تبليغاتX
اخبار صوفیه
نگرشهای تاریخی و فرهنگی به تطبیق می‌انجامند نه گفتگو

دکتر پازوکی در نشست "عرفان و گفتگوی ادیان" اظهار داشت: نگرشهای تاریخی و فرهنگی ما را به دیالوگ نمی‌رسانند بلکه به مقایسه می‌رسانند. ما در دیالوگ میان ادیان با ایمان مؤمنان سر و کار داریم نه صرفاً با نهادهای اجتماعی، فرهنگی و یا عقاید کلامی.

به گزارش خبرگزاری مهر، عصر دیروز در سی و پنجمین جلسه ماهانه مؤسسه گفت و گوی ادیان نشست "عرفان و گفتگوی ادیان" با سخنرانی دکتر شهرام پازوکی، عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، برگزار شد.

دکتر پازوکی در این نشست که با حضور سید محمد علی ابطحی، رئیس مؤسسه گفت و گوی ادیان و جمعی از علاقه‌مندان برگزار شد، اظهار داشت: بدون همدلی گفتگوی حقیقی حاصل نخواهد شد.

دکتر پازوکی با ذکر پیش‌زمینه‌ای در باب اینکه بهتر بود عنوان این نشست، عرفان و گفتگوی مذاهب اسلامی بود، افزود: در هر حال پیش از ورود به بحث عرفان و گفتگوی ادیان، لازم است بدانیم گفتگو چیست؟

وی اظهار داشت: از نظر من، اساساً گفتگوی حقیقی به معنای دقیق کلمه وجود ندارد و میسر نیست، بلکه آنچه رخ می‌دهد، مقایسه و یا تطبیق میان ادیان است.

دکتر پازوکی با بیان اینکه، اصولاً گفتگو تنها از طریق عرفان میسر می‌شود، گفت: اما تا زمانی‌که معنای حقیقی گفتگو مشخص نشود، نمی‌توان گفت که چرا گفتگو فقط از طریق عرفان جلو می‌رود.

وی، دو واژه همدلی و همزبانی برگرفته از مثنوی مولوی را از واژه‌های مرتبط با گفتگو خواند و افزود: اما در این تعبیر هم شاید همزبانی واژه‌ای نزدیکتر به گفتگو باشد.

دکتر پازوکی، افلاطون را معلم حقیقی گفتگو عنوان کرد و افزود: با این حال تعبیر دیگر مولانا که همدلی است در زبان یونانی معنی ندارد. وی با این مقدمه، گفتگو را مقام فلاسفه و همدلی را مقام عرفا ذکر کرد.

دکتر پازوکی با طرح این سؤال که «گفتگو چیست و چه سیری دارد؟»، افزود: گفتگوی حقیقی در ادیان وقتی میسر می‌شود که ما در ابتدا دریابیم که اصولاً ادیان هر یک در ماهیت و حقیقت خودشان درباره چه چیزی دارند سخن می‌گویند.

عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران گفت: البته گفتگو به معنای دقیق لفظ نباید حتماً با یک طرف مقابل در خارج صورت گیرد، بلکه باید در خود آدم رخ دهد که از منظر افلاطون، گفتگو با خویشتن، ذات تفکر است و کسی می‌تواند با خودش گفتگو کند که در مسیر یافتن و شناختن خویش مسیری را طی کرده باشد.

وی با بیان اینکه «همه ادیان مدعی هستند که یکی از مقاصد عالی‌شان همین شناخت خویشتن است» افزود: اما واژه خودشناسی آنقدر به صورت شعار و وعظ به کار رفته که انگار خیلی ساده است درحالی‌که بر مبنای آنچه در عرفان آمده است، حقیقتا خودشناسی ممکن نیست مگر با رسیدن به نهایت سلوک الی الله.

سخنران سی و پنجمین نشست ماهانه مؤسسه گفتگوی ادیان گفت: اگر به تاریخ اسلام نگاه کنیم می‌بینیم که تنها عارفان هستند که بحث گفتگوی ادیان را مطرح کرده‌اند، زیرا فقط آنان خودشناسی را شرط اصلی دین‌شناسی می‌دانند.

وی اظهار داشت: اما در مقام گفتگو، باید انسان در وهله اول قایل به گوش فرا دادن باشد و این مسئله‌ای است که در ادیان ابراهیمی هم به آن تأکید فراوان شده است.

دکتر پازوکی افزود: خطاب الهی در دین به بشر است و کسی که واقعاً اهل خواندن کتب مقدس باشد و آن را در حد مجموعه‌ای از احکام نداند، متوجه می‌شود که مخاطب قرار گرفته است و مخاطب قرار گرفتن در مقابل دین به این معناست که فرد متوجه می‌شود که از جانب یک ساحت قدسی و یک حقیقت مقدس مورد خطاب واقع شده است.

وی، گوش فرا دادن و مخاطب واقع شدن را یکی از اجزای اصلی گفتگو عنوان کرد و به لزوم داشتن زبان و توجه به معنای حفیفی زبان داشتن برای گفتگو اشاره کرد.

دکتر پازوکی با اشاره به نگاه Objective در علوم، این مسئله را عامل ایجاد فاصله میان پژوهشگر و موضوع مورد مطالعه عنوان کرد و افزود: این نوع نگاه به دین تنها می‌تواند تاریخ ادیان را بررسی کند اما نمی‌تواند ارتباطات معنوی را بیان کند.

وی گفت: نگرشهای تاریخی و فرهنگی ما را به دیالوگ نمی‌رسانند بلکه به مقایسه می‌رسانند. ما در دیالوگ میان ادیان با ایمان مؤمنان سر و کار داریم نه صرفاً با نهادهای اجتماعی، فرهنگی و یا عقاید کلامی و نمی‌توان به ادیان همچون آبژه‌های علمی نگریست.

دکتر پازوکی با اشاره به اینکه عاشق در مقام عشق هیچگاه به دنبال کسب اطلاعات علمی دباره معشوق نیست، چون او را آبژه تحقیق علمی خود نمی‌داند، افزود: در عرفان اسلامی، ایمان؛ عشق و معشوق؛ خداست.

وی اظهار داشت: عشق فاصله میان عبد و رب را برمی‌دارد و در واقع تنها عاملی که می‌تواند مانع نگاه Objective شود، تعلق یافتن به حقیقت وجودی خود دین است و از این طریق است که حقیقت ادیان به زبان می‌آید.

دکتر پازوکی، همنوایی را رکن اصلی ادیان عنوان کرد و یکی از موانع همنوایی ادیان با یکدیگر را نگرش مبتنی بر اصالت تاریخی خواند و گفت: از منظر عارفان در گفتگوی ادیان زمان و مکان بندها و محدودیتهایی هستند که باید به ورای آنها رفت. چنین چیزی از منظر آکادمیک دینی میسر نمی‌شود و تنها در عرفان است که این مسئله رخ می‌دهد.

دکتر پازوکی، کتاب «فصوص الحکم» ابن عربی، گفتگوی اسلام با عارفان هندو، دارالشکوه و مثنوی مولوی را نمونه کامل سه کتابی عنوان کرد که در آنها گفتگوی میان ادیان به طور کامل برقرار شده است.

وی اظهار داشت: ادیان به طور کلی سخن از حقیقت متعالی می‌گویند و مخاطب ادیان پیش از هر چیز دلهای انسانهاست که بدون همدلی، گفتگوی حقیقی حاصل نخواهد شد

+ نوشته شده توسط در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 2:13 |
شهرام پازوكی: عرفان يگانه راه گفت‌وگوی اسلام با ديگر اديان است

گروه انديشه: ‌پازوكی معتقد است تنها راه تقريب مذاهب اسلامی (اگر مباحث سياسی آن را كنار بگذاريم)، تصوف و عرفان اسلامی است و در طول تاريخ، گفت‌وگوی (به معنای واقعی كلمه) اسلام با ديگر اديان، هيچ‌گاه جز از طريق عرفان صورت نگرفته است.

دكتر شهرام پازوكی - عضو هيئت علمی مؤسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ايران

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، دكتر «شهرام پازوكی»، عضو هيئت علمی مؤسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ايران، عصر روز گذشته 30 بهمن‌ماه سال‌جاری در سخنرانی خود با عنوان «عرفان و گفت‌وگوی اديان» ضمن بيان مطلب فوق گفت: در چند سال گذشته به طرق مختلف به اقتضای زمان وارد اين بحث شده‌ام. دوست داشتم اسم اين نشست را «عرفان و مذاهب اسلامی» می‌گذاشتم، به جهت وضعيت فكری‌ای كه به‌خصوص در درون اسلام پيش آمده و آن تعارضی كه گمان می‌رفت كه تفكر سلفی و قشری گذشته غلبه و اقتدار پيدا كند و مظاهر و مشخصاتش در حال ظهور است.

وی افزود: اين تفكر سلفی بيش از همه متوجه عالم شيعه و هر نوع تفكر حكمی و عرفانی خواهد شد. جا داشت كه به جای عرفان و گفت‌و‌گوی اديان، گفت‌وگوی اديان و مذاهب اسلامی را مطرح می‌كردم.

اين محقق عرفان اسلامی تنها راه تقريب مذاهب اسلامی را «عرفان اسلامی» دانست و اذعان كرد: ترديدی ندارم كه تنها راه تقريب مذهب اسلامی ـ اگر مباحث سياسی‌اش را كنار بگذاريم ـ تصوف و عرفان اسلامی است و يكی از دلايل اصلی‌ام اين است كه اساسا بيش از 90 درصد مسلمانان (اصل‌شان، نه مسلمانان بعدی) به واسط تصوف مسلمان شدند و به همين دليل هم می‌بينيم كه مسلمانان در كشورهای غير حوزه عربستان مثل آفريقا، اروپای‌شرقی و خاور ‌دور و ... اسلامشان، اسلام عرفانی است.

عضو هيئت علمی مؤسسه گفت‌وگو‌ی اديان در ادامه سخنانش اظهار كرد: اكنون برای ما ايرا‌نی‌ها دو مسأله مهم و حايز اهميت وجود دارد؛ نخست موضوع اسلام در جهان و دومی تشيع در ميان مذاهب ديگر است. بيم آن می‌رود كه تشيع به معنايی كه الان عليه آن صحبت می‌شود، تخريب‌هايی عليه آن صورت گيرد و مسأله اساسی و ضرر اساسی اين خواهد بود كه با آغاز اين تخريب، بعد معنوی اسلام و بعد حكمی و عقلانيت آن‌را هم مخدوش سازد.

پازوكی ادامه داد: در مورد بحث اسلام و اديان ديگر كه بعد از حادثه 11 سپتامبر حادتر شده است، جا دارد كه وضعيت اسلام را در بيان اديان ديگر؛ (اگر می‌خواهد در مقام گفت‌وگو برآيد) روشن شود؛ يعنی بايد بدانيم كه موضع اسلام چيست؟ از نظر بنده نوع ديگری از گفت‌وگو وجود ندارد.

وی تأكيد كرد: مباحث مختلف مانند تطبيق و بررسی عقايد فقه اسلام با فقه يهود و يا كلام اسلام با كلام مسيحيت و ... اگرچه درست و لازم است؛ اما اين‌ها گفت‌وگو نيست. گفت‌وگو معنای دقيقی دارد كه ما از آن غافل هستيم. گفت‌وگو مبانی متافيزيكی و عرفانی دارد و فقط با اين مبانی می‌توان به معنای حقيقی لفظ گفت‌وگو كرد، يعنی گفت‌و‌گوی فقهی يا كلامی اسلام با اديان ديگر اساسا ميسر نيست، تطبيق‌ و مقايسه‌اش ميسر است.

وی درك واقعی معنای گفت‌وگو را شرط لازمه گفت‌وگو دانست و اظهار كرد: در طول تاريخ گفت‌وگوی اسلام با ديگر اديان به معنای دقيق كلمه هيچ‌گاه جز از طريق عرفانی صورت نگرفته است.

وی در بيان سير تاريخی واژه «ديالوگ» خاطر نشان كرد: «ديالوگ»، اساسا يك واژه يونانی است و ريشه در انديشه‌های افلاطون دارد. در يونان باستان، افلاطون معلم واقعی گفت‌وگوست. اگر بگويم كه گفت‌وگو مقام فلسفه و فيلسوفانی بوده است، پس هم‌دلی مقام عرفا بوده و آن‌ها هستند كه صحبت همدلی می‌كنند (البته همدلی واژه مختص اسلام نيست و در عرفان‌های ديگر نيز وجود دارد)

 دكتر شهرام پازوكی
مولانا در شاه‌كار عرفانی خود شرح می‌دهد كه در ورای هم‌زبانی، آن‌چه وی هم‌دلی می‌نامد وجود دارد. هم‌دلی، يعنی اتحاد قلوب كه به نظر او دل نيز زبانی دارد، غير از زبان دهان

وی افزود: در كتاب «مثنوی» دو واژه هم‌دلی و هم‌زبانی داريم كه هم‌زبانی می‌تواند واژه مناسبی برای ديالوگ باشد. همدلی مولانا، تفكر يونانی نبوده و بنابراين معادلی در ادبيات عرفانی غرب ندارد و من در عرفانی مسيحی نتوانستم معادلی برای آن بيابم.

دكتر پازوكی در ادامه سخنانش شرط اصلی گفت‌وگوی حقيقی در اديان را توجه به حقيقت اديان دانست و اظهار كرد: گفت‌وگوی حقيقی در اديان وقتی ميسر می‌شود كه در ابتدا دريابيم كه اديان هريك در ماهيت حقيقت خود راجع به چه چيزی سخن می‌گويند و اگر ما نتوانيم مثل پديدارشناسان اهل فلسفه سرآغاز اديان را بيابيم، واقعا نمی‌توانيم در مسير گفت‌و‌گو قدم بگذاريم.

وی يكی از حالت‌های گفت‌وگو را گفت‌و‌گو با خود دانست و اذعان كرد: گفت‌وگو به معنای دقيق لفظ نبايد به معنای طرف ديگر در خارج باشد و گفت‌و‌گو در خود آدم نيز رخ می‌دهد و اساسا گفت‌وگو در ابتدا در خود آدم رخ می‌دهد. افلاطون به اين معنا از گفت‌وگو در رساله خود اشاره می‌كند. از نظر افلاطون گفت‌وگو با خويشتن، ذات تفكر است، يكی از اصول گفت‌وگوی اصيل اين است كه كسی می‌تواند گفت‌وگوی اصيل داشته باشد كه خود او در مسير يافتن و پيدا كردن خويش راهی را طی كرده باشد، البته همه اديان معتقدند كه يكی از مقاصد عاليه‌شان اين است.

وی خودشناسی در عرفان را نهايت سلوك الی‌الله دانست و گفت: خود‌شناسی كار ساده‌ای نيست و چون امروزه معنای اين اصطلاحات عوض شده است، تصور می‌شود كه معنای ساده و همه‌فهمی دارد. تفكر درباره هدف خلقت، هدف آفريش، به كجا می‌روم؟، به كجا آمد‌ه‌ام؟ و .. از لزومات خود‌شناسی است. با اين مقدمات اگر به تاريخ اسلام نگاه كنيم، می‌بينيم كه تنها عرفا بودند كه بحث گفت‌وگوی اديان را طرح كردند؛ زيرا آن‌ها خودشناسی را شرط اصلی دين‌شناسی می‌دانند.

وی يكی از اجزای مهم گفت‌وگو را گوش‌دادن دانست و اذعان كرد: يكی از اجزای اصلی گفت‌وگو، گوش‌كردن است، پس بايد گوش‌كردن و مخاطب‌‌شدن را آموخت. در اين گوش‌كردن دانايی حقيقی در فهم دين پيدا می‌شود. «هراكليتوس» فيلسوف يونانی در اين باره می‌گويد: «دانايی گوش دادن نه به من كه به «لوگوس» است و هم‌‌نوا شدن به او كه همه چيز يكی است.» (لوگوس در انجيل يوحنا، به «كلمه» تعبير شده است).

اين محقق و استاد دانشگاه در ادامه سخنانش گفت: هراكليتوس در بيان ديگری می‌گويد: كسی می‌تواند زبان داشته باشد كه به لوگوس گوش دهد و كسانی كه اين كار را نكنند، نه گوش دادن بلد هستند و نه سخن گفتن. در عالم اسلام، پرسش از زبان فقط در عرفان مطرح شده است، البته بحث دلالت الفاظ در منطق و علم اصول را داريم و اين‌كه حقيقت زبان چيست؟، فقط در قلمرو عرفان مطرح شده است. در قرآن ‌كريم هم از انسان‌هايی سخن به ميان آمده است كه با وجود اين‌كه گوش و زبان ظاهری دارند، گوش و زبان واقعی ندارند و روی به حقيقت نمی‌آورند.

وی تأكيد كرد: اگر ما نفهميم كه گفت‌وگو حقيقتا چيست؟، نمی‌توانيم بفهميم كه گفت‌وگوی اديان در اسلام و عرفان چگونه رخ داه است. بحث ما تاكنون يك بحث مبنايی و مقدمه‌ای برای گفت‌وگوی اديان است.

عضو هيئت علمی مؤسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ايران گفت: اصل در عرفان سخن گفتن نيست، بلكه سكوت است. ولی كسی‌كه در عرفان گوشش باز می‌شود گاهی اوقات زبانش هم باز می‌شود. پی بردن به ناگفته‌ها و درك تعاليم فراموش‌شده يك دين در گفت‌وگو با يك دين بسيار مهم است و از فوائد اين امر آن است كه بر غنای ادراك معنوی ما از دين و ابعاد مختلف آن می‌افزايد.

وی لازمه اين كار را اجتناب از نوع نگاهی كه بر حسب الهيات جديد پروتستان مسيحی كه به اصطلاح آن‌را نگاه «ابژه‌ساز» می‌گويند دانست و گفت: نگاه ابژه‌ساز، موضوع را بدون تعلق به شخص می‌بيند و اين بسيار مخرب است. با اين نگاه نمی‌توان به ديالوگ رسيد و فقط می‌توان مطالعات تطبيقی داشت. معنای و مفاهيم دينی مانند مفاهيم علمی نيستند كه به حقيقت وجودی ما بی‌ارتباط باشند. آن‌ها با روح و جان مؤمنان ارتباط دارند.

 دكتر شهرام پازوكی
مباحث مختلف مانند تطبيق و بررسی عقايد فقه اسلام با فقه يهود و يا كلام اسلام با كلام مسيحيت و ... اگرچه درست و لازم است؛ اما اين‌ها گفت‌وگو نيست. گفت‌وگو معنای دقيقی دارد كه ما از آن غافل هستيم

وی تحقيقات تاريخی را ناكافی برای رسيدن به حقيقت دين دانست و اظهار كرد: تحقيقات تاريخی، نمی‌تواند ما را به حقيقت دينی راه بيرد؛ اما از نظر عارفان در گفت‌و‌گو، زمان و مكان بندها و محدوديت‌هايی هستند كه بايد به ورای آن‌ها رفت. در اين شرايط فراتاريخی «ابن عربی»، با يك عارف چينی مثل «لائوتسه»، در بعد زمانی با اختلاف 1800 سال و اختلاف مكانی گفت‌وگو داشته باشند، ايزوتسو اين كتاب را ترجمه كرد و دقيقا اين گفت‌وگو را نشان و انجام داده و آدمی را به حيرت وا‌می‌دارد.

وی افزود: كتاب «فصوص‌الحكم» اثر ابن عربی نمونه كامل يك گفت‌و‌گوی دينی است ولی شما به هيچ‌وجه صحبت‌هايی را كه الآن با عنوان گفت‌وگو و مطابقه می‌بينيد، در آن نمی‌بينيد. ابن عربی براساس حقيقت معنوی نبی آن دين اين گفت‌وگو را انجام داده و نگاه او به اين انبيا نگاهی كاملا او را تاريخی و با هم‌نوايی بوده است. نگاه او به مسيحيت از منظر حقيقت معنوی مسيح بود، نه از منظر مبانی فقهی، كلامی و ... مسيحيت.

وی در پايان سخنانش «دارالشكوه» (انديشمند مسلمان قرن 11 هندوستان) و مولانا را از ادامه‌دهندگان راه ابن عربی و مناديان گفت‌وگوی اديان دانست و اظهار كرد: مولانا در شاه‌كار عرفانی خود شرح می‌دهد كه در ورای هم‌زبانی، آن‌چه وی هم‌دلی می‌نامد وجود دارد. هم‌دلی، يعنی اتحاد قلوب كه به نظر او دل نيز زبانی دارد، غير از زبان دهان.

نشست‌ «عرفان و گفت‌وگوی اديان» روز گذشته 30 بهمن‌ماه سال جاری از ساعت 30: 16 تا 18 با سخنرانی دكتر «شهرام پازوكی» و با حضور جمعی از اساتيد، محققان، دانشجويان و علاقه‌مندان در مؤسسه گفت‌و‌گوی اديان برگزار شد

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 15:19 |
واپسین بخش آفتاب عشق: مولوی در دنیای مدرن

بی بی سی 

مولوی شخصیتی چند بعدی و چند وجهه دارد. در میان مشاهیر ادب فارسی دری کمتر کسی را می توان سراغ کرد که به اندازه او مورد توجه و عنایت قرار گرفته باشد.

او همچنان که شاعری بزرگ است؛ عارفی برجسته به شمار می رود و به همان اندازه اندیشمندی سرشار از نبوغ شناخته می شود.

اصل اساسی که در تفکر مولوی وجود دارد و دیگران را این گونه شیفته اندیشه های او کرده، تعبیری است که مولوی از عشق ارائه می کند- عشقی فرا زمینی و فرا زمانی و در عین حال هم زمینی و هم زمانی.

قصه عشق

سهیلا صلاحی مقدم، استاد دانشگاه الزهرا، به این وجه اندیشه مولوی به عنوان یک اصل اساسی نگاه می کند.

او می گوید:" تمام مثنوی و غزلیات مولوی قصه عشق است- قصه عشقی در عین مهربانی و عطوفت و در عین حال همراه با اعتقادات به معنی واقعی آن."

تعریف مجدد انسان به نظر اسماعیل اکبر، نویسنده افغان، از دیگر مسائل مطرح در اندیشه مولانا است.

او می گوید: "پیام اصلی مولانا تعریف جدید انسان، تکمیل انسان و یک بعدی ندیدن انسان است."

ولی انسان امروز، انسان قرن بیست و یک، در اندیشه های مولوی به دنبال چه چیزی است که این گونه او را در کشورهای غربی به شاعر و متفکری محبوب تبدیل کرده است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 19:42 |


Powered By
BLOGFA.COM