندم و نان به اين بالندگي و گستردگي ياد شده باشد و البته مولانا سهم خاصي را درباره مفاهيم و تعابير آن به خود اختصاص داده است.

  به گزارش خبرنگار ايانا، يکي از مدرسان زبان و ادبيات فارسي با بيان اين مطلب گفت: در ديوان مثنوي مولانا و غزليات شمس تبريزي نان مترادف جان و روح و روان است و از آن مفاهيم عرفاني و معاني بلند انساني نشات مي‌گيرد و نان پاره‌اي حتي جزء جان مي‌شود. همچنين تمثيلهايي که در مثنوي از اين رهگذر فراهم آمده، پندآموز و عبرت‌انگيز است.دکتر مهدي ماحوزي افزود: در خاتمه دفتر اول مثنوي مي‌خوانيم که چگونه لقمه‌اي، انديشه فرساي و گاه چگونه جان‌پرور و حقيقت‌پرداز مي‌شود و مي‌گويد که نان همچو معني بود و خوردنش سود بود، چون که صورت گشت‌ انگيزد جحود. همچنين نتيجه مي‌گيرد که اي انسان پيش از اين گندم را با بو و رايحه بهشتي مي‌خوردي اما اين گندم هم‌اکنون با خاک درآميخت و تو را از آن بهره‌اي نيست.عضو هيات علمي دانشگاه تهران خاطر نشان کرد: در مثنوي مولانا، اصطلاح "نان بر کسي زدن" به معناي کسي را شيفته و وامدار خود کردن است و خداي سبحان بر آدمي نان زد و آدمي به اين موهبت بر همه موجودات امتياز يافت.همچنين در ديوان شمس،‌ نان و متعلقات آن جلوه‌اي دلفريب دارد. چنان که از خاک تن شوريدگان، عشق گندم برآيد و از آن گندم مستي زايد و خمير و تنور و نانوا از اين ويژگي بهره‌ور هستند.دکتر ماحوزي  ادامه داد: مولانا در بخشهايي از مثنوي به تنبه حضرت آدم و تسليم در برابر امر حق اشاره‌هايي نغز کرده است. اين شکست و ملامت هر آدم را موجب فيضان لطف خداوند مي‌داند. با هبوط آدم به جهان خاک، نان و خوان و نعمت حضرت منان به زمين اختصاص مي‌يابد و فرشتگان در عوالم علوي از آن محروم مي‌مانند. در حديثي قدسي آمده که حق فرموده است که دانه گندم تا شکسته و متحول نشود، هرگز صورت نان نمي‌پذيرد و براي سفره آدميان زينت‌بخش نخواهد شد.از دکتر مهدي ماحوزي آثاري همچون شرح مخزن الاسرار نظامي و آتش اندر جنگ (شرح قصايد خاقاني) منتشر شده است./

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 1:43 |

به مناسبت هشتصدمین سال تولد مولانا (بخش نخست)

مثنوی معنوی و دنیای امروز

محمد صدیق

موضوع ِ سخن رانی ِ نشست ِ یادبود مولانا در سپتامبر 2007، آلمان ـ‌هانفر.

هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود
وا رهد از حد جهان بی حد و اندازه شود

در آمد :
بر مفصل خاک و خدا حیران ایستاده‌ام. بیرون از من دنیاییست شتابناک و پیچیده، آکنده از عجایب تکنیک و علم و عقل در قالب جهانی سازی. حکومت بر سراسر کره زمین در اختیار قدرتی ست که آخرین اطلاعات و بهترین فن آوری را برای تولید و فروش هر چه بیشتر کالا در بازار مکاره دنیا داشته باشد. ــ و دیگر چه باک از فرسایش طبیعت و خلق جهنم بروی زمین بدست سوداگران سرمایه، که دنیا بر مدار سود میگردد. ــ

دنیای سرعت و اراده و اضطراب! درون من اما، به قدمت بیش از دو هزار سال میراثی ست از سکون وتامل و تردید : فرهنگ و ادب و ایمانی که سره و ناسره، داغ‌ها نها ده و رنگ‌ها آورده است..
براستی کیستم؟ ایرانی؟ مسلمان؟ یا مذهب و ملیتی جدا‌ی از دیگران دارم؟ لا مذهبم، جهان وطن؟ شرقی می‌اندیشم یا غربی؟؟ راستی را چه کسی به خود حق داده که این همه نشان پیشداوری‌ها را یر پیشا نیم بچسبا ند؟ و... و... و.... ــ زنجیره‌ای بی پایان از پرسشها و پاسخ‌های مبهم که گریبان بیشترینه‌ی شرقیان عالم را از ایرانی و هندی و عرب و ترک و کرد و غیره رها نمی‌کند....

و اما اگر شرق دهکده‌ی دنیا در بحران بی هویتی خویش دست و پا می‌زند تا در این سیلاب جهانی سازی چنگ در شاخ و شاخه‌ای بیندازد، غرب دهکده نیز نسبت به هویت و چیستی ِ کنونی خویش بشدت مشکوک است و بد نبال معـنایی دیگر برای زندگی می‌گردد. چشم به هر سو می‌گرداند تا آشنایی عشق آلود بیاید و آرامشی بیابد. بررسی واقعیا ت تاریخی نشان می‌دهد از اواسط قرن بیستم میلادی بخصوص در سالهای پس از جنگ جهانی دوم تا به امروز شماری فرا وان از غربیان درون خویش کششی نسبت به آموزه‌های عرفانی شرق حس میکنند. بر رسی علل اجتماعی و روانی این کشش را بر عهده جا معه شناسان و روان شناسان می‌گذارم و تنها به این نکته اشاره می‌کنم که سخن مولانا هم در این میانه مورد توجه فراوان علاقمندان غربی قرار گرفته است ؛ چندان که امسا ل از جانب بخش فرهنگی سازمان ملل متحد یونسکو، به یاد مولانا نامگذاری شده و مراسم فراوانی در بزرگداشت این اندیشمند عارف در کشورهای مختلف برگزار کرده‌اند.
باری.. برای من ِ روشنفکر نوعی، ــ برخاسته از جا معه‌ای گذشته گرا ــ نقد سنت می‌تواند بسیار مهم باشد. چرا که برای پرداختن به آنچه در جهان معاصر بنام مدرنیته یا "نو نگری"** یاد می‌شود، باید پیش از هر ا قدامی شناسنامه‌ای برای خویش فراهم آورم و به افکار روشن دنیا نشان دهم منِِ ِ ایرانی دارای میراثی از فرهنگ و ادبم که در مهمترین مولفه‌هایش می‌تواند همگام با ژرفترین اندیشه‌های بشری معاصر به پیش رود.
ــ بیهوده نیست که بر سر در جهانی ترین محل تجمع ملل دنیا، از میان گفتار صدها اندیشمند وشاعر و نویسنده سخن سعدی را نگاشته‌اند که " بنی آدم اعضای یک پیکرند "

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 1:14 |
عوامل دين گريزي جوانان 


خبرگزاري انتخاب :

دين گريزي و گرايش جوانان به فرهنگ غرب همواره دغدغه هايي را براي رهبران ديني، دين داران و خانواده هاي متدين به وجود آورده و تهديدي براي نسل جوان محسوب مي شود. اين پديده در سده هاي اخير، به ويژه در قرن بيستم، بخش عظيمي از جهان را فرا گرفت و حتي موجب به وجود آمدن مكاتب فلسفي الحادي و ايدئولوژي هاي دين ستيز يا دين گريز گرديد. اما چرا انسان كه ذاتاً مشتاق دين است و فطرت او با درون مايه هاي دين پيوند تكويني دارد، به دين گريزي روي مي آورد و چرا دين گريزي در نسل جوان، نمود بيشتري دارد؟ در پاسخ، بايد گفت: در دين الهي هيچ عنصر گريزاننده وجود ندارد; اگر انسان ها به دريافت معارف ديني و درك صحيح از دين حق نايل آيند، هرگز از دين نمي گريزند. افزون بر اين، عقل و عشق ـ هر دو ـ در متن دين جاي دارند. دين هم ذهن و خرد انسان را تغذيه مي كند و هم به دل آدمي حيات، حركت و نشاط مي بخشد. بنابراين، علت دين گريزي را بايد در خارج از قلمرو دين حق و آموزه هاي ديني جستوجو كرد. بدون ترديد، عوامل متعددي در بروز دين گريزي نقش دارند كه در اين نوشتار به بخشي از آنها اشاره مي گردد.
    
   


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 17:31 |

عليرضا طبايي:ديگران بزرگان فرهنگي ما را تخريب‌شده معرفي مي‌كنند

خ

برگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات

عليرضا طبايي معتقد است: بزرگداشت و معرفي مفاخر فرهنگي، از سويي، مانع بهره‌برداري ديگران مي‌شود و از سويي، سبب ايجاد انگيزه در نخبگان. در حالي‌كه با معرفي نكردن بزرگان، انتظار مي‌رود بقيه‌ي مفاخرمان هم به سرنوشت مولانا دچار شوند.

اين شاعر در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره‌ي واكنش نشان ندادن نسبت به انتساب مفاخر ايراني به ديگر كشورها و معرفي نادرست آن‌ها، گفت: هر قومي به افتخاراتش مي‌بالد و هر جامعه‌اي بايد به آن‌چه دارد، افتخار كند؛ بويژه نسل جوان را كه در حال بالندگي و شكل گرفتن است، تشويق و ترغيب كند تا آن‌ها هم در همان مسيري گام بردارند كه بزرگان آن قوم قدم برداشته‌اند.

او در ادامه تأكيد كرد: اين خيلي طبيعي است كه از مشاهير خودمان و از مفاخر قومي خود در قلمروهاي هنري، فرهنگي، اقتصادي، پزشكي و ديگر حوزه‌ها تجليل كنيم و اگر اين كار را نكنيم، سبب دلسردي نخبگان مي‌شود. من نوعي اگر حس كنم در سرزمين خودم غريبم و جامعه و مسؤولان فرهنگي به من گوشه چشمي ندارند، برايم هيچ فرقي ندارد كجا زندگي كنم. درواقع انگيزه براي رفتن نخبگان به سرزمين‌هاي ديگر، اين است كه جايي بروند كه ارج آن‌ها را بيش‌تر به‌جا بياورند.

طبايي همچنين درباره‌ي اين‌كه چنان‌چه به معرفي و شناساندن درست ميراث فرهنگي خود اقدام نكنيم، آيا ديگران هويت آن‌ها را به‌شكل نادرست به جهان معرفي نخواهند كرد، اظهار كرد: مطمئنا ديگران بزرگان فرهنگي ما را تخريب‌شده معرفي مي‌كنند. درواقع هر جامعه‌اي دوست دارد فرهنگ‌هاي ديگر و شخصيت‌هاي ديگر فرهنگ‌ها را در خودش مستحيل كند و به‌صورتي كه مورد علاقه‌ي خودش است، آن‌ها را در معرض قضاوت جامعه‌ي جهاني قرار دهد.

او در ادامه يادآور شد: وقتي ما بزرگاني چون مولوي، ابن سينا، رودكي و شخصيت‌هاي ديگري را كه به‌حد بسيار بالايي در فرهنگ و پيشينه‌ي ما وجود دارند، آن‌گونه كه شايسته و بايسته است، مورد ستايش، بزرگداشت و معرفي قرار ندهيم، فرهنگ‌هاي ديگر بويژه سياست‌هاي ديگر، آن‌ها را به‌صورت دلخواه خودشان مي‌سازند. درواقع به دلخواه خود، شخصيت ديگري از مفاخر فرهنگي ما مي‌سازند. ماهيت آن‌ها را تغيير مي‌دهند، آن را منعكس مي‌كنند و به نفع خودشان، مورد بهره‌برداري قرار مي‌دهند؛ به‌همين دليل، اگر در اين زمينه بي‌تفاوت عمل كنيم و توجه لازم را لحاظ نكنيم، در درازمدت دچار گسست فرهنگي خواهيم شد. همچنين علاوه بر اين‌كه به فرار مغزها و هجرت نخبگان دامن مي‌زنيم، انگيزه‌اي براي گسست فرهنگي در جامعه‌ي خود به‌وجود مي‌آوريم.

عليرضا طبايي در پايان تصريح كرد: ضرورت دارد مسؤولان و كارگزاران فرهنگي در آن واحد از دو ديدگاه فعال باشند؛ يكي بزرگداشت مفاخر گذشته‌ي ما، تا مورد بهره‌برداري ديگران قرار نگيرند، ديگر توجه به نخبگان و هنرمندان و شخصيت‌هاي شاخص معاصر، وگرنه همان بلايي كه بر سر رودكي، ابن سينا و مولانا آمد، همان سرنوشت در انتظار بقيه‌ي مفاخر ماست و هيچ بعيد نيست كه در آينده دامن‌گير معاصران هم شود 

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 17:19 |
سال مولانا از نگاه گل آقا

 

مجله گل آقا در شماره 192 خود در گزارشی به قلم نسیم صباغان و فاضل ترکمن نگاهی طنزآمیز و گل آقایی به اقدامات انجام شده و نشده و نیز میزان بهره مندی ایران از سال مولانا داشته است.

پس از آنکه یونسکو برای قدردانی و زنده کردن یاد مولوی سال 2007 میلادی را به نام او ثبت کرد، احساس افتخار و شادی تمام ایران را دربرگرفت اما دیری نپایید که این احساس تبدیل به بهت و ناباوری شد چون در برابر چشم ایرانیان شاد و خوشحال، ترکیه مولوی را شاعر و اندیشمندی متعلق به کشور خود نامید و شروع به افتخار آفرینی کرد. و این درحالی بود که مولوی حتی یک خط شعر به زبان ترکی ندارد و فقط مقبره او در شهر قونیه این کشور واقع شده. و درست از همین جا بود که برای ما سوالی بزرگ پیش آمد که "به راستی مولوی کیست؟"
مولانا جلال‌الدین بلخی یکی از بزرگترین شاعران ایرانی است. مولوی متولد بلخ و وفات یافته در شهر قونیه است اما خودش در مثنوی بالا بلندش سفارش به پارسی سخن گفتن کرده: پارسی گو گرچه تازی خوشتر است/ عشق را خود صد زبان دیگر است.
یکی از خصوصیات اخلاقی مولوی تواضع بوده و به همین خاطر - با وجودی که انسان بیش از حد روشنی بوده - برای تخلصش نام خاموش یا خموش را انتخاب کرده! یکی دیگر از خصوصیات اخلاقی مولوی، رعایت مرام و معرفت در رفاقت است که جزء لاینفک خصوصیات‌ ما ایرانی‌هاست. او به خصوص نسبت به شمس تبریزی ارادت بسیاری داشته ولی درست در زمانی که به شدت به او دلبسته می شود، شمس به طور مشکوکی - دلیلش هنوز مشخص نیست مولوی را تنها می گذارد و غیبش می زند و مولوی را تا آخر عمر شیفته و واله خود نگه می‌دارد.


مولوی و کشورشناسی
از زمان آغاز سال مولوی، خیلی از کشورها به خصوص همسایه‌های ایران مراسم و برنامه‌های گوناگونی برپا کردند (که البته دستشان درد نکند، بعضی‌شان استادان و اندیشمندان ایرانی را هم تحویل گرفته، دعوت کردند) اما مسئله اصلی این است که ما به مدد این قبیل مراسم فهمیدیم که: 1- در جوار کشورهایی چون تاجیکستان، ترکیه، افغانستان و غیره کشوری به نام ایران وجود دارد. 2- مولانا متعلق به همه کشورهای جهان حتی ولز یا گینه‌بیسائو هم هست.


مولانا و گردشگری
ما به یمن وجود جناب مولانا به کشف‌ و شهودهای مهمی در زمینه صنعت گردشگری دست پیدا کردیم اما فقط به خاطر یک معضل کوچک تاکنون نتوانسته‌ایم این دستاوردها را به ‌فعل دربیاوریم. معضل کوچک ما هم این است که نه قونیه داریم نه مزار مولوی تا بتوانیم مانند ترکیه هر ساله میلیون میلیون گردشگر وارد کشور کنیم. البته کارشناسان ما درصدد هستند به یونسکو پیشنهاد کنند یکی از سال‌های آینده را به عنوان سال برج‌سازی یا حمل ونقل شهری و بین شهری نام‌گذاری کنند تا شاید ما هم بتوانیم تور تخت جمشیدشناسی یا تور بازدید از میدان نقش جهان برگزار کرده و صنعت گردشگری‌مان را گسترش دهیم.


مولانا و همایش شناسی
به طور کلی نام مولوی ارتباط تنگاتنگی با همایش و کنگره و سمینار دارد. پس از برگزاری سال مولانا در کشورمان بود که ما فهمیدیم نه فقط برای پیدا کردن راه حل مشکلاتی مثل کم‌خوابی نوزادان بین 8 ماه تا یک سال و نه فقط برای بزرگداشت استاد فلانی که همین چند روز پیش قبل از مرگش، از هزینه کمرشکن اجاره مسکن نالیده بود، بلکه برای اینکه به همه جهان نشان دهیم مولانا شاعر بزرگ ایران زمین است هم همایش برگزار می‌کنیم

.
ما چه کردیم
حتما می دانید که آدم گاهی مجبور است چیزهایی را ثابت کند. مثلا ما باید ثابت کنیم خلیج فارس، همیشه فارس است! یا فیلم سیصد چیزی جز نمایش یک دروغ تاریخی بزرگ نیست یا ابوعلی‌سینا یک دانشمند و رودکی شاعر ایرانی هستند و عرب و تاجیک و... نیستند. یا ایران هم یکی از کشورهای سرومر گنده جهان است و دلیلی ندارد که یاهو نام آن را از فهرست کشورهایش حذف کند و... در سال 86 هم باید ثابت کنیم مولانا شاعری بزرگ پارسی‌زبان است!
بسیاری از کشورها از جمله کشور ترکیه، تاجیکستان و حتی مصر ادعا کردند که مولوی ایرانی نیست و اهل کشور آنهاست! بنابراین پس از انتخاب سال 2007 به عنوان سال مولانا، کلی بزرگداشت و جشن برگزار کردند و حتی یونسکو اقدام به ساخت مدال مولوی کرد!
البته این اتفاقات هرچه بدی داشت، یک خوبی داشت که باعث شد مسئولان ما قضیه را جدی‌تر بگیرند و دست به اقدامات جدی‌تری بزنند. مثلا معاون فرهنگی وزیر ارشاد در یک اظهار نظر جدی گفت نیازی به هیچ مناقشه‌ای در این زمینه نیست:« آثار مولانا گواه ایرانی بودن مولاناست و به مناقشه نیاز نیست. همان‌طور که در مدال مولانا ذکر شده مولانا نویسنده فارسی‌زبان است و این موضوع ثابت شده و اگر دیگران بخواهند کار کنند، ما باید استقبال کنیم نه ممانعت
مراسم بزرگداشت مولوی در سالن سران کشورهای اسلامی که با حضور رئیس جمهور و رئیس مجلس و حدود 80 نفر از مولوی شناسان جهان برگزار شد هم یکی از این اقدامات جدی بود. البته کشور ترکیه با 9 میهمان و کشور پاکستان با 8 میهمان در صدر جدول مهمانان قرار گرفتند.
نواختن زنگ مولانا به دستور وزیر آموزش و پرورش، درخواست از دبیران برای بیشتر صحبت کردن از مولانا برای دانش‌آموزان، مرمت میدان مولوی تهران، اجرای چندین دوره بزرگداشت، کنسرت و همایش‌های ریز و درشت در فرهنگسراهای مختلف و... از دیگر اقدامات جدی ما برای بزرگداشت سال مولوی بود.
البته این طور که معاونت محترم ارشاد گفتند که "ما هم ضمن تایید و بهره‌گیری از اشعار زیبا و پرمحتوای مولانا در مورد برخی از اشعار او هیچ‌گونه تاییدی نداریم"، نه فقط ما، که مولانا هم باید سپاسگزار اغماض و چشم‌پوشی ما و برگزاری این همه بزرگداشت و صرف این همه هزینه هم باشد نا سپاسگزار این همه بزرگداشت و همایش باشد

 

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 17:17 |
فتوا آیت الله منتظری در مورد دراویش سلسه گنابادی
تصوف و شركت در مجالس آنان

‏ ‏سؤال : خواهشمند است در صورت امكان نظر شريف خود را در مورد‏ ‏تصوف بيان داريد. آيا سلسله نعمت اللهي گنابادي مسلمان و شيعه‏ ‏محسوب مي‎شوند يا خير؟ و آيا شركت كردن در مجالس آنها حرمت دارد؟‏ ‏از آنجا كه حضرتعالي از مراجع شجاع و صريح اللهجه مي‎باشيد خواهشمند‏ ‏است با استدلال و دليل روشن كه باعث اقناع وجداني اينجانب شود پاسخ‏ ‏بفرمائيد. آيا شركت در مجالس عزاداري و روضه خواني آنها كه براي ائمه و‏ ‏مخصوصا حضرت اباعبدالله الحسين برگزار مي‎نمايند اشكال دارد؟‏ ‏مجالست و مزاوجت و رفاقت و معامله با آنها چه حكمي دارد؟
‏ ‏
‏ ‏جواب :
‏ ‏بسمه تعالي
‏ ‏با سلام و تحيت
‏ ‏تصوف داراي شعبه ها و سلسه هاي متعددي مي‎باشد. هم در بين شيعيان‏ ‏و هم در بين اهل سنت وجود دارد، دراويش گنابادي از متصوفين شيعه‏ ‏مي‎باشند، و هر چند برخي عقائد و كارهاي آنان به نظر اينجانب صحيح‏ ‏نمي باشد، ولي احكام اسلام و تشيع بر آنان بار است و از شهروندان كشور‏ ‏مي‎باشند، و در عين حال تجاوز به حقوق آنان جايز نيست و جان و مال آنان‏ ‏محترم است .
‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 22:5 |

معاون فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي:

برخوردهاي صوفيانه در مملكت شيعه ما جايي ندارد

دكتر محسن پرويز،معاون فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و رييس كميته اجرايي كنگره بزرگداشت مولانا گفت: " ترويج آراء و انديشه فرقه مولويه و برخوردهاي صوفيانه در مملكت شيعه ما جايي ندارد. ما ضمن تاييد و بهره‌گيري از اشعار زيبا و پرمحتواي مولانا در مورد برخي از اشعار او هيچ‌گونه تاييدي نداريم."

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) به نقل از ستاد خبري كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا، دكتر «پرويز» افزود: طبيعي است نوع حركت نمايشي كه مؤيد يا مروج رفتارهاي صوفيانه باشد، در برنامه‌هاي اين كنگره جايي نداشته و صرفا برنامه‌هاي هنري به دو تك‌نوازي 10 دقيقه‌اي ني و سه‌تار محدود بود. اين مساله هم با تفكرات صوفيانه ارتباطي ندارد. 

وي افزود: آنچه كه بعضي‌ها ممكن است نسبت به آن اعتراض كنند، شايد مربوط به برنامه‌هايي باشد كه در خارج از كشور برگزار مي‌شود و ممكن است اين برنامه‌ها در تدوين‌هاي تلويزيوني در كنار برنامه‌هاي داخلي به نمايش گذاشته شود و سوء تعبير ايجاد كند. 

پرويز تاكيد كرد: برنامه كنگره صرفا علمي بوده و از نظر ما يك برنامه آكادميك است و در دانشگاه‌ها محدوديتي براي طرح انديشه‌ها و نقد نظر و آراء، چون جنبه تبليغي پيدا نمي‌كند، وجود ندارد. كنگره به شكل پنهاني انجام نشده كه نياز به توضيح اضافي داشته باشد، به طوري كه تعداد زيادي مراجعه كننده داشت و تقريبا تمام سالن‌ها مملو از علاقه‌مندان بود. 

رييس كميته اجرايي كنگره بزرگداشت مولانا در پاسخ به اين سوال كه فيلترهاي گزينش مقالات به چه شكل بوده، تصريح كرد: كنگره هاي علمي كه در دانشگاه‌ها برگزار مي‌شوند، محل طرح ديدگاه‌ها و نگاه‌هاي مختلف به يك موضوع‌اند و بحث كاملا علمي و فني صورت مي‌گيرد. اين، متفاوت از تبليغ و ترويجي است كه در جامعه براي يك فرد يا يك انديشه صورت مي‌گيرد.
 
دكتر پرويز توضيح داد: بررسي مقالات توسط داوران كميته علمي كه همه از استادان دانشگاه بوده‌اند و با يك رويكرد و نگاه علمي به موضوع، صورت گرفته است. اين افراد همه انسان‌هاي شناخته شده‌ بوده‌اند و طبق گزارشي كه دبير كميته علمي ارايه كرد قاعدتا بايد وظيفه خودشان را به خوبي انجام داده باشند. 

وي با اشاره به اين كه انتشار مقالات علمي جزء وظايف ستاد كنگره است، گفت: به زودي مقالات را ارايه خواهيم كرد. به نظر مي‌آيد كه نقد آرا و انديشه‌هاي مولانا را بايد با نگاه مثبت و منتقدانه پي‌گيري كنيم. در كنار نكات مثبت و انعكاس آن‌ها طبيعتا نگاه ما نسبت به اين آرا و انديشه‌ها، نگاه برگرفته از انديشه شيعه است و در جاهايي منتقدانه به آن‌ها نگاه مي‌كنيم. كتاب‌ها و مقالاتي را كه در نقد مولوي نوشته مي‌شود هم در كنار اشعار خوب و انديشه‌هاي مثبت او منتشر خواهيم كرد. 

معاون فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با تاكيد بر اين كه تجسم انسان كامل از ديدگاه ما شيعيان در پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) بروز پيدا مي‌كند، اظهار داشت: اساسا هر گونه مقايسه‌اي بين هر كس ديگر با پيشوايان دين كه متصل به منبع الهي‌اند و از عصمت برخوردارند، انحرافي است و اگر در كلام كسي هم منعكس باشد، قطعا سهوي در كلام بوده است. ما نمي‌توانيم منكر اشعار زيبا و تاثير گذار مولانا شويم يا حكمت‌هاي نهفته در اشعار او را انكار كنيم، اما اين به آن معنا نيست كه مولانا را همپاي پيامبر(ص) و ائمه(ع) بدانيم.
رييس كميته اجرايي كنگره بزرگداشت مولانا ادامه داد: بسيار دور از ذهن است كه يك فرد شيعه چنين تصوري داشته باشد. هر كسي در جايگاه خودش قرار مي‌گيرد و مقايسه‌اي كه بين انديشمندان انجام مي‌شود شامل حال معصومين(ع) نيست و اساسا نمي‌توان آن‌ها را تنزل مقام داد و با ساير انسان‌ها مقايسه كرد. 

دكتر پرويز همچنين با تاكيد به اين كه نوع نگاه ما به مولانا با نگاه ساير كشورها متفاوت است، تصريح كرد: ممكن است همه آرا و اخبار مولانا مورد تاييد مجموعه دانشمندان و انديشمندان حوزه دين، فلسفه و عرفان نباشد. در ايران مولوي به عنوان پناهگاه عامه مردم مطرح نيست و نوع نگاه ما به مولوي به عنوان يك منبع كسب درآمد و جذب گردشگر نبوده و نيست. 

معاون امور فرهنگي وزير ارشاد افزود: بر اين اساس، كنگره برگزار شده، كنگره‌اي علمي بوده و از ابتدا قرار بر اين شد كه شركت‌كنندگان در آن اهل علم و فن باشند و با نوع مقالات خود ابعاد مختلف آرا و انديشه هاي مولانا را تبيين كنند. 

وي خاطرنشان كرد: با توجه به اين كه ستاد كار خود را در سال 85 آغاز كرد و آن سال به نام پيامبر(ص) نامگذاري شده بود، مي‌بايست برنامه‌ها طوري ترتيب داده مي‌شد كه اين سال را تحت‌الشعاع قرار ندهد. همچنين در برنامه‌ريزي سال مولانا، محور كار بحث‌هاي علمي بود. اما در اين بين مطلع شديم كه برنامه‌هايي نيز در خوي و تبريز از سوي سازمان ميراث فرهنگي و وزارت كشور در حال طراحي است. در جلسه‌اي كه با مسوولان سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري و وزارت كشور برگزار شد، نهايتا در ستاد مصوب شد كه بدون مداخله مستقيم ستاد و صرفا به عنوان حامي، از برنامه‌هاي تبريز و خوي كه مسووليت برگزاري آن به دو سازمان مذكور واگذار شده بود، عمل كنيم. 

كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا ششم و هفتم آبان ماه در تهران برگزار شد. برنامه بزرگداشت مولانا در تبريز نيز هشتم و نهم آبان برگزار شد و برنامه خوي، عصر امروز (دهم آبان ماه) به كار خود پايان مي دهد.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 16:15 |
6 كتاب جديد در سايت مكارم شيرازي قرار گرفت

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، شش جلد از تأليفات جديد آيت‌الله ‌العظمي ناصر مكارم شيرازي در بخش كتابخانه پايگاه اطلاع‌رساني ايشان در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته‌است.

«مناسك عمره مفرده»، «سيگار پديده مرگبار عصرما»، «اسلام آئين رحمت»، «پيام امام اميرالمومنين(ع) جلد هفتم و هشتم»، «عاشورا»، «وهابيت بر سر دوراهي» و «شيعه پاسخ مي‌دهد» از عناوين كتاب‌هايي هستند كه به تازگي در پايگاه اطلاع‌رساني مكارم شيرازي قرار گرفته‌اند.

تاكنون 56 كتاب از تأليفات آيت‌الله مكارم شيرازي بر روي پايگاه خبري ايشان قرار گرفته، كه از آن ميان مي‌توان به «مناسك جامع حج»، «يورش به خانه وحي» و «بازاريابي شبكه‌اي يا كلاهبرداري مرموز» اشاره كرد.

كتاب «وهابيت بر سر دوراهي» از كتب جديد اين كتابخانه اينترنتي است كه داراي فصل‌هاي متنوعي چون؛ خشونت فوق‌العاده، تحميل عقيده، تعصّب شديد و افراطى، عدم آشنايى به ارزش‌هاى فرهنگى، جمود و مخالفت با هر پديده نوين، ضعف منطق و برداشت نادرست از شش واژه قرآنى است. 
در بخش «بدعت در كتاب و سنت» از كتاب «وهابيت بر سر دوراهي» آمده‌است:

«ششمين واژه‌اى كه اين دسته از وهّابيان در فهم معنى آن گرفتار اشتباه عظيمى شده‌اند، واژه «بدعت» است. روايات فروانى در نكوهش بدعت، در منابع اسلامى وارد شده‌است. از جمله حديث نبوى معروف «كُلُّ بِدْعَة ضِلاَلَةٌ» مى‌باشد! كه در كتب بسيارى از جمله «مسند احمد» و «مستدرك‌الصحيحين» و «سنن بيهقى» و «المعجم‌الاوسط طبرانى» و «سنن ابن ماجه» نقل شده‌است. 

وهّابيون تندرو با مشاهده اين‌گونه احاديث، بى آن‌كه در معنى «بدعت» دقّت كنند، نخست با هر پديده جديدى به مخالفت برخاستند، تا آن‌جا كه دو چرخه را مركب شيطان خواندند و با نصب خطوط تلفن به مخالفت برخاستند، و چون ديدند دنيا به سرعت به سوى صنعتى شدن پيش مى‌رود، سرانجام در برابر پديده‌هاى صنعتى غرب تسليم شدند، نه فقط تسليم شدند بلكه غرق در آن شدند، و امروز كه به عربستان سعودى مسافرت مى‌كنيم، مى‌بينيم انواع اتومبيل‌هاى آخرين سيستم، وسائل مدرن تهويه، جالب‌ترين وسائل منزل و حتّى انواع سوپر ماركت‌ها و خوراك‌هاى غربى همه جا را پر كرده، و صغير و كبير و عالم و جاهل از آن استفاده مى‌كنند.

در اين هنگام، مخالفت با اين «بدعت‌ها» را رها كرده، تنها به مخالفت با بدعت‌هايى كه از نظر آنان، آب و رنگ مذهبى داشت برخاستند، مانند بناى بر قبور، مراسم بزرگداشت ميلاد پيامبر و بزرگان دينى، مراسم عزادارى بر شهيدان و امثال اين‌ها، هركس به سراغ اين امور برود، او را بدعت‌گذار و مستحقّ همه‌گونه ملامت و سرزنش مى‌بينند.»

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 16:13 |

مشاور مقام معظم رهبري با هشدار نسبت به رواج خرافات :

يك‌سري خرافات و موهومات در حال ترويج ديده مي‌شود كه بسيار خطرناك است/ ادعاهائی که به نام شيعه و محبان اهل بيت توسط شيادان هوسران صورت مي‌گيرد دشمنان شيعه را جري‌تر مي‌كند

مشاور مقام معظم رهبري با اشاره به خطرناك بودن ترويج خرافات تاکید کرد: در سال‌هاي اخير در كشور ما، يك‌سري خرافات و موهومات در حال ترويج ديده مي‌شود كه بسيار خطرناك است و پشت اين قضايا به احتمال قوي دست بيگانه در كار است و اين خود يك تهاجم فرهنگي محسوب مي‌شود.


به گزارش ایرانیوز علي ‌اكبر ناطق نوري که در مراسم گراميدشت سالروز شهادت حضرت امام محمد تقي (ع) و تسليت به پيشگاه حضرت مهدي (عج) اظهار داشت: اميد است خداوند منان ما را از پيروان واقعي اهل بيت و جانشينان راستين آن‌ها قرار دهد.

وي افزود: حركت نبي اكرم (ص)و ائمه هدي (ع) درطول تاريخ براي رشد و ارتقاي فكري انسان‌ها بوده و حركتي فرهنگي به شمار مي‌رود، هم‌چنين انقلاب ما نيز انقلاب فرهنگي است و فرهنگ پيش از هر رنگ ديگري به اين انقلاب صبغه بخشيده است.

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام تصريح كرد: امروز جنگ و درگيري با دشمنان اسلام و دشمني آنان با انقلاب، جنگ فرهنگي و به تعبير مقام عظماي ولايت، شبيخون فرهنگي است و طبق فرامين و رهنمود ايشان تمام موسسات فرهنگي بايد در اين راستا گام بردارند.

ناطق نوري با تعريف واژه شيعه اظهار داشت: لفظ شيعه با كلماتي چون مشايعت و تشييع به معناي پيروي هم‌خانواده است و مرحوم شهيد ثاني (ره) نيز بيان مي‌دارد، شيعه كسي است كه تابع علي باشد و دنبال علي حركت كند، اما بر اين اساس بايد گفت هرچند محب علي بودن سخت است، اما آسان‌تر از شيعه علي شدن است و نبايد اين دو مقوله يكسان تلقي شود.

وي تاكيد كرد: شيعيان اهل هدايت، تقوا، پرهيزكاري، خير، مبارزه، فتح و پيروزي هستند و هيچ‌گاه در مسير بي تفاوتي، ضلالت و گمراهي نخواهند رفت.

ناطق نوري افزود: آن‌چه از مكتب رسول خدا، علماي شيعه و معتقدات استنباط مي‌شود، اين است كه شيعه مبتني بر منطق، عقل و استدلال است، هم‌چنين غير از نقل و قرآن و سنت، ديده مي‌شود پاي اعتقادات شيعه در استدلالات عقلي و نقلي استوار و عقل‌گرايي بر تفكر شيعه حاكم است.

وي يادآور شد: رهبر و امام در شيعه از شايسته‌ترين انسان‌ها به شمار مي‌روند كه پايه اين امر نيز عقل و خردگرايي است، هم‌چنين احكام بر پايه استدلالات بيان شده و اين امر حتي در قداست مكان‌هايي نظير مدينه و كربلا نيز به چشم مي‌خورد؛ چرا كه اين دو سرزمين به واسطه انسان‌هايي ارزش يافته است كه در راه خدا جهاد داشته و جهاد آنان به منزله زنده بودن به شمار مي‌رود و ارزشمند است و بر اين اساس خاك آنان نيز قداست مي‌يابد.



مشاور مقام معظم رهبري در ادامه گفت: ادعاها و كارهايي به نام شيعه و محبان اهل بيت توسط شيادان هوسران دنياپرست حقه‌باز صورت مي‌گيرد كه دشمنان شيعه را جري‌تر مي‌كند.

وي افزود: توصيه مي‌كنم به ويژه زنان، به نام اسلام، شيعه و امام زمان (عج)، گول اين شيادها را نخورند؛ چرا كه هر كس، نمي‌تواند ادعاي ارتباط و ديدار امام زمان (عج) را داشته باشد و اين مسائل جز خرافات و دكان‌داري افراد پست چيز ديگري نيست.

ناطق نوري ادامه داد: افرادي كه در ارتباط با اين گونه مسائل دستگير مي‌شوند، اعترافاتي تكان‌دهنده، شرم‌آور و آكنده از فساد دارند.

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام هم‌چنين گفت: از ترويج خرافات و موهومات احساس خطر مي‌كنم، حال آن كه اعتقادات ما مبناي عقلي و فكري دارد.

ناطق نوري ادامه داد: دين و مكتب، مردم را در زمان غيبت رها نكرده و استفاده از فقهاي ديني را بيان مي‌دارد. امروز در جامعه خبرگان از سوي مردم انتخاب مي‌شوند و رهبر از طريق خبرگان برگزيده مي‌شود و او در حكومت جانشين امام معصوم است.

مشاور مقام معظم رهبري در پايان خاطرنشان ساخت: اختيارات رهبر در حكومت مانند اختيارات ائمه معصوم است. اسلام، اين دين كامل، مردم را بلاتكليف رها نكرده و با توجه به اين مساله مردم مي‌توانند شيعيان واقعي باشند.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 19:32 |

گفتاری از دکتر سعیدحجاریان درباره برخورد با دراویش:كميسرها و صوفيان

نوروز- دکتر سعیدحجاریان: عرفان پایگاه محكمی در ایران و كل خاورمیانه و شبه‌قاره هند دارد و عرفای زیادی از این منطقه برخاسته‌اند كه هر كدام سرسلسلة ‌حلقه‌های صوفیانه شده‌اند و جنگ بین صوفیان و فقیهان امری تازه نیست.

تشیع از زمانی كه پا به ایران گذاشت، به صورت فرقه‌ای باطنی پدیدار شد. به‌خصوص در سلسله‌های زیاریان و آل بویه رنگ و بوی باطنی‌گری بیشتر دیده می‌شود. حتی صفویه در بدو پیدایش، بخصوص سرسلسله‌های آنان یعنی شاه صفی و شاه اسماعیل بیشتر از ‌آنكه پادشاه باشند، مراد و مرشد قزلباشان بودند. اما با نهادینه شدن دین در ایران و پیدایش مكتبخانه‌های درسی و پیدایش فقها، این دو جلوه از امر واحد یعنی «حقیقت» و «شریعت» (یا به قولی طریقت و شریعت) از هم جدا شدند.

حتی به صورت فضایی این جدایی كاملا در جغرافیا مشهود است. شما اگر كویر ایران را نصف كنید، نیمه غربی فقیهانه است و نیمه شرقی طریقانه. یعنی شهرهایی مثل تهران، قم، ‌كاشان، نایین، اردستان، ‌یزد، زواره و اصفهان مركز فقهای بزرگ بوده‌اند. از آن سمت، سمنان، ‌سبزوار، ‌شاهرود، نیشابور، گناباد، قائن، بیرجند، زابل و كرمان عرفای بزرگی را تحویل داده است. علاءالدوله سمنانی، ‌بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی از این جمله‌اند. اینكه چرا این جداگزینی فضایی به وجود آمده است و چرا بالعكس نشده، موضوعی است که مجال دیگری می‌طلبد.

از میان فرقه‌های مهم در ایران، قادریه و سلسله نعمه‌اللهیه تابنده گنابادیه از همه مشهورترند. جریان قادریه عمدتا متعلق به اهل سنت هستند و در چارچوب تحلیل ما نمی‌گنجند. گرچه آنها هم زمانی در معرض آسیب فقهای محلی بوده‌اند، اما امروزه كسی به آنها كاری ندارد. آنها فقط در اوایل انقلاب به خاطر شارب‌های بلندشان به دستور امام جمعه ارومیه در معرض بعضی جوانان خودسر قرار گرفته و آنها شوارب (سبیل‌‌ها) را می‌چیدند. (یاد پطر كبیر بخیر كه به خاطر تجدد به دست سربازان قیچی داده بود تا ریش‌های موژیك‌ها (دهقانان روسی) را بچینند!) تا اینكه عده ای از سران آنها شكایت پیش امام بردند كه ما اهل حق هستیم و ما را بیخود اذیت می‌كنند. امام هم فرموند كه انشاء الله ما همه اهل حق باشیم. آنها خوشحال شدند و در شهرشان دیوارها را پر كردند كه «ما همه اهل حقیم،‌ امام خمینی». از آن پس،‌كسی آنها را اذیت نكرد!

فرقه دراویش گنابادی دارای خانقاه‌های بزرگی در بیدخت گناباد نزدیك قائن هستند و از قدیم‌الایام از مسافرین در راه مانده در خانقاه خود پذیرایی می‌كردند. امام در تفسیر سوره حمد خود در یك مورد استنادی به یكی از مشایخ این فرقه كرده است و از وی تجلیل نموده است. امام به خاطر مذاق عرفانی خود احساس همدلی زیادی با بعضی عرفا مانند محی‌الدین عربی و دیگران می‌كرد. امری كه در حوزه علمیه قم و در بین فقها مطعون بود و كوزه‌ای را كه پسرش مصطفی از آن آب خورده بود، ‌فقها آب می‌كشیدند. ایشان در نامه‌ به گورباچف از دو عارف نامدار یعنی محی‌الدین عربی و ملاصدرا نام می‌برند و اسم فقیهی در این نامه نیست.

این درگیری بین فقیه و صوفی تا زمانی كه امام زنده بود، چندان جلوه‌ای نداشت. ما نمونه‌ای نداریم كه جایی گزارشی از آن شده باشد. اما كم‌كم با تبدیل نهاد تشیع به church، گروهی محتسب دینی و یا می‌توان گفت كمیسر فقهی به وجود آمدند كه نمونه بنیادگرای آن را در زمان ضیاء‌الحق در پاكستان شاهد بودیم كه به آنان، «شرطه‌الخمیس» می‌گفتند.

این كمیسرهای فقهی، ‌به شدت شاخك‌هایش حساس شده است و به هر چیزی كه اندك مغایرتی با عرفیات اهل شرع دارد، ‌مواجه شود با آن ‌برخورد می كند كه یكی از آنها نارواداری و عدم مدارا با فرقه‌ها و سلسله‌هایی است كه سالهاست در ایران زندگی عادی خود را می‌گذرانند و به سبك خود، خدای خویش را پرستش می‌كنند و حتی مبادی به آداب شرع نیز هستند. تخریب خانقاه‌های دراویش گنابادی در قم و بروجرد، ‌برخورد با شیخیان اسكو و بناب، تخریب مساجد اهل سنت و تبدیل آنها به پارك كه یك مورد آن دو ماه پیش اتفاق افتاد، ‌نمونه‌هایی از این عدم تساهل است.

ما باید بدانیم كه شیعه در جهان اسلام در اقلیت قرار دارد و اگر بنا باشد كه رواداری را پیشه خود نكند،‌آنگاه شیعیان سایر كشورها در معرض خطر خواهند بود و چه بسا كه دامنه انتقام‌جویی گروه‌های بنیادگرای سنی به داخل ایران نیز كشیده شود. البته دراویش هیچ‌گاه اهل خشونت‌ورزی نبوده‌اند و از تعالیم آنهاست كه در قبال قدرت مركزی كرنش می‌كرده‌اند. اما ترس از آن است كه آنها به عنوان دستگرمی در معرض آسیبی قرار بگیرند و سیستم كمیسیاریای فقهی ما تجری پیدا كند و به دیگرانی بپردازد كه دارای قدرت به مراتب بیشتری هستند و دارای پشتیبانان قوی خارجی نیز می‌باشند. كما اینكه شاهد بودیم به ازای تخریب مسجد كوچكی در مشهد، چه فاجعه‌ای در حرم امام رضا (ع) آفریدند.

گذشته از سلسله‌های عرفانی استخوان‌دار، ‌در سنوات اخیر حلقه‌های عرفانی به اصطلاح فرنگیان newage نیز در ایران به وجود آمده است. مانند طرفداران یوگا، ‌مدیتیشن،‌ سای بابا، مون، ‌ذن، ‌بودیسم، شینتو و فرقه‌هایی از این قبیل. این حلقه‌ها به خاطر آنكه دین رسمی پاسخگوی نیازهای معنوی جوانان نیست،‌ به وجود می‌آیند و شاخه‌هایی از مراكز خارج از كشور هستند كه معمولاً‌ با این گروهها نیز با شدت عمل برخورد می‌شود. البته نمی‌توان منكر شد كه ممكن است در بین آنها خلافكاری‌هایی هم وجود داشته باشد،‌ اما روش صحیح آن است كه تكثر سابق به عالم تشیع بازگردد و دیگر كسی كوزه‌ای را آب نكشد تا بتوان در درون همین مذهب شیعه، مجالی برای پرستش برای همگان پیدا كرد.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هجدهم آذر 1386 و ساعت 22:6 |

مولانا پیام آور صلح و دوستی است

 

 

   
.

فرهنگی شبستان: اندیشه مولوی مرزهای جهانی را در می نوردد و برای انسان امروز پیام آور عشق به خدا، صلح و دوستی است.

حسین علیزاده، مولوی پژوه و شاعر به خبرنگار شبستان گفت: عارفان از قرن اول تا زمان مولوی به عرفان زهدی گرایش داشتند آنچنان که مولانا و پدرش نیز تا قبل دیدار شمس و آشنایی با او چنین روشی داشتند اما درست بعد از دیدار شمس مولانا عرفان عاشقانه و ذوقی را برگزید و تفاوت های عمده ای با گذشته داشت.

وی به تفاوت های عرفان عاشقانه و ذوقی با عرفان زهدی اشاره کرد و افزود: تفاوت عرفان عاشقانه با زهدی در مبانی نظری و علمی آن است، آنچنان که عارف که با نگاه عاشقانه به جهان می نگرد انسان و جهان را به گونه ای دیگر می بیند و به جای خوف، عشق، محبت و امید بر او غلبه دارد و در واقع عرفان او عرفانی رجایی است. نگاه به خدا نيز در این دو عرفان متفاوت است عارفان زهدی اهل وجد و سماع نیستند و به ریاضت های سخت و چله نشینی مي پردازند و شعر و موسیقی را کسر شان خود می دانند.

وی فطرت انسانی را مخاطب پیام جلال الدین مولوی دانست و خاطرنشان کرد: پیام مولانا فارغ از جنس و مذهب خاص است و برای جهان امروز که در مادیات غرق شده است و جذبه های صنعت و تمدن و فرهنگ لائیک بر آن غلبه دارد بسیار مهم است در واقع مولوی با پیام عشق به خدا، صلح و دوستی بر زخم های انسان های امروزی مرهم می نهد و دردهای او را تسکین می بخشد و چون بشر امروز می بینند چیزی که بر او عرضه شده است محتوایی عمیق و بلیغ دارد و با موسیقی شعر و سرود همراه است بیشتر به سمت این عارف نامدار رغبت می یابد.

علیزاده تفکر و اندیشه مولوی را تفکر جهانی و همگانی خواند و اظهار کرد: در تفکر مولوی همه مذاهب بهره ای از فضیلت دارند مولوی به صراحت تمام مرزها را درمی نوردد و در جستجوی حقیقت محض است در واقع او مسلمان و مسیحی و ترسا را به یک چشم می نگرد و در بینش او صلح جایگاهی اساسی دارد و لازمه نگاه انسانی و یگانه بینی در بشریت است.

وي ادامه داد: این حکیم عارف با چنین نگاهی که همه بشریت را بر سر خوان الهی مي بيند برای همه حق و حقوقی در نظر می گیرد و به همگان توصیه می کند که برادروار در این جهان سیر کنند و هیچ کس نباید به حقوق دیگری اجحاف کند و اگر جنگ و ستیزی در جهان رخ می دهد همه از کج بینی انسان هاست چنانکه خود می گوید: اختلاف خلق از نام اوفتاد/ چون به معنا رفت آرام اوفتاد/
از نظرگاه است ای مغز وجود/ اختلاف مومن و گبر و یهود

سراینده مجموعه شعر "به جان شیرین" ادامه داد: محبوبیت و شهرت مولوی از همان سالهای نزدیک به عصر او نیز نمود و بروز خوبی داشته است و از آن روزگار تاکنون هر روز بر این شهرت و محبوبیت افزوده شده است و این محبوبیت پژوهشگران بسیاری را به مطالعه درباره آثار این عارف نامدار واداشته است آنچنان که اگر به کتابشناسی مولوی توجه کنیم درمی یابیم که این همه محبوب بودن در طی سال ها دلایل مختلفی دارد و تنها وابسته به یک دلیل نیست.

مولوی در حقیقت دریایی بود که با دیدار شمس به اقیانوس بیکران پیوست و چون نهنگی زنجیر تعلقات از دست و پای خود گسست.

وی با بیان این مطلب که فرازمانی و فرامکانی بودن از ویژگی های شعر ملووی است خاطرنشان کرد: پس از گذشت قرن ها شعر مولوی همچنان در قلب های مردم زمانه جای دارد و او هنوز از درد دورافتادن از اصل خویش می نالد و راه بازگشت به نیستان ازلی را نشان می دهد، او می خواهد به محبوب حقیقی بپیوندد و غربت این جهان را نمی پسندد.

وي تاكيد كرد: مولوی سرآمد است زیرا روی دردهای راستین انسان انگشت می گذارد و به وسعت روح و آرامش خاطر انسان می اندیشد و عشق به خدا و اصالت های انسانی را جهان انسان می داند بنابراین نگاه او در دنیای امروز کاربردهای اساسی دارد.

این مثنوی پژوه عنوان کرد: پیام مولوی برای بشر امروز که بر سر منافع زودگذر دنیایي به جان یکدیگر افتاده اند این است که ما همگی از یک گوهریم همه بندگان خداییم و به خوبی ها و زیبایی ها عشق می ورزیم بنابراین باید براساس صلح و دوستی، برابری و برادری در کنار یکدیگر زندگی می کنیم و بايد دشمنی ها را به کنار بگذاریم و در جستجوی سعادت حقیقی برآييم و سپاسگزار خوان نعمت الهی باشیم و چه پیامی زیباتر از این پیام می تواند بشر امروزی را به صلح و دوستی فرا خواند.

وی در پایان به یکی از عمده ترین ویژگی مثنوی معنوی پرداخت و یادآور شد: مثنوی باز خوانی هنری و عرفانی آموزه های انبیا است زیرا انبیا آمده اند که غل و زنجیر اسارت را از دست و پای انسان ها باز کنند و آنها را در بی کران معنویت و ابدیت پرواز دهند. در مثنوی حدود دو هزار آیه قرآنی و بیش از 500 حدیث نبوی بیان شده است، امام خمینی (ره) نیز مثنوی را تفسیر قرآن جلال الدين می داند. در حال حاضر استاد کریم زمانی شرحی زیبا بر مثنوی دارد که می تواند نیاز دانشجویان و علاقه مندان به مثنوی را در فهم این اثر جاودانه آسان تر نماید

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هجدهم آذر 1386 و ساعت 21:46 |
به اعتقاد مولانا اصول دين گشاينده رازهای قرآنی است

خبرگزاري انتخاب :

بنا به اعتقاد مولانا در مثنوی اصول دين در گشودن راه‌های وصول به يقين، گشاينده رازهای قرآنی و پاك كننده اخلاق است.
به گزارش  سرویس دین و اندیشه خبرگزاری  انتخاب  «احمد جلالی» نماينده سابق ايران در يونسكو در شصت‌ويكمين نشست از سلسله درس‌گفتارهايی درباره مولانا كه عصر روز چهارشنبه 14 آذر در شهر كتاب مركزی برگزار شد با بيان مطلب فوق گفت: سخن گفتن از مولانا در كشورمان چندان آسان نيست، زيرا كه در ايران مجموعه مولوی‌شناسان و مولوی‌پژوهان بسيار هستند و از اين رو سخن گفتن در اين‌باره كاری دشوار است. 
 

رئيس كتابخانه مجلس با اشاره به اهداف تأسيس يونسكو تصريح كرد: اصل تأسيس يونسكو نزديك كردن ملت‌ها و فرهنگ‌ها به يكديگر بوده است. 
 

جلالی با اشاره به شعر «نيميم ز تركستان، نيميم ز فرغانه» مولانا را انسانی چند بعدی دانست و افزود: مولانا بزرگتر از آن است كه او را در دسته‌بندی اشعری و معتزله جای دهيم و اين كار جفا به اين شاعر است؛ اما اگر مجبور باشيم او را در يك قفسه بگنجانيم بايد او را در قفسه اشعری‌ها قرار دهيم و اگر عرفان او را فهم هنرمندانه و جمال‌شناسانه الهيات بدانيم، آن وقت او يك اشعری هنرمند است، چون نگاهی هنرمندانه دارد.

 وی سپس به ديالوگ‌های مثنوی اشاره و با بر شمردن تفاوت‌های بين مذاكره و ديالوگ بيان كرد: در بحث مذاكره، طرفين از پيش می‌دانند كه چه می‌خواهند و تلاش می‌كنند چيزی را كه می‌خواهند و مدنظر دارند به دست آورند. درواقع در مذاكره طرفين سعی می‌كنند مسير گفت‌وگوها را هدايت كنند، ولی ديالوگ اين‌گونه نيست. درديالوگ خود گفت‌وگو است كه شخصيت‌ها را هدايت می‌كند. 
 

رييس كتابخانه مجلس ادامه داد: در اين راه اگر بحث نيروی محركه والاتری وارد شود، بازتاب آن را هم در صحنه اجتماع بيشتر می‌توان ديد. اين تعليم كه «من كسی در ناكسی دريافتم» از جمله تعاليم گشاينده ديالوگ است كه باز بودن برای تحول‌پذيری را به ذهن می‌رساند. 
 

وی در ‌پايان چيره‌دستی مولانا را در استفاده از واژگانی نامأنوس و به ظاهر غريب با قالب غزل را از ديگر شاخصه‌های قابل تحسين اين شاعر برشمرد.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هجدهم آذر 1386 و ساعت 21:8 |

صوفی گری: پادزهر اسلام تندرو؟

 از تحليل گران روزنامه آمريکايی «کريتسن ساينس مانيتور -، در گزارشی که روز چهارشنبه، پنج دسامبر منتشر شد، از صوفيسم به عنوان «پادذهر احتمالی اسلام تندرو» ياد کرده است.جين ليمپن، تحليلگر روزنامه «کريستين ساينس مانيتور»، برای تهيه اين گزارش تلاش کرده تا جامعه مسلمانان جهان را از زاويه ای که چندان در رسانه های غربی مورد توجه قرار نمی گيرد، بررسی کند.

ترجمه فارسی اين گزارش را می توانيد در ادامه بخوانيد:

 طی چند سال گذشته تصاوير گوناگونی از اسلام در بسياری از رسانه های خبری جهان منعکس شده است، با اين حال يک بعد از اسلام، کمتر توجه ديگران را به خود جلب کرده است: عرفان اسلامی.اين درحالی است که هزاران نفر در آمريکا و ميليون ها نفر در دنيای اسلامی به صوفيسم يا صوفی گری گرايش پيدا کرده اند. برخی اين راه را اميدبخش ترين راه برای مقابله با افراطگرايی اسلامی تلقی می کنند.در طی هفته های گذشته جشن های بين المللی متعددی همزمان با هشتصدمين سالگرد مولانا، در سالی که به نام او نامگذاری شده، در چندين کشور جهان برگزار شد. آثار اين مسلمان اهل تصوف، همچنين پرفروشترين اشعار درايالات متحده آمريکا طی بيش از ده سال گذشته به شمار می آيد. در غرب، صوفی گری، با آداب و ممارستهای معنوی، احترامی که برای همه اديان و عشق عالم گيری که آن را تبليغ می کند، مورد توجه قرار گرفته است. للو سميث، يک توليد کننده برنامه های تلوزيونی در شهر بوستون، که به صوفی گری روی آورده است می گويد: «عرفان به گونه ايی مستقيم و نامنتاقض شما را به دوری ازهوای نفس خويش و به نزديک شدن با خدا و مردم هدايت می کند.»با وجود اينکه صوفيگری بارها و بارها در سراسر جهان اسلامی مورد حمله مسلمانان تندرو و متعصب قرار گرفته است، اما همچنان يکی از نيروهای منتفذ در جهان اسلام بوده است. برخی به خاطر آنکه عرفان فراتر از اصول و اعتقادات مذهبی رايج رفته و فرد را بدون نيازبه هيچ گونه واسطه يا ميانجی با خدا متحد می کند، آن را نوعی کفر و ارتداد تلقی می کنند. با اينحال اين روزها بسياری از مسلمانان اين سنت معنوی را عاملی بالقوه برای مقابله با افراطگرايی می دانند که دين و ايمان آنها را ربوده و جلوه بدی از آن به جهانيان نمايش داده است. سيد حسين نصر، استاد مطالعات اسلامی در دانشگاه جرج واشينگتن در شهر واشينگتن می گويد: «در دنيای اسلامی، عرفان قوی ترين پادزهر افراطگرايانی است که همچنين بيادگرايان اسلامی ناميده می شوند. عرفان در عين حال مهمترين منبع برای پاسخ به چالشهايی است که نوگرايی مطرح می کند.»دکتر نصر به منظور معرفی و تعليم عرفان به زبان معاصر کتابی تحت عنوان «باغ حقيقت» نوشته است. دکتر نصر می گويد: «نفوذ آن بی کران است. عرفان به جای آنکه تعاليم خشک و سخت اخلاقی بدهد، کيفيت های درونی اخلاقيات و فضيلت روحانی را زنده نگاه داشته و نيز امکان دسترسی به اطلاعات واقعی دررابطه با عالم غيب و هستی را در اختيار بشر قرار می دهد، که به نوبه خود ديگر جوانب زندگی انسان را نيز تحت تاثير قرار می دهد.»
 
اما ممارست در تعاليم عرفانی درميان تضادهای درونی اسلام، با شرايط سختی مواجه شده است.      
اکبر احمد، يک متخصص سرشناس علوم انسان شناسی از پاکستان، که در دانشگاه امريکن درشهر واشينگتن تدريس می کند می گويد: «آنچه که دنيای غرب نمی بيند، اين است که دنيای اسلامی از سه نمونه قابل تفکيک تشکيل شده است: مدرنيسم، که منعکس کننده پديده جهانی شدن، مادی گرايی و جامعه مصرفی است. بنيادگرايان که گاه با خشونت عليه غرب و پديده جهانی شدن از خود واکنش نشان می دهند، و اهل تصوف که از قدرت و ثروت دوری می کنند و راه روحانی تری را به پيش می گيرند.»آقای احمد می گويد، امروزه مسلمان نوعی احساس می کند که محاصره شده است و دچار نوعی آشفته حالی و پريشانی است. وی با خود فکر می کند کداميک از اين راه ها را بايد به پيش گيرد و فقر و گرسنه گی معنوی را بطور گسترده لمس می کند.آقای احمد که در سال ۲۰۰۶ ميلادی در سرتاسر دنيای اسلامی سفر کرد می گويد درحالی که عرفان درعربستان سعودی مورد اذيت و آزار قرار می گيرد درکشورهايی نظير ايران، پاکستان و هند، بويژه دربيرون شهرهای مدرن رونق يافته است. وی در جريان بازديد از يک زيارتگاه صوفيان در آمجر هند با جمعيتی هزار نفره، ازعبادتگران مواجه شد. وی گفت: «تنها هفته گذشته، زمانی که نواز شريف، نخست وزير پيشين به پاکستان بازگشت، فکر می کنيد به کجا رفت؟ به زيارتگاه صوفيان در لاهور.»اما آيا عرفان می تواند با رشد سياسی افراطگرايان مقابله کند؟ اصلاحگرايان منزه طلب صوفی گری را مرتد می نامند و نوگرايان نيز عمدتا آن را بدنام کرده اند. کمال آتاتورک، بنيانگذار ترکيه نوين و سکولار برای مثال تمامی خانقاه ها و زيارتگاه های صوفيان، از جمله زيارتگاه رومی مولوی را تعطيل کرد.با اين حال بر اساس مطالعات و برسی که آقای احمد سال گذشته از طريق چندين جوان درترکيه انجام داد، آنها فتح الله گولن را بعنوان اولين الگوی خود انتخاب کردند. فتح الله گولن فردی است که يک سيستم عظيم درسی را راه اندازی کرد و بخاطر تبليغات خود برای ايجاد گفتگو ميان اديان معروف است.به گفته مارسيا هرمانسن، يک متخصص عرفان در دانشگاه لويولا در شهر شيکاگو، عرفان از ديدگاه تاريخی به مراتب تاثيرگسترده تری بر دنيای اسلام داشته است، تا بر فلسفه عرفای يهودی يا مسيحی و جوامع آنها. عرفان نه  تنها برهنر، موسيقی و ادبيات و معماری اسلامی نفوذ خاص داشته است بلکه چندين مکتب عرفانی در قلمروی زندگی سياسی نيز تا کنون چنان تاثيرگذاربوده اند، که نقشه جهان اسلامی را متغييرکرده اند.
آقای نصر می گويد: «برخی از بزرگترين جنبش های اصلاحگرايانه در قرن نوزدهم ميلادی توسط عرفا و افراد اهل تصوف ايجاد شد. عبدالاقادر قهرمان ملی الجزاير يک مرشد عارف بود.»
 
امروزه با توجه به اينکه مسلمانان شيعی و سنی هردو می توانند متعلق به اهل توصف باشند از ميزان  دقيق صوفيان ارقام قابل اعتمادی در دست نيست.
اما بسياری از افراد اهل تصوف با جديت در حوزه بين المللی راه پيران خويش را ادامه می دهند. للو سميث به دراويش نعمت الهی پيوسته است که در آمريکا ده خانقاه دارند و پيرشان دکتر جواد نوربخش در لندن زندگی می کند. آقای محمد نورايی يکی از مريدان اين مکتب، سی سال پيش از ايران به آمريکا مهاجرت کرد و امروز به عنوان مشاور معنوی در خانقاهی که در محله ساوث اند شهر بوستون واقع است، فعاليت می کند. گروه محلی پيروان اين مکتب، هفته ای دو روزجهت عبادت و تفکر که شامل موسيقی و شعر نيز می شود، در خانقاه گردهم می آيند.آقای نورايی در يک مصاحبه می گويد تنها شرط برای فرد تازه وارد اين است که او خالصانه درجستجوی خدا باشد، ما در عرفان آنرا «درد طلبی» می ناميم.آقای سميث پس از خواندن يکی از کتاب های دکتر نوربخش مجذوب راه طريقت شد و اکنون بيست سال است که به اين راه متعهد بوده است. وی می گويد با توجه به اينکه دريک خانواده آمريکايی آفريقايی تبار بسيار مذهبی بزرگ شده است، اگر چنين بعد فکری با راهنمايی يک معلم را که در عرفان يافته است در مسيحيت نيز می يافت، دليلی برای تغيير دين پيدا نمی کرد.وی با پير خود ديدار کرد و ارتباط خود را با او حفظ کرد. وی معتقد است که عبادت و تعمق باتفاق گروه در بوستون به او  «انرژی حمايتی قوی، برای ايجاد آن تحول درونی و معنوی که درجستجوی آن است می دهد.»او با خنده می گويد، البته کار واقعی زمانی آغاز می شود که وارد اجتماع شده و درمقابل بن بستهای واقعی در زندگی قرار می گيريد. اما او می گويد زندگی اش دگرگون شده است. آقای سميث می گويد: «من به اين واقعيت پی برده ام که هوای نفس چگونه مانند حجابی همه چيز را دربر می گيرد و راه کنار گذاری آنرا نيز آموخته ام. زمانی که دچار نگرانی و اضطراب می شوم، عرفان به من کمک می کند تا ايمان بيشتری به بشريت بعنوان تجلی خدواند درخود پيداکنم.» سيد حسين ناصر در کتاب جديد «باغ حقيقت» راه های آموزش عرفان را به زبان معاصر معرفی می کند و تجربه بيش از پنجاه سال فعاليت خود را بعنوان مريد به تصوير می کشد. وی می گويد سنت دراويش شامل  يک سلسله اصول گسترده متافيزيک و فلسفه گيتی شناسی، در مدت زمان طولانی می شود. عرفان متافيزيک وحدت و يگانگی خدا و مخلوقات را تعليم می دهد

+ نوشته شده توسط در جمعه شانزدهم آذر 1386 و ساعت 1:9 |
عضو هيأت علمي دانشنامه‌ي جهان اسلام: طبق منابع موثق، حاج بكتاش ولي ايراني است

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - حكمت و فلسفه

عضو هيأت علمي دانشنامه‌ي جهان اسلام گفت: در منابع متعددي از جمله "دايرة‌المعارف ترك" به مليت ايراني حاج بكتاش ولي اشاره شده است.

حسن سيدعرب در پي انتشار خبر تلاش تركيه براي نام‌گذاري سال 2009 به‌نام حاج بكتاش ولي به‌عنوان چهره‌اي ترك، در گفت‌وگويي با خبرنگار بخش حكمت و فلسفه‌ي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با تأكيد بر مليت ايراني حاج بكتاش ولي، گفت: وي از صوفيان قرن هفتم و مؤسس فرقه‌ي بكتاشيه است. حاج بكتاش اهل نيشابور است و حتا پسوند خراساني به‌دنبال اسم وي آمده است. او در تركيه شهرت بسياري داشته و به‌همين علت، حاجي خواند مي‌شده است. او همچنين از فرزندان دختري امام موسي كاظم (ع) است.

وي با اشاره به فرقه‌ي بكتاشيه، افزود: اين طريقت در آسياي صغير و آناتولي يعني تركيه‌ي امروز گسترش يافته بود و بخصوص در دوره‌ي حكومت عثماني به اوج رسيد. اعضاي اين فرقه از پيروان حاج بكتاش ولي هستند.

عضو گروه فلسفه و عرفان دانشنامه‌ي جهان اسلام تصريح كرد: علاوه بر "دايرة‌المعارف ترك"، در منابع و متون معتبري همچون "مناقب العارفين"، "تاريخ عثماني"، "صوفي في نظرالاسلام"، "طرايف الحقايق" و "ريحانة الادب" به ايراني بودن حاج بكتاش ولي اشاره شده و اين قابل اثبات است.

گفتني است، تركيه موفق شد از سوي يونسكو، سال 2008 را به‌نام ‌محمود الكاشغري نام‌گذاري كند و درصدد است تا سال 2009 را به‌نام حاج بكتاش ولي كه به نيشابوري يا خراساني معروف است (به‌عنوان شخصيتي ترك!) و يا كاتب چلبي ثبت كند.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت 15:57 |

در كنگره مولانا و موسيقي در تبريز مطرح شد مولانا محصول
به هم پيوستن اقيانوس بزرگ تمدن اسلامي و ايراني است


تبريز- خبرنگار كيهان:
مولانا، عمق كمال جويي فرهنگ ما را نشان مي دهد و ديگران در سايه غفلت ما، توانسته اند از ذخاير برجسته فرهنگ و تمدن ايراني، براي تامين منافع خود، استفاده هاي ابزاري كنند.
«محمد محمدپور» معاون فرهنگي و هنري اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي آذربايجان شرقي، در كنگره «مولانا و موسيقي» افزود: مكتب مولانا، مكتب تحول و عادت گريزي است و نه عادت ستيزي، ولي تحول منتج به تكامل موردنظر دين اسلام، تحول مبتني بر اصلاح و حضور و ايفاي نقش در متن جامعه است.
وي كه در تالار «اقبال آذر» تبريز سخن مي گفت، تصريح كرد: مولانا، محصول به هم پيوستن اقيانوس بزرگ فرهنگ و تمدن اسلامي و ايراني است. وي يادآور شد: مولانا و تمام ستارگان پرفروزي كه در آسمان ادب و هنر و عرفان ما مي درخشند. به مثابه پرچم ها و نشانه هاي بلند تمدن و فرهنگ بالنده، پويا، ژرف و تحول آفرين ايراني و اسلامي بشمار مي روند و عمق و ماهيت تحول گرايي و كمال جويي فرهنگ ما را نشان مي دهند.
وي خاطر نشان كرد: نگاه عميق و توام با معرفت به درياي تعاليم و معارف بزرگاني مانند مولانا، مستلزم رواج و گسترش و غلبه گفتمان فرهنگي بر گفتمان سياسي است و در فضايي كه گفتمان سياسي، برگفتمان فرهنگي غلبه دارد، پرداختن به چنين اموري كه منشا تاثيرات ثمربخش و تحول آفرين است، محال و يا مخرب خواهد بود.
اين نشست، در راستاي بررسي ديدگاه هاي «مولانا» نسبت به هنر موسيقي و نيز معرفي جايگاه «موسيقي فاخر» برپا شده بود و اساتيد شعر و موسيقي، در اين خصوص، به ايراد مطالبي پرداختند.
گروه هاي عاشيقلار، رهاب مهرورزان، مشتاق و روشن و نيز فارابي، در ادامه نشست، به اجراي موسيقي از روي شعرهاي «مولانا» پرداختند

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت 14:17 |
آيت الله نوري همداني نسبت به خطر گسترش صوفي گري در جهان اسلام هشدار داد!!!

قم ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪‬

حضرت آيت الله "حسين نوري همداني" از مراجع عظام تقليد در قم، نسبت به خطر گسترش صوفي گري در جهان اسلام هشدار داد وگفت: اين فرقه درطول تاريخ بيشترين ضربه را به دين اسلام وارد كرده است .

به گزارش ايرنا، وي روز چهارشنبه در درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم خاطرنشان كرد: تفكرات صوفي گري براي جهان اسلام بسيار زيانبار و خطرناك است و بايد مراقب توطئه آنها باشيم.

وي اظهار داشت: بسياري از ايده و تفكرات آنها بيشتر به شرك نزديك است واز نظر ما نيز مردود مي‌باشد.

آيت الله نوري همداني خاطرنشان كرد: آنها تلاش دارند كه درمحافل ومجالس مختلف انديشه خود را تبليغ كنند، بنابراين بايد همه مسلمانان دربرابر آنها هوشيار و بيدار باشند.

اين مرجع تقليد با اشاره به اينكه صوفيان براي اسلام مصيبت مي‌باشند، گفت: بسياري از علماي بزرگ از جمله آيت الله‌العظمي مرعشي نجفي خطر آنها را احساس كرده ونسبت به ضرباتي كه به اسلام وارد مي‌كنند، هشدار داده بود.

آيت الله نوري همداني خاطرنشان كرد: بسياري از صوفيان از طرف دشمنان اسلام تقويت مي‌شوند تا به اين وسيله به دين ضربه وارد نمايند

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 23:36 |
 

مصاحبه رادیو زمانه با دکتر هرسینی

لطفاً برای دانلود کلیک فرمایید

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 14:18 |
 

مصاحبه رادیو زمانه با شاهدان عینی تخریب حسینیه بروجرد

لطفاً کلیک فرمایید

 

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 14:5 |

پايان اين سياهي و آخر خط اين تباهي کجاست؟  

  هر روزي که ميگذرد پرده جديدي از اين نمايشنامه سخيف و بيمزه که کوته فکري سناريو نويسهاي آن را آشکار ميکند بازي ميشود. تا بحال وبلاگ هاي هرزه درا امواج  پياپي توهين و افتراي خود را نثار مومنان ميکردند و اکنون معلمانشان شرمي از پنهان کردن چهره هاي مخوفشان ندارند.  اما نويسندگان اين مطالب و صاحبان اين قلمهاي خيانت کار که صفوف متحد مسلمانان و مومنان ايراني را به نام درويش و صوفي ميشکنند  در مورد هر خرابي و ضايعه اي که به بار خواهد آمد در برابر دادگاه هاي صالحه بين المللي و افکار عمومي مردم جهان و بخصوص مسلمانان عالم مسئوليت دارند و راهي براي گريز از مسئوليت به قيد اسنادي که در روزنامه و وبلاگهايشان ثبت شده ندارند

روزنامه جمهوری اسلامی و گفتن حرف حق(3) 

 

فقيه و محقق رباني مرحوم آيت الله مقدس اردبيلي مي نويسد : « ابن حمزه » و برخي ديگر از علماي شيعه از مرحوم « شيخ مفيد » نقل كرده اند كه حضرت امام رضا(عليه السلام ) درباره صوفيه چنين فرمود :
« قائل نمي شود به تصوف احدي مگر از روي مكر و خدعه يا ضلالت و گمراهي و يا جهل و حماقت . » 
اين روايت اولا سابقه تاريخي صوفيه را مي نماياند و اگرچه اينان پيش از دوره زندگي و امامت حضرت امام رضا(عليه السلام )  از جمله در دوره امامت امام صادق (عليه السلام ) نيز بوده اند و به نشر تفكرات باطل و گمراهي آفرين خود به صورت پراكنده مي پرداخته اند لكن با استناد به اين روايت و زمان آن كه به دوره زندگاني امام رضا(عليه السلام ) از سال 148 هجري قمري تا 202 هجري قمري باز مي گردد سابقه تاريخي تحركات صوفيان به بيش از 12 قرن پيش عودت داده مي شود .

 

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 2:18 |
پنج سال تلاش برای تخریب

این گزارش را از این‌جا بشنوید.

رادیوزمانه

«امروز تمام آحاد جامعه در ایران، بدون در نظر داشتن قومیت و مذهب باید بتوانند احساس امنیت کنند.» رهبر ایران، این جمله را در یکی از آخرین سخنرانی‌های خود ذکر کرد. او که این صحبت را بعد از تخریب حسینیه دراویش و تخریب یکی از مساجد اهل سنت در خراسان شمالی می‌گفت، به نظر می‌رسد با هدف هشدار، اما نه چندان تند با مخاطبانی خاص، صحبت می‌کرد. آن‌هایی که شاید برای خود نظام جمهوری اسلامی نیز، روزی بتوانند خطر باشند.


مدارکی از قائله حسینیه دراویش در بروجرد (اردوان روزبه، زمانه)

بعد از تخریب حسینیه دراویش نعمت‌اللهی گنابادی در بروجرد، ما به سراغ قطب این دراویش رفتیم و بعد با شاهدان این حادثه به گفتگو نشستیم. به روایت دکتر هرسینی وکیل این دراویش، اساساً موضوع این تخریب، ریشه چندین ساله دارد. یعنی از سال ۸۱ که قرار بوده مکانی برای دراویش در این شهر خریداری شود. اما در ابتدا به صحبت‌های مسعود گوش کردم. یکی از دراویش نعمت‌اللهی که ساکن بروجرد است. او از سابقه تاریخی حضور دراویش در بروجرد می‌گوید:


«در بروجرد قدمت درویشی به ۸۰۰ سال می‌رسد و چیز نوپایی نیست. در هر محله‌ای دست کم پنج – شش خانواده درویش هست. رابطه‌ای خوبی هم با مردم دارند. تا آن جایی که من اطلاع دارم، به همه احترام می‌گذارند. مردم هم با آن‌ها خوب هستند و من ندیده‌ام که نسبت به آن‌ها بی‌حرمتی شود.»

مسعود کسانی را که از سال ۸۱ تا کنون به دنبال تنش با این سلسله بوده‌اند، خودبین می‌داند:
«تعدادی روحانی و لباس شخصی بودند که همان‌ها قائله قم را به راه انداختند...»

دکتر غلامرضا هرسینی، وکیل دراویش نعمت‌اللهی کسی است که با اسناد و مدارک به بررسی سبقه تاریخی و حقوقی این حادثه در بروجرد می‌پردازد. او در مورد سابقه این حسینیه در بروجرد، چنین اشاره می‌کند:


دکتر غلامرضا هرسینی، وکیل دراویش نعمت‌اللهی (عکس: اردوان روزبه، زمانه)

جلسات درویشی در بروجرد از سال‌های خیلی دور ادامه و استمرار داشته است. محلی هم به نام صوفیان در بروجرد بوده و هنوز هم وجود دارد که نشان می‌دهد در این‌جا دراویش از قبل زندگی می‌کردند. دراویش این سلسله به طور مداوم جلسات ذکری برگزار می‌کردند. مجالس در خانه‌ی آقای مدیری (مجاز نماز شهر بروجرد) تشکیل می‌شد.

زمانی احساس کردند که دیگر جایی برای گنجاندن این درویش‌ها نیست و ناچار شدند که محلی را بخرند. بهترین محلی که ما می‌توانیم مراسم خود را برقرار کنیم و نماز بخوانیم و عبادت کنیم، حسینیه است. حسینیه هم به این اعتبار اسم‌گذاری می‌کنیم که اگر احتمالاً شرایطی برای افرادی که می‌خواهند وارد مسجد بشوند، یعنی باید حتماً طاهر باشند و حیض و جنب نباشند، در حسینیه برای رعایت آن خیلی تاکید نشده است.

در نتیجه ما حسینیه دائر می‌کنیم که تمام مردم و افراد بتوانند بیایند و مشارکت کنند و ضمناً چون در این‌جا بیشتر مراسم سوگواری سالار شهیدان برقرار می‌شود و فقرا نسبت به حضرت حسین ارادت و علاقه دارند، این اسم را انتخاب کردیم.

در سال ۱۳۸۰ تصمیم گرفتیم که این محل را به جای دیگری منتقل بکنیم. ابتدا خانه‌ای را خریدیم که این خانه مربوط به خانواده‌ی مشهوری به نام نبوی در بروجرد بود . پدر آقای صدر نبوی از علما بودند. مقامات امنیتی به این خانواده‌ی نبوی اعلام کردند که اگر شما این ملک را به این دراویش بفروشید، ما شما را تعقیب و اذیت می‌کنیم. آن‌ها هم از ترس آمدند و تقاضا کردند که ملکی را که به شما فروختیم، به ما پس بدهید.


مدارکی از قائله حسینیه دراویش در بروجرد (اردوان روزبه، زمانه)

به این اعتبار، ما در دادگاه بر علیه آن‌ها دادخواست دادیم؛ الزامشان را به حضور در دفترخانه و تنظیم سند رسمی خواستیم. آن‌ها هم هیچ دلیلی نداشتند. بعد آمدند از ما خواهش کردند که ما در این شهر آبرو داریم و نمی‌خواهیم خودمان را با مسائل امنیتی درگیر کنیم. شما به ما کمک کنید.

گفتیم که چون مسلمان هستیم و می‌خواهیم در آن‌جا مراسم عبادی برقرار کنیم و حالا که شما ناراضی هستید، ممکن است عبادت ما درست نباشد و قرارداد را فسخ کردیم. ملک ایشان را پس دادیم و مبایعه نامه را باطل کردیم و جای دیگری را خریدیم.

در آن‌جا که مشغول شدیم آمدند یقه‌ی ما را گرفتند که شهرداری مجوز می‌خواهد و کمیسیون ماده‌ی ۱۰۰ که مربوط به تخلفات شهر‌سازی است، گفته این جور و ماده‌ی فلان آن جور و به هر حال جلوی کار ما را گرفتند و هر روز ما با آن‌ها مشکلات داشتیم.

بعد رفتند همسایه‌ها را وادار کردند که بیایند بر علیه‌ ما شکایت کنند و بگویند که این حسینیه برای ما ایجاد مزاحمت می‌کند. یک عده‌ای که خیلی دور بودند، این کار را کردند. یک عده هم از این بچه‌های بسیجی و رییس سابق دادگستری بروجرد می‌خواستند که این‌جا را ببندند.

تا آن‌جا که دستور پلمپ صادر شد. حتی روزی هم که مأمور فرستادند که در حسینیه را پلمپ بکند، فقرا درب را در آوردند و وسط میدان گذاشتند و گفتند که این در؛ شما پلمپ کن و تکلیف خودت را انجام بده و برو. ما همین‌جا مراسم عبادی خودمان را انجام می‌دهیم.


مدارکی از قائله حسینیه دراویش در بروجرد (اردوان روزبه، زمانه)

نهایتاً این‌ها دیدند که از آن طریق نمی‌توانند کاری بکنند. از طرفی همسایه‌ها هم آمدند به فقرای بروجرد گفتند که به خدا قسم ما تحت فشار بودیم و ما را به این کار وادار کردند. گفتیم که اگر وادارتان کردند، بروید و در دادگستری رضایت بدهید که رفتند رضایت بدهند؛ اما تا موقعی که آقای رییس دادگستری بود، به این پرونده رسیدگی نشد و مفتوح ماند.

بعد قاضی عوض شد و دادگاه حکم داد که این‌ها ایجاد مزاحمت نکردند و من هم عملی را جرم می‌دانم که در قانون مجازات اسلامی به عنوان جرم شناخته شده باشد. اگر درویشی و داشتن افکار اسلامی و صوفیانه در قانون برای آن مجازاتی تعیین نشده، من هم به عنوان محکمه نمی‌توانم که این‌ها را تعقیب کنم. در نتیجه اعلام برائت کرد.

از طرفی ما از فشار شهرداری پناه بردیم به دیوان عدالت اداری. دستور موقت گرفتیم مبنی بر جلوگیری از تخریب این حسینیه توسط شهرداری. حتی زلزله که سال گذشته در بروجرد آمد و اکثر خانه‌ها آسیب دیدند و تخریب شدند، حسینیه ما هم مستثنی نبود و آسیب دید. به ما اجازه ندادند که ما دیوارها را حفظ بکنیم که بر سر فقرا و مردم نریزد.

از لحاظ حقوقی فکر می‌کنید کار شما به چه نتیجه‌ای خواهد رسید؟

اگر قانون حاکم باشد، این‌هایی که محل ما را بدون مجوز قانونی تخریب کردند، هم از دیدگاه قانون مجرم هستند و علاوه بر این‌که باید مجازات تخریب را (که از شش ماه تا سه سال زندانی دارد) تحمل کنند، باید خسارت هم بدهند. اگر قانون حاکم نباشد آن‌ها می‌گویند که ما تخریب کردیم، دیگران هم از این‌ها تٱسی می‌کنند. می‌گویند چرا ما از آن‌ها عقب بمانیم. برای این‌که ما هم یک شهرتی پیدا کنیم، ما هم خراب کنیم.


مدارکی از قائله حسینیه دراویش در بروجرد (اردوان روزبه، زمانه)

موقعی این حسینیه را تخریب کردند که مردم در آن جمع بودند و آن را بر روی سر مردم خراب کردند. بدون این‌که بیان کنند که به چه علت می‌خواهند این کار را بکنند. این عملشان از نظر شرعی هم قبح عقاب بلا بیان است.

باید می‌آمدند اعلام می‌کردند که مثلاً شما مکلف هستید که این‌جا را تخریب کنید و بعد هم دلیلشان را بگویند و بعد هم اجازه دهند که ما به ملجاء دیگری برویم. اگر این‌ها پایبند به قانون هستند، دیوان عدالت اداری مرجع تظلمات است. ما رفتیم از آن‌جا حکم گرفتیم. این‌ها باید از دیوان عدالت اداری تبعیت کنند.

منتها وقتی که قانون حاکم نیست، هر کسی برای خودش تصمیم می‌گیرد. حتی نیروی انتظامی به این آقایانی که می‌خواستند به ما حمله کنند، گفته بود که این‌جا را ترک بکنید. گفته بودند که ما از شما دستور نمی‌گیریم و از مراجع دستور می‌گیریم. وقتی که نیرو‌ها مکان را ترک نکردند، آمدند و ریختند سر ما و نیروی انتظامی و نیروهای امنیتی و سپاه پاسداران. البته همه‌ی کسانی که می‌توانستند کمک بکنند، آن‌ها را نگرفتند و در نتیجه ریختند و زدند و بردند.

آیا شما در پرونده‌ی قم توانستید حقوقتان را اثبات کنید؟

ما برای خودمان مالکیت حفظ نمی‌کنیم . وقف سلسله می‌شود. بله این حسینیه وقف سلسله است و موقوفٌ علیه آن، افراد سلسله هستند و برای بهره‌برداری سلسله مورد استفاده قرار می‌گیرد. وقف ما هنوز معتبر است و هیچ کس هم آن را نقض نکرده است. ولی عملاً نه تا به حال چیزی به عنوان خسارت داده‌اند و نه به ما اجازه داده‌اند که مجدد به آن‌جا برویم وتملک کنیم. بروجرد هم به همین درد مبتلا شد. یعنی ما توقع نداریم که برای ما کاری بکنند.


مدارکی از قائله حسینیه دراویش در بروجرد (اردوان روزبه، زمانه)

موضوع این‌جا است که برخوردها در طول سه چهار سال اخیر خیلی افزایش پیدا کرده...

علت آن این است که یک عده‌ی زیادی از آقایان سرخورده شده‌اند و رفته‌اند سراغ عرفان بودایی؛ یک عده دنبال عرفان سرخ‌پوستی رفته‌اند؛ یک عده‌ای متأسفانه مسیحی شده‌اند و یک عده هم آمده‌اند درویش شده‌اند؛ چون آن‌جا نتوانسته که حفظ‌شان کند.

خود بنده در اداره‌ی پنجم سیاسی وزارت کشور رفتم یک سمینار دادم و از آقایان رؤسا و کارشناسان خواهش کردم که در این صحبت و میزگرد ما شرکت کنند و ببینند که تکلیف چیست. آیا ما می‌توانیم از حمایت قانون برخوردار باشیم یا باید خودمان به فکر باشیم. مثل پلیس محله که استخدام می‌کنند تا دزدی نشود، برای جلوگیری از هرج و مرج و حفظ جان فقرا و حفظ حسینیه‌هایمان، نفر استخدام کنیم.

من در مراسم شما در حسینیه تهران شب جمعه شرکت کردم، جمعیتی بالغ بر ۱۰ هزار نفر در این مراسم کاملاً رسمی شرکت کرده بودند و هیچ برخورد و تعرضی هم نمی‌شد. ولی در بروجرد حسینیه شما تخریب می‌شود. اگر شما اجازه ندارید، پس چه طور می‌توانید یک مراسم ۱۰ هزار نفری برگزار کنید؟ از جهتی هم اگر اجازه دارید، پس چرا حسینیه شما در بروجرد تخریب می‌شود؟

مسأله اعمال سلیقه‌ی شخصی است. نه در قانون کسی گفته که درویشی خلاف است، نه در شرع کسی این حرف را زده است. در نتیجه اگر که در همه جا حاکمیت قانون باشد، طبق قانون اساسی، جمعیت‌ها و گروه‌ها و هیأت‌های مذهبی آزادند و کسی نباید به آن‌ها تعرض کند. مجری، باید محافظ و مدافع باشد. چون قانون باید حمایت بکند.


مدارکی از قائله حسینیه دراویش در بروجرد (اردوان روزبه، زمانه)



یعنی تا کنون مراجع قانونی دست‌کم سعی خودشان را برای حفظ این امنیت کرده‌اند؛ ولی یک نیروی دیگر هست که می‌تواند این جریانات را ایجاد کند ...

قطعاً همین طور است که می‌فرمایید.

چون قاعدتاً اگر قرار بود که مبتنی بر قانون باشد، در طول سه دهه‌ی انقلاب باید هر سال این ماجرا را می‌داشتیم...

این حرکت‌ها قانون‌شکنی است. و الا قانون از همه‌ی افراد ایران، از هر قوم و قبیله‌ای که باشند، حمایت کرده و آن‌ها را در مقابل خود مساوی قرار داده است. یعنی حتی تبعیض هم قائل نشده. حالا اگر یک جایی تبعیضی قائل می‌شوند و مشکلاتی ایجاد می‌کنند، خارج از قانون و دور زدن قانون است. حاکمیت با ما مخالف نیست. چون اگر مخالف بود، به صورت لایحه و مصوبه به قسمت قانون‌گذاری ارائه می‌داد و آن‌ها هم تصویب می‌کردند.

من به خاطر دارم که در زمان حضرت امام می‌خواستند مقبره‌‌ای را که ما در شاه‌عبدالعظیم داشتیم، خراب بکنند. حضرت امام اعلام کردند که آن آقایی که می‌خواهد خراب کند، کیست؟ او نباید بیاید از من بپرسد، بعد جایی را تخریب کند؟ می‌گویند او از ترس حضرت امام فرار کرد

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 0:50 |
نامه جمعی از دراویش سلسله جلیله نعمت اللهی گنابادی به وزير كشور

بسم الله الرحمن الرحیم

وزیر محترم کشور جناب آقای پورمحمدی
سلام علیکم؛
در پاسخ نامه جنابعالی به آیت الله مهدی کروبی در خصوص واقعه بروجرد، چون در جراید منتشر گردید و به نحوی در وقایع اخیر دراویش سلسله گنابادی را مقصر دانسته اید، مطالبی برای روشن شدن حقایق جهت اطلاع جنابعالی و همه شهروندان به خصوص هموطنان ساکن در استان لرستان و مردم فهیم شهرستان بروجرد به استحضار می رسانیم:
1 - براساس قانون اساسی و قوانین نظام جمهوری اسلامی ایران درویشی و درویش بودن جرم نمیباشد و ظاهراً  !! دراویش از حقوق شهروندی در این  نظام برخوردارند و بر اساس قانون و اظهار و تایید جنابعالی که در نامه متذکر شده اید : « دفاع از حقوق همه شهروندان در اقصاء نقاط کشور در همه سطوح و از همه گروهها و طبقات اجتماعی با باورها و گرایشها و تمایلات گوناگون از اصلی ترین وظایف نظام جمهوری اسلامی است» ، مسئولیت اجرای آن به عهده وزارت کشور و شخص جنابعالی است.
2 - وزیر محترم ؛ موضع گیری به نفع یا ضرر گروهی خاص شایسته و پسندیده مقام شما نمی باشد . اگر اظهارات جنابعالی را بر اساس صداقت بدانیم به حتم و قطعاً مطلعین و مسئولین امر، شما را از تمامی حقایق با خبر نساخته اند و اخبار کذب برای یک مدیر آن هم در مقام وزارت کشور مخرب و تصمیم گیریها و اظهارات مبتنی بر آن، دور  از عدالت و خلاف واقعیت خواهد بود.
3 - آقای وزیر ؛ مکان مقدسی که به نام نامی سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین ( ع ) نامگذاری شده و محل ذکر مصیبت  سیدالشهدا( ع ) است در نامه شما، متأسفانه عمداً یا سهواً حتی یک بار هم به آن مکان مقدس «حسینیه» خطاب نشده است و از واژه هایی همچون"ساختمان موصوف" ، "مکان" و ... استفاده شده که این گونه نگارش خاطرة دادنامه های صادره در پرونده های دراویش قم را در ذهن تداعی می نماید. زیرا، در آن دادنامه ها یکبار هم به حسینیه دراویش،« حسینیه» خطاب نشده است. گویا امام حسین(ع) دراویش؛ با امام حسین(ع) بعضی از مسو لین دو شخصیت جداست!!
4 -  آقای پورمحمدی؛ قضاوت با خودتان آیا در مقام عدالت و با نظر بیطرفانه به قضایا نگاه کرده اید؟
*آیا منابع خبری و اطلاعاتی ، جنابعالی را در جریان مطالب ذیل گذاشته¬اند؟!!!
حسینیه دراویش گنابادی بروجرد در تمامی مراسم سوگواری سیدالشهداء  و اعیاد، پذیرای اقشار مختلف مردم و هیأت های مذهبی بوده است(همچون هیأت های ابوالفضل(ع)، قمر بنی هاشم(ع)، جان نثاران مهدی(عج)، دنگه، عاشقان ابوالفضل(ع) و ...). دراویش بروجرد با هیچ فرد یا گروهی مشکلی نداشته¬اند .  مخالفتهای اولیه از سوی برخی از نیروهای امنیتی آغاز گردید که مستند آن، گزارش اداره اطلاعات در پرونده کلاسه85 /101/547 در شعبه 101 دادگاه عمومی-جزایی بروجرد می باشد . برخی از ارگانهای دولتی و اشخاص ذی نفوذ با توسل به قانون در صدد پلمپ و تخریب و جلوگیری از انعقاد مجالس درویشی در بروجرد بر  می آیند ،که طی سلسه اقداماتی از قبیل تشکیل پرونده کلاسه85/101/547 علیه عده ای از برادرانمان به اتهام "تشکیل خانقاه دراویش"طرح  می شود که نهایتاً منجر به صدور حکم برائت آنان طی دادنامه شماره 1685 مورخ 28/11/1385 می گردد وضمناً کلیه اهالی محل نیز در این پرونده نسبت به دراویش و تشکیل مجالس در حسینیه آنها اعلام رضایت می نمایند. مجدداً پرونده تخلّف ساختمانی در شهرداری مطرح که حکم کمیسیون ماده 100 شهرداری درپرونده کلاسه ت 8 / 84 / 122 طی دادنامه شماره 859 مورخ 30/2/86 توسط شعبه 8 تجدید نظر دیوان عدالت اداری نقض می گردد. بعد از آنکه با بهانه های قانونی توانائی تکرار واقعه تخریب حسینیه شریعت قم برای فاجعه آفرینان محقق نمی گردد و اقدامات  ظاهراً قانونی به جایی نمی رسد؛آنگاه تحرکات علیه دراویش تحت عنوان حرکتهای مردمی!!!! و امت حزب الله!!!!  پی گیری می شود  لازم به تذکر است این تحریکات توسط اشخاصی خارج از شهر بروجرد  هدایت شده و بیش از پیش شدت می گیرد.
اعزام روحانیون از شهر قم جهت تبلیغ علیه تصوف و تحریک روحانیون جوان بروجردی و دامن زدن به اختلافات تاریخی میان دو مکتب فکری و به نام دفاع از مرجعیت و اجرای فتوا !! اساس و زمینه ساز اصلی این واقعه بوده است. حتی در شب حادثه، اسناد و مدارکی وجود دارد که نشان می دهد افرادی به ظاهر طلبه  که وصیتنامه نوشته و از زن و فرزندان خود خداحافظی کرده وغسل شهادت نموده اند  از شهرستان قم برای نابودی دراویش و تخریب حسینیه آنان به شهر بروجرد اعزام شده اند.(فیلم های آن موجود است)
5 – آقای وزیر :  آیا در تحقیقات خود حتی از یک درویش سوال نموده¬اید که چه اتفاقی افتاده است؟
*آیا تا کنون یک نفر از مهاجمین به حسینیه دراویش  توسط نیروهای تحت امر شما دستگیر شده اند؟
* مسئولین درجلوگیری ازتهاجم به اصطلاح نیروهای مردمی چه اقداماتی انجام داده اند؟خصوصاً از زمان آتش گرفتن درب حسینیه( 19/8/86 ساعت یک و نیم بامداد )  تا زمان تخریب کامل حسینیه (20/8/86  ساعت 3 بامداد) ؟؟؟
*مهاجمین (یا به اصطلاح اهالی محل ) گاز اشک آور و دود زا از کجا آورده بودند ؟!!!
*آیا در طول تاریخ یک نمونه سراغ دارید که صوفیان به مسجدی حمله کرده باشند؟( در صورتیکه در مدت مسئولیت جنابعالی در وزارت کشور  دو حسینیه دراویش در قم و بروجرد توسط معاندین تصوف تخریب شده است)
6 - اگر شیشه  مسجدی توسط یک یا چند نفرشکسته یا بین چند نفر درگیری ایجاد شده  ، آیا در آن شهر دادسرا و دادگاه و نیروی انتظامی و قانون حاکم نبوده؟ که افراد با استفاده از قانون دوران جاهلیت عرب خود در صدد انتقام بر آیند؟!!! .آیا عقلاً، قانوناً و شرعاً  قصاص  این اتفاق که  دراویش در آن دخالتی نداشته اند  و به دروغ به آنها نسبت می دهند ،می تواند دلیل تخریب حسینیه سیدالشهداء(ع) و ضرب و شتم دراویش و بازداشت آنها باشد ؟ هنر مسئولین شهر و استان که زیر مجموعه وزارت کشور هستند در اجرای قانون و تأمین امنیت دراویش چه بوده است ؟!!تا همگان و جناب آقای کروبی به وزیر کشور و زیر مجموعه ایشان خدا قوت بگویند .
*آیا جنابعالی در جریان ایراد سخنرانی ها، پخش اعلامیه ها، شعار نویسي ها، جوسازی ها، طومار سازی ها، فحاشی ها، شایع سازی ها، انتشار اخبار کذب و برخورد فیزیکی با دراویش بوده اید؟
* آیا در جریان تعیین وقت حمله و اعلان آن در سایتها و وبلاگ های متحجرین ،و برنامه ریزی وسیع مهاجمان و فراخوانی آنها بوده اید؟
7 - آقای پور محمدی فرموده اید: « در مدیریت و کنترل اینگونه پدیده ها با کمترین هزینه، کمترین زمان و کمترین تبعات موفق بوده ایم.» حال سوال اینجاست،  جنابعالی « هزینه » این فاجعه را چگونه محاسبه نموده اید ؟ البته این واقعه برای مهاجمین کمترین هزینه و برای دراویش بسیار پر هزینه بوده است و طرح موضوع "کمترین زمان" هنر مدیریت نبوده بلکه هنر بولدوزر و قدرت آن در تخریب حسینیه بوده است. منظور شما از کمترین تبعات چیست؟ در زمانی که به اظهار خودتان"جهان اسلام تحت فشار سخت ترین شرایط و وضعیت است" تبعات این اختلافات میان برادران شیعه و هموطن کم میباشد ؟
8 - آقای وزیر؛ فرموده اید "مسئولان مربوطه از ابتدای حادثه با حضور فعال در صحنه بوده اند"
*حضور فعال مسئولان در کجا و در چه زمینه ای ؟ به ضایع نمودن حقوق دراویش و همراهی با مهاجمین حضور فعال میگویند ؟
* چرا مسئولان با محرکان و زمینه سازان واقعه، با تساهل و تسامح برخورد نموده اند؟ و حتی بعضاً گاهی با همکاری و همیاری؟
* چرا نیروهای انتظامی اجازه تجمع به مهاجمین داده و در حین واقعه، در ساعت 12 شب، شنبه مورخ 19/8/1386 صحنه را ترک نموده و "حضور فعال" را بر عهده مهاجمین می گذارند؟
* شاید منظور جنابعالی از "حضور فعال"، آمادگی لودر شهرداری در( ساعت 19) شب حادثه می باشد؟!! که گویا منتظر تصمیم گیری شورای تامین بوده است !!
8 - آقای وزیر؛ فرموده اید  "...این وضعیت منجر به حمله اهالی به مکان موصوف و آتش گرفتن بخشی از آن می گردد که بدنبال این امر مأموران نسبت به تأمین کامل محل و پاکسازی آن اقدام می نمایند "
* عبارت "حمله اهالی" نشانگر چیست؟ همسایگان و یا ساکنین بروجرد؟ اگر منظور همسایگان است که رضایت آنان از دراویش در پرونده کلاسه85/101/547 شعبه 101 دادگاه بروجرد ثبت و ضبط شده است. اگر منظور اهالی فهیم بروجرد است که سالها در کنار دراویش بدون هیچ مشکلی زندگی می کرده اند و حتی محله ای به نام صوفیان در بروجرد وجود دارد . چرادراین وقایع حقایق راپنهان نموده سعی میشوداین حرکتهامردمی جلوه داده شود؟
* منظور از "تامین کامل" چیست؟ دستگیری بیش از 180 تن از دراویش مظلوم ؟ ویاایجاد رعب و وحشت و جو پلیسی در شهر بروجرد بر علیه دراویش ؟
* منظور از «پاکسازی» نابودی آثار جرم مهاجمین  و تسطیح کامل حسینیه  سیدالشهدا است؟
9 - آقای وزیر : در این نامه به گونه ای اظهار نظر نموده اید که مسئولین شهر و استان میانجیگر دو طرف دعوا بوده اند و دخالتی در تخریب حسینیه نداشته اند در صورتیکه دادستان ، فرماندار و فرمانده نیروی انتظامی در واقعه بروجرد حضور داشته و   اعمال مهاجمین را نظارت و بعضاً همکاری می نمودند .  یاد آور می شویم که این اظهارات  تکراری است چرا که  قبلا نیز  بر اساس تصمیمات شورای تأمین استان قم  که زیر مجموعه وزارت کشور می باشد دستور تخریب حسینیه شریعت قم را صادر نمودند ( جهت ملاحظه و تأیید مطالب فوق توجه جنابعالی را به مصوبات شوراي تأمين استان قم كه در صفحات 241 ، 230 ، 228 ، 227 ، 226،225و223پرونده کلاسه 84/824 شعبه 112 دادگاه عمومي جزائي قم مضبوط است و آن شعبه نيز ذيل صفحه 5 دادنامه شماره 40/85 مورخ 31/1/1385  به اين مصوبات اشاره و استناد نموده است، جلب مي نمايد :  نامه های شماره های  1  - /3/2/م/236 مورخه 24/4/81 و  2- 3113/3/3/2/م/236 مورخه 4/10/84  و3 - 336/3/2/م/236 مورخ 2/11/84  و  4-      3/2/م/236 مورخ 8/11/84  و  5- 3578 /3/2/م/236 مورخه 24/11/84  و 6 - 2328/3/2/م/236 مورخه 21/12/84  )
جناب وزیر : در پایان چون فرموده اید :  " با تمام توان ، همت ، دلسوزی و پیگیری و با اجرای دقیق مقررات و قوانین و نگاهی عالمانه و کارشناسانه نسبت به تأمین حقوق تک تک شهروندان حساس و مراقب بوده و خود را ملتزم و موظف می دانیم ."
امیدواریم انشاءا... از این به بعد اینگونه باشید و نگاه عالمانه شما عادلانه بوده و بیش از این نگذارید بر دراویش مظلوم جور و ستم روا دارند و عده ای متحجر از دوست دشمن ساخته  و نظام و رهبری را تضعیف کنند و پیرو  شعار همبستگی و وحدت ملی و انسجام اسلامی ، دراویش را نیز از مسلمانان ، شیعیان و ایرانیان بدانید ، نه آنکه آنان را کافر و ملحد معرفی  و همچون مغولان و قوم تاتار به آنها حمله شود .
توفیقات همه دلسوزان بی غرض و خادمان واقعی و حقیقی به اسلام و ایران را آرزو مندیم .
جمعی از دراویش سلسله جلیله نعمت اللهی گنابادی

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت 2:38 |
گرایش به تصوف و عرفان، ناشی از دیکتاتوری است

رادیوزمانه

تا همین سه چهار سال گذشته کمتر اتفاق می‌افتاد که سخنرانی‌ای درباره‌ی قرآن و اسلام در شهر تورنتو برای عموم و در سالن‌های گردهمایی عمومی برگزار شود و مخالفت‌هایی را ایجاد نکند. اما چندی پیش که مهندس عبدالعلی بازرگان، پژوهشگر قرآن، به دعوت یکی از نهادهای مذهبی ایرانیان تورنتو، چند سخنرانی درباره‌ی آزادی، حقوق بشر، زن و عرفان از دیدگاه قرآن ایراد کرد که بدون هیچ مخالفتی، با استقبال نسبتا خوبی نیز روبه‌رو شد.

عبدالعلی بازرگان گر چه کار و حرفه‌اش مهندسی معماری است،‌ اما به عنوان یک پژوهشگر دینی معروف است و قرائت متفاوتی از قرآن و اسلام نسبت به آن چه که در افکار عمومی و بیشتر رسانه‌ها تکرار و منتشر می‌شود، ارائه می‌کند. بخشی از استقبالی را هم که از سخنرانی‌هایش می‌شود، مانند فرزند هر پدر مشهوری، مدیون شناختی است که گروهی از شنوندگانش از پدرش، مهدی بازرگان، نخستین رییس دولت موقت پس از انقلاب و پژوهشگر و مفسرمعروف قرآن دارند.

در بامداد یکشنبه، در حالی که بیش از ۱۵۰ نفر در سالن بسیار کوچک «مرکز اسلامی ولی‌عصر» در تورنتو در انتظار سخنرانی وی درباره‌ی حقوق بشر، انتظارات الهی و استنباطات بشری بودند، با او به گفتگو نشستم و برای آغاز گفتگو از او پرسیدم:


عبدالعلی بازرگان (عکس: محمد تاج‌دولتی، زمانه)

در دوره‌ای که برخی ایدئولوژی‌ها و باورهای ریشه‌دار فرو ریخته و از بین می‌روند، دین به طور کلی و به ویژه اسلام - با تصویری که امروز در دنیا از آن داده می‌شود - چه‌قدر می‌تواند مورد توجه نسل جوان ایرانی قرار بگیرد و در زندگی آن‌ها نقش داشته باشد؟

دین هم یکی از اجزای فرهنگ است و چون فرهنگ تابع انسان‌ها است، برداشت و درک و دریافت از دین هم تابع انسان می‌شود. همین مسیحیت در یک دوران هفت - هشت قرن، در آن دوران تفتیش عقاید در اروپا، پدر اروپایی‌ها را در آورد. این همان مسیحیت و همان عیسی است.

حالا می‌بینیم که در دنیای غرب شیوه‌شان و درکشان نسبت به مسیحیت عوض شده است. دیگر آن شیوه‌ها را ندارند. مسیحیت از بین نرفته است. به خصوص در آمریکا خیلی گسترده‌تر هم هست. در هر کوچه و خیابانی یک کلیسا است. ولی با یک نگاه و برداشت دیگری. نوع نگرششان عوض شده است.

بنابراین دین هم مثل بقیه‌ی ارزش‌های انسانی تابع انسان است. این‌که چه قدر انسان رشد یافته باشد و از چه منظری هم به حقیقت نگاه کند، تفاوت می‌کند. قانون هم همین طور است. دین قانون الهی است و قوانین مدنی و قانون اساسی‌ها را بشر نوشته است.

ما در قبل و بعد از انقلاب در قانون اساسی‌ای که داریم، حقوق مردم به صورت روشن تعریف شده است. ولی چرا نه قبل و نه بعد از انقلاب عمل نمی‌کردیم؟ پس تنها داشتن یک قانون خوب کافی نیست. چون این انسان است که رشد و حرکت می‌کند. از دین هم که یک قانون ابدی است و قانونی است که خالق و پروردگار انسان قرار داده است. آن هم بستگی به این پیدا می‌کند که ما با نفسانیاتمان چگونه با آن برخورد کنیم.


شواهد زیادی در جامعه‌ی کنونی ایران مشاهده می‌شود که گفته می‌شود نشانه‌ای از فرو ریختن بسیاری از ارزش‌های شخصی، اجتماعی و انسانی گروه قابل توجهی از مردم است. آن قرائتی از دین که شما از آن صحبت می‌کنید، آیا می‌تواند به چنین وضعیت آشفته‌ای در سیستم ارزش‌ها کمک بکند؟

تعداد قلیلی از مردم هستند که خودشان مطالعه می‌کنند و دسترسی به متن دارند و اهل تحقیق‌اند. توده‌ی مردم نتیجه و عملکرد را می‌بینند. در همین جریان اسلامی که در ترکیه اتفاق افتاده. با این که ترکیه غرب‌گراترین کشور اسلامی است؛ ولی ۶۵ درصد مردم ترکیه به این گروه اسلام‌گرا رأی دادند. این همه خدمات کردند. درآمد سرانه‌ی ترکیه از دو هزار دلار به پنج هزار دلار رسیده؛ بدهی خارجی نصف شده؛ تورم از ۱۱۰ درصد به هفت درصد رسیده است. یعنی مجموعه‌ی خدمات فرهنگی اقتصادی که به ملت ترکیه کردند، آمار را برایشان بالا برده و توانستند موفق بشوند.

اسلام یکی بیشتر نیست. ولی انسان‌ها بر اساس درک و فهم و سطح آگاهی‌هایشان از این مکتب واحد استفاده‌های مختلفی می‌کنند. در اتفاقی که در ایران افتاد، یک عده‌ای با دید فقهی و محدود و تنگ‌نظرانه و دیدی که فقط به احکام و بایدها و نبایدها توجه می‌کند، نه به مغز و محتوای دین، به قدرت رسیدند.

چون از آن زاویه نگاه می‌کردند، وظیفه‌ی خودشان دانستند که چه کسی را باید زندان کرد و چه قدر شلاق زد. طبیعتاً مردم چنین چیزی را برنمی‌تابند که کسانی بخواهند فقط امر و نهی کنند و برایشان دیکته بکنند. همان ولایتی که خدا و رسول دارند انتظار داشته باشند که یک آدم‌هایی به نام خدا و رسول بر آن‌ها سلطه داشته باشند. مردم انقلاب کردند که از شر یک نوع دیکتاتوری رها بشوند؛ ولی دیدند به شکل دیگری با نام دین و خدا که بسیار گسترده‌ترهم هست دچار شدند. خیلی طبیعی است که از چنین دینی گریز پیدا می‌کنند.

یکی از نشانه‌های مدرنیته و انسان مدرن، رشد فردگرایی در همه‌ی زمینه‌های زندگی و گرایش شدید افراد در این مورد است. چنین پدیده‌ای به طور کلی با دین و آن تعریفی که شما از اسلام ارائه می‌کنید چه قدر هم‌خوانی و یا مغایرت دارد؟

اسلام هم به اصالت فرد و شخصیت فرد و مسئولیت او در برابر جامعه تأکید کرده و هم به نقش اجتماعی آن. نمازها در اسلام جماعت است. عمل حج و روزه‌ی دسته‌جمعی، نشان‌‌دهنده‌ی یک وحدت عمومی است که به یک جامعه قدرت می‌بخشد.

الآن این تشکل و همبستگی گروه‌های یهودیت و دیگران است که هویتشان را معنا داده است. در عین حال فرد هم به عنوان این‌که هر کسی تک‌تک نزد خالق خودش پاسخگو است، در قرآن این هم مورد تأکید قرار گرفته است.

پیوند روزافزون نسل جوان ایرانی به شبکه‌ی تکنولوژی ارتباطات به گونه‌ای انسان «ایرانی - جهانی» به وجود آورده است. آیا دین، با قرائت شما، توانایی تطبیق با چنین وضعیتی را دارد؟

دین یک چارچوب اخلاقی و یک توصیه‌ی معنوی برای انسان است. دین برای حل مشکلات مادی زندگی ما نیامده است. راجع به حکومت ساکت نیست؛ اما در شکل حکومت صحبت نمی‌کند. می‌گوید که اگر حکومت می‌کنید، عادلانه باشد. یعنی اصلاً قلمرو دین با قلمرو تکنولوژی و امور مادی دنیا متفاوت است.

آن چه که از دین انتظار داریم، این‌ چنین نیست. ابزار تکنولوژی هم قطعاً می‌تواند بهترین خدمت را به اشاعه‌ی معنویات بکند. یک وسیله‌ای است که هر پیامی را می‌تواند توسعه بدهد. چه یک پیام شیطانی، چه رحمانی.

ادیان بزرگ در جوامع ابتدایی به وجود آمدند و پاسخگوی پرسش‌ها و نیازهای همان جوامع بودند. اگر امروز جوانی از شما بپرسد و با مثال‌ها و شواهد انکارناپذیر نشان بدهد که با پیشرفت علم و تکنولوژی تقریباً همه‌ی دلایل وجودی ادیان و به ویژه اسلام - که الان چهره‌ی ضد مدرنی هم از آن در دنیا گسترش پیدا کرده - از بین رفته، شما چه پاسخی دارید؟

از گذشته، حتی در زمان پیامبران، یک عده‌ای منکر دین، خدا، آخرت و همه‌ی این اعتقادات بودند. یک عده‌ای هم باور داشتند و گرایش پیدا می‌کردند . الان هم همین طور هست. یعنی این نیست که بگوییم که در دورانی که علم پیشرفت کرده، دین کنار می‌رود.

در قرن نوزدهم یا اوایل قرن بیستم اگر این حرف‌ها بود و با رشد علمی، فکر می‌کردند که دوران دین و خدا سپری شده، الان حدود ۳۰ سال است که موج گرایش به خداپرستی و دین با سرعت خیلی زیادی بالاتر می‌رود. یعنی نوع فهم و درک از دین عوض می‌شود. دین سنتی که اعتقادات قدیمی پوسیده داشت، طبیعتاً کنار می‌رود. ولی با یک نگاه نوینی به جهان و دین و نقش خدا در عالم هستی در حال اقبال و افزایش است.

«مسلمان‌ها از وقتی به جای علم به فقه و ادبیات پرداختند، عقب افتادند»

در برابر این نظر که معتقد است اسلام از مدرنیته چند قرن عقب افتاده است و بر خلاف ادیان بزرگ دیگر نتوانسته با دنیای مدرن همگام و همراه بشود و هرگز نمی‌تواند این عقب‌ماندگی را جبران بکند، چه جوابی دارید؟

همان طور که گفتم دین‌داری یک امر تاریخی است. اسلام از عقب‌افتاده‌ترین نقاط دنیا آغاز شد. یک جامعه‌ای که سواد خواندن و نوشتن را هم نداشت. ولی در عرض کمتر از یک قرن، نه از نظر نظامی، از نظر علوم و فرهنگ در همه‌ی رشته‌ها پیش افتاد و تا قرن پنجم، یک سر و گردن از همه جای دنیا بالاتر بود. کتاب‌های ابن‌سینا تا ۶۰۰ سال در دانشگاه‌های اروپا تدریس می‌شد.

پس این همان دین و مکتب و پیامبر است. همان طور که عرض کردم مسیحیت یک چرخشی بر عکس پیدا کرد. مسلمان‌ها از دورانی که توجه به طبیعت را کنار گذاشتند، در حجره‌ها افتادند و به ذهنیات خودشان پرداختند، به جای رشته‌های مختلف علمی فقط به فقه پرداختند یا به ادبیات، فلسفه را کنار گذاشتند، آهسته‌آهسته نزول آغاز شد. به خصوص از موقعی که دیکتاتوری روی کشورهای مشرق زمین چنبره انداخت.

طبیعتاً هر کسی که عقب می‌افتد، نگاه و دیدش هم عوض می‌شود. یهودیت و مسیحیت سعی کردند جبران بکنند و خودشان را با مدرنیته هماهنگ کردند. مسلمان‌ها از این جهت عقب هستند. ولی آثار بیداری دیده می‌شود. احساس کرده‌اند که باید خودشان را هماهنگ بکنند و یک تجدید نظری دارد اتفاق می‌افتد و امید است که این تحول در جوامع اسلامی هم رخ بدهد.  

«انسانی که در عمق جهالت و تعصب می‌رود، حوائجش را ته چاه جمکران می‌اندازد»

گرایش دیگری که در یکی دو دهه‌ی اخیر در جامعه‌ی ایران مشاهده می‌شود، رویکرد شدید مردم و به خصوص جوان‌ها به عرفان و انواع آن در فرهنگ‌های مختلف است. چنین پدیده‌ای آیا مثبت است یا نه؟ و اگر انتقادی به آن دارید، چیست؟

هم در خود ایران و هم در اروپا و هم آمریکا شاهد گسترش این محافل عرفانی هستیم. خیلی هم اقبال می‌کنند. اتفاقاً در طول تاریخ خودمان توجه به تصوف وعرفان موقعی گسترش پیدا کرده که دیکتاتوری شدت پیدا کرده است. هر وقت یک دید تنگ‌نظرانه خشک و خشن حاکم می‌شود، چون مردم ذاتاً اهل اخلاق و معنویت هستند، وقتی آن برداشت دین را نمی‌پسندند، چون نمی‌توانند به خدا پشت کنند، به شکلی رو می‌آورند که لطیف‌تر است و با احساسات انسانی‌شان سازگارتر است.

بنابراین به آن طرف رو می‌آورند. بسیاری از کسانی که الان در ایران فعالیت‌های عرفانی می‌کنند، همین حرف‌ها را قبل از انقلاب هم می‌زدند. ولی اصلاً این حرف‌ها خریدار نداشت. مردم سخن‌های انقلابی می‌خواستند و می‌خواستند کسی دم از مبارزه بزند. کسی حوصله‌ی شعر شنیدن و عرفان خواندن نداشت. یک روحیه‌ی دیگر حاکم بود.

ولی چون الان از آن طرز تفکر، خسته شده‌اند و زده شده‌اند و آثار و نتایج خشم و خون خشونت و خرابی را دیده‌اند، الان شیفته‌ی لطافت و معنویت هستند. آن را چون در این قرائت از اسلام نمی‌بینند، می‌روند به سراغ قرائت مولانا یا حافظ از دین.

ما هم «اسلام ملاعمر» داریم و هم «اسلام مولانا.» هم «اسلام علوی» داریم، هم «صفوی.» این‌ها همه یک اسلام است؛ ولی عینک‌های انسان‌ها فرق می‌کند و گروهی با عینک تیره سراغ آن می‌روند. خود مولوی می‌گوید قرآن یک طناب است. می‌گوید: «زان که زین قرآن بسی گمره شدند، زین رسن قومی درون چه شدند.»

قرآن یک رسن و طناب است. «این رسن را نیست جرمی ای عنود، چون تو را سودای سربالا نبود.» وقتی یک انسان نخواهد سربالا برود با طناب در چاه می‌رود. آن وقت خود قرآن، دین و معنویت باعث سرکوب دیگران می‌شود و باعث می‌شود که خودش در عمق جهالت و تعصب برود؛ حوائجش را ته چاه «جمکران» بخواهد بندازد. به جای این‌که خدا را در بالا و تعالی ببیند، فکر می‌کند معنویت در عمق چاه است.

این دو نگاه است. یعنی هم می‌شود بالا رفت؛ هم می‌شود پایین آمد. همه‌ی این‌ها به انسان برمی‌گردد. ما با توجه به این‌که در چه موقعیتی هستیم و با چه عینکی به یک حقیقت بیرون از خودمون نگاه می‌کنیم، همان نتیجه را می‌گیریم.

آیا فکر می‌کنید بشریت به سوی انسان‌محوری حرکت می‌کند یا به سوی خدامحوری؟

همواره این دو حالت بوده است. الان شاید اگر بخواهیم آمار بگیریم در کشورهای پیشرفته، انسان‌محوری، یعنی اصالت انسان و اومانیسم قوی‌تر است. یعنی طبقات تحصیل‌کرده اصل را بر اصالت و تشخیص انسان و عقلانیت مدرن و خودکفا می‌دانند. ولی به نظر من این‌ها با خداجویی واقعی تعارض ندارد و انسانیت بهتر تأمین می‌شود.

توجه به خدا، فراموش کردن نقش انسان نیست. یعنی خدا به عنوان سرچشمه‌ی همه‌ی کمالات اگر فراموش بشود، ایده‌آل‌های انسان به منافع مادی شخصی خودش محدود می‌شود. اگر خدا درست تعریف شود، «رحمان» است؛ یعنی سرچشمه‌ی رحمانیت است. خدا «علیم» است، یعنی سرچشمه‌ی علم است. «حکیم» است؛ یعنی معدن حکمت است. اسم خدا «مؤمن» است؛ یعنی سرچشمه‌ی امنیت است و اسم خدا «سلام» است؛ یعنی سرچشمه‌ی سلامت است.

همه‌ی اسماء خدا، اگر آدم این‌ها را داشته باشد، درکش از انسانیت مساوی این ارزش‌ها می‌شود. فراموشی خدا یعنی فراموشی تمام ارزش‌های متعالی انسانی. پس انتظاری که انسان از خودش پیدا می‌کند، اومانیسم می‌شود رقابت و سلطه‌ی بر دیگران و دنیاطلبی و زندگی بی‌معنی می‌شود و انسانیت بی‌معنی می‌شود.

اگر این مطرح است که کسانی خداپرستی را مطرح می‌کنند، برای این است که در واقع افق انتظار انسان بالا برود. همه‌ی این‌ها برای خود ما است. خدا که نیازی ندارد که ما او را بپرستیم یا نپرستیم. معنویات فقط معنا بخشیدن به ایده‌آل‌های خود انسان است

+ نوشته شده توسط در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت 2:23 |
درویشی و سیاست دخلی به هم ندارند

رادیوزمانه

گفتگو با رهبر درویشان گنابادی در باره تخریب حسینیه آنان در بروجرد

نورعلی تابنده گنابادی اینک ۸۰ ساله و قطب دراویش نعمت‌اللهی گنابادی است. او نیز مانند گذشتگان خود، دوران کودکی را در زادگاهش بیدخت گذراند و سپس برای ادامه تحصیل به تهران آمد.

در سال ۱۳۲۷ لیسانس‌اش را در رشته حقوق قضایی از دانشگاه تهران گرفت و در همان سال به استخدام وزارت خارجه در ‌آمد و دو سال بعد به وزارت دادگستری انتقال یافت. وی در سال ۱۳۳۶ توانست از دانشگاه پاریس در رشته حقوق دکترا بگیرد.

این رهبر معنوی دراویش نعمت‌اللهی گنابادی در وزارت دادگستری وقت با سمت‌هایی مانند رییس اداره سرپرستی دادسرای تهران و مستشاری دادگاه استان تهران به کارش ادامه داد.

در سال ۱۳۳۱ بنا بر روشی که در پیش از او نیز در خانواده تابنده وجود داشت، با تحصیل مراتبی از سلوک این دراویش به وسیله پدرش که در بین هم‌کیشان صالح‌علی‌شاه خوانده می‌شد، رسماً وارد این گونه گرایش‌های اعتقادی گردید. وی تا زمان بازنشستگی در سال ۱۳۵۵، کارمند دادگستری بود و بعد از آن به شغل وکالت پرداخت.

تابنده پس از انقلاب ایران در بین جمع ملی مذهبی‌ها و دولت مهدی بازرگان حاضر شد و با سمت‌هایی مانند: معاون وزارت ارشاد و عضو هیأت امنای سازمان حج و زیارت و سپس معاون وزارت دادگستری و همچنین وزیر دادگستری در کنار این دولت بود. اما به نظر می‌رسد در مهرماه ۱۳۵۹ بنا بر میل شخصی خود، این قبیل فعالیت‌ها را رها می‌کند و بیشتر به مسئله کیش اعتقادی‌اش می‌پردازد.

او پس از مرگ زودهنگام سلف خویش موسوم به «محبوب‌علی‌شاه» که برخی دراویش حتا آن را به قتل‌های زنجیره‌ای منتسب به گروه سعید امامی هم نسبت می‌دهند، در سال ۱۳۷۵ با جانشینی وی، رهبری این اقلیت را بر عهده گرفت. اینک بیش از یک دهه است که این درویشان وی را «مجذوب‌علی‌شاه» و قطب دینی خود می‌خوانند.

این اقلیت صوفی، نزدیک‌ترین عقاید را به مذهب شیعه دارند و در بحث‌های فقهی و یا به قولی شریعت، از فقهای شیعی تبعیت می‌کنند. آن‌چه در پی می‌آید مصاحبه زمانه است با نورعلی تابنده گنابادی مشهور به مجذوب‌علی‌شاه. زمانه تلاش کرد تا در گفتگوی با این رهبر فکری دروایش که پس از انقلاب نزدیک به دو سال هم به زندان رفته، به مسائل و موضوعات دراویش نعمت‌اللهی گنابادی که یکی از بیشترین جمعیت صوفیه را در ایران دارا هستند، بپردازد.


دکتر نورعلی تابنده (مجذوب‌علی‌شاه) قطب دراویش نعمت‌اللهی گنابادی (عکس: اردوان روزبه، زمانه)

سابقه‌ی تاریخی تخریب این حسینیه‌ها و مراکز عبادی شما در ایران به کی برمی‌گردد؟

عمرم که ۸۰ هم بیشتر است و از قبل از آن هم خبر ندارم. اما در این مدت که یاد دارم، به حسینیه‌ به احترام نام حسین‌ ابن علی(ع) جسارتی نشده، ندیدم؛ جز یکی در جریان قم و دومی‌اش هم بروجرد است.

در قم منزلی که ۱۲۰-۱۰۰ سال مال این خانواده بوده، جدشان آن‌جا روضه می‌خواندند و منزلشان بوده، برای این‌که همیشه روضه‌خوانی باشد، وقف می‌کنند و بعد می‌سازند.

در همان زمان عکس‌هایی که از ساخت می‌آمد، می‌دیدم. خواهش کردم که حسینیه را خیلی جالب نسازید؛ برای این‌که حسادت‌انگیز می‌شود. بعد حسینیه‌ای خیلی جالب و خوب، هم ازلحاظ (داخلی) هم از لحاظ معنا، درست کردند. این در مقابل بعضی اماکن دیگری که سایر آقایان ساختند که خیلی محقر یا قدیمی بود، جلوه‌ای داشت و مثل تراکتی تبلیغاتی تلقی می‌شد.

تا این‌که ریختند آن‌جا را خراب کردند، به جهت آن که حسادت‌برانگیز بود. آن‌ها آن‌جا را به منزل تبلیغ درویشی نسبت می‌دادند. گفتیم فرضاً هم تبلیغ باشد؛ هر کسی تبلیغ می‌کند. بعد ریختند اسامی ائمه، امام‌ها و بعد اسامی اسلاف را که تا به من رسیده بود، به بهانه‌ی این‌که اسامی کفار بر روی کاشی‌ها است، شکستند.

این‌هایی که حتی در ادارات اگر رفته باشید، یک پاکت از دیوار آویزان کرده‌اند و نوشته‌اند: اسامی مقدسه. یعنی اگر در یک روزنامه اسامی الله بود، این را می‌بریدند و می‌انداختند آن‌جا. آن وقت ریخته‌اند و کاشی‌هایی را که اسامی خدا، آیات قرآن و احادیث در آن هست، تخریب کرده‌اند. عکس‌هایش هست.

بنابراین، من قبل از آن سابقه‌ی خراب‌کردن نمی‌دانستم. در جنگ‌ها، یا در زلزله‌ها چرا، ممکن است که خراب شده باشد. ولی این جوری که حمله کنند و خراب کنند، نه!

انگیزه‌ی این دو تخریب قم و تخریب بروجرد را شما یکی می‌دانید؟

معمولاً در وقایع اجتماعی یک انگیزه نیست، مجموعه‌ی انگیزه است. این انگیزه‌ها بعضی‌هایش کاملاً مشترک است. بعضی‌هایش ضعف و قوت دارد. در یک جا انگیزه‌ای قوی‌تر است، در یک جا ضعیف‌تر. در بروجرد یک انگیزه این تصور است که اینجا تبلیغی است؛ به عنوان تبلیغ و علیه شریعت و به ‌اصطلاح علیه آقایان علماست. حال آن‌که ما طبق آیات قرآن، فقیهی که آن چهار صفت را داشته باشد، در اعمال باید از او پیروی کنیم.

اگر می‌گوید که مؤمنین باید تقلید کنند. تقلید در اعتقاد که نمی‌شود؛ تقلید در عمل است. یعنی همان جوری که می‌گوید «الله اکبر» ما هم الله اکبر بگوییم. ولی معنی الله اکبر را ما خودمان باید بفهمیم. این تصور است که ما آن‌ها را کنار می‌زنیم و می‌گوییم: نخیر لازم نیست و هر چه هست، ماییم. اما ما می‌گوییم: نخیر، شما هستید، در جای بالاترش ماییم.

تقریباً از زمان آقای محبوب‌‌علی‌شاه رویکرد و برخورد با دراویش نعمت‌الهی تغییر می‌کند. این تغییر رویکرد به چه علت است؟

این اختلاف متشرعه و متصوفه از خیلی قدیم بوده. در جنبه‌ی متصوفه چه در باب بعضی صوفی‌های واقعی، چه بعضی صوفی‌نماها. در تاریخ فرض کنید که سربداران، این‌ها درست است که صوفی می‌مانند، ولی در تصوف شخصیتی نداشتند. شخصیت سیاسی داشتند. این است که آن‌ها را برای این شخصیت سیاسی‌شان می‌خواستند از بین ببرند.

ولی در مورد ما قهراً این جوری شد. به این معنی که ما می‌گوییم درویشی یعنی تصوف، غیر از سیاست است و در سیاست دخالت نمی‌کند.

اما صوفی یک انسان است، هر کاری دلش می‌خواهد می‌کند. در صوفی‌ها چپی هست، راستی هست. ولی این چپی و راستی در شبی که برای درویشی است، می‌آیند پهلوی هم می‌نشینند. هر دو دست هم را می‌بوسند. رفتند بیرون، مبارزه‌ی سیاسی می‌کنند.


دکتر نورعلی تابنده (مجذوب‌علی‌شاه) قطب دراویش نعمت‌اللهی گنابادی (عکس: اردوان روزبه، زمانه

منتها اخیراً چون جمعیت زیاد شده و همه چیز سیاسی شده، البته سیاست به آن معنای بدش، به معنای ماکیاولیست، سعی می‌کنند این‌ها هم به سیاسی کاری کشانده بشوند. منتها تصور نمی‌کنند که این درویشی در سیاست دخالت نمی‌کند. این‌ها عنادشان را به درویشی برمی‌گردانند، نه به درویشی که می‌بینید، در سیاست دخالت می‌کند.

از طرفی چون تعداد این دراویش خیلی زیاد شده. یعنی بعد از آقای رضاعلی‌شاه خیلی زیاد شدند. کما این‌که می‌بینید همه جا مثلاً حسینیه و جاهایی که ما داریم، پر از جمعیت می‌شود. نماز عید و فطر تا خیابان فرش گذاشته می‌شود.

امروز جمعیت گردوشمار حساب می‌شود. یعنی هر نفری که می‌بینید، یک رأی است. این است که می‌آیند و می‌بینند این‌جا خیلی گردو هست، دنبال این گردوها می‌گردند و در جلب این‌ها دچار مشکل می‌شوند؛ پس برخورد می‌کنند.

کما این‌که در همین بروجرد، پارسال یا پیارسال کسی رفته بود به پیش‌نماز آن‌جا و چند نفر از درویش‌ها گفته بود که شماها به من رأی بدهید و چنین باشد و چنان باشد. این‌ها هم گفته‌اند که ما در سیاست دخالت نمی‌کنیم. یا ما به‌عنوان این‌که بگوییم «درویش‌ایم؛ به شما می‌گوییم، بروید به فلان کس رأی بدهید» نمی‌کنیم.

جناب آقا، ولی در گذشته خود شما یک چهره‌ی سیاسی بودید و می‌دانم که در دولت آقای بازرگان هم سمت وزارتی داشتید و به نوعی جزو ملی‌ - مذهبی‌ها محسوب می‌شدید. آیا این را تأثیرگذار در شرایط موجود نمی‌دانید؟

بعید نیست. اما این‌ها تصور نمی‌کنند که مقام و منسب الهی خود به خود می‌آید. مثلاً پیغمبر زحمت نکشید که پیغمبر بشود. خدا می‌خواست و او پیغمبر شد. در آن ایام قبلی هم که در سیاست بودم، با خلوص نیت بود؛ همان خلوص نیتی که باید داشته باشم. در این راه مانند همه‌ی درویش‌ها، با خلوص نیت در پی مصلحت مردم بودم.

قریب به چهل و چند سال عمرم در دور و بر کار قضایی بودم. با آقای دکتر هرسینی وکیل بودم؛ قاضی بودم. شما هر قاضی یا وکیلی می‌بینید، بپرسید از او که تابنده را شما چه جوری می‌بینید. وقتی من چهل و چند سال زحمت کشیدم تا صداقت را نشان بدهم.

یکی از دوستان صوفی می‌گفت تابنده دو منبع درآمد دارد. یکی حقوقش، یکی قرض. در زندگی‌ام همیشه بدهکار بودم. ولی خب بحمدالله زندگی‌ام راحت بود و بهترین چیزی که دارم، رضایت کامل پدر و مادر است. این است که من را در آن ایام هم همه خوب می‌شناختند و الان هم همان جوری هستم. چه طور بعد از ۷۰ سالگی ... (من ۶۹ ساله بودم که این منسب را پیدا کردم) عوض شدم؟

اما خودم من هم ذره‌ای هستم از این دریا. باید به این آقایان گفت اولاً مملکت آزاد است؛ هر کسی هر اعتقادی دارد. ثانیاً شما به اعتقاد مردم چه کار دارید؟ حق ندارید اعتقاد کسی را لطمه بزنید. در زمان شاه که اظهار مسلمانی به قولی مالیات داشت، یعنی زحمت داشت. من در دادگستری مشهور بودم به مسلمان. مرجع مشورت همه‌ی دوستان بودم؛ هم ازلحاظ قضایی و هم از لحاظ معنوی. همیشه بیش از مقام‌ ظاهری‌ام احترام داشتم.

حالا چه طور شده؟ عوض شده‌ام؟ نه! به من چه‌کار دارید؟ ببینید درویش‌ها چه می‌کنند. درویش‌ها اعتقادشان که به کسی ارتباط ندارد؛ بر روی عملشان دیگران حق دارند بحث کنند.

کجای عملشان بد است؟ فرض کنید اعتقاد هم ندارند به شما، شما را بد هم می‌دانند، ولی عملشان چه هست. در عملشان تمام افکار و اعمالی که مسلمان واقعی باید انجام بدهد، انجام می‌دهند. حالا یکی یک وقت فرض کنید درویشی دیر از خواب پا می‌شود و یا نماز نمی‌خواند. این درویش را می‌گویند درویش خطا کار. نه کار درویشی را خطاکار بدانند

+ نوشته شده توسط در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت 2:19 |
گنجینه معنوی مولانا

کتاب "گنجینه معنوی مولانا" با آثاری از سیدحسین نصر، ویلیام چیتیک و آنه ماری شیمل با ترجمه شهاب الدین عباسی در 1100 نسخه و 486 صفحه توسط نشر مروارید منتشر شد.

خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و ادب: این کتاب شامل متنهایی در سه بخش اصلی است. در بخش اول، ترجمه کوتاه شده ای از کتاب انگلیسی سید حسین نصر با عنوان "مولانا جلال الدین رومی، شاعر و عارف عالی مقام ایرانی"، گزیده ای از ترجمه های ویلیام جونز، ویلیام ردهاوس، وینفیلد، پالمر، ادوارد براون، رینولد نیکلسون و آربری از مثنوی و رباعیات مولانا ارائه شده است.

دومین متن بخش اول، اثری از آنه ماری شیمل و ترجمه مطلبی از وی با عنوان "مولانا : دیروز، امروز و آینده" است. شیمل در این مقاله به گوشه هایی از تعالیم و عرفان مولانا اشاره می کند و در ضمن به نقش و جایگاه کسانی چون شمس، صلاح الدین زرکوب، حسام الدین چلبی و فرزند ارشد مولانا یعنی "سلطان ولد" می پردازد و به تاثیرات مولانا در طول قرون و اعصار اشاراتی می کند. متن سوم بخش اول نیز ترجمه کامل کتابی از ویلیام چیتیک با عنوان "مقدمه ای بر عرفان مولوی" است که طی چهار فصل "تصوف و اسلام"، "خدا و جهان"، "ماهیت انسان" و "تصوف و عرفان عملی" می کوشد تصویری کلی از تعالیم عرفانی و اندیشه معنوی مولانا ترسیم کند. چیتیک در این اثر برای بیان و شرح اندیشه های مولوی گاه از کلام ابن عربی استفاده کرده است.

بخش دوم کتاب که هسته اصلی آن را تشکیل می دهد گنجینه معنوی مولانا نام دارد که منتخبی از مثنوی به قلم "ژولیت می بی" است.

بخش سوم نیز متن کامل انگلیسی کتاب "مولانا جلال الدین رومی شاعر و عارف عالی مقام ایرانی" به قلم سیدحسین نصر است.

سیدحسین نصر در بخشی از کتاب خود می نویسد : مولوی با تمایز نهادن میان صورت و معنا است که می تواند شرح و تفسیری تاویلی از محل واقعیت، هم "قرآن تکوینی" و "قرآن تشریعی" به دست دهد و از وحدت متعالی وجود و ادیان پرده برگیرد. جلال الدین در کنار ابن عربی شاید پیشروترین شارح وحدت متعالی ادیان در تاریخ تصوف و همچنین یکی از مفسران بزرگ آموزه مهم و اساسی وحدت وجود است. مولوی همچنین به مدد تفکیک و تمایز میان صورت و معنا و با استفاده از صورت - به عنوان رمزی که به معنا منتهی می شود - به شرح و تبیین عمیق ترین آموزه ها و تعالیم کیهان شناسی، روانشناسی، انسان شناسی و نیز فلسفه هنر می پرازد. از نظر مولانا همه موجودات، نشانه ها و رمزهایی هستند که به عوالم روحانی ورای خود شهرت دارند.

آنه ماری شیمل نیز در مقاله "مولانا : دیروز، امروز و آینده" آورده است : همان طور که قبلا گفته ام مولانا استاد اشارت است. او لسان الحال، سخن درونی هر مخلوقی را درک می کند و می داند که "کل عالم از جلال و عظمت خداوند حکایت می کند" مولانا به ما پیروی از این آیه قرآنی را می آموزد که خدا "نشانه های قدرت خود را در آفاق و در وجود خودشان" قرار داد تا آیات و نشانه های پروردگار را در همه جا بیابیم... مولانا به ما می آموزد به ارزش ظاهری چیزها نظر نکنیم بلکه بکوشیم معنی عمیق تر وقایع را بشناسیم. لطف ممکن است در زیر قهر پنهان باشد و چه بسا در بن شادی، غم نهفته باشد.


+ نوشته شده توسط در دوشنبه پنجم آذر 1386 و ساعت 2:21 |

مصاحبه رادیو زمانه با حضرت آقای مجذوبعلیشاه در تاریخ ۴ آذر ۱۳۸۶

+ نوشته شده توسط در دوشنبه پنجم آذر 1386 و ساعت 0:39 |
مصاحبه رادیو زمانه با حضرت آقای مجذوبعلیشاه در تاریخ ۳ آذر ۱۳۸۶

لطفاً برای دانلود کلیک فرمایید

+ نوشته شده توسط در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت 2:36 |
مصاحبه بی بی سی با دکتر سید مصطفی ازمایش در تاریخ ۳ آبان ۱۳۸۶ در مورد تخریب حسینیه بروجرد

می توانید نظرات خود را از طریق پیام کوتاه (اس ام اس) به بی بی سی با شماره تلفن

۰۰۴۴۷۷۸۶۲۰۲۲۲۳ ارسال فرمایید

+ نوشته شده توسط در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت 13:36 |
واکنش قطب دراويش گنابادي به حوادث بروجرد

گروه سياسي روزنامه اعتماد؛ قطب منصوص سلسله دراويش گنابادي در اطلاعيه يي از وقايع اخير که به تخريب حسينيه فقراي بروجرد انجاميد انتقاد کرد. در بخش هايي از اين بيانيه آمده است؛ واقعه اخير تخريب حسينيه بروجرد که مانند تمام حسينيه ها و مجالس، محل ذکر و توسل به ذيل عنايت اولياي الهي بود، موجب تاسف هر ديندار و ولايتمدار بلکه هر انسان شد.دکتر تابنده در پايان يادآور شده است؛ وظيفه ما مخصوصاً در اين برهه از زمان، توجه و توسل بيشتر به خدا و شرکت در مجالس دعا نسبت به همه بندگان خدا و حفظ وحدت و همدلي و خدمت و رسيدگي به مصدومان و مجروحان اين حادثه و خانواده هاي آنان است و از اينکه تاکنون چه در اين حادثه و چه در وقايع گذشته هرگونه خدمتي کرده اند، متشکر و دعاگو بوده و اميدوارم مقبول درگاه الهي به حکم آيه شريفه «لانضيع اجر المحسنين» قرار گيرد.
+ نوشته شده توسط در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت 13:19 |

فارس گزارش مي‌دهد

اقبال چشم بادامي‌ها به «حافظ» شوخ چشم

خبرگزاري فارس: رايزن فرهنگي سفارت ژاپن در ايران به تازگي از علاقه شديد مردم كشورش به اشعار حافظ خبر داده و گفته است كه ديوان حافظ در ژاپن در زمره پرفروشترين كتابها قرار گرفته است

 گزارش خبرگزاري فارس،تأثير و نفوذ غزل‌هاي حافظ نه تنها در آسياي ميانه و مغرب زمين زبانزد خاص و عام است كه در مشرق زمين نيز اين اقبال روز افزون دارد. از اواسط قرن هشتم ميلادي كه غزل‌هاي پرمغز حافظ از شيراز خارج مي‌شد و به حافظه و خاطر مردم سرزمين‌هاي دور و نزديك سپرده مي‌شد تا امروز اين اقبال نه تنها كم نشده كه شواهد نشان مي‌دهد رو به فزوني هم هست.
جالب اين جاست كه اولين شارحان غزل‌هاي حافظ ترك‌ها هستند. «سودي بسنوي» و «سروري» در قرن نهم شرحي 4 جلدي بر غزل‌هاي حافظ نوشتند.
آوازه غزل‌هاي حافظ در عصر صفويه و با سفر شاعران به شبه‌ قاره از مرزهاي شرقي هم گذشت و به شرق دور رفت.
در مغرب زمين ف.منينسكي در سال 1680 م. غزل‌هاي حافظ را به نثر ترجمه و در «وين» مننتشر كرد. بعد از او غزل‌هاي حافظ بارها از سوي مترجمان به زبان‌هاي مختلف ترجمه و منتشر شد.
شايد آخرين و بهترين ترجمه‌اي هم كه از غزل‌هاي حافظ و تمام ديوان او صورت گرفت ترجمه «شارل هانري‌دو‌فوشه‌كور»، مستشرق فرانسوي بود كه 16 سال روي آن زحمت كشيد.
تأثير حافظ و انديشه او بر بزرگان فرهنگ مغرب زمين و مشرق زمين هميشه دستمايه تحقيق بسياري از پژوهشگران ادبيات تطبيقي بوده است.
در شرق دور «حافظ»، شاعر پرآوازه ايراني را نخستين بار «ش. اركي» ـ كه يكي از پيشروان مطالعات ايرانشناسي در ژاپن است ـ به ژاپني‌ها معرفي كرد.
او در سال 1922 ميلادي كتابي با عنوان «تحقيقات تاريخ ادبيات فارسي» منتشر كرد كه در آن از اوستا و فارسي باستان گرفته تا جامي را مورد تحقيق قرار داده است و در آخرين قسمت فقط سه صفحه به خواجه حافظ اختصاص داد.
بعد از او «ت. كورياناگي» در سال 1976 تمام غزل‌هاي حافظ را از روي نسخه تصحيح شده «محمد قزويني» و «قاسم غني» به ژاپني ترجمه كرد.
علاقه به اشعار حافظ در كشورهاي آسياي ميانه كه خود زماني به فارسي مي‌نوشتند و به فارسي حرف مي‌زدند شايد شگفت نباشد. ولي علاقه مردم مشرق زمين به اشعار حافظ از يك سابقه تاريخي هم نشئت مي‌گيرد.
در ادبيات ژاپن كتابي هست با عنوان «گلستان» يا «چوُره زوُره گوُسا» اثر «كِنكو»، دانشمند و روحاني بودايي سده چهاردهم ميلادي.
«هاشم رجب‌زاده» استاد ادبيات فارسي كه از سال‌ها پيش در دانشگاه‌هاي ژاپن به تدريس و تحقيق درباره وجوه اشتراك بين دو ادبيات فارسي و ژاپني است «گلستان» ژاپني‌ها را به لحاظ سبك و محتوا همچون گلستان سعدي مي‌داند و به لحاظ اهميت و قدر و منزلت، آن را در اندازه ديوان حافظ مي‌داند نزد ايرانيان.
كتاب «چوُره زوُره گوُسا» يا همان گلستان ژاپني‌ها مثل ديوان حافظ كه در بيشتر خانه‌هاي ايراني پيدا مي‌شود در اكثر خانه‌هاي ژاپني نيز يافت مي‌شود.
به همين خاطر شايد شگفت نباشد اگر «ماساهيچي آبه»، رايزن فرهنگي سفارت ژاپن در ايران در گفت‌گو با جام جم آن لاين ترجمه ديوان حافظ به زبان ژاپني را از پرفروش‌ترين كتاب‌ها در ژاپن بداند.
«آبه» در اين گفت‌گو گفته است، ژاپني‌ها علاقه زيادي به خواندن اشعار حافظ دارند و هميشه جاذبه هاي شيراز به عنوان نماد ادبي و فرهنگي ايران در ذهن ژاپني ها تداعي مي‌شود.

+ نوشته شده توسط در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت 13:17 |
 
برنانیوز
 
آيت‌ الله مكارم شيرازي ،‌ دست اجانب و دشمنان دين را در ادعاي ارتباط با امام زمان (عج) معلوم دانست و گفت : وظيفه ما مبارزه با دجالاني است كه با حقه‌بازي و نيرنگ، مدعي ارتباط با ولي‌عصر (عج) هستند.

آيت‌ الله مكارم شيرازي افزود: با توجه به اينكه با ظهور قائم آل محمد (ص) جهان پر از عدل و داد مي شود، سخنرانان و خطيبان بايد به شبهاتي كه درباره ظهور آن حضرت در بين جوانان وجود دارد پاسخي كامل و جامع بدهند.
آيت‌ الله مكارم شيرازي گسترش و عمق بخشي فرهنگ مهدويت را وظيفه عاشقان و دلسوختگان آن امام (ع) دانست و تصريح كرد: جهان امروز متوجه شده است كه دموكراسي غرب به وضوح امتحان خود را پس داده است. دموكراسي از نظر غربيان، چيزي است كه حافظ منافع آنها باشد و ما حقوق بشر آنها را در عراق، فلسطين و افغانستان ديده‌ايم.
وي با بيان اينكه يكي از شبهات مهم درباره ظهور حضرت ولي عصر (عج) وضعيت علم و تكنولوژي در جهان است تاکيد کرد: طبق روايات و احاديث معتبر، با ظهور آن حضرت 25 مرحله به 2 مرحله كنوني پيشرفت جهان افزوده خواهد شد.
وي ادامه داد: در زمان آمدن ولي عصر (عج) عمق فهم چشم‌ها و گوش‌ها افزوده مي‌شود، تا جايي كه در هر جاي جهان قادر به ديدن آن بزرگوار هستيم. همچنين افزايش قدرت مؤمنان در سيطره حكومت آن امام نشان مي‌دهد كه جهان بيش از پيش به پيشرفت علم و اخلاق خواهد رسيد.
آيت‌ الله مكارم شيرازي در پايان خاطر نشان كرد: وظيفه ما مبارزه با دجالاني است كه با حقه‌بازي و نيرنگ، مدعي ارتباط با ولي‌عصر (عج) هستند. دست اجانب و دشمنان دين، در اين ادعاها در كار است. جوانان بايد بيشتر از قبل به آگاهي برسند و به امام زمان (عج) كه سال‌هاست غريب و ناشناس مي‌باشند ياري رسانند.
جهت اطلاع از موضوعات ديگر در اين رابطه پرونده ويژه برنا  را کليک نماييد
+ نوشته شده توسط در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت 13:12 |

جوادی آملی:

علمی که از درون بجوشد با طراوت است

تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: ‌آیت‌الله جوادی آملی گفت: علم غیر نافع آفتی است که اگر با درون هماهنگ نشود، ایجاد فتنه می کند.

به گزارش روز شنبه گروه دین و اندیشه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"، امام جمعه موقت قم در دیدار اقشار مختلف مردم با اشاره به 40 روز میهمانی حضرت موسی(ع) برای گرفتن تورات تصریح کرد: از اول ذیقعده تا دهم ذی الحجه بهترین فرصت برای چله گیری و جداشدن از دنیا و میهمان خدا بودن است.
وی در ادامه به معنای چله نشینی اشاره کرد و افزود: چله گیری به معنای جدا شدن انسان از جامعه، مردم و زندگی نیست، بلکه به معنای جدا شدن آدمی از دنیاست.
معظم له علم هایی که از درون آدمی بجوشد را با طراوت عنوان کرده و افزود: علم هایی که از بیرون می آیند در اواخر عمر غالبا از یاد می رود و اندک افرادی هستند که مجرای علمی شان در اواخر عمر فعال باشد، اما علمی که از درون بجوشد چون از جان و روان است همیشه تازه است.
وی ادامه داد: آن کس که زنده، پویا و اهل سیروسلوک است، دارای روان و جان است، اما کسی که جامد و ایستا باشد دارای یک حیات گیاهی و حیوانی است.
امام جمعه موقت قم با اشاره به مناجات مردان الهی افزود: در ابتدای مناجات، مناداتی داریم تا انسان به خدا نزدیک شود و هنگامی که به مرحله بالاتر رسید، ادب اقتضامی کند، او بگوید و ما بشنویم و مردان الهی کسانی اند که خدا با آنها مناجات می کند و آرام و آهسته در دلهای آنها مطالب الهی القاء می شود.
وی در ادامه با اشاره به احادیثی از ائمه معصومین(ع) بیان کرد: در هر عصری مردانی وجود دارند که خداوند با آنها مناجات می کند و سخن می گوید و این امر زمانی محقق می شود که علم آنها نافع است و فراموشی را در پی ندارد.به گزارش ایسکانیوز به نقل از مرکز خبر حوزه ،عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، عالم غیرعامل را فتنه ای برای هر شهر و دیار دانست و افزود: علم غیر نافع آفتی است که اگر عالم غیرعاملی در هر شهر و روستایی باشد، باعث فتنه می شود.
وی در ادامه افزود: علمی که از بیرون بیاید اگر بادرون هماهنگ نشود مشکل اصلی است و اگر از درون بجوشد محرم اسرار است.
‌آیت‌الله جوادی آملی با مقایسه لذات دنیوی و اخروی افزود: وجود خارجی لذائذ اخروی بیش از خیال و ادراک آن است و خطراتش هم بیش از ادراکات آن، چون وجود دائمی و اخروی به مراتب قوی تر از صورت ذهنی است که پس از مرگ فهمیده می شود.
وی دانشجویان و طلاب را به مراقبت در این 40 روز دعوت کرد و افزود: در این 40 روز مواظب گوش و چشم و زبان خویش باشید و اگر که طیب و طاهر شوید، آثار و برکات زیادی را به همراه دارید

+ نوشته شده توسط در جمعه دوم آذر 1386 و ساعت 23:12 |

 

رجانیوز

رييس‌جمهور كشورمان عصر چهارشنبه در جمع ايثارگران استان اردبيل اظهار داشت: براي ساختن كشور در ابعاد مختلف از جمله عرصه‌ي اقتصاد نيازمند روحيه‌ي بسيجي هستيم. 

وي افزود: هستند كساني كه با كارشكني در برنامه‌هاي اقتصادي مي‌خواهند از ملت و مردم ما انتقام بگيرند و مانعي در برابر حركت ملت ايران ايجاد كنند كه راه ‌حل ما در برابر آن‌ها، حفظ روحيه‌ي بسيجي و ايثارگري است. 

به گزارش ايسنا، دكتر محمود احمدي‌نژاد در ابتداي سخنانش با تبريك فرا رسيدن ميلاد امام رضا (ع) خطاب به شركت‌كنندگان در اين جلسه، گفت: شما كساني هستيد كه براي اصلاح جامعه قيام كرديد، فرزندان و برادران شما براي اصلاح امور جامعه قيام كردند و بزرگ‌ترين و ارزشمندترين اقدامي كه يك انسان مي‌تواند انجام دهد، قيام براي اصلاح جامعه است.

رييس‌جمهور گفت: عزيزان من! اصلاح‌گري كار پيامبران الهي و ائمه‌ي اطهار است و مرز و جغرافيا، نژاد و قوم و قبيله نمي‌شناسد. اصلاح‌گري حقيقي يك كار جهاني و فراتر از مرزهاي جغرافيايي و نژادي است. امروز ما بايد ايران و نابساماني‌ها و مشكلات باقي‌مانده از حاكميت غيرمصلحان را اصلاح كنيم. امروز اصلاح ايران مقدمه‌ي اصلاح جهان است و اصلاح جهان مقوم اصلاح ايران. 

رييس‌جمهور گفت: ما نمي‌توانيم مرزهاي كشور خود را ببنديم و بگوييم فقط ايران را مي‌سازيم و تمام خوبي‌ها را در كشور پياده مي‌كنيم ولي كاري به جهان نداريم. اين امر امكان‌پذير نيست. حتي اگر ما كاري به ديگران نداشته باشيم ديگران با ما كار دارند و در مراكز تبليغاتي خود امواج تبليغات را به كار مي‌اندازند و مي‌آيند حتي در خانه‌هاي تك تك ما مزاحم مي‌شوند؛ بنابراين اگر ما مي‌خواهيم ايران را بسازيم همزمان بايد براي اصلاح جهان حركت و تلاش كنيم؛ البته نقطه‌ي اصلي تلاش و كوشش ما بايد ايران عزيز باشد.

وي با بيان اين كه اكنون ايران نقطه‌ي اميد تعداد زيادي از انسان‌هاي آزادي‌خواه و مومن جهان است، گفت: ايران عزيز جايگاه اصلي انقلاب، انقلابي‌گري و حمايت از مومنان و آزادگان جهان است. ما بايد در عرصه‌ي جهاني به دنبال شكستن قدرت قدرت‌هاي فاسد و زورگويان با كمك انسان‌هاي آزادي‌خواه باشيم.

احمدي‌نژاد گفت: من مي‌خواهم در اينجا بشارتي به شما عزيزان بدهم؛ بشارتي در راستاي آرمان‌ها و اهدافي كه شما همواره و دائم دنبال آن بوديد و جوانان شما جان خود را در راستاي آن تقديم و شما زندگي خود را وقف آن كرده‌ايد. امروز به لطف شما و ايثارگري شما و فرزندان‌تان جهان بشريت در آستانه‌ي يك تحول بزرگ و اساسي قرار گرفته است و هر جاي دنيا سفر مي‌كنيد آثار اين تحول را مشاهده مي‌شود.

رييس‌جمهور با بيان اين كه نقطه‌ اميد ملت‌هاي آزاده، ملت ايران است، گفت: برخي فكر مي‌كنند مردم اروپا و آمريكا با آرمان‌ها و مردم ما خيلي فاصله دارند و از آن دور هستند، ولي به شما بگويم اين طور نيست.

رييس‌جمهور تاكيد كرد: امروز ملت ايران عزيزترين ملت عالم است. 

وي در اين جلسه خطاب به دشمنان جمهوري اسلامي ايران نيز گفت: اين فريادها و شعارهايي را كه مي‌شنويد فريادها و شعارهاي خانواده‌هاي شهداست كه جوانان خود را در راه آرمان‌ها داده‌اند؛ اما همين مردم براي تحقق آرمان‌هاي ملت و دفاع از حقوق ملت ايران شجاع‌تر، آماده‌تر و محكم‌تر از روز اول انقلاب در وسط صحنه ايستاده‌اند و توي دهان شما خواهند زد. (الله‌اكبر جمعيت)

رييس‌جمهور خطاب به دشمنان ايران اسلامي، افزود: شما مي‌دانيد كه كاري نمي‌توانيد بكنيد. من به شما نصحيت مي‌كنم كه از رفتار زشت خود دست برداريد. شما در طول اين سال‌ها با ملت ايران بد رفتار كرديد. بي‌ادبي و توهين كرديد. بي‌اخلاقي و ظلم كرديد. من به شما مي‌گويم از اين رفتار دست برداريد. شما ملت ايران را به آنچه متهم كرديد كه خودتان شايسته و لايق آن بوديد. شما بداخلاقي و ظلم كرديد و همه‌ي دنيا فهميدند كه دروغ مي‌گوييد و ادعاهايتان از اصل بي‌پايه بود. من به شما نصحيت مي‌كنم اين راه را ادامه ندهيد.

رييس‌جمهور اظهار داشت: خوشبختانه اكثر آنها متوجه اشتباهاتشان شده‌اند و راه خود را اصلاح كرده و يا در حال اصلاح كردن هستند، دو – سه تا مانده‌اند كه دماغ‌شان همچنان پر از باد است و به خاطر خودخواهي‌شان سعي نمي‌كنند رفتارشان را اصلاح كنند. ما به آنها مي‌گوييم كنار برويد و اجازه دهيد ملت ايران كار خود را بكند؛ چرا كه اين ملت راه خود را انتخاب كرده است.

وي در بخش ديگري از سخنانش اظهار داشت: براي ساختن كشور در ابعاد گوناگون از جمله اقتصاد بايد روحيه‌ي بسيجي داشت و با روحيه‌ي بسيجي حركت كرد؛ هر چند كساني كه با كارشكني در برنامه‌هاي اقتصادي مي‌خواهند از ملت و مردم ما انتقام بگيرند و در برابر حركت ملت ايران مانع ايجاد كنند. راه ‌حل ما طبق روحيه‌ي بسيجي و ايثارگري است.

رييس‌جمهور در پايان گفت: اگر مي‌خواهيم بهترين باشيم بايد در راه ايثارگران و شهدا حركت كنيم.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه یکم آذر 1386 و ساعت 12:7 |
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه یکم آذر 1386 و ساعت 2:21 |


Powered By
BLOGFA.COM